سامسونگ RSS تماس درباره ما شناسنامه تبلیغات
گروه آواژنگ برگزار می‌کند: مسابقه عکس از الکامپ 2008
به اندازه يك تمبر، اما بزرگ


منصور نصيرى

074244.jpg

مارگارت بورك وايت در سال ۱۹۰۶ در Bronx نيويورك متولد شد. در ۱۹۲۲ به خاطر علاقه وافرش به مارها مشغول تحصيل خزنده شناسى در دانشگاه كلمبيا شد و تحت تعليمات كلارنس وايت به عكاسى علاقه مند شد.
سه سال بعد با اِوِرِت چپمن ازدواج كرد كه زندگى آنها يك سال بعد به طلاق انجاميد.
بورك دانشگاه ها و كالج هاى بسيارى را از جمله دانشگاه ميشيگان، دانشگاه پوردو ميشيگان و وسترن ريزرو در كليولند تجربه و عوض كرد تا سر انجام در سال ۱۹۲۷ از دانشگاه كرنل فارغ التحصيل شد.
يك سال بعد به كليولند اوهايو رفت و در كارخانه فولاد «اوتيس» به عنوان عكاس صنعتى شروع به كار كرد.
در ۱۹۲۹ با سمت دستيار ويراستار براى مجله فورچون فعاليت مى كرد. از مارگارت بورك به عنوان اولين عكاس غربى كه اجازه ورود به اتحاد جماهير شوروى را يافت نام مى برند. او همچنين اولين فوتوژورناليست زنى است كه در مجله لايف - توسط هنرى لوسى- استخدام شد.
طى سال هاى اواسط دهه ۳۰ بورك مانند دوروتى لانگ از قربانيان خشكسالى «Dust Bowl» عكاسى كرد.
در ۱۹۳۷ به اتفاق ارسكين كالدول _ داستان نويس - كتاب «قيافه هايشان را ديده ايد» منتشر كرد.
دو سال بعد با كالدول ازدواج كرد كه زندگى مشترك آنها نيز در ۱۹۴۲ به پايان رسيد.
از او به عنوان اولين زن خبرنگار كه اجازه حضور در مناطق جنگى را طى سال هاى جنگ جهانى دوم يافت، نام مى برند.
دهه پنجاه براى بورك با بيمارى پاركينسون همراه بود و سرانجام در اوت ۱۹۷۱ شاتر دوربين بورك ۶۵ ساله براى هميشه بسته شد.
مارگارت بورك وايت يكى از عكاسان نوآور و مستعد قرن بيستم بود. او به عنوان يك زن پا به دنيايى گذاشت كه در تسلط مردان بود و توانست نام خود را در شمار عكاسانى كه تاريخى ترين لحظات تاريخ آمريكا را به تصوير كشيده اند ثبت كند.
در دهه ۲۰ عظمت صنعت و ماشين را در مقام يك عكاس صنعتى خلاق به تصوير كشيد، طى سال هاى ركود فراگير دهه ۳۰ فقر و رنج را مستندنگارى كرد و در سال هاى دهه ۴۰ تصوير حقيقى جنگ را به خانه آورد.
اواسط قرن بيستم زمان مهم و پربارى در تاريخ آمريكا است و مارگارت بورك وقايع عمده روز را عكاسى كرده است. در آن زمان بورك مى گفت: «هدف هنر جست وجوى زيبايى در جلوه هاى عظيم دوران است. امروز آن جلوه عظيم صنعت است.»
جسارت و شجاعت به همراه وسواس زياد براى تهيه بهترين تصوير ممكن به عكس هاى او تمايز بخشيد. در سال هايى كه به عنوان عكاس در مجله لايف كار مى كرد عكس هاى منحصر به فردى را مى آورد كه ديگران نگرفته يا نتوانسته بودند بگيرند و لايف از اين طريق موفقيت كسب مى كرد.
بورك بارها جانش را براى تهيه عكس براى لايف به خطر انداخت تا آنها را در كنار نوشته هاى زنانه و با احساسش به چاپ برساند.
لايف در سال ۱۹۵۹ كه بورك وايت مشغول كشمكش و مبارزه با بيمارى پاركينسون بود عكس هاى آلفرد آيزنشتات را از زندگى روزمره و مبارزه شجاعانه بورك به چاپ رساند.
كتاب زندگينامه او «زندگى يك عكاس» به همراه عكس هاى سياه و سفيد درخشانش در شمار كتاب هايى است كه تقريباً در تمام كتاب خانه هاى مدارس و دانشگاه هاى آمريكا در دسترس جوانان قرار داده شده است.بورك وايت نه يك قديسه بود و نه يك فعال اجتماعى. او در مقام هنرمندى بلندهمت كه از ثروت و شهرت هم لذت مى برد، عكس هاى يكتايى در معرض ديد ما قرار داده كه هنوز هم تاثير خود را حفظ كرده اند.بخشى كه اغلب در زندگى اين بانوى عكاس ناديده انگاشته مى شود موفقيت كارى او و درآمد بسيار بالاى او به عنوان يك زن فوتوژورناليست است. شايد اگر كمى مقتصد و صرفه جو بود و ريخت وپاش ها و ولخرجى هايش را كنترل مى كرد نامش را در جدول مولتى ميليونر هاى آمريكا نيز ثبت مى كرد!
• مارگارت بورك وايت كتاب هاى:
قيافه هايشان را مى شناسيد، ۱۹۳۷؛ با ارسكين كالدِول
عكاسى جنگ روسيه
۱۹۴۲ آنها «دره نشان قلب ارغوانى» مى نامندش، ۱۹۴۴ (مدالى كه در ارتش آمريكا به كشته و زخميان مى دهند)
نيمه راه آزادى، گزارشى از هند امروز، ۱۹۴۹ ‎/ پرتره خودم، ۱۹۶۳ ‎/ ميهن محبوب، آرام بياسا، ۱۹۴۶‎/ ‎/ «طعم جنگ» (منتخبى از نوشته هاى بورك به تنظيم جاناتان سيلورمن) را در طول فعاليت حرفه اى اش به عنوان يك عكاس منتشر كرد.
كتاب هايى نيز درباره او منتشر شده اند، از جمله: براى جهان، تا ببيند: زندگى مارگارت بورك به قلم جاناتان سيلورمن، ۱۹۸۳ ‎/ مارگارت بورك وايت: زندگينامه به قلم ويكى گُلدبرگ، ۱۹۸۶ ‎/ عكس هاى مارگارت بورك وايت، شون كالاهان ۱۹۷۲.
بورك به عنوان يك عكاس صنعتى در سال هاى دهه ۲۰ ميلادى همزمان با پيشرفت صنعت مشهور شد.
جوايز «موزه» در ۱۹۲۷ كه به عكس هاى او از كارخانجات توليد فولاد اعطا شد، نام او را بر سر زبان ها انداخت و يكى از نتايجش پيشنهاد كار از سوى هنرى لوسى براى مجله فورچون بود.
در ۲۵ سالگى بورك يك عكاس مشهور جهانى شده بود و عكس هايش در موزه ها و نمايشگاه هايى در سراسر جهان در كنار سخنرانى هايش به نمايش در مى آمدند.
در اوايل دهه سى اولين عكاسى بود كه به اتحاد جماهير شوروى پا گذاشت و از كمونيسم عكاسى كرد.

074247.jpg

بعد ها عكس هاى بسيار بزرگ او بر ديوار هاى مركز «راكفلر» و تجربه عكاسى هوايى نيز در كارنامه اش قرار گرفت.
او اولين و تنها زن عكاسى بود كه در كنار عكاسان بزرگ لايف استخدام و مشغول به كار شد و به خصوص در اين دوره به عنوان يكى از الگوها و ايده آل هاى جنبش هاى زنان مورد توجه قرار گرفت.
در ۱۹۴۱ اولين عكس هاى جنگ جهانى دوم از حمله و بمباران شبانه كاخ كرملين روسيه را توسط نازى هاى آلمان به جهان نشان داد. يك سال بعد به عنوان اولين زن عكاس جنگ اولين يونيفورم خبرنگارى را به تن كرد كه هنوز هم توسط بسيارى از خبرنگاران زن پوشيده مى شود.
در سفرى دريايى كشتى حامل او در راه آفريقا مورد اصابت اژدر قرار گرفت. آلفرد هيچكاك فيلم «قايق نجات» را با الهام از اين ماجرا ساخت.
در ۱۹۴۷ به آلمان رفت و لحظاتى از زندگى قربانيان كمپ ها را به تصوير كشيد.در همان سال در هند آخرين كسى بود كه قبل از ترور گاندى با او مصاحبه كرد و يكى از معروف ترين عكس هاى گاندى را گرفت.
در فيلم «گاندى» Candice Bergen نقش بورك عكاس و خبرنگار را بازى مى كند. در ميان عناوين اعطايى به او دكتراى دانشگاه ميشيگان و دانشگاه Rutgers كه به آيزنهاور هم داده شده به چشم مى خورد. عكس هاى به جا مانده از او در دانشگاه سيراكوز نيويورك قرار دارد.اميلى كلر براى عكس هاى كتاب «زندگى يك عكاس» از ميان هزاران عكس اين مجموعه ۶۳ عكس را انتخاب كرده و در كنار زندگينامه او به چاپ رسانده است.بورك هنگام كار در لايف به بهبود و پيشرفت سبك و شيوه «مقاله تصويرى» كمك كرد و نشان داد سبك جديد گزارش در ميان تمام خوانندگان ملل محبوب و پرطرفدار است.
ماموريت هاى عكاسى او را به سراسر جهان از قطب شمال، اروپا، اتحاد جماهير شوروى، هند، آفريقاى جنوبى و كره جنوبى كشاند.كتاب «زندگى عكاس» خواننده را با سير تحول دخترك خجالتى و ساكت به بانوى جذابى كه با پشتكار زياد به دنبال ارضاى حس كنجكاويش تا تبديل شدن به عكاسى با عكس هاى منحصر به فرد رفت، همراه مى كند.
Alfred Stieglitz ريش سفيد عكاس ها يك بار به بورك گفته بود «عكس هاى تو اگر به اندازه يك تمبر هم باشند هم چنان بزرگند. تو بزرگ مى بينى.»

روزنامه شرق، 29 آذر 1383، سال دوم شماره 368