سامسونگ RSS تماس درباره ما شناسنامه تبلیغات
گروه آواژنگ برگزار می‌کند: مسابقه عکس از الکامپ 2008
جميز ناكتوي James Nachtwey

مترجم : علي اتحاد
به‌ بهانه فيلم عكاسي جنگ

ناكتوي، چنان‌كه در فيلم بارها مورد تلفظ قرار مي‌گيرد، گويش درست نام اوست. اين نام در ايران به غلط نچوي تلفظ شده است.

«اگر عكس شما به اندازه كافي خوب نيست به اندازه كافي به موضوع نزديك نشده‌ايد» رابرت كاپا
اين جمله‌ي مشهور از عكاسي مشهوراست كه نام او سال‌ها برابر جذاب‌ترين تصوير از فتوژورناليسم فرض مي‌شد. «عكاس جنگ» نام فيلمي است،‌ به كارگرداني كريستين فري «Christian Frei» كه با اين جمله از كاپا آغاز مي‌شود.
اين فيلم چنان‌كه از نام آن آشكار است فيلمي است درباره يك عكاس جنگ،‌ عكاسي كه تمامي سال‌هاي جواني‌اش را در جنگ،‌ ويراني،‌ و آتش گذرانده است.
جيمنر ناكتوي، متولد ۱۹۴۸ است. وي در ايالات ماساچوست ايالات متحده رشد نمود و تحصيلاتش را در دانشگاه Dart Mouth‌، در رشته هنر و علوم سياسي و در فاصله‌ سال‌هاي ۷۰-۱۹۶۶ پي‌گرفت.
ناكتوي در سال‌ ۱۹۷۶ كار حرفه‌اي عكاسي را در نيومكزيكو آغاز كرد و در ۱۹۸۰ به نيويورك رفت. وي درباره تصميمش براي عكاس شدن مي‌گويد:


«تصميم من براي عكاس شدن،‌ تبديل شدن به يك عكاس جنگ بود. اين تصميم را اوايل ۱۷ سالگي‌ام گرفتم. در نيمه شبي از سال ۱۹۸۰ از خواب بيدار شدم، با تصميمي واضح و روشن مبني بر اين‌كه مي‌خواهم هر چه لازم است بياموزم، مي‌خواهم به نيويورك بروم و تلاش كنم در مجله‌اي عكاسي شوم، يك عكاس جنگ. جداً احساس مي‌كردم براي اين كار آمادگي دارم.»
ناكتوي مي‌گويد در دهه‌ي ۱۹۸۰ با ديدن عكس‌هاي مشهور ويتنام بسيار تحت تأثير قرار گرفته و اين موضوع، جرقه‌هاي اوليه‌ي تصميم او را پديد آورد. در آغاز فيلم عكاس را مي‌بينم كه در خرابه‌هاي منطقه‌اي از كوزوويِ پس از جنگ مشغول عكاسي است. او با آرامش و دقت به سوژه‌هايش نزديك مي‌شود، به سراغ آدم‌ها مي‌رود- زماني كه بر فراز كشتگانشان شيون مي‌كنند- به آرامي با نور سنج دستي نور را مي‌خواند و عكس مي‌گيرد.


تكنيك‌هاي فني موجود در فيلم تجربه‌اي تازه را به مخاطب عرضه مي‌كنند. تجربه‌اي بسيار نزديك و خصوصي از آن‌چه پشت دوربين رخ مي‌دهد. در اين پروژه‌ي مستند، حضور يك microcam‌ بسيار چشم‌گير است. دوربين ويدئويي بسيار كوچكي كه روي بدنه دوربين عكاسي ناكتوي قرار گرفته و همواره تصاويري از دوربين، سوژه،‌ و انگشت عكاس را به ما نشان مي‌دهد.
اين تصاوير از جهات مختلفي مهم‌اند. نخست آن‌كه مراحل مقدماتي مشهورترين عكس‌هاي ناكتوي را به ما نشان مي‌دهند. ديگر آن‌كه مشخصات فني هر كدام از عكس‌ها را مي‌توان به صفحه‌ي نمايشگر روي بدنه‌ي دوربين خواند و در نهايت مي‌توان لحظه‌اي را رويت نمود كه انگشت عكاس تصميم نهايي را گرفته و تصوير را ثبت مي‌كند.


وسواس ناكتوي براي رسيدن به عكس دلخواه‌اش را مي‌توان به راحتي در فيلم ديد. از دور سوژه چرخيدن‌هايش، گرفتن فريم‌هاي مختلف از زواياي متفاوت و نيز از انتخاب مجموعه‌ي نهايي در كارگاهش در نيويورك.
دو بعد متفاوت موجود در عكاسي ژورناليستي، يعني بعد زيبايي شناسانه و بعد خبررسان، در عكس‌هاي جيميز ناكتوي در كمال خود قرار دارد. كمتر فوتوژورناليستي را مي‌توان يافت كه تا اين پايه خود را ملزم به رعايت اصول تركيب‌بندي تصوير بداند، و در نهايت آن‌چه حاصل مي‌شود از حوزه‌ي ژورناليسم دور نشده باشد. انتخاب در حالي كه عناصر صحنه در كنترل عكاسي نيستند،‌ سرعت بالاي تصميم‌گيري و شعور بصري فوق‌العاده‌اي را مي‌طلبد. با وجود چنين موانعي آثار ناكتوي در تعادلي ميان هنرهاي زيبا و ژورناليسم جريان دارند.


هر چند نام فيلم «عكاس جنگ» است اما اغلب مأموريت‌هايي كه عكاس را در آن مي‌بينيم اجتماعي هستند. ناكتوي نخستين مجموعه‌اش را در ايرلند شمالي و به سال ۱۹۸۳ عكاسي كرد و سپس به كشورهايي السالوادور، نيكارگوا، گواتمالا، لبنان، اندونزي، تايلند، هند، رواندا و... سفر كرد.
در فيلم سفري به اندونزي را مي‌بينيم، كه عكاس در جستجوي سوژه‌هايش به حومه‌ي جاكارتا و به سراغ زاغه‌نشينان اطراف ريل راه‌آهن مي‌رود.
هر چند كه تمام منطقه مملو از خانواده‌هاي تهيدست است اما عكاس از ميان آنان نيز گستره‌ي محدودتري را انتخاب كرده به سراغ يك خانواده مي‌رود.



ناكتوي در فاصله‌ي ميان دو ريل قطار، محوطه‌ي كوچكي را مي‌يابد كه خانواده‌ي شش نفره در آن زندگي مي‌كنند- پدر، مادر و چهار فرزند. مرد بومي كه يك دست و يك پا ندارد؛ عكاس با نزديك شدن به آن‌ها، شيوه‌ي گذران روز، كسب درآمد، استراحت، شستشو و در مجموع زندگي آنان را ثبت مي‌كند.
در بخشي از فيلم، ناكتوي مي‌گويد كه وظيفه‌ي عكاس نشان دادن اين تصاوير به ديگر مردم است. او به اين وظيفه بسنده نمي‌كند. بلكه به وسيله‌ي مكاتبه با خانواده‌هايي كه از آن‌ها مجموعه‌اي عكاسي كرده، كمك‌هاي مالي مخاطبان نمايشگاه‌هايش را براي آنان ارسال مي‌دارد. تا بدين شكل جدا از حرفه‌اش وظيفه‌ي انساني خود را نيز به انجام رساند.


ناكتوي با آن‌چه مقابل قاب دوربين قرار مي‌گيرد، رابطه‌ي عاطفي عميقي برقرار مي‌كند. به انسان‌ها نزديك مي‌شود، با آن‌ها صحبت مي‌كند. و با آن‌ها متأثر يا شاد مي‌شود. و بدين ترتيب تصاويري بدست مي‌آيد كه عميق و نزديك به سوژه است.
ناكتوي همواره از نگاتيو سياه و سفيد استفاده مي‌كند. اين موضوع در فيلم به صورت بارزي خود را نشان مي‌دهد. چرا كه بسياري از مكان‌هاي عكاسي شده مملو از رنگ است رنگ‌هايي كه در عكس‌هاي ناكتوي جايي ندارند. او فيلم سياه و سفيد به كار مي‌برد تا تمركز‌اش بيش از هرچيز به هويت انسان‌ها باشد. و عناصر ديگر تصويري كه ممكن است جذاب به نظر بيايند، خود به خود در زمينه حل شوند. چنين مولفه‌هايي ماهيت متفاوت و برجسته‌ي آثار ناكتوي را مي‌سازند.


ماهيت متفاوتي كه براي او، ۵ بار مدال طلاي رابرت كاپا، دو بار جايزه‌ي world press photo، و شش بار عنوان عكاس سال مطبوعات را به ارمغان آورد.
جميز ناكتوي در طول سال‌هاي كاري‌اش نمايشگاه‌هاي انفرادي بسياري برگزار نمود كه از ميان آن‌ها مي‌توان به نمايشگاه‌هاي رم، مادريد، نيويورك، پراگ، آمستردام و... اشاره كرد.
وي اكنون به صورت ثابت با مجله‌ي آلماني Stern‌ در هامبورگ نيز كار مي‌كند.

مجله تنديس - شماره شماره هشتاد و سه - ۴ مهر ۱۳۸۵