واکاوی زخم آپارتاید در سلف پرتره‌های مودیزاکنگ

شنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۶

Ditaola VI، ۲۰۱۴
 

    اختصاصی «سایت عکاسی» - در نهم مارس ۲۰۱۵ در دانشگاه کیپ تاون آفریقای جنوبی، چومانی مکسوِل دانشجو و کنشگر اجتماعی به سوی مجسمهٔ برنزی سسیل جان رودس استعمارگر انگلیسی قرن نوزدهم رفت و سطلی از فضولات انسانی را بر آن پرتاب کرد. این نخستین مورد از رشته فعالیت‌های متمردانه‌ای بود که با عنوان کمپین «رودس باید پایین بیاید» شناخته شد، کمپینی که الهام‌بخش جنبش دانشجویی «شهریه باید پایین بیاید» در پردیس‌های سرتاسر آفریقای جنوبی شد. این حوادث کمک کرد تا بحث‌هایی در سطح ملی راجع به تکریم بیجا از سلطهٔ سفید‌ها و میراث آپارتاید، و راجع به نیاز کشور به توجه کامل‌تر و خالص‌تر به زندگی سیاهان، راه بیفتد. 

   بحث و جدل‌های حول این اعتراضات، اثرات پابرجایی نه تنها در بین اساتید و دانشجویان بلکه بین هنرمندان نیز داشته است. موهاو مودیزاکنگ عکاس، یکی از آن‌ها است. امسال مودیزاکنگ به همراه کندیس بریتس نمایندهٔ آفریقای جنوبی در پنجاه و هفتمین بینال ونیز است. مودیزاکنگ سی‌ساله که در سال ۲۰۰۹ از مدرسهٔ هنرهای زیبای میکائیلیس در دانشگاه کیپ تاون فارغ‌التحصیل شده، با استفاده از سلف‌پرتره‌های تفکر‌برانگیز و به ‌یاد ماندنی، تصاویری تأثیرگذار از کشوری می‌آفریند که در حال ارزیابی دوبارهٔ خود است.
 


بدون عنوان، ۲۰۱۴


   مودیزاکنگ که متولد سال ۱۹۸۶ است، در محله‌ای ساده در سِویتو در یک آلونک بدون برق بزرگ شده است. مادرش زولو و پدرش موتسوانا، از کارگران مهاجری بودند که در اوایل دههٔ ۱۹۸۰ به شهرک‌های بی‌رونقِ پراکنده در حومهٔ جنوب غربی ژوهانسبورگ سرازیر شدند، شهرک‌هایی که در دورهٔ آپارتاید اکثر جمعیت سیاهپوست شهر از روی اجبار در آن‌ها زندگی می‌کردند. مودیزاکنگ اخیراً به من گفت «هنر من، مفهوم بزرگ شدن در سِویتو را از یک نقطه نظرِ بیوگرافیک بررسی می‌کند. من [در آثارم] به آن خاطراتی از کودکی‌ خود اشاره می‌کنم که به نوعی روی حوادث آن روزهای آفریقای جنوبی دست می‌گذارند.» 
 


بدون عنوان، ۲۰۱۳


    مودیزاکنگ با الهام از دوران کودکی‌اش در سِویتو، عکاسی‌ای بر پایهٔ جستجو انجام می‌دهد و در آن صحنه‌هایی لایه‌لایه و مملو از سمبل‌های کشورش خلق می‌کند، عکاسی‌ای که به گفتهٔ خود او سعی دارد تاریخ این ملت را بکاود تا «درک کند این تاریخ چگونه بر بدنهٔ سیاه کشور تأثیر گذاشته است.» عکس‌ها و ویدئوهای او، آثار کاراکتر‌محور هنرمندان قدیمی‌تر سلف‌پرتره همچون ساموئل فوسو و ایکه اوده را نیز دنبال می‌کند. در عکس «فریم ۱۵» مودیزاکنگ را می‌بینیم با یک شلاق شمباک دراز در دستانش، که سمبلی است از خشونتِ مجوزگرفته از دولت؛ او به خاطر دارد که پلیس در آخرین سال‌های آپارتاید برای حفظ نظم از شمباک استفاده می‌کرد.
 


Endabeni 9, ۲۰۱۵


    او در مجموعهٔ «لفا» که در زبان تسوانا به معنای «میراث» است، دراز کشیده بر بستری از زغال سنگ، خود را از بالا به تصویر می‌کشد. این عکس صنعتی شدن شهرش ژوهانسبورگ را به ذهن متبادر می‌کند. مجموعهٔ اجرایی «مسخ»، شامل تصاویری است از مودیزاکنگ در کلوزآپ و جلو یک پردهٔ زمینهٔ سیاه، در حالی که کلاه تریلبی لبه‌مشکی مخصوصش را به سر دارد و گَرد سفیدرنگی از صورت و سینه‌اش می‌ریزد؛ انگار شکل بدنش دارد عوض می‌شود، با حالتی که اشاره دارد به مبارزهٔ دمکراتیک دیرینهٔ آفریقای جنوبی برای تعریف کردن خودش. 

   در غرفهٔ آفریقای جنوبی در ونیز، مودیزاکنگ «عبور‌ها» را برپا ساخته است: یک ویدئو پروجکشن سه‌کاناله که مانند عکس‌های او، زیبایی و زخم‌های روحی بدن‌های سیاه را با تصاویر متحرک نشان می‌دهد. این ویدئوی حدوداً هشتاد دقیقه‌ای، سفر سه نفر از اهالی آفریقای جنوبی را دنبال می‌کند که هر کدام تنها یک اسباب همراهش دارد و می‌خواهد خود را از آب‌های متلاطم به ساحل برساند. مودیزاکنگ می‌گوید در زبان تسوانا زندگی را Botshelo یعنی عبور خطاب می‌کنند و بشر را Bafeti یعنی مسافر. ‌ این نوع نگاه به هستی، می‌خواهد بگوید تمام تجربه‌ها گذرا هستند.

+ منبع و عکس‌های بیشتر

نویسنده نویسنده: Antwaun Sargent | مترجم: امیرحسین صادقیان


ارسال نظر

در پاسخ به نظر زیر :

مطالب مرتبط

تازه‌های عکاسی

وبلاگ در سایت عکاسی

وبلاگ و فتوبلاگ

انجمن‌های عکاسی

سایت عکاسی

سایت عکاسان ایرانی

کانال خرید و فروش دوربین

چاپ عکس آنلاین

Powered by Practicalidea
loaded from cache