چهارشنبه ۲۴ اسفند ۸۴
معرفي عکاس: نايجل ديکنسن(Nigel Dickinson) فوتوژورناليست

Nigel Dickinson را دو سال پيش در فرانسه ملاقات و با او در باره عكس هايش از كولي هاي آنجا صحبت كردم.شور و حرارت او در باره اين موضوع مرا تحت تاثير قرار داد او با چنين روحيه اي توانسته بود كاري كند كه كولي ها آنقدر عميق او را در ميان خود بپذيرند و نتيجه ، يك آلبوم خانوادگي بود كه نگاهي عميق به درون زندگي مردمان عجيبي داشت كه با برپايي مراسم و جشن هاي خاص خود هويتشان را حفظ مي كردند. عكسهاي كولي هاي فرانسه ، كار نايجل ديكنسون مثالي از توانايي يك عكاس در نمايش سوژه به زبان و روش خود او است.

"تام كندي " دبير عكس مجله نشنال جئوگرافيك در سال هاي 1987-1997
نايجل ديكنسون در سال 1959 در بيرمنگام انگليس متولد شد ، او يك عكاس آزاد است كه علاقه خاصي به نشان دادن زندگي انسان هايي كه در حاشيه جوامع مدرن زندگي مي كنند، دارد.
سوژه هاي او را معمولا بوميان آفريقاي جنوبي معدنكاران اعتصابي بريتانيا و بوميان آسياي جنوبي شرقي تشكيل مي دهند. كارهاي او به طور وسيعي در نمايشگاه ها به نمايش در آمده و در مطبوعات به چاپ رسيده است.اينديپندنت ، گاردين ، اشترن و جئو از جمله مطبوعاتي هستند كه كارهاي وي در آنها چاپ و منتشر شده است.
در سال 1992 از سوي " برنامه محيط زيست سازمان ملل" به او جايزه اي تعلق گرفت و در سال 1997 نيز يك جايزه World Press به او اختصاص يافت.در ميان سازمان هايي كه با او كار مي كنند نام بسياري از سازمان هاي صلح طلب و فعال در زمينه حفا ظت از محيط زيست نظير " صلح سبز" به چشم مي خورد. ديكنسون معتقد است "دستيابي به تعادل ميان كار و فراغت بسيار دشوار است " اوقات فراغت او به مطالعه و Snowboard مي گذرد. در ادامه مصاحبه شبكه نشنال جئوگرافيك با وی، از نظرتان مي گذرد.

چطور عکاسي را شروع كرديد؟
اولين دوربينم يك آگفاي "ببين و بگير" بود كه در سال 1970 و به مناسبت 11 سالگي هديه گرفتم .
از داشتنش خيلي خوشحال بودم ، تنظيماتي براي هواي ابري ،آفتابي و ساحلي داشت .
اولين عكس جديدم را به خاطر مي آورم ،14 سالم بود و همراه پدر و مادرم تعطيلات را در اسپانيا مي گذرانديم و من عكسي از طلوع خورشيد گرفتم. همه فكر مي كردند ديوانه ام كه ساعت 4 صبح از خواب بيدارشدم ، من دو عكس گرفتم (البته در حالت Sun دوربينم!) كه عكس هاي خوبي از آب در آمدند . در حقيقت من آن عكس ها را بيست سال بعد به يك مجله فروختم!
مدرسه را در سال 1977 و وقتي 18 ساله بودم رها كردم و سالها دور اروپا و خاورميانه گشتم .
پس از بازگشت به انگليس دوره هايي را در بيرمنگام و شفيلد زير نظر ونلي بورك كه با ولگردان زندگي و عكاسي مي كرد ، گذراندم. كارهاي من مورد توجه قرار گرفتند، گالري Camerawork در لندن عكسهايم را از اعتراضات و راه پيمايي هاي معدنكاران و همينطور سفر چهار ماهه ام در ميان جوامع بوميان آفريقايي جنوبي به نمايش گذاشت .اينها باعث شد كه درهاي برخي از روزنامه هاي ملي در بريتانيا به رويم گشوده شود.
بعدا با معدنكاران طي اعتصاب بزرگ 85-1984 همراه شدم و عكاسي كردم ، چند سال بعد در همين زمينه كتابي را منتشر كردم. در طول سال هاي دهه هشتاد با هركس كه ماموريتي به من محول مي كرد كار مي كردم و در عين حال عكس هايي را كه خودم مي خواستم را نيز مي گرفتم،بدون هيچ حمايت و پشتيباني مالي .
كارهايي كه حالا انجام مي دهم خيلي بهتر است.
عكاسان موفق لزوما بهترين عكاسان نيستند اما مصمم ترين آنها هستند!


