سامسونگ RSS تماس درباره ما شناسنامه تبلیغات
معرفي عکاس: نايجل ديکنسن(Nigel Dickinson) فوتوژورناليست

منصور نصیری


yanomani-deforestation.highlight.jpg

‌Nigel Dickinson را دو سال پيش در فرانسه ملاقات و با او در باره عكس هايش از كولي هاي آنجا صحبت كردم.شور و حرارت او در باره اين موضوع مرا تحت تاثير قرار داد او با چنين روحيه اي توانسته بود كاري كند كه كولي ها آنقدر عميق او را در ميان خود بپذيرند و نتيجه ، يك آلبوم خانوادگي بود كه نگاهي عميق به درون زندگي مردمان عجيبي داشت كه با برپايي مراسم و جشن هاي خاص خود هويتشان را حفظ مي كردند. عكسهاي كولي هاي فرانسه ، كار نايجل ديكنسون مثالي از توانايي يك عكاس در نمايش سوژه به زبان و روش خود او است.


"تام كندي " دبير عكس مجله نشنال جئوگرافيك در سال هاي 1987-1997

نايجل ديكنسون در سال 1959 در بيرمنگام انگليس متولد شد ، او يك عكاس آزاد است كه علاقه خاصي به نشان دادن زندگي انسان هايي كه در حاشيه جوامع مدرن زندگي مي كنند، دارد.
سوژه هاي او را معمولا بوميان آفريقاي جنوبي معدنكاران اعتصابي بريتانيا و بوميان آسياي جنوبي شرقي تشكيل مي دهند. كارهاي او به طور وسيعي در نمايشگاه ها به نمايش در آمده و در مطبوعات به چاپ رسيده است.اينديپندنت ، گاردين ، اشترن و جئو از جمله مطبوعاتي هستند كه كارهاي وي در آنها چاپ و منتشر شده است.
در سال 1992 از سوي " برنامه محيط زيست سازمان ملل" به او جايزه اي تعلق گرفت و در سال 1997 نيز يك جايزه World Press به او اختصاص يافت.در ميان سازمان هايي كه با او كار مي كنند نام بسياري از سازمان هاي صلح طلب و فعال در زمينه حفا ظت از محيط زيست نظير " صلح سبز" به چشم مي خورد. ديكنسون معتقد است "دستيابي به تعادل ميان كار و فراغت بسيار دشوار است " اوقات فراغت او به مطالعه و Snowboard مي گذرد. در ادامه مصاحبه شبكه نشنال جئوگرافيك با وی، از نظرتان مي گذرد.

romany-refugees-across-europe.highlight.jpg

چطور عکاسي را شروع كرديد؟
اولين دوربينم يك آگفاي "ببين و بگير" بود كه در سال 1970 و به مناسبت 11 سالگي هديه گرفتم .
از داشتنش خيلي خوشحال بودم ، تنظيماتي براي هواي ابري ،آفتابي و ساحلي داشت .
اولين عكس جديدم را به خاطر مي آورم ،14 سالم بود و همراه پدر و مادرم تعطيلات را در اسپانيا مي گذرانديم و من عكسي از طلوع خورشيد گرفتم. همه فكر مي كردند ديوانه ام كه ساعت 4 صبح از خواب بيدارشدم ، من دو عكس گرفتم (البته در حالت Sun دوربينم!) كه عكس هاي خوبي از آب در آمدند . در حقيقت من آن عكس ها را بيست سال بعد به يك مجله فروختم!
مدرسه را در سال 1977 و وقتي 18 ساله بودم رها كردم و سالها دور اروپا و خاورميانه گشتم .
پس از بازگشت به انگليس دوره هايي را در بيرمنگام و شفيلد زير نظر ونلي بورك كه با ولگردان زندگي و عكاسي مي كرد ، گذراندم. كارهاي من مورد توجه قرار گرفتند، گالري Camerawork در لندن عكسهايم را از اعتراضات و راه پيمايي هاي معدنكاران و همينطور سفر چهار ماهه ام در ميان جوامع بوميان آفريقايي جنوبي به نمايش گذاشت .اينها باعث شد كه درهاي برخي از روزنامه هاي ملي در بريتانيا به رويم گشوده شود.
بعدا با معدنكاران طي اعتصاب بزرگ 85-1984 همراه شدم و عكاسي كردم ، چند سال بعد در همين زمينه كتابي را منتشر كردم. در طول سال هاي دهه هشتاد با هركس كه ماموريتي به من محول مي كرد كار مي كردم و در عين حال عكس هايي را كه خودم مي خواستم را نيز مي گرفتم،بدون هيچ حمايت و پشتيباني مالي .
كارهايي كه حالا انجام مي دهم خيلي بهتر است.

013_salon_tempere.jpg

ماموريت عكاسي مورد علاقه شما كداميك از كارهايتان است؟ به ياد ماندني ترين –اگر نه محبوبترين- تجربه هاي من طي سفري به برونئي، مالزي و فييليپين در سال 1991 به دست آمد.در مانيل بعد از يك ماجراي آدم دزدي پليس مرا بيهوش در كنار جاده اي پيدا كرد. تمام دوربين هايم را دزديد ند وبا هفت دلار پول و پاسپورتم به حال خود رها شده بودم. در سفر مشابهي، يك روستايي كه مرا با سركرده شكارچيان اشتباه گرفته بود با چاقو به من حمله کرد. به مدت يك سال هم از يك بيماري مناطق حاره اي رنج مي بردم. چه چيزي مجموعه كارهايتان را از كولي ها براي شما به صورت خاص در آورده است ؟ اولين بازديد من از فستيوالGitan در Saintes-Maries-de-la-Merبه سال 1993 بر مي گردد كه احساسات مرا برانگيخت . شايد به خاطر ريشه مذهبي مشتركي كه با آنها داشتم و شايد هم به خاطر احساسي كه يك مسافر به ديگري دارد و يا حسي ناگفتني. در گوشه اي صبورانه منتظر شدم تا كاركنان رسانه ها و جمعيت توريست ها پراكنده شوند. منتظر يك لبخند ، يك دعوت يا يك نگاه بودم ، اين شيوه من بود.آرام آرام دوستي من با آنها بيشتر شد تا اينكه به تدريج خانواده هاي كولي مرا پذيرفتند.كاروان ها و خانه هايي را كه شهرداري در اختيار كولي ها گذاشته بود ديدم و كم كم آنها از من بعنوان شاهد غسل تعميد و عروسي ها دعوت كردند و من موقعيت عكاسي از موقعيت هاي بسيار خصوصي را بدست آوردم. هنوز هم زندگي كولي ها برايم شگفت انگيز است : مراسم مذهبي ، جشن ها، موسيقي ، رقص ،دسته ها و مهمان نوازي عظيم آنها.
011_G.jpg
چه توصيه اي به علاقمندان و مبتديان فوتو ژورناليسم داريد؟ مهمترين نكته ،عكاسي ازته دل است. تصميم بگيريد كه چكار مي خواهيد انجام دهيد ، رپرتاژ،پرتره ،عكاسي از اجتماع،عکاسي هنری ؟... و در آن غوطه ور شويد.براي كارتان وقت بگذاريد و زياد عكس بگيريد . شما از تجاربتان و بيش از آن از اشتباهاتتان درس خواهيد گرفت. هيچ جايگزيني براي زمان ،بردباري،سخت كوشي و نشان دادن كارهايتان به افراد خبره وجود ندارد . پروژه ها را باهم انجام دهيد و آنها را خستگي ناپذير به نمايش بگذاريد به حرف هاي مردم توجه كنيد و انتقادات آنها را تجزيه و تحليل و بررسي كنيد . ايده هاي بدرد خور را دنبال كنيد و باز كارهايتان را نمايش دهيد.براي زمين خوردن دوباره آماده باشيد.

عكاسان موفق لزوما بهترين عكاسان نيستند اما مصمم ترين آنها هستند!

001_tegucigalpa_street_kid.jpg
براي شنيدن صداي نايجل ديکنسن اينجا کليک کنيد.



نظر شما

نام :
ایمیل :
وب سایت :
نظر :
کد امنیتی :
در صورت خوانا نبودن روی تصویر کلیک کنید.