<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<!-- Generated by: http://www.phpclasses.org/rsswriter $Revision: 1.11 $ -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
 <channel>
  <description/>
  <link>http://www.akkasee.com/</link>
  <title>akkasee.com - مقالات</title>
  <pubDate>2010-03-11 22:21:29</pubDate>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img width=&quot;450&quot; height=&quot;329&quot; alt=&quot;E_P2__sideLe_17mm_VF2_XL_001.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/OlympusEP2/E_P2__sideLe_17mm_VF2_XL_001.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;دوربین الیمپوس EP-2 دومین دوربین سیستم چهار سوم میکرو از الیمپوس است که پس از دوربین پر طرفدار Ep-1 که در سال گذشته وارد بازار شد معرفی شده است. این دوربین کیفیت تصویر یک دوربین DSLR را در فرمت فوق فشرده ارایه می‌دهد. در EP-2 ویژگی‌هایی به چشم می‌خورد که کاملا برتر از EP-1 هستند. این ویژگی شامل یک پورت کارآمد برای متصل کردن منظر‌یاب الکترونیکی یا میکروفون، مود رهگیری فوکوس خودکار(AF tracking mode)، دو فیلتر هنری جدید (Diorama&amp;nbsp; و&amp;nbsp; Cross Process)، بهبود کیفیت رنگی هوشمند (colour-boosting i-Enhance)، خروجی جدید HDMI و انتخابی برای ضبط ویدیوی HD از طریق مود عکاسی دستی (manual shooting mode) است. همچنین EP-2 دارای بدنه‌ای مشکی است؛ در حالی که EP-1 با بدنه‌ای نقره‌ای و سفید ساخته شده بود. از دیگر ویژگی‌های کلیدی آن می‌توان به سنسور تصویر 12.1 مگاپیکسلی DSLR، لرزش‌گیر تصویر داخلی، افزایش ISO تا 6400، پشتیبانی از فرمت RAW، ضبط ویدیویی 720p HD با فوکوس خودکار مداوم، نمایشگر LCD 3 اینچی، عکاسی پیاپی 3 فریم بر ثانیه و سیستم ضد غبار فراصوت روی سنسور نام برد. این دوربین به همراه لنز 14-42mm عرضه می‌شود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در دهه‌های 50 و 60 میلادی الیمپوس سری دوربین‌های آنالوگ کامپکتی را روانه‌ی بازار ساخت که در زمان خود نوعی شگفتی به حساب می‌آمدند. اگر مدل‌های EP الیمپوس را تقلیدی از آن‌ها بدانیم کاملا درست بوده است. در حقیقت کمپانی قصد داشته تا خاطره‌ی آن دوربین‌ها را با ظاهر کلاسیک دوربین‌های EP زنده کند. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img width=&quot;450&quot; height=&quot;299&quot; alt=&quot;e_p1_hands_60010.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/OlympusEP2/e_p1_hands_60010.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;ابعاد دوربین EP-2 دقیقا همانند مدل قبلی یعنی EP-1 است. سنگینی آن نیز تقریبا مشابه است به طوری که وزن بدنه حدود 335 گرم است. فناوری‌های به کار رفته در آن هم بسیار شبیه هستند و می‌توان از فیلترهای هنری، جلوه‌های دیجیتالی و لرزش‌گیر داخلی تصویر نام برد. در قلب آن نیز همان سنسور تصویر Live Mos 13.1 مگاپیکسلی (12.3 موثر) که در برادر بزرگتر یافت می‌شد قرار دارد. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در جعبه‌ی EP-1 یک منظره‌یاب Vf-1 موجود بود که بر روی دوربین نصب می‌شد. این منظره یاب از نوع الکترونیکی بود. در مدل EP-2 نیز یک منظره‌یاب الکترونیکی Vf-2 به همراه آن موجود است که می‌تواند 90 درجه به بالا چرخش کند و 100% میدان دید را فراهم می‌آورد. همچنین به همراه این دوربین یک لنز زوم 14-42 میلیمتر نیز یافت می‌شود. منظره‌یاب الکترونیکی بوسیله‌ی یک پورت سازگار بر روی دوربین نصب می‌شود. همچنین در این قسمت میکروفون نیز می‌تواند قرار بگیرد که البته باید جداگانه خریداری شود. این ویژگی‌ها ما را به یاد دوربین پاناسونیک GF-1 می‌اندازد که نزدیک ترین رقیب EP-2 است. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;img width=&quot;450&quot; height=&quot;450&quot; alt=&quot;Olympus_ep2.JPG&quot; src=&quot;/files//articles/OlympusEP2/Olympus_ep2.JPG&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;در حالی که این‌ها تفاوت‌های قسمت خارجی نسبت به EP-1 بودند، تفاوت‌هایی نیز در مشخصات فنی دوربین دیده می‌شود. دو فیلتر هنری جدید به مجموعه‌ی آن‌ها اضافه شده‌اند. بنابراین در کل می‌شوند 8 تا. آن‌ها فیلترهای Diorama و Cross Process هستند. این‌ها همراه با فناوری iEnhance هستند که منجر به غلیظ تر نشان دادن رنگ‌ها می‌شود. همچنین کاربر می‌تواند از طریق پورت HDMI تصاویر گرفته شده را بر روی HDTV مشاهده کند. این دوربین توانایی ضبط ویدیویی HD را نیز دارد. نهایت کیفیت ضبط ویدیو 1280x720 pixel و 30 فریم بر ثانیه و به همراه ضبط صدای استریو است. &#13;&#10;    &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;هرچند یک کمبود همچنان مشاهده می‌شود. بر خلاف GF-1 این دوربین همچنان فاقد فلاش داخلی است. حداقل به دلیل قیمت بالایی که دارد فلاش باید بر روی آن وجود می‌داشت. به هر حال کاربر مجبور است که برای جبران نور کم محیط از ISO بالاتر و تا سقف 6400 استفاده کند. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img width=&quot;450&quot; height=&quot;329&quot; alt=&quot;E_P2__body_lenses_VF2_XL_001.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/OlympusEP2/E_P2__body_lenses_VF2_XL_001.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;در هنگام قرار گرفتن در دست، از قسمت مشکی پشتی که نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که این دوربین به رقیب مدرن‌تر خود بسیار شبیه است. در حالی که از قسمت جلو شبیه به EP-1 بود. بدنه‌ی آن از فلز‌های فولاد و آلومینیوم ساخته شده است ولی نسبت به EP-1 دیرتر متوجه این موضوع می‌شوید. این بدنه بسیار مستحکم و قدرتمند است. این موضوع که قسمت بالای هر دو دوربین دقیقا یکسان است نیز چندان عجیب به نظر نمی آید. دوربین EP-2 در قسمت سمت راست نمای بالایی خود دارای یک دکمه‌ی کارآمد و بزرگ Exposure compensation (جبران نوردهی) است. در حالی که در دوربین GF-1 در آن قسمت یک دکمه‌ی ضبط ویدیو وجود دارد. در کنار آن نیز دکمه‌ی شاتر دو مرحله‌ای وجود دارد که در مرحله‌ی میانی به سرعت به تنظیم فوکوس و نوردهی در حالت خودکار می‌پردازد. در کنار هر دوی آن‌ها نیز یک چراغ نشانگر به نام SSWF که مخفف کلمه‌ی فیلتر کنترل کننده‌ی غبار فراصوت است قرار دارد. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در طرف چپ پورت نگهدارنده‌ی چشمی الکترونیک پیچ کنترل دیده می‌شود که شامل مودهای creative quartet of program، aperture priority،shutter priority ، manual مود کاملا خودکار iAuto، Art filter و Video Capture می‌شوند. Art filter‌ها در زمان گرفتن عکس اعمال می‌شوند و بنابراین زمان ثبت آن‌ها نیز حدود دو برابر عکس‌های معمولی به طول می‌انجامد و تاخیری کوتاه را پس از گرفتن عکس مشاهده خواهید کرد که ناشی از پردازش عکس توسط دوربین است. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;طراحان دوربین از فرصت بوجود آمده توسط دوربین جدید برای ارتقاء کیفیت نمایشگر LCD استفاده نکرده‌اند و این نمایشگر 3 اینچی همان کیفیت 230 هزار رنگ مدل EP-1 را ارایه می‌کند. این کیفیت بسیار پایین‌تر از نمایشگر 460 هزار رنگ دوربین GF-1 است. چشمی الکترونیک موجود با دوربین نیز به سادگی در محل نصب خود قرار می‌گیرد و مناسب عکاسی در زاویه‌های نا متعارف و یا عکاسی در نور شدید خورشید است. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در قسمت سمت راست دوربین اگر پوشش لاستیکی را کنار بزنید پورت USB و AV out دسترسی پیدا خواهید کرد. همچنین یک خروجی HDMI نیز همانطور که از دوربینی با این سطح و قیمت وجود دارد دیده می‌شود. یک قسمت نیز برای جاسازی باتری لیتیوم-یونی و شیار کارت حافظه‌ی SD/SDHC وجود دارد. باتری آن در حالت شارژ کامل برای گرفتن 300 عکس در مود نمایش از روی نمایشگر LCD کافی است. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img width=&quot;450&quot; height=&quot;420&quot; alt=&quot;ep2_review.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/OlympusEP2/ep2_review.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;دوربین‌هایی نظیر EP-1، EP-2 و پاناسونیک GF-1 دوربین‌های کامپکتی هستند که ویژگی‌هایی شبیه به DSLRها را همراه خود دارند. بارز ترین این ویژگی‌ها قابلیت تعویض لنز آن‌ها است. بر خلاف دیگر دوربین‌های دیجیتال کامپکت؛ لنز این دوربین‌ها عوض می‌شود و عکاس می‌تواند لنز متناسب را انتخاب نماید. این مزیت بسیار بزرگی محسوب می‌گردد چرا که خلاقیت را برای کاربرانی که علاقمند جدی عکاسی هستند و نیز با توجه به موقعیت‌های عکاسی دشوار توان به همراه داشتن یک DSLR بزرگ جسته را با خود ندارند به ارمغان می‌آورد. در کل دوربین‌های بسیار با کیفیتی در عکاسی هستند ولی قیمت بالا و نیز دشواری تهیه لنزهای مختلف جزو معایب آن‌ها به حساب می‌آید.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;ویژگی‌های کلیدی&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;•&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;توانایی عکاسی در فرمت‌های JPEG، RAW و JPEG+RAW&#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;•&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;عکاسی در نهایت اندازه‌ی تصویر 4032 x 3024&#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;•&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;پردازشگر تصویر truepic V&#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;•&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;ضبط ویدیویی با کیفیت 1280 x 720 (HD)&#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;•&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;وزن و ابعاد 335 گرم و 121mm (W) x 70mm (H) x 36mm (D)&#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;•&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;سیستم ضد غبار فراصوت&#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;•&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;حساسیت تصویر 200-3200 در مود خودکار و 100-6400 در مود دستی&#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12707/</link>
   <title>معرفی دوربین Olympus EP-2</title>
   <pubDate>2010-02-28 13:20:00</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12707/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img width=&quot;450&quot; height=&quot;415&quot; alt=&quot;Front_001.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/canon7d/Front_001.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;کانن EOS 7D دوربینی 18 مگاپیکسلی از سری EOS شرکت کانن است و از یک سنسور تصویر نوین APS-C CMOS که طراحی و ساخت آن توسط خود شرکت انجام شده، بهره‌مند است.&amp;nbsp; این&amp;nbsp; سنسور که از ویژگی‌های برجسته‌ای چون فتودیود‌ها و میکرولنز‌های جدید برخوردار است توانایی ارایه‌ی گستره‌ی ISO‌ی 100 تا 12800 را دارا است. این دوربین از پردازشگر تصویر فوق العاده قدرتمند dual DIGIC 4&amp;nbsp; بهره می‌برد که توانایی عکاسی پیاپی تا 8 فریم بر ثانیه را به دوربین می‌دهد. از دیگر ویژگی‌های این&amp;nbsp; دوربین می‌توان به سیستم فوکوس خودکار 19 نقطه‌ای ضربدری اشاره کرد که شامل فوکوس خودکار Spot و Zone نیز می‌شود. بعلاوه&amp;nbsp; این&amp;nbsp; دوربین از منظره‌یابی که توانایی پوشش 100% میدان دید و بزرگنمایی 1 برابر را دارد بهره می‌برد. نمایشگر LCD ؛ Clear View II 920.000 نقطه‌ی آن برای بازدید عکس ها، کارکردن با منوها، مود نمایش زنده و ضبط ویدیو به کار می‌آید. ضبط ویدیوی&amp;nbsp; این&amp;nbsp; دوربین با کیفیت 1080p Full HD است.&amp;nbsp; این&amp;nbsp; دوربین به یک Speedlite Transmitter داخلی مجهز است. این دستگاه برای کنترل از راه دور Speedlite flashgun‌ها بدون این که هیچ وسیله‌ی اضافی دیگری مورد نیاز باشد به کار می‌آید. بدنه‌ی آن از جنس آلیاژ منیزیوم است و تمام درزهای آن آب‌بندی هستند. عمر شاتر آن برای 150.000 بار فشرده شدن تضمین شده است. &#13;&#10;  &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img width=&quot;450&quot; height=&quot;397&quot; alt=&quot;allroundview_001.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/canon7d/allroundview_001.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;از نظر طراحی این&amp;nbsp; دوربین بسیار به دوربین 5D Mark II نزدیک است. این دوربین تقریبا همان ابعاد یعنی 148.2 x 110.7 x 73.5mm و همان سنگینی(820gr) را دارد. البته 7D کمی کوچکتر و 10 گرم سنگین‌تر از برادر بزرگتر خود است. 7D دارای بدنه‌ای از جنس آلیاژ منیزیوم است که دوام آن را بسیار بیشتر از دوربین‌هایی با بدنه‌ی پلاستیکی می‌کند، و همچنین به طور چشمگیری آن را در مقابل نفوذ هوا مقاوم می‌سازد؛ چیزی که واقعا در 5D Mark II نقطه‌ی ضعف آن است. &#13;&#10;  &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;بر روی&amp;nbsp; این&amp;nbsp; دوربین دو منطقه با جنس الیاف مانند وجود دارند که یکی در محل سه انگشت دست راست و دیگری در محل قرار گرفتن شست است. این دوربین برای افراد با کف دست‌های متوسط تا بزرگ مناسب است. همانند دیگر دوربین‌های نیمه حرفه‌ای، 7D نیز از دو پیچ کنترل بهره می‌برد. یکی که کوچک‌تر است در قسمت بالای محل گرفتن دست راست و دیگری که کاملا بزرگ‌تر است در قسمت عقب دوربین.&amp;nbsp; این&amp;nbsp; کنترلر چرخنده‌ی عقبی در همه‌ی دوربین‌های DSLR گران قیمت کانن مرسوم است. در کل پس از&amp;nbsp; این&amp;nbsp; که به آن عادت کردید کار کردن با آن را خیلی ساده می‌یابید و برای تغییر دادن سریع تنظیماتی چون نورسنجی از آن استفاده می‌شود.&amp;nbsp; این&amp;nbsp; کنترلر چرخنده دقیقا جای دکمه‌ی چهارجهته‌ای را اشغال کرده است که انتظار می‌رود در آن جا و برای انتخاب منوها وجود داشته باشد. طراحان جای آن را با یک joystick در همان قسمت عوض کرده‌اند. البته کار کردن با آن به راحتی کار کردن با دکمه‌ی چهار جهته نیست. &#13;&#10;  &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img width=&quot;450&quot; height=&quot;413&quot; alt=&quot;Rear3qtr_001.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/canon7d/Rear3qtr_001.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;در قسمت بالای دوربین یک نمایشگر LCD سیاه سفید نسبتا بزرگ وجود دارد. به‌ این نمایشگر، نمایشگر وضعیت گفته می‌شود. تنظیمات انجام شده علاوه بر نمایش بر روی نمایشگر اصلی بر روی آن نیز به نمایش در می این د. یک دکمه‌ی کوچک نیز در کنار آن برای روشنایی ‌نمایشگر وجود دارد تا کاربر بتواند در تاریکی نیز از آن استفاده کند. &#13;&#10;  &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;کانن EOS 7D از یک سیستم فوکوس خودکار بسیار پیشرفته استفاده می‌کند. بعضی از آپشن‌ها نیز کاملا در سری EOS جدید هستند. همچنان سه مود فوکوس خودکار One Shot،&amp;nbsp; AI Focus&amp;nbsp; و&amp;nbsp; AI Servoبه چشم می‌خورند ولی در این&amp;nbsp; دوربین سنسور AF کاملا خودکاری با 19 نقطه‌ی فوکوس ضربدری به کار رفته است. این سیستم فوکوس بسیار دقیق و سریع عمل می‌کند و دارای فوکوس خودکار Spot و Zone نیز است. &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;سیستم نورسنجی این دوربین نیز ارتقاء یافته است.&amp;nbsp; این&amp;nbsp; سیستم جدید 63 منطقه‌ای و دو لایه‌ای است و از داده‌های روشنایی و رنگ برای تنظیم نوردهی استفاده می‌کند. چهار مود metering از جمله Spot metering 4% وجود دارد که برای شرایط نوری غیرقابل پیشبینی و به عنوان جایگزین برای سیستم‌های نورسنجی excellent&amp;nbsp; و&amp;nbsp; consistent Evaluative به کار می‌آید.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;همانند بیشتر دوربین‌های DSLR‌، این دوربین نیز از مودهای عکاسی کاملا دستی و نیمه اتوماتیک بهره می‌برد. این مودهای عکاسی با یک پیچ کنترل در قسمت بالا و سمت چپ دوربین انتخاب می‌شوند. کانن&amp;nbsp; قسمتی از آن‌ها را با نام creative zone یاد می‌کند. آن‌ها شامل مودهای&amp;nbsp; برنامه‌ریزی شده، تقدم شاتر، تقدم دیافراگم و کاملا دستی می‌شوند. دو مود عکاسی خودکار نیز با نام Full Auto (چهارچوب سبز رنگ) و CA وجود دارند. دومی نخستین بار بر روی دوربین 50D مورد استفاده قرار گرفت و برای مبتدیانی است که علاقمند هستند کنترل فلاش، تاریک یا روشن بودن عکس، میزان تار یا وضوح پشت زمینه و غلظت رنگ‌های تصویر را خود در اختیار داشته باشند. &#13;&#10;  &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img width=&quot;450&quot; height=&quot;175&quot; alt=&quot;magnesium_001.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/canon7d/magnesium_001.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;در creative zone شما می‌توانید از بین ISO 100&amp;nbsp; تا 12800 انتخاب کنید. البته قبل از‌ این کار باید 12800 را از طریق منو فعال کنید. با چنین گستره‌ی ISO و قابلیت افزایش آن تا 12800 دیگر شما تقریبا در هر شرایط نوری می‌توانید بدون استفاده از فلاش سرخود و یا خارجی عکاسی کنید. فلاش سرخود بسیار قدرتمند است و شما می‌توانید آن را حداکثر با لنز واید 15 میلیمتر استفاده نمایید. همچنین با استفاده از Speedlite Transmitter کانن کاربر می‌تواند بدون هیچ وسیله‌ی اضافی دیگر و به صورت وایرلس از Flashgunهای خارجی استفاده کند. &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;سیستم منوی کانن 7D شبیه دیگر دوربین‌های سری EOS است. از ساختار Tab ساده‌ای استفاده می‌کند که با پیچ چرخنده براحتی می‌توان بین آن‌ها حرکت کرد. کاربر می‌تواند از طریق صفحه اصلی منو به صورت دلخواه، تنظیماتی که بیشتر از آن‌ها استفاده می‌کند را در اولویت قرار دهد تا دسترسی سریع‌تری به آن‌ها داشته باشد. &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ما‌ این دوربین را با لنز جدید EF 18-135mm f/3.5-5.6 IS تست کردیم که معمولا به عنوان یکی از دو انتخاب لنز با دوربین فروخته می‌شود. این لنز وزن خیلی زیادی ندارد و صدای کمی را نیز تولید می‌کند. در اتوفوکوس سریع و مثبت عمل می‌کند. البته بعضی ابیراهی‌ها هم به خصوص در حالت واید کامل با آن دیده می‌شود. این لنز همچنین از لرزش گیر تصویر اپتیکال بهره می‌برد که با دکمه‌ی کوچک کنار دکمه‌ی روشن و خاموش اتوفوکوس می‌توان آن را فعال و غیر فعال کرد. بر خلاف بسیاری از رقبا که لرزش‌گیر تصویر را در بدنه‌ی دوربین‌های خود قرار می‌دهند، این شرکت آن را درون لنز جایگذاری می‌کند که نقطه ضعفی برای کانن محصوب می‌شود. در حقیقت کانن و نیکون بر خلاف سونی، پنتاکس و المپوس این کار را انجام می‌دهند. بنابراین لرزش‌گیر باید در همه‌ی لنزهای آن‌ها وجود داشته باشد که موجب گرانی و پیچیدگی بیشتر لنزها می‌شود. البته یک مزیت کوچک بر آن وارد است و آن‌ این که تاثیر لرزش‌گیر از طریق منظره‌یاب قابل مشاهده است. &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;کانن EOS 7D نه از یک، بلکه از دو پردازنده‌ی DIGIC 4 بهره می‌برد که به طور چشمگیری سرعت پردازش تصویر، سرعت بالا آمدن و تماشای عکس‌ها را بالا می‌برد. همچنین در ISO‌های بالا کاهش نویز بیشتری را تضمین می‌کند. این پردازنده‌های دوقلو همچنین باعث افزایش سرعت عکاسی پیاپی نیز شده‌اند. این دوربین توانایی عکاسی پیاپی تا 8 فریم بر ثانیه عکس 14 بیت تا 126 تصویر با فرمت JPEG و 15 تصویر با فرمت RAW وقتی که دوربین همراه با کارت حافظه‌ی UDMA باشد را دارد. &#13;&#10;  &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img width=&quot;450&quot; height=&quot;358&quot; alt=&quot;sidebyside_001.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/canon7d/sidebyside_001.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;سیستم نمایش زنده (LiveView) دوربین 7D بسیار شبیه به 5D Mark II است. اگر که شما چندان با DSLRها آشنایی ندارید و این واژه برای شما تازگی دارد باید بگوییم که این قابلیت همان نمایش زنده‌ی تصویر بر روی نمایشگر علاوه بر منظره یاب است. البته این برای کاربران دوربین‌های کامپکت چیزی آشنا است چرا که همیشه بدین طریق عکاسی می‌کنند، ولی در DSLRها نمایش زنده قدمت زیادی ندارد. این فناوری برای عکاسی‌های ماکرو نیز بسیار کارآمد است. چرا وقتی که دوربین بر روی سه پایه و در زاویه‌ای نامناسب است، نگاه کردن از روی صفحه‌ی نمایش آسان‌تر از دیدن از طریق چشمی است. نمایش زنده همچنین در مود ضبط ویدیو نیز استفاده می‌شود. دوربین 7D از ضبط ویدیویی 1080p فول HD در بیشینه‌ی اندازه‌ی 1920X1080 پیکسل و 24 فریم بر ثانیه پشتیبانی می‌کند. ویدیو ضبط شده در فرمت MOV QuickTime و کدگذاری H.264 است. بیشینه‌ی سایز یک کلیپ از آن هم 4 گیگابایت یا حدود 30 دقیقه است. همچنین می‌توانید در حین ضبط ویدیو، عکس هم بگیرید. صدا با فرمت PCM و بدون فشردگی ضبط می‌شود. یک میکروفون مونوی داخلی در جلوی دوربین قرار دارد. همچنین یک درگاه ورودی میکروفون استریو نیز در کنار دوربین وجود دارد. بوسیله‌ی پورت HDMI می‌توانید ویدیوهای ضبط شده را بر روی HDTV مشاهده نمایید. همچنین می‌توانید دوربین را از طریق NTSC/PAL به تلویزیون‌های معمولی نیز متصل نمایید. &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;کانن 7D از همان فناوری ضد غباری بهره می‌برد که در دوربین‌های EOS 50D و 5D Mark II استفاده می‌شد. بدین صورت که سنسور برای مدت زمان کوتاهی با فرکانس بالا&amp;nbsp; لرزانده می‌شود. در&amp;nbsp; کل این را باید بگوییم که کانن EOS 7D دوربینی فوق‌العاده برای حرفه‌ای‌‌ها است. این دوربین طراحی فوق‌العاده مستحکم و ارگونومیکی دارد، همچنین فوکوس خودکار دقیق و بی نقص، سیستم‌های نورسنجی پیشرفته‌ این دوربین را از جایگاهی خاص در سری EOS و نیز در بین دیگر دوربین‌های DSLR این رده برخوردار کرده است.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;ویژگی‌های کلیدی:&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img width=&quot;450&quot; height=&quot;442&quot; alt=&quot;Canon7D_spec.JPG&quot; src=&quot;/files//articles/canon7d/Canon7D_spec.JPG&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12706/</link>
   <title>معرفی دوربین Canon EOS 7D</title>
   <pubDate>2010-02-21 23:50:00</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12706/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;494&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;intro2_001.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/Nikon_D3000/intro2_001.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;دوربین Nikon D3000 مدل دیگری از DSLRهای سطح entry-Level یا همان مبتدی نیکون است که به نقد و بررسی آن می‌پردازیم. البته قبل از آن این نکته را باید بگوییم که در سال‌های اخیر این مدل‌های DSLR مبتدی بسیار فراگیر و پر طرفدار شده‌اند. ممکن است واژه‌ی ‌entry-Level یا معادل فارسی آن &amp;quot;مبتدی&amp;quot; کمی شما را به اشتباه بیندازد و گمان کنید محدودیت‌های بسیاری در استفاده‌ی از آن‌ها وجود دارد و یا امکانات تنظیمات دستی کمی را ارایه می‌دهند، ولی باید بگوییم که چنین تفکری کاملا اشتباه است. در واقع می‌توان شروع چنین دوربین‌هایی را از سری REBEL کانن دانست و از آن زمان هم قیمت این دوربین‌ها پایین‌تر می‌آید؛ چرا که طرفداران بسیاری را جذب کرده‌اند. نیکون D3000 از چنین ویژگی‌هایی بیشتر برخوردار است. این دوربین علیرغم اینکه یک دوربین DSLR است؛ با در نظر گرفتن توانایی مبتدی‌ها طراحی شده است. در حقیقت هرکسی و در هر سطح تجربه‌ای از عکاسی می‌تواند از این دوربین استفاده کند. این دوربین از یک مود intelligent Guide (راهنمای هوشمند) بهره می‌برد که پس از دریافت درخواست شما برای گرفتن عکس مورد نظر به طور خودکار تنظیمات را بر روی بهترین حالت برای ثبت با کیفیت‌ترین عکس قرار می‌دهد. دوربین نیکون D3000 مجهز به یک سنسور تصویر 10.2 مگاپیکسلی DX Format، پردازشگر تصویر EXPEED، نمایشگر LCD 3 اینچی 240Kdot، توانایی عکاسی پیاپی 3 فریم بر ثانیه و 11 نقطه‌ی اتوفوکوس است. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;384&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;allroundview_001.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/Nikon_D3000/allroundview_001.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;به نظر می‌رسد که طراحان در ساختن این دوربین دیدی متفاوت داشته‌اند. در عوض انباشته کردن امکانات و ویژگی‌های پیچیده در دوربین‌های DSLR که مبتدی‌ها هیچ گاه از آن‌ها استفاده نمی کنند؛ این بار نیکون از روند دوربین‌های دیجیتال کامپکت پیروی کرده است و با آوردن امکانات خودکار ثبت عکس‌های با کیفیت بالا را بسیار آسان‌تر ساخته است (توجه کنید که در دوربین‌های کامپکت امکان تعویض لنز وجود ندارد). این دوربین در حقیقت مدلی ارتقاء یافته از D60 است و همچنین نسبت خواهری با مدل گران قیمت‌تر D5000 دارد. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;چیزی که در این دوربین واقعا جایش را خالی می‌یابیم یکی Live view (نمایش زنده) و دیگری نمایشگر LCD دوم در بالای دوربین برای مشاهده و تغییر دادن سریع تنظیمات است. هر دوی این امکانات در مدل‌های گران قیمت‌تر نیکون دیده می‌شوند. علاوه بر این‌ها ضبط ویدیویی HD و خروجی HDMI نیز ندارد. البته بابد توجه داشته باشیم که این یک مدل ارزان قیمت است و انتظار بیشتری نیز از آن نداریم. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;337&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;D3000_hand2.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/Nikon_D3000/D3000_hand2.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;وقتی که آن را در دست می‌گیرید، ساختار بدنه‌ی پلاستیکی آن کمی بزرگتر از دوربین پاناسونیک GH1 حس می‌شود. حتی پس از متصل کردن لنز استاندارد 18-55mm VR باز هم سبک وزن است و به راحتی و با یک دست نیز می‌توانید آن را نگه دارید و عکس بگیرید. در مقایسه‌ی ظاهری و البته نه از قسمت عقب آن را بسیار شبیه به دوربین Canon EOS 500d می‌بینیم. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;چیزی که در هنگام در دست گرفتن و استفاده‌ی از آن باید اشاره کنیم این است که جای خوبی برای سه انگشت پایینی دست راست وجود دارد و در حالی که آن‌ها به خوبی دوربین را نگه می‌دارند، انگشت اشاره در بالای دکمه‌ی شاتر آماده‌ی فرمان فشرده شدن بر روی آن است. راحتی چشم (eye-relief) منظره یاب نیز چندان چنگی به دل نمی زند. این بدین معنا است که برای دیدن راحت از درون آن نوک بینی شما به نمایشگر برخورد می‌کند. ولی با این حال بزرگ و روشن است و می‌توانید به راحتی عمل فوکوس دستی را با دقت بالا انجام دهید.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;438&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;threequarters_back.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/Nikon_D3000/threequarters_back.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;با دکمه‌ی روشن و خاموشی که در کنار دکمه‌ی شاتر قرار دارد، عکاس می‌تواند در لحظه دوربین را روشن کند و به گرفتن اولین عکس خود بپردازد. نیکون D3000 در فوکوس کردن سرعت خوبی دارد. دوربین با استفاده از 11 نقطه‌ی فوکوس 3D که در سراسر کادر قرار گرفته‌اند و فشرده شدن دکمه‌ی شاتر تا نیمه‌ی راه توسط کاربر این کار را انجام می‌دهد. پس از گرفتن عکس، تصویر اگر با فرمت JPEG باشد در 2 ثانیه و اگر در فرمت RAW باشد در 3 ثانیه بر روی کارت حافظه ذخیره می‌شود. اگر هم که در هر دو فرمت عکاسی کنید کمی زمان بیشتر خواهد بود. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;عکاسی با فرمت غیر فشرده‌ی RAW نیز در این دوربین ارایه می‌شود. شما می‌توانید بین JPEG و RAW انتخاب کنید ولی اگر بخواهید از مود عکاسی همزمان آن‌ها استفاده کنید فقط سطح Basic فرمت JPEG و نه Fine آن قابل دسترسی خواهد بود. همانطور که از این دوربین‌ها انتظار می‌رود از کارت حافظه‌ی SD و SDHC پشتیبانی می‌کند. فناوری درونی تمیز کننده‌ی سنسور تصویر از باقی ماندن گرد و غبار بر روی سنسور جلوگیری می‌کند. این گرد و غبارها در هنگام تعویض لنز بر روی سنسور می‌نشینند و ممکن است باعث ایجاد لکه‌های تاریک در تصویر بشوند. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;بیاییم بیشتر به ظاهر آن دقت کنیم. از روبرو مونت F لنز نیکون را مشاهده می‌کنیم که فلاش داخلی POP-UP در قسمت بالای آن قرار می‌گیرد. در شیب میان آن‌ها دو دکمه‌ی عملکردی قرار دارد. اولی به طور منطقی دکمه‌ای است که انتخاب‌های مربوط به فلاش را بر روی نمایشگر فرا می‌خواند. دومی مربوط به Self-timer دوربین است. در پایین آن‌ها دکمه‌ی آزاد کردن قفل لنز قرار دارد. به قسمت بالای دوربین که نگاه می‌کنیم کنترل‌ها خیلی شلوغ نیست و شما را سردرگم نمی‌کند. در قسمت سمت راست به طور واضح پیچ تنظیم را می‌بینیم که برای قرار دادن دوربین بر روی مود‌های مختلف عکاسی وجود دارد. 13 مود مختلف برای تنظیم شدن وجود دارد که شامل مودهایی چون برنامه‌ریزی‌شده، تقدم شاتر، تقدم دیافراگم، دستی، راهنمای هوشمند و مودهای کاملا خودکار می باشد. بعلاوه یک مود غلاش خاموش نیز موجود است، بنابراین اگر در حالت خودکار کامل مایل به استفاده از فلاش نباشید می‌توانید دوربین را بر روی این مود قرار دهید. در آخر نیز شش مود صحنه‌ی پرتره، منظره، عکاسی از بچه‌ها، ورزشی، نمای نزدیک (ماکرو) و پرتره در شب وجود دارند. پس اگر مایل به تنظیمات دستی نیستید می‌توانید به راحتی نشانه بروید و عکس بگیرید.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;337&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;top_right.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/Nikon_D3000/top_right.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;در قسمت بالای دوربین درست در جلوی کنترلر چرخنده و عقب دکمه‌ی شاتر که خود آن نیز بوسیله‌ی دکمه‌ی روشن و خاموش احاطه شده یک جفت دکمه‌ی هم‌اندازه وجود دارند. سمت چپی که نام info بر روی آن درج شده است به طور منطقی به محض فشرده شدن به نمایش اطلاعات بر روی نمایشگر می‌پردازد. سمت راستی نیز دکمه‌ی Exposure Compensation یا جبران نوردهی است. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;قسمت عقب دوربین توسط نمایشگر 3 اینچی احاطه شده است که در بالای آن نیز منظره یاب اپتیکال قرار دارد که درست در کنار آن کنترل چرخنده‌ی تنظیم دیوپتریک برای چشم‌ها با توان‌های مختلف وجود دارد. قسمت عقب دوربین نیز چندان شلوغ از دکمه‌ها و کنترل‌ها نیست و حتی از حد معمول نیز کمتر است. در سمت چپ نمایشگر LCD چهار دکمه به صورت عمودی قرار گرفته‌اند که برای کاربران DSLR‌های نیکون چیزی آشنا است. از بالا دکمه‌های PlayBack، menu و دکمه‌های zoom و zoom back برای بزرگنمایی عکس‌های گرفته شده وجود دارند. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در قسمت سمت راست دوربین یک درب کشویی برای جایگاه کارت حافظه‌ی SD/SDHC وجود دارد. در حالی که در قسمت مخالف در طرف چپ جایگاه خروجی AV و USB وجود دارد که با یک درب لاستیکی پوشانده شده است. در قسمت زیرین دوربین نیز محل متصل کردن سه پایه به آن دیده می‌شود که کمی خارج از مرکز ساخته شده است. در همان قسمت نیز جایگاه باتری لیتیوم-یونی EN-EL9a به چشم می‌خورد. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;دوربین D3000 همان کیفیتی را دارد که می‌توان از یک دوربین با برند Nikon انتظار داشت. این یک دوربین در سطح entry-level است که البته از بسیاری از رقبای خود مثل کانن 500d و 450d امکانات کمتری را در خود جای داده است ولی در عوض از قیمت کمتری نیز برخوردار است. همچنین بر اساس ویژگی‌های خودکار پیشرفته‌ای ساخته شده است که کار عکاسی را برای کاربرانی که علاقه‌ی کمتری به انجام تنظمیات دارند بسیار کارآمد می‌کند. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;ویژگی‌های کلیدی &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;• سنسور تصویر DX-format با حساسیت موثر 10.2 مگاپیکسل &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;• نمایشگر LCD 3 اینچی ثابت 230,000 رنگ &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;• روبنده‌ی غبار سنسور تصویر خودکار (بوسیله‌ی لرزاندن و جریان هوا) &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;• 11 نقطه‌ی فوکوس خودکار AF &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;• حساسیت ISO 100 تا 1600 (قابلیت ارتقاء تا 3200) &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;• عکاسی پیاپی 3 فریم بر ثانیه (6 عکس در حالت RAW و عکاسی JPEG نا محدود) &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;• موتور پردازشگر تصویر EXPEED &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;• بیشینه‌ی‌اندازه‌ی تصویر 2592×3872 پیکسل &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;• نسبت تصویر 3:2 &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;• اندازه‌ی سنسور تصویر 23.6×5.8 mm &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;• تراکم پیکسل 2.7 MP/cm² &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;• سرعت شاتر از 1/4000 تا 30 ثانیه &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;• وزن 536 گرم و ابعاد 126×97×64 mm &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12705/</link>
   <title>معرفی و بررسی امکانات دوربین نیکون D3000</title>
   <pubDate>2010-02-06 15:15:00</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12705/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>این مطلب پیش از این در خبرگزاری ایسنا منتشر شده است. &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;دوستان عکاس، علاقمندان به عکاسی و خانواده‌ی بزرگ عکاسی ایران&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;با سلام به یکایک شما که رشد و اعتلای عکاسی ایران در گرو کوشش‌های خلاقانه‌ی شما است.&#13;&#10;  &lt;br /&gt;تاسیس انجمن عکاسان ایران بعنوان نخستین انجمن فراگیرعکاسی درکشورما، پس ازسال‌ها کوشش و تلاش، شرایطی را فراهم آورده که انتظار می‌رود در آینده‌ی نزدیک، رشد این هنر درکشور ما شتاب فزاینده‌ای به خود بگیرد. افزایش روزافزون دست اندرکاران این رشته، افزایش قابل توجه تعداد کلاس‌ها، برگزاری مداوم نمایشگاه‌ها، سمینارها، گردهم آیی‌ها و تورهای آموزشی عکاسی، و انتشارکتاب‌ها و نشریات مرتبط، همه گواهی است براین که این هنردرایران اگرچه به خاطر شرایط خاص سیاسی و اجتماعی، با محدودیت‌ها و مشکلات غیرقابل انکاری روبروست؛ اما در مسیرامید بخشی قراردارد. همین موقعیت امید بخش شرایطی را فراهم آورده که با توجه به اقبال عمومی مردم به عکس وعکاسی طی سال‌های اخیر، حرکت‌های ضد فرهنگی نفع طلبانه‌ای با ظاهر فرهنگی درعکاسی ما شکل بگیرد. بنابراین لازم می‌دانم بعنوان کسی که طی سی سال گذشته، کم وبیش درهمه‌ی رویدادها وتحولات عکاسی کشورمان حضورداشته‌ام نکاتی را با شما در میان بگذارم.&#13;&#10;  &lt;br /&gt;طی چند هفته‌ی گذشته برگزاری نمایشگاه عکسی از خانم هدیه تهرانی در خانه هنرمندان ایران، سوژه‌ی داغ صفحات هنری بسیاری ازمطبوعات ما وحتی برخی رسانه‌های برون مرزی بود. نمایشگاه عکسی که نه بخاطر کیفیت و محتوا، بلکه بخاطر حاشیه‌هایی که معمولا بازیگران سینما با خود به همه جا می‌برند با حرف‌ها و حدیث‌هایی همراه شد. چندی پیش هم شاهد برگزاری نمایشگاه‌های عکس دیگری ازخانم نیکی کریمی در یگ گالری خصوصی و رضا کیانیان در فرهنگسرای نیاوران بودیم. درجریان برگزاری اکسپوی عکس صبا هم در آبان و آذر 87 عده‌ای ازاهالی سینما با عکس‌هایی که در اینجا صحبت از ارزش‌های هنری آنها نیست حضور داشتند. درعرض یک سال گذشته شاهد برگزاری نمایشگاه‌های متعدد عکس ازبازیگران سینما بوده‌ایم. در اینجا سئوالی وجود دارد و آن اینکه چه عاملی اهالی سینمای ما را یکی پس ازدیگری، به سوی عکاسی و برگزاری نمایشگاه عکس می‌کشاند؟ اقبال گسترده‌ی اهالی سینما به عکاسی، طی یکی دوسال گذشته، بعنوان یک پدیده‌ی قابل تامل در عکاسی ایران می‌تواند و باید مورد تحلیل قرار گیرد.&#13;&#10;  &lt;br /&gt;نفس برگزاری نمایشگاه عکس از جانب هرکس و درهرجا و هرزمانی به خودی خود نه تنها ایرادی ندارد بلکه جای خوشحالی نیز دارد زیرا نشان دهنده ی گستردگی وعمق این هنر در کشورماست. همه می‌توانند عکاسی کنند. همان طوری که همه می‌توانند شعر بگویند، نقاشی کنند، داستان بنویسند ویا به سراغ هر رشته دیگری که فکر می‌کنند استعداد و قابلیت آن را دارند بروند. در مورد کیفیت و ارزش کارشان جامعه و زمان به درستی قضاوت خواهد کرد. بنابراین من به هیچ روی معترض عکاسی کردن اهالی سینما که مستمسک بعضی از دوستان و حتی برخی از عزیزان مطبوعاتی شده نیستم. حرف من طرح این پرسش است که دلیل این پدیده‌ی تازه که دارد با استفاده از روحیه‌ی قهرمان پنداری واسطوره انگاری هنرپیشگان سینما نزد مردم، سلیقه‌ای عوام پسندانه و سطحی را درعکاسی ما اشاعه می‌دهد چیست؟&amp;nbsp; متاسفانه با وجود انعکاس مطبوعاتی بسیار گسترده‌ای که نمایشگاه خانم تهرانی داشت هیچ یک از نشریات به این موضوع نپرداخت و کسانی که در این مدت دراین ارتباط، اظهار نظرکردند این مسئله را مورد توجه قرار ندادند. ظاهرا حاشیه‌های نمایشگاه هایی از این دست آنقدر جذابیت دارد که ما را از اصل مهمتر قضیه غافل کرده است.&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;علاقه مندی مردم به سینما باعث می شود به هر بازیگر دست چندمی هم به عنوان قهرمان و اسطوره نگاه کنند . گرایش فزاینده ی این بازیگران هم به عکاسی، نشان دهنده ی تلاشی است که می خواهد از علاقه مندی مردم به اهالی سینما استفاده کرده وسیاه مشق های کم ارزش و بسا بی ارزش را با نام و امضاء این قهرمانان انگاره ای، به عنوان اثر هنرمندانه، به مردم ساده پسند قالب کنند . دراین میان سودی برای عکاسی حاصل نمی شود اما جیب این حضرات و علیامخدرات واحیانا کارگزاران آنها، دراین کسادی بازارسینما پر می شود. آیا این توهین به شعور، بینش، آگاهی و درک مخاطبان واقعی عکاسی نیست ؟ متاسفانه این جریان ضد فرهنگی تنها به عکاسی محدود نمی شود اما به دلیل قرابت ها و نزدیکی هایی که میان سینما و عکاسی وجود دارد آسیب بیشتری متوجه عکاسی است. &amp;nbsp;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;چرا این همه نمایشگاه خوب از جوانان با استعداد و خلاق یرگزار می شود ولی حتی در حد خبر انعکاس رسانه ای پیدا نمی کند؟ در حالیکه نمایشگاه های عکسی از این نوع که تعدادشان هم هر روز بیشتر می شود؛ با وجود سطح کیفی نازلی که تاکنون داشته اند؛ اینهمه بحث وگفتگو به دنبال می آورد؟ چه کسانی این بحث ها و گفتگوها را دامن می زنند؟ چرا پیدا نمی شوند سازمان ها، موسسات، گالری ها و مراکز هنری یا ناشرینی که حاضر شوند با اینهمه جوان هنرمند با استعداد و خلاق برای ارائه ی کارهای شان همکاری و همراهی کنند؛ اما خانه هنرمندان که انتظار می رود محلی برای حمایت از هنرمندان راستین باشد در یک اقدام بی سابقه تمام فضای خود را به ارایه صدها کار تکراری و کسل کننده ازخانم هدیه تهرانی، اختصاص می دهد؟ نمایشگاهی که بیش از آنکه معرف یک کارهنرمندانه ی عکاسی باشد یک بازی نمایشی و یک شو عامه پسند بود. چرا کمتر پیدا می شوند نهادها، موسسات، ناشران و حتی اشخاصی که حاضر شوند برای ارائه ی کارهای هنرمندان جوان و با استعداد سرمایه گذاری کنند و اگر هم حاضر شوند نامشان پشت جلد کتاب یا بروشور نمایشگاهی بیاید پیشاپیش مزد و سود خود را طلب می کنند اما سازمان میراث فرهنگی که حتی از کار عکاسان ( به زعم بخشنامه های خود سازمان،عکاسان حرفه ای) در اماکن تاریخی و فرهنگی جلوگیری کرده و به آنان بسادگی اجازه ی عکسبرداری در چنین اماکنی را نمی دهد؛ به قولی هشتاد میلیون تومان ( اگرچه ارقام دیگری نیز نقل شده است) به عنوان وام یا کمک در اختیار خانم تهرانی قرار می دهد؟ کدام دانشجوی عکاسی، عکاس علاقه مند وآماتورو حتی عکاس هنرمند سرشناسی تاکنون ازچنین مساعدتی ازسوی این سازمان بهره مند شده است؟ با این پول چند کتاب خوب وماندگار و سودمند ازآثارهنرمندان راستین عکاسی می شد انتشار داد؟ حیات و دوام چند نشریه ی عکاسی را برای سال ها با چنین پولی می شد تضمین کرد؟ چرا این سازمان هیچگاه از میان اینهمه کتاب های عکاسی که اکثرا با هزینه خود عکاسان از آثار فرهنگی و تاریخی ما با رنج و مشقت فراوان تهیه شده ومی شود اقدام به خرید هیچ کتابی نکرده و خود نیز دراین زمینه سرمایه گذاری نمی کند؟ چرا هرگز در نمایشگاه های عکاسی، هیچ عکسی توسط این سازمان از هیچ عکاس جوانی که حتی هرینه آماده سازی و ارائه ی کارهایش را به زحمت فراهم می کند حتی به قیمت چند هزارتومان خریداری نشده است؟ سئوالاتی ازاین دست بسیاراست.&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;متاسفانه طی یک سال گذشته شاهد برگزاری نمایشگاه های عکس بسیار ضعیفی از سوی بعضی از بازیگران سینما بوده ایم که در واقع حاکی از رواج سطحی نگری عوامانه ای از سوی این پدیده های تازه در عکاسی مااست. بنظر من یکی ازریشه های اصلی این مسئله را باید دراقدام ضد فرهنگی موسسه فرهنگی هنری صبا در جریان برگزاری اکسپو عکس صبا در آبان و آذر سال 87 جستجو کرد. اکسپوی تقلیدی و بی محتوایی که ناشیانه کوشید از حساسیت مردم نسبت به بازیگران سینما استفاده کرده وعکس هایی سطحی و عوامانه را با نام و امضای بعضی از بازیگران شکست خورده درعرصه سینما که هنرشان مورد پسند بچه بازاری های بی خیال و شیوخ شکم گنده و خرفت عرب است؛ به مردم ساده پسند قالب کند. اگرچه توفیقی برای برگزارکنندگان اکسپو حاصل نشد اما زمینه ای ایجاد گردید که ظرف یک سال گذشته درشرایط کسادی بازار بازیگری، دکان های عکاسی دو نبش و لوکسی با فروش بسیاربالا برای تعدادی از این بازیگران باز شود. کدام کارگردان و تهیه کننده ای به یک بازیگر هرقدرهم که معروف و شناخته شده باشد؛ ظرف یکی دوهفته چند صدمیلیون نه ولی اگر خوشبینانه تر بگوییم هشتاد نود میلیون تومان می پردازد؟ البته گفته می شود نمایشگاه خانم تهرانی حدود یک میلیارد تومان فروش داشته که من در مورد صحت و سقم آن چیزی نمی دانم. نکته ی اصلی اینجاست. در اینجا نیز مانند همیشه هزینه به عهده ی مردم است!&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;همانطور که گفتم درآبان و آذر87&amp;nbsp; مجموعه فرهنگی هنری صبا به تقلید از اکسپو های بی ریشه و دست چندمی مانند دبی و شارجه، اکسپوی عکسی را برگزار کرد که چند تن از بازیگران سینما هم مانند بسیاری از علاقمندان به عکاسی با کارهای آماتوری ضعیفی در آن شرکت کردند. برگزار کنندگان اکسپو این موضوع را مستمسک قرار داده و برای جلب توجه عکاسانی که اکسپو را قبول نداشته و در آن شرکت نکرده بودند و همچنین جلب مخاطب، حضور آنان را در بوق تبلیغاتی خود کردند. آنان دربزرگ نمایی حضور ضعیف این بازیگران در اکسپو آنقدر اغراق و زیاده رفتند که عده ایی از عکاسان با رنجیدگی خاطر اکسپو را تحریم نموده و از آن خارج شدند. اما متاسفانه مسئولین صبا به جای آنکه واقع بینانه به این موضوع اندیشیده و سیاست های اقتصادی ای را که در پشت نقاب فرهنگ پنهان کرده بودند اصلاح کنند؛ موضوع را به عنوان مخالفت عکاسان با بازیگران سینما تبلیغ نمودند. تا جاییکه این موضوع انعکاس مطبوعاتی نیز پیدا کرد. متاسفانه امروز تبعات جهت گیری های هدفمند آن موسسه را از حضور ضعیف بازیگران درجه چندم سینما و آثارسطحی آنان، بصورت گسترده ای شاهدیم. شاهدیم که سازمان معظم میراث فرهنگی به نمایشگاهی که هیچ قرابتی با اهداف آن سازمان ندارد وام هشتاد میلیون تومانی می دهد ویک مقام مسئول هم که لااقل نویسنده ی این سطورتاکنون خبری از حضور ایشان در نمایشگاه های هنری نشنیده است در شب افتتاح نمایشگاه، با دسته گل حاضر شده و عکسی را هم به چند میلیون تومان می خرد. کدام مقام مسئولی تاکنون در یک نمایشگاه عکس حضور پیدا کرده و احیانا عکسی را حتی به&amp;nbsp; یک تومان خریده است؟&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;خانم تهرانی می گوید که برای برگزاری نمایشگاهش که عکس های آن را از میان شصت هزار(!) عکس انتخاب کرده، از کشورهای مختلفی پیشنهاد داشته ولی او ترجیح داده است که آن را در ایران برگزار کند. نمی دانم چقدر این گفته صحت دارد ولی به یاد نقاشی می افتم که عده ای باسمه های تولیدی را بعنوان نقاشی ایرانی در اکسپوهای دبی و شارجه به شیوخ هنرنفهم، قالب کردند و نام وحیثیت واعتبارهنری ما را زیر سئوال بردند. نقاشی کم بود حالا نوبت عکاسی است.&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;دست آخر اینکه می گویند یکی از دوستان خودما عکاسان که نشریه ای را سالی یک بار منتشر می کند دراین قضایا دست دارد وحتی قیمت گذاری عکس های اینان&amp;nbsp; راهم او انجام می دهد، ولی من باور نمی کنم.&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;این را هم بگویم که درجریان نمایشگاه خانم تهرانی، بارها ازسوی رسانه هاو خبرگزاری های مختلف و حتی رسانه های خارجی برای گفتگو و اظهار نظر در مورد عکاسی و سینما گران با من تماس گرفته شد ولی با توجه به سوء برداشتی که از این امر در جریان برگزاری اکسپوی عکس صبا بوجود آمده ودر بعضی از رسانه ها بعنوان مخالفت عکاسان با سینما گران بازتاب پیدا کرده بود ازهراظهار نظری در این خصوص خودداری کردم اما اینک که تب رسانه ای آن نمایشگاه فروکش کرده و احتمال برداشت نادرست و احیانا جوسازی در این مورد کم تر شده است؛ لازم دانستم توجه شما را به اصل و اساس این پدیده ی قابل تامل جلب کنم.&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;در پایان، امید داشته باشیم به این که انجمن عکاسان ایران که با هدف اعتلای عکاسی ایران و بالا بردن فرهنگ دیداری جامعه، پا به عرصه فعالیت گذاشته در تامین این هدف خود که وظیفه سنگینی را بر دوش دست اندر کاران آن می گذارد؛ به درستی عمل کند. اگر مردم شناخت کافی از عکس و تصویر پیدا کرده و با فرهنگ درست دیدن آشنا شوند؛ دیگر نمی توان گنجشک را به جای قناری به آنها فروخت. &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;left&quot;&gt;14 دیماه 1388&#13;&#10;    &lt;br /&gt;افشین شاهرودی&#13;&#10;&lt;/div&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12704/</link>
   <title>یادداشت افشین شاهرودی؛ گنجشک به جای قناری! </title>
   <pubDate>2010-01-05 15:27:12</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12704/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;369&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;introview_001_2.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/canon500D/introview_001_2.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;دوربین کانن EOS 500d که با نام Digital Rebel T1i نیز شناخته می‌شود، دوربین دیگری از سری سه رقمی‌DSLR&amp;nbsp; کانن است که قابلیت ضبط ویدیو HD را نیز دارد. دوربین 500d توانایی ضبط ویدیویی Full HD 1080p&amp;nbsp; را دارد، به علاوه قادر است تا با کیفیت 720p و VGA نیز به ضبط ویدیو بپردازد. این دوربین پس از مدل 5D mark II دومین DSLR کانن، با چنین قابلیتی می‌باشد. با توجه به این که این مدل پس از مدل پیشین و موفق کانن یعنی 450d/Rebel Xsi به بازار آمده است؛ بهبودها و پیشرفت‌های قابل توجهی در آن دیده می‌شود. این بهبودها شامل افزایش رزولوشن سنسور تصویر از 12 به 15 مگاپیکسل، فناور نمایش زنده دقیق‌تر و کارآمد‌تر، نمایشگر 3 اینچی LCD&amp;nbsp; 920,000 نقطه‌ای و قابلیت انتخاب از طیف گسترده‌ی ISO بین 100 تا 12800 می‌شود.&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;دوربین Canon EOS 500d از نظر ظاهری بسیار شبیه به خواهر بزرگتر خود 450d است. تغییرات مختصری که دیده می‌شود افزاودن درگاه‌های HDMI و اسپیکر و میکروفون می‌باشد. همچنین پیچ تنظیم&amp;nbsp; روی این دوربین به رنگ نقره ای و براق است. وزن و ابعاد این دو دوربین دقیقا یکسان است، یعنی 128.8 x 97.5 x 61.9 mm و 480گرم. اگر آشنایی خیلی زیادی با آن‌ها نداشته باشید و نام آن‌ها را از روی بدنه بر داریم احتمالا تفاوت زیادی بین آن‌ها احساس نخواهید کرد. این دوربین به نسبت دارای جسته‌ی کوچکی است و بنابر این در دست گرفتن آن برای افرادی که کف دستان بزرگی دارند در گام نخست کمی‌مشکل خواهد بود و ممکن است احساس کنند که جایی برای انگشتان آن‌ها وجود ندارد. در کل وقتی که آن را در دست می‌گیرید و به آن نگاه می‌کنید احساس استحکام خوبی را به شما القاء می‌کند و ظاهر شیک و مدرنی دارد.&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;370&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;allroundview_001_2.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/canon500D/allroundview_001_2.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&amp;nbsp;لنزی همراه این دوربین، لنز EFS 18-55mm f/3.5-5.6 IS است که نخستین بار با دوربین 450d معرفی شد. همانطور که از نامش پیداست این لنز دارای لرزش گیر اپتیکال داخلی می‌باشد که نسبت به دیگر رقبا مانند Sony، Olympus ، Pentax&amp;nbsp; که همگی لرزش گیر تصویر را روی سنسور ارایه می‌کنند عاملی برای برتری به حساب نمی‌آید. تفاوت بین کانن و سه کمپانی که در بالا نام برده شد در این است که این سه، لرزش گیر اپتیکال تصویر را به جای لنز در بدنه‌ی دوربین جا سازی کرده‌اند و با همه‌ی لنزهای آنها سازگاری دارد. بنابراین عملکرد این دوربین‌ها بستگی بسیاری به لنز خواهد داشت. این عملکرد لزرش‌گیر تصویر وقتی که از درون چشمی‌نگاه می‌کنید به وضوح مشاهده می‌شود. کانن ادعا می‌کند که این سیستم لرزش‌گیر در لنز بسیار موثر‌تر عمل می‌کند. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;همانند&amp;nbsp; بسیاری از دوربین‌های DSLR سطح مبتدی، دوربین 500d نیز مودهای خودکار مختلفی را برای افرادی که آشنایی ابتدایی‌تری با عکاسی دارند ارایه می‌کند که شامل مودهای&amp;nbsp; portrait، landscape، close-up، sports ، night portrait , flash off می‌شود. البته مودهای دستی و نیمه خودکار نیز برای کنترل بیشتر بر عملکردهای دوربین نظیر نوردهی و حساسیت سنسور وجود دارند. کانن از این مودها به نام Creative Zone نام می‌برد که مودهای Program، Aperture و Shutter Priority ، full manual را شامل می‌شود. همچنین یک مود A-DEP نیز برای افزایش&amp;nbsp; عمق میدان بین سوژه و پس زمینه موجود است. یک مود CA یا Creative Auto نیز برای پر کردن فضای خالی بین حالت خودکار کامل و دستی وجود دارد. وقتی که دوربین در مودهای Creative Zone قرار دارد ISO آن را می‌توان تا سقف 12800 اقزایش داد. این دوربین سه مود فوکوس خودکار را ارایه می‌کند که شامل مودهای One Shot، AI Focus ،AI Servo&amp;nbsp; می‌شود و 9 نقطه‌ی فوکوس خودکار یا AF نیز به صورت ضربدری وجود دارد. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;328&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;inhandTd_2.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/canon500D/inhandTd_2.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;به طور منطقی بیشتر دکمه‌های عملکردی دوربین EOS 500d در قسمت عقب آن قرار دارد. این درحالی است که در همین قسمت نمایشگر بزرگ و بسیار با کیفیت 3 اینچی LCD نیز مشاهده می‌شود. به وسیله‌ی کنترل کننده چهار جهته در قسمت سمت راست نمایشگر می‌توانید به سرعت به تنظیم هایی چون Continuous modes، Auto Focus، Metering modes ،&amp;nbsp; Picture Styles دسترسی پیدا کنید. یک دکمه‌ی ISO نیز در کنار دکمه‌ی شاتر وجود دارد که برای تنظیم راحت تر ISO در هنگامی‌که از درون چشمی‌نگاه می‌کنید است. سرعت شاتر و نیز دیافراگم به همین راحتی و با چرخاندن دکمه‌ی dial قابل تنظیم هستند ولی متاسفانه برای تنظیم دیافراگم حتما باید با یک انگشت دکمه‌ی Exposure Compensation را نگه دارید. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;همانطور که گفتیم مود&amp;nbsp; نمایش زنده (Live view) در این دوربین کمی‌ارتقاء یافته است. اگر که با این نام آشنایی ندارید باید گفت که این مود اجازه می‌دهد که بتوانید صحنه‌ای که قصد عکاسی از آن را دارید&amp;nbsp; علاوه بر چشمی‌از درون نمایشگر LCD نیز مشاهده کنید. شاید این به نظر شما چیزی بسیار معمول به نظر برسد و در دوربین‌های فیلم برداری خانگی و دیجیتال‌های کامپکت بسیار عادی باشد، ولی باید گفت که زمان خیلی زیادی نیست که این امکان بر روی بعضی دوربین‌های DSLR گذاشته شده است. این امکان برای کادربندی مناسب و راحت‌تر و نیز عکاسی(macro =فواصل بسیار نزدیک) راحت‌تر است. در حالت نمایش زنده سه نوع فوکوس خودکار داریم.&amp;nbsp; در حالت اولی که فوکوس سریع نام دارد، آینه‌ی دوربین به حالت نخستین باز می‌گردد تا نور به سنسور AF بتابد و پس از اینکه فوکوس به سرعت حاصل شد آینه به سرعت بسته می‌شود و دوباره پس از 1 ثانیه که حالت نمایش زنده&amp;nbsp; غیر فعال شده بود، به کار می‌افتد. البته این نیز از مشکلات این نوع فوکوس می‌باشد و باید گفت که این کار سر و صدای زیادی نیز ایجاد می‌کند. روش دوم روشی کند است که با فشردن دکمه‌ی * در قسمت بالا و سمت راست حاصل می‌شود و برای فوکوس کامل دست کم 3 ثانیه به طول می‌انجامد. روش سوم و جدیدتر روش تشخیص چهره‌ی خودکار است که دوربین به طور خودکار نزدیک‌ترین چهره‌ی انسان را در فوکوس قرار می‌دهد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;نمایشگر LCD جدید و بسیار با کیفیت 920,000 نقطه‌ای، حالت نمایش زنده بسیار با کیفیت‌تری را برای شما به همراه می‌آورد. وقتی که آن را با نمایشگر 450d مقایسه می‌کنید متوجه می‌‌شوید که به خوبی می‌توان بدون اینکه کیفیت تصویر از میان برود از زاویه به آن نگاه کرد. شما می‌توانید به وسیله‌ی دکمه‌ی Display آن را خاموش کنید. همچنین سنسور هوشمندی در قسمت بالای آن نصب شده است و به محض اینکه شما صورت خود را برای نگاه کردن از درون چشمی‌به دوربین نزدیک می‌کنید نمایشگر را خاموش می‌کند. این امکان باعث می‌شود تا در هنگام عکاسی نور نمایشگر چشم شما را نزند. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;بیشینه‌ی سایز فایل ویدیو با این دوربین در هر بار ضبط کردن و در حالت&amp;nbsp; Full HD،&amp;nbsp; 4 گیگابایت یا 30 ثانیه است. شما همچنین می‌توانید در هنگام ضبط ویدیو، عکس‌برداری نیز بکنید. صدا نیز با فرمت PCM و بدون هیچگونه فشرده سازی ضبط می‌شود. یک میکروفون داخلی نیز برای ضبط صدای mono در جلوی دوربین قرار دارد. ولی متاسفانه هیچ ورودی برای متصل کردن میکروفون استریو به آن وجود ندارد. همچنین این دوربین مجهز به‌یک پورت HDMI برای نمایش عکس‌هایی با کیفیت 1920X1080 پیکسل بر روی HDTV می‌باشد. این دستگاه از یک پورت miniHDMI بهره می‌برد ولی باید کابل آن را خود جداگانه خریداری کنید. همچنین می‌توانید آن را به طور مستقیم و با استفاده از کابلی که درون جعبه قرار دارد به از طریق NTSC/PAL به تلویزیون‌های معمولی نیز متصل کنید. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;فناوری غبار-زدایی امکان این را فراهم می‌آورد تا سنسور تصویر با سرعتی بسیار بالا به لرزش در بیاید و این فرکانس بالا باعث از بین رفتن هرگونه گرد و غبار احتمالی موجود بر سطح آن می‌شود. همچنین سطح این سنسور برای مقاومت بیشتر در برابر ذرات غبار با لایه ای از فلور اندود شده است. عمل غبار روبی در هر بار روشن و خاموش کردن دوربین انجام می‌شود، ولی با این حال می‌توان با دسترسی به بخش مورد نظر در منوی دوربین این عمل را به صورت دستی نیز انجام داد. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;198&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;sidebyside1.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/canon500D/sidebyside1.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;زمان روشن شدن دوربین تا آماده شدن برای گرفتن اولین عکس به طور شگفت انگیزی کوتاه می‌باشد و فقط 2 ثانیه به طول می‌انجامد. عمل فوکوس خودکار در شرایط نوری خوب و لنز استاندارد 18-55mm نیز بسیار سریع انجام می‌گیرد و به دلیل بهره بردن از 9 نقطه‌ی AF تمام تصویر پوشش داده می‌شود. کمتر از 1 ثانیه به طول می‌انجامد تا بتواند یک عکس JPEG و کیفیت کامل را ذخیره سازی کند و هیچ مکثی نیز بین آن‌ها وجود ندارد و به شما اجازه می‌دهد تا در هنگام ذخیره‌سازی عکس‌های قبلی بر روی کارت حافظه همچنان به عکاسی بپردازید. عکاسی پیاپی نیز در صورتی که انگشتتان را بر روی دکمه‌ی شاتر نگه دارید 3.4 فریم بر ثانیه است و 70 عکس JPEG و 9 عکس RAW. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;کانن 500d از همان باتری LP-E5 با ظرفیت 1080mAh که بر روی 450d نیز استفاده می‌شد استفاده می‌کند و در حالت شارژ کامل قادر به گرفتن 400 عکس است. این در حالی است که در 450d قادر به ثبت 500 عکس بود. این دوربین از کارت حافظه‌ی SD/SDHC استفاده می‌کند. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&amp;nbsp;اصلی ترین رقبای این دوربین را به غیر از مدل قبلی خود آن یعنی 450d می‌توان&amp;nbsp; Nikon D5000، Olympus E-620،&amp;nbsp; Olympus E-P1، Pentax K-7 و Sony A380 معرفی کرد. به طور خلاصه باید گفت که دوربین EOS 500d از نظر ظاهری بسیار شبیه به مدل قبلی یعنی 450d می‌باشد. ولی پیشرفت‌هایی کلیدی نیز در آن دیده می‌شود که به طور قابل ملاحظه می‌توان از نمایشگر LCD با کیفیت بسیار بالاتر و طیف ISO گسترده‌تر نام برد. ضبط ویدیو نیز امکانی بسیار تاثیر گذار بوده است که این دوربین به داشتن آن مفتخر است.&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;506&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;table_1.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/canon500D/table_1.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12703/</link>
   <title>معرفی و بررسی امکانات دوربین کانن EOS 500D</title>
   <pubDate>2010-01-30 15:29:48</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12703/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;ساسان توکلی نامی بسیار آشناست. عکاسان جدا از وب سایت &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://tehran24.com/tehran/&quot;&gt;تهران 24&lt;/a&gt;، حضور پر انرژی او را در مراسم اختتامیه تصویر سال دیده‌اند&amp;nbsp; و آنها هم که عکاس نیستند، با تیتراژ&amp;nbsp; و آنونس‌هایی که برای سریال‌های تلوزیونی می‌سازد، پای برنامه مورد علاقه خود نشسته‌اند. و این تنها بخشی از کارهای اوست.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;البته با وجود دامنه وسیع فعالیت‌ها کمتر درباره خودش خوانده و شنیده‌ایم. این گفت و گو تنها مقدمه ای‌است برای آشنایی بیشتر با این هنرمند توانا ...&#13;&#10;  &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;580&quot; width=&quot;400&quot; alt=&quot;880913_1.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/880913_1.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;آقای توکلی چند سالتان است؟ کجا متولد شده‌اید و در چه رشته‌ای تحصیل کرده‌اید؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;من در سال 1341 در تهران متولد شدم و دیپلم ریاضی فیزیک دارم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;لطفا کمی از فعالیت‌های این روزهایتان و کارهایی که در دست دارید، بگویید.&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;یکی از کارهای جدیدی که این روزها کمی به آن مشغولم عکاسی و فیلمبرداری سه بعدی با دو دوربین است. البته این کار جدیدی در دنیا نیست و حدود 50 سال پیش ابداع شده است. اما ما این کار را در ایران با استفاده از قطعات سخت افزاری ای که خودمان می‌سازیم، راه انداخته‌ایم. محصول این کار تصاویری می‌شود که بعد دارد و با عینک مخصوص باید دید. این اتفاق مدت‌هاست که در اروپا و امریکا رخ می‌دهد و از کپی غیرقانونی فیلم‌ها جلوگیری می‌کند و بعلاوه بیننده را تشویق به سینما رفتن می‌کند.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&amp;nbsp;از طرف دیگرعکس‌های 360 درجه را کار می‌کنم که از سال 2002 راه انداختیم و با کیفیت بالا انجام می‌دهیم. البته در آن زمان متاسفانه این کار خوب شناخته نشد و اکنون پس از گذشت چندین سال کم کم توجه نسبت به آن جلب شده و علاقمندان قابل توجهی پیدا کرده است که باعث شده مشتری به سوی ما بیاید.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;علاوه بر این‌ها، برخی کارهای کوچک تلویزیونی هم انجام می‌دهم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;یکی از نکاتی که معمولا در مورد شما گفته می‌شود این است که به شدت تکنیکی هستید و به جدیدترین ابزار و آخرین نرم افزارها تسلط دارید، لطفا درباره اهمیت این موضوع در کار توضیح بدهید.&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;سال 68 که اولین کامپیوترهای شخصی وارد ایران شد من نیز همان زمان اولین تصاویر را به گونه ای دیجیتایز کرده و وارد کامپیوتر کردم. از همان موقع، عاشق این کار شدم و روز به روز دنبال کردم. به تدریج با نرم افزارهای مختلف و ورژن‌های متفاوت آنها کار کردم و پا به پای آنها پیش رفتم. در نتیجه وقتی نسخه جدیدی از یک نرم افزار می‌آمد تازه‌های آن را به راحتی می‌شناختم و راهکار آن را می‌یافتم.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;به نظر من وقتی پا در دنیای دیجیتال بگذاری دیگر نمی‌توانی از آن بیرون بیایی. دنیایی که لحظه به لحظه تغییر می‌کند تو را با خود می‌کشد.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سال‌ها پیش ساخت فیلمی درباره ایران را آغاز کردید، به نقاط مختلف ایران رفتید و راش‌های ارزشمندی تهیه کرده‌اید، اما هنوز آن را به شکل فیلم ارایه نشده است، علت چیست؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بعد از اینکه چند نمونه کار دیجیتال ساختیم و در تلویزیون پخش شد، به تلویزیون و وزارت ارشاد پیشنهاد دادم که از این سیستم‌ها استفاده کنند. آن موقع دستگاه‌ها گران بود و تقریبا هم قیمت الان در می‌آمد ولی به هر حال می‌توانستیم این کار را انجام دهیم. فیلم «ایران» حاصل همین دوره کاری با مسئولین وقت وزارت ارشاد بود. آن زمان هنوز دوربین‌ها آنالوگ بود و دیجیتال نیامده بود. قرار بود مستندی با شعار «بدون کلام« با موسیقی و ریتم بسازیم که هم موسیقی ایرانی داشته باشد و هم تصاویر خاصی از ایران. با ده دوازده نفر، سفر سه ماهه‌ای را با دوچرخه آغاز کردیم. آن موقع قرار بود فیلم ساخته بشود و اکران عمومی بشود، اما نشد. این پروژه به خاطر تغییر مسوولین در وزارت ارشاد به سرانجام نرسید. دیر کرد پرداخت وامی هم که قرار بود در اختیارمان قرار گیرد، من را با بدهی زیادی رو به رو کرد.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;فیلم سازی بسیار پر هزینه است به ویژه اینکه کار در سفر باشد. با وجود اینکه ما چریکی زندگی می‌کردیم، باز هم هزینه‌ها بالا بود. در نتیجه متوقف شد و من ناچار شدم سه چهار سال بعد از آن، کارهای خدماتی دیگری انجام دهم تا بتوانم بدهی‌ها را بازپرداخت کنم و در نهایت وامی را که به ما داده بودند، دو برابر پس بدهم.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در نتیجه این فیلم متاسفانه متوقف شد و حاصل آن همه زحمت به یک فیلم شش دقیقه‌ای تبدیل شد که در جشنواره فیلم سوره سال 76 شرکت کرد. این فیلم در آن جشنواره برنده شد و در بولتن اسمش به عنوان بهترین کلیپ آمد اما در موقع اهدای جوایز فیلم را حذف کردند و نامی از آن نبردند. آن اتفاق هم مرا بسیار دلسرد کرد و کار دوباره متوقف شد.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما امروز، پس از گذشت حدود&amp;nbsp; 15سال، بخش فرهنگی سفارت ایتالیا با دیدن بخش‌هایی از این فیلم از آن برای شرکت در جشنواره میراث فرهنگی رم دعوت کرده است. قرار است آن را در 40 الی 50 دقیقه تدوین کنم و برای شرکت در این جشنواره بفرستم.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;این فیلم به گونه‌ای است که بیننده در آن قاب‌های متحرکی از عکس می‌بیند که دوچرخه سواری آنها را به هم وصل می‌کند.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;فیلم کی آماده خواهد شد؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;از آنجا که هم تهیه کننده و هم کارگردان این فیلم خود من هستم، ناخود آگاه فشاری احساس نمی‌کنم که کار را زودتر پیش برده و تمام کنم. اما به هر حال باید برای تابستان سال آینده آماده باشد.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;فیلم کاملا سینمایی است و باید مستقل باشد. در این فیلم شما سکانس زیبایی از ارگ بم و مقبره کورش و چیزهای دیگری می‌بینید که آنقدر تغییر کرده‌اند که امروزه به دلیل تخریب یا استفاده نادرست توریستی، دیگر جذابیت تاریخی خود را از دست داده‌اند.&#13;&#10;  &lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;600&quot; width=&quot;400&quot; alt=&quot;880913_2.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/880913_2.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;شما جدا از عکاسی درساخت فیلم، تیتراژ، آنونس، تبلیغات و جلوه‌های ویژه کامپیوتری فعال‌اید، چطور بین این کارها هماهنگی ایجاد می‌کنید و عکاسی در این میان چه جایگاهی دارد؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;تیتراژ و فیلم کوتاه بستری است که هر کاری دلم می‌خواهد انجام بدهم و ایده‌هایم را آنجا اجرا کنم. تلاش می‌کنم همواره تیتراژ خوبی روی آنتن ببرم.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ممکن است در سال فقط سه یا چهار تیتراژ کار کنم اما 365 روز سال اسمم روی آنتن باشد. وقتی تیتراژی پخش می‌شود، حتی خیلی ها هم که اصلا آن کار تلویزیونی را نمی بینند، کار من را می بینند.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;معمولا آنونس نمی سازم. این کارها، کار من نیست ولی سعی می کنم اگر کاری انجام می دهم، واقعا خوب باشد.آخرین کارم دو تا آنونس برای سریال «شمس العماره» بود.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در حوزه تبلیغات هم، با وجود اینکه کاری بسیار پر در آمد است می توانم بگویم به طور کلی فعال نیستم و سراغش نمی روم. در مورد جلوه های ویژه هم جز در موارد خاص سعی می کنم کاری انجام ندهم. جلوه های ویژه کاری است که پیش زمینه می خواهد و باید یک سری اتفاقات در زمان فیلمبرداری بیفتد.&amp;nbsp; چون معمولا این اتفاق رخ نمی دهد و زمان فیلمبرداری کارها هماهنگ شده نیست دردسر زیادی دارد و نتیجه نهایی افت می کند و به همین دلیل جلوه های ویژه را قبول نمی کنم. چون هرچقدر زحمت بکشی به دلیل آنکه از ابتدا پیش بینی نشده، کار ضعیفی خواهد شد.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما عکاسی همیشه در کنار کارهایم هست. فیلم را با عکس می گیرم.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;به عبارت دیگر عکاسی شغل من نیست. عشق من است. همواره سعی می کنم راه و روش دیگری برای عکاسی پیدا کنم. به عنوان کار دوم بسیار جالب است. حتی اگر راننده کامیون هم بودم عکاسی برایم جالب بود.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;کدام یک را شغل تان می‌دانید؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;من تصویر سازم. البته اگر بخواهم صریح‌تر جواب بدهم، باید بگویم خودم را فیلمساز می‌دانم&amp;nbsp; و آخرش هم همین خواهد شد.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چه چیزی شما را در این همه کار متفاوت موفق می‌کند؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;همیشه برای موفق شدن خیلی پافشاری کردم. مثلا می‌خواستم از پیچ‌های جاده چالوس عکس بگیرم، بارها رفتم و گرفتم ولی نشد. آنقدر این کار را ادامه دادم تا بالاخره آن عکسی را که می‌خواستم، گرفتم. باید آنقدر پافشاری کنیم تا اتفاقی که می‌خواهیم بیفتد. من این کار را از مستندسازان بی بی سی یاد گرفتم که چقدر با دقت و حوصله کار می‌کردند. آنها گاهی برای پانزده ثانیه تصویر از حیات وحش، یک هفته وقت می‌گذاشتند. &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;نظرتان درباره بازار خرید و فروش عکس در ایران و مشکلاتی که دارد، چیست؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;شخصا عکس تک شات کم فروخته‌ام و اگر هم بوده، معمولا خریدارها خارجی بوده‌اند. خیلی‌ها از عکس‌های من بصورت مجانی استفاده کرده‌اند. نمونه‌اش در فیلم «فقر و فحشا»، مسعود ده‌نمکی عکس‌های تهران 24 را برداشته و در فیلم استفاده کرده است. عکس‌هایی که در آن، سعی کردیم زیبایی‌های تهران را به خارجی‌ها نشان دهیم، ولی ایشان بدون اجازه آنها را برداشته و استفاده کرده و این در حالی است که حتی لوگوی ما هم در آن دیده می‌شود. من معمولا عکاسی را بصورت پروژه‌ای انجام می‌دهم. مثلا برای شهرداری تهران که در سایت&amp;nbsp; Tehran.ir&amp;nbsp; قرار گرفته یا برای گردشگری مجازی در تهران و کیش.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;از عکس‌هایتان، نمایشگاه نمی‌گذارید؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;یک بار نمایشگاه داشته‌ام و خیلی دوست دارم باز هم داشته باشم. به هر حال در فکرش هستم و شاید به زودی این کار را انجام دهم.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;به عقب برگردیم وکمی از خاطراتتان بگویید. چطور عکاسی را شروع کردید و چگونه وارد کارهای دیگر شدید؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;یازده دوازده سالم بود که دوربین لوبیتل دایی‌ام را گرفتم&amp;nbsp; و کتاب‌های&amp;nbsp; چاپ و ظهور عکاسی را هم خریدم و دست به کار شدم. عکس می‌گرفتم و بدون آگراندیسور چاپ می‌کردم که خیلی برایم جالب بود. از اینجا بود که با دوربین عکاسی آشنا شدم. چهارده ساله بودم که دوربین سوپر هشت فیلمبرداری تهیه کردم و شانزده سالم بود که فیلمی از درگیری‌های خیابانی تهران زمان انقلاب ساختم به نام «روزهای به یاد ماندنی» حدودا ده سال پیش بود که سیما فیلم کلیپی در مورد انقلاب سفارش داد و من همین فیلم را پیشنهاد کردم که مورد استقبال قرار گرفت و از تلوزیون هم پخش شد. فیلم حدود شش، هفت دقیقه است و موسیقی آن را «آلبرت آراکلیان» ساخته است.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;از آن به بعد وقفه‌ای پنج شش ساله در کارم افتاد. دوران جنگ بود و من هم سرباز بودم اما دوربین نداشتم و از آن دوران هیچ تصویری ندارم. تا سال 66، 67 که دوربین ویدئو خریدم و کار جدی را با آن آغاز کردم.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;img height=&quot;602&quot; width=&quot;400&quot; alt=&quot;880913_3.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/880913_3.jpg&quot; /&gt;&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;کمی سایت «تهران بیست و چهار» و فعالیت‌های آن را معرفی کنید.&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;اولین سایتم را در سال 1999 راه اندازی کردم که صحنه دات کام نام داشت. در همان ایام، یک روز زمستانی که در تهران برف آمده بود، بیرون رفتم و هفت هشت عکس گرفتم و برای خواهر و برادرم ایمیل کردم. آن موقع به ندرت عکسی از تهران در اینترنت وجود داشت. این عکس‌ها فوروارد شد و از یکی برای دیگری ایمیل شد. بعد از آن تعداد زیادی ایمیل تشکر آمیز برای من رسید که در اغلب آنها تقاضا شده بود این کار را ادامه بدهم. به این ترتیب بود که تهران بیست و چهار راه افتاد و هر روز در آن عکس می‌گذاشتیم و تقاضا، استقبال و علاقه هم روز به روز بیشتر می‌شد. الان هم اگر شما Tehran را در گوگل جستجو کنید، این سایت از اولین نتایج است. در حال حاضر هم سی و دو هزار عکس در آرشیو این سایت وجود دارد. برای همین این روزها هم که عکسی آپلود نشده همچنان سایت از جستجوی عکس‌ها بازدید کننده دارد.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در این سایت شما ایران زیبا را می‌بینید و ایرانیان مقیم خارج از کشور مشوق تشکیل آن بوده‌اند و چنین رنگ و بویی به آن دادند. چون برای مقابله با تبلیغات ضد ایرانی خیلی به درد آنها می‌خورد. خیلی‌ها هم عکس می‌فرستادند اما به دو دلیل اغلب نمی‌توانستیم از آنها استفاده کنیم. یکی اینکه بعضی از آنها کیفیت نداشت و دیگر اینکه من عکاسی را سینما می‌بینم، همه عکس‌ها در سایت از یک زاویه و با یک کادر مشخص است. بعضی عکس‌ها که به دستم می‌رسید عمودی بود و عملا امکان استفاده از آن در سایت وجود نداشت. به هر حال تک و تنها نمی‌توانستم از پس آنها بر بیایم و باید یک نفر مسوول بررسی و انتخاب و آپلود آنها می‌گذاشتیم که فعلا امکانش برای من وجود ندارد.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;سایت اسپانسری ندارد؟ &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;هر جای دنیا بودم و متعلق به هر کشوری، تا به حال این اتفاق افتاده بود. ولی متاسفانه این اتفاق در ایران نمی‌افتد. هزینه‌های به روز نگه داشتن سایت هم واقعا بالاست. به عنوان مثال در سال 80 من ماهانه 270 دلار هزینه سرور می‌دادم تا این حجم بالای عکس را بتواند جواب بدهد. تبلیغات گوگل را گذاشته‌ام تا بخش کمی از هزینه‌ها را جبران کند. الان هم اگر بخواهم با همان روند گذشته پیش بروم به جز هزینه نگهداری سایت، باید جا و مکانی داشته باشم، و حداقل دو نفر را بگذارم که کارها را انجام بدهند. راستش تا اینجا هم که نگه‌داری‌اش کرده ام به خاطر شوق و ذوق خودم بوده است. همیشه دوست داشتم این کار شاخص باشد و آرشیو خوبی جمع بشود. کار آنقدر خوب پیش رفت که دو شبکه اروپایی از آلمان و فرانسه، و مجله ویاجر «Voyager Magazine» و چندین مجله سفر با من مصاحبه کردند و از من عکس خواستند و نگاهشان آنقدر مثبت بود که انگیزه من را چند برابر کرد. اما راستش این روزها به خاطر حجم بالای کار و فشار مختلفی که به بعضی از آنها اشاره کردم، کمی انگیزه‌ام را از دست داده‌ام.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;یکی از کارهای خاطره‌انگیز شما برای عکاسان، عکس یادگاری در اختتامیه جشن تصویر است. ایده این کار از چه کسی بود؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt; آیا از همان اولین جشن تصویر آغاز شد و چطور شد شما این کار را قبول کردید؟ اولین سالی که قرار بود جشن تصویر برگزار شود، روزی با سیف الله صمدیان بودم. این پیشنهادی بود که به ذهن هر دو نفر ما رسید. دقیقا نمی‌دانم چه کسی اول پیشنهاد داد ولی با هم آن را پروراندیم. بعد از سال اول و دوم دیگر یکی از رسم‌های تصویر سال شد و من هر جای دنیا باشم، روز اختتامیه می‌آیم آنجا تا عکس آخر را بگیرم.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چندی است انجمن عکاسان ایران فراخوان خود را برای تشکیل مجمع عمومی اعلام کرده است. آیا شما برای عضویت اقدام کرده‌اید؟ چه انتظاراتی از انجمنی با این نام دارید؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;خوب دوستان زنگ زدند که فرم را پر کنم و اسمم هم در آمد. طبیعتا کسی که عضو انجمن می‌شود انتظارات زیادی دارد من عضو انجمن سینمای مستند هم هستم و خوب می‌دانم&amp;nbsp; اینجا نمی‌توان انتظار زیادی داشت. نتیجه کار بستگی به خیلی چیزها دارد که از دست هیات مدیره و اعضا خارج است. ولی به هر حال باید اسکلت بندی قوی باشد تا حداقل خواسته‌ها را بر آورده کند. اولین چیزی که اعضا لازم دارند مدرکی است که مشخص بشود عضو انجمن هستند و بتوانند با استناد به آن، با خیال راحت عکاسی کنند. به اعتقاد من انجمن اول باید این مشکل را حل کند. بعد موضوع فروش عکس است. باید بین گالری‌ها یک هماهنگی ایجاد کنند و دست به دست هم بدهند تا تحولی در زمینه فروش عکس ایجاد شود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12692/</link>
   <title>توکلی: اگر راننده کامیون هم بودم، عکاسی می‌کردم</title>
   <pubDate>2009-12-15 08:20:00</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12692/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;متولد 1359، دندانپزشک عمومی و مشغول به تحصیل در مقطع فوق لیسانس عکاسی در دانشگاه هنرهای زیبای تهران.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;این مشخصات یکی دیگر از میهمانان بخش معرفی عکاس جوان سایت عکاسی است.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;«سارا زند وکیلی» &lt;a href=&quot;http://www.zandevakili.com/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;+&lt;/a&gt; زمان زیادی نیست که عکاسی می‌کند.اما در همین مدت کوتاه، حضور «پویا و جویایی» &lt;a href=&quot;http://abbasi.akkasee.com/15056&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;+&lt;/a&gt; داشته است.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;p&gt;&lt;img height=&quot;400&quot; width=&quot;400&quot; src=&quot;/files//articles/880910.jpg&quot; alt=&quot;880910.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;چطور شد که از داندانپزشکی به عکاسی روی آوردید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;- با اینکه همیشه به هنر در مفهوم کلی آن علاقه داشتم، تحت تأثیر دیدگاه تفننی که در جامعه ما نسبت به فعالیت‌های هنری وجود دارد، فکر می‌کردم (در واقع پذیرفته بودم) که هنر باید در حاشیه کار اصلی‌ام قرار بگیرد.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما به مرور دچار تناقض‌ها و کشمکش‌هایی در خودم، وظایفم و علائقم شدم. سعی کردم به هر نحوی که شده، از خلال این تناقض‌ها، خود خالص و واقعی‌ام را به دور از ترس‌های درونی کاذب و القائات بیرونی بشناسم و مسیر اصلی‌ام را پیدا کنم و با چندین سال تأخیر فکر می‌کنم که موفق شدم.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;کمی از فعالیت‌ها و نمایشگاه‌هایتان بگویید.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;- مدت زیادی نیست که عکاسی می‌کنم، در حدود سه سال. در چند نمایشگاه و فستیوال داخلی شرکت داشته‌ام که آخرین آنها نمایشگاه گروهی «یک پانزدهم» در گالری ماه مهر بود. در این نمایشگاه، مجموعه عکسی داشتم با عنوان «چرخ سرگردان، بی‌جهت می‌گردد...» که اشاره‌ای است به موضوع زمان، هستی یا نیستی آن و آمیختگی انسان با - شاید توهمی- از زمان یا گسستگی او از این مفهوم. این کار را با چند تصویرسازی غیرواقع‌گرایانه از عکس‌ها انجام داده‌ام. با انتخاب این شکل از اجرا، در واقع به طور ضمنی واقعیت عکاسی را هم به عنوان پدیده‌ای که اصطلاحاً به اسارت درآورنده زمان و در عین حال تابع بی‌قید و شرط آن است، به گونه‌ای به بازی گرفته‌ام.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;بیشتر به چه حوزه‌ای از عکاسی گرایش دارید و در آن فعالیت می‌کنید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;- در مورد شکل یا شکل‌هایی از عکاسی که دوست دارم ادامه دهم، شاید نتوان لفظ «حوزه» را بکار برد. چون خود این واژه، از لحاظ معنایی بیانگر نوعی محدودیت است که با آزادی‌ای که در هنر به دنبال آن هستم، سازگار نیست. در واقع این، دغدغه‌های متفاوت فردی، اجتماعی و یا انسانی من هستند که در هر مرحله، راه بیان عکاسانه خود را از بین گزینه‌های موجود - از عکاسی صحنه‌آرایی شده و فتومونتاژ گرفته تا شکل‌هایی از عکاسی مستند اجتماعی و یا حتی شیوه‌هایی که با تعاریف دوران مدرن و شاید هم امروزی، دقیقاً در قالب این رسانه جای نمی‌گیرند- انتخاب می‌کنند. اینکه این رویکرد، به خلاقیت بیشتر در کار من و یا نامنسجم شدن و گسیخته شدن آن بیانجامد، چیزی است که در آینده مشخص خواهد شد.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;400&quot; width=&quot;400&quot; alt=&quot;880910_1.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/880910_1.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;کیفیت آموزش و اساتیدی که از آنها بهره برده‌اید را چگونه ارزیابی می‌کنید؟چه خلاء هایی در زمینه آموزش این رشته وجود داشت؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;- آموزش جدی در زمینه عکاسی را با کلاس‌های آزاد شروع کردم که عموماً در رابطه با تئوری و تاریخ تحلیلی هنر و عکاسی بودند و نه تکنیک‌های عکاسی. بواسطه آنها با معلمان بسیار خوبی آشنا شدم و این کلاس‌ها، بیش از هر بهره دیگری، در مشخص کردن مسیرم به من کمک کردند؛ تا آنجا که تصمیم گرفتم وارد فضای آکادمیک رسمی شوم و در رشته فوق لیسانس عکاسی تحصیل کنم. &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در این دو ماه که از سال تحصیلی می‌گذرد، عرصه آموزشی و پژوهشی دانشگاه را بهتر از چیزی که انتظار داشتم، یافتم. (این سطح از انتظار، در اثر صحبت‌ها و نظرات تعدادی از اطرافیانم بوجود آمده بود.) مشکلی که تا اینجا بر اساس شنیده‌ها وجود دارد، نحوه امتیازبندی استادان و محدود کردن دانشجویان به گرفتن پایان‌نامه با افراد خاص و بسیار محدودی است که ما واقعاً دلیل این نوع سختگیری‌ها را با وجود کمبود استادان دانشگاه در رشته‌های هنری و بخصوص دپارتمان عکاسی متوجه نمی‌شویم. به عبارت دیگر، طوری که از ظواهر امر مشهود است، دانشجو نمی‌‌‌تواند استاد راهنمای مورد نظرش را بر اساس موضوع پژوهش خود و زمینه مطالعاتی و تخصصی استادانش، حتی از میان اندک اعضاء هیئت علمی دانشگاه محل تحصیل خود انتخاب کند. البته اطلاع ندارم چنین قانونی در مورد دانشگاه‌های دیگر هم برقرار هست یا نه. در هر صورت امیدوارم هرچه زودتر در مورد این قانون محدودکننده، تجدید نظری صورت بگیرد و یا حداقل تبصره‌هایی برای آن در نظر گرفته شود.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در حال حاضر با چه مشکلاتی در حوزه فعالیت های عکاسی رو به رو هستید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;- یکی از مشکلاتی که بسیاری از عکاسان آماتور و حتی حرفه‌ای جامعه ما (و احتمالاً خیلی از جوامع دیگر) با آن مواجهند و من هم طبعاً از تبعات آن بی‌نصیب نبوده‌ام، نبود قوانین مشخصی برای آزاد بودن و یا ممنوعیت عکاسی در فضاهای عمومی و اصولاً نبود تعریفی مشخص از حریم‌های عمومی و خصوصی در حیطه عکاسی است. البته بخش زیادی از این مشکل، به فرهنگ عمومی جامعه برمی‌گردد که گویی بازگوکننده یک تجربه تلخ مشترک از عکس‌شدگی توسط هر دوربین ناخوانده‌ و نامحرمی است. اگر به دنبال ریشه‌های این فرهنگ برویم، قطعاً دلایل زیادی برای آن پیدا می‌کنیم. اما به نظر می‌رسد که وضع حقوق و قوانینی دقیق و جزء‌نگر، که قطعاً نمی‌تواند به یک‌باره در تقابل با این فرهنگ هم قرار گیرد، به ایجاد هماهنگی و تعادلی در این عرصه کمک کند. امیدوارم شکل‌گیری انجمن عکاسان ایران، مقدمه‌ای برای این گونه اقدام‌ها باشد.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;آیا تا به حال در مسابقه ای شرکت کرده‌اید که به تعهداتشان عمل نکرده باشند... اگر پاسخ مثبت است لطفا با جزئیات شرح دهید.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;- من به ندرت در مسابقه‌های عکاسی شرکت می‌کنم و به‌شخصه چنین تجربه‌ای ندارم. با این وجود، بعضاً توسط دوستانم در جریان بروز مواردی مانند عدم انجام تعهدات مالی و یا عدم رعایت حقوق معنوی عکس‌ها و استفاده از آنها خارج از اختیارات مشخص شده برای برگزارکنندگانِ برخی از این مسابقات قرار می‌گیرم. اما به نظر من چیزی که مهم‌تر است، بررسی سیاست کلی‌ حاکم بر این‌گونه برنامه‌هاست. &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;عکس و عکاسی، به عنوان ابزاری که از همان ابتدای متولد شدنش، در خدمت فعالیت‌های گوناگون انسان‌ها بوده و رسانه‌ای که در عمیق‌ترین لایه‌ها و طبقات مختلف اجتماع نفوذ کرده، می‌تواند و باید همچنان به کارکردهای متنوع اجتماعی، اقتصادی، علمی و فرهنگی خود ادامه دهد. برگزاری چنین برنامه‌هایی هم به شرطی که در جهت بهبود همین کارکردها و شناختن و شناساندن نقش‌های مهم فعلی و همچنین کارکردهای بالقوه عکس در عرصه‌های مختلف هنری و غیرهنری باشد، بسیار خوب است. اما چنانچه برخی صاحب‌نظران معتقدند، اگر در برگزاری مسابقه‌ها و جشنواره‌های رنگارنگی که هرروز شاهد برگزاری یکی از آنها هستیم، چنین دغدغه‌هایی در مورد عکاسی و عکاسان وجود نداشته باشد و علت‌های دیگری از جمله صرفه‌جویی در هزینه‌ پروژه‌های عکاسی و یا استفاده‌های تبلیغاتی خاص و بعضاً ناهم‌جهت با ایدئولوژی عکاسان شرکت‌کننده در پس آنها باشد، نه تنها کمکی به ارتقاء جایگاه عکس در بطن جامعه نمی‌کند، بلکه باعث کشاندن گروهی از عکاسان به خصوص جوان‌ترها به مسیری می‌شود که به جای پرورش مشغولیت‌های ذهنی و ایده‌های ناب خود، عادت به انجام عکاسی سفارشی، به شکل غیراصولی و تاحدی بهره‌کشانه کنند. &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;بنابراین، اولاً خود عکاسان هستند که باید در انتخاب برنامه‌هایی که قصد شرکت در آنها را دارند، هوشمندی به خرج دهند و چیزی فراتر از میزان جوایز تعیین شده را ببینند؛ ثانیاً نشریات و وب‌سایت‌های عکاسی‌ که اطلاع‌رسانی مسابقات و جشنواره‌های وابسته به عکس را انجام می‌دهند، می‌توانند نوعی غربال‌گری انجام دهند و ثالثاً عکاسان پیش‌کسوت و صاحب‌نظرانی که به عنوان کارشناس و داور با مسابقات همکاری می‌کنند، می‌توانند در قبول پیشنهاد سازمان‌ها و نهادهای مختلف، سخت‌گیری بیشتری داشته باشند که قطعاً بسیاری از این بزرگان، خود حساسیت‌هایی به مراتب بیشتر دارند.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;400&quot; width=&quot;400&quot; alt=&quot;880910_3.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/880910_3.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;آیا به باندبازی در جامعه عکاسی ایران (مثلاً در انتخاب آثار دوسالانه‌ها، جوایز و نمایشگاه‌ها)&amp;nbsp; برخورد کرده‌اید؟ &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;- خیر؛ و به چنین مسائلی اعتقاد ندارم. این نوع موضع‌گیری‌ها و حاشیه‌تراشی‌ها بیشتر تخریبی است تا تصحیحی. مثلاً در مورد دوسالانه یازدهم، من شخصاً در میان تمام ایرادهای وارد شده، یک نقد اصولی و علمی و حتی شبه علمی در مورد کلیت آثار انتخاب شده ندیدم. در همین مورد خاص، اگر منظور از «باند بازی» سمت و سو داشتن آثار انتخاب‌ شده به شکل‌ها و جریان‌های خاصی از عکاسی است، به نظر من این اتفاق طبیعی است. چطور انتظار داریم شخصی که در مقام عکاس، معلم یا محقق عکاسی، در طول سال‌ها با آثار و آراء مختلفی در این عرصه سروکار داشته، از خود ایده، نظریه‌ و معیار مشخصی‌ -که ما مجموعه اینها را سلیقه یا نگاه داور می‌گوییم- نداشته باشد؟ همه می‌دانیم که هنر قانون‌بردار نیست. هیچ الگوی مطلق و صفر و یکی برای خوب یا بد بودن یک اثر هنری وجود ندارد و همه‌چیز نسبی است. بنابراین، دخالت معیارها و سلیقه‌های شخصی کارشناسان، در چارچوب خط‌مشی و اهداف هر مسابقه، جشنواره یا نمایشگاهی، یک امر اجتناب‌ناپذیر است.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;چندی پیش مجمع عمومی انجمن عکاسان ایران تشکیل شد، آیا از اهداف و برنامه‌های این انجمن مطلع هستید؟ برای عضویت در این انجمن اقدام کرده‌اید؟ وچه انتظاراتی از این انجمن فراگیر دارید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;- فهرست اهداف کلی انجمن را مطالعه کرده‌ام. ولی در مورد اساسنامه و جزئیات آن اطلاعی ندارم. متأسفانه هنوز برای عضویت هم اقدام نکرده‌ام. &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;امیدوارم تلاش برای رسیدن به اهداف مطرح شده، به انسجام جامعه بزرگ و کمابیش پراکنده عکاسی ایران، در تمام زمینه‌های فنی، هنری، پژوهشی و حقوقی آن کمک کند. &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چه چشم اندازی برای آینده کاری و پیشرفت شخصی پیش رو دارید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;- دوست دارم جنبه‌های عملی و تئوری فعالیت‌های عکاسی‌ام را به موازات هم پیش ببرم. به هردو سویه، به یک میزان علاقمندم و امیدوارم بتوانم در حد یک جزء کوچک از جامعه عکاسی کشورم، کارهایی در زمینه تحقیق برروی موضوعات مورد علاقه‌ خودم، تألیف و ترجمه مطالب مفید و سازمان‌دهی مقالات فارسی منتشر شده عکاسی تا به امروز (که در حال حاضر به عنوان یک پروژه دانشگاهی کار بر روی آن را شروع کرده‌ام) انجام دهم.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12691/</link>
   <title>سارا زندوکیلی: دانشگاه بهتر از حد انتظار است</title>
   <pubDate>2010-01-24 11:55:00</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12691/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;266&quot; width=&quot;400&quot; alt=&quot;880910_2.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/880910_2.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;دکتر حسن نمک‌دوست تهرانی، در سال 1339 در تهران متولد شده و تحصیلات تکمیلی خود را در رشته علوم ارتباطات اجتماعی در دانشگاه علامه طباطبایی به پایان رسانده است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;وی از سال 1356 فعالیت حرفه‌ای را در روزنامه کیهان و اطلاعات آغاز کرد که تا سال 1358 ادامه داشت و پس از آن در نشریات تخصصی و عمومی دیگر در سطوح مختلف تحریریه به فعالیت خود ادامه داد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;دکتر نمکدوست از سال 1385 تا کنون مدیر «مرکز آموزش همشهری» است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;مرکز آموزش همشهری در مرداد ماه سال 1385 تأسیس شده است که بخشی از حلقه پژوهش- آموزش - انتشارات موسسه همشهری است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اخیرا این مرکز وب سایتی با عنوان «&lt;a href=&quot;http://www.hamshahritraining.ir/default.aspx&quot;&gt;مدرسه همشهری&lt;/a&gt;» راه اندازی کرده است که هدف آن&amp;nbsp; ارائه دانش کاربردی در تمامی عرصه‌های فعالیت رسانه‌ای است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;«دانش ارتباطات»، «روزنامه نگاری»، «فناوری‌های نو»، «روابط عمومی»، «فتوژورنالیسم»، «دانش تبلیغ»، و «حقوق رسانه‌ها»، سرفصل‌های آموزشی «مدرسه همشهری» هستند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;گفت‌وگوی کوتاه ما با دکتر نمکدوست به بهانه راه اندازی این وب سایت آموزشی است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;از مدرسه آنلاین شروع کنیم. آیا قرار است این مدرسه، مکمل مرکز آموزش همشهری باشد، یا مستقل است و آموزش‌های برنامه‌ریزی شده و کاملی ارایه می‌دهد.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;«مدرسه همشهری» وب‌سایت «مرکز آموزش» همشهری است. در واقع، بخشی از محتوای این سایت را مطالب آموزشی مورد نظر مرکز تشکیل می‌دهد و بخش دیگر را بحث‌های آموزشی استادان، دانشجویان، صاحب‌نظران و دست‌اندرکاران دانش ارتباطات و روزنامه‌نگاری. قصد ما این نیست که در این وب‌سایت جای دانشگاه‌ها را بگیریم، بلکه هدف‌مان این است که محیطی ایجاد کنیم که بحث‌های علمی با توجه به نیازهای حرفه‌ای طرح شوند. طبعا وقتی پای الزام‌های حرفه‌‌ای به میان می‌آید،‌ دیدگاه‌ها متنوع‌‌تر و متکثرتر هم می‌شوند. زبان و شیوه ارائه مطالب و بحث‌ها هم قدری فرق خواهد کرد.&amp;nbsp; &amp;nbsp;&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چرا واقعا به شکل مدرسه نیست. یعنی افراد دوره‌ای را بگذرانند و بعد با پشت سر گذاشتن امتحاناتی، گواهی نامه دریافت کنند. این روش می‌تواند برای علاقمندان خارج از تهران بسیار سودمند باشد.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;این‌که بتوان دوره‌ای را، بنا بر درس‌ها و سرفصل‌های معین تعریف کرد و به صورت مرحله‌بندی شده ارائه داد فکر به‌جایی است، گرچه حق می‌دهید که کار دشواری هم هست، هم به لحاظ تهیه محتوا و هم ساز و کارهای ارائه. البته در کار ما دادن و گرفتن مدرک چندان راه‌گشا نیست، هرچند حتما از آن خیلی استقبال خواهد شد. توانایی فرد در کار رسانه‌ای را نه مدرک، بلکه عمل محک می‌زند. بنا به دلایلی با امتحان گرفتن هم چندان میانه‌ای نداریم. به همین خاطر برای برگزاری دوره‌‌های مفصل‌مان، مثل آموزش روزنامه‌نگاری چندرسانه‌ای که بار اول نه ماه و بار دوم شش ماه طول کشید، راه متفاوتی را در پیش گرفتیم. یعنی به جای این‌که در آخر کار امتحانی از شرکت‌کنندگان بگیریم، سعی کردیم در انتخاب کسانی که می‌خواستند در دوره شرکت کنند دقیق‌تر باشیم. همان آغاز کار از آن‌ها خواستیم که شرحی از پیشینه تحصیلی و کاری خود بدهند، در امتحان زبان شرکت کنند، مصاحبه شوند و مقاله‌ای بنویسند. طبعا کسی که این در یک چنین فرایندی انتخاب می‌شد، جزء بهترین‌ها بود و واقعاً هم چنین بود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نظر شخصی من، به عنوان یکی از مخاطبان سایت، این است که در بعضی از بخش‌ها به ویژه بخش فتوژورنالیسم، آموزش‌ها پراکنده است و روالی از پیش برنامه‌ریزی شده را طی نمی‌کند.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;مدرسه همشهری محل طرح موضوع‌های آموزشی از سوی کسانی است که بحثی آموزشی دارند و می‌خواهند آن را با دیگران به اشتراک بگذارند. کسی به دوستان نمی‌گوید چه و چگونه بنویسیند. کافی است مطلبی که می‌نویسند وجهی آموزشی داشته باشد. شاید در نگاه اول، آموزش‌ها پشت سر هم‌ به نظر نرسند، اما قرار است که این وب‌سایت سال‌ها محتوای آموزشی تولید کند. شاید اگر سه چهار سال دیگر به سایت مراجعه کنیم این پراکندگی اصلا به چشم نیاید. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در عین حال کنار این‌گونه مطالب، تدوین و ارائه دوره‌های آموزشی منسجم حتماً می‌‌تواند راه‌گشا باشد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;&amp;nbsp;بخش بزرگی از صفحه به عکس اختصاص داده شده، لطفا درباره این طراحی و عکس‌هایی که نمایش داده می‌شوند، توضیح دهید.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;مدرسه همشهری وب‌سایتی خبری نیست که هر لحظه و یا دست‌کم چند بار در روز صفحه اول آن تغییر کند. حتی پیش می‌آید که یکی دو روز مطلب تازه‌ای نداشته باشیم. استفاده از عکس‌های خبری که در هر نوبت ورود به صفحه تغییر می‌کنند، برای این است که صفحه شکل ایستا به خود نگیرد. عکس‌ها هم خبری انتخاب می‌شوند که با رویکرد سایت هم‌‌خوانی داشته باشند. در واقع از فتوژورنالیسم برای تنوع بخشیدن و جذابیت صفحه اول کمک گرفته‌ایم.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;بخشی از سایت به آموزش تولیدات چند رسانه‌ای اختصاص دارد، کیفیت این آموزش‌ها را چطور ارزیابی می‌کنید.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;روزنامه‌نگاری امروزه چندرسانه‌ای است. یعنی آن مرز قدیمی که میان روزنامه‌نگاری کاغذی،‌ با روزنامه‌نگاری رادیویی، تلویزیونی، ویدئویی و ... بود کاملا فرو ریخته و از بین رفته است. اینترنت این امکان را فراهم کرده که کنار متن، اسلاید شو، صدا یا تصویر یا همه این‌‌ها را بگذاریم. رادیو و تلویزیون‌های دنیا سایت دارند و در آن کلی متن تولید می‌کنند. وقتی به این قائل باشیم که روزنامه‌نگاری امروز چندرسانه‌ای است، طبعا باید به آموزش روزنامه‌نگاری چندرسانه‌ای هم بپردازیم. اما متأسفانه فکر می‌کنم جز ما، یعنی مرکز آموزش همشهری، جای دیگری به این واقعیت و ضرورت‌های آن توجه ندارد؛ نه مراکز آموزشی رسمی و دانشگاهی و نه نظام ارتباطی و مخابراتی کشور. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آیا یک فتوژورنالیست یا ژورنالیست باید در همه زمینه‌ها (فرایند تولید مالتی مدیا) توانمند باشد یا هر بخشی از کار باید بر عهده متخصص آن باشد و این گونه تولیدات حاصل کار جمعی است. (تقریبا شبیه یک رسانه مکتوب.)&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;طبعاً باید آشنا باشد. البته قاعدتا در وجه عکاسی تواناتر است.&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;امروزه هر شهروند با حداقل ابزار و امکانات، با داشتن موبایل دوربین دار و وب سایت یا وبلاگی، روزنامه نگار و عکاس است شما این پدیده را چگونه ارزیابی می‌کنید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بسیار پدیده خوب و مبارکی است. با این توضیح که هر کس یک دوربین موبایل، یک سایت یا وبلاگ داشته باشد، طبعا روزنامه‌نگار نیست. شاید بهتر باشد بگوییم برخی از دارندگان موبایل دوربین‌دار در برخی عکس‌هایی که می‌گیرند و برخی وبلاگ‌دارها در بعضی پست‌هایی که ارسال می‌کنند کار روزنامه‌نگارانه می‌کنند. جز این اما، وقتی میلیون‌ها نفر در سراسر دنیا گه‌گاه کار روزنامه‌نگارانه می‌کنند حاصلش می‌شود اتفاق بسیار بزرگ و مغتنمی که به آن می‌گوییم روزنامه‌نگاری شهروندی. نوع تازه‌ای از شهروندی و نوع تازه‌ای از روزنامه‌نگاری که بسیار بسیار مهم و تأثیر گذار است. همین حوادث چند ماه اخیر کشورمان اوج این پدیده تازه را نشان می‌دهد. &amp;nbsp;&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;با توجه به پیشرفت بی‌وقفه تکنولوژی، و امکان دست کاری در عکس‌ها، تا کجا می‌توان به مستند بودن محتوایی که به این شیوه تهیه می‌شود، اعتماد کرد؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;دست بردن در عکس، طوری که محتوا و ماهیت آن را تحریف کند و تغییر دهد سال‌هاست که به عنوان کاری غیراخلاق حرفه‌ای در فتوژورنالیسم مذموم دانسته می‌شود. در عین حال مثلی قدیمی است که می‌توان به عده‌ای برای مدتی دروغ گفت، اما نمی‌توان به همه برای همیشه دروغ گفت.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;منبع عکس: روزنامه دنیای اقتصاد &lt;a href=&quot;http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=25390&quot;&gt;+&#13;&#10;      &#13;&#10;      &lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12688/</link>
   <title>حسن نمکدوست: نمی‌توان همیشه دروغ گفت</title>
   <pubDate>2009-12-01 09:50:23</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12688/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;سحر مختاری متولد 1362 است و لیسانس عکاسی‌اش را در سال 1386 از دانشکده هنرهای زیبا گرفته است. او تا کنون در چندین نمایشگاه گروهی شرکت داشته و اولین نمایشگاه انفرادی‌اش، چندی پیش در گالری مهروا برپا شد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;سحر مختاری یکی دیگر از میهمانان بخش معرفی عکاس جوان سایت عکاسی است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;گفت و گوی ما با او که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده، درباره آموزش عکاسی و مشکلاتی است که یک عکاس در آغاز کار با آن روبه روست.&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;img height=&quot;300&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;880805.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/880805.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;بیشتر به چه حوزه‌ای از عکاسی گرایش دارید و در آن فعالیت می‌کنید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;از دوره دانشجویی تا به حال در زمینه عکاسی خبری و مطبوعات فعال بوده‌ام. البته به طور متمرکز در سال‌های اخیر در خبرگزاری شانا مشغولم. اما گرایش اصلی‌ام، عکاسی خلاقه یا همان Fine art است و علایقی هم در زمینه عکاسی مستند اجتماعی دارم و فعالیت من در زمینه خبری صرفاً به دلیل کسب درآمد است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;کیفیت آموزش و اساتیدی که از آنها بهره بردید را چگونه ارزیابی می‌کنید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;در دانشکده‌ای که من درس خواندم، اغلب اساتید بزرگ عکاسی کشور تدریس می‌کنند و بعضی از آنها، با روش قابل قبولی ما را به سوی آنچه ایده‌آل یک دانشجوی عکاسی است، هدایت کردند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما این موضوع که هنر تا حدود زیادی سلیقه‌ای است، باعث ایجاد سو تفاهم هایی می‌شود و وقتی سلیقه‌ی استاد تحمیل شود، راه خلاقیت در ذهن دانشجو بسته می‌شود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;به نظر من، استاد باید تجربیاتش را در اختیار دانشجو قرار داده و راه را نشانش دهد و این دانشجو است که تعیین می‌کند چگونه و با چه کیفیتی آن راه را طی کند. در واقع دانشگاه برای دانشجوی هنر، بستری است برای رفتن به راه‌های دیگر. کلاس درس باید یک کارگاه پرورش خلاقیت باشد، چرا که خلاقیت هیچ وقت آموختنی نیست. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اشکال دیگری که در آموزش عکاسی، این است که در این رشته با شاخه‌های متفاوتی رو به رو هستیم. باید طوری برنامه ریزی شود که همه‌ی دانشجویان بعد از گذراندن واحدهای ابتدایی و عمومی رشته عکاسی، هرکدام شاخه‌ی مورد علاقه خود را انتخاب کنند و بطور متمرکز روی آن وقت بگذارند، مثلا دانشجویی که به شاخه‌ی تبلیغات در عکاسی علاقه‌مند است، لزومی ندارد که واحدهای عکاسی خبری را بگذراند، باید آنقدر روی واحدهای تبلیغات وقت بگذارد که در هنگام فارغ التحصیلی و ورود به بازار کار به آن تسلط&amp;nbsp; کامل داشته باشد باید روی همه‌ی شاخه‌های عکاسی در کارگاه‌های تخصصی آن وقت گذاشته شود، چه به لحاظ&amp;nbsp; تئوری و چه به لحاظ عملی. ما هر سال تعداد زیادی فارغ التحصیل عکاسی داریم که پس از دانشگاه، کلاً در رشته عکاسی فعالیت ندارند. چرا که در دوره دانشجویی استعدادشان در یک شاخه خاص عکاسی شناسایی نشده و تقریباً بلاتکلیف مانده‌اند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;596&quot; width=&quot;400&quot; alt=&quot;880805_1.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/880805_1.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در حال حاضر با چه مشکلاتی در حوزه فعالیت‌های عکاسی رو به رو هستید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;از مشکلاتی که در گذشته و در آغاز کار داشتم، یکی این بود که همواره برای عکاسی در اماکن عمومی دچار دردسر می‌شدم، البته این امر برای عکاسان خبری، که کارت خبرنگاری دارند، خیلی کم پیش می‌آید. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;تا وقتی که دانشجو بودم، با ارائه کارت دانشجویی هم دچار مشکل می‌شدم، یک بار برای عکاسی به ترمینال جنوب رفته بودم، آنجا دوربینم را گرفتند و گفتند که نمی‌توانم عکاسی کنم، در صورتی که من اصلاً به فضای ترمینال کاری نداشتم و برای پروژه شخصی‌ام از جزئیات برخی اتوبوس‌ها به عکاسی می‌کردم و آنها می‌گفتند باید از شهرداری مجوز داشته باشی! بعدها که کارت خبرنگاری داشتم با خیال آسوده‌تر به عکاسی می‌پرداختم. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;باید تشکلی ایجاد شود که مجوز و کارت برای تمامی عکاسانی که علاقه‌مند هستند، صادر نمایند تا آنها بتوانند به راحتی به عکاسی در سطح شهر بپردازند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در زمینه‌ی کار گالری‌های هم یک گله‌ای دارم، بیشتر گالری‌دارانی که در تهران هستند و در زمینه عکس فعالیت می‌کنند، روش درست و هماهنگی در زمینه پذیرش و فروش آثار ندارند. برای فردی مثل من، که می‌خواستم اولین نمایشگاه انفرادی خودم را برپا کنم، مشکلات زیادی ایجاد شد، در واقع یک سال تمام عکس‌هایم را به گالری‌های مختلفی می‌بردم و بشتر آنها به من جواب منفی می‌دادند. چرا که از طرف کسی به آنها معرفی نشده بودم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;البته ایراد دیگری که داشتند این بود که اولین نمایشگاه انفرادی‌ام بود، بنابراین نمی‌خواستند آن را قبول کنند! گالری‌داران می‌توانند به جوانان تازه کار میدان بدهند و باید به جای آدم‌ها عکس‌ها را ببینند، همان طور که خانم مهروا در مورد من و جوانان دیگر این کار را کرد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;موضوع سوم هم این است که باید فضایی ایجاد شود که خرید و فروش آثار عکاسی به راحتی انجام شود و این امر تنها منحصر به یک اکسپوی دولتی نباشد که همه چیز آن فرمایشی و نمایشی است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چه چشم‌اندازی برای آینده کاری و پیشرفت شخصی پیش رو دارید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;هم چنان امیدوارم که به فعالیت‌ام در زمینه عکاسی ادامه دهم، بعد از نمایشگاه اخیرم انگیزه‌ام چند برابر شده است که سایر مجموعه‌هایی که کار کردم و ایده‌هایی که در ذهن دارم را نیز پرورش بدهم و در آینده آنها را نیز نمایش بدهم، چرا که نمایش دادن آثار بازخورد خوبی دارد و با توجه به نقدهایی که می‌شود که می‌توان به نقاط ضعف و قوت کار پی برد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;300&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;880805_3.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/880805_3.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آیا به باندبازی در جامعه عکاسی ایران (مثلا در انتخاب آثار دوسالانه ها، جوایز و نمایشگاه ها) برخورد کرده‌اید؟ &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;به طور آشکار و از نزدیک شاهد این طور مسائل نبوده‌ام، اما کم و بیش شنیده‌ام که گفته شده فلان داور در فلان جشنواره، در داوری آثار عدالت را رعایت نکرده است. یا در بعضی جشنواره‌های عکاسی، بعد از اعلام اسامی برگزیدگان، به افرادی بر می‌خوریم که با دست‌اندرکاران جشنواره نسبتی دارند و این اسامی آنقدر آشکار و فراوان هستند که جای شکی باقی نمی‌گذارند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در مورد بعضی گالری‌ها هم این باندبازی وجود دارد، برخی گالری‌ها آثار را نه به خاطر ارزش هنری، بلکه به خاطر آشنایی یا حضور هنرمند در یک گروه خاص، انتخاب می‌کنند طوری که نمایش آثار در حیطه همان گروه خاص باقی می‌ماند و چه بسا دیگرانی که کارشان بهتر است از این امکان محروم می‌شوند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اصولاً در جامعه عکاسی ایران، اسم‌ها نقش پررنگ تری نسبت به عکس‌ها دارند!&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;188&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;880805_2.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/880805_2.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;به زودی قرار است مجمع عمومی انجمن عکاسان ایران تشکیل شود، آیا از اهداف و برنامه‌های این انجمن مطلع هستید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;کما بیش اطلاعاتی راجع به این انجمن دریافت کرده‌ام اما به طور کامل نه.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;برای عضویت در این انجمن اقدام کرده‌اید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بله – برای عضویت اقدام کرده‌ام&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;چه انتظاراتی از این انجمن دارید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;به نظرم تشکیل انجمن عکاسان با توجه به سابقه عکاسی در ایران، باید زودتر از اینها انجام می‌شد، وجود این انجمن موجب دلگرمی برای جامعه عکاسی ایران است. البته نمی‌دانم این انجمن دولتی هست یا نه. ولی امیدوارم که تشکلی غیردولتی باشد. چرا که باید متعلق به خود عکاسان باشد و در موقع لزوم به عنوان پشتیبانی محکم برای عکاسان حاضر باشد.&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12687/</link>
   <title>سحر مختاری: اولین نمایشگاهم را نمی‌پذیرفتند!</title>
   <pubDate>2009-10-31 15:07:00</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12687/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;­رضا موسوی خود را چنین معرفی می‌کند:&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    «کارشناس مرمت ابنیه تاریخی هستم و کار حرفه‌ای‌ام در میراث فرهنگی در بخش مرمت است. سال 70 وارد دانشگاه شدم و سال 74 فارغ التحصیل. در دوره دانشجویی، چند واحد درس عکاسی داشتیم که اکبر عالمی&amp;nbsp; تدریس می‌کرد و این آغاز کار من در عکاسی بود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;علاقمندی‌ام به این کار آنقدر زیاد شد که در خانه، تاریکخانه عکاسی راه انداختم و خودم همه کار ظهور و چاپ عکس را انجام می‌دادم.»&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;رضا موسوی هم اینک یک عکاس تئاتر است. او درباره ورودش به این عرصه می‌گوید: &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;«سال 74 به دعوت یکی از دوستانم که بازیگر تئاتر بود، به همکاری با محمد یعقوبی دعوت شدم که گروه تئاتر امروز را تشکیل داده و همه تقریبا تازه کار بودند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;محل تمرین هم زیر زمین خانه آقای بهرام، پدر پانته‌آ بهرام بود. در آن زمان تنها لینک من به دنیای تئاتر همین گروه بود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;هزینه عکاسی در آن دوره بالا بود. فیلم حساسیت 400 می‌خواست و برای ظهور و چاپ هزینه زیادی صرف می‌شد. به همین علت مدتی فعالیت در در این رشته را کنار گذاشتم تا سال 83 که دوباره به عکاسی تئاتر برگشتم و کم کم وارد موضوع شدم و ارتباطم قوی‌تر شد.»&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;گفت‌وگوی ما با رضا موسوی درباره تئاتر و حواشی آن است. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;388&quot; width=&quot;450&quot; src=&quot;/files//articles/880804_2.jpg&quot; alt=&quot;880804_2.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;جذابیت عکاسی تئاتر برای شما چه بود؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;راستش اوایل به این موضوع فکر نمی‌کردم. ولی واقعیت این است که کل فضا در تئاتر جذاب است. شما در یک محیط آرام عکاسی می‌کنید و اگر راه و روش این کار را بدانید، آرامش این فضا و خودتان حفظ می‌شود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ولی در نهایت اگر به خود هنر تئاتر علاقمند نشوید، در این کار دوام نمی‌آورید. در مورد من این اتفاق رخ داده است. در حال حاضر گاهی کارها را می‌بینم&amp;nbsp; بدون اینکه از آنها عکاسی کنم، فقط برای اینکه آنها را دیده باشم. در واقع تیتر کارم علاقمندی به تئاتر است نه عکاسی تئاتر.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;البته این نوع عکاسی ویژگی‌هایی خاص خود را نیز دارد که به عنوان راحتی کار از آن یاد می‌شود. مثلا دردسر آن کمتر است و نهایتا یکی دو ساعته یک پروژه تمام می‌شود. برای افرادی مثل من هم که عکاسی پرتره و آتلیه‌ای را دوست دارم، تمام ویژگی‌های این نوع عکاسی را از جمله گریم و نورپردازی یکجا فراهم می‌کند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;عکاس تئاتر در تمرین‌ها هم حاضر می‌شود؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;معمولا حضور در تمرین لازم نیست. چرا که گروه به جز دو تمرین آخر، در یک فضای مجازی بدون دکور و لباس و نور تمرین می‌کنند و بیشتر کار آنها ذهنی است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;بنابراین حضور در تمرین‌ها برای یک عکاس آزاد (که با گروه نمایشی کار نمی‌کند)، ضرورتی ندارد. اما درست این است که عکاس یک بار بدون دوربین کار را ببیند و بعد فکر کند در چه زاویه‌ای می‌تواند عکس خوب بگیرد. یعنی عکاسی بدون دوربین. معمولا یک عکاس حرفه‌ای تئاتر لحظه‌های ناب را در ذهنش دخیره می‌کند تا وقتی که با دوربین وارد شد، بداند چه کاری می‌خواهد بکند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما عکاس گروه، به طور متوسط پنج تا هفت بار سر یک کار می‌رود که معمولا سه چهار جلسه از تمرین و دو سه جلسه از اجرای عمومی است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;327&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;880804_4.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/880804_4.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;تئاتر هفت خوان رستم&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;گاهی در یک اجرا، با تعداد زیادی عکاس رو به رو می‌شویم که تمرکز تماشاگر را به هم می‌ریزند، رفت و آمد می‌کنند، سر و صدای شاتر دوربین شان به گوش می‌رسد، عکس‌هایشان را چک می‌کنند و گاهی شخصا شاهد بوده‌ام که فلاش می‌زنند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;کسی که در تئاتر با فلاش عکس بگیرد اصلا به نظر من عکاس نیست چرا که تئاتر نورپردازی شده و این کار تمام نورصحنه را از بین می‌برد و عکسی تخت به وجود می‌آورد. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما در مورد تغییر جا، باید بگویم هر کدام از سالن‌های تئاتر، استاندارد خاصی دارند. در تالار وحدت ردیف یک، جای مناسبی نیست و سر دوربین رو به آسمان می‌رود. غالبا عکاس‌ها ردیف چهارم می‌نشینند. بعضی‌ها دوست دارند از طبقه دوم عکاسی کنند که کف صحنه دیده شود. اما معمولا تغییر جا نمی‌دهند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;همانطور که گفتم، بهترین کار این است که عکاس&amp;nbsp; قبل از اینکه کار با دوربینش را آغاز کند، جای مناسب خود را انتخاب کند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;البته گاهی بالاجبار عکاس جا به جا می‌شود، اما در نمایشی که مخاطبش کم باشد و جای خالی وجود داشته باشد. در نمایش‌های پر مخاطب که سالن جا ندارد، چه بخواهی و چه نخواهی نمی‌توانی تکان بخوری. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;مساله ما در حال حاضر این است که عکاسانی که مجوز دارند، به طور رسمی جایی برای نشستن ندارند و اگر سالن پر باشد باید بروند گوشه‌ای بایستند که در اینگونه موقعیت‌ها، معمولا نمی‌توان عکسی گرفت که نگاه کارگردان در آن منعکس باشد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;عکس تئاتر چطور تعریف می‌شود؟ عکسی که نگاه کارگردان تئاتر را باز گو کند یا نگاه عکاس را؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;تئاتری‌ها می‌گویند عکس خوب، عکسی است که بیننده احساس کند عکس نمایش است و با فلسفه کار ارتباط دارد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما شما، به عنوان عکاس، می‌توانید نگاه شخصی و ترکیب‌بندی خاصی داشته باشید که به امضای ویژه شما تبدیل شود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;البته گرفتن چنین عکسی که هم مربوط به نمایش باشد و نگاه کارگردان و فلسفه موضوع را در بر داشته باشد و هم نگاه عکاس را، خیلی سخت است و صادقانه بگویم، در سه ماه گذشته، شخصا شاید سه عکس، با این تعاریف گرفته باشم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;عکاسی تئاتر مجموعه‌ای است از عکاسی خبری، هنری و آتلیه‌ای. نور صحنه مدام عوض می‌شود و به همین جهت عکاسی خودکار در آن اصلا مفهوم ندارد و نورسنجی دوربین، بخشی از صحنه را از بین می‌برد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;شما باید کاملا حرفه‌ای و مسلط عکاسی کنید و با شاتر و دیافراگم تنظیم‌ها را تغییر بدهید. نکته‌ای که عکاسی تئاتر را پیچیده کرده و آن را از عکاسی سینما متفاوت می‌کند این است که در سینما نگاه بسته است. کارگردان سینما کادری را می‌بندد که خودش می‌خواهد و شما به عنوان عکاس اگر بخواهید آن را ذره‌ای تغییر دهید، ابزار پشت صحنه مثلا بوم صدابرداری وسط کادر می‌آید. اما در تئاتر صحنه باز است. شما می‌توانید به هر گوشه‌اش سر بزنید و آن را تله یا واید کنید و اینها همه در اختیار عکاس است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;شرایط عکاسی تئاتر به گونه‌ای هست که بتوان در آن به صورت حرفه‌ای فعالیت کرد؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;نه – کار حرفه‌ای نمی‌توان کرد. کلا در تئاتر خیلی هزینه نمی‌شود که بخواهیم راجع به عکاسی‌اش صحبت کنیم. عکاسی حرفه‌ای تئاتر یک زندگی بخور و نمیر را فراهم می‌کند که توجیه اقتصادی ندارد. اگر خیلی هم معروف باشی، باز با این مشکل رو به رو هستی که بیشتر کارگردان‌های تئاتر برای عکس اهمیت قایل نیستند و چون نگاه درستی ندارند، هزینه نمی‌کنند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;البته این اوضاع کمی در حال دگرگونی است. از این پس طبق آیین‌نامه جدید، تمام اعضای یک گروه نمایشی، از جمله عکاس، مستقیما با مرکز هنرهای نمایشی قرارداد می‌بندند و دستمزد خود را از مرکز می‌گیرند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;تا پیش از این بودجه یک نمایش در اختیار کارگردان بود و بنابراین تا آنجا که می‌توانستند از کنارش می‌زدند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;الان به هر هنرمند، کارتی به نام کارت تماشا داده‌اند و هر وقت کار کنند، مرکز دستمزدشان را به حسابشان واریز می‌کند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;با این حال باز هم امکان کار حرفه‌ای در این حوزه وجود ندارد چون بر طبق اساسنامه فقط برای دو کار دستمزد واقعی پرداخت می‌شود و از کار سوم به بعد&amp;nbsp; کف دستمزد به فرد تعلق می‌گیرد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در مورد بازیگران هم همینطور است. این تمهیدی است تا فعالیت در این حوزه رانت کسی نشود و قابل توجیه است اما به هر حال امکان کار حرفه‌ای را برای یک عکاس تئاتر از بین می‌برد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;252&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;880804_5.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/880804_5.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;تئاتر مرثیه‌ای برای یک سبک وزن&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چه مشکلاتی شما را آزار می‌دهد؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;غیر از مساله اقتصادی که صادقانه باید گفت تمام ایده‌ها و انگیزه‌ها را از بین می‌برد، دو موضوع بسیار جدی دیگر وجود دارد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اول اختلاف نظر و درگیری با مرکز هنرهای نمایشی و سالن‌ها و عوامل تئاتر است. جای استقرار عکاسان مشکل بزرگی است. آنها جایی مشخص برای نشستن در سالن تئاتر ندارند. تازه ما کارت گرفته‌ایم تا بتوانیم وارد سالن بشویم، قبلا که این هم نبود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;نکته دیگر حضور عکاسان آماتور و غیر حرفه‌ای است که با رابطه عکاسی می‌کنند و هیچ کدام از اصول را رعایت نمی‌کنند. همانطور که شما هم تجربه کرده‌اید، متاسفانه می‌بینیم&amp;nbsp; حتی بیپ دوربین و مانیتورشان را خاموش نکرده‌اند، تئاتر را نمی‌شناسند و آنقدر عکس می‌گیرند تا بالاخره یکی از بین آنها در بیاید. گاهی اگر عکس‌هایشان را به هم بچسبانید، یک فیلم از آن در می‌آید...&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;پس شما هم با این مشکل رو به رو شده‌اید.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بله- چالش بزرگ ما در انجمن تئاتر این است که یک نمایش را چه کسانی باید عکاسی کنند. در تئاتر حرفه‌ای باید افرادی مشخصی اجازه عکاسی داشته باشند. اما الان متاسفانه روال مشخصی وجود ندارد و بعضی بر اساس روابط می‌توانند سر صحنه حاضر شوند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;یک تجربه شخصی را برایتان می‌گویم که چند وقت پیش در یک نمایشی، یک خانم عکاس آمد و درست نشست وسط صحنه و شروع کرد به عکاسی.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در تمام عکس‌های من سر این خانم هم هست.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;بعد از پایان کار ازش پرسیدم شما از کجا آمده‌اید؟ گفت من برای خودم عکس می‌گیرم و از جای خاصی نیامده‌ام. گفتم از کی اجازه گرفته‌اید که بیائید و وسط این کار حرفه‌ای و اینجور مزاحمت ایجاد کنید؟ بالاخره معلوم شد سفارشی آمده است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;این موضوع ظرف چند ماه گذشته بیشتر هم شده. من با اضافه شدن افراد جدید مخالف نیستم اما به نظر من رویه‌ای دارد. باید افراد تازه کار از تئاترهای دانشجویی و خیابانی شروع کنند و پله پله بالا بیایند تا رسیدن به صحنه تئاتر شهر و تالار وحدت برایشان اهمیت و جذابیت داشته باشد و آخرین مرحله پیشرفت کارشان باشد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;انجمن عکاسان تئاتر برای ساماندهی این وضعیت کاری نکرده است؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;انجمن می‌گوید ما نهاد خصوصی هستیم و نمی‌توانیم به مرکز هنرهای نمایشی فشار بیاوریم یا افراد را ممیزی کنیم. این کار را باید خود مرکز انجام دهد. خواسته ما این است که ما را به رسمیت بشناسند. عکاسان باید ساماندهی داشته باشند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;چه گام‌هایی می‌توان برداشت تا این رشته پیشرفت کند؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;اولین چیزی که نیاز داریم تغییر در نگاه متولیان موضوع است. مثل مدیران تئاتر و کارگردانان که باید اهمیت عکاسی تئاتر را بفهمند. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در واقع هیچ چیز جز یک عکس خوب از تئاتر باقی نمی‌ماند حتی اگر از آن اثر فیلم بگیرند. چون دوربین کاشته می‌شود و از یک زاویه، فیلمبرداری می‌شود، تنها به درد یادگاری می‌خورد. اما وقتی شما عکسی هنری و ماندگار می‌گیرید، سال‌ها بعد از پایان نمایش می‌ماند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در واقع یک عکس خوب می‌تواند یک تئاتر را مانا کند. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;img height=&quot;300&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;880804_6.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/880804_6.jpg&quot; /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;تئاتر نمایش باران&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;چرا کتاب عکس تئاتر چاپ نمی‌شود؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;برای کی؟ آنقدر مخاطبش کم است که عملا توجیه اقتصادی ندارد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;فعلا در مملکت ما کتاب عکس طبیعت و معماری خوب فروش می‌رود.البته این بدان معنی نیست که نباید چاپ بشود و ما هم دنبالش هستیم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;باید مرکز که متولی تئاتر است قدم در این راه بگذارد که نمی‌گذارد. جای خالی نمایشگاه عکس تئاتر هم وجود دارد. اما متاسفانه مرکز تنها به فکر اجرای نمایش است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;فعالیت‌های انجمن عکاسان تئاتر چقدر راهگشا بوده؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;هیات مدیره این انجمن آدم‌های بی‌مدعا و دلسوزی هستند و کلی وقت می‌گذارند اما دست و بالشان بسته است و بچه‌هایی که عضو انجمن‌اند، کمی بی‌انگیزه و غیرفعال‌اند. ما اغلب در جلسات‌مان ده پانزده تا غایب داریم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;به دلیل همین مشکلات انجمن نتوانسته جایگاه خود را پیدا کند و هنوز ضعیف است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;با این حال برنامه‌هایی داریم از جمله اینکه هر کدام از ما عکاسان عضو انجمن تعدادی عکس به تئاتر شهر بدهیم و درآمدش در صندوقی ذخیره شود و صرف کارهای فرهنگی مثلا برگزاری نمایشگاه شود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ما امیدواریم و احتمالا آینده بهتر از حال خواهد بود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;می‌دانید که قرار است انجمن عکاسان ایران تشکیل شود. آیا شما در انجمن عکاسان تئاتر درباره این موضوع بحث و تبادل نظر کرده‌اید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بله – چند ماه پیش آقای سیامک زمردی مطلق، دبیر انجمن، به جلسه‌ای با اعضای هیات موسس انجمن عکاسان ایران دعوت شده بودند. ایشان اطلاعاتی آورده و با ما صحبت کردند. متعاقب آن فراخوان آمد و فرم‌های عضویت برای ما ایمیل شد. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;عضو انجمن می‌شوید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بله- به نظر من هر چیزی که به داشتن تشکیلات کمک کند، خوب است. ما بیشترین ضربه را از نداشتن فضای گفت و گو می‌خوریم. فکر می‌کنم مجموعه‌ای که دارد شکل می‌گیرد می‌تواند این جای خالی را پر کند و نتیجه‌اش برای همه مثبت خواهد بود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;چه انتظاری از این انجمن دارید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;دو سه موضوع در جامعه عکاسی وجود دارد که خیلی اضطراری است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;مثلا ارتقا سطح علمی فرهنگی عکاسان. شما عکس‌های بسیاری می‌بینید که فاقد محتوا است چرا که عکاسان خود را درگیر فلسفه کارشان نمی‌کنند و بی مطالعه‌اند. این یکی از کارهایی است که انجمن باید در دراز مدت به آن بپردازد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;کار امروز و فردای انجمن به عقیده من بحث کپی رایت است. حقوق معنوی عکاس به راحتی از بین می‌رود و هیچ کس پاسخگو نیست.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;من امیدوارم که انجمن عکاسان ایران به قدرتی دست پیدا کند که اگر یک روز کارشان پیش نرفت، در زمینه عکاسی اعلام اعتصاب کنند. همین کاری که در انجمن‌های کوچکتر هم انجام می شود و معمولا نتیجه می‌دهد.&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.rezamousavi.com/&quot;&gt;سایت شخصی رضا موسوی &lt;/a&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://mousavi.akkasee.com/&quot;&gt;فتوبلاگ رضا موسوی در سایت عکاسی&lt;/a&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12686/</link>
   <title>رضا موسوی: تیتر کارم؛ علاقمندی به تئاتر است</title>
   <pubDate>2009-10-26 13:25:00</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12686/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;em&gt;کاوه بغدادچی متولد قزوین، دانشجوی ترم آخر مهندسی مکانیک در طراحی جامدات و فارغ التحصیل دوره‌ی فیلم‌سازی انجمن سینمای جوانان ایران است. &amp;nbsp;&#13;&#10;  &#13;&#10;    &lt;br /&gt;بغدادچی پنج سالی است عکاسی را به شکل حرفه ای دنبال می کند و در این مدت یک نمایشگاه انفرادی و پنج نمایشگاه گروهی برپا کرده است.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اخیرا مجموعه عکس او با موضوع مشاغل سنتی ایران، جایزه برتر عکاسی مستند «سنت‌های تولید و زندگی» را در بینال انسانیت کسب کرده است.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &lt;br /&gt;گفت و گوی ما با وی درباره این بینال و حواشی آن است.&#13;&#10;  &lt;/em&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;294&quot; width=&quot;450&quot; src=&quot;/files//articles/880718_2.jpg&quot; alt=&quot;880718_2.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;لطفا بینال «انسانیت» را معرفی کنید و درباره موضوع و محتوا ، برگزار کنندگان و اهدافش توضیح دهید.&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&amp;nbsp; بی‌ینال عکاسی «انسانیت: یادمان‌های نوع بشر» که امسال ششمین دوره آن برگزار شد، توسط انجمن عکاسان فولکلور چین و با حمایت و زیر نظر سازمان یونسکو برگزار می‌شود. هر شش دوره پیشین آن در یکی از شهرهای چین برگزار شده است و دوره اخیر هم بدلیل حمایت مالی کمیته برگزارکننده بازی‌های آسیایی 2010 گوانگ‌جو، در این شهر مرفه‌نشین در جنوب‌شرقی چین برگزار شد. موضوع این بی‌ینال گوناگونی‌های زندگی انسانی و میراث فرهنگی ملت‌ها‌ست. هدف اصلی برگزارکنندگان هم جمع‌آوری مجموعه‌های عکس و چاپ و انتشار آنها با موضوع فرهنگ‌های مختلف در سراسر جهان است. البته این بی‌ینال توجه ویژه‌ای به فرهنگ‌ها و آداب و رسومی دارد که در خطر نابودی و فراموشی قرار دارند. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بینال چند بخش داشت و چند برگزیده داشت؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;این بی‌ینال در شش بخش موضوعی برگزار می‌شود:&#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&amp;nbsp;«سنت و پرتره»، «معماری»، «سنت‌های تولید و زندگی»، «آئین‌ها، فستیوال‌ها و کارناوال‌ها»، «فنون، بازآفرینی، ورزش و آموزش‌های سنتی» و «تشریفات و مراسم سنتی».&#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&amp;nbsp;در این دوسالانه که تنها مجموعه عکس قبول می‌کند، در هر بخش‌، جوایز متعددی اهدا می‌شود. مثل جایزه بهترین مستندنگاری، بهترین ویرایش تصویری، بهترین پرداخت به جزئیات، بهترین رعایت خط داستانی، بهترین برقراری ارتباط با مخاطب، بهترین ارتباط بین مجموعه عکس و توضیحات آن، بهترین پیگیری و پشتکار در ثبت کامل یک رویداد، جایزه ویژه هیات داوران و چند جایزه دیگر. عکاسانی از سراسر جهان برنده این جوایز شدند که از آسیا تنها نمایندگان ایران، چین، هند، تایلند و بنگلادش جایزه بردند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مجموعه عکس خود را معرفی کنید.&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;مجموعه من در مورد مشاغل سنتی ایران بود. شامل پرتره‌های محیطی از برخی مشاغل خاص که گزینش کرده بودم. این گزینش و تکنیکی که برای اجرای مجموعه انتخاب کردم ناشی از ایده‌ای‌ست که دقیقا از یک سال پیش شروع به کار بر روی آن کردم و به مهمترین دغدغه‌ام در عکاسی تبدیل شده است. فرم دیگری از همین مجموعه که نوع اجرا و ارائه‌ی متفاوت‌تری داشت ولی از نظر موضوعی یکسان بود، سال گذشته در جشنواره فیروزه در تبریز مقام چهارم را بدست آورد. ولی بعد از فیروزه تصمیم گرفتم بیشتر روی آن کار کنم. البته اعتراف می‌کنم هنوز با آن چیزی که بتواند دقیقا خواسته ام را برآورده کند فاصله دارد و نیاز به کار بیشتری دارد. خوشبختانه در چین فرصتی فراهم شد که با عکاسانی از سراسر جهان و بویژه داوران دوسالانه در موردش صحبت کنم. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;299&quot; width=&quot;450&quot; src=&quot;/files//articles/880718_1.jpg&quot; alt=&quot;880718_1.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;از چین و از دستاورد این سفر بگویید.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;باید بگویم که این سفر بهترین تجربه‌ و بزرگ‌ترین فرصت زندگی من بود. در این سفر با عکاسانی از سراسر جهان با ملیت‌ها و سلیقه‌های گوناگون برخورد کردم و چون بیش از یک هفته هر روز در کنار هم بودیم فرصت بسیار مناسبی برای آشنایی و دوستی بیشتر پیش آمد. برای همکاری‌های آینده مثل برگزاری نمایشگاه مشترک، اطلاع‌رسانی در مورد جشنواره‌ها و بی‌ینال‌های بین‌المللی که می‌شناسیم و سفرهای مشترک&amp;nbsp; برای عکاسی برنامه ریختیم و قرار شد همدیگر را برای عکاسی از رویدادهای خاص در کشورهای‌مان دعوت کنیم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;به عقیده من، ما در زندگی مانند کوهنوردانی هستیم که باید برای صعود به قله، شب را در یک کمپ کوهستانی در کنار هم سر کنیم بدون اینکه هیچ‌گونه سابقه‌ی آشنایی قبلی با هم داشته باشیم. اگر وقت شام هر کس یک گوشه‌ای بنشیند و فقط غذای خود را بخورد مسلما فقط می‌تواند یک نوع غذا را امتحان کند ولی اگر همه دور یک میز بنشینند و هر چه دارند را با همدیگر تقسیم کنند، هم می‌توانند از غذاهای بیشتر و متنوع‌تری استفاده کنند و هم زمینه‌ای برای آشنایی و تبادل نظر و استفاده از تجربیات دیگران برای صعود به قله بدست می‌آورند. من بار اولی بود که در این بی‌ینال شرکت می‌کردم و فراخوان آن را یکی از دوستانم، که با هم تبادل لینک داریم، برایم فرستاد و از این طریق با این رویداد بین‌المللی آشنا شدم و این فرصت بزرگ را پیدا کردم. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;یکی دیگر از بزرگ‌ترین دستاوردهای من در این سفر فرصت آشنایی با مدیر برنامه‌ریزی‌های استراتژیک یونسکو بود که به نمایندگی از این سازمان در مراسم شرکت کرده بود. وقتی کتاب عکس‌ها را بین عکاسان توزیع کردند پیشنهاد دادم هر کس عکس خودش را برای دیگران امضا کند و ایملیش را هم بنویسد که ایشان بسیار استقبال کرد و خواست که برایش، بعنوان پیشنهاد دهنده این کار، چیزی هم به یادگار بنویسم. من ترجمه انگلیسی شعر مولانا در مورد برتری همدلی نسبت به هم‌زبانی را نوشتم و متن کوتاهی هم در مورد دوستی و صلح از خودم که بسیار استقبال کرد و فرصتی پیش آمد تا بیشتر با هم صحبت کنیم. برایش در مورد ایران و تنوع فرهنگی‌ای که داریم صحبت کردم و اینکه جامعه عکاسی ایران جوان و پویاست و تمایل خوبی برای شرکت در این سبک رویدادهای بین‌المللی دارد و قرار شد در آینده طرحی برای همکاری یونسکو با عکاسان ایرانی برای ایشان بفرستم تا نظر دهند. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; از این گذشته چین کشوری پهناور با تنوع فرهنگی بسیار زیاد است و دیدنی‌های زیادی دارد. به دوستان عکاس ایرانی توصیه می‌کنم به جای صرف وقت و پول‌شان در کشورهای منطقه بخصوص افغانستان و گرفتن عکس‌های تکراری، سری هم به شرق آسیا و بخصوص چین بزنند که به حق دنیایی‌ست با تفاوت‌های بسیار. &amp;nbsp;&#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;299&quot; width=&quot;450&quot; src=&quot;/files//articles/880718_3.jpg&quot; alt=&quot;880718_3.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;گویا در روزهای برگزاری این دوسالانه، جلساتی به منظور تشکیل سازمان بین‌المللی عکاسی محلی برگزار شده است. فعالیت و اهداف این سازمان چیست؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;بله - در روزهای برپایی این دوسالانه جلسه‌ای هم برای بررسی و تصویب اساسنامه اولیه تشکیل «انجمن بین‌المللی عکاسان فولکلور جهان» برگزار شد. حضور در این مراسم و امکان برخورداری از عضویت اولیه، یکی از مزایای دیگر این سفر برای من و بیش از هر چیز عکاسی ایران بود. این انجمن قرار است بزودی کار خود را رسما آغاز کند و با طراحی وب سایت مخصوصی اقدام به عضوگیری از سراسر جهان خواهد کرد و مهم‌ترین هدف آن هم حمایت از عکاسان بومی و محلی در گردآوری و ارائه آثاری از میراث فرهنگی منطقه خودشان است به ویژه میراث فرهنگی و بومی در خطر فراموشی و نابودی. مقر اصلی این سازمان، که قرار است بصورت زیر مجموعه‌ای از یونسکو فعالیت کند، در شهر تورنتوی کانادا تعیین شد و البته دو نمایندگی دیگر یکی در پکن و دیگری در پاریس – مقر اصلی سازمان یونسکو – هم خواهد داشت. قرار شد به محض آمادگی سازمان جهت عضوگیری، برای عکاسانی که در این بی‌ینال حاضر بودند شرایط و مقرارت آن فرستاده شود و این عکاسان نسبت به اطلاع‌رسانی بیشتر در کشورهای‌شان اقدام کنند. با صحبت‌هایی هم که شد احتمالا دور آینده این بی‌ینال زیر نظر این سازمان و به میزبانی کشور کانادا برگزار خواهد شد و احتمالا تغییراتی هم در فرم اجرایی خواهد داشت که باید منتظر فراخوانش باشیم.&amp;nbsp; &amp;nbsp;&#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;299&quot; width=&quot;450&quot; src=&quot;/files//articles/880718_4.jpg&quot; alt=&quot;880718_4.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;و نکته آخر...&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;بعقیده من حضور در چنین رویدادهایی می‌تواند نوعی نگاه انسانی را در ما تقویت کند. این رویدادها بهترین فرصت برای یافتن دوستانی است از سراسر جهان. دوستانی که کمک می‌کنند تا همیشه یک نمونه عینی و ذهنی برای نزدیک شدن به اهداف بلندی که داریم داشته باشیم. دوستانی که کمک می‌کنند تا جهان پیرامون‌مان را بهتر بشناسیم و فرهنگ و رسوم خودمان را هم بهتر و بیشتر به جهان معرفی کنیم و میراث فرهنگی نوع بشر را زنده نگه داریم. من در چین دائما به این موضوع فکر می‌کردم که اعراب که بیش از پنج درصد جمعیت دنیا را تشکیل می‌دهند، اما چرا در چنین مراسمی، که از هر گوشه جهان کسی هست، حتی یک نماینده ندارند. این غیبت سبب می شود که حتی در مراودات ساده، وقتی مثلا سر میز غذا هر کس از تاریخ و فرهنگ و آداب کشور خودش می‌گوید، فرهنگ غایب نادیده بماند. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&amp;nbsp;و این تنها یکی از دلایلی است که مسئولین فرهنگی ما باید از حضور هنرمندان ایرانی در رویدادهای برون مرزی حمایت کنند. بخصوص در مورد عکاسی که هنری است بی‌واسطه و مستقیم و سرعت برقراری ارتباط و انتقال اطلاعاتش بسیار بالاست. من در دو نمایشگاه برون مرزی، در ایتالیا و چین، به روشنی این موضوع را دیدم. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;من در این سفر، بدلیل سخت‌گیری‌های کنسولگری چین، با سختی‌ بسیار و اما و اگرهای زیاد موفق به گرفتن ویزای چین شدم ولی اگر نرفته بودم، فرصت بزرگی از کشورم و بعد از خودم سلب شده بود.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12685/</link>
   <title>کاوه بغدادچی: غیبت فرهنگی سر میز غذا</title>
   <pubDate>2009-10-10 15:41:16</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12685/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;&lt;em&gt;بابک امین‌تفرشی، عکاس طبیعت و آسمان‌شب، متولد 1357 در تهران، طراح و مدیر پروژه بین المللی جهان در شب (TWAN)&amp;nbsp; و عضو شورای موسس انجمن منجمان بدون مرز است.&#13;&#10;      &#13;&#10;      &#13;&#10;      &#13;&#10;      &#13;&#10;      &#13;&#10;      &#13;&#10;      &lt;br /&gt;او فعالیت‌های نجومی و عکاسی آسمان را از سال ۱۳۷۰ آغاز کرد و از سال 1375 همکار ماهنامه نجوم و چند سالی نیز سردبیر این نشریه بوده است.&#13;&#10;      &#13;&#10;      &#13;&#10;      &#13;&#10;      &#13;&#10;      &#13;&#10;      &#13;&#10;      &lt;br /&gt;موفقیت اخیر وی در کسب جایزه بنیاد لنارت نیلسون، بهانه ما برای گفت و گو با وی شد.&lt;/em&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;img height=&quot;245&quot; width=&quot;450&quot; src=&quot;/files//articles/880726.jpg&quot; alt=&quot;880726.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;کمی درباره بنیاد لنارت نیلسون و فعالیت‌هایش توضیح دهید.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;این بنیاد به نام لنارت نیلسون عکاس بزرگ سوئدی است که با تصاویر حیرت انگیزش از مراحل رشد جنین مشهور است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما جایزه سالانه بنیاد نیلسون درباره عکاسی علمی است و زمینه‌های مختلفی را شامل می‌شود. از عکاسی پزشکی گرفته تا محیط زیست، نجوم&amp;nbsp; و مانند این‌ها. بیشتر منابع این جایزه را معتبرترین جایزه سالانه عکاسی علمی در جهان می‌دانند. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;این بنیاد شورایی بین‌المللی دارد که فعالیت‌های علمی مختلف در عکاسی را که در طول چندین سال انجام می‌شود، پیگیری می‌کنند و نهایتا هر ساله از بین آنها انتخاب می‌کنند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;بنابراین جایزه شکل رقابتی ندارد و به&amp;nbsp; عکس خاصی اهدا نمی‌شود بلکه به مجموعه فعالیت‌های یک فرد به انتخاب اعضای شورا، تعلق می‌گیرد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;همانطور که در سال‌های گذشته هم این جایزه به فرانتس لنتینگ، عکاس حیات وحش و دیوید مالین عکاس آسمان با تلسکوپ‌های بزرگ اهدا شده بود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;جایزه چه زمانی اهدا می‌شود؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;یک ماه بعد از زمان اعلام، یعنی حدودا اواخر اکتبر در موزه نوبل در استکلهم، مراسم اهدای جایزه برگزار می‌شود. ارگان اصلی برگزار کننده این جایزه موسسه کارولینسکا در استکهلم است که مهمترین موسسه پزشکی در اروپا شناخته می‌شود و برگزار کننده جایزه پزشکی نوبل نیز هست.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;امسال جایزه به دو نفر که در زمینه نجوم فعالیت می‌کنند اختصاص یافته، این موضوع علت خاصی دارد؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;اولین و مهم‌ترین دلیل به نظر من، این است که امسال، سال جهانی نجوم است. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;علت دیگر این است که هر دو پروژه توان (The World At Night) و هم عکسبرداری‌های فضا پیمای کاسینی امسال شکوفا شدند و توجه جهانی را به خود جلب کردند. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;تصاویر منتشر شده از فضاپیما کاسینی چند مرحله فعالیت بود. مراحل اولیه بیشتر کاربرد علمی داشت اما در حال حاضر وارد فاز جدیدی شده و گروه خانم دکتر کارولین پورکو، با تلفیق برترین تکنیک‌های مطالعات سیاره‌ای و تحقیق علمی با اصول زیبایی شناختی، عکس‌های هنر گرایانه و حیرت انگیزی ارایه کرده است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;عکس‌های من هم، که بیشتر با پروژه جهان در شب معرفی شد، اکنون با گسترده‌تر شدن فعالیت این گروه و نمایش آن در کشورهای مختلف بیشتر دیده شده‌اند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;803&quot; width=&quot;450&quot; src=&quot;/files//articles/880726_3.jpg&quot; alt=&quot;880726_3.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;چه انگیزه‌ای باعث شد به تصویر کشیدن شگفتی‌های جهان و آسمان شب، را آغاز کنید و پیگرانه ادامه بدهید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;از ابتدا در اوایل دهه 1370 که به همراه دوستم آقای «اوشین دانیلی ذکریان» که او هم امروز عضو گروه توآن است این کار را آغاز کردیم، انتقال پیام و مفهومی را در ذهن داشتیم و آن این است که آسمان وحدت دهنده طبیعت است و مردمی که زیر این سقف زندگی می‌کنند انگار همه اعضای یک خانواده‌اند. به همین جهت نمایشگاه‌های جهان در شب همه یک عنوان کلی «یک مردم، یک آسمان» را بر خود دارند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;هدف دیگر ارتباط دادن مردم با آسمان شب، آشنا کردن آنها با نجوم و نمایش زیبایی‌های حیرت‌انگیز آن بود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;کار جدید دیگری که انجام دادیم، نمایش میراث جهانی در نوری متفاوت در کنار شگفتی‌های آسمان شب بود و به این ترتیب نجوم که دریچه‌ای برای ورود به علم است، به فرهنگ پیوند زده شد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آیا برای بیان پیامی که دارید، در عکس‌ها دخل و تصرف می‌کنید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;خیر، این عکس‌ها تنها ثبت طبیعت با تکنیک‌های مختلف است. البته آنها عکس‌های صرفا علمی به شمار نمی‌آیند و دید هنری نیز در آنها بسیار مهم است. معمولا نمی‌توان داده‌ای برای کشف و تحقیقات علمی از آنها به دست آورد با وجود این جامعه علمی برای ترویج و آموزش نجوم به طور گسترده از آنها بهره می‌برند. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;گویا کشورهای مختلفی نمایشگاه داشته‌اید، کی نمایشگاهی در ایران خواهید داشت؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;گروه توان تا کنون در بیست و پنج کشور نمایشگاه داشته‌اند. در ایران معمولا اتفاقات دیرتر رخ می‌دهد و هنوز کمتر ابراز تمایل شده یا اینکه به طور جدی درخواستی برای یک نمایشگاه بزرگ نشده است با وجود این در شرف برنامه‌ریزی برای نمایشگاه‌هایی در اهواز، زاهدان، زنجان و اصفهان هستیم. البته من خوشبینم و امیدوارم بعد از معرفی پروژه به واسطه این جایزه، علاقمندی ایجاد بشود و ما بتوانیم نمایشگاه‌های بزرگی هم در ایران برپا کنیم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;لطفا گروه توان را بیشتر معرفی کنید&lt;/strong&gt;.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;گروه جهان در شب (The World At Night) ، متشکل از بیش از چهل نفر است که در حدود 30 کشور فعالاند. بعضی از اعضا منجمان شناخته شدهای هستند و بعضی دیگر عکاساند. سازمان دهنده اصلی فعالیتهای گروه، موسسه بینالمللی و غیرانتفاعی انجمن منجمان بدون مرز «AWB» است. توان همچنین زیر نظر سازمان یونسکو و انجمن بین‌المللی نجوم یکی از پروژه‌های ویژه سال جهانی نجوم 2009 است اما فعالیت آن فقط محدود با این سال نیست.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;فعالیت اصلی گروه بیشتر روی چه کاری متمرکز است؟ &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بیشتر تولید و ارایه است. ما به طور پیوسته&amp;nbsp; تصاویری از مکان‌های مهم تاریخ و طبیعی که برخی میراث جهانی‌اند در شب تهیه می‌کنیم. برخی از آنها همراه با پدیده‌های نادر در آسمان‌اند مانند ظهور دنباله‌دارها، مقارنه‌ها یا ماه گرفتگی و خورشید گرفتگی‌ها. همانطور که گفتم بعضی از اعضای گروه صرفا کار «فاین آرت» می‌کنند و بعضی دیگر، منجم هستند و تصاویر علم گرا ثبت می‌کنند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در کنار اینها، برگزاری نمایشگاه و کارگاه‌های آموزشی عکاسی از آسمان شب، نمایش بر پرده بزرگ در برنامه‌های خاص و ارتباط با رسانه‌ها را داریم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;برنامه دیگر تولید کتاب و فیلم است که در مراحل اولیه است و تازه شروع شده. کار تولید فیلم احتمالا در سال 2010 انجام می‌شود. اما چاپ کتاب در هر کشور، با توجه به موضوع زبان، باید ناشر محلی داشته باشد بنابراین معلوم نیست در ایران در چه زمانی انجام شود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;تخصص شما در عکاسی، خیلی ویژه است، با توجه به اینکه جایی برای آموزش این گرایش عکاسی وجود ندارد، چطور به این حد از توانایی دست پیدا کردید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;یک ویژگی خوب نجوم این است که آزمایشگاهی رایگان در اختیار بشریت قرار داده، در نتیجه از نوجوانی توانستم نجوم آماتوری را آغاز کنم. بعد از آن کم کم به نوشتن در این زمینه کشیده شدم و در کنارش عکاسی را آغاز کردم. اما در زمینه عکاسی همه چیز برای ما با آزمون و خطا پیش رفت. زمانی در سال‌های اول مثلا پنج حلقه فیلم من از چندین شب طاقت فرسای عکاسی سوخت و هیچ کس نبود که علت این موضوع را از او بپرسم و مجبور بودم خودم علت را پیدا کنم. اینگونه اتفاقات درس‌های خوبی به من داد تا&amp;nbsp; کم کم ارتباطاتم با جامعه نجوم کشورهای دیگر گسترده شد و بیشتر برای رصد پدیده‌های مختلف سفر کردم و از عکاسان نجومی دیگر کشورها بسیار یاد گرفتم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;وقتی اسم عکاسی نجوم می‌آید، شب زنده‌داری و و مرارت فراوان برای ثبت یک&amp;nbsp; تصویر را در ذهن مجسم می‌شود. واقعا این طور است؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;برای کسی که تفننی اقدام به عکاسی از نجوم کند، شاید این طور نباشد. اما اگر کسی بخواهد در این زمینه رشد کند، رنج و مرارت گریزناپذیر است. چون در شرایطی خاص انجام می‌شود و مساله مهم این است که باید در زمان مناسب، در مکان مناسب باشید. به علاوه تفاوت عکاسی در شب، مربوط به آسمانی پر از رنگ و نورهای تازه است، محیطی که ثبت تک تک فوتون‌ها اهمیت پیدا می کند. شخص ناچار است که آسمان و ستارگان را بشناسد و در کنار آن آلودگی نوری، امکانات عکاسی و موانع و محدودیت‌های آن را بداند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در شب، با نورهای متفاوتی مواجه هستید، از جمله نور ماه و ستارگان، نور شهر و روستای مجاور و نورپردازی خودتان، برای اینکه بتوانید تصویری را که می‌خواهید ثبت کنید، به تجربه زیاد و آشنایی با آسمان شب نیاز دارید. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;با وجود این باز همه چیز در کنترل شما نیست. مواجه شدن با جانوران وحشی، مشکل دوربین در سرمای شب، لرزش‌های کوچک در نوردهی‌های طولانی، آلودگی نوری، ابری شدن هوا از جمله مسایل غیر قابل پیش بینی‌اند و گاهی به واسطه این محدودیت‌ها فرصتی از دست می‌رود که به سبب ماهیت پدیده‌های آسمانی تا سال‌ها بعد تکرار نخواهد شد. بنابراین کار پر مرارتی است که دانش و شوق را همزمان می‌طلبد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;675&quot; width=&quot;450&quot; src=&quot;/files//articles/880726_4.jpg&quot; alt=&quot;880726_4.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ممکن است مراحل ثبت عکس فوق را شرح دهید.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;این عکس«شب مهتابی البرز» نام دارد واز دامنه دماوند در منطقه رینه آسمان بهمن‌ماه را بر فراز کوه‌های البرز نشان می‌دهد. در شبی صاف که دمای هوا تا حدود 20- درجه کاهش یافته بود. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;این تصویر ، با دوربین دیجیتال با حداکثر حساسیت و در مدت زمان سی ثانیه زیر نور ماه، ثبت شده است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;نورپردازی دره، با رد ماشین‌ها در جاده هراز است که انگار ماده مذاب در آن به جریان افتاده.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در افق آسمان نوری قوی می‌بینید که، نور تهران، از فاصله 60 کیلومتری است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در این عکس برای اینکه رنگ ستاره‌ها بهتر دیده شود، از فیلتر محو کننده استفاده شده. این تصویر، از میان ده‌ها عکسی انتخاب شده که طی آن شب با همین روش گرفته شده است. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;نشانی‌های مرتبط: &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://www.twanight.org/newTWAN/index.asp&quot;&gt;سایت جهان در شب&lt;/a&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://www.dreamview.net/dv/new/index.asp&quot;&gt;سایت عکاسی بابک امین تفرشی و اشین ذکریان&lt;/a&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://www.lennartnilssonaward.se&quot;&gt;سایت جایزه لنارت نیلسون &#13;&#10;    &lt;/a&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://www.twanight.org/newTWAN/news.asp?newsID=6040&quot;&gt;گزارشی از جایزه 2009 لنارت نیلسون&lt;/a&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://www.astronomerswithoutborders.org/&quot;&gt;انجمن منجمان بدون مرز &lt;/a&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://www.nojumnews.com/&quot;&gt;ماهنامه نجوم&lt;/a&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12684/</link>
   <title>گپی با بابک امین تفرشی؛ یک مردم، یک آسمان</title>
   <pubDate>2009-10-18 13:10:00</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12684/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;&amp;quot;باربارا پرابست&amp;quot; در 1964 در مونیخ متولد شد و در دانشگاه Akademie der Bildenden Künste مونیخ، و Staatliche Kunstakademie دوسلدورف تحصیل کرد. او از طرف Kunstfonds و Bavarian State هزینه‌ی تحصیلی دریافت کرد و در سال 2002 جایزه‌ی Philip Morris را از آن خود کرد. باربارا تا به حال نمایشگاه‌‌های انفرادی زیادی در آلمان و آمریکا داشته و در نمایشگاه‌های گروهی زیادی نیز از جمله &amp;quot;New Photography 2006&amp;quot; در موزه‌ی هنر مدرن نیویورک شرکت کرده‌است. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;357&quot; width=&quot;450&quot; complete=&quot;true&quot; src=&quot;/files//articles/Photographer/barbara_probst/BarbaraProbstGermanPhotographer2001.jpg&quot; alt=&quot;BarbaraProbstGermanPhotographer2001.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;باربارا پرابست ابهامات ذاتی تصویر در فن عکاسی را کاوش می‌کند. در کارهای او رابطه‌ی لحظه‌ی عکاسی‌شده و واقعیت در دو مسیر مجزا هستند. تصاویر باربارا به وسیله‌ی لحظه‌های ثبت شده، کیفیتی تقریبا مغشوش پیدا می‌کنند: از یک طرف او نگاه خیره‌ی تک‌چشمی دوربین را رها کرده و آن را به نقاط دید متفاوتی تقسیم می‌کند و از طرف دیگر لحظه‌ی کوتاه عکاسی را متکثر می‌کند. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;با کمک یک سیستم کنترل او می‌تواند به طور همزمان شاترهای متعددی را که در فاصله‌ها و زوایای محتلف قرار گرفته‌اند بفشارد. او با این روش و ثبت لحظات مختلف از یک سوژه مجموعه‌ی تصاویرش را به وجود می‌آورد. رابطه‌ی هر تک عکس با دیگری در یک مجموعه، با اصول واحد یا نشانه‌‌ی خاصی مشخص نمی‌شود.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;در واقع، هر چند هیچ رابطه‌ی قراردادی در این مجموعه وجود ندارد اما در عین‌حال عکس‌ها بواسطه‌ی پیوندی محکم‌تر -اما ناملموس- محدود می‌شوند. یعنی تنها یک لحظه (moment) از فرآیند نوردهی (exposure) تبدیل به خود سوژه می‌شود.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;در زندگی روزمره‌ی ما، هر لحظه به یک تجربه‌ی واحد گره‌ خورده‌است و مهم نیست که این تجربه تا چه اندازه ممکن است پیچیده باشد. ما به تصوراتمان از &amp;quot;زمان‌ِ تجربه‌شده&amp;quot; (time experienced) وابسته هستیم و این &amp;quot;زمانِ تجربه‌شده&amp;quot; برای &amp;quot;حس بودن&amp;quot; ما الزامی‌ست.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;باربارا پرابست به قابلیت عکاسی در محو کردن تفاوت بین مفهوم و سوژه علاقمند بود. وی در مدرسه مجسمه‌سازی ‌خواند اما به جای نمایش مجسمه‌های سه بعدی عکس‌ های سیاه سفیدی آن‌ها را به نمایش می‌گذاشت. این تصاویر عمدا خنثی به تصویر کشیده می‌شدند؛ گویی از آرشیو یک موزه در آمده‌اند. این تصاویر با عنوان &amp;quot;باربارا پرابست- کارهای فوتوژنیک&amp;quot; معرفی می‌شدند و این سوال را ایجاد می‌کردند که دقیقا چه چیزی این تصاویر فوتوژنیک است؟ مجسمه‌ها یا خود عکس‌ها.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;مجسمه‌ها هویت خود را به عنوان یک شیء سه‌بعدی انکار می‌کردند و به سطح صاف و کاغذی بازمی‌گشتند و تنها تخیل بیننده می‌توانست به آن ها بُعد ببخشد. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;u&gt;&lt;strong&gt;گفتگویی با باربارا پرابست&lt;/strong&gt;&lt;/u&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;چطور این صحنه‌ها را تنظیم می‌کنید؟&#13;&#10;      &#13;&#10;      &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;در کارهای من گاهی دو تا دوازده دوربین درگیر عکاسی هستند. از آنجایی که هیچ راهی نیست تا من بتوانم همزمان در یک لحظه از منظره‌یاب تمام دوربین‌ها نگاه کنم مجبورم دوربین‌ها و مدل‌ها را با تامل زیاد مستقر کنم تا به روش درستی صحنه را به تصویر بکشم. نتایج هیچ‌وقت آن‌طور که برنامه‌ریزی شده‌بودند از آب در نمی‌آیند اما معمولا به آنچه که می‌خواهم نزدیک هستند. من به دستکاری عکس‌ها در کامپیوتر علاقه‌ای ندارم، کار من بر اساس بررسی شرایط عکاسی و رابطه‌ی آن با واقعیت است. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;رابطه‌ی هر تصویر با تصویرهای دیگر در یک عکس چیست؟&#13;&#10;      &#13;&#10;      &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;تصاویر هر مجموعه همیشه در یک لحظه یکسان گرفته می‌شوند. هر مجموعه حداقل دو نمای همزمان را در یک لحظه عکاسی می‌کند. در واقع یک شی‌ء را از زوایا، فاصله‌ها و بافت‌های (context) متفاوتی نشان می‌دهم. این همزمانی شالوده‌ و اساس کار من است. این همزمانی در ثبت تصویر عکس‌ها را مقایسه‌پذیر می‌کند. بیننده با انتقال نگاهش از یک تصویر به تصویر دیگر و با قیاس کردن و دسته‌بندی نماهای متفاوتی با آن‌ها درگیر می‌شود. این روش تحلیلی ِ نگریستن باعث تردید در مورد ادراک و توانایی ما در تشخیص حقیقت می‌شود. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;228&quot; width=&quot;450&quot; complete=&quot;true&quot; src=&quot;/files//articles/Photographer/barbara_probst/thumb_49_exp.jpg&quot; alt=&quot;thumb_49_exp.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;آیا در نهایت هدف شما ارایه‌ی کامل‌تر و معتبرتر یک تصویر از زاویه یک دوربین است؟&#13;&#10;      &#13;&#10;      &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;فکر می‌کنم کارهای من بر این امر دلالت می‌کند که هیچ ارایه‌ی معتبری از &amp;quot;آنچه حادث شده&amp;quot; وجود ندارد. عکاسی مثل زبان است؛ ما را با دلالتی روبرو می‌کند که بر پایه‌ی تصورات و توانایی‌های راوی داستان است. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;چرا دوربین‌های دیگر را هم در بعضی از عکس‌هایتان نشان می‌دهید؟&#13;&#10;      &#13;&#10;      &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;زوایای دوربین اغلب با هم اشتراک دارند، بنابراین دوربین‌ها در حین عکاسی از هم عکس می‌گیرند. چیزی که من خیلی به آن علاقمند هستم لحظه ایست که دوربین‌ها با حضور خود در تصویر از فرآیند عکاسی نقاب بر می‌دارند. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;چطور عکس‌ها را در کار نهایی انتخاب می‌کنید؟&#13;&#10;      &#13;&#10;      &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;معمولا 36 فریمی که در تمام دوربین‌ها وجود دارد را از نظر می گذرانم. حاصل هر دوربین 36 &amp;quot;لحظه&amp;quot; است اما من سعی من بر این است که لحظه‌ی برتر را انتخاب کنم. برای من کیفیت رابطه بین‌ تصاویر در یک مجموعه به اندازه‌ی کیفیت هر تک عکس مهم است.&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;227&quot; width=&quot;450&quot; complete=&quot;true&quot; src=&quot;/files//articles/Photographer/barbara_probst/Barbara_Probst__Exposure__54_N.Y.C..jpg&quot; alt=&quot;Barbara_Probst__Exposure__54_N.Y.C..jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;آیا موقعیت یا سوژه نقش مهمی در کار شما دارند؟&#13;&#10;      &#13;&#10;      &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;موقعیت‌ها نقش مهمی در کار من ندارند. در واقع، من آنقدر که به چطور عکاسی کردن اهمیت می‌دهم به آن چیزی که عکاسی می‌کنم اهمیت نمی‌دهم. بنابراین موقعیت‌ها برای من مثل یک فرد مدل و لباس، تنها‌ ابزار کار من هستند. تاکید من بیشتر در &amp;quot;چطور&amp;quot; دیدن است تا اینکه &amp;quot;چه&amp;quot; می‌بینیم. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;در کارهای شما تاثیر یا اهمیت عکس‌های سیاه و سفید چطور از عکس‌های رنگی متمایز می‌شوند؟&#13;&#10;      &#13;&#10;      &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;تقریبا در هر نوردهی به تعداد عکس‌های سیاه و سفید عکس رنگی هم می‌گیرم. نمی‌خواهم در کارم هیچ کدام از آن‌ها نادیده گرفته شوند. البته عکس سیاه و سفید تاثیر متفاوتی با عکس رنگی دارد. اگر شما یک عکس رنگی را به سیاه و سفید تبدیل کنید ممکن است زمان را به 40 سال قبل برگردانید. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;در آخر ممکن است توضیح دهید که چرا عنوان کارهایتان شماره‌های نوردهی است؟&#13;&#10;      &#13;&#10;      &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;از یک طرف واژه‌ی &amp;quot;نوردهی&amp;quot; (exposure) واژه‌ای کاملا تکنیکی در عکاسی است و از طرف دیگر این واژه‌ بر آشکار کردن چیزی دلالت می‌کند. در واقع، هر دو معنی با کار من مرتبط است. عنوان کامل کارهای من همیشه &amp;quot;نوردهی&amp;quot; بوده است که همراه با شماره‌ و اطلاعاتی از موقعیت و زمان عکاسی ست. به نظر من این عنوان‌های حقیقی و جدی با مجاز و خیالی که در مجموعه‌های من وجود دارد در تضاد هستند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;175&quot; width=&quot;367&quot; complete=&quot;true&quot; src=&quot;/files//articles/Photographer/barbara_probst/thumb_46_exp.jpg&quot; alt=&quot;thumb_46_exp.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;**در این &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=ej_LCjA1Fkg&quot;&gt;ویدئو &lt;/a&gt;عکاس&amp;nbsp;درباره ی&amp;nbsp;کارهایش صحبت می کند. چنانچه&amp;nbsp;علاقمند به دیدن کارهای بیشتر &lt;a href=&quot;http://www.barbaraprobst.net/&quot;&gt;&lt;u&gt;&lt;font color=&quot;#810081&quot;&gt;باربارا پرابست&lt;/font&gt;&lt;/u&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;هستید به وبسایت شخصی اش مراجعه کنید.&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12682/</link>
   <title>باربارا پرابست‌(Barbara Probst)‌عکاس هنری</title>
   <pubDate>2009-11-24 11:58:00</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12682/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;strong&gt;تنها عکس است که می‌ماند&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;em&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;سال‌هاست عکاسی می‌کنم در بیشتر شاخه‌های عکاسی فعالیت داشته‌ام ولی اخیرا به عنوان عکاس گروه «هنر جدید» که چند سالی است به خلق گروهی آثاری در زمینه هنرهای جدید به خصوص هنر محیطی می‌پردازیم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;این را «راحله زمردی‌نیا» در مقدمه وبلاگش نوشته است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;عکاس جوانی که کارشناس عکاسی و کارشناس ارشد ارتباط تصویری است و در حال حاضر علاوه بر تدریس در دانشگاه آزاد و کلاس‌های خصوصی بیشترین تمرکز خود را بر فعالیت در گروه هنر جدید و حضور فعال در زمینه هنرهای معاصر گذاشته است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;گفت و گوی ما با وی از عکاسی و هنر محیطی آغاز شد و با انتطارات و توقعات وی از انجمن عکاسان ایران ختم شد. &lt;/em&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;450&quot; width=&quot;300&quot; src=&quot;/files//articles/880628-1_1.jpg&quot; alt=&quot;880628-1_1.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;کمی درباره پیوند عکاسی و ارتباط تصویری توضیح بدهید. در چه حوزه‌هایی این دو به هم نزدیک و در چه حوزه‌هایی از هم دورند؟ &lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;این دو رشته‌ها کاملا به هم ارتباط دارند. در هنرستان عکاسی و گرافیک هر دو آموزش داده می‌شوند. در دانشگاه نیز، هم رشته عکاسی واحدهای پایه‌ای رشته ارتباط تصویری را دارد و هم دانشجویان رشته ارتباط تصویری واحدهای عکاسی را می‌گذرانند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;عکاسی رسانه‌ای‌ست که درتمام رشته‌های هنری کاربرد دارد. بسیاری از گرافیست‌ها، عکاس هم هستند. همینطور درعکاسی مبانی‌های ارتباط تصویری بی تأثیر نیستند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;تبلیغات پیوند محکمی میان عکاسی و ارتباط تصویری است، اگرچه اساس ارتباط تصویری تبلیغات است.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;به نظر من اصلا از هم دور نیستند مگر زمانی که عکاسی در زمره فاین آرت به حساب بیاید چرا که بسیاری هستند که دیزاین و گرافیک و تبلیغات و حتی معماری را هنر(هنر والا) محسوب نمی‌کنند، به این دلیل که هنری کاربردی است. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;گفتید عضو گروه هنر جدید هستید، لطفا این گروه را معرفی کنید و درباره فعالیت‌هایش بگویید.&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;«هنرجدید» گروهی‌ست که جریان و حرکت نخست خود را از کلاس‌های آموزشی هنر معاصر در جهاد دانشگاهی که توسط دکتر نادعلیان تدریس می‌شد شروع کرد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;اگرچه در ابتدا تفاوت‌های بسیاری با یکدیگر داشتیم ولی امروز همه گروه به هدفی نزدیک رسیده‌ایم و با وجود تفاوت‌هایمان در شغل و رشته&amp;nbsp; تحصیلی، همگی در نوع نگاه و انتخاب گرایش‌های هنری برای خلق آثارمان اشتراکات داریم. همچنین باید تاکید کرد که طبیعت و کار در آن یکی از نکات محوری در کارهای ما و حضورمان در کنار یکدیگر بوده است. همین امر موجب شده تا با سفر به مکان‌های مختلف در کنار هم، به خلق آثار محیطی بپردازیم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;همچنین این گروه در جشنواره‌های محیطی به طور مستمر شرکت داشته و می‌توان گفت که گرایش همگی ما به هنر معاصر است. شاید تمامی کارهای ما در هنر محیطی نگنجد ولی&amp;nbsp; مکان مشخص (site specific) در بیشتر آنها دیده می‌شود. گاهی آثار میرا هستند و تنها عکسی از آنها باقی می‌ماند و گاه اثر نهایی تنها به صورت عکس یا فیلم خواهد بود. &amp;nbsp;&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;در کار گروهی هر کسی به میزان توانایی‌اش برای اجرای بهتر اثر تلاش دارد و پیش از اجرای هر اثر جلساتی می‌گذاریم و در مورد کار نهایی صحبت می کنیم. به واقع شکل گرفتن یک اثر در گروه ما روند تکاملی دارد. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;درباره هنر محیطی، بیشتر توضیح بدهید.&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;در دهه 60 گرایشات معاصر بسیار زیاد می‌شوند و هنر محیطی وکار در محیط هم مورد توجه هنرمندان قرار می‌گیرد. هنر محیطی شاخه‌های زیادی دارد از جمله هنر زمین، اکو آرت، هنر طبیعت و غیره که بیشتر به موضوعات زیست محیطی می‌پردازند و در محیط‌های خاص بخصوص طبیعت ارائه می‌شوند. خصوصیت دیگر این هنر ارائه آن در خارج از گالری است و اکثر این آثار میرا هستند و در این صورت فقط عکس یا&amp;nbsp; فیلمی مستند از اثر در گالری نمایش داده می‌شود. شاید نمونه ملموس آن برای افراد خارج از این حیطه را بتوان در آثار «اندی گلدزورثی» که هنرمند محیطی با گرایش هنر طبیعت است، مشاهده نمود و اتفاقا فیلم مستندی از کارهای او از شبکه 4 پخش شده است. &amp;nbsp;&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ممکن است به عنوان مثال روند اجرای یک اثر را توضیح بدهید؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;برای نمونه در «صدای سکوت» یکی از آثار گروهی‌مان که در نمایشگاه فجرآفرینان در صبا اجرا شد، چیدمانی همراه با صدا بود و مضمون آن مربوط به زندانیان سیاسی قبل از انقلاب و دیگر زندانیان در سراسر جهان&amp;nbsp; بود. این اثر ترکیبی از چوب‌های بریده شده و درب‌های آهنی آویزان از سقف بود که درراهرویی تاریک چیده شده بودند و با ورود مخاطب به این فضا لامپ هایی در طول آن روشن می شد. نور متمرکزی در مرکز بر روی دستگاه تایپ&amp;nbsp; روی میز آهنی روشن می‌شد و این امکان برای مخاطب وجود داشت تا بر روی کاغذها تایپ کند و بعد از راهرو خارج شود. همچنین بوی چوب و صدا در فضا پخش بود.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;روند کار به این ترتیب بود که ابتدا موضوع مشخص بود و همه گروه ایده‌هایی برای این موضوع داشتند که با کنار هم قراردادن‌شان به یک فکر متحد رسیدیم و یک طراحی برای آن انجام داده و شرح کار را نوشتیم. برای اجرای کار عملی نیز تقریبا به مدت 4 روز شبانه روز مشغول به کار بودیم. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;300&quot; width=&quot;450&quot; src=&quot;/files//articles/880628.jpg&quot; alt=&quot;880628.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;عکاسی، هنر محیطی و انتشار در سایت و وبلاگ فعالیت‌های مدرنی است، چه چیزی شما را به استفاده از این رسانه‌ها سوق می‌دهد؟ آیا اصرار دارید که از این ابزار مدرن استفاده کنید یا کمبود امکانات برای برگزاری نمایشگاه یا چاپ کتاب شما را به این سو سوق داده است؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;اول از همه&amp;nbsp; باید بگویم که هنر محیطی با رویکردی که ما امروز از آن سراغ داریم و آن را پیگیری می‌کنیم در زمره گرایشات هنر معاصر و پست مدرن است و مدرن محسوب نمی‌شود. کمبود امکانات برای برگزاری نمایشگاه یا چاپ کتاب به دلیل هزینه‌های سرسام آور وجود دارد ولی این‌ها تنها دلایل گرایش به آنچه شما گفتید نیست. به نظر من نمایش در وبلاگ و سایت بسیار سریع‌تر است و در عین حال صرفه جویی در وقت، چرا که مثلا رفتن به گالری در ترافیک شهرمان معضل بزرگی است. دلیل دیگر آن برقراری ارتباط با سایر هنرمندان در نقاط مختلف جهان است که از طریق سایت و وبلاگ امکان‌پذیر است.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ارائه دیجیتالی یک اثر بر روی وب سایت رابطه مخاطب و هنرمند را دو سویه کرده و از&amp;nbsp; نگاه آرشیوی&amp;nbsp; به یک سایت هنری خارج می کند و اینترنت را به یک فضای فعال هنری تبدیل می کند. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در مورد اهمیت و نقش عکاسی در فعالیت هایتان بیشتر و دقیق تر توضیح بدهید. &#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;در سفرهای گروهی که به منظور اجرای آثار محیطی به طبیعت می‌رویم، نقش من به عنوان عکاس و عضوی از گروه هنر جدید، در انتخاب مکان و زمان برای اجرای آثار هنری نقشی پررنگ است. در بیشتر کارهای هنرمندان، از ابتدا در مورد اجرای اثر صحبت می‌کنیم و با هم به توافقی برای اجرای آن در زمان و مکانی انتخاب شده می‌رسیم؛ دلیل این امر در این نکته نهفته است که ارائه نهایی بیشتر آثار هنری ما، بواسطه عکس صورت می‌گیرد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;البته در بسیاری از آثار هم، خود هنرمند مکانی را انتخاب کرده و از من می‌خواهد تا از پایان اثرش عکس بگیرم و در این زمان اگر هنرمند مکان مناسبی انتخاب نکرده باشد رسیدن به تصویر مناسب برای اثر نهایی بسیار مشکل می‌شود. تکرار اثر در مکان‌های مختلف در بیشتر کارهای گروهی‌مان نیز دیده می‌شود و این مسئله نیز ناشی از سفرهای گروهی ما به محیط‌های مختلف است و از طرفی گاهی تکرار یک اثر آن را قوی تر می‌کند و در واقع تجربه‌ای برای اجرای بعدی آن می‌شود.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;تاثیر من به عنوان یک عکاس در گروه، گاهی تا آنجاست که پیشنهادهایم اثر نهایی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از سوی دیگرتلفیق تکنیک‌های عکاسی و حتا انتخاب زاویه عکاسی و تأثیر آن در ارائه نهایی اثر هنرمندان می‌تواند این اثر نهایی را در زمره آثار هنر مشارکتی قرار دهد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در کارهای ما زمان نیز به اندازه مکان از اهمیت خاصی برخوردار است، در مواردی اجرای اثر در محیط، زمان زیادی می‌برد تا کار به اتمام برسد و گاهی در پایان نور مناسب را از دست می‌دهیم و مجبوریم عکس نهایی آن را به روز بعد موکول کنیم و گاهی با همان نور موجود عکاسی می‌کنیم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در آثاری که میرا هستند انتخاب زمان بسیار مهم است چرا که کار امکان اجرای دوباره ندارد. به همین دلیل معتقدم که استفاده از تکنیک‌های عکاسی در ارائه بعضی از آثار هنری می‌تواند به مراتب به تصویر نهایی قدرت بیشتری بخشیده و همین امر، به نظر من تفکیک عکاسی از هنرهای معاصر را ناممکن می‌سازد. عکاسی رسانه‌ای است که برای بیان ایده و مفاهیم هنرها نقش مهمی ایفا می‌کند. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;من برای بیان ایده‌هایم از عکاسی استفاده می کنم. در بیشتر آثار من تلفیقی از هنراینستالیشن، پرفورمنس وعکاسی دیده می‌شود و انتخاب مکانی خاص برای آن اثر، وحدت و شکل نهایی را مشخص می‌کند. مکان بدین لحاظ در کارهای من بسیار تاثیرگذار است و این امر را می‌توان در تکرار و اجرای یک پروژه در مکان‌های مختلفی از کشورم به وضوح دید. یکی از دلایل این تکرار در برخی پروژه‌ها نیز حرکتی است که تحت تأثیر سفرهای متعدد به شهرها و کشورهای مختلف در کارهای من بوجود آمده است. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;برای رشد و گسترش فعالیت‌هایتان از چه امکانات دیگری بهره می‌برید؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;تبلیغات و برگزاری جشنواره در شهرهای مختلف برای گسترش این هنر بسیار موثر است. &amp;nbsp;&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;آیا این امکانات وجود دارد؟ از نظر کیفی در چه حدی هستند؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;در این چند سال جشنواره‌هایی که برای هنر محیطی برگزار شده همیشه هزینه‌ها به صورت شخصی از سوی هنرمندان تامین شده است و تنها تعداد محدودی از آنها با حمایت سازمان و یا ارگانی خاص برگزار شده و این حمایت‌ها هم&amp;nbsp; معمولا همیشه در حد فراهم آمدن امکاناتی&amp;nbsp; مانند در نظر گرفتن مکان برای اسکان و برگزاری همایش و بعضی مواقع تهیه غذا و گاهی هم وسیله برای حمل و نقل برای هنرمندان بوده است. می‌توان گفت که تمامی این جشنواره‌ها با هزینه خود هنرمندان و مدیریت آقای نادعلیان برگزار می‌شود. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آیا این هنر مخاطب خود را یافته است؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;اگر منظور هنر محیطی است، این هنر به راحتی با مخاطبین ارتباط برقرار می‌کند، چرا که بیشتر مضامین این آثار برگرفته از مسائل زیست محیطی است و اغلب از مشکلات محیط زیست و طبیعت صحبت می‌کند و این مسائل برای بسیاری از مردمِ عادی قابل فهم است. همچنین حضور در شهرهای مختلف کشور امر مهمی است که به شناخت هرچه بیشتر آن کمک خواهد کرد و تاثیرات آن را در جشنواره‌های مختلف شاهد بوده‌ایم. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;به زودی قرار است مجمع عمومی انجمن عکاسان ایران تشکیل شود، آیا از اهداف و برنامه های این انجمن مطلع هستید؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;نه کاملا... &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آیا عضو این انجمن خواهید شد؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&amp;nbsp; بله &amp;nbsp;&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;دلیل علاقمندی تان به عضویت در این انجمن را توضیح دهید.&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;به نظر من جمع شدن گروه کمک می‌کند تا معضلات و مشکلات مربوط به هر شاخه از عکاسی مورد توجه قرار گیرد. من معتقد به انجام کارهای گروهی هستم و فکر می‌کنم با تشکیل چنین انجمنی، عکاسی کشورمان می‌تواند به یک قانونمندی بین المللی برسد. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چه انتظاراتی از این انجمن فراگیر دارید؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;حمایت از هنرمندان عکاس و توجه به تمامی شاخه‌های عکاسی و نه تنها یک گرایش خاص. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;منظورتان از حمایت چیست؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;حرفه عکاسی بسیار گران قیمت است و به نظر من تعریف پروژه‌های مشخص برای عکاسی به خصوص ژانر مستند اجتماعی و یا معماری و دیگر شاخه‌ها به عکاسان کمک می‌کند تا با ثبات خاطر به عکاسی آنچه که می‌خواهند، بپردازند و نگرانی خراب شدن دوربین یا به ثمر نرسیدن پروژه‌های عکاسی شده‌شان را نداشته باشند. به نظر من انجمن عکاسان ایران می‌تواند با معرفی کارشناسان متخصص به ادارات و سازمان‌ها و ارگان‌های مختلف در سراسر کشور، در شکل گیری این جریان که به ثبت روند تاریخی عکاسی در کشورمان نیز کمک خواهد کرد، نقش مهمی ایفا کند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://www.rahelehzomorodinia.com&quot;&gt;سایت شخص راحله زمردی‌نیا&lt;/a&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://minoosh.akkasee.com/&quot;&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;فتوبلاگ در سایت عکاسی&lt;/a&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12681/</link>
   <title>معرفی عکاس جوان: راحله زمردی‌نیا</title>
   <pubDate>2009-09-19 15:15:09</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12681/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;فیلیپ جونز‌گریفیث (Philip Jones Griffiths) در سال 1936 در بریتانیا به دنیا آمد. او همراه با دو برادر خود کودکی شادی را در منطقه‌ی شمالی روستای ولز گذراند و در یک مدرسه‌ی محلی درس ‌خواند. فیلیپ بعد‌ها بر حسب اتفاق - و نه علاقه یا توانایی- در شهر لیورپول به تحصیل رشته‌ی داروسازی مشغول شد و توانست برای اقامت و کار در یک مغازه ی داروسازی به لندن برود. وی در کنار کار، نگاتیوهای عکس مشتریان را بررسی می‌کرد و از این طریق با فرآیند عکاسی دستی آشنا شد و به حرفه‌ی اصلی‌اش که در آینده آن را برگزید نزدیک گشت. او هم‌ زمان با کارش در لندن به طور نیمه‌ وقت برای Manchester Guardian کار ‌می‌کرد و در سال 1961 به عنوان عکاس آزاد به عضویت London Observer درآمد. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;345&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;philip.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/Photographer/Philip_Jones_Griffiths/philip.jpg&quot; complete=&quot;true&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;گریفیث بعدها یکی از مشتاق‌ترین و هوشیارترین عکاسان ضد جنگ شد. او جنگ الجزیره را در سال 1962 پوشش داد و بعد به آفریقای مرکزی رفت. از آنجا به آسیا سفر کرد تا ویتنام را از 1966 تا 1971 عکاسی کند. در 1970 بار دیگر به ویتنام رفت و در بطن جنگ زندگی و عکاسی کرد؛ و خودش را در خطرهای زیادی انداخت تا در شرایط و موقعیت سربازان و غیر نظامی‌ها شریک شد. در سال 1971 گزارش‌هایش را با شرح عکس‌هایی تاثیرگذار که بر آنها نوشت در کتابی با عنوان Vietnam Inc. جمع‌ آوری کرد و به چاپ رساند. این کتاب به عنوان یکی از مفصل‌ترین مطالعاتی که بر روی یک درگیری جنگی انجام شده است، سند کاملی ست از فرهنگ مردم ویتنام‌ که تحت حمله و فشار مهاجمین بودند. کتاب Vietnam Inc نقشی کلیدی و موثری در تغییر درک عمومی از درگیری آمریکایی‌ها در ویتنام داشت. نوام چامسکی در وصف اثر گذاری این کتاب می‌گوید: &amp;quot;اگر همه‌ی افراد در واشنگتن این کتاب را دیده و خوانده ‌بود، ما دیگر جنگ‌های عراق و افغانستان را شاهد نبودیم&amp;quot;. هنری کارتیه-برسون قهرمان و الگوی جونز گریفیث که در 16 سالگی الهام بخش او بود در مورد وی نوشته است: &amp;quot;بعد از گویا هیچ‌کس نتوانست چون فیلیپ جونز‌گریفیث جنگ را به تصویر بکشد!&amp;quot;. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;450&quot; width=&quot;329&quot; alt=&quot;Philip_Jones_Griffiths.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/Photographer/Philip_Jones_Griffiths/Philip_Jones_Griffiths.jpg&quot; complete=&quot;true&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;فیلیپ از 1966 یکی از اعضای وابسته به آژانس مگنوم بود و در 1971 به عضویت دائمی این آژانس درآمد. وی در 1973 جنگ &amp;quot;یام کیپور&amp;quot; (جنگ اعراب و اسراییل) را پوشش داد. فیلیپ همچنین در سال‌‌های 1973 تا 1975 در کامبوج به عکاسی مشغول بود و در سال 1977 آسیا را از مقر خود در تایلند پوشش می‌داد. او در سال 1980 به نیویورک رفت تا ریاست دوره‌ای آژانس مگنوم را بر عهده بگیرد؛ پستی که پنج سال در کارنامه‌ی حرفه‌ای او به ثبت رسید. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;ماموریت‌های فیلیپ که اغلب خودجوش و داوطلبانه بوده است دیدن بیش از 140 کشور دنیا را برایش به ارمغان آورد. او بعدها با نشریه‌‌های معتبری چون Life و Geo ادامه همکاری داد. داستان‌هایی مثل آیین بودا (بودیسم) در کامبوج، خشک‌سالی در هند، فقر در تگزاس، سبز کردن دوباره‌ی ویتنام و جنگ خلیج در کویت از جمله‌ پروژه‌های عکاسی معروف اوست. بازدیدهای مکرر فیلیپ از ویتنام به منظور بررسی عواقب جنگ نهایتا به چاپ دو کتاب‘Agent Orange’ و ‘Vietnam at Peace’ انجامید. ‘Agent Orange’ماده‌ی شیمیایی بود که در جنگ ویتنام باعث بی‌برگی درخت‌ها و آسیب‌های جدی به کودکان شد. همچنین آثار او در زمینه‌ی نابرابری‌های تکنولوژی و بشریت در کتابی با عنوان Dark Odyssey به چاپ رسیده است. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;293&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;Philip_Jones_Griffiths__9_.png&quot; src=&quot;/files//articles/Photographer/Philip_Jones_Griffiths/Philip_Jones_Griffiths__9_.png&quot; complete=&quot;true&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;450&quot; width=&quot;299&quot; alt=&quot;Philip_Jones_Griffiths__2_.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/Photographer/Philip_Jones_Griffiths/Philip_Jones_Griffiths__2_.jpg&quot; complete=&quot;true&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;351&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;Philip_Jones_Griffiths__10_.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/Photographer/Philip_Jones_Griffiths/Philip_Jones_Griffiths__10_.jpg&quot; complete=&quot;true&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;فیلیپ گریفیث در مورد تِم و زمینه‌های هنری در عکس‌های خبری می‌گوید: &amp;quot;متاسفانه ما در حوزه‌ی اصطلاحات و واژه‌های مرتبط با عبارت &amp;quot;هنر&amp;quot; کمبودها و کاستی‌های زیادی داریم. مثلا آیا درست است که من یک عکاس خبری (news photographer) هستم؟ یا درست تر است که خود را عکاس مطبوعات (press photographer) بنامم؟ و یا شاید عکاس خبرنگار (photojournalist)؟ آیا من یک هنرمند تعریف میِ‌‌شوم؟ به شخصه از عنوان آخر صرف نظر می‌کنم چرا که به عقیده‌ی من امروزه از کلمه‌ی هنر به درستی استفاده نمی‌شود. برای من هنر ترکیب فرم و محتواست؛ به بیانی دیگر با توجه به تلاشی که انجام می‌دهم شاید عنوان &amp;quot;هنرمند&amp;quot; برای من کاربرد درستی نداشته باشد. در واقع من دوست می‌دارم که یک فتوژورنالیست (عکاس خبرنگار) خطاب شوم&amp;quot;. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;450&quot; width=&quot;312&quot; alt=&quot;Philip_Jones_Griffiths__3_.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/Photographer/Philip_Jones_Griffiths/Philip_Jones_Griffiths__3_.jpg&quot; complete=&quot;true&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;او در مورد مزایای فناوری دیجیتال و سهولت مهیا شدن زمینه‌های بصری برای فتوژورنالیست‌ها و مردم می‌گوید: &amp;quot;عکاسی دیجیتال به طور هم‌زمان مزایا و معایبی دارد. برای مثال دیگر لازم نیست عکاس 100 حلقه نگاتیو برای ویراستار بفرستد تا او چند فریم را جهت انتشار انتخاب کند. امروزه، خود عکاس تصمیم می‌گیرد که کدام تصاویر را به یک مجله بفرستد. اما جنبه‌ی منفی عکاسی دیجیتال این است که دیگر هیچ نگاتیوی به عنوان یک سند قابل ارجاع به منظور اثبات یک تصویر مشکوک وجود ندارد. جنبه‌ی منفی دیگر عکاسی دیجیتال، انتشار کنترل نشده‌ و جمع‌آوری آسان تصاویر توسط مردم است، عکس‌های زندان ابوغریب نمونه‌ی مهمی در این‌باره است. برای مقابله با این امر، متصدیان امور و دولت‌های بزرگ سونامی‌ای از تصاویر را به جهان عرضه کردند و اما در نهایتا مردم در این تصاویر غرق شدند و چیزی از آنان‌ها عبرت نگرفتند&amp;quot;. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;435&quot; width=&quot;293&quot; alt=&quot;Philip Jones Griffiths (4)_1.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/Photographer/Philip_Jones_Griffiths/Philip%20Jones%20Griffiths%20%284%29_1.jpg&quot; complete=&quot;true&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;493&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;Philip_Jones_Griffiths__8_.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/Photographer/Philip_Jones_Griffiths/Philip_Jones_Griffiths__8_.jpg&quot; complete=&quot;true&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&amp;nbsp;عکس‌های فیلیپ حتی با موضوع و سوژه‌های ناگوار نیز زیبا به تصویر کشیده شده‌اند، او معتقد بود اصول اخلاقی و قضاوت زیبایی شناسانه هر دو باید با هم در یک عکس وجود داشته باشد تا تصویری متعالی بسازد. فیلیپ جونز گریفیث در سال 2008 درگذشت.&amp;nbsp;در &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=_U_KzIvE5pk&amp;amp;feature=related&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt; می‌توانید یکی از مصاحبه‌های تلویزیونی فلیپ را در مورد پروژه‌ی ویتنام ببینید و چنانچه علاقمند به دیدن عکس‌های بیشتر وی هستید&amp;nbsp;حتما&amp;nbsp;از &lt;a href=&quot;http://www.magnumphotos.com/Archive/C.aspx?VP=XSpecific_MAG.PhotographerDetail_VPage&amp;amp;l1=0&amp;amp;pid=2K7O3R149GCO&amp;amp;nm=Philip%20Jones%20Griffiths&quot;&gt;صفحه&amp;nbsp;اش&lt;/a&gt; در سایت مگنوم&amp;nbsp;دیدن کنید.&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12680/</link>
   <title>فیلیپ جونز گریفیث (Philip Jones Griffiths)، عکاس جنگ</title>
   <pubDate>2009-09-13 15:35:35</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12680/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;شما نیز احتمالا آثار او را سحر‌آمیز می‌دانید و ممکن است فکر ‌کنید که این تصاویر به‌طور هدفمند در رابطه با مقصود هنرمند ساخته شده‌اند. این آثار، تصاویری تلفیقی نیستند که به کمک کامپیوتر شانس و احتمال خلق‌شان وجود داشته باشد بلکه ترکیب‌هایی هستند که نخست در &amp;quot;چشم‌‌ ذهن&amp;quot; جری اولسمن شکل گرفته‌است. در واقع، ابتدا با انگاره‌ی هنرمندانه‌ی او در تاریکخانه‌ی ذهن اش - جایی که مهم‌ترین بخش زندگی خلاقانه وی سپری می شود- به صورت ترکیبی خلق شده‌اند. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;400&quot; width=&quot;400&quot; complete=&quot;false&quot; src=&quot;/files//articles/Photographer/Jerry_Uelsmann/jerryuelsmann.jpg&quot; alt=&quot;jerryuelsmann.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&amp;nbsp;عکس های جری را بسیار سریع می‌توان تشخیص داد چرا که او استاد کنار هم نشاندن اشیای نامتعارف واقعی و مناظر و حالت‌های راستین در تصاویریست که با طبیعت و منطق آدمی مطابقت ندارد. عکس‌های ترکیبی و جادویی او تا به حال در کتاب‌ها، مجلات و بیش از 100 نمایشگاه ارایه شده است. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;جری&amp;nbsp;با&amp;nbsp;مهارتی مثال زدنی&amp;nbsp;ترکیب‌های غریبی به تصویر می کشد. آثار او تفسیرهای واقع‌گرایانه را برمی‌انگیزد. همیشه احساس می‌کنیم که برخی از تصاویر او، داستان‌های در انتظار کشف‌شدن هستند اما این تصاویر تنها به منظور خلق تصورات زیبا‌شناسانه‌ی جادویی به وجود آمده‌اند. جالب اینجاست که این نوع تصویر‌سازی‌، هنوز هم در قرن 21 تازه و شاداب به نظر می‌رسد. او عکاس هنرمندی‌ست که در مناطق مختلف و از موضوعات متنوع عکاسی می‌کند. وی در سال 2006 در مورد نمایشگاه ‌اش در موزه هنر‌ملی‌پکن می‌گوید: &amp;quot;در چین نگاتیوهای بسیاری را عکاسی کردم که به بایگانی بزرگ تصاویرم اضافه خواهند شد.&amp;quot; در واقع، جری زمانی که به فرم‌ها و سوژه‌های جالب‌توجه می‌نگرد، نمی‌داند که در آینده چگونه از آنها در تصاویر ترکیبی استفاده خواهد کرد اما با این حال بایگانی خود را کامل می‌کند. برخی اوقات نگاتیوهایی را که 10 سال پیش عکاسی‌شان کرده به خاطر دارد و می‌داند که برای خلق تصویری معین، باید از کدام یک از عکس‌های پیشین استفاده کند. وی همواره می‌گوید: &amp;quot;اصلا نمی‌دانم که چقدر از عکس هایی که امروز می‌گیرم در نهایت به تصاویر مورد علاقه‌ام تبدیل خواهند شد!&amp;quot; &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;450&quot; width=&quot;327&quot; complete=&quot;false&quot; src=&quot;/files//articles/Photographer/Jerry_Uelsmann/zz02.JPG&quot; alt=&quot;zz02.JPG&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&amp;nbsp;جری اولسمن لیسانس هنر خود را در سال 1957 از انستیتو تکنولوژی راچستر اخذ کرده و دوره فوق‌لیسانس هنر را در دانشگاه ایندیانا گذرانده است. او مدتی را نیز نزد اساتیدی چون ماینور وایت، باومونت نیوهال و هِنری هولمز اسمیت کار کرده و معتقد است اسمیت او را به داخل این دریای عمیق هنر هل داده است! &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&amp;nbsp;جری از تجربیات آنسل آدامز نیز بهره‌برده و نزدیک به 38 سال در دانشگاه فلوریدا، در بخش هنرهای بصری تدریس کرده است. وی درباره تاریکخانه ظهور و چاپ می‌گوید: &amp;quot;همین‌طور که عکس‌ها را چاپ می‌کنم، ایده‌ها به سراغم می‌آیند و من احتمالات مختلف را کشف می‌کنم.&amp;quot; او معمولا دو، سه یا تصاویر بیشتری را با یکدیگر ترکیب می‌کند؛ هر نگاتیو را در دستگاهی جداگانه قرار داده و به صورت آزمایشی چاپ می زند و در این حین به نوع ترکیبش با تصاویر دیگر نیز فکر می‌کند. در طی این فرآیند، از دستگاهی به سراغ دستگاه دیگر می‌رود و مدت زمان نوردهی صحیح برای چاپ هر تصویر را یادداشت می‌کند. در ترکیب نهایی، هر یک از تصاویر در جای معین خود قرار می‌گیرد؛ در آفرینشی که حتی نمی توان چگونگی‌ فرایندش را از پیش حدس زد. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;450&quot; width=&quot;344&quot; complete=&quot;false&quot; src=&quot;/files//articles/Photographer/Jerry_Uelsmann/zz04.JPG&quot; alt=&quot;zz04.JPG&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&amp;nbsp;هرچه بیشتر به آثار او می‌نگریم، بیشتر اغوا می‌شویم. سبک تصویر‌سازی او همچون اصطلاح رایج فرانسوی، &amp;quot;چشم فریب‌&amp;quot; است. آثار وهم‌گرایانه‌ اش بیننده را وادار به کشف نمادها و نشانه‌های بصری می‌کند. پیتر‌سی بانل، نویسنده‌ی معروف، در مقدمه کتاب Silver Meditations درباره‌ی جری اولسمن می‌نویسد: &amp;quot;جری عاشق خیال‌پردازی‌ست. او مقصود از هنر را در کشف کردن می‌بیند و نه حل مشکلات&amp;quot;. پیتر‌سی معتقد است که اولسمن دارای قابلیت ممتازی برای ارایه ابهامات بدون استناد به دلایل و واقعیت‌های بصری‌ست. برای چنین هنرمندانی نوع اجرا و انگاره‌ی تصاویر، حسی و شهودی‌ست. او حتی برخی اوقات پس ازخلق تصاویرش، معانی جدیدی را کشف می‌کند. وقتی که از او درباره‌ی علاقه‌اش به کار کردن با سیستم‌ دیجیتالی پرسیدند، گفت: &amp;quot;من عکس‌های سیاه سفیدم را با فرآیندهای دیجیتالی حفظ و ذخیره می‌کنم اما هم‌چنان دوست دارم که با نگاتیو کار کنم. صفحات چاپ کنتاکت من به دفترچه خاطرات بصری‌ام می ماند&amp;quot;. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&amp;nbsp;پس از دهه‌ها کسب تجربه و شکل‌گیری تکنیک شخصی در ترکیب تصاویر، واضح است که جری اولسمن دیگر نیازی به روی‌آوری به سیستم عکاسی دیجیتال ندارد چرا که او وابسته به دیدگاه یگانه‌ی خود است. وی آثار عکاسی اش را &amp;quot;کشفیات در طی فرآیند انجام کار&amp;quot; عنوان می‌کند و در جایی گفته است: &amp;quot;آرزوی نهایی من شگفت‌زده کردن خودم است!&amp;quot;. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;450&quot; width=&quot;321&quot; complete=&quot;false&quot; src=&quot;/files//articles/Photographer/Jerry_Uelsmann/zz03.JPG&quot; alt=&quot;zz03.JPG&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&amp;nbsp;او در سال 1998 از تدریس در دانشگاه فلوریدا کناره گرفت و اکنون در کنار همسر عکاس اش، مگی تیلور، زندگی می‌کند. این بازنشستگی به معنای سفرهای بیشتر و در نهایت ثبت عکس‌های بیشتر برای انتخاب و ترکیب جهت چاپ و فروش است. ماینور وایت، یکی از معلمان عکاسی اولسمن، گفته است: &amp;quot;عکاس باید سوژه را نه بخاطر چیزی که هست (و دیده می‌شود)، بلکه به خاطر چیز دیگری که هست (و دیده نمی شود) عکاسی کند.&amp;quot; اولسمن در این‌باره می‌گوید: &amp;quot;این نگرش همواره به عنوان بخش مهمی از روند تصویر‌سازی من بوده است. تصاویر من نیزمثل عکس های سنتی دارای صداقت و واقعیت است. البته نوع دیگری از واقعیت را ارایه می‌کند؛ نوعی از واقعیت جادویی...&amp;quot; &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;350&quot; width=&quot;292&quot; complete=&quot;true&quot; src=&quot;/files//articles/Photographer/Jerry_Uelsmann/zz06.jpg&quot; alt=&quot;zz06.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img style=&quot;width: 522px; height: 404px;&quot; complete=&quot;false&quot; src=&quot;/files//articles/Photographer/Jerry_Uelsmann/zz05.jpg&quot; alt=&quot;zz05.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;ای.دی. کولمن، مدرس و منتقد عکاسی، در کاتالوگ نمایشگاه اخیر جری در سال 2009 چنین نوشته است: &amp;quot;امروزه نوع تصویر‌سازی اولسمن ثابت و پذیرفته‌شده است، اما شکی نیست که در گذشته و در رویارویی نخست با این‌گونه عکس‌ها، حتی تصور چنین نگرشی به عکاسی بسیار سخت بود. در آثار اولسمن، نشانه‌های بسیار کمی از نوع ترکیب شدن تصاویر مشهود است، به‌طوری که بیننده نمی‌تواند دریابد که کدام تصویر از کجا شروع شده و در کجا با تصویر دیگری ترکیب شده است. مقصود آثار او فریب‌دادن بیننده نیست؛ در واقع آثار اولسمن نظریه‌ای را ارایه می‌دهد که مغایر با پندار بیننده‌ها در رابطه با صحت مطلق و واقعی‌بودن عکس ها‌ست.&amp;quot; &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&amp;nbsp;فتو‌مونتاژ در اوایل قرن بیستم کاملا غیر‌متداول بود و جری اولسمن، تحت تاثیر استاد خود ، هنری هولمز اسمیت، در دانشگاه ایندیانا سعی و تلاش فراوانی برای &amp;quot;پذیرفتنی‌شدن&amp;quot; این شیوه تصویر‌سازی انجام داد. هرچند برای خواننده‌هایی که عکاسی را با سیستم دیجیتالی آغاز کرده‌اند، بوی تند تاریکخانه، شرایط سخت و محدود و حتی تر شدن انگشت های عکاس در چاپ و ظهور اتفاقی غیر ملموس به نظر آید چرا امروزه افرادی معدود از فیلم و نگاتیو استفاده می کنند. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&amp;nbsp;برای مشاهده عکس های بیشتری از جری اولسمن به&amp;nbsp;&lt;a href=&quot;http://www.uelsmann.com/&quot;&gt;وب سایت&lt;/a&gt; شخصی اش مراجعه کنید. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&amp;nbsp;این&lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=zN3Zbs1dueE&quot;&gt; لینک&lt;/a&gt; هم ویدئویی ست که آثاری از وی را همراه با موسیقی به نمایش گذاشته است.&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12678/</link>
   <title>جری اولسمن(Jerry Uelsmann)، عکاس‌هنری</title>
   <pubDate>2009-08-01 13:51:00</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12678/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;385&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;1.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/earthrise/1.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;مصادف با جولای سال 1969 میلادی دقیقا 40 سال پیش اولین انسان پا بر روی سطح کره ماه این قرص درخشان گذاشت، قمری که بشر از ابتدای حضورش در زمین همواره آن را زیباترین می‌دانست و ستایش می‌کرد.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;252&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;2.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/earthrise/2.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;اولین بشری که توانست قدم بر نزدیک ترین همسفر زمین در تمام دوران‌ها بگذارد کسی نبود جز نیل آرمسترانگ کیهان نورد مشهور امریکایی که تا پیش از آن زیر سایه سنگین یوری گاگارین روس، کسی که اولین بشری بود که از جو زمین خارج شد، مانده بود.&amp;nbsp; بعد از این واقعه تاریخی و به کمک پروژه آپولو 11&amp;nbsp; تمام نوع بشر نام او را مترادف با نجوم و فضا نوردی می‌داند. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;600&quot; width=&quot;413&quot; alt=&quot;3.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/earthrise/3.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;­&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;پروژه آپولو سر آغازی بود برای ورود ایالات متحده به مسابقات فضایی با شوروی سابق جایی که سالها روس‌ها با پروژه‌های وستوک یکه تاز این عرضه بودند. اما در سال 1962 جان اف کندی ریس جمهور وقت ایالات متحده مقابل کنگره در یک نطق تاریخی قول داد که ایالات متحده تا پیش از پایان دهه 60 اولین انسان را بر روی ماه خواهد دید. قولی که در زمان خودش بسیار بلند پروازانه و تقریبا غیر ممکن دیده می‌شد. &#13;&#10;      &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;4.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/earthrise/4.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;­&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما از همان سالها تلاش ناسا(NASA) National Aeronautics and Space Administration برای رسیدن به هدف شروع شد و اما ارتباط این موضوع با عکاسی! در نوشتار پیش رو قصد دارم شما را با یکی از تاثیر گذار ترین و مهم ترین عکس‌های علمی و هنری که بعد از ابداع عکاسی ثبت شده است آشنا کنم. تصویری که با کد AS8-14-2383&amp;nbsp; در بانک اطلاعاتی ناسا ثبت شده است. اما نام این تصویر در مجامع علمی و هنری Earthrise و یا برآمدن زمین و یا طلوع زمین است.&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;5.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/earthrise/5.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;­&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;داستان اینگونه آغاز شد، بعد از آزمایش‌های فراوانی که پس از فاجعه آپولو سه و کشته شدن 3 کیهان نورد،&amp;nbsp; ناسا تصمیم گرفت که این پروژه را به هدف خود که رسیدن به ماه بود برساند. بنابر این بعد از آزمایشات فراوان نهایتاً در سال 1968 به پروژه آپولو 8 رسیدند. پروژه‌ای که هدف از آن خروج 3 کیهان نورد از جو زمین و نزدیک شدن به کره ماه ( تقریبا به فاصله 100 کیلومتری )، مشاهده مستقیم قسمت ناپیدای کره ماه، بررسی این سیاره، تهیه عکس و نقشه برداری برای پروژه‌های بعدی،&amp;nbsp; گردش به دور مدار زمین و ماه، استفاده از نیروی جاذبه بین سیاره‌ای و در نهایت به قصد آماده سازی مقدمات فرود پروژه آپولو 11 بر روی ماه. در این پروژه سه کیهان نورد به نام‌های فردریک بورمن، ویلیام آندرس و جیمز لاول شرکت داشتند، همزمان با آموزش فضانوردان و فراهم آوردن مقدمات در دسامبر سال 1968 موشک ساترن 5 که غول آسا ترین وسیله‌ای بود که بشر تا آن زمان برای پرتاب به آسمان ساخته بود، بر روی سکوی پرتاب در ایستگاه فضایی کندی فلوریدا قرار گرفت و شمارش معکوس برای پرتاب شروع شد.&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;6.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/earthrise/6.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;­&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;در نهایت موشک ساترن 5 با موفقیت تمام پرتاب شد و لحظاتی بعد زمین را ترک کرد و از جو خارج شد.&amp;nbsp; در حدود 3 روز بعد آپولو 8&amp;nbsp; به نزدیکی ماه رسید جایی که ابتدای شروع پروژه تحقیقاتی بود. قرار بر این بود که آپولو به کمک جاذبه کره ماه سرعت اش را افزایش داده و در مدار کره ماه قرار بگیرد و چند دور به حول مدار کره ماه گردش کرده و در نهایت باز هم به کمک جاذبه سیاره مادر ( زمین ) و همچنین&amp;nbsp; موشک‌های پیشران خود به زمین باز گردد.&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;7.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/earthrise/7.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;­&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;لازمه این عمل آن&amp;nbsp; بود که آپولو به پشت کره ماه و جایی که بشر هیچ گاه آن را مستقیماً ندیده بود ( انسان بر روی زمین همیشه فقط یک سمت کره ماه را می‌بیند و سمت دیگر این کره از نظر ناظر زمینی همیشه مخفی است ) برود که همزمان با آن ارتباط رادیویی را با زمین از دست می‌داد. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در ساعت 24 دسامبر بالاخره آپولو به فاصله300کیلومتری ماه رسید و ارتباط رادیویی در زمان مقرر قطع شد که همین قطع ارتباط نشانه‌ای بود که آپولو در مدار صحیح قرار دارد. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در همین لحظات کیهان نوردان مشغول تهیه عکس و فیلم‌های ویدیویی از کره ماه شدند و آن را مورد کنکاش قرار دادند که ناگهان فرمانده بورمن با صحنه‌ای حیرت انگیز مواجه شد. لحظه‌ای که برای بشر هیچ گاه متصور نبود و آن چیزی نبود جز طلوع زمین از فراز کره ماه!&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;8.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/earthrise/8.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;­&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;در این لحظه مکالمه‌ای بین فضانوردان آپولو روی داد. &#13;&#10;    &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;بورمن: آه ! خدای من ! اونجا رو نگاه کن ! زمین داره طلوع می‌کنه، وای ! چقدر زیبا است. &#13;&#10;    &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;آندرس : ولش کن! این توی برنامه ما نیست!&#13;&#10;    &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;بورمن ( با خنده ) : جیم فیلم رنگی داری؟&#13;&#10;    &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;آندرس : زود باش اون فیلم رنگی رو بده به من. . . . &#13;&#10;         &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;9.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/earthrise/9.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;­&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;بورمن که در آن هنگام در حال عکاسی از سطح ماه بوسیله فیلم‌های سیاه و سفید بود ناگهان با این صحنه مواجه شده و تعدادی عکس سیاه و سفید از این صحنه تهیه می‌کند،&amp;nbsp; لحظات نادری که زمین از پشت کره ماه بیرون می‌آید و هنوز نیمی از زمین پشت ماه پنهان است. لحظه‌ای که بشر تا آن زمان هیچ گاه ندیده بود. طلوع زمین از پشت سایه کره ماه که این گوی زیبای آبی رنگ را پدیدار می‌کرد. &#13;&#10;         &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;10.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/earthrise/10.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;­&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;آندرس از این اتفاق استفاده کرد و چند ثانیه بعد و به کمک نگاتیو‌های رنگی و دوربین هاسبلاد Hasselblad 500EL و لنز 80 میلیمتری خود تصاویر جاودانه‌ای را ثبت کرد، که ارزش آنها به مراتب بسیار بیشتر از تصاویر بورمن بسیار بود چرا که در تصویر کاپیتان زمین یک کره سرد و بی روح با توده‌ای از ابر‌ها از فراز کره بی جان ماه است، در صورتی که تصویری که توسط بورمن ثبت شده است زندگی و زیبایی و درخشندگی این گوی آبی رنگ را به اثبات می‌رساند. طلوعی که از فراز کره سرد و بی جان ماه ثبت شده. بعد از ثبت آن لحظه که تا سالها یکی از بهترین عکس‌های سیاره زمین بود آپولو باقیمانده عملیات را به انجام رساند و پیام رادیویی تبریک کریسمس را&amp;nbsp; به همراه آیاتی از کتاب مقدس به زمین مخابره کرد، که از این نظر هم پروژه آپولو 8 اولین کریسمس بشر در خارج از جو زمین بود. &#13;&#10;         &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;11.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/earthrise/11.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;­&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;در مورد ابعاد مختلف این تصویر که بارها مورد تجدید چاپ قرار گرفته و چند سال پیش یک تصویر با کیفیت بالا از این نگاتیو استخراج شد سخن بسیار است. تصویری که بر روی جلد مجله Life&amp;nbsp; قرار گرفت و توسط این مجله به عنوان یکی از 100 تصویری که زندگی بشر را متحول کرد قرار گرفت. یک سال بعد از عکاسی این تصویر شرکت پست ایالات متحده تمبر با ارزشی که حاوی همین تصویر بود را منتشر کرد. همچنین از این تصویر در چند پروژه سینمایی و یک برنامه تلویزیونی نیز استفاده شد. &#13;&#10;         &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;12.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/earthrise/12.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;­&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;اما در مورد ابزاری که این تصویر به کمک آن ثبت شد. این تصویر توسط یک دوربین مدیوم فرمت Hasselblad 500EL که تفاوت اش با مدل‌های قبلی موتوردار بودن آن است تهیه شده است.&amp;nbsp; لنز مورد استفاده یک لنز 80 میلی متری با دیافراگم 2.8 از سریPlanar شرکت کارل زایس آلمان به همراه پرده شاتر از شرکتLeaf&amp;nbsp;&amp;nbsp; بوده است که در آن سالها برای پروژه‌های آپولو انتخاب شده بود، ثبت شد. در این دوربین تغییراتی شکل گرفته بود ( از جمله رنگ و جنس بدنه و . . .&amp;nbsp; ) این تغییرات به سفارش ناسا صورت گرفته بود و این دوربین برای ماموریت‌های فضایی باز طراحی شده بود. &#13;&#10;     &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;13.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/earthrise/13.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;­&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;شرکت هاسلبلاد سالهای بسیاری شریک تجاری ناسا و تامین کننده تجهیزات سفر‌های فضایی بود. این همکاری تا زمامی که ناسا به سمت دوربین‌های دیجیتال حرکت کرد ادامه داشت، اوایل قرن 21 بود که ناسا کلیه تجهیزات خود را با انواع دیجیتال تعویض کرده و از دوربین هایKodak DCS 760&amp;nbsp; استفاده کرد، این دوربین‌ها از بدنه‌های Nikon F5 ساخت شرکت نیکون و سنسور هایCCD شرکت کداک و لنز‌های نیکون استفاده می‌کرد. &#13;&#10;       &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;14.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/earthrise/14.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;­&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;در مورد مسائل فنی و تکنیکی این تصویر آن گونه که بعد تر ناسا اطلاعاتی را منتشر کرد این تصویر شاهد تغییرات و ویرایش اندکی بوده است. این ویرایش شامل چرخاندن (Rotate ) 90 درجه‌ای تصویر می‌شود تصویر اصلی به صورت زیر از یکی از پنجره‌های سفینه آپولو 8 عکاسی شده است. همچنین در تصویری که در مجلات و رسانه‌ها منتشر شد مقداری کنتراست تصویر افزایش یافته و تعدادی از لکه هایی شیشه سفینه آپولو 8 که بر روی تصویر ثبت شده بود برداشته شده است. اما ناسا نسخه اصلی تصویر را در نشریات علمی و تخصصی و برای استفاده دانشمندان&amp;nbsp; ارائه کرد تا احیانا ویرایش صورت گرفته مشکلی را برای قضاوت و تفسیر این تصویر ایجاد نکند.&amp;nbsp; بعد از ظهور و چاپ این تصویر برای انطباق بیشتر با ذهن انسان و رساندن بهتر مفهوم طلوع، که در ذهن انسان زمینی آن را افقی تصور می‌کند، این ویرایش صورت گرفته است، در تصویر سیاه و سفید نیز این ویرایش اعمال شده است. مشخصات و تنظیمات دوربین ( اگزیف ) بدین شرح بود که سرعت شاتر بر روی 250/1 ثانیه و دیافراگم را بر روی F11&amp;nbsp; تنظیم شده بود. &#13;&#10;     &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;15.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/earthrise/15.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;­&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;نگاتیو مورد استفاده برای این عکس مثل تمامی عکس‌های دیگر ناسا در آن سالها نوع خاصی از نگاتیو‌های 70 میلیمتری شرکت کداک بود که به صورت ویژه برای ناسا طراحی شده اند و با یک رول رنگی از آنها در حدود 160 تصویر و با یک رول سیاه و سفید حدود 200 تصویر قابل ثبت بود. نگاتیو اصلی این تصویر در بانک اطلاعاتی ناسا موجود است و به تازگی یک اسکن با کیفیت از این نگاتیو تهیه شده است. همچنین دوربین و سفینه آپولو 8 به همراه بقیه ادوات و تجهیزات این ماموریت در موزه موجود است. &#13;&#10;     &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;16.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/earthrise/16.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;­&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;در 6 آپریل سال 2008 یک تصویر مشابه اما بوسیله دوربین‌های HD سفینه فضایی بدون سرنشینKaguya&amp;nbsp; سازمان فضایی ژاپنJaxa از فاصله 100 کیلومتری کره ماه و 380 هزار کیلومتری سیاره زمین تهیه شد. که در لینک زیر می‌توانید آن را مشاهده کنید. این تصویر ویدویی طلوع زمین را به زیبایی ثبت کرده است. اما ارزش تصویر سال 1968 بسیار بیشتر از این تصویر با کیفیت و زیبا است. &#13;&#10;    &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;http://space. jaxa. jp/movie/20080411_kaguya_movie01_e. html &#13;&#10;    &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;Full Earthrise taken by the KAGUYA HDTV &#13;&#10;    &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;17.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/earthrise/17.jpg&quot; /&gt;­&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;­&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;فرمانده بورمن سالها بعد گفت که ماموریت ما کشف و رصد کره ماه و آماده سازی مقدمات فرود انسان بر ماه بود. اما اصلی ترین دست آورد پروژه آپولو 8 یک کشف عظیم بود: کشف دوباره زمین. سیاره‌ای که تا زمانی که از آن دور نشده بودیم به خوبی نمی‌شناختیم. &#13;&#10;    &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12676/</link>
   <title>عکسی که دید ما به کره زمین را عوض کرد</title>
   <pubDate>2009-07-26 13:08:00</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12676/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;strong&gt;اینجا تو تنهایی&lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;بهمن جلالی یکی از عکاسان فعال و سرشناس ایران در سطح جهان است. نمایشگاه بزرگ مجموعه‌ای از چهل سال فعالیت هنری جلالی سال گذشته در بنیاد تاپیس در بارسلون اسپانیا برگزار شد. نمایشگاهی که پس از آن به اتریش رفت و گویا قرار است در کشورهای دیگری نیز بر پا شود. وی به تاز­گی از بینال ونیز بازگشته که در آنجا نیز در کنار هنرمندانی از شرق عکس‌هایی را به نمایش گذاشته است.&#13;&#10; &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;با وی درباره بازار داخلی و خارجی عکس گپ زدیم و او حاصل سال‌ها تجربه اش در عکاسی را بازگو کرد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;600&quot; width=&quot;400&quot; alt=&quot;880323_1.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/880323_1.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;­&lt;strong&gt;وضعیت بازار فروش عکس در داخل کشور چطور است؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;در بازار داخلی متاسفانه هرج و مرج حاکم است. از زمانی که برگزار کنندگان یا متصدیان بازارهای هنری دبی آمدند و تعدادی نقاشی و عکس از هنرمندان گرفتند و به قیمت‌های بالا فروختند، عکاسان ایرانی بی مهابا قیمت‌هایشان را بالا بردند تا برای خود اعتباری دست و پا کنند. بدون توجه به اینکه خریدار ایرانی نمی‌تواند مبلغی معادل قیمت عکس‌هایی که در دبی یا انگلیس به یورو و دلار فروش می‌رود، بپردازد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;امروزه در بازار داخلی مشکل دو قیمتی بودن آثار به وجود آمده. بعضی‌ها سماجت دارند که ما همان قیمتی که در بازارهای خارجی فروختیم، روی آثارمان می‌گذاریم. بعضی‌ها هم می‌گویند بازار داخلی کشش ندارد و باید قیمت‌های داخل را کم کنیم. از طرفی وقتی قیمت‌های داخل را کم می‌کنیم، عده‌ای می‌آیند از اینجا می‌خرند و در حراجی‌ها با قیمت‌های بالاتر عرضه کرده و می‌فروشند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;شما فرمودید عکاسانی هستند که بی‌حساب قیمت کار خود را بالا بردند تا برای خود اعتباری دست و پا کنند. سوال این است که یک عکاس چه کار باید بکند تا کارش ارزش واقعی خود را پیدا کند.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;آدم‌ها، در همه جای دنیا، از نقطه‌ای شروع کرده و آرام آرام رشد می‌کنند و کارشان را توسعه می‌دهند و بهتر می‌کنند. معمولا همه با قیمت‌های پایین شروع می‌کنند و آرام آرام درصدی به این قیمت افزوده می‌شود مشروط به اینکه خریدار پیدا کند. اینجا چنین اتفاقی نیفتاده و عکاسی که دو سابقه دارد چون می‌بیند فلانی عکسش را بیست میلیون تومان می‌فروشد، او هم می‌گوید پانزده میلیون. این وضعیت بی سر و سامان و بی ضابطه‌ای است.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;مثلا همین اکسپو صبا را، که چندی پیش برگزار شد، در نظر بگیرید. هر کسی آمد و قیمتی که دوست داشت روی کارش گذاشت. در کدام اکسپویی وضعیت به این صورت است؟ اکسپوها کارشناسانی دارند که آثار را بررسی می‌کنند و همه چیز را می‌سنجند. من به برگزارکنندگان هم این موضوع را گوشزد کردم. گفتم شما باید روزمه افراد را بگیرید. ببینید چند سال است کار کرده و چه کار کرده و بعد با در نظر گرفتن این نکات قیمت‌گذاری را باید یک گروهی انجام دهند. نه اینکه هر کسی به دلخواه خود بگوید ده میلیون یا بیست میلیون!&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;در هیچ بازاری اینطور نیست که هرکسی خودش بیاید و قیمت پایه بدهد. بالاخره صاحب بازار، سابقه‌اش را می‌بیند. کارش را می‌بیند. اینکه عکسش در کدام موزهها، گالری‌ها و کلکسیون‌هاست و بعد می‌گوید فلان قدر قیمت پایه. اما اینجا عکس خبری را هم بردیم و چهل میلیون قیمت گذاشتیم!&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در فروش‌های خارجی هم قیمت‌هایی اعلام شد که بسیاری معتقدند واقعی نیست.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;من نمی‌دانم چرا یک عده‌ای موضوع را اینجوری مطرح کردند. داستان از این قرار است که مثلا نقاشی که پنجاه سال است کار می‌کند و نمی‌توانسته کارش را در ایران، به قیمت دلخواه&amp;nbsp; بفروشد، در مقطعی به حراج کریستیز رفته و اثرش را ده برابر قیمت اینجا فروخته است. این چه ضرری برای ما دارد که جلوی آن جبهه می‌گیریم؟&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;خوب شاید واقعی نبوده است.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;هر چه بوده، عکاس و نقاش و مجسمه‌ساز ایرانی بعد از چهل، پنجاه سال کار کردن، اثرش را به قیمت خوبی فروخته است و حالا هم که این بحران اقتصادی به وجود آمده، قیمت‌ها خود به خود پایین می‌آید.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;اما همان روزی هم که کار اینها در اوج شکوفایی‌شان به فروش می‌رفت، باز یک عده‌ای شاکی بودند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;من نمی‌دانم چرا صاحب هر شغلی اگر میلیونر شود، هیچ کس او را محکوم نمی‌کند. ولی اگر یک&amp;nbsp; هنرمند بعد از سال‌ها کار، درآمدی پیدا کند، زمزمه‌ها و حرف و حدیث‌ها شروع می‌شود. تناولی چند سال است کار می‌کند؟ چند تا مجسمه‌اش را توانسته با قیمت خوب بفروشد؟&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;البته قبول دارم که ممکن است بازی‌هایی در این بازارها بشود. هیچ بحثی در آن نیست. ولی فکر می‌کنم که با وجود همه این حرف‌ها، یک کار هنری هفتاد هزار دلار فروش رفته است و من از این بابت خوشحالم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;چه فایده از اینکه هی ما بگوییم بادکنکی بوده؟ بالاخره دو سه سال که خوب بوده است، حالا هم به تبع همه بخش‌های اقتصادی دیگر این کار هم با مشکل رو به رو شده و این موضوع طبیعی است.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;شاید همین کار یک عده عکاس جوان را وسوسه کرده است تا قیمت آثار خود را بالا ببرند.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;بالا ببرند! خودشان لطمه می‌خورند. شما مطمئن باشید هرجایی دیگری که بخواهید کار ارایه کنید، یک موسسه آن را بر اساس رزومه‌ات قیمت گذاری می‌کند. مشخصاتی مانند اینکه کی هستی؟ چه کار کرده‌ای، کجا نمایشگاه داشتی؟ چند سال کار می‌کنی و از این جور چیزها.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;وقتی یک عکاس جوان در رزومه‌اش می‌نویسد که دوتا جایزه سینمای جوان برده‌ام و یک جایزه دوسالانه عکس و این هم نمایشگاه دومم است، پس رزومه‌ای ندارد برای آن قیمت‌های کذایی.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;متاسفانه فکر می‌کنند که اگر من قیمت کارم را در نمایشگاه بگذارم چهار میلیون تومان، یعنی خیلی آدم مهمی شده‌ام. نه، اصلا همچین خبری نیست.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;چه جاهایی باید وجود داشته باشد تا به یک عکاس تازه کار کمک کند تا بتواند راه خود را پیدا کند.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;در کشورهایی که در این زمینه پیشرفت کرده‌اند، چند موسسه جداگانه هست که می‌تواند به فرد کمک کند. یکی چرخه بزرگی گالری‌ها هستند که بیشتر کار می‌گیرند و نمایشگاه می‌گذارند، مشتری‌ها و کلکسیونرهای خاص خود را دارند و به اندازه ارتباطات خود می‌توانند کارها را به فروش برسانند و معرفی کنند. هر هنرمندی با یک گالری کار می‌کند و هر کس با آن هنرمند کار داشته باشد، با گالری تماس می‌گیرد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;یکی دیگر بنیادهای فرهنگی و موزه‌ها هستند که عمدتا از دولت کمک می‌گیرند و کارشان خرید و فروش نیست، تنها برگزاری نمایشگاه است.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&amp;nbsp;مراکز دیگر بازارهای فروش عکس هستند مثل کریستیز و بونامز و ساتبی و مانند اینها که کارشان این است که در سال، یک، دو یا سه بار حراجی می‌گذارند و کارهایی را قبول کرده و در معرض فروش می‌گذارند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;شکل آخر افرادی هستند که برای گالری‌ها و موزه‌ها، نمایشگاه درست می‌کنند. آنها دو سه سال کار می‌کنند و یک مجموعه‌ای به عنوان نمایشگاه آماده و عرضه می‌کنند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;این افراد به دلیل رابطه‌ای که با گالری‌ها و مراکز فرهنگی و موزه‌ها دارند، نقش مهمی در عرضه و معرفی کار دارند. این شیوه‌ای است که در فرنگ رایج است.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;اما در اینجا شما باید آنقدر کوشش کنید تا بتوانید ارتباطی برقرار کنید با یک برگزار کننده نمایشگاه معروف و بین المللی.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;من خودم را مثال می‌زنم که به همین شیوه وارد شدم. در یک مقطعی توانستم با یکی از معروفترین کریتورهای دنیا به نام «کاترین داوید»، ارتباط برقرار کنم. وقتی ایشان آمد و عکس‌ها را خواست، من هیچ شکی نکردم و همه عکس‌هایم را نشان دادم. در حالی که عکاسان دیگر شک داشتند که این کار را انجام بدهند یا نه و دائم به احتمالات فکر می‌کردند. او از عکس‌های من خوشش آمد و یکی دو سال کار کردیم و در نهایت نمایشگاه بزرگ چهل سال فعالیت من در بارسلون برگزار و کتابش منتشر شد. آن کتاب را دیگرانی هم دیدند و خواندند و از همین طریق نمایشگاه به اتریش رفت و بعد قرار است به جاهای دیگر هم برود.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;به هر حال اگر شما توانستید در این دایره وارد شوید، دیگر رفته‌اید اگر نه، یک گوشه می‌مانید اما جایی نیست که به تو کمک کند. اینجا تو خودت تنهایی.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;در ایران تنها گالری‌ها هستند که به خاطر شرایط موجود هنوز نتوانسته‌اند به ساختار کاملا حرفه‌ای دست پیدا کنند. ما کوشش کردیم هنرمندان متمرکز بشوند و بر اساس خواست، اعتقادشان یا علاقه یک گالری را انتخاب کنند و تنها با همان کار کنند. اما همین اتفاق ساده هنوز نیفتاده.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چرا؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;به این خاطر که هنرمند اگر نتوانست کارش را در یگ گالری به فروش برساند، فورا می‌گوید گالری کار نکرده و نمایشگاه بعدی‌اش را جای دیگری می‌برد. اما فکر نمی‌کند که صاحب گالری کلی وقت لازم دارد تا کار را معرفی کند. ما صبر نداریم و می‌خواهیم در اولین نمایشگاه همه را بفروشیم. اینجا نشد می‌رویم جای دیگر.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آیا آژانس عکس می‌تواند به بازارخرید و فروش عکس را رونق بدهد؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;در آژانس‌های عکس بیشتر عکس خبری خرید و فروش می‌شود. به نظر من در این دوره عمر آژانس سر آمده است. آژانس‌ها متعلق به دوره‌ای بودند که اصلا ارسال عکس به این سرعت انجام نمی‌شد. نگاتیو می‌گرفتید و باید می‌فرستادید به جایی که عکس‌تان را توزیع کند. آنجا از نگاتیوهای شما کنتاکت می‌زد و بین تعداد زیاد مشترکانش، که روزنامه‌های سراسر دنیا هستند، پخش می‌کرد. اگر چاپ می‌شد، آژانس درصدش را بر می‌داشت و درصد عکاس را هم می‌داد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;الان کافیست که عکاس خودش رابطی پیدا کند تا عکسش را در لحظه و به صورت آنلاین بدهد. دیگر آژانس نقشی ندارد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;این سوال را از این جهت پرسیدم که مثلا گالری داری مثل خانم قبائیان معتقد است که وجود یک آژانس عکس، که صرفا نام ایران را مطرح بکند، باعث می‌شود توجه جهانی به تولیدات تصویری ایران جلب شود. طبیعتا همین جلب توجه، راه برای فعالیت در شاخه‌های دیگر هم باز می‌شود.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&amp;nbsp;در یک مورد با ایشان موافق‌ام. از هفت، هشت سال پیش که اولین نمایشگاه عکس گروهی ایران در پاریس انجام شد که نمایشگاه بزرگی هم بود، عکاسی ایران در اروپا و آمریکا رفت و مورد توجه قرار گرفت توجهی به آن شد. از آن زمان به بعد کریتورهای مختلفی از مراکز فرهنگی، گالری‌ها، مراکز هنری و موزه‌ها به ایران آمدند برای اینکه عکاسی ایران را به نمایشگاه‌هایشان ببرند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;یکی از مشکلاتی ما این است که جای متمرکزی وجود ندارد که بتواند به اینگونه افراد کمک کند. آنها دو نفر را می‌شناسند و به همان‌ها مراجعه می‌کنند و در نهایت به دو نفر دیگر معرفی می‌شوند و همه چیز در یک دایره بسته می‌ماند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&amp;nbsp;زمانی که آقای سمیع آذرمدیر موزه بود، با موزه‌ها و مراکز فرهنگی دنیا ارتباط برقرار کرده و مرکزی شده بود که نقش رابط بین برگزارکنندگان نمایشگاه‌ها و هنرمند ایفا می‌کرد. ولی متاسفانه الان این رابطه قطع شده است و هیچ مرکزی نداریم که عکاسی ایران را در ژانرهای مختلف معرفی کند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;این به اعتقاد من کار یک بانک عکس است که ما چنین چیزی را نداریم و به همین دلیل خیلی از جوان‌ها که عکس‌هایشان هم خوب است اصلا نمی‌توانند ارتباط برقرار کنند و در نتیجه کارشان می‌ماند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چرا چنین بانکی به وجود نمی‌آید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;کی پدید بیاورد؟&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;از طرف دیگر شاید اگر علاقمندی هم پیدا شود و دست به چنین کاری بزند، عکاسان هم خیلی راغب نباشند با آن همکاری کنند. چرا که ما&amp;nbsp; قوانین حمایتی نداریم که مثلا من مطمئن باشم عکسی که در اختیار یک موسسه گذاشته‌ام، بی اطلاع من جایی نمی‌رود.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;دیگر اینکه اگر کار من را در این بانک بگذارم و در فلان جای اروپا یکی بخواهد بخرد، من راهی برای دریافت پولم ندارم. چرا که بر اساس شرایط تحریم، نمی‌توانند پول من را از طریق بانک ایرانی بدهند. کارت اعتباری هم که نداریم.از طریق قاچاق هم که نمی‌توانند بفرستند، تنها راه ممکن این است که من حسابی در اروپا داشته باشم که این پول را بتوانم دریافت کنم. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;یک مشکل بزرگتر هم وجود دارد و آن نوع ارتباط در جامعه عکاسی، یا به طور کلی جامعه هنری ماست که نمی‌توانیم جمعی درست کنیم و کاری به نفع خودمان انجام بدهیم. حالا اگر یک بیچاره‌ای هم بیاید و پیشقدم بشود، مطمئن باشید کاری می‌کنند که فرار کند. اینقدر حرف‌های عجیب و غریب بد می‌زنیم که اصلا کسی به سراغ چنین کاری نرود. کافی است دو تا کار از این طریق به فروش برسد و آنوقت شروع می‌شود که باند بازی است و دلالی بازی است و از این گونه حرف‌ها.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;از شما و دوستان دیگری شنیدم که موسسات دولتی، بارها خریدهای خود را پس فرستاده‌اند. آیا قانونا تعهدی نسبت به خریدی که انجام می‌دهند ندارند؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;قانون این است که آن موسسه‌ای که&amp;nbsp; نماینده فروش است، باید از هنرمند حمایت کند، که نمی‌کند!&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;از طرف دیگر، مدیری یک اثر هنری را می‌خرد و بعد باید چند نفر را قانع کند که پولی که خرج شده مفید بوده است. پس حتما قانع کردن این افراد با مشکل رو به رو می‌شود که اثر را پس می‌فرستند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;اخیرا شنیده‌ام که مجلس طرح اختصاص چند درصد از بودجه سازمان‌های دولتی به خرید آثار هنری را هم لغو کرده است. یعنی قانونا الزامی در خرید ندارند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;متاسفانه هنوز این آگاهی ایجاد نشده که این خرید، نوعی سرمایه‌گذاری است. البته در حال حاضر دو بانک خصوصی هستند که سرمایه گذاری‌های کلان کرده و مجسمه و عکس و نقاشی خریده‌اند. بعضی از این آثار هم در بازارهای انگلیس و فرانسه و دبی عرضه شد و مسلما با قیمت‌های سرسام آوری که پیدا کردند، سود زیادی نصیب صاحبانش شد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;فکر می‌کنید چه اتفاقاتی باید رخ بدهد تا وضعیت نابه هنجار بازار داخلی سر و سامان بگیرد؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;به موسسات و بنیادهای فرهنگی هنری دولتی که امیدی نیست. آنها متاسفانه نمی‌توانند ارتباط ما را با بازار دنیا برقرار کنند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;چرا که آنها روی بازار داخلی ممیزی‌های شدیدی اعمال می‌کنند و این موضوع&amp;nbsp; در مورد خارج از کشور بدتر خواهد شد. ارتباط ها با این شکل رفتاری، هرگز ایجاد نمی‌شود چون طرف خارجی هم اعتماد نمی‌کند. بنابراین تنها بخش خصوصی می‌ماند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;اما متاسفانه ما بخش خصوصی کاملا حرفه‌ای هم نداریم. تنها گالری‌ها هستند که هر کدام در حد وسع و توان خود کار می‌کنند. اما به هر حال فکر می‌کنم که شاید آرام آرام همت همین گالری‌ها به ثمر بنشیند، مشروط به اینکه خود عکاسان از آنها حمایت کنند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;متاسفانه عکاسان فقط به درآمد همین امروز کار دارند. این هم فرهنگ یا اخلاقی است که در دوره ما به وجود آمده. زود، تند، سریع می‌خواهیم نتیجه بگیریم و اصلا به فکر خلق آینده‌ای برای خودمان نیستیم. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;­&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;/articles/12674/&quot;&gt;بازار عکس ایران در گفتگو با آناهیتا قبائیان&lt;/a&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;/articles/12673/&quot;&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بازار عکس ایران در گفتگو با فرزاد هاشمی&lt;/a&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;/news/13457/&quot;&gt;پرونده یک موضوع: بازار عکس در ایران&lt;/a&gt;&#13;&#10;  &lt;br /&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12675/</link>
   <title>بازار عکس ایران در گفتگو با بهمن جلالی</title>
   <pubDate>2009-06-13 16:09:00</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12675/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یک سال دیگر بیایید&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;گالری راه ابریشم در سال‌های اخیر، عمده فعالیت‌های خود را روی عکس متمرکز کرده است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;گفت و گوی ما با آناهیتا قبائیان مدیر راه ابریشم، از چگونگی شکل‌گیری این گالری آغاز شد و به موضوع بازار داخلی و خارجی عکس انجامید.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;وی در سخنان خود به اهمیت برگزاری نمایشگاه‌های متعدد در کشورهای مختلف، چاپ کتاب و وجود یک آژانس فعال عکس اشاره کرد که می‌تواند زمینه مناسبی برای معرفی توانمندی‌های عکاسی ایران باشد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;البته او به آینده امیدوار است و می‌گوید&amp;nbsp; اتفاقات خوبی در حال رخ دادن است که سال آینده می‌تواند گزارشی از آنها ارایه دهد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;334&quot; width=&quot;500&quot; src=&quot;/files//articles/880316.jpg&quot; alt=&quot;880316.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چطور شد گالری راه ابریشم را راه اندازی کردید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;من از فرانسه به ایران برگشته بودم تا درباره موضوعی، که روی آن کار می‌کردم، تحقیق بیشتری انجام دهم. موضوع مورد نظر من مربوط بود به سال‌های قبل از انقلاب. بعد تحقیق به سال‌های بعد از انقلاب کشیده شد و کم کم بدون اینکه خودم بخواهم، به این نقطه رسیدم که در ایران عکاسی یکباره یک رونق عجیب و غریبی پیدا کرده و کار عکاسان ایرانی&amp;nbsp; را حیرت‌آور دیدم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;با توجه به اینکه از قبل هم از عکاسی خوشم می‌آمد فکر کردم یک گالری تخصصی عکس به وجود بیاورم. حدود هفت سال و نیم پیش در آذرماه با نمایشگاهی از آثار عباس کیارستمی شروع به کار کردیم و از روز اول هدف گالری ما این بود که کار عکاسان ایرانی را معرفی کنیم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;البته این کار همیشه کار تفننی من بوده و خواهد بود و با وجود تمام زمانی که روی آن می‌گذارم، اصلا شغل اصلی من نیست و امورات من با آن نمی‌گذرد و نخواهد گذشت. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;فقط هر چه از این کار درآمد کسب می‌شود، صرف خودش می‌شود تا گالری بتواند به کار خود ادامه دهد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;این کار به نظر من خیلی جالب است و در برخی زمینه‌ها به پیشرفت های خوبی رسیده‌ایم. البته امروز نمی‌توانم در مورد کارهایی صحبت بکنم که انجام نشده ولی برنامه‌های خیلی خوبی در عکاسی ایران موفق شدم کمک کنم که به وجود بیاید و پیاده بشود. اما هنوز خیلی زود است که بخواهم درباره آنها حرف بزنم. شاید اگر یک سال دیگر باز شما حوصله داشتید و برگشتید، بتوانم گزارش‌های خوبی از روند کار بدهم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چه چیز حیرت‌آوری در کار عکاسان ایرانی دیدید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;من به این موضوع اعتقاد دارم که چشم عکاسان ایرانی، چشم خاصی است. به عبارت بهتر انگارعکاسی جانشین شعر ایران شده و به همان شکل نگاه خاصی به دنیا دارد. انگار در این چند سال اخیر همه به جای تکلم دارند با چشم شان یک پیغامی را رد و بدل می‌کنند و دنیا را متوجه خودشان می کنند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;این موضوع تنها توجه من را به خودش جلب نکرده است. قبل از اینکه به ایران برگردم، با یک استاد معروف در دانشگاه علوم سیاسی پاریس&amp;nbsp; به نام Olivier Roy صحبت می‌کردم. او به من گفت نگاه کن در فرانسه چند عکاس برجسته ایرانی هست. مثلا عباس عطا، رضا دقتی، آلفرد یعقوب زاده، ایزابل اشراقی و دیگرانی که اضافه شده‌اند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;به من گفت برو سر و گوشی آب بده ببین چطور است که عکاسان ایرانی اینقدر نگاه خاصی دارند و توجه همه را به خودشان جلب می‌کنند و عکس‌های جالبی می‌گیرند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;شما پیش از راه اندازی این گالری هیچ تجربه‌ای در این زمینه داشته‌اید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;نه- من دکترای تاریخ دارم و مهندسی درکاربرد کامپیوتر در علوم اجتماعی، انسانی و سیاسی. همیشه هم امورم را از طرق دیگر گذراندم و کارتجاری داشته‌ام برای گذراندن روزمره.این کار را وقتی شروع کردم برای تفریح و سرگرمی بود ولی بعد هر چه زمان گذشت جدی‌تر و جدی‌ترشد و ابعاد دیگر گرفت و امروز دیگر زمان زیادی از من می‌گیرد ولی باز سعی می‌کنم هر چند وقت یک بار فاصله بگیرم و بعد دوباره برگردم تا کاملا غرق نشوم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;چه ژانرهایی از عکاسی برای شما بیشتر جالب توجه است و چطور نمایشگاه‌هایی اینجا برگزار می‌شود؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;همه ژانرها برای من جالب است. البته کارهای مستند اجتماعی و فوتو ژورنالیسم را خیلی دوست دارم و اگر بخواهم درجه بندی کنم، اول مستند اجتماعی، دوم فوتو ژورنالیسم و سوم کارهای عکاسی هنری خالص است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;البته اینجا عکاسی هنری را بیشتر نشان می‌دهیم ولی معمولا کارعکاسانی که اینجا نمایشگاه می‌گذارند، به طور مطلق آرتیستیک نیست، به این معنی که عکاس فقط میزانسی بچینند وعکسی بگیرد. اغلب اوقات این عکس ها، مفهومی اجتماعی را بیان می کنند و از عکاسی مستند دور نیستند.&amp;nbsp; بهتر است این طور بگویم که شاید تکنیک اش دور باشد اما همیشه مفاهیم اجتماعی در آنها وجود دارد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;در نمایشگاه‌هایی که برگزار می‌کنید، بیشتر هدف نمایش آثار است یا فروش آثار؟ &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;راستش من دیگر از فروش عکس تقریبا ناامید شده‌ام و فکر نمی‌کنم در ایران به وجود بیاید. برای اینکه ما هفت سال و نیم است کار می‌کنیم اما انگار که آب در هاون کوبیده‌ایم. این همه جار و جنجالی هم که برای فروش‌های بین المللی در کریستیز و ساتبیز می‌شود، اغلب بر نقاشی متمرکز است. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در داخل هم گالری‌هایی که مدت‌ها بعد از ما رسیده‌اند و فعالیت‌شان به مراتب از ما کمتر است، به واسطه بازار پر رونق فروش نقاشی، به&amp;nbsp; موقعیت مالی قابل قبول رسیده‌اند. ولی ما هیچ وقت امکان ندارد به این نقطه برسیم. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در آذرماه نمایشگاهی در ابوظبی داشتیم که به فراخور حال مشتریان، بیشتر نقاشی گذاشته بودیم ولی یک دیوار به عکس اختصاص داده شده بود، ولی باز بعد از این همه سال یکی آمد و گفت:«من که خودم می‌توانم دوربین بگذارم و این عکس‌ها را بگیرم»!&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;جالب این است که این حرف را از دهان مردمی می شنویم که کلی ادعایشان می‌شود و به نظر خودشان متجددترین خانواده‌ها هستند ولی متاسفانه هنوز نفهمیدند که ایده آن عکس مهم است. کپی کردن که کاری ندارد و وقتی شما ایده یک عکاس را دیدی، به خصوص در عکس هنری می‌توانید عین همان میزانسن را بچینید و از عکس کپی کنید. این کاری است که از نقاشی هم می‌شود. چقدر کپی از نقاشی‌های کلاسیک و مدرن وجود دارد ولی کدامشان قیمت اصل را دارد؟&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;هنوز مردم قبول نکرده‌اند که عکس یک دیدگاه، یک جریان است و یک ایده است. فکر کنم به احتمال خیلی زیاد تا وقتی که ما زنده هستیم، نخواهند فهمید.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در کل خاورمیانه این طور است و این مساله همان طور که گفتم در ابوظبی اتفاق افتاد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;و یک خانم لبنانی این حرف را به من زد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پس فقط اینجا آثار را به نمایش می‌گذارید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;نه ما برای فروش سعی خودمان را می‌کنیم و عکس‌ها را هم می‌فروشیم ولی داخل ایران جریان قدرتمندی به وجود نیامده. یعنی حتی بعد از این حراج‌های آخر که این همه مردم شروع کردند به خرید کار هنری، در مقابل هر نه نفری که به سراغ نقاشی رفت، یک نفر عکس خرید. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ولی در اروپا ما خیلی چیزها توانسته‌ایم به وجود بیاوریم. مثل نمایشگاه‌ها و حضور در سالن‌ها و نمایشگاه‌های بین المللی.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;شما علت&amp;nbsp; این عدم استقبال را چه می‌دانید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بالاخره ما همیشه بعد از دیگران به همه جا می‌رسیم. وقتی جریانات هنری تو اروپا و امریکا بوده، شاید ده‌ها سال بعد به ایران یا کشورهای خاورمیانه راه پیدا کرده، شناسایی شده و نهایتا به رسمیت شناخته شده است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;البته عکاسی که تقریبا همزمان با اروپا در ایران هم رواج پیدا کرد.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بله – این که درست است ولی وقتی مثلا «من ری» و اسامی برجسته دیگر اوایل قرن بیستم، در اروپا فعالیت می‌کردند آیا معادلی در ایران داشته‌اند؟ بعد از اوایل قرن، سال‌ها عکاسی متوقف شده است. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;حالا ممکن است تعداد انگشت شماری وجود داشته باشند اما به شناخت من، هیچ گاه به آن حد رشد نرسیدند. اما در این سی چهل سال گذشته دوباره جریاناتی به وجود آمد و امروز هم البته عکاسی ایران، با این امکانات پایین، کم از عکاسی خیلی کشورهای دیگر ندارد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آیا خریدارانی از بخش‌های دولتی یا مثلا بانک‌ها دارید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;مطلقا. حتی یکی محض نمونه وجود ندارد. چند تا در اکسپوی پنج سال پیش از ما خریدند و سال بعدش همه را پس دادند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چه افرادی بیشتر خریدار عکس هستند؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;اغلب یا خارجی‌هایی هستند که خودشان مجموعه‌دار عکس هستند، یا ایرانی‌هایی که بر اثر سال‌ها زندگی در خارج از کشور ارزش عکس را فهمیده‌اند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;البته مشتری ایرانی خیلی به ندرت است. ممکن است خود عکاسان از هم بخرند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;قیمت آثاری که فروش می‌رود را خود هنرمند پیشنهاد می‌دهد؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;خود هنرمند پیشنهاد می‌دهد و ممکن است در مقابلش من هم برای تصحیح قیمتی که فکر می‌کنم پایین باشد یا بالا، یک پیشنهادی بدهم. ولی همیشه سعی می‌کنم که پیشنهاد از طرف خود عکاس باشد تا بدانم نظر خودش چیست. اگر نظرش را مطابق بازار ندانم، سعی می‌کنم توصیه دیگری کنم ولی در نهایت همیشه خودش عکاس است که قیمت نهایی را اعلام می‌کند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در مورد حراج‌هایی که خارج از ایران برگزار می‌شود، بیشتر توضیح بدهید. &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;آیا این حراج‌ها واقعی است یا یک جور بازار گرمی برای ایجاد اشتیاق و علاقه و بالا بردن قیمت هنرمند است؟&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;فکر می‌کنم که هر دو هست. این موضوع در تمام دنیا وجود دارد و در مورد هنر ایرانی هم به وجود آمده و نمی‌شود که جلوی آن را گرفت.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما نظر شما را می‌خواهم به این موضوع جلب کنم که معمولا در فروش‌ها تعداد نقاشی‌های ارایه شده&amp;nbsp; با تعداد عکس غیر قابل مقایسه است. اگر صد تا نقاشی هست، شاید ده تا عکس بیشتر نباشد. این چند عکس هم معمولا از نام‌های بسیار شناخته شده است و بعضی وقت‌ها در میان آنها یکی دو نام جدید معرفی می‌شوند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ولی در مورد واقعی بودن یا نبودن این فروش‌ها باید بگویم که در مورد نقاشی می‌دانم این کار انجام می‌شود. یعنی مثلا یک نفر ده، بیست کار از یک هنرمند می‌خرد و بعد یکی از این کارها را می‌گذارد توی حراج. آنها معمولا یک نفر را در محل می‌فرستند و یک نفر را پای تلفن دارند که قیمت این هنرمند را بالا ببرند. در این شرایط ممکن است حتی خودش از جیب پول بدهد ولی وقتی قیمت بالا رفت، بعد می‌تواند کارهایی که خریده به قیمت خوب در بازار بفروشد. من تا به حال از این کارها نکرده‌ام و آنقدر برای خودم احترام قائلم که هرگز هم این کار را نخواهم کرد و به جرات و قدرت هم می‌گویم و در مورد آن کسانی که خودم کارهایشان را در حراجی‌ها گذاشته‌ام، هیچ تقلبی در کار نبوده است و فروش‌ها همیشه به صورت واقعی بوده است. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;تا به حال در کدام حراج ها شرکت کرده‌اید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;در حراج‌های کریستیز، ساتبیز، فیلپکس و بونامنز، به کرات کارهنرمندانی که با من هستند را گذاشته‌ایم و فروش رفته است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چه اتفاقی باید رخ بدهد تا بازار عکس داخل ایران تکانی بخورد؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;نمی‌توانم به طور دقیق بگویم ولی بالاخره ایران کشور سنتی است و عکاسی هنر جدیدی است هنوز برای ایرانی‌ها این موضوع&amp;nbsp; جا نیفتاده که چگونه می‌شود کسی با فشار یک دکمه مخصوصا اگر برنامه دوربین روی اتوماتیک باشد، یک اثر هنری به وجود بیاورد. برای ما ایرانی‌های نسبتا سنت پسند، نقاشی که یک هنر بسیار بسیار قدیمی‌تر است بیشتر به عنوان هنر شناخته شده تا عکاسی و بدتر از آن پرفورمنس یا ویدئو یا اینستالیشن. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ولی اینکه چه اتفاقی باید رخ بدهد، باید بگویم هر وقت چیزهای دیگرمان معادل کشورهای پیش رفته شد و بقیه بخش‌های اقتصادی‌مان به آن شیوه پیش رفت، می‌توانیم امیدوار باشیم که در عکاسی هم&amp;nbsp; بازاری معادل بازار آن کشورها به دست بیاوریم. و من امروز، به طور قطع می‌توانم بگویم که در کوتاه مدت به وجود نخواهد آمد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;منظور من بیشتر اتفاقاتی است که موجب تسریع این اتفاق می‌شود. مثلا شاید کارهایی مثلبرگزاری بیشتر نمایشگاه‌ها و مواجه کردن مردم با عکس بتواند مردم را به دیدن و علاقمندی به عکس، عادت دهد.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;اولا باید بگویم تنها جایی که سال‌ها و سال‌ها برای برگزاری نمایشگاه عکس پافشاری کرد، گالری راه ابریشم بود. فکر نمی‌کنم هیچ جای خصوصی یا دولتی دیگری به اندازه ما در برگزاری نمایشگاه عکس پیگیری کرده باشد. ولی از یک طرف بعضی عکاسان، نه تنها همکاری نکردند، لعن و نفرین هم کردند و خود را کنار کشیدند و طبیعتا یک چند دستگی به وجود آمد واگر بخواهم یک بیلان بدهم، می توانم بگویم دو، سه یا نهایتا&amp;nbsp; پنج نفر از عکاس و غیر عکاس و هنرمند و غیره بیشتر به من کمک نکردند. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;برگردیم به جواب سوال شما و اینکه البته باید نمایشگاه‌های عکس بیشتر بشود و نهادهای دولتی و بانک‌ها به خرید روی بیاورند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در حال حاضر مثلا بانک‌ها، چه خصوصی و چه دولتی، خیلی خرید می‌کنند ولی فقط نقاشی و مجسمه می‌خرند. کسی دنبال عکس نمی‌آید. فکر می‌کنم این جمله &amp;quot;خودم می‌توانم این عکس را بگیرم&amp;quot; شعار اغلب کسانی است که کار هنری می‌خرند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;راه دیگر این است که در دکوراسیون خانه‌ها، بیشتر از عکس استفاده بشود و در این زمینه شاید دکوراتورها باید یک مقداری کمک کنند. این موضوع در اروپا&amp;nbsp; کاملا جا افتاده است و شما اگر یک مجله&amp;nbsp; دکوراسیون را باز کنید، امکان ندارد از عکس در دکوراسیون منازل خیلی قشنگ استفاده نشده باشد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;کتاب عکس تقریبا وجود ندارد. چند تا ترجمه&amp;nbsp; و تالیف در مورد عکاسی وجود دارد ولی آن دریای کتابی که راجع به عکاسی در اروپا یا امریکا می‌بینید اصلا اینجا نیست. کیفیت کتاب‌هایی که اینجا چاپ می‌شود خیلی پایین است به طوری که می‌بینید مثلا کاتالوگ نمایشگاه‌های فلان گالری فرانسوی کیفیت‌اش از کتاب عکسی که اینجا با تیراژ بالا منتشر می‌شود بهتر است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;یعنی هیچ سعی اساسی از هیچ طرف انجام نمی‌شود. ناشرین کتاب عکس هم خودشان می‌دانند که کتابشان فروش خیلی زیادی ندارد و برای همین خیلی سرمایه گذاری نمی‌کنند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;موضوع دیگر این است که اصلا کسی آگاه نیست که ما چه گنجینه عکسی در ایران داریم که یک مقدار در کاخ گلستان است و یک مقدار دست اشخاص مختلف. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;من که تنها یکی از دست اندرکاران این جریان هستم، بارها و بارها مورد مراجعه قرار گرفته‌ام و از من پرسیده‌اند که آیا می‌توانم چند تا از این عکس‌ها را جمع آوری کنم تا به نمایش در بیاید.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;البته در آینده نزدیک امیدوارم این جور کارهایی به طریقی رخ بدهد. اگر این گنجینه‌های ما هر کس دیگری داشت، صدها نمایشگاه در تمام دنیا برگزار کرده بود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ولی برای ما ایرانی‌ها ارزش زیادی ندارد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;تقاضای بازار بین المللی برای نمایش یا فروش عکس‌های ما چقدر است؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;اولا موقعیت‌های خیلی خوبی به وجود آمده و از آن استفاده شده، ولی هیچ وقت بازتاب و انعکاسی در ایران نداشته.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;مشتری‌ای که بیاید به راحتی یک قیمت بالایی بدهد و عکس بخرد اغلب خارجی است. در بازارهای عکس خارجی،( البته منظور من اروپا است) واقعا استقبال خیلی زیاد و فروش خوب است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;فکر می‌کنم اگر امکاناتی خارج از ایران به وجود بیاید مردم در اروپا و احتمالا امریکا (که البته من تجربه شخصی از آن ندارم)، از آن استقبال می‌کنند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;پس چرا اینقدر کم رخ می‌دهد؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;آخر کسی ایران نمی‌آید. باید یک اتفاقاتی بیفتد که مردم آشنا بشوند و بعد بیایند دنبالش و بعدا خریدار به وجود بیاید!&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پیشنهاد شما این است که ما اول خودمان را بشناسانیم و بعد توقع فروش داشته باشیم.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بله باید در کشورهای مختلف نمایشگاه‌های فرهنگی گذاشته بشود، کتاب چاپ بشود و خودمان و توانایی‌هایمان را معرفی کنیم. تنها بعد از اینگونه کارها است که عکاسی ایرانی بازار خود را پیدا می‌کند. ولی آدم باید محکم بایستد و این نمایشگاه‌ها را به وجود بیاورد و کمک کند تا همه با هم در بازارهای عکس شرکت کنند، و پول کلان هزینه کند و حتی اگر برنگشت نا امید نشود و به کار ادامه بدهد. بالاخره بعد از ده بار جواب خواهند گرفت. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما اگر آدم فعالیتی نکند، مثلا آمریکایی اهل تگزاس از کجا بداند عکاسی در ایران وجود دارد. یا مثلا فلان فرانسوی که در لیون زندگی می‌کند اگر نمایشگاهی از عکس ایرانی، نبیند، از کجا می‌تواند بفهمد. این معرفی با ترتیب دادن نمایشگاه‌های متوالی به وجود می‌آید فقط اصلا نباید دنبال نتیجه کوتاه مدت بود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;این نمایشگاه‌ها را کجا باید برگزار کند؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;فقط آدم‌های علاقمند می‌توانند آن را انجام دهند. من، به سهم خودم، همیشه سعی کرده‌ام و به&amp;nbsp; موفقیت‌هایی هم رسیده‌ام و از این به بعد هم ادامه می‌دهم. دو سه نفر دیگر هم علاقمندند و کم کم در گوشه خودشان به نتایجی رسیده‌اند. اما اگر جریانی به وجود نیاد کار به همین صورت موردی و انفرادی باقی می‌ماند.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما اگر یک&amp;nbsp; آژانس عکس محکم و جدی با یک پشتوانه مالی به وجود بیاید ممکن است بتواند جریان وسیع تری ایجاد کند. ولی متاسفانه چنین کاری هنوزانجام&amp;nbsp; نشده و یکی از دلایلش اختلاف سلیقه بین عکاسان و دست اند کاران عکاسی است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;تا کنون دو اکسپو عکس دولتی برگزار شده است، می‌خواهم نظر شما را درباره آنها بپرسم و تاثیری که می‌تواند بر بازار عکس بگذارد.&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;من هیچ نظری ندارم. در اولی شرکت کردیم، که خیلی بد برگزار شد.آنجا چند تا ازکارهای ما را خریدند و بعد پس دادند. در دومی هم که اصلا شرکت نکردیم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;به هر حال فکر نمی کنم این جریان با این کیفیت بتواند تاثیر مثبتی بر بازار عکس داشته باشد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آیا خودتان در فکر راه اندازی آژانس هستید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;من وقتش را ندارم اما اگر بتوانم چهار، پنج تا همکار خوب داشته باشم که علاقمند به چنین کارهایی باشند، حاضرم به عنوان یکی از مهره‌های چنین کاری، همکاری داشته باشم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;مگر آژانسی مثل مگنوم چطور به وجود آمد؟ مثلا ده تا عکاس سرمایه گذاری کردند و شرکتی را به وجود آوردند و سرقفلی این آژانس، عکس‌های این عکاسان است به علاوه ده، بیست&amp;nbsp; تا عکاس دیگر که با آنها همکاری می‌کنند و با این شیوه زندگی همگی آنها تامین می‌شود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;منتها این نیازبه یک سرمایه گذاری اولیه دارد و بعد فعالیت چند آدم دلسوز. ولی کار سختی نیست و فرمولش وجود دارد. &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;اگر چنین تشکیلاتی اینجا به وجود بیاید، فکر می‌کنید می‌تواند بازار خود را پیدا کند؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بله- می‌دانید الان چند عکاس ایرانی با آژانس‌های مختلف بین المللی کار می‌کنند. اگر همه این‌ها در یک آژانس جمع شوند حتما مخاطب بیشتری خواهند داشت.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;این آژانس چطور می‌تواند وارد رقابت با آژانس‌های معتبر و قدیمی بشود؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;با اعتبار و فعالیت عکاسانش. با عکس‌هایی که می‌گذارد و گستردگی حوزه کاری‌اش. متاسفانه همواره مناطقی از زمین درگیر بحران هستند و عکاسان می‌توانند آنجا بروند و بعد موضوعات مستند و اجتماعی و رپورتاژهای مختلفی وجود دارد که می‌توان به آنها پرداخت. باز از آژانس مگنوم مثال می‌زنم چون دوست خوبم عباس عطار آنجاست و من همیشه درجریان کارهایش هستم. آخرین باری که عکس‌های او را دیدم، راجع به&amp;nbsp; معبدی در تایلند بود او وقت زیادی را صرف کرده بود تا بتواند آن زیارتگاه را به تصویر بکشد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;به هر حال موضوع که زیاد است. اما کسانی که با هم کار می‌کنند باید هم سلیقه باشند و یکدیگر و کارشان را دوست داشته باشند. بالاخره پیچ و مهره که نمی‌خواهند بفروشند، یک جور کار هنری است. باید علاقه چاشنی‌اش باشد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;خود شما مشتری خرید عکس هستید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بله کم و بیش. البته چون ما هم خیلی در بازارهای بین المللی سرمایه گذاری می‌کنیم و هم باید مقداری از هزینه‌های گالری، که معمولا نمی‌تواند پول خود را در بیاورد، تامین کنیم، آنقدر که دلم می‌خواهد نبوده است.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;عکاسی هم می‌کنید؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;ابدا&amp;quot;. من فقط عکس نگاه می‌کنم. من علاقمند پر و پا قرص دیدن عکس هستم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آیا گالری راه ابریشم با افراد خاصی کار می‌کند؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;خیر- می‌خواهم به نکته‌ای اشاره کنم: شاید کارهایی که انجام داده‌ام، برای بعضی این سوء تفاهم را ایجاد کرده&amp;nbsp; که فقط به کارهای معدود عکاسانی که اینجا نمایش داشته‌اند علاقه‌مندم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما واقعیت این است که تعداد کسانی که کار عکاسی‌شان را دوست دارم و از آثارشان لذت می‌برم، خیلی بیشتر از آن چیزی که تا به حال توانسته‌ام به نمایش در بیاورم و خیلی دلم می‌خواهد در آینده فرصتی به وجود بیاید و این کمبودها جبران شود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;من در این سال‌ها با عده‌ای کار کرده‌ام که خیلی از بابت آن خوشحال و مفتخرم. اما عده‌ای هم هستند که به دلایل مختلف هرگز نتوانستم از کارهایشان استفاده کنم ولی اگر آنها گالری راه ابریشم را به عنوان&amp;nbsp; مکانی برای نشان دادن عکس قبول دارند، باید بدانند که اینجا به آنها نیز تعلق دارد.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;دلم می‌خواهد همه عکاسان اینجا را خانه خودشان بدانند و امیدوارم یک روز آنقدر گسترش پیدا کند که به محل بازتری برای عکاسان و کارهای مختلف عکاسی از جریانات مختلف، تبدیل شود.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;/articles/12673/&quot;&gt;بازار عکس ایران در گفتگو با فرزاد هاشمی&#9;&#9;&#9;&#9;&#9;&#9;&#13;&#10;&#9;&#9;&#9;&#9;&#9;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;a href=&quot;/news/13457/&quot;&gt;پرونده یک موضوع: بازار عکس در ایران &lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12674/</link>
   <title>بازار عکس ایران در گفتگو با آناهیتا قبائیان</title>
   <pubDate>2009-06-06 10:12:31</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12674/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ما به حقوق خودمان احترام نمی‌گذاریم&lt;/strong&gt;.&#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;فرزاد هاشمی از معدود افرادی است که گفتنی‌های فراوان و روشنگری در زمینه فروش عکس، مشکلات و محدودیت‌های آن دارد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;وی که متولد 1339 و فارغ التحصیل مهندسی معماری است، «صفیر» تنها آژانس عکس ایران را مدیریت می‌کند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;با وی درباره تاسیس آژانس عکس صفیر، مشکلات و چالش‌هایی که با آن روبرو بوده و هست، چگونگی ارتباط بیشتر با بازارهای جهانی و رونق بازار داخلی، آینده عکاسی در ایران، اکسپو و مسابقات عکاسی صحبت کردیم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;300&quot; width=&quot;450&quot; alt=&quot;880311.jpg&quot; src=&quot;/files//articles/880311.jpg&quot; /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;لطفا مختصری از سوابق کاری خود بگویید&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;ما در سال 1368 جایی را به نام صنایع فرهنگی ایران راه ‌اندازی کردیم، که اولین کاری است که من در بخش غیردولتی شروع کردم. پیش از آن مدیر عامل انجمن‌ سینمای جوانان و سردبیر و مدیر مسئول مجله عکس بودم. قبل تر هم سوابقی در صدا و سیما داشتم. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;سال 68 تصمیم گرفتم توانمندی‌هایی که برایم بوجود آمده را، در شاخه‌ مستقلی به کار بگیرم که عمدتاً محور اصلی آن، عکاسی بود. تصمیم گرفتم یک آژانس عکس در ایران راه اندازی کنم. البته ایده از سال 67 به وجود آمد و نهایتا یک سال بعد به ثبت رسید. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;آژانس عکس صفیر چگونه آغاز به کار کرد؟&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;ما به همراه چند نفر از دوستان که بیشتر عکاسان حوزه‌های خبری و اجتماعی بودند و برای آژانس‌های خارج از کشور کار می‌کردند، یک سری جلسات و بحث‌هایی داشتیم که چگونگی فعالیت آژانس را بررسی می‌کردیم. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;واقعیت امر این است که ما نمی‌دانستیم جایگاه آژانس عکس درایران چیست. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;تعداد عکاسان ایرانی که با خبرگزاری‌های خارجی کار می‌کردند به تعداد انگشتان یکدست بودند به تعداد انگشتان دست دیگر هم عکاسانی بودند که به طور آزاد برای خارج از کشور کار می‌کردند. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;این فکر به سبب این بود که انسجامی پیدا شود و ما بتوانیم بر اساس آن، تعدادی از عکاسان را کنار همدیگر جمع کنیم و یک سری پروژه‌های عکاسی انجام دهیم و برای فروش به خارج از کشور عرضه کنیم. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;قبل از این که مؤسسه صفیر بخشی از فعالیت‌هایش را به عنوان آژانس عکس شروع کند، هیچ‌گونه آژانسی در ایران نبود.&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;خیر. ما اولین آژانس عکس در ایران بودیم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آیا آن زمان آنقدر بازار خرید و فروش عکس ایران رونق داشت که آژانس بتواند سر پا بایستد؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بله- آنها مبلغ خوبی برای عکس‌های مورد نیازشان پرداخت می‌کردند. البته مشکلاتی وجود داشت. در آن زمان وزارت ارشاد خیلی سخت‌گیری‌ می‌کرد. بچه‌هایی که با آژانس‌های خارجی کار می‌کردند، مشکل تهیه کارت داشتند و دائم مورد بازخواست بودند که شما که هستید و چه هستید و عکس‌ها را چطور می‌فرستید. من با مدیر کل مطبوعات داخلی صحبت کردم و گفتم می‌خواهیم چنین کاری بکنیم و اگر بچه‌های عکاس از این طریق بفروشند، شما هم خیالتان راحت است واین سوء تفاهم‌ها بر طرف می شود. آنها قبول کردند و من برای 6 نفر از بچه‌های عکاس، درخواست دادم و آنها کارت خبرنگاری 6 ماهه تا یک ساله گرفتند. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در واقع ما فکر نمی‌کردیم که آرشیوی داشته باشیم و بخواهیم عکسی بفروشیم. قرار بود صرفا یک آژانس عکس باشیم و آماده دریافت سفارش تهیه عکس برای مجلات و مطبوعات خارج از کشور و همان سیکل‌ اقتصادی که ایجاد می شد، آژانس را روی پای خود نگه دارد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;آیا با شیوه راه‌اندازی و اداره آژانس عکس آشنایی داشتید؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بله- پیش از این کار، با یکی، دو تا از دوستان، سفری به فرانسه داشتیم. قرار بود از چند آژانس عکس خرید کنیم. پروژه‌ ما این بود که برای اجلاس سران کشورهای اسلامی تقویمی چاپ کنیم که از همه آن کشورها، تعدادی عکس‌ در این تقویم گنجانده شده باشد. بنابراین باید عکس‌هایی از طبیعت، بناهای تاریخی، چهره‌های مردم و زندگی حدود 55 کشور اسلامی را&amp;nbsp; می‌دیدیم. جستجو برای این حجم بسیار زیاد عکس، به من خیلی کمک کرد تا ببینیم یک آرشیو منسجم چگونه مرتب می‌شود و چگونه می‌تواند به مشتری سرویس بدهد و این دستمایه فعالیت‌های بعدی ما شد، یعنی ما اطلاعات را برداشتیم و بعدها در سیستم خودمان به کار بردیم. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ما&amp;nbsp; متوجه شدیم در این آژانس‌ها، آرشیو بزرگی از عکس‌ وجود دارد که از سوی عکاسان به امانت گذاشته شده است و کسانی که خریدار عکس هستند، موضوعاتی که می‌خواهند در آرشیو می‌بینند، انتخاب می‌کنند و قرار دارد می‌بندند که عکس را به چه منظوری و با چه قیمتی و خرید می کنند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;این شکل و شیوه اجرایی را در چند آژانس دیدیم. بزرگترین آژانس که در آن زمان وجود داشت و خیلی هم گسترش پیدا کرده بود آژانس سیپا بود که ما بیشترین آثار مورد نیازمان را هم از همانجا خریدیم. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;بعد از الگوبرداری کلی از ساختار آژانس‌ها، یکی دو سفر برای پروژه‌ها و کارهایی دیگر پیش آمد که ارتباط ما را با آژانس‌ها نزدیک‌تر کرد. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;و شما هم کار را به همین شکل آغاز کردید؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بله- تقریبا همزمان، در سال 1990 ، جنگ خلیج فارس رخ داد. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در آن زمان عراق با ایران رابطه ای دوستانه ایجاد کرده بود و تعداد از هواپیماهای نظامی و مسافربری عراق از فرودگاه بغداد به تهران آمده بود که صدمه نبیند. حکومت عراق در زمان جنگ اعلام کرده بود که به هیچ خبرنگار خارجی اجازه ورود نمی‌دهد، اما از سویی به خبرگزاری جمهوری اسلامی گفته بود که اگر می‌خواهید خبرنگار و عکاس بفرستید.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;آن زمان ما نامه نگاری کردیم و برای آقای « کاوه کاظمی» اجازه ورود به عراق را گرفتیم. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&amp;nbsp;یعنی می‌شود گفت که ما تا پیش از آن کاری نکرده بودیم، از حدود هشت ماهی که بچه‌ها کارت خبرنگاری گرفته بودند هیچ اتفاقی نیفتاده بود. در ایران هم که جنگ تمام شده بود و مطبوعات خارجی تقاضای برای عکس نداشتند. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;می‌توان گفت صفیر از همین جا کار اصلی‌اش را شروع کرد. ظرف مدت 2 ماه که آقای کاظمی در بغداد بودند تمام مطبوعات اروپایی، آمریکایی از عکس‌های ما استفاده می‌کردند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;نیوزویک و تایم بیشترین گزارش‌های تصویری را از مجموعه‌ کارهای آقای کاظمی داشتند و اسم صفیر برای اولین بار آنجا استفاده شد. همین طور در فرانسه، آلمان و تمام کشورهای اروپایی و به این شکل، فعالیت ما خیلی پرسر و صدا شروع شد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;وقتی آقای کاظمی برگشتند و قرار بود برای ادامه کار برنامه‌ریزی بکنیم، اتفاقات دیگری افتاد. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در آن زمان دولت صدام کشتار شیعیان غرب و جنوب غرب را که به ایران می‌آمدند، آغاز کرده بود و کردهای این کشور هم با حکومت مرکزی به شدت درگیر شده بودند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در این مرحله هم&amp;nbsp; ما برای «جاسم غضبانپور» و «کاوه گلستان»، موقعیت سفر به عراق و عکاسی را جور کردیم. قرار شد آنها عکس بگیرند و بعد تصمیم بگیریم چگونه فروخته شود. وقتی این دوستان برگشتند قرار شد آقای غضبانپور به عنوان عکاس آژانس عکس‌هایش با تاخیر در معرض فروش قرار گیرد و آقای گلستان به عنوان عکاس آزاد، یک فرصت چند روزه خواستند تا عکس‌هایشان را زودتر عرضه کنند و بعداز آن ما شروع کنیم. به هر حال هر دو موفق شدیم عکس‌های خوبی به مطبوعات بفروشیم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما در حقیقت، فقط همین یکسال اول بود که ما ‌توانستیم عکس‌های خبری بفرستیم. بعد از آن، چون در منطقه آرامش ایجاد شد و اتفاق چندانی در مرزهای ایران رخ نداد، این جریان رفته رفته کمرنگ‌تر شد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&amp;nbsp;ما و دوستانی که با ما کار می‌کردند، دیدیم که نمی‌توانیم منتظر اتفاقات باشیم تا مطبوعات خارجی به ما بگویند از فلان کشتار، جنگ، بلایای طبیعی برای ما عکس بفرستید. فکر کردیم باید برنامه‌هایی را شبیه آژانس‌‌های دیگر داشته باشیم و مجموعه عکس‌هایی را جمع کنیم و داشته باشیم. ولی مخاطبین ما لازم نیست که حتماً مطبوعات باشند. چون مطبوعات ایران متأسفانه عادت به استفاده از عکس نداشتند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ما یک مجموعه اطلاعاتی داشتیم که بر اساس آنها&amp;nbsp; به این نتیجه رسیدیم که بهتراست کار خود را با معرفی ایران ادامه بدهیم. ابتدا با آقای کسرائیان صحبت کردیم اما ایشان تمایل داشتند به صورت آزاد فعالیت کنند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;بعد با چند نفر دیگر، از جمله نیکول فریدنی وارد مذاکره شدیم و حدود سال 70، توانستیم عکس‌های نیکول را در اختیار بگیریم و با صرف هزینه‌ای&amp;nbsp; سنگینی یک سیستم آرشیو‌بندی درست کردیم و همه این آثار را کپی و&amp;nbsp; دسته‌بندی کرده، کدگذاری کرده و وارد کامپیوتر کردیم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;معمولا چند درصد از عواید فروش یک عکس متعلق به آژانس است؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;در خارج از ایران آژانس‌ها، پنجاه درصد قیمت عکس را برداشت می‌کند. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ولی ما می‌خواستیم سهم بیشتری به عکاس‌ تعلق بگیرد و این میزان را به سی درصد کاهش دادیم. این در حالی است که شاید 50/50 هم برای ایران کم بود. چرا که بازار عکس ایران بسیار محدود است و برای اینکه بتوان عکسی را فروخت، باید زحمت زیادی کشید.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;این سی درصد را هم تنها بابت نگهداری، بازاریابی و در حقیقت نظم دادن به آرشیو برداشت می‌کردیم و واقعاً جسارت این که درصدی بخواهیم برای خودمان برداریم، به خودمان راه نمی‌دادیم. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;آیا با این اقدام توانستید آرشیوی غنی ترتیب بدهید و بازار را به دست بگیرید؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&amp;nbsp;خیر- ما با مشکلات زیادی درگیر بودیم. مثلا اینکه جامعه عکاسی در آن زمان همگون نبود و عکاسان نزدیک به هم نبودند. چند عکاس مطرح وجود داشتند که آنها هم همدیگر را قبول نداشتند و نمی خواستند کنار هم باشند. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در واقع آشفتگی عجیبی وجود داشت و در آن فضا تنها کاری که ما می‌توانستیم بکنیم، جلب اعتماد عکاسان و اطمینان دادن به آنها که عکسی که می‌گذارند، بدون اطلاع آنها جایی استفاده نمی‌شود تا کم کم و به تدریج حاضر شدند اصل اسلاید یا پرینت آن&amp;nbsp; را در اختیار ما بگذارند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ما به این شکل کار را تا سال 79-80 ادامه دادیم. در آن سال دیدیم که سیستم آرشیو ما، که در حدود هشت تا ده هزار&amp;nbsp; عکس داشت، با همه تلاش‌ها و قول‌های مساعدی که برای فروش به عکاسان می‌دادیم، بیشتر نمی‌شود.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;بعد متوجه شدیم از آنجایی که بازار عکس ایران کوچک است، عکاسان همواره نگران این موضوع هستند که آیا در یک آژانس، عکس‌هایشان عادلانه فروخته می شود یا نه. به عبارت دیگر صاحب آژانس مثلا برای حمایت از یک یا چند نفر آثار آنها را به خریدار ارایه می‌دهد یا همه آثار را عرضه می‌کند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;چون بازار بسیار کوچک است و این تصورات و نگرانی از طرف عکاس‌ها وجود دارد، همه ترجیح می‌دادند که خودشان اثرشان را بفروشند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در این مرحله ما با سهامدارهای شرکت صحبت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که بودجه‌ای را کنار بگذاریم و شروع به خرید عکس کنیم. چرا که حداقل سیصد تا چهارصد عکس از آنها هر ساله در پروژه‌های انتشاراتی خودمان به کار می آید.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ما یکباره اعلام کردیم که عکس می‌خریم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;بنابراین آرشیو ما دو قسمت شد یک قسمت عکس‌هایی که با امانت گذاشته می‌شدند یک بخش عکس‌هایی که ما صاحبش هستیم. البته صاحب مسائل مادی آن.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;حقوق معنوی عکاس محفوظ است؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بله- ما هیچ وقت نام عکاس را حذف نمی‌کنیم، یعنی واقعیت این است که از زمانی که در مجله عکس کار را شروع کردیم تا امروز که این کار در بخش خصوصی ادامه می‌دهیم، تمام تلاش خود را به کار گرفته‌ایم تا حقوق عکاس که اول، نام او است و دوم مسئله مالی آن، همواره رعایت شود.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;شیوه ما این است که زیر همه عکس‌ها نام عکاس، مکان و تاریخ عکسبرداری گرفته و ذکر شود. چون می‌خواهیم کار مستند انجام بدهیم و قرار است آن کتاب یا تقویم بماند و بعدها مورد&amp;nbsp; استفاده قرار گیرد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;به عنوان مثال با زنده یاد فریدنی کلی بحث داشتیم که محل عکاسی، کجاست.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ایشان اوایل رغبت نداشتند که این اطلاعات را ارایه دهند چرا که بازار محدود بود و همیشه این نگرانی وجود داشت که اگر بگوید مثلاً این عکس مربوط به فلان روستای نطنز است خوب همه می‌روند و می‌گیرند و ما می‌گفتیم خوب اشکال ندارد، بگذارید همه بگیرند. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;استدلال ما این بود که عکاسان پیشکسوت دیگری هم بوده‌اند که عکس‌های فوق‌العاده‌ای از ایران داشتند، اما چون نمی‌خواستند به کسی بگویند، این را کجا گرفتند و چگونه، بعد از فوت شان خیلی از این عکس‌ها از بین رفته یا&amp;nbsp; به جاهایی داده شده که هرگز استفاده صحیح از آنها نمی شود. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;و بالاخره ایشان و دیگر عکاسانی که با ما کار می‌کردند، راضی شدند همه اطلاعات تصاویر را بدهند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;البته این اتفاق به کندی رخ داد ولی در سیستم ما بالاخره راهش را باز کرد و به این ترتیب وارد یک مرحله جدید در عکاسی ایران شدیم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;از چه زمانی فعالیت‌های صفیر از شکل تخصصی خارج و به شاخه‌های گوناگون کشیده شد؟&amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;از روز اول ما شرکت‌مان را با نام «صنایع فرهنگی ایران» ، ثبت کردیم چرا که قرار بود فعالیت های فرهنگی مختلف در آن رخ دهد. بنابراین اسمی انتخاب کردیم که جای بسط داشته باشد و «صفیر» خلاصه ای از آن اسم اصلی است، که بعدها «برند» کارهای ما شد، چه در زمینه عکس‌ و چه در کارهای دیگر. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در واقع اگر قرار بود که فعالیت ما فقط به عکس اختصاص داشته باشد، اساسا نمی‌توانستیم تا امروز ادامه حیات دهیم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;شرکت صنایع فرهنگی ایران، تعدادی سهامدار دارد و من مدیر شرکت هستم والبته در بخش عکس بیشترین قدرت انتخاب را دارم و این بخش، با همان نام صفیر، به عنوان آژانس عکس کار می‌کند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;بنابراین ما شاخه به شاخه نشدیم. از روز اول طراحی ما شرکتی بود که فقط یک بخش آن عکاسی باشد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ابتدا دپارتمان عکس ما شروع به فعالیت کرد و دو سه سال بعد بخش انتشارات آغاز به کار کرد. چون فکر کردیم توانایی و استعداد آرشیو ما خیلی بیشتر از آن است که&amp;nbsp; فقط چند عکس به چند ارگان بفروشیم و آنها در کارهای کوچک‌شان استفاده ‌کنند. بنابراین کار تولیدی را با تقویم رومیزی شروع کردیم و می‌خواستیم مفهومی را به ایرانی‌های خارج از کشور برسانیم. دو سه سالی تقویم‌هایمان میلادی بود. درسال 75 بود که ما تقویم فارسی هم به مجموعه‌مان اضافه کردیم و کارها متنوع تر شد. یکی دو کتاب تدوین و منتشر کردیم، مثلا کتاب تخت‌جمشید را به به فارسی، انگلیسی که بعدها به 5&amp;nbsp; زبان دیگر برگردانده شد. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;بخش دیگری هم که از حدود ده، یازده سال پیش شروع به کار کرده است، تولید تندیس‌های ایرانشناسی است. بخش چند رسانه‌ای هم جدیدا اضافه شده و سی دی‌های مالتی‌مدیا در زمینه ایرانشناسی تولید می‌کند. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در حال حاضر تعداد زیادی کتاب عکس با کیفیت‌های مختلف در بازار هست و عکاسان جوان اشتیاق زیادی دارند که به سرعت کتاب عکسی به نام خود منتشر کنند. شما که در انتشارات هم دستی دارید، از این روند حمایت می‌کنید؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;وقتی آقای کسرائیان شروع کرد به فروش کتابش به نام سرزمین ما ایران، هیچ نمونه دیگری از این دست در ایران نبود.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;البته پیش از انقلاب کتابی با عنوان «پل فیروزه» درباره ایران منتشر شد، که خیلی حال&amp;nbsp; هوای دولتی داشت. بعد از انقلاب هم که همه درگیر جنگ و مسائل انقلاب و مشکلات جدی بودند و کسی به فکر اینگونه مسائل نبود.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;آقای کسرائیان اولین عکاسی بود که به عنوان ناشر وارد شد و کتابی چاپ کرد که پانزده، شانزده دوره، تجدید چاپ شده. این استقبال نشان داد که بازار ما عطش اینگونه کتاب‌ها را دارد. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;بنابراین ناشرینی که توزیع‌ کتاب را بر عهده داشتند، تصمیم گرفتند خود، کتاب چاپ کنند ولی عکسی وجود نداشت، بنابراین به سراغ&amp;nbsp; تنها آرشیوی که وجود داشت، یعنی آرشیو عکس صفیر، می‌آمدند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ناشری که&amp;nbsp; بعد از آقای کسرائیان تصمیم گرفت کتاب درباره ایرانشناسی چاپ کند، به سراغ مجموعه عکس‌های نیکول آمد، و ما عکس‌ها را با درصد فروش در اختیارش گذاشتیم. با این شرط که در صورت تجدید چاپ، دوباره به عکاس هزینه پرداخت کند. ما دقیقا مثل یک آژانس حافظ حقوق مادی و معنوی عکاس بودیم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما متأسفانه مثل هر کار دیگری در این پروژه هم راه فرصت‌طلبی باز شد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ناشرین از خود پرسیدند چکار کنیم که دیگر پول ندهیم و به این فکر افتاد که عکاسان&amp;nbsp; جوان و کم تجربه را جذب کنند و به آنها پیشنهاد می‌دادند با یک رقم بسیار کم، مثلا ماسوله را عکاسی کنند. &amp;nbsp;&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;یعنی جریان عکاسی به جای این که به سمتی برود که یک آژانس عکس، به عنوان پایگاه عکاسان، رشد کند، به راه دیگری سوق داده شد و عکاس‌‌های تازه کار کتاب‌هایی چاپ کردند که واقعاً مبتذل، کم‌ارزش و بی‌کیفیت بود ولی بالاخره وقتی بازار بسیار بسیار کوچک در عین حال پر عطش وجود داشته باشد، از اینگونه آثار هم استقبال می‌شود. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اگر این سؤاستفاده‌های بخش‌های انتشاراتی وجود نداشت، چه بسا جریانات عکاسی در ایران می‌توانست مسیری را طی کند که عکاسان از انجام کارهای دیگر بی‌نیاز باشند و واقعاً حقوق مادی و معنوی‌شان به خوبی رعایت شود. اما الان می‌بینیم به سبب این حجم بسیاربالای عکس دیگر نمی‌شود فهمید کدام عکس مربوط به کیست. مثلا عکاسانی که من از آنها خرید می‌کردم، عین همان فریم‌ها را به کسان دیگری هم می‌فروختند و بنابراین، صاحب فریم وجود ندارد. هم من هستم، هم خود عکاس و هم دو، سه ناشر دیگر.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;بعضی عکاس‌ها می‌رفتند دوبین‌شان را می‌گذاشتند می‌گفتند یکی برای صفیر یکی برای فلان ناشر، دو تا هم برای خودم. یعنی پشت سر هم عکس می‌گرفتند. البته این اتفاق باعث رشد عکاسی شد اما نه رشد عکاسان، یعنی عکاسی رشد کرد. کتاب ایرانشناسی بالا آمد و فروخته شد. در این راستا ناشران، بزرگتر و بزرگتر شدند. ولی عکاسان نه. چرا؟! چون خودشان، حقوق‌ خودشان را در زمانی که باید رعایت می‌کردند، نکرده بودند. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;الان در ایران، شاهدیم که عکاس، عکس مجانی می‌دهد تا کتابی به نامش باشد. یعنی دلش می‌خواست اسمش روی کتاب باشد. ناشر هم از این موقعیت سؤاستفاده می‌کند. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ولی آژانس عکس ما از زمانی که شروع شد تا به امروز که حدود شصت هزار عکس داریم، که هر ساله به آن اضافه می‌شود، سعی کردیم اصولمان به هم نخورد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ممکن است درباره آرشیو عکس موسسه توضیح بدهید؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;همانطور که گفتم ما در حال حاضر شصت هزار عکس داریم که پنجاه هزار عدد از آنها خریداری شده است. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&amp;nbsp;تقریباً نود درصد این حجم، اسلاید و اکثر اسلایدها، 120 است که کیفیت بسیار خوبی دارد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;حدود یک سال و نیم است که به خرید عکس دیجیتال روی ‌آورده‌ایم. به خاطر مشکلاتی که در مورد اینگونه عکس‌ها وجود دارد و دستکاری‌هایی که می‌توان در آن انجام داد نرخ بالایی برای خرید عکس دیجیتال نگذاشتیم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;آرشیو ما دارای سیصد شاخه اصلی است و در آن از بناهای باستانی و مساجد گرفته تا چهره اقوام مختلف و زیستگاه‌هایشان و مناظر طبیعی گنجانده شده است.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;چون بسیاری از مشتریان ما محقق هستند و مثلا روی کاشت زعفران تحقیق می‌کنند. به همین دلیل ما مجبوریم عکاس‌هایمان به سمت عکس‌های تخصصی شدن پیش ببریم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&amp;nbsp;فکر می‌کنم ورودمان به عرصه راه اندازی یک آژانس عکس، با تصورات دیگری بود. ما فکر می‌کردیم مثل دیگر آژانس ها از همه جای دنیا از ما عکس می‌خواهند اما وقتی جنگ تمام شد دیدیم دیگر کسی با ایران کاری ندارد. تصاویر محدودی از مسائل اجتماعی، حضور مردم در اجتماع، اشتغال زنان، تکنولوژی و مسائل اقتصادی می‌خواهند. بعد متوجه شدیم این آژانس می‌تواند یک آرشیو بزرگ از تصاویر فرهنگ، مردم، طبیعت و معماری کشورمان باشد. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ما در حال حاضر بنا داریم که از عکاسانی که برای ایران کار می‌کنند حمایت کرده و آثارشان را وارد چرخه اقتصادی کنیم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;تا کی دیدن مناظر طبیعی ایران می‌تواند جذابیت داشته باشد؟ &#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;ما می‌خواستیم سال 64 مجله عکس را راه بیندازیم، در یکی از بحث‌هایی که با دوستانمان داشتیم، آقای جلالی گفت، هر سال میلیون‌ها عکس از برج ایفل گرفته می‌شود و همچنان جذاب است.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&amp;nbsp;این حرف 24 سال پیش گفته شد.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;از آن زمان تا کنون صد ها میلیون عکس دیگر هم به آن افزوده شده و هم‌چنان هم می‌شود ولی جذابیت آن برای مردم از دست نرفته است.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;البته من می‌خواهم به شکل دیگری هم سؤال شما را جواب بدهم، تمدن بشری ظرف ده سال گذشته، تغییر جدی کرده است. ما هیچ وقت نمی‌توانستیم در لحظه ببینیم که در آن طرف دنیا چه اتفاقی می‌افتد یا دوست عزیز و نزدیک ما چه می‌کند. ولی امروزه در لحظه می‌توانیم فیلمش را ببینم و با هم حرف بزنیم. و البته شاید در آینده،&amp;nbsp; جهان تغییرات جدی&amp;nbsp; دیگری کند به شکلی که همه مردم دنیا برج ایفل را دیده باشند. بنابر این هیچ&amp;nbsp; نیازی به عکس نباشد. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;این حرف شما در بخش انتشارات، مصداق پیدا کرده است. الان این دوستان به من می‌گویند هر چه لازم بوده چاپ کرده‌ایم، از تخت‌جمشید سه، چهار کتاب خوب داریم، از شیراز، اصفهان، ابیانه، ماسوله ... چه چیزی چاپ کنیم خوب است؟ &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;الان شما اگر به پاریس بروید، که به عنوان کشوری توریستی معروف است، بیشتر از ده بیست عنوان کتاب درباره این کشور پیدا نمی‌کنید. چون تنها آنهایی که باید بمانند، مانده‌اند. ما داریم وارد جهان جدیدی می‌شویم. بنابراین هر کدام از ما، باید درباره موضوعی دیگر حرف بزنیم. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;من فکر می‌کنم فقط کافی است که چشم‌هایمان باز کنیم و ببینیم کشورهایی که 30 سال از ما جلوترند، چه راهی رفته‌اند. ما هم 30 سال دیگر قرار است به آنجا برسیم. پس برای کشور ما تکلیف روشن است. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;همان طور که شما می‌پرسید تا کی از تخت‌جمشید عکاسی شود این را بیست سال پیش در فرانسه، ایتالیا وکشورهایی مانند آنها، از خود پرسیده‌اند و نتیجه این بوده است که عکاسی باید به سمت عکاسی مفهومی برود. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;شاید شما ده سال پیش، تصویر خوبی از تخت‌جمشید ندیده بودید اما الان دیده‌اید و چهار، پنج سال دیگر، چیز دیگری نمی‌خواهید ببینید ولی در عوض دنبال مفاهیم جدید هستید. همان اتفاقی که در آن طرف می‌افتد. یعنی آنها می‌آیند نه تنها عکاسی را بلکه همه را به سمت مفهوم می‌برند. بحث یک زاویه دوربین نیست، عکاسی شما مفهوم دارد. ما هم که آژانس عکس هستیم، به آن سمت می‌رویم. من همین الان حاضرم با بچه‌هایی که فکر می‌کنم می‌توانند در این زمینه‌ها کار کنند قرارداد مالی ببندم، مثلا درباره مفهوم تمدن ایران. مثل یک قصه‌نویس یا فیلم‌ساز، یعنی آنقدر باید درباره‌اش کنکاش کند تا عکس‌اش مفهوم آنچه را که می‌خواهم، بدهد. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;فکر می‌کنم آینده عکاسی و انتشارات ایران بعد از این که ازمعرفی کل کشور، طبیعت و تمدنش اشباع شد، رفتن به دنبال مفاهیم است. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;بازار عکس&amp;nbsp; ما در حال حاضر بیشتر داخلی است یا خارجی؟ &#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&amp;nbsp;داخلی است. البته خارجی هم داریم، اما خیلی کم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;توانایی عکاسان ما را چگونه ارزیابی می‌کنید؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;عکاسی ما در شرایط بسیار خوبی است و عکاسان ما بضاعت بالایی دارند. یعنی ما می‌توانیم در گالری‌های اروپایی، آمریکایی نمایشگاه بگذاریم و عکس‌ها&amp;nbsp; فروخته شود.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در همه رشته‌های صنعتی، تبلیغاتی، اجتماعی و توریستی بچه‌های بسیارتوانمندی داریم. مثلا&amp;nbsp; تعداد بسیاری ازعکاس‌های ایرانی می‌روند و در ترکیه عکاسی مد و تبلیغات می‌کنند. ولی وقتی بحث عکس از ایران می‌شود، دیگر ما نیستیم که باید بفروشیم، مخاطب هست که باید بخرد. &#13;&#10;  &lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;با توجه به اینکه تولیدات عکاسی، باید ارتباط ایجاد کند، چرا ما ایزوله هستیم و همواره برای خودمان تولید می‌کنیم؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بیست سال پیش که به خارج از کشور سفر می‌کردیم، از ما می‌پرسیدند در ایران چه خبر است جنگ است، قحطی و بدبختی است؟&amp;nbsp; می‌گفتیم نه ما زندگی خودمان را داریم و جنگ هم هست.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;آن زمان&amp;nbsp; بازار بزرگی برای خرید عکس بود. آنها نه به فرهنگ ما کار داشتند، نه به تمدن و نه به اقتصاد ما. تنها به جنگ کار داشتند. چرا که منافعی برایشان&amp;nbsp; داشت.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;امروز هم ما نیستیم که باید بگوئیم چرا ایزوله‌ایم. آنها باید بگویند که چه انتظاری از ما دارند. دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی من به آلمان رفتم و با مدیران دو انتشاراتی بزرگ در آلمان صحبت کردم و پرسیدم چرا کتاب درباره ایران چاپ نمی‌کنید؟ گفتند ایران خیلی سیاسی است. عکس‌هایی را که با خود برده بودم به آنها نشان دادم، باورشان نمی‌شد از ایران است. گفتند ما این موضوع را در شورا مطرح می‌کنیم و کارت ما را گرفتند. اما ده سال طول کشید تا این اتفاق افتاد. آن موقع پاسخ شان به ما این بود که&amp;nbsp; برنامه نداریم درباره ایران کار کنیم. اما برنامه داشتند درباره اسرائیل ده‌ها کتاب چاپ کنند. شما نگویید ما ایزوله هستیم. ما به خاطر افکار و ایده‌ها و انقلاب و مسائلی که در ایران رخداده است، ایزوله شده‌ایم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;مجموعه کشور ما به عنوان یک کشور سیاسی دیده می‌شود، اگر در حال پیشرفت باشیم می‌گویند بمب می‌سازید، در حال پیشرفت نباشیم می‌گویند عقب‌ افتاده‌اید. باور کنید حجم تبلیغات آنقدر بالاست که همین الان بعید نیست در یک کشور اروپایی از شما بپرسند هنوز شتر سوار می‌شوید؟&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بهتر است&amp;nbsp; بپرسم که اگر این شرایط بحرانی برطرف شود آیا می‌توانیم راهی به بازار جهانی داشته باشیم.&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;در دوره آقای خاتمی چون درها باز شد، زمینه‌هایی برای ارتباط ایجاد شد. یعنی نیازهای دیگری از ما خواستند، مطرح شد و ما درگیر شدیم و فروش هایمان اتفاق افتاد. بعد از آقای خاتمی چون مسائل ما خیلی سیاسی شده بود، دوباره ما از پوشش بخش فرهنگی و اجتماعی اروپا و غرب کنار زده شدیم. بنابراین ما خود را ایزوله نکرده‌ایم، دلمان می‌خواهد عکس‌هایمان را بفروشیم و تلاش هم می‌کنیم. اما در حال حاضر&amp;nbsp; آنها فقط به مسایل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشورمان علاقه دارند که ما اصلاً نیازی نمی‌بینیم که درگیرش شویم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پس ما ناچاریم فعلا روی بازار داخلی حساب کنیم. در این بازار چه نقاط کوری وجود دارد؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;ما باید فکری برای سیستم عرضه و تقاضا بکنیم. یکی از دوستانم در انگلستان به من پیشنهاد داد که مجله‌ای راه بیاندازم که در آن، هر کسی با مبلغی بسیار کم بتواند آگهی کند که مثلاً من چنین چیزی دارم و می‌خواهم بفروشم. یعنی تقریبا شبیه جمعه بازار روزنامه همشهری. این مجله مجانی است و افراد می‌توانند در آن به دنبال آنچه مورد نیازشان است بگردند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما مهم این است که خریدار و فروشنده واقعی باشند و پای دلال ها به آن باز نشود.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;مثالی می‌زنم. شما می‌خواهید یک وسیله غیر ضروری خانه‌تان را با اندک قیمتی بفروشید. اما دوست دارید به جایی بدهید که واقعا مورد مصرف قرار گیرد. این موضوع برای اغلب آدم‌ها خیلی مهم است. به همین جهت اگر با خبر شوید که خانواده‌ای به آن نیاز دارد ممکن است&amp;nbsp; حتی مجانی در اختیار آنها قرار دهید. ولی اگر یک سمساری به خانه شما بیاید و بخواهد آن را پنجاه هزار تومان بخرد، نمی‌دهید چرا که می‌دانید قیمت‌اش حداقل دو برابر است. این همان اتفاق است که در بازار عکس ایران رخ می‌دهد، یعنی اثر ارزانی را که می‌دانند قیمتش بالاتر است می‌خرند و بعد آن را به چیز دیگری تبدیل می‌کنند و می‌فروشند. من می‌خواهم اسم اینگونه ناشرها را سمساری بگذارم. واقعا چنین پروسه‌ای در حال رخ دادن است. اگر بخواهیم جلوی آن را بگیریم،&amp;nbsp; باید واسطه‌ها را حذف کنیم. باید راهکاری پیدا کنیم که دلال‌ها به این مجموعه راه پیدا نکنند. شاید سایتی که بتواند با هزینه اندکی، همه عکاس‌ها را معرفی کند، تا حدودی این مشکل را حل کند. مثلا وزارت نفت به دنبال عکس می‌گردد که در لابی ساختمان‌هایش بگذارد. سازمان نوسازی کشور به دنبال عکس می‌گردد در کاتالوگ هایش چاپ کند. بنیاد مستضعفان عکس می‌خواهد برای ادارات خارج از کشور خود، همه به آنجا مراجعه کنند و از آرشیوش اثر مورد نظر خود را پیدا کنند. البته این کار را باید آدمی انجام دهد که طمع‌کار نباشد، خود نیازی به خرید عکس نداشته باشد وهمه را به یک چشم نگاه کند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;بالاخره&amp;nbsp; باید سودی هم برای شخص واسطه وجود داشته باشد.&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بله شما اگر از دو میلیون نفر، دو هزار تومان بگیرید، چقدر می‌شود؟&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;و باید یک مسئولیتی هم در قبال آن داشته باشد. &#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بله - باید تلاش ‌کند و آن را همه جا معرفی می‌کند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;این کار یک آژانس عکس نیست؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بله -&amp;nbsp; این مسیر طبیعی یک آژانس است. اما من خواستم سؤال شما را از زاویه‌ای ورای&amp;nbsp; دید خودم که مسئول آژانس هستم، پاسخ بدهم. من وقتی آژانس عکس صفیر را راه‌اندازی کردم، واقعاً دنبال راهی برای سروسامان دادن به عکاسی ایران بودم، نه منفعت شخصی. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;خواستم&amp;nbsp; بگویم یکی از راه‌هایش این است یک غیرمنفعت‌طلب، فضایی مثل سایت ایجاد کند، به همه بگوید عکس بگذارید، خودتان را معرفی کنید، من به «کوربیس» آمریکا می‌برم، معرفی می‌کنم، من در «اشپیگل» معرفی می‌کنم. بعد یک سیستم قوی می‌گذارم که مثلاً کسی که به دنبال موضوع خاصی است مثلاً «تظاهرات در تهران» به آرشیو این مجموعه راه یابد و بتواند به راحتی خرید کند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;چرا این اتفاق نمی‌افتد؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;اگر منظور شما این است که چرا ما این کار را نمی کنیم باید بگویم که انگیزه‌ای که این جریان را شروع کنیم، نداریم. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چرا؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;وقتی ما کار چاپ تقویم‌ را که شروع کردیم، یکی از ناشرین به من گفت: تو فکر کردی، کسی این را می‌خرد؟ اما امروز همان آقا و برادر و مادرشان، از کار ما کپی می‌کنند. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;شما ایده‌ای دارید، سرمایه گذاری کرده، بازاری ایجاد می‌کنید و سالها ضررش را می‌کشید اما وقتی به سوددهی ‌رسید، می بینید همه در حال کپی کردن از روی آن هستند، آدم به شرکت‌ها می‌فرستند، پورسانت می‌دهند، پول زیرمیزی می‌دهند، فروش ایجاد کرده و در نهایت سود اصلی را از آن خود می‌کنند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;به خاطر اینکه که در ایران هرگز حقوق مؤلف محترم شمرده نمی‌شود.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;همین اتفاق در مورد مجسمه‌های ایرانشناسی هم افتاد. آنقدر از کار ما کپی شد که الان در بقالی‌ها و سوپرمارکت‌ها هم هست. فکر می‌کنید اولین جایی که کپی از آنها را شروع کرد کجا بود؟ سازمان میراث فرهنگی! به شرکت‌های دیگر پول دادند که نمونه این کار را برای ما بسازید، و با کیفیت و قیمتی پایین‌تر به بازار عرضه کردند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اخیرا مجله اتاق بازرگانی ایران و آلمان، عکس‌ ما را روی جلد خود چاپ کرده است. به آنها زنگ زدیم. گفتند مگر برای عکس باید پول بدهیم؟ ما یک کتاب را اسکن کردیم و هر وقت عکس نداریم از آن کتاب برمی‌داریم. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;این نتیجه آن است که ما خود به حقوق خودمان احترام نمی‌گذاریم، وقتی سازمان میراث‌فرهنگی بدون رعایت حقوق دیگران از کاری کپی می‌کند، طبیعی است که آن اروپایی هم به خود اجازه می دهند چنین کاری بکند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;برای همین است که می‌بینیم شرایطی ایجاد می‌شود که هیچ کس دوست ندارد ایده‌هایش را ابراز کند. چرا نیکول دوست نداشت بگوید عکس‌هایش از کجاست؟ چون حقوقش محترم شمرده نمی‌شود و بعدها نمی‌گویند نیکول اولین نفری&amp;nbsp; بود که زیبایی کویر مرنجاب را پیدا کرد. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;مطمئن باشید اگر ما روی سایت هم دست بگذاریم. به خاطر گستردگی و بازاری که فکر می‌کنیم وجود دارد. ده‌ها گروه دیگرهم می‌آیند و رقابتی ناسالم ایجاد می‌کنند. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;البته به شما بگویم که آنچه الان گفتم از سر دلخوری بود. من باز هم شروع می‌کنم چه از آن کپی بشود و چه نشود. چون سرمایه اصلی ما داشتن همین نو آوری‌هاست. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ما شاهد برگزاری مسابقات متعددی هستیم که در آنها تعداد زیادی عکس از عکاسان جمع آوری می‌شود. نظر شما در این باره چیست؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بله متاسفانه در جشنواره و مسابقه‌های متعددی که اخیرا برگزار می‌شود، از عکاس تعهد می‌گیرند که برگزار کننده اجازه استفاده از عکس‌هایش را دارد. بعد هم فکر می‌کنند زرنگی کرده‌ و یک آرشیو دو، سه هزار تایی درست کرده‌اند. بعد هم با این عکس‌ها پوستر و بروشور و یا کتاب چاپ می‌کنند&amp;nbsp; و صاحب عکس اصلاً نمی‌فهمد اثرش کجا چاپ شده و آیا اسمش پای آن بوده یا نه، و این کار ناشایستی است.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اگر ما انجمن عکاسان قوی داشته باشیم، جلو این کار را خواهد گرفت. من امیدوارم این انجمن عکاسی تازه تاسیس بتواند حقوق عکاس‌ها را بگیرد و نگذارد بی‌جهت جشنواره و مسابقاتی برگزار شوند که سر عکاس‌ها را شیره می‌مالند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&#13;&#10;      &lt;br /&gt;اخیرا شاهد برگزاری اکسپو عکس بودیم، آیا به نظر شما چنین بازاری می‌تواند فروش عکس را رونق دهد؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;متاسفانه معمولا اینگونه اتفاقات به شکل برنامه‌ریزی نشده و غیر حرفه‌ای روی می‌دهد. همین اخیراً موسسه صبا، اکسپوی عکسی برگزار کرد که دستاورد ش هیچ بود. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;من منتظر بودم&amp;nbsp; یکی به صبا بگوید تو چه کاره هستی که چنین کاری می‌کنی؟ آیا می‌شود به فردی که عکاسی کرده، بگویید چون فکر خوبی داری، می‌توانی به هر شکلی که دلت می‌خواهد اکسپو بگذاری؟ &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;من عکاسان جوان محروم شهرستانی را می‌شناسم که سیصد تا چهارصد هزار تومان پول دادند و عکسشان را چاپ کرده و با چه امید و آرزویی سه چهار میلیون تومان روی هر کدام قیمت گذاشتند. اما متاسفانه حتی یک عکس هم به طور واقعی فروخته نشد. چند تا هنرپیشه هم آمدند و کل برنامه به یک شو تبدیل شد. اینها اکسپوی واقعی نیستند. من در بخش گرافیک و نقاشی هیچ نظری نمی‌دهم. اما در بخش عکس می‌توانم نظر بدهم. چون هم بازار عکس را می‌شناسم، هم توانمندی گالری‌ها را و هم ‌میزان فروش را می‌دانم. ما در حال حاضر نمی‌بینیم در هیچ گالری قیمتی بیش‌ از چهارصد، پانصد هزار تومان روی آثار گذاشته شود.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;وقتی اعلام شد صبا اکسپو عکس برگزار می‌کند از خودم پرسیدم آیا برگزاری اکسپو مجوز نمی‌خواهد؟! چون اسمش فرهنگستان هنر است هر کاری خواست می‌تواند بکند؟ یکی نپرسید مشاوران شما در این کار چه کسانی هستند. آیا تحقیق کردیده‌اید که ببینید بازاری وجود دارد یا نه و بعد عکاسان را وادار به چاپ و پرینت عکس کنید. اگر واقعا، آنچنان که ادعا می‌کردید، بازار گرم بود، باید می‌گفتید ما این تعداد عکس‌ را انتخاب کرده‌ایم، نگاتیو یا اسلایدتان را بدهید هزینه‌هایش با ما. اگر فروخته شد اینقدر درصد برای شما و اینقدر برای ما، فروخته نشد، این باشد هدیه ما به شما.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;شما دیدید که در این اکسپو، عکس خبری هم گذاشته بودند. خوب این کمی خنده‌دار است. اکسپو یک تعریفی دارد. اگر ما&amp;nbsp; می‌خواهیم جشنواره یا نمایشگاه برگزار کنیم، چرا اسمش را اکسپو می‌گذاریم.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;متاسفانه این یک جریان دولتی بود که با جیب مردم برگزار شد و هر کس عکس گذاشت ناراضی بود. انتخاب‌ها صحیح نبود. عکس‌ها درهم بود. از عکاس صفر کیلومتر، تا حرفه‌ای و&amp;nbsp; فیلمساز و هنرپیشه همه بودند. در نهایت هم، از اعتراضاتی که شد ناراحت شدند و موضع‌گیری کردند. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اگر نخواهیم روی اکسپوی صبا تمرکز کنیم کلاً جریان برگزاری اکسپو می‌تواند به رونق بازار عکس کمک کند یا خیر؟&#13;&#10;  &lt;/strong&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;من فکر نمی‌کنم در دوره‌ای باشیم که حراج عکس در ایران مفهومی داشته باشد. چون ما باید قبل از آن نیاز استفاده از عکس را ایجاد کنیم. اول باید بتوانیم پوستر عکس هفتصد، هشتصد تومانی را بفروشیم و بعد روی فروش در گالری‌ها کار کنیم. &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ما هنوز عادت نداریم عکس را بخریم. زمانی باید اکسپو گذاشت که گالری‌ها فروش مناسبی داشته باشند. مگر عکس، مجسمه یا نقاشی بی‌نام و نشان در حراجی‌های خارج از کشور فروخته می‌شود. آثار امثال پرویز تناولی یا احصایی می‌فروشد. یعنی آن کسی که به اندازه کافی نام و نشان دارد. اصول اکسپو این است، آدم‌هایی که به یک حدودی رسیدند وارد اکسپو می‌شوند.&#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;  &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;من پیشنهاد می‌کنم صبا و وزارت ارشاد برای یک بار هم که شده با چند تن از بچه‌های شناخته شده بنشینند و صحبت کنند که بضاعت عکاسی ما چقدر است و برای پیشرفت آن چه کار می‌توانیم انجام دهیم.&#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;/news/13457/&quot;&gt;پرونده یک موضوع: بازار عکس در ایران &lt;/a&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;عکس: ساعد نیک‌ذات&#13;&#10;    &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/12673/</link>
   <title>بازار عکس ایران در گفتگو با فرزاد هاشمی</title>
   <pubDate>2009-06-01 15:02:00</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/12673/</guid>
  </item>
 </channel>
</rss>