<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<!-- Generated by: http://www.phpclasses.org/rsswriter $Revision: 1.11 $ -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
 <channel>
  <description/>
  <link>http://www.akkasee.com/</link>
  <title>akkasee.com - پردازش پیشرفته</title>
  <pubDate>2008-05-12 12:06:59</pubDate>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;داجينگ و سوزاندن يكي از قديمي ترين تكنيك هاي تاريكخانه اي بوده است. هدف از اين نوع ويرايش، تاريك كردن يا روشن كردن انتخابي برخي نواحي عكس است. در گذشته براي اين منظور موقع چاپ نگاتيو، به طور انتخابي، نور را فوكوس يا مهار مي كردند تا نواحي خاصي از تصوير را تاريك يا روشن نمايند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;در دنياي ديجيتال نيز، اين تكنيك داراي ارزش و كاربرد ويژه اي است. و ميخواهيم در اين نوشتار روش كاربردي و صحيح آنرا مرور كرده و  بر تاثير آن در عكاسي ديجيتال تاكيد نماييم.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;احتمالا تاكنون متوجه ابزارهاي Dodge tool و Burn Tool در نوار ابزار فتوشاپ شده ايد.&lt;br /&gt;&#10; &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/dodge/image001.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;براحتي مي توان از اين دو ابزار استفاده نمود تا مناطق دلخواهي از عكس را تاريكتر يا روشنتر نمود. ابزار burn براي تيره نمودن و ابزار dodge براي روشن نمودن بكار مي رود. كافيست ابزار مورد نظر را انتخاب كنيد و با اعمال آن روي روي مناطق خاص تصوير، تاثير آنرا ببينيد. &lt;br /&gt;&#10;براي كنترل بيشتر اين دو ابزار، گزينه هاي تنظيمي خاصي وجود دارد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt; &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/dodge/image002.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;همان گونه كه مشاهده مي شود، مي توان اندازه براش آنها را تعيين كرد. همچنين مناطق تحت تاثير آنها را مشخص نمود ( Shadow ، Midtone و Highlight ) و نيز شدت تاثير آنها را با گزينه Exposure كنترل كرد. تركيب اين گزينه ها مي تواند كنترل خوبي براي نحوه تاثير اين ابزارها به كاربر بدهد. چرا كه اين ابزارها اطلاعات تصويري را تغيير داده و بازگرداندن اين اطلاعات مشكل و گاه غير ممكن است. مثلا اگر highlight را انتخاب نماييد، ابزار burn بيشتر روي مناطق روشن تاثير مي گذارد و مناطق ديگر (حتي اگر براش شما روي آنها كشيده شود) كمتر تحت تاثير قرار خواهند گرفت.&lt;br /&gt;&#10;اگر روي يك منطقه خاص چند بار از اين ابزارها استفاده نماييد، تاثيرشان شديد تر خواهد شد. براي كنترل اين مساله، هم ميتوان از براش هاي بزرگتر متناسب با منطقه خاص عكس استفاده نمود و هم تاثير آنها را با گزينه exposure تحت كنترل قرار داد.&lt;br /&gt;&#10;توصيه ديگر براي استفاده از اين ابزارها اين است كه بهتر است براشهاي نرم را انتخاب كنيد و موقع استفاده، از ضربات متعدد براش استفاده كنيد تا هر موقع كه از نتيجه آن راضي نبوديد، بتوانيد با undo يا history يك يا چند مرحله به عقب بازگرديد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;همانطور كه متوجه شديد، اين روش مستقيما روي عكس تاثير دارد و شايد براي كسانيكه عادت دارند اطلاعات اصلي عكسشان دست نخورده باشد، چندان جذاب نباشد. در ادامه، روشي را باهم مرور خواهيم كرد كه اولا تاثيرش قابل كنترل تر بوده و ثانيا يك روش  Non- destructive  يا غير تخريبي محسوب ميگردد. يعني اطلاعات لايه اصلي عكس را تغيير نداده بلكه كليه ويرايشها به صورت يك لايه جديد اضافه ميگردد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;روش غير تخريبي براي داجينگ و سوزاندن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&#10;ابتدا از طريق Layer &gt; New &gt; Layer … لايه جديد ايجاد كنيد. در پنجره تنظيم ايجاد لايه جديد، طبق شكل، دقت كنيد كه براي Mode گزينه overlay را انتخاب كرده و گزينه Fill with overlay natural color به حالت انتخاب شده باشد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/dodge/image003.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;يك لايه جديد كه با رنگ خاكستري 50% پرشده است در مد overlay روي لايه اصلي عكس قرار مي گيرد. خاصيت اين لايه به گونه اي است كه هر جاي آن را نسبت به رنگ خاكستري 50% تيره تر كنيم، لايه زيرين را در همان مناطق تيره خواهد كرد و هر جا را كه روشن كنيم، همان نواحي را در لايه زيرين روشنتر مي كند. از همين خاصيت استفاده ميكنيم تا تاثير dodging و  burning را روي لايه اصلي عكس اعمال نماييم.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;با فشردن دكمه D رنگهاي پيش زمينه و پس زمينه را به حالت پيش تعريف شده خود يعني سياه و سفيد باز گردانيد. حال يك براش نرم با اندازه مناسب و opacity حدود 10 درصد انتخاب كنيد. لايه رويي را انتخاب كرده و براي تيره نمودن مناطق دلخواه از رنگ سياه و براي روشن كردن از رنگ سفيد استفاده كنيد و روي عكس بكشيد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;حتما متوجه شديد كه اين روش در همان زمان انجام نيز تاثيرات بهتر، دقيقتر و يكنواخت تري روي عكس اعمال مي كند. اما اين تنها يكي از مزاياي اين روش براي dodging و burning است.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مزاياي روش  غير تخريبي dodging و burning :&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;-&#9;تاثير دقيقتر و تحت كنترل تر موقع انجام آنها&lt;br /&gt;&#10;-&#9;تاثير يكنواخت تر و طبيعي تر موقع انجام&lt;br /&gt;&#10;-&#9;كنترل دقيق ويرايش با تعيين Opacity براش: هر چقدر بيشتر باشد، تاثير ويرايش هم بيشتر است. در ابتدا بهتر است با مقادير 10-20 % شروع كنيم. حتي براي دقت بيشتر ميتوان، ابتدا با Opacity هاي كمتر شروع كرد و در ادامه در مناطق مورد نياز Opacity را بيشتر نمود.&lt;br /&gt;&#10;-&#9;امكان تغيير اثرات آثار در هر زمان: هر گاه در فر آيند ويرايشي، از تغييرات انجام شده راضي نبودبد براحتي امكان اصلاح وجود دارد. مثلا اگر منطقه اي زيادي روشن شده است، ميتوان روي لايه رويي با اعمال براش تيره، كمي روشنايي آنرا كم نمود.&lt;br /&gt;&#10;-&#9;امكان حذف كلي تاثير اين ويرايش : براي اينكار كافي است كه لايه رويي را حذف كنيد و تمام آثار آنرا بدين روش از بين ببريد.&lt;br /&gt;&#10;-&#9;امكان تعيين ميزان تاثير اين ويرايش : با تنظيم opacity اين لايه براحتي ميتوان تاثير كلي اين ويرايش را بر عكس تنظيم نمود.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/dodge/image004.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;تصوير اوليه&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/dodge/image005.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;تصوير پس از dodging و burning &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/dodge/image006.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;نمايي از لايه overlay در اين ويرايش&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;strong&gt;خلاصه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&#10;روش dodging و burning بر خلاف level و curve كه تاثيرشان را روي همه مناطق اعمال مي كنند، براي انجام تغييرات روشنايي موضعي و ناحيه اي استفاده مي شوند. روش معمول استفاده از ابزارهاي dodging و burning فتوشاپ، هر چند كه راحت و سهل الوصول است اما كنترل كافي بر ميزان تاثير اين ويرايش را در اختيار كاربر نمي گذارد و بعلاوه چون روشي تخريبي است، گاهي بازگشت به حالت اوليه غير ممكن است. روش غير تخريبي با استفاده از يك لايه overlay نه تنها اين مشكلات را ندارد كه واجد مزاياي فراواني است كه شرح كاملش در مقاله آمده است.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/forum/showthread.php?p=33726&quot;&gt;بحث راجع به اين موضوع در فروم عكاسي&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/10123/</link>
   <title>داجينگ و سوزاندن</title>
   <pubDate>2006-12-29 13:09:23</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/10123/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تاليف: مسعود قديري&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;برای عکاسی از آسمان شیوه و ترفندهای فراوانی وجود دارد که به وسیله این روشها میتوان به عکسهای جالب و زیبا تری دست پیدا کنیم. در این مقاله قصد داریم به چند ترفند و روش در این زمینه بپردازیم.&lt;br /&gt;&#10;به طور کلی عکاسی از آسمان به چند بخش تقسیم می‌شود:&lt;br /&gt;&#10;1-عکاسی از ماه و مناظری که ماه در آن قرار دارد&lt;br /&gt;&#10;2-خورشید و مناظر مرتبط با آن.&lt;br /&gt;&#10;3-ستارگان و اجرام آسمانی که سیارات؛سحابی ها؛ستاره ها و در مجموع صورتهای فلکی از جمله آنها مي‌باشد.&lt;br /&gt;&#10;اما در این مقاله فقط به روشهای عکاسی از آسمان شب می‌پردازیم. عکاسی در این زمینه نیازمند تجربه فراوانی می‌باشد که این تجربه با مرور زمان در اختیارعکاس قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;&#10;مواردی وجود دارد که قبل ازعکاسی باید در مورد آنها اطلاعاتی کسب کرده باشیم که همواره بتوانیم در زمانهای خاص از آنها استفاده کنیم.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;1- دوربین :&lt;br /&gt;&#10;دوربین شما باید قابلیت استفاده از حساسیتهای بالا را داشته باشد که مناسبترین حساسیت در عکاسی‌های نقطه‌ای بدون استفاده از پایه مخصوص،1600 می‌باشد. اگر دوربین شما دارای نویز کمی باشد، از حساسیت‌های 3200 هم می‌توان استفاده کرد.&lt;br /&gt;&#10;برای عکاسی از رد ستارگان نیازی به حساسیت‌هاي بالا نیست. اما کماکان نویز در دوربین مهمترین مسئله می‌باشد.&lt;br /&gt;&#10;دوربین باید ورودی دکلانشور داشته باشد که به وسیله آن بتوانیم از شاترهای طولانی مدت هم استفاده کنیم و یا از ریموتهای مادون قرمز استفاده کنیم.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;2- لنز:&lt;br /&gt;&#10;حتی الامکان از لنزهایی با دامنه ثابت و دیافراگم پایین استفاده کنیم. استفاده از دیافراگم‌های پایین چندین حسن دارد. به طور مثال اگر لنز ما داری دیافراگم 1.4 باشد، می‌توانیم از دیافراگم 2.8 این لنز بهترین استفاده را داشته باشیم. معمولا در بزرگترین دیافراگم مشکلات بیشتری در تصویر دیده می‌شود. به همین دلیل لنزهایی که دارای دیافراگم‌های بزرگی هستند، کیفیت بالاتری را در دیافراگم‌های کوچکتر در اختیار ما قرار می‌دهند.&lt;br /&gt;&#10;برای عکاسی از مناظر آسمان شب به همراه مناظر اطرافمان نیاز به لنزهای واید مناسبی داریم.&lt;br /&gt;&#10;اما به هرحال تهیه این گونه لنزها کمی مشکل می‌باشد. به همین دلیل از سوپرواید زوم لنزها هم استفاده می‌کنیم.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;3- پایه:&lt;br /&gt;&#10;برای عکاسی‌های طولانی مدت نیاز به سه پایه های مناسب و محکم داریم که از ابتدای کار تا انتها ثبت تصاویر مناسب را برای عکاسی ما تضمین کند.&lt;br /&gt;&#10;اما برای عکاسی‌های نقطه ای نیاز به پایه های مجهز به موتور ردیاب داریم که کار کردن با چنین پایه ای نیازمند تجربه می‌باشد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;4-نصب نرم افزارهای کاهش نویز که بهترین آنها برای این کار Imagenomic Noiseware Professional می‌باشد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt; لوازم مهم ديگري نيز در این سبک عکاسی وجود دارد که خارج از حوصله این مقاله می‌باشد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;و اما پردازش عکس.&lt;br /&gt;&#10;قبل از عکاسی باید بدانیم عکسی که می‌گیریم مشخصات لازم براي  استفاده از این روش را دارا می‌باشد. یعنی اینکه عکس ما هرگز Over Expose  نشده باشد.&lt;br /&gt;&#10;عکس های رد ستارگان و نقطه ای که در آنها از پایه های مخصوص استفاده کرده ایم نیازی به تلفیق برای درج بهتر نور ستارگان ندارد.&lt;br /&gt;&#10;درواقع هدف ما بدست آوردن یک عکس خوب و مناسب با کمترین امکانات هست که از جمله این امکانات پایه مخصوص ردیابی ستارگان می‌باشد.&lt;br /&gt;&#10;برای تلفیق نیاز به چند عکس داریم که معمولا گرفتن چند عکس بخاطر حرکت زمین باعث تغییر شکل در اجرام سماوی می‌شود و کار تلفیق را دشوار می‌کند. مخصوصا که پس زمینه ای در عکس وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;&#10;اما ترفندی هم برای این کار وجود دارد: &lt;br /&gt;&#10;در روش تلفیق باید چندین مورد را رعایت کنید. اول اینکه همانطورکه گفته شد عکس شما نباید اور اکسپوز شده باشد . &lt;br /&gt;&#10;دوم اینکه عکس باید کاملا یکدست باشد، نه اینکه قسمتی از عکس بخاطر آلودگی نوری اور اکسپوز شده باشد و قسمتی دیگر تیره. و در نهایت اینکه کاملا به فتوشاپ مسلط باشید تا نتیجه خوبی بگیرید.&lt;br /&gt;&#10;حال با توجه به تمام دانسته ها یک عکس تهیه کرده ایم.&lt;br /&gt;&#10;در ابتدا باید کمی ویرایش برای کاهش نویز در این عکس انجام دهیم.&lt;br /&gt;&#10;1- عكس را در  نرم افزار فتوشاپ باز می‌کنیم. قبلا باید نرم افزار کاهش نویز مورد نظر را در پلاگینهای فتوشاپ نصب کرده باشیم.&lt;br /&gt;&#10;این پلاگین به همراه فیلترهای فتوشاپ در منوی فیلتر قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;&#10;ابتدا از منوی فیلتراین پلاگین را باز می‌کنیم.در قسمت Setting مد Custom  را انتخاب می‌کنیم.&lt;br /&gt;&#10;ابن نرم افزار به چند بخش تقسیم شده.&lt;br /&gt;&#10;در بخش اول (Noise Level Adjustment) مقدار Luminance را در حداقل قرار می‌دهیم و مقدارهای Color ، High Freq ، Mid Freq ، Low Freq  و Very Low را در حداکثر قرار می‌دهیم.&lt;br /&gt;&#10;در بخش Noise Suppression مقدارLuminance را 70% و مقدار Color را 80% وبقیه موارد را مانند قبل انجام دهید.&lt;br /&gt;&#10;در قسمت آخر بخش فرمان مقدار شارپنس را در مقدار 3- قرار دهید (منفی 3) و سپس کلید OK را انتخاب کنید.&lt;br /&gt;&#10;اگر مقدار نویز تک رنگ درعکس شما زیاد باشد این نرم افزار نمی تواند عملکرد مناسبی را ارائه دهد. در چنین مواقعی هیچ یک از نرم افزارهای کاهش نویز نمی‌توانند عملکرد مناسبی داشته باشند. مگر اینکه مقدار Luminance را زیاد کنیم که این عمل باعث از دست رفتن جزئیات درعکس می‌شود.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;بعد از انجام مراحل فوق یک لايه کپی از عکس ايجاد کنید.&lt;br /&gt;&#10;Belending Mode  لايه را در حالت Color Dodge قرار دهید.&lt;br /&gt;&#10;ممکن است قسمتهایی ازعکس شما به خاطر یک دست نبودن دچار اغتشاش شود.&lt;br /&gt;&#10;اگر چنین اتفاقی در عکس شما رخ داد آن قسمت را با یک لایه ماسک به حد مناسب بپوشانید و یا از بین ببرید.&lt;br /&gt;&#10;حال میِتوانید از این لایه یک لايه کپی ديگر ايجاد کنید. اگر نیاز باشد میِ‌توانید اپاسیته لایه‌ها را به اندازه لازم کنترل کنید. شاید نیاز به استفاده از چندین لایه برای این کار باشد.&lt;br /&gt;&#10;در منوی Image/Adjustment/Level مقدار سفیدی و سیاهی هر لایه را به اندازه دلخواه تنظیم کنید.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;در آخر لایه ها را Flat کنید. ممکن هست در رنگهای عکس شما کمی تداخل به وجود آمده باشد که میتوانید از منوی Image/Adjustment/Selective Color را انتخاب کنید و مقدار رنگ‌ها را برای تصحیح عکس تنظیم کنید.&lt;br /&gt;&#10;همچنین از ابزار Level هم می‌توانید برای بهبود عکس استفاده کنید.&lt;br /&gt;&#10;در آخر دوباره یک لايه کپی از عکس ايجاد کنید. سپس Filter/Blur/Gaussian Blur  را انتخاب کنید و مقدار آن را روی 2 پیکسل قرار دهید.&lt;br /&gt;&#10;سپس Belending Mode این لایه را در حالت Lighten قرار دهید و اپاسیته آنرا به میزان لازم تنظیم کنید و در آخر لایه ها را Flat کنید.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;در این روش می‌توانید عکسهای کم نور خود را به بهترین روش تصحیح کنید.&lt;br /&gt;&#10;توجه کنید که در تمام زمانهای عکاسی نویز ریداکشن دوربین باید روشن باشد تا هات پیکسلها واغتشاشات اضافی کاملا از بین برود.&lt;br /&gt;&#10;چون این گونه اغتشاشات در نرم افزارهای کاهش نویز به راحتی از بین نمی‌رود. (عکس1).&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;img alt=&quot;Resize of talfigh1.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/night sky/Resize%20of%20talfigh1.jpg&quot; width=&quot;480&quot; height=&quot;640&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;اما برای رد گیری از ستاره ها نیاز به عکاسی با شاتر باز هست که این عمل به میزان قابل توجهی نویز را افزایش می‌دهد.&lt;br /&gt;&#10;اگر از دوربینهای کم نویز همراه با نویز ریداکشن روشن استفاده کنید می‌توانید عکسهای مناسب و کم نویزی بدست آورید. البته به علت روشن بودن نویز ریداکشن ؛ زمان پردازش عکس در دوربین به اندازه زمان نوردهی طولانی می‌شود. البته توجه کنید که در این روش از عکاسی نباید نوردهی را بیش از 1ساعت انجام دهید. در غیر این صورت میزان نویز عکس به مراتب زیاد می‌شود. بهترین زمان برای دوربینهای کانن حدود 45 دقیقه و حداکثر 1 ساعت و در دوربینهای نیکون 30حداکثر دقیقه می‌باشد. دوربینD200  و D2X و کانن 1D به هیچ عنوان برای زمانهای طولانی و حساسیت‌های بالا پیشنهاد نمی‌شود. بهترین دوربین‌ها برای این سبک از عکاسی 20Da و 5D و 1D mark II n می‌باشد.   &lt;br /&gt;&#10;در آخر باز هم می‌توانید یک لايه کپی از عکس خود تهیه کنید و در منوی Filter/Blur/Gaussian Blur را انتخاب کنید و مقدار آنرا روی 2 پیکسل قرار دهید.سپس Belending Mode این لایه را در حالت Lighten قرار دهید و اپاسیته آنرا به میزان لازم تنظیم کنید.&lt;br /&gt;&#10;و در آخر لایه ها را فلت کنید.(عکس2).&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;Resize of talfigh2.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/night sky/Resize%20of%20talfigh2.jpg&quot; width=&quot;480&quot; height=&quot;720&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;اما روش دیگری برای عکاسی رد ستارگان وجود دارد که از روش قبلی مشکل تر است .چون باید مدام در کنار دوربین باشید, مگر اینکه از دستگاهای کنترل زمان برای این کار استفاده کنید. اما در عوض دیگر به پروسس عکس در فتوشاپ احتیاجی نیست. ابتدا دوربین را درسرعت شاتر B قرار دهید. سپس نویز ریداکشن را خاموش کنید که وقفه ای بین فریمها به وجود نیاید.&lt;br /&gt;&#10;سپس از دکلانشور برای عکاسی استفاده کنید. دیافراگم را بر روی F4.0  و حساسیت را روی ایزوی 200 قرار دهید.&lt;br /&gt;&#10;حال با استفاده از ساعت زمان بندی کنید و 3 دقیقه عکس بگیرید و سپس با یک وقفه کوتاه شاترر را قطع و وصل کنید و همینطور ادامه دهید. تا چندین فریم که حد اقل نباید زیر 15 فریم باشد. اگر رو به ستاره قطبی عکاسی می‌کنید ، نباید کمتر از 25 فریم عکاسی کنید.&lt;br /&gt;&#10;سپس تمام فریمها را در يك فايل فتوشاپ در لايه هاي جداگانه باز کنید و Belending Mode هر لایه را در حالت Lighten قرار دهید. سپس لایه‌ها را فلت کنید و با ابزارهای فتوشاپ تصحیح رنگ و غیره را انجام دهید.&lt;br /&gt;&#10;توجه کنید که برای عکاسی از آسمان شب حتما از فرمت RAW استفاده کنید. همچنین در روش گفته شده باید از یک تراز سفيدي واحد و ثابت استفاده کنید.چون دوربین در هنگام نورسنجی برای هر فریم دچار اشتباه خواهد شد و هر فریم شما با یک وایت بالانس گرفته خواهد شد. بهترین تراز سفيدي برای آسمان شب فلورسنت می‌باشد. درآخر هم می‌توانید باز درجه حرارت عکس را در فتوشاپ تغییر دهید.(عکس3).&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;Resize of talfigh3.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/night sky/Resize%20of%20talfigh3.jpg&quot; width=&quot;480&quot; height=&quot;720&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&#10;  &lt;br /&gt;&#10;اما روش عکاسی از سحابی‌ها.در این مورد به علت نداشتن تجربه شخصی سعی می‌کنم فقط مطالبی را که شخصا در مورد آن خوانده ام در اینجا ارائه کنم.&lt;br /&gt;&#10;برای عکاسی از سحابی ها حتما نیاز به پایه ردیاب مخصوص است.&lt;br /&gt;&#10;در سحابی ها چون مقدار نورها متفاوت است، نمی‌توان فقط یک عکس گرفت. معمولا در این روش باید حداقل 3 عکس تهیه کرد و دو به دو بر روی یکدیگر قرار داد. چون هر عکس برای قسمت خاصی نور سنجی شده ، قسمتی از آن یا کاملا اور اکسپوز شده و یا کم نور.&lt;br /&gt;&#10;حال می‌توانید با لایه ماسک قسمتهای از دست رفته را پاک کنید تا عکسی که برای آن قسمت نور سنجی شده است در لایه اول شما پدیدار شود.(عکس4).&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;Resize of talfigh4.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/night sky/Resize%20of%20talfigh4.jpg&quot; width=&quot;480&quot; height=&quot;685&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;یک عکس زیبا از 20Da  ، این عکس از تلفیق 14 عکس با زمان نوردهی 4 دقیقه با ایزو 800 بدست آمده و هیچ نویز ریداکشنی بر روی ان انجام نشده.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://akkasee.com/forum/showthread.php?p=26888#post26888&quot;&gt;بحث و گفتگوي بيشتر درباره اين موضوع در تالار گفتگوی سايت عكاسی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/9036/</link>
   <title>ترفندهاي عكاسي از آسمان شب و تلفيق عكس‌ها</title>
   <pubDate>2006-09-07 14:11:18</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/9036/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;ابزارهای level و curve جزو ابزارهای بسیار مهم و ضروری برای اصلاح تصاویر دیجیتال هستند. شاید تابحال به این موضوع توجه کرده باشید که این دو، در برخی موارد مشابه هم عمل میکنند. سوالی که پیش میآید این است که کدام برای اصلاح روشنایی و کنتراست مناسب تر است و یا کاربرد هر یک در کجاست؟&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;توضیح: در این نوشته، فرض را بر این می گذاریم که خوانندگان محترم، از قبل با اصول level  و curve آشنا هستند و به همین علت، اصول این ابزارها را توضیح نخواهیم داد و فقط به نکات پیشرفته در مقایسه کاربردی این دو خواهیم پرداخت. برای آشنایی با اصول این ابزارها، خوانندگان می توانند به مقالات قبلی همین سایت که در انتهای این نوشته معرفی شده اند مراجعه نمایند.&lt;br /&gt;&#10;-------------------------------------&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;ابزار Level برای تنظیم white point  و black point بسیار دقیق عمل می کند آنقدر که با هیچ ابزار دیگری نمی توان به این دقت دست یافت. علت این مساله به نوع فیدبکی برمیگردد که این ابزار در هنگام تنظیم فوق در اختیار کاربر قرار می دهد: اگر هنگام تنظیم ، دکمه ALT نگهداشته شود، کاربر متوجه می شود که چه هنگام تنظیم اسلایدرهای چپ و راست کافی است و از آن بیشتر موجب حذف تونالیته در مناطق سایه یا روشن می شود (با سیاه یا سفید کردن کل تصویر و نشان دادن مناطق در خطر به صورت نقاط رنگی). این مساله فوق العاده اهمیت دارد چرا که اگر بدون توجه به آن، اقدام به تنظیم black point و white point تصویر بنماییم، امکان حذف اطلاعات تصویر در مناطق خیلی روشن و یا سایه وجود خواهد داشت.در این میان، حذف اطلاعات در مناطق روشن خطر بیشتری دارد. با تنظیم دقیق این نقاط میتوان به حداکثر میزان کنتراست با استفاده از محدوده کامل تونال سیاه تا سفید دست پیدا کرد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;پس از این تنظیم، یک اسلایدر وسط باقی می ماند که با آن میتوان روشنایی کلی تصویر را تنظیم نمود: اگر آنرا به سمت چپ بکشید، مقدار بیشتری از محدوده تونال روشنایی تصویر در سمت راست خاکستری متوسط قرار گرفته و تصویر روشن تر میگردد و بالعکس اگر به سمت راست بکشید، تصویر تیره تر میشود. این نوع تنظیم اما، نسبت به تنظیمی که curve در اختیارتان قرار میدهد، دقت کمی دارد .&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;با ابزار curve هم میتوان white point  و dark point تصویر را اصلاح نمود: کافیست نقطه انتهایی منحنی را در بالا کمی به سمت چپ و در پایین کمی به سمت راست بکشید. اما همانگونه که متوجه شدید، مشکلی که این روش دارد، عدم آگاهی از  میزان تنظیم مورد نیاز و عدم وجود فیدبک برای جلوگیری از حذف اطلاعات تصویر در مناطق پرنور و تیره تصویر است.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;اما در عوض ابزار curve میتواند با دقت فوق العاده ای کنتراست و روشنایی را در مناطق انتخابی تصویر تنظیم نماید .&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;کاربردهای این نوع اصلاح:&lt;br /&gt;&#10;-&#9;تصویری دارید که اکثریت محدوده تونال آن در دو چهارم میانی نمودار هیستوگرام قرار دارد، نیازی نیست که شما برای افزایش کنتراست آن، کل منحنی curve را به شکل S در آوردید، بلکه بهتر و پسندیده تر آن است که فقط همان محدوده میانی منحنی را تغییر داده و کنتراست نواحی مورد نظرتان را افزایش دهید.&lt;br /&gt;&#10; &lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/curve2/image001.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;افزایش کنتراست در تونهای میانی تصویر&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;-&#9; گاهی نیز برخی مناطق که اهمیت بیشتری برایمان دارند، کنتراست کمی دارند. در این موارد میتوان با تنظیم انتخابی کنتراست این نواحی، به خرج کاهش کنتراست نواحی غیر ضروری، نتیجه نهایی بهتری داشته باشیم (مانند رابین هود که پول ثروتمندان را میگرفت و به نیازمندان میرساند!)&lt;br /&gt;&#10;-&#9;گاهی برخی مناطق تصویر اصولا در نمودار هیستوگرام فاقد اطلاعات هستند. در اینگونه مواقع نیز میتوان کنتراست این نواحی فاقد اطلاعات را کاهش داد تا کنتراست کلی تصویر بهبود پیدا کند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/curve2/image002.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/curve2/image003.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt; &lt;br /&gt;&#10; &lt;br /&gt;&#10;کاهش شیب منحنی در ناحیه ای که در هیستوگرام فاقد اطلاعات تصویری است&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;-&#9;گاهی برخی مناطق تصویر دچار نوعی انتقال سریع در طیف روشنایی هستند. مثلا در تصویر زیر به اطراف خورشید توجه کنید. در اینگونه مواقع میتوان شیب منحنی را در آن ناحیه خاص کم کرد تا این مشکل کمتر به چشم آید.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/curve2/image004.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/curve2/image005.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&#10; &#10;کاهش شیب منحنی در نواحی بسیار روشن تصویر&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;-&#9;از curve میتوان برای تنظیم روشنایی نواحی خاص تصویر نیز استفاده کرد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/curve2/image006.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&#10; &#10;افزایش روشنایی در تونهای میانی تصویر&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;نکته : برای اینکه بدانیم نواحی مختلف تصویر چه نقطه متناظری روی منحنی curve دارند، کافیست دکمه CTRL را بگیریم و روی نواحی مختلف کلیک کنیم تا نقطه متناظرشان روی منحنی ایجاد گردد. برای حذف یک نقطه تنظیمی روی منحنی  کافیست آن نقطه را بگیریم و به خارج محدوده تنظیم بکشیم.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;نکته: با تنظیم Curve و Level ، هم روشنایی و هم اشباع رنگ تصاویر تغییر میکند. برای اینکه این تنظیمات تنها به روشنایی تصویر اعمال شود، بهتر است اولا این تنظیمات را از طریق adjustment layer انجام دهید و ثانیا blending mode لایه تنظیمی را روی luminosity قرار دهید تا رنگها دچار بهم ریختگی نشوند.&lt;br /&gt;&#10;نکته: اصلاح curve همواره خطر posterization را افزایش میدهد، حتی الامکان سعی کنید این اصلاح را در حداقل میزان ممکن و روی تصاویر 16 بیتی انجام دهید.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;نتیجه: هر دو ابزار Curve  و Level برای اصلاح روشنایی و کنتراست لازم و مفید هستند. بهتر است در ابتدا عمل تنظیم نقاط white point و  black point را با level انجام دهیم که کنترل دقیقتری دراین زمینه دارد. سپس برای تغییرات خاص در نقاط مورد نیاز تصویر، تنظیم نهایی روشنایی و کنتراست را با Curve به پایان ببریم. گاهی نیز برخی تصاویر اصلا نیازی به تنظیم white point و dark point ندارند و تغییر این نقاط در level باعث از دست رفتن اطلاعات تصویری میشود. در اینگونه مواقع نیز، برای تنظیم کنتراست و روشنایی نواحی دیگر تصویر باید از curve استفاده نمود.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/forum/showthread.php?t=2642&quot;&gt;بحث در مورد این مطلب در فروم به همراه مثالهای کاربردی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;آشنایی با اصول:&lt;br /&gt;&#10;http://www.akkasee.com/digitalcamera/archives/007237.php&lt;br /&gt;&#10;http://www.akkasee.com/digitalcamera/archives/007211.php&lt;br /&gt;&#10;http://www.akkasee.com/digitalcamera/archives/007167.php&lt;br /&gt;&#10;http://www.akkasee.com/digitalcamera/archives/007159.php&lt;br /&gt;&#10;http://www.nmroshan.persiangig.com/document/Akkasee.com_workflow.rar&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;منابعی برای مطالعه بیشتر:&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;Adobe ® Photoshop CS: Photographers&apos; Guide By David D. Busch &lt;br /&gt;&#10;The Photoshop CS2 Book for Digital Photographers By Scott Kelby&lt;br /&gt;&#10;http://www.cambridgeincolour.com/tutorials/photoshop-curves.htm&lt;br /&gt;&#10;http://www.earthboundlight.com/phototips/photoshop-levels-versus-curves.html?source=rss&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/8527/</link>
   <title>مقایسه کاربردی ابزارهای Level  و Curve</title>
   <pubDate>2006-05-20 08:56:35</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/8527/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;در ادامه &lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/archives/002336.php&quot;&gt;بحث شارپ كردن&lt;/a&gt;، در ابتدا توجه شما را به يك نكته مهم جلب ميكنم:&lt;br /&gt;&#10;همواره براي شروع كار شارپ كردن، تصوير را به دقت بررسي كنيد و حتما بررسي تصوير را با بزرگنمايي 100% انجام دهيد. فتوشاپ در بزرگنمايي‌هاي كمتر، تصوير را antialiase مي‌كند و نمي‌توانيد به وضعيت شارپنس تصوير پي‌ببريد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;***************************&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;Smart Sharpen&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/sharpening/image002.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&#10;ابزار Smart sharpen كه در فتوشاپ CS2 ارائه شد، داراي خصوصيات جالبي جهت انجام بهتر فرآيند شارپ كردن است. زيرا : كمتر باعث ايجاد آثار ناخواسته در تصوير مي‌گردد، مي‌توان به طور انتخابي مناطق سايه يا پرنور تصوير را شارپ كرد، مي‌توان تنظيمات انجام شده را براي استفاده هاي آتي ذخيره كرد و نيز استفاده آن راحت تر بوده و پيش نمايش بزرگتري دارد.&lt;p&gt;اين ابزار از طريق Filter &gt; sharpen &gt; smart sharpen در دسترس قرار دارد. كار با اين ابزار خيلي آسان است و بهمين علت فقط به نكات مهم آن اشاره‌اي خواهيم داشت. دو كنترل اصلي اين ابزار amount و radius هستند. مقدار amount تقريبا معادل همان مقدار amount در ابزار Unsharp mask است (و شايد گاهي مقادير كمتر از آن بهتر باشد). مقدار radius هم در اكثر مواقع برابر با 1  مناسب است، مگر در مورد تصاوير خيلي محو، كه مقدار 2 هم مناسب خواهد بود. در پايين اين دو كنترل، يك منوي Pop-up بنام remove وجود دارد كه كارش تعيين نوع عملكرد اين ابزار براي حذف محو شدگيهاي تصوير است. گزينه Gaussian blur باعث مي‌شود كه ابزار smart sharpen‌، عملكردي مشابه Unsharp mask داشته باشد. گزينه lens blur عمكردي بهتر براي شارپ كردن لبه هاي اجسام دارد. گزينه Motion blur هم براي مواردي مناسب است كه علت محو، حركت سوژه باشد و البته بايد جهت حركت را دقيقا بدانيد. بهتر است گزينه more accurate هم همواره انتخاب شود كه هر چند سرعت كار را كم مي‌كند اما دقت كار بيشتر خواهد شد.&lt;br /&gt;&#10;براي ذخيره نمودن كليه تنظيمات، از آيكن ديسك كه در كنار منوي setting‌ قرار دارد استفاده كنيد و براي فراخواني تنظيمات قبلي نيز از همين منوي setting كمك بگيريد.&lt;br /&gt;&#10;در قسمت advanced اين ابزار ميتوان عمل شارپ كردن را در مناطق تيره يا پرنور تصوير كنترل كرد. با كنترل fade amount امكان تنظيم دقيق ميزان شارپنس در مناطق پرنور يا سايه تصوير وجود دارد. دو كنترل ديگر يعني radius و tonal width براي تنظيم دقيقتر استفاده مي‌شوند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;strong&gt; Creative sharpening  (2 يا شارپ كردن خلاقانه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&#10;دراين قسمت به دو روش شارپ كردن پيشرفته مي‌پردازيم كه كنترل بهتري براي شارپ نمودن اجزاي تصوير فراهم مي‌كنند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;Edge sharpening&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt; &lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/sharpening/image003.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&#10;گاهي ممكن است هدفتان شارپ نمودن لبه هاي جسم موجود در عكس باشد و نه كل تصوير. در اين موارد، نمي‌توان از روشهاي قبلي استفاده كرد.&lt;br /&gt;&#10;براي اين منظور، پس از باز كردن تصويرتان، در پالت لايه يك كپي از آن بگيريد. سپس در پالت channel يك كپي از كانال سبز بگيريد( duplicate channel از منو پالت channel). علت اينكه كانال سبز را انتخاب كرديم، اين است كه در اكثر اوقات اگر به اين كانال به طور مجزا نگاه كنيد، بيشترين كنتراست بين لبه ها و اطراف مي‌بينيد. اما اگر در تصوير خاصي، اين موضوع درمورد كانال ديگري صدق كند، همين كار را با آن كانال انجام دهيد. حالا از طريق دستور filter &gt; stylize &gt; find edge لبه هاي اجسام را در تصوير پيدا كنيد. در اين مرحله شما تعيين مي‌كنيد كه فرآيند شارپ كردن به كجاها اعمال شود. براي اثرات بهتر و نيز كاهش نويز، كمي اين لبه‌ها را محو مي‌كنيم (filter &gt; blur &gt; guassian blur با مقدار radius=2.8 يا كمتر). دراينجا كل اين انتخاب را برعكس مي‌كنيم (Image &gt; adjustment &gt; invert ). حالا، با ctrl+L صفحه level را بياوريد و لغزنده ها را طوري تغيير دهيد تا لبه هاي اجسام مطابق ميلتان تعيين شوند. پس از خروج از صفحه level ، در حاليكه دكمه ctrl را گرفته‌ايد، روي كانال آلفا كليك كنيد تا كل اين كانال انتخاب شود. سپس همه كانالها را با كليك روي RGB روشن كنيد و كانال green copy‌ را از حالت انتخاب خارج نماييد. سپس فيلتر Unsharp mask را اعمال كنيد. با اين روش تنها لبه‌هاي اجسام در عكس شارپ ميشود و نه كل تصوير. &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;Layer-based sharpening&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;&#10;در تصاوير پرتره، گاها لازم است كه موها شارپ شود بدون اينكه تغييري در شارپنس صورت ايجاد شود. در اين موارد مي‌توان از روش زير استفاده كرد. پس از باز كردن فايل، يك كپي از آن در پالت لايه تهيه كنيد (duplicate layer‌ در منوي پالت لايه). سپس روي اين لايه جديد شارپنس مورد نيازتان را انجام دهيد (از طريق Unsharp mask يا smart sharpen ). حالا از طريق آيكون add vector mask در پايين همين پالت، يك ماسك لايه ايجاد كنيد. در نهايت، يك براش نرم انتخاب كنيد و با رنگ سياه، روي قسمتهايي از تصوير كه نمي‌خواهيد شارپ شوند، رنگ كنيد. بدين ترتيب براحتي ميتوانيد فرايند شارپنس را به قسمتهايي خاص از تصوير اعمال كنيد. مزيت مهم ديگر اين روش، قابل برگشت بودن آن است. يعني با حذف لايه دوم، مي‌توانيد اصل تصوير را در هر زمان بدست آوريد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;strong&gt;3-  output sharpening&lt;/strong&gt; : شارپ كردن براي چاپ تصاوير&lt;br /&gt;&#10;در مراحل قبلي، هميشه سعي مان بر اين بود كه از ايجاد هاله دور اجسام در هنگام شارپ كردن حذر كنيم. اما براي چاپ، ديگر اين مساله مهم نيست. در واقع اگر تصويري به طور مناسب جهت چاپ شارپ شود، در مانيتور بعلت ايجاد هاله ها، غير طبيعي به نظر مي‌آيد.&lt;br /&gt;&#10;براي شارپ كردن مناسب جهت چاپ، نوع چاپ نيز اهميت دارد. كه در ادامه به آن اشاره مي‌كنيم. براي شارپ كردن، طبق معمول يك كپي از لايه در پالت لايه تهيه كنيد و حالت blending ‌ آن‌را روي overlay قرار دهيد. سپس روي همين لايه فيلتر filter&gt; others &gt; high pass را اعمال كنيد. براي تعيين radius ، دانستن نوع چاپ مهم است. اگر با چاپگرهاي جوهر افشان با رزولوشن 300ppi چاپ مي‌كنيد، مقدار آنرا روي 3 قرار دهيد و اگر از پرينترهاي halftone چاپخانه‌اي استفاده مي‌كنيد، مقادير 4 تا 6 مناسب است. مجددا تاكيد مي‌كنم كه نتيجه اين نوع شارپنس در صفحه نمايش غير طبيعي بنظر مي‌آيد اما براي چاپ بسيار مناسب است.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/forum/showthread.php?p=11689&quot;&gt;بحث راجع به اين موضوع در تالار گفتگو&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;منابعي براي مطالعه بيشتر:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;The Photoshop CS2 Book for Digital Photographers&lt;br /&gt;&#10; Muska Lipman Adobe Photoshop CS Photographers Guide&lt;br /&gt;&#10;Harald Johnson, Mastering Digital Printing. Second Edition&lt;br /&gt;&#10;Digital Photography Workflow Handbook&lt;br /&gt;&#10;Ron Reznick, &apos;Digital Photography - Acquisition And Processing Techniques&apos;&lt;br /&gt;&#10;creativepro.com :Everything You Wanted to Know about Sharpening in Photoshop &lt;br /&gt;&#10;http://www.creativepro.com/story/feature/11242.html&lt;br /&gt;&#10;PC Magazine: Image-Editing Magic&lt;br /&gt;&#10;http://www.findarticles.com/p/articles/mi_zdpcm/is_200303/ai_ziff37312/print&lt;br /&gt;&#10;Tutorials – Sharpness&lt;br /&gt;&#10;http://www.cambridgeincolour.com/tutorials/sharpness.htm&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/7272/</link>
   <title>هنر شارپ كردن : قسمت دوم</title>
   <pubDate>2005-11-06 21:07:09</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/7272/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/sharpening/image0001.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;قبلا مباحثي راجع به شارپ كردن تصاوير ديجيتال داشته‌ايم. در اين نوشتار قصد تكرار مكررات نداشته بلكه مي‌خواهيم ظرائف و چالشهاي اين فرآيند را بيشتر بررسي كرده و راه عملي براي آن ارائه دهيم. در پايان اين سلسله مقالات درمي‌يابيد كه چرا فرآيند شارپ كردن، را با لفظ &quot;هنر&quot; معرفي نموده‌ايم.&lt;br /&gt;&#10;ابتدا مروري داريم بر نكات مهم و عملي فرآيند شارپ كردن.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;1-&#9;تصاوير ديجيتال نياز به شارپ كردن دارند. اين واقعيت را بايد بپذيريد كه تمام وسائلي كه تصوير ديجيتال توليد مي‌كنند، ذاتا شارپنس آنها را كم مي‌كنند. تبديل طيف طبيعي و يكنواخت رنگها و تونها به پيكسلها، همواره باعث كاهش شارپنس مي‌گردد. در دوربينهاي ديجيتال گاه بعلت اعمال فيلتر anti-aliasing اين مشكل شديدتر بروز مي‌كند.&lt;br /&gt;&#10;2-&#9;در بسياري از دوربينهاي ديجيتال امكان شارپ كردن تصوير وجود دارد. اما همينجا تكليفمان را روشن كنيم: هيچگاه تصاويرتان را در دوربين ديجيتال شارپ نكنيد. چرا؟ به همان دليل كه نبايد با دوربين ديجيتال، تصاويرتان را به صورت سياه و سفيد تبديل كنيد. از دست دادن اطلاعات تصوير در اين مرحله گناهيست نابخشودني.&lt;br /&gt;&#10;3-&#9;شارپنس تصوير با رزولوشن تصوير تفاوت دارد. رزولوشن تعيين مي‌كند كه در تصوير چه مقدار جزئيات وجود دارد اما شارپنس تعيين مي‌كند كه اين جزئيات چقدر واضح هستند و قابل ديد مي‌باشند. رزولوشن واقعي يك تصوير را نمي‌توان زياد كرد. اما شارپنس را مي‌توان افزايش داد.&lt;br /&gt;&#10;4-&#9;زياده‌روي در انجام شارپنس مي‌تواند باعث اختلالاتي مانند ظهور هاله‌ها، افزايش نويز و ايجاد aliasing در تصوير شود.&lt;br /&gt;&#10;5-&#9;مهم است كه بخاطر داشته باشيم بعلت تفاوت تصاوير از لحاظ موضوع و كاربرد، نوع انجام فرآيند شارپ كردن نيز بايستي متفاوت باشد. نوع شارپ كردني كه براي يك تصوير پرتره بكار مي‌رود بايد با شارپ نمودن تصويري از يك جنگل پردرخت و يا تصوير يك بناي معماري متفاوت باشد. گاهي حتي شارپ كردن مناطق مختلف يك تصوير نيز متفاوت است: شارپ كردن موها با شارپ كردن صورت در يك تصوير پرتره يكسان نيست.&lt;br /&gt;&#10;6-&#9;هيچگاه اميدوار نباشيد كه بي‌دقتيهاي مرحله عكاسي را با شارپ كردن جبران كنيد. فوكوس اشتباه يا لرزش دست هنگام عكاسي، جزو مسائلي هستند كه با شارپ كردن قابل اصلاح نيستند (يا بهتر بگويم، تصحيح اينها براحتي و به طور كامل امكان پذير نيست).&lt;br /&gt;&#10;7-&#9;نوع شارپ نمودن عكس بستگي به مشخصات خاص عكس مانند رزولوشن و ميزان نويز نيز دارد. عدم توجه به اين مساله مي‌تواند باعث افزايش نويز تصوير و يا كاهش جزئيات تصوير گردد.&lt;br /&gt;&#10;8-&#9;به طور معمول در مرحله چاپ تصوير نيز كاهش شارپنس بوجود مي‌آيد. اگر مي‌خواهيد تصاويرتان را چاپ كنيد، بايد فرآيند شارپنس خاص براي چاپ را بكار ببريد كه آنهم بسته به نوع چاپ (چاپ با پرينترهاي خانگي و يا دستگاههاي چاپ) متفاوت است.&lt;br /&gt;&#10;9-&#9;شارپ كردن، مرحله آخر ويرايشهاي تصوير است. هيچگاه آنرا در ابتدا و قبل از ساير ويرايشها مانند تصحيح level و curve‌انجام ندهيد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;همانگونه كه عيان است، اين فرآيند كاري است دقيق. استفاده نادرست آن نه تنها فايده‌اي ندارد كه مضر هم هست. بالعكس، در صورت استفاده صحيح و دقيق از اين فرآيند، تصاويرتان دچار بهبود معجزه‌آسايي خواهند شد كه شايد باورش برايتان مشكل باشد.&lt;br /&gt;&#10;                                      ------------------------------&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;فرآيند شارپ كردن را به 3 مرحله تقسيم مي‌كنيم و در هر مرحله ظرائف خاصش را بيان خواهيم كرد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;مرحله اول: Capture sharpening &lt;br /&gt;&#10;در اين مرحله شارپنسي را كه طي عكاسي از دست رفته به تصوير باز مي‌گردانيم.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;مرحله دوم: Creative sharpening &lt;br /&gt;&#10;يا شارپ نمودن خلاقانه، كه در آن بسته به نوع تصوير و موضوع آن، شارپنس خاص هر تصوير را اعمال خواهيم كرد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;مرحله سوم:Output sharpening &lt;br /&gt;&#10;پس از انجام دو مرحله قبل و پس از تنظيم سايز تصوير براي خروجي خاص، شارپنس خاصي براي چاپ يا نمايش آن در صفحات وب اعمال مي‌كنيم.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;Capture sharpening&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;(شامل ابزارهاي Unsharp masking ، Smart sharpen و Adobe Camera RAW )&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;الف)Unsharp mask &lt;br /&gt;&#10;توضيحات كامل اين ابزار &lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/archives/001247.php&quot;&gt;قبلا&lt;/a&gt; در سايت منتشر شده است. در اينجا فقط به نكات عملي آن مي‌پردازيم.&lt;br /&gt;&#10;مقادير 3 متغير اين ابزار براي تصاوير مختلف و مقاصد مختلف، متفاوت است. به طور كلي مقادير Amount ، Radius و Threshold  ( كه از اين پس براي سهولت آنها را A، R و T ميناميم)، A=85/R=1/T=4 مناسب است. اما براي تصاويري كه حاوي اجسام نرم و صاف مانند گل، بچه‌ها و حيوانات كوچك خانگي هستند، A=150/R=1/T=10‌ نتيجه بهتري دارد. در مورد پرتره، A=75/R=2/T=3‌مناسب است و در مواردي مانند تصوير منظره و داخل ساختمان كه بخواهيم ميزان شارپنس متوسط باشد، A=225/R=0.5/T=0 مفيد خواهد بود. گاهي نياز به حداكثر شارپنس داريم، مثلا در مورد تصاوير خارج از فوكوس و يا مواردي كه بخواهيم لبه هاي اجسام را به وضوح در عكس نشان دهيم. مثل عكاسيهاي صنعتي و يا عكاسي از اجسام( مثل سكه و ...). دراينگونه موارد A=65/R=4/T=3 كاربرد دارد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;Lab Color Sharpening&lt;br /&gt;&#10;يكي از مشكلات فرآيند شارپ كردن، ايجاد هاله‌هاي رنگي است. براي احتراز از اين مشكل يك راه ساده وجود دارد. بجاي شارپ كردن كل اطلاعات تصوير (شامل رنگها)، فقط اطلاعات روشنايي تصوير را شارپ مي‌كنيم. براي اين منظور تصوير را به حالت Lab color‌ مي‌بريم( Image &gt; Mode &gt; lab Color ) و بعد در پالت channel ، كانال Lightness راانتخاب كرده و فقط به اين كانال، ابزار Unsharp mask را اعمال مي‌كنيم. در نهايت مجددا تصوير را به حالت RGB مي‌بريم.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;ادامه اين بحث را در هفته‌هاي آينده پي مي‌گيريم...&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/forum/showthread.php?p=11689&quot;&gt;بحث راجع به اين موضوع در تالار گفتگو&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/7269/</link>
   <title>هنر شارپ كردن</title>
   <pubDate>2005-10-23 14:11:41</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/7269/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;كنترل shadow/highlight در فتوشاپ يكي از كنترلهاي مهم در تنظيم تونيسيته تصاوير است كه كمتر مورد توجه قرار مي‌گيرد. اين كنترل كه از هنگام معرفي فتوشاپ CS به تنظيمات آن افزوده شده است، مي‌تواند در احياي مناطق تيره يا پرنور شده تصاوير ديجيتال موثر باشد. هر چند شايد امكان انجام برخي اصلاحات اين كنترل توسط ساير ابزارهاي استاندارد مانند منحني و level هم وجود داشته باشد، اما پس از خواندن اين متن تصديق خواهيد كرد كه با استفاده از اين ابزار مي‌توان براحتي و سرعت، تنظيمات بسيار دقيق و حرفه‌اي در مناطق shadow/highlight تصاوير اعمال كرد.&lt;br /&gt;&#10;كاربرد اين ابزار بويژه براي اصلاح روشنايي در تصاويري است كه بدليل پس‌زمينه روشن، موضوع پيش‌زمينه بيش از حد تاريك شده است و يا در مواردي كه بدليل نزديك بودن به فلاش، موضوع بيش از حد روشن شده است. اشتباه نكنيد: اين ابزار تصوير را روشن يا تيره نمي‌كند، بلكه مناطق سايه يا پر نور را بر اساس پيكسلهاي اطراف تغيير روشنايي مي‌دهد و بهمين دليل مي‌توان كنترل كامل و مجزايي در مناطق تيره و روشن تصوير داشت. همچنين با دارا بودن كنترلهاي ديگري، اين ابزار قادر است كه تنظيم كنتراست، رنگ، white point و dark point نيز انجام دهد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/shadow/image001.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/shadow/image002.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;از طريق منو Image &gt; Adjustments &gt; Shadow/Highlight به اين ابزار دسترسي خواهيد داشت. ابتدا مطمئن شويد كه گزينه preview انتخاب شده باشد تا بتوانيد تغييرات ايجاد شده را مستقيما مشاهده نماييد. اين ابزار در دو حالت ساده و پيشرفته نمايش داده مي‌شود كه براي نمايش در حالت پيشرفته بايستي گزينه show more option را انتخاب نماييد.&lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/digitalcamera/image/shadow/image003.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;ابتدا مقدار amount را براي مناطق shadow‌ و highlight‌ تنظيم كنيد. هر چه اين مقدار بيشتر باشد، مقدار روشنايي در مناطق shadow  بيشتر و مقدار تاريكي در مناطق highlight بيشتر خواهد بود.&lt;br /&gt;&#10;براي تنظيمات دقيقتر از Tonal width استفاده مي‌كنيم. اين متغير تعيين مي‌كند كه اصلاحات ما در چه محدوده‌اي اعمال شود. هر چقدر اين متغير را كمتر كنيم، تغييرات ما فقط به مناطق تيره‌تر shadow و روشنتر Highlight اعمال مي‌گردد. مثلا اگر بخواهيد فقط يك محدوده كوچك تيره، در مناطق سايه را تنظيم كنيد بايد اين متغير را كم نماييد. اگر مقدار اين متغير بيش از حد شود، مي‌تواند باعث آرتيفكتهايي بصورت هاله‌هاي روشن يا تيره گردد.&lt;br /&gt;&#10; &lt;br /&gt;&#10;گفتيم كه اين ابزار تغييرات روشنايي را بر حسب پيكسلهاي مجاور مناطق تيره و روشن تنظيم مي‌كند. يعني بر حسب پيكسلهاي مجاور يك پيكسل خاص، متوجه مي‌شود كه اين منطقه جزو shadow‌است يا highlight . با متغير radius مي‌توان اندازه منطقه‌اي را تعيين كرد كه اين ابزار بر حسب آن متوجه مي‌شود كه يك پيكسل در مناطق تيره قرار دارد يا در مناطق روشن. هر چه اسلايدر مربوطه را به سمت چپ ببريم، ميزان اين متغير كمتر خواهد شد و بالعكس. مقدار مناسب اين متغير بستگي به تصوير دارد و بايد با سعي و خطا به آن رسيد. كلا هرچه مقدارش بيشتر باشد، ابزار تمايل دارد كه منطقه بيشتري را تغيير روشنايي بدهد. استفاده نادرست از اين متغير مي‌تواند كنتراست تصوير را كم نمايد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;وقتي با اين ابزار مناطقي از shadow  يا highlight را بازيابي مي‌كنيد، براي تنظيم رنگ اين مناطق بازيابي شده (كه قبلا تيره يا روشن بوده‌اند)، مي‌توان از متغير color correction استفاده كرد. براحتي ميتوان رنگ مناطق بازيابي شده را تنظيم كرده و اشباع آنرا كم يا زياد نمود. اين كنترل فقط در مورد تصاوير رنگي در دسترس قرار دارد. در مورد تصاوير grayscale كنترل ديگري بنام brightness وجود دارد كه با آن به سهولت مي‌توانيد روشنايي مناطق مذكور را تنظيم نماييد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;اگر از كنتراست تصويرتان راضي نيستيد، با متغير Midtone contrast قادر خواهيد بود كه كنتراست تصويرتان را نيز تنظيم كنيد. افزايش اين متغير، باعث مي‌شود كه كنتراست بيشتر، مناطق سايه تيره‌تر و مناطق پرنور روشنتر شوند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;با Black Clip و White Clip ميتوان نقطه وايت پوينت و دارك پوينت تصوير را تنظيم كرد. اينها تعيين مي‌كنند كه چه حد روشنايي براي تصويرتان سياه مطلق يا سفيد مطلق باشد. هرچقدر اعداد بزرگتري انتخاب كنيد، كنتراست تصوير بيشتر مي‌شود اما به همان موازات، جزئيات تصوير در مناطق سايه و پر نور تصوير نيز كم خواهد شد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;در نهايت مي‌توان تنظيمات خاصي را كه با اين كنترل انجام داده شده، ذخيره كرد و در آينده از آن استفاده نمود. به طور معمول وقتي اين كنترل را بر روي تصويري باز مي‌كنيد، از تنظيمات پيشفرض خود استفاده مي‌نمايد كه براي تصاويري مناسب است كه پيش‌زمينه تاريك و پس‌زمينه روشن دارند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;-------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;&#10;&lt;strong&gt;پايان كلام&lt;/strong&gt;:&lt;br /&gt;&#10;بسياري از روشهايي كه تاكنون در اين سايت در زمينه هاي مختلف digital imaging شرح داده شده ‌است، توسط بسياري از منابع معتبر توصيه شده‌اند و خود نيز عملا مدتها با آنها دست و پنجه نرم كرده و از عيب و حسنش آگاه شده‌ايم. اما همه اين سخن به اين معنا نيست كه اينان وحي منزل هستند كه اين ادعا در دنياي رو به پيشرفت ديجيتال، گزافه‌اي بيش نيست. سعي ما بر اين بوده كه روشي را پيشنهاد نماييم كه اولا توصيه‌شده باشد، ثانيا كارآيي آن عملا اثبات شده باشد و ثالثا در دسترس باشد. رعايت اين سه شرط مشي ما بوده براي انتخاب مطالب، مگر در مواردي خاص كه هدف ديگري در نظر بوده كه در همان جا علت توضيح داده شده است. انتظار سايت عكاسي ديجيتال از خوانندگان خود اين است كه به مطالب منتشر شده، فيدبك مناسبي بدهند. منظور تمجيد و تحسين نيست، كه انتظارمان اين است كه مارا از تجربه خود آگاه نماييد، اگر روشهاي بهتري را سراغ داريد، به اطلاع ما و ديگر خوانندگان سايت برسانيد و اگر اين روش را مفيد يا مضر يافته‌ايد، آگاهمان نماييد. كه جز اين، طريقي ديگر براي ارتباط با شما و آگاهي از نتيجه كارمان نمي‌شناسيم. گويا حجم مطالب منتشر شده در سايت در برابر فقر فيدبكهاي مقالات اين سايت زبانزد خاص و عام شده است! &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/forum/showthread.php?t=925&quot;&gt;مباحث تکمیلی در باره این مطلب در تالار گفتگو&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;منابع:&lt;br /&gt;&#10;مستندات ادوبي فتوشاپ&lt;br /&gt;&#10;سايت ادوبي &lt;br /&gt;&#10;http://www.naturescapes.net/062004/gd0604.htm&lt;br /&gt;&#10;http://www.digitalproducer.com/2003/10_oct/tutorials/&lt;br /&gt;&#10;10_27/pscsshadow031028.htm&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/7255/</link>
   <title>Shadow/highlight</title>
   <pubDate>2005-06-10 00:19:23</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/7255/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt; براي آنكه بيشترين استفاده را از ابزار قدرتمند فتوشاپ ببريم، داشتن سخت‌افزار مناسب شايد يكي از مهمترين عوامل باشد اما تنها عامل نيست. بهينه سازي تنظيمات فتوشاپ بر اساس سيستم و كاربردهاي شخصي نيز عامل مهمي در استفاده كارآمد از فتوشاپ به شمار مي‌رود.&lt;br /&gt;&#10;در اين نوشتار به بهينه سازي و تنظيم فتوشاپ براي كارآيي بهتر خواهيم پرداخت.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;قسمت preferences‌ كه از طريق Edit &gt; Preferences در دسترس خواهد بود، شامل تنظيمات مهمي است كه هر چند وابسته به ميل كاربر قابل تنظيم است، اما مي‌تواند اثرات زيادي روي كارآيي نرم افزار داشته باشد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/csoptim/image001.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;History&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;يكي از تنظيمات اين قسمت History‌ است كه در قسمت اصلي preferences ( يعني تب General) وجود دارد. در اين قسمت مي‌توان تعيين نمود كه فتوشاپ تا چند سطح از ويرايشها را در حافظه نگهدارد تا از طريق پالت History قابل برگشت باشد. مي‌توان مقادير خيلي بالايي براي تعداد سطوح آن تعيين نمود، اما بخاطر داشته باشيد كه اينكار حافظه‌بر است و با افزايش تعداد اين سطوح، مقدار RAM آزاد براي كار اصلي فتوشاپ كم خواهد شد. حداكثر ميزان سطوح History برابر 1000 است اما اين مقدار در يك پروژه بزرگ، مقدار حافظه بسيار زيادي لازم خواهد داشت. پس بهتر است اين ميزان را كمترين مقداري تعيين كنيد كه براي شما مناسب است. هر كس به تجربه مي‌داند كه معمولا چند سطح از history را استفاده مي‌كند و تنظيم بر طبق اين اصل مي‌تواند در حافظه RAM‌ شما صرفه جويي مناسبي نمايد. و اگر تجربه قبلي در اين مورد وجود ندارد، مي‌توان در ابتدا مقادير بالاتر ( مثلا 40-50 ) انتخاب شود و بعد در طي يك دوره زماني چند هفته اي مقدار مناسب آنرا به تجربه بدست آورد و جايگزين نمود.&lt;br /&gt;&#10;حتما مي‌دانيد كه سابقه ذخيره شده در history‌ با بستن فايل از بين ميرود. اگر مي‌خواهيد اين سابقه به طور كامل در تمام مواردي كه فايل باز شده و ويرايش شده است را نگهداري نماييد (جهت ضبط شخصي يا ارائه به مشتري و يا موارد قانوني)، بايد اين سابقه را ذخيره كنيد. ذخيره اين سابقه به دو صورت Metadata ( كه همراه خود فايل است) و يا فايل متني مجزا امكان پذير است. در قسمت History Log تعيين كنيد كه چه گونه مي‌خواهيد اين سابقه ذخيره شود (Metadata ، فايل متني Txt يا هردو) وبعد جزئيات مورد ذخيره سازي را تعيين كنيد: حالت Sessions مواردي كه فتوشاپ فايل را باز و بسته كرده و يا نام فايل تغيير كرده ذخيره مي‌كند، حالت Concise علاوه بر موارد قبلي، حاوي پلت History است و در حالت detailed علاوه بر دو مورد قبل تغييرات پالت اكشن نيز ذخيره خواهد شد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;Export Clipboard&lt;/b&gt; &lt;br /&gt;&#10; اين گزينه كه در قسمت Option تب general قرار دارد، تعيين مي‌كند كه آيا موارد copy شده شما در فتوشاپ، براي استفاده در ساير برنامه ها نيز در دسترس باشد يا خير. اين گزينه را فقط وقتي انتخاب كنيد كه واقعا به اين كار نياز داريد چرا كه اينكار هم روي ميزان حافظه و هم كارآيي فتوشاپ اثر خواهد داشت.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;Cache level &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt; &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/csoptim/image002.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;اين گزينه كه در قسمت Memory &amp; image cache قرار دارد، يك عامل تعيين كننده مهم در كارآيي سيستم است. هر چقدر مقدار اين گزينه بيشتر باشد، هنگام كار با فايلها و تغيير زوم روي تصاوير، سرعت و كارآيي بيشتر است. به عبارت ديگر اگر سطح cache بالاتر بشد، فتوشاپ بجاي رسم مجدد تصوير در هنگام زوم، از اطلاعات ذخيره شده در حافظه استفاده مي‌كند و سرعت كار بيشتر خواهد شد. اما اين به معناي مصرف حافظه RAM‌ هم مي‌باشد. پس بايد تعادلي بين ميزان مورد نياز و حافضه مصرفي برقرار كرد. اگر حافظه زياد داريد ، مي‌توانيد سطوح آنرا بالاتر ببريد تا سرعت كارتان بيشتر شود. تعداد سطوح قابل انتخاب از 1 تا 8 است كه معادل اندازه هاي 66.7- 50- 33.3-25-16.7-12.5- 8.33 درصد در اندازه زوم است. بياد داشته باشيد كه اگر با فايلهاي بزرگ كار مي‌كنيد، مصرف حافظه RAM‌ براي سطوح cache نيز بيشتر خواهد بود.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;Scratch Disk setup&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/csoptim/image003.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;حتي اگر 2 گيگابايت RAM (حداكثر ميزان RAM قابل آدرس دهي در فتوشاپ سي اس / در فتوشاپ سي اس 2 بيش از 2 گيگابايت رم قابل آدرس دهي است( داشته باشيد، هنگام كار با فايلهاي بزرگ، با رزولوشن بالا و چند لايه، بسرعت ميزان حافظه مورد نياز فتوشاپ از ميزان حافظه رم شما فراتر خواهد رفت. در اين موارد فتوشاپ قادر است كه از هارد ديسك شما به عنوان حافظه مجازي استفاده نمايد. فتوشاپ مي‌تواند از 4 درايو مجزا تا مجموعا 64 اگزابايت!( Exabyte=1 billion gigabyte) براي اين منظور استفاده كند. براي تنظيم اين حافظه مجازي وارد قسمت Plug-in &amp; Scratch disk  صفحه preferences شويد. در 4 منوي موجود در قسمت scratch disk مي‌توانيد تا چهار درايو را به اينكار اختصاص دهيد كه بترتيب استفاده خواهند شد يعني با پر شدن اولي از دومي استفاده خواهد شد و ...&lt;br /&gt;&#10;تنظيم ترتيب اين هارددرايو ها در كارآيي فتوشاپ تاثير دارد. يك اشتباه اين است كه درايو اول را به درايوي نسبت دهيم كه سيستم عامل در آن نصب شده و داراي حافظه مجازي مخصوص به خود(Virtual Memory ويندوز) است. بهتر است درايو اول هميشه به يك درايو با فضاي خالي زياد و در جايي غير از نصب سيستم عامل نسبت داده شود. براي آنكه درايوهاي بعدي را نيز تنظيم كنيد، مي‌توانيد از اين اولويتها استفاده كنيد:&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;u&gt;اولويت اول&lt;/u&gt;: درايو با سرعت بالا كه توسط سيستم عامل(يا Virtual memoryآن) استفاده نشده است و محل ذخيره تصاوير نيز نيست. اگر چند هارد ديسك مجزا داريد كه سرعتهاي متفاوتي دارند، حتما سريعترين را به اينكار اختصاص دهيد.&lt;br /&gt;&#10;&lt;u&gt;اولويت دوم&lt;/u&gt;: درايو با سرعت بالا كه توسط سيستم عامل(يا Virtual memoryآن) استفاده نشده است اما در آن تصاوير ذخيره شده، قرار دارند.&lt;br /&gt;&#10;&lt;u&gt;اولويت سوم&lt;/u&gt;: درايو سرعت بالايي كه توسط سيستم عامل استفاده نشده است، اما محل Virtual memory  سيستم عامل است.&lt;br /&gt;&#10;&lt;u&gt;اولويت چهارم&lt;/u&gt;: هارد درايو اكسترنال با پورت FireWire800 &lt;br /&gt;&#10;&lt;u&gt;اولويت پنجم&lt;/u&gt;: درايوي كه توسط سيستم عامل استفاده شده است.&lt;br /&gt;&#10;&lt;u&gt;اولويت ششم&lt;/u&gt;: هارد درايو هاي اكسترنالي كه از پورتي بجز fireWire800‌ استفاده ميكنند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;بياد داشته باشيد كه ليست درايوهاي قابل انتخاب شما در منوهاي scratch Disk شامل تمام هاردهاي متصل و نيز پارتيشنهاي موجود درهريك است. اما استفاده از چند پارتيشن روي يك هارد ديسك مطمئنا مشابه استفاده از چند هارد ديسك مجزا نخواهد بود. اما  حداقل مي‌توانيد درايو اول را به پارتيشني نسبت دهيد كه ويندوز روي آن نصب نشده است. و اگر هارد اضافه داريد حتما براي Scratch disk از آن استفاده كنيد.&lt;br /&gt;&#10;نكته ديگر آنكه با توجه به اولويتهاي ذكر شده، معلوم مي‌شود كه درايوي كه در آن ويندوز نصب شده است كمترين كارآيي را دارد (البته بعد از هاردهاي اكسترنال بدون پورت firewire 800) پس هيچگاه از آن بعنوان اولين scratch disk‌ استفاده نكنيد.&lt;br /&gt;&#10; پورت firewire 800 ‌ يا (IEEE1394b) پورت بهينه شده FireWire =IEEE 1394 است. سرعت اين پورت 800مگابيت در ثانيه است در حاليكه سرعت پورت FireWire 400 مگابيت در ثانيه، پورت USB2 برابر 480 مگابيت در ثانيه و USB1.1 معادل 12 مگابيت در ثانيه است.&lt;br /&gt;&#10;نصب يك هارد ديسك مجزا با سرعت بالا براي Scratch Disk‌ بهترين انتخاب براي بالا بردن كارآيي فتوشاپ خواهد بود (مثلا يك هارد اسكازي يا SATA با سرعت چرخش 15000 دوردر ثانيه). به طور معمول فضاي خالي لازم براي Scratch Disk حداقل 5 برابر اندازه فايلهايي است كه شما با آن كار مي‌كنيد (‌البته اندازه واقعي نه اندازه محاسبه شده از روي تعداد پيكسلها). حداقل مقدار 1.5 گيگابايت فضاي خالي، مقدار مناسبي خواهد بود. چنين درايوهايي كه فضاي خالي زيادي دارند، به شدن در معرض Fragmentation‌ هستند و بنابراين Defragmentation منظم آن، به بهبود كارآيي كمك خواهد نمود.&lt;br /&gt;&#10;نكته ديگر آنكه پارتيشني كه سيستم عامل در آن نصب شده است (يا جايي كه شما براي Virtual memory ويندوز مشخص نموده ايد)، نيز بايستي فضاي كافي داشته باشد. براي كار در فتوشاپ اختصاص 20 گيگابايت فضاي خالي به پارتيشن حاوي حافظه مجازي ويندوز توصيه مي‌شود.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;Memory Usage&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;با اجراي فتوشاپ، مقداري از RAM براي اين نرم‌افزار اختصاص مي‌يابد. اين ميزان را مي‌توان در قسمت Memory Usage (در صفحه Memory &amp; Image Cache) تعيين نمود. اگر ميزان كمي براي اين انتخاب در نظر گرفته شود، كارآيي فتوشاپ كم خواهد شد و اگر ميزان انتخابي بيش از حد باشد، افت كارآيي كل سيستم و بالطبع فتوشاپ را در پي خواهد داشت.&lt;br /&gt;&#10;اگر ميزان كل RAM شما كمتر از 2 گيگابايت است، انتخاب 50%‌ و اگر بيش از 4 گيگابايت RAM‌ داريد، انتخاب 70% براي Memory Usage مناسب است.البته اگر قبل از فتوشاپ، برنامه هاي ديگري را اجرا نموده باشيد، ممكن است حافظه باقيمانده براي فتوشاپ كمتر شود و نتواند از تمام مقداري كه شما تعيين كرده‌ايد استفاده كند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt; &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/csoptim/image004.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;در قسمت پايين صفحه فتوشاپ، يك منو وجود دارد كه اطلاعات خوبي درباره حافظه و Scratch Disk ميدهد. يك فايل در فتوشاپ باز كنيد و اين منو را بررسي كنيد. اگر در اين منو گزينه Scratch size را انتخاب كنيد، دو عدد نشان خواهد داد كه عدد سمت چپ ميزان حافظه‌اي است كه فتوشاپ در حال حاضر استفاده مي‌كند و عدد سمت راست ميزان RAM اختصاص يافته به فتوشاپ است. اگر عدد سمت چپ از عدد سمت راست بيشتر شود (مثلا با باز كردن چند فايل ديگر)، آنگاه فتوشاپ از فضاهايي كه شما براي Scratch disk در هاردتان اختصاص داده‌ايد، استفاده خواهد كرد. با اين روش مي‌توانيد دريابيد كه آيا حافظه RAM شما براي كارهايتان كفايت ميكند يا اينكه در اغلب اوقات فتوشاپ مجبور است كه از هارد ديسك استفاده نمايد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;Palette preview thumbnails&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;فتوشاپ براي نمايش Thumbnail تصاوير در پالتهاي لايه، كانال و Paths حافظه اضافي مصرف ميكند. همچنين با هر تغيير در تصوير، مجددا آنها را دوباره سازي ميكند كه هردو اين موارد باعث كاهش كارآيي خواهد شد.براي تغيير اندازه با احيانا خاموش نمودن اين مشخصه، از منوي هر پالت گزينه Palette option را انتخاب كرده و تغييرات مورد نظرتان را در قسمت thumbnail size بدهيد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;سبك كردن بارگذاري فتوشاپ&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;به طور معمول فتوشاپ موقع اجرا، يكسري افزدونيها مانند پلاگينها، فونتها و پروفايلها رو در حافظه بار گذاري مي‌كند كه هم باعث كاهش سرعت اجراي اوليه مي‌شود و هم ميزان حافظه در دسترس را كم مي‌كند. عدم بارگذاري اجزاي غير لازم مي‌تواند به بهبود كارآيي فتوشاپ كمك كند.&lt;br /&gt;&#10;مثلا پلاگينهاي فولدر Plug-ins\Digimarc به ندرت استفاده مي‌شوند( اينها براي ايجاد و خواندن واترماركينگ ديجيتال هستند). با افزودن علامت مد( ~ ) به اول نام فولدر، فتوشاپ از بارگذاري آنها صرفنظر خواهد كرد (~Digimarc). اينكار را با ساير پلاگينهايي كه لازم نداريد، نيز مي‌توانيد انجام دهيد.&lt;br /&gt;&#10;فتوشاپ موقع اجرا، تمام فونتهاي موجود در فولدر فونت سيستمي و نيز فولدر فونت ادوب(\Program Files\Common Files\Adobe\Fonts\)  را بارگذاري مي‌كند. اگر فونتي را لازم نداريد از اين فولدرها به جاي ديگري منتقل كنيد. همچنين پروفايلهايي را كه لازم نداريد نيز از فولدر پروفايل \Program Files\Common Files\Adobe\Color\Profiles\&lt;br /&gt;&#10;منتقل نماييد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;b&gt;منابع:&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;http://www.adobe.com/support/techdocs/322829.html&lt;br /&gt;&#10;http://www.adobe.com/support/techdocs/317280.html&lt;br /&gt;&#10;http://www.outbackphoto.com/workshop/photoshop_corner/essay_09/essay.html&lt;br /&gt;&#10;http://user.fundy.net/morris/photoshop26.shtml&lt;br /&gt;&#10;http://download.microsoft.com/download&lt;br /&gt;&#10;/d/1/9/d193e2d3-fac1-4e72-b9c1-42224aa709c5/OWXP_BROCHURE.PDF&lt;br /&gt;&#10;http://www.ephotozine.com/forum/viewanswers.cfm?qid=21108&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/7242/</link>
   <title>بهينه سازي فتوشاپ</title>
   <pubDate>2005-04-15 21:10:18</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/7242/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;ابزار curve فتوشاپ يكي از قويترين ابزارهاي ويرايشي به شمار مي‌رود. اما بعلت حساس بودن اين ابزار، كاربرد نادرست آن منجر به آثار ناخواسته در تصاوير شده و بهمين علت محبوب كاربران نيست.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;ابزار curve چيست؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;در حالت معمول، ابزار curve به صورت زير ديده مي‌شود:&lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/curve/image001.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;در نمودار curve يك خط مستقيم از قسمت چپ پايين تا قسمت راست بالا كشيده شده است. در قسمت پايين و نيز چپ نمودار، دو مستطيل حاوي طيف سياه تا سفيد نيز ديده مي‌شوند كه مستطيل پاييني نمايانگر روشنايي اصل تصوير (به عنوان ورودي يا نقشه قبل از تغيير) و مستطيل سمت چپ نمايانگر خروجي اين ابزار است. پس مشخص مي‌شود كه در اين نمودار، خط (يا منحني) موجود، رابطه بين روشنايي ورودي و خروجي را نشان مي‌دهد. همچنين واضح است كه نقطه لنگر سمت چپ پايين، نشانگر تاريكترين قسمت تصوير و نقطه لنگر راست بالا نشانه روشنترين قسمت تصوير است. و منحني، تبديل تدريجي ايندو را نشان مي‌دهد.&lt;br /&gt;&#10;با كليك كردن و رها كردن روي منحني، يك نقطه لنگر جديد ايجاد مي‌شود. مي‌توان اين كار را به مقدار دلخواه تكرار كرد و نقاط لنگر جديد ساخت و بعد با ماوس آنهارا حركت داد. ابزار curve سعي مي‌كند هميشه بين نقاط انتخاب شده، يك منحني حتي الامكان يكنواخت ايجاد نمايد. براي حذف يك نقطه لنگر بايد دكمه CTRL‌را گرفت و روي نقطه مورد نظر كليك كرد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;با تغيير منحني، مي‌توان مقدار روشنايي يك نقطه خاص تصوير را تغيير داد و مقدار جديدي به آن داد.&lt;br /&gt;&#10; &lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/curve/image002.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;در حقيقت با ايجاد يك نقطه لنگر جديد، در كادرهاي input و output‌ مقادير اوليه و ثانويه روشنايي آن نقطه را مشاهده ميكنيد و با تغيير آن نقطه ميتوانيد مقادير نهايي روشنايي آن‌را در كادر output مشاهده نماييد.&lt;br /&gt;&#10;مانند هيستوگرام، در اينجا نيز مي‌توان نمودار ابزار curve‌ را به سه منطقه مجزا از لحاظ روشنايي تقسيم نمود:&lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/curve/image003.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;كارهايي كه نبايد با ابزار curve‌ انجام داد!&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;گفتيم كه ابزار curve‌بسيار حساس است و نسبت به تغييرات اشتباه، بشدت واكنش نشان مي‌دهد و تصوير را خراب مي‌كند. پس قبل از بررسي كاربردهاي آن، ابتدا مواردي را گوشزد مي‌كنيم كه نبايد با اين ابزار انجام داد:&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;الف- فشرده كردن محدوده تونال&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;اگر قسمتي از منحني را طوري تغيير دهيد كه افقي (يا نزديك به افقي) گردد، مقداري از محدوده تونال تصوير را از دست داده‌ايد و در نتيجه كنتراست تصوير كم خواهد شد. اين موضوع در دو حالت زير مي‌تواند رخ دهد:&lt;br /&gt;&#10; &lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/curve/image004.gif&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/curve/image005.gif&quot; &gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;در شكل بالايي، نقاط لنگر بالا و پايين منحني به سمت خط افقي كشيده شده‌اند. با اينكار نقطه سياه يا سفيد تصوير را تغيير داده‌ايد و در نتيجه بشدت محدوده ديناميكي تصوير كم خواهد شد.&lt;br /&gt;&#10;در شكل پايين، كنتراست موضعي تصوير در يك ناحيه خاص كم مي‌شود.&lt;br /&gt;&#10;در هر دو حالت يك محدوده زياد تونال تصوير (ورودي) به يك محدوده كم در خروجي اين ابزار تبديل شده‌اند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;ب) منبسط كردن محدوده تونال&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;برعكس مورد قبل، اگر يك قسمت از منحني را عمودي (يا نزديك به عمودي)نماييم، باعث خواهد شد كه محدوده تونال در آن قسمت به طور غير طبيعي وسيع شود كه درنتيجه در آن قسمت، از لحاظ تونيسيته و نيز smoothness ضعف شديدي در تصوير حاصل مي‌گردد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/curve/image006.gif&quot; &gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;b&gt;ج) كاهش كنتراست:&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;اگر نقاط لنگر اصلي بالا و پايين را روي محور y ها حركت دهيم، مناطق تاريك و روشن تصوير از دست مي‌روند و با كم شدن محدوده تونال، كنتراست تصوير كم خواهد شد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/curve/image007.gif&quot; &gt;&lt;/p&gt; &#10;&#10;&lt;p&gt;هميشه بهتر است تنظيم نقاط سياه و سفيد تصوير را قبل از استفاده از ابزار curve انجام دهيم.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;كاربردهاي ابزار curve &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;الف) تنظيم روشنايي:&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;با تغيير منحني به سمت نيمه بالا/ چپ، روشنايي تصوير زياد مي‌شود و با تغيير آن به سمت نيمه پايين/راست، روشنايي كم خواهد شد.&lt;br /&gt;&#10; &lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/curve/image008.gif&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;يك كاربرد ابزار curve ، تغيير روشنايي نواحي مياني تصوير است. به گونه‌اي كه مي‌توان روشنايي نواحي Midrange تصوير را بدون از دست دادن محدوده ديناميكي تغيير داد. براي اين منظور يك نقطه لنگر جديد در وسط منحني ايجاد مي‌كنيم. بعد آنرا به طور دقيق به سمت دو گوشه بالا/ راست يا پايين/ چپ (‌به ترتيب براي افزايش يا كاهش روشنايي) مي‌كشيم. حركت اين نقطه لنگر بايد دقيقا به سمت دو گوشه باشد تا تغييرات روشنايي به طور قرينه در تصوير ايجاد شود. با اين روش تغيير روشنايي، نقاط سياه و سفيد تصوير هم تغييري نكرده‌اند.&lt;br /&gt;&#10; &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/curve/image009.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&#10; &lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/curve/image010.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;همانگونه كه مشاهده مي‌شود قسمت مياني هيستوگرام تغيير مي‌كند، بدون آنكه تغييري در دو سوي آن رخ دهد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;b&gt;ب) بهبود كنتراست:&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;ابزار curve نشان نمي‌دهد كه تصوير داراي چه كنتراستي است اما مي‌توان با آن، كنتراست تصوير را زياد كرد. حالت اوليه منحني (خط مستقيم با زاويه 45 درجه) نشاندهنده حالت فعلي تصوير است. هر چقدر اين خط  مستقيم را به حالت عمودي تغيير دهيم، كنتراست تصوير زياد مي‌شود، اما همانگونه كه گفته شد، با اينكار نقاط سياه و سفيد تصوير هم تغيير مي‌كنند كه مورد نظر ما نيست. پس براي افزايش كنتراست، دو نقطه جديد (نزديك به دو انتها) روي خط ايجاد مي‌كنيم. وسپس آنها طوري حركت مي‌دهيم كه شكل منحني به صورت شبيه S در آيد. با اينكار بدون تغيير نقاط سياه و سفيد تصوير، كنتراست نواحي مياني تصوير را زياد كرده‌ايم.&lt;br /&gt;&#10; &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/curve/image011.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/curve/image012.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt; &#10;&#10;&lt;p&gt;بايد بياد داشت كه اين تغيير شكل نبايد شديد باشد( بعبارت بهتر فقط كمي شبيه S شود، كافي است) چرا كه بهر حال با اينكار كنتراست در دو سوي طيف هيستوگرام كم خواهد شد كه هرچند به طور معمول چندان جلب نظر نمي‌كند اما اگر تغييرات شديد باشد با افزايش كنتراست نواحي مياني، كنتراست درنواحي روشن وتيره تصوير كم خواهد شد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;نكته‌اي براي حرفه‌ايها&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;سنسور دوربينهاي ديجيتال بين روشنايي مناظر و روشنايي تصوير توليد شده، يك رابطه خطي شكل ايجاد مي‌كند. اما در عكاسي فيلمي اين رابطه به صورت S شكل است. اگر مي‌خواهيد تصاويرتان بيشتر شبيه عكاسي فيلمي باشد، انجام اين تغيير كاري بسيار مفيد خواهد بود. اما بدانيد كه اگر JPEG‌ عكس مي‌گيريد، اينكار قبلا توسط مبدل دروني دوربين انجام شده است و تغييرات بيشتر همواره مفيد نخواهد بود. اما در حالت RAW خودتان به ميل خود مي‌توانيد ميزان اين تغيير را مشخص كرده و به تصوير اعمال نماييد.&lt;br /&gt;&#10;(براي آشنايي با ساير روشهاي بهبود كنتراست، به مقاله &lt;a href=&quot;http://akkasee.com/digitalcamera/archives/001513.php&quot;&gt;بهبود كنتراست تصاوير&lt;/a&gt; و نيز &lt;a href=&quot;http://akkasee.com/digitalcamera/archives/002145.php&quot;&gt;روند كاري در فرمت RAW &lt;/a&gt;مراجعه نماييد).&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;ج) بازيابي مناطق روشن و تاريك تصوير&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;گاهي محدوده ديناميكي يك منظره بيشتر از حد تحمل دوربين است و در نتيجه در تصوير حاصله، مناطق خيلي روشن يا خيلي تاريك، فاقد جزئيات خواهند بود.&lt;br /&gt;&#10;براي اصلاح اين مشكل مي‌توان از ابزار curve‌ كمك گرفت. همانگونه كه در قسمت تغيير روشنايي گفتيم، ميتوان با تغيير منحني به سمت بالا/ راست روشنايي را زياد كرد و به سمت پايين/چپ روشنايي را كم نمود. براي اين منظور بايستي دو طرف طيف روشنايي تصوير را تنظيم نماييم. يعني نواحي روشن (قسمت بالاي منحني) را كمي به سمت پايين/چپ تغيير دهيم و قسمتهاي تاريك تصوير (قسمت پايين منحني) را به سمت بالا/ راست بكشيم. &lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/curve/image013.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&#10; &lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/curve/image014.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&#10; &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;فقط براي آنكه روشنايي نواحي مياني تصوير تغيير نكند، بايستي مطابق شكل چند نقطه لنگر در آن قسمتها ايجاد نماييم. اينجاست كه مزيت اين ابزار بر level‌ مشخص مي‌گردد: در اين ابزار براحتي مي‌توان مناطق مورد نظر را از حيطه تاثير آن مجزا نمود.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;منابع:&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;http://www.guides.sk/scantips2/&lt;br /&gt;&#10;http://www.escrappers.com&lt;br /&gt;&#10;http://www.photozone.de/7Digital&lt;br /&gt;&#10;مستندات ادوبي فتوشاپ cs&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/7237/</link>
   <title>جادوي Curve</title>
   <pubDate>2005-03-15 00:10:15</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/7237/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;در یک شب دل انگیز با دوربینتان به شکار مناظر رویایی شب رفته اید. با دقت تمام تنظیمات دوربین را انجام می دهید و با زمانهای چند ثانیه‌ای عکسهای زیبایی می‌گیرید. با اشتیاق و عجله تمام عکسها را روی کامپیوتر منتقل می‌کنید تا نتایج کار را ببینید. در حال بررسی تصویر هستید که متوجه نقاطی روشن در مناطق کاملا تیره تصویر می‌شوید. شاید ابتدا فکر کنید ستاره یا منبع کوچک نوری در دور دست بوده، ولی با دقت بیشتر درمی‌یابید که تعداد این نقاط که به رنگهای مختلف می‌باشد بیشتر از چند تا است و در تمام عکسهای شما دقیقا در همان نقاط تکرار شده‌اند. این ها همان پیکسلهای داغ یا Hot Pixel هستند که بعضی وقتها بدجوری اعصاب خوردکن هستند. دراین مقاله به بررسی علت وجود آنها و راههای رفع آن می‌پردازیم.&lt;br /&gt;&#10;ابتدا علت فنی وجود پیکسلهای داغ را بررسی می‌نماییم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;همانطور که می دانید CCD دوربین های دیجیتال از تعدادی پیکسل که بصورت ردیفی و ستونی در کنار هم قرار گرفته‌اند تشکیل شده است. هر کدام از این پیکسلها دارای اتصال الکتریکی بوده و اطلاعات درون آنها که بصورت یک شارژ الکتریکی است بعد از گرفتن هر عکس توسط سیستم سخت افزاری و نرم افزاری دوربین خوانده می‌شود. عبارت Hot pixel  به مشخصه ای از CCD ها اطلاق می‌شود که در زمانهای طولانی عکاسی روی می دهد. (این زمان طولانی از یک سنسور به سنسور دیگر تفاوت دارد ولی تقریبا زمان بالاتر از 3 ثانیه است). در عکسهایی که در چنین زمانهای طولانی گرفته می‌شوند نقاطی بسیار روشنتر از ناحیه اطراف دیده می‌شود. اگر با لنز در بسته در زمانی طولانی (مثلا 5 ثانیه) عکس بگیرید، در همان محل‌ها نقاطی روشن دیده می‌شود که به آنها پیکسلهای داغ یا گرم گفته می‌شود. از لحاظ فیزیکی علت این مشکل اطلاعات غلط تصویری است که بخاطر نشت شارژ در تراشه سنسور تصویر CCD بوجود آمده است. این نقاط بصورت اتفاقی در نواحی مختلف سنسور توزیع گردیده ، ولی محل آن در هر تراشه ثابت است. در شرایط عادی (زمان کوتاه عکاسی و نور عادی) این نقاط دیده نمی شوند، زیرا اندازه آنها در سطح نویز معمولی دوربین است. تنها در زمانهای عکاسی طولانی مدت (نور کم) است که این نقاط بزرگتر از نویز عادی CCD دوربین می‌شوند. به علاوه مقدار و شدت آنها با افزایش دما (دمای محیط و زمان روشن بودن دوربین که باعث داغ شدن CCD می شود)  افزایش می‌یابد. در واقع این نقاط از جنس همان نویز دوربین هستند، ولی با شدتی بیشتر. حضور این نقاط در حساسیتهای بالاتر شدیدتر از حساسیت های پایینتر است.&lt;br /&gt;&#10; این نقاط بخشی از ساختار طبیعی یک تراشه CCD هستند و نمی توان از آنها اجتناب نمود و یا آنها را خرابی سنسور نامید، اما باید وجود آنها را در پردازش تصاویر درون و بیرون دوربین مورد توجه قرار داد. البته تعداد چند هزار نقطه خراب در بین چند میلیون پیسکل مشکلی را در تصویر ایجاد نمی‌کند (مثل یک قطره جوهر در یک استخر) و می‌توان با جایگزین کردن داده ها از طریق میانیابی از میان داده‌های پیکسل‌های اطراف اطلاعات آنها را بازسازی نمود. ولی دوربین باید دقیقا بداند که پیکسل‌های مشکل دار کدام‌ها هستند. &lt;br /&gt;&#10;در کارخانه روی هر CCD آزمایشاتی انجام می‌شود و پیکسلهای دارای مشکل در جدولی که درون برنامه نرم افزاری دوربین قرار دارد یادداشت می‌شود. معمولا در این جدول 512 نقطه از نقاطی که دارای بیشترین مشکل می‌باشد ثبت مش‌شود تا دوربین در هنگام گرفتن عکس با مراجعه به این جدول اطلاعات پیکسلهای داغ را بازسازی ‌کند. با گذشت زمان طبیعی است که به تعداد پیکسلهای داغ افزوده شود و مشکل از همینجا آغاز می‌شود. در عسکهای شب و با سرعت پایین شاتر بخاطر اینکه اکثر پیکسلها تیره هستند، نقاط ناخواسته به رنگهای سفید یا رنگهای دیگر به راحتی در عکس دیده می‌شود. البته دوربین‌هایی که دارای سیستم کاهش نویز هستند این نقاط را حذف می‌کنند، ولی از آنجا که سیستم کاهش نویز در سرعتهای شاتر خاصی فعال می‌شود، نقاطی که حضورشان در تمام سرعتهای شاتر دائمی شده است در عکسهایی که سیستم کاهش نویز فعال نیست، دیده می‌شوند.  &lt;br /&gt;&#10;دوربین‌های مختلف برای برخورد با این مشکل روشهای خاصی دارند. بیشتر دوربین ها بر همان سیستم کاهش نویز تکیه دارند. در بعضی از دوربین‌ها برای بروز رسانی جدول پیکسلهای خراب درون دوربین در منوها یک گزینه Mapping دارند که با استفاده از آنها می توان هر چند وقت یکبار جدول پیکسلهای خراب را بروزرسانی نمود. در بعضی از دوربین ها هم هیچ فکری برای این مشکل نشده و باید عکسها را بعد از انتقال به کامپیوتر با استفاده از نرم افزارهای کاهش نویز و یا نرم افزارهای مخصوص اصلاح پیکسلهای داغ برطرف نمود. در صورتی که تعداد نقاط کم باشد نیز می‌توان با ابزار Clone فتوشاپ آنها را براحتی اصلاح کرد. اکنون روشهای اصلاح این مشکل را مورد بررسی دقیقتری قرار می دهیم.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;نرم افزارهای اصلاح پیکسل داغ&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;برای اصلاح مشکل پیکسلهای داغ نرم افزارهای بسیاری موجود می‌باشد که در اینجا تنها به معرفی چند نمونه معروف و مجانی می‌پردازیم. کار با اکثر این نرم افزارها بسیار آسان می باشد، لذا تنها به معرفی اجمالی آنها بسنده شده است. &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;- Hot Pixel Removal&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10; &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/Hot%20Pixel/image002.jpg&quot; width=&quot;318&quot; height=&quot;202&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;با این نرم افزار می توان پیکسلهای داغ تصویر را حذف نمود. برای اینکه این نرم افزار قادر به شناسایی پیکسلهای داغ باشد باید مشخصه دوربین خودتان را با دادن یک عکس زمان طولانی (زمان 1 تا 8 ثانیه) و تصحیح آن در زمانهای مختلف با استفاده از تغییر گزینه Window به نرم افزار داده و در آن ذخیره نمایید. گزینه Window دارای 4 گام می‌باشد که هر چه بالاتر برود نرم افزار محدوده بزرگتری از نقاط اطراف پیکسل های داغ را تغییر می دهد. در انتخاب این پارامتر باید دقت نمود که بیش از میزان نیاز نباشد، چون با بالاتر رفتن آن از جزئیات تصویر کاسته می‌شود. شما می توانید این نرم افزار را از &lt;a href=&quot;http://www.mediachance.com/digicam/hotpixels.zip&quot;&gt;این آدرس&lt;/a&gt; دریافت نمایید. &lt;br /&gt;&#10;&lt;a href=&quot;http://www.mediachance.com/digicam/hotpixels.htm&quot;&gt;توضیحات بیشتر &lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/Hot%20Pixel/image004.jpg&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;312&quot;&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;PixelZap  و PZapGUI&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;این دو نرم افزار برای اصلاح مشکل پیکسلهای داغ استفاده می‌شوند. PixelZap یک برنامه خط فرمانی است که در پنجره داس اجرا شده و  این مشکل را در تصاویر Jpeg حل می کند. PZapGUI نسخه گرافیکی آن است که روی ویندوز اجرا می‌شود. این نرم افزار برای تشخیص پیکسلهای داغ نیازی به تصویر تاریک (عکس با لنز بسته) ندارد و با استفاده از یک الگورریتم خاص می تواند پیکسلهای داغ را در عکس دوربین‌های دیجیتال شناسایی نماید. یکی از مشخصات این نرم  افزار این است که کمترین کاهش کیفیت ممکن را بر روی تصاویر Jpeg اعمال می نماید. &lt;br /&gt;&#10;نسخه داس و ویندوز نرم افزار هر دو یک کار را انجام می دهند، ولی نسخه داس برای استفاده در بچ فایلها و اتوماتیک کردن عملیات یا استفاده در اسکریپت ها و ... مناسب است. نسخه ویندوز نیز برای کسانی که آشنایی با استفاده از نرم افزارهای خط فرمانی ندارند مناسبتر می‌باشد. این دو نرم افزار را به صورت یک فایل فشرده از &lt;a href=&quot;http://www.tawbaware.com/pzapgui.zip&quot;&gt;این آدرس&lt;/a&gt; دریافت نمایید.&lt;br /&gt;&#10;&lt;a href=&quot;http://www.tawbaware.com/pixelzap.htm&quot;&gt;توضیحات بیشتر&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/Hot%20Pixel/image006.jpg&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;202&quot;&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;BlackFrame NR&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;یکی دیگر از نرم افزارهای اصلاح پیکسلهای داغ می باشد. این نرم افزار برای از بین بردن پیکسلهای داغ از عکس تاریک استفاده میکند. ایده کار ساده است. با دادن یک عکس تاریک از دوربینتان به نرم افزار، محل پیکسلهای داغ شناسایی شده و سپس این نقاط از روی عکس اصلی حذف و اصلاح می شود. &lt;br /&gt;&#10; &lt;br /&gt;&#10;&lt;a href=&quot;http://www.mediachance.com/digicam/blackframe.zip&quot;&gt; گرفتن نرم افزار &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;a href=&quot;http://www.mediachance.com/digicam/blackframe.htm&quot;&gt;توضیحات بیشتر &lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;همانطور که گفته شد برای این کار نرم افزارهای زیادی وجود دارد که با توجه به اینکه عملکرد تمام آنها مشابه است از معرفی سایر آنها خودداری می‌کنیم. علاقمندان می‌توانند با جستجو در اینترنت، تعداد بیشتری از این نرم  افزارها را بیابند. &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;نرم افزار CCD defects reader&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;در ادامه به معرفی یک نرم افزار می پردازیم که با تصحیح جدول Mapping چند مدل ازدوربینهای نیکون، پیکسلهای داغ را در عکسهای این دوربین ها رفع می نماید. البته این نرم افزار توسط یک برنامه نویس روسی نوشته شده و مورد تایید رسمی شرکت نیکون نیست، بنابر این مسئولیت استفاده از آن به عهده استفاده کننده است. در فروم سایت DPreview تعدادی از اعضا این نرم افزار را بر روی دوربین های خود استفاده نموده اند و گزارشی مبنی بر ایجاد صدمه بر دوربین نداده اند و از عملکرد نرم افزار رضایت کامل داشته اند. خود بنده نیز این نرم افزار را بر روی دوربین خودم که نیکون 5700 است آزمایش نمودم و مشکلی پیش نیامد، ضمن اینکه پیکسلهای داغ دوربین کاملا بر طرف شد. این نرم افزار بر روی مدلهای نیکون 2500و 995و 990و 4300و 4500و 5700 آزمایش شده است. (سری 5 نیکون COOLPIX).&lt;br /&gt;&#10;برای استفاده از این نرم افزار، ابتدا باید دوربین را از طریق کابل USB به کامپیوتر متصل نمایید. البته دوربین باید در مد اتصال Mass Storage باشد. سپس نرم افزار را اجرا نمایید. با اجرای نرم افزار، در صورت شناسایی دوربین مدل دوربین و شماره سریال بدنه دوربین و نیز شماره نسخه نرم افزار داخلی دوربین نوشته می‌شود. وگرنه پیغامی مبنی بر عدم شناسایی دوربین داده می شود. &lt;br /&gt;&#10; &lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/Hot%20Pixel/image008.jpg&quot; width=&quot;366&quot; height=&quot;220&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;این نرم افزار در دو مرحله به رفع مشکل می پردازد. ابتدا باید پیکسلهای داغ خوانده شود. با زدن دکمه خواندن READ نرم افزار به امتحان پیکسلهای سنسور دوربین پرداخته و پیکسلهای داغ را شناسایی می‌کند و شماره آنها را نشان می دهد. همانطور که گفته شد با توجه به اینکه جدول mapping دوربین تا 512 پیکسل را بیشتر در خود نگه نمی دارد، نرم افزار حداکثر تا 512 پیسکل را که دارای بیشترین مشکل می باشد شناسایی می‌کند. این مرحله چندین دقیقه طول می‌کشد. (روی 5700 برای من 13 دقیقه طول کشید). برای اطمینان حتما سعی نمایید که از باتری کاملا شارژ شده یا اتصال آداپتور استفاده و خاموش شدن اتوماتیک دوربین را غیر فعال نمایید تا در میانه کار دوربین خاموش نشود. &lt;br /&gt;&#10; &lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/Hot%20Pixel/image010.jpg&quot; width=&quot;366&quot; height=&quot;220&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;پس از خواندن نقاط، با زدن دکمه Remap نرم افزار به تصحیح جدول Mapping دوربین می‌پردازد. این کار با گرفتن یک عکس 3 ثانیه ای با دوربین شروع می شود و جدول در عرض چندین ثانیه بازنویسی می‌شود. (روی دوربین من حدود 11 ثانیه طول کشید). اکنون کار تمام شده است و پیکسلهای داغ دوربین شما ناپدید شده اند. &lt;br /&gt;&#10;آخرین نسخه این نرم افزار را که فعلا 0.15 است، می توانید از &lt;a href=&quot;http://e2500.narod.ru/cpixmap_v0.15.zip&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt; بگیرید.&lt;br /&gt;&#10;&lt;a href=&quot;http://e2500.narod.ru/ccd_defect_e.htm&quot;&gt;توضیحات بیشتر&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://e2500.narod.ru/uploader_e.htm#protocol&quot;&gt;توضیحات فنی در مورد پروتکل مورد استفاده برای ارتباط با دوربین و رجیسترهای برنامه داخلی دوربین.&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.math.ualberta.ca/imaging/protocol.html&quot;&gt;و نیز پروتکل ارتباط با دوربین های دیجیتال.&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;دوستان عزیز لطفا در صورت استفاده از این نرم افزار، تجربه خود را برای استفاده سایر دوستان در بخش نظر خواهی یا &lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/forum/viewtopic.php?t=315&quot;&gt;فروم سایت&lt;/a&gt; قرار دهید. &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;منابع: &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;http://www.imaging-resource.com/ARTS/HOT/HOT.HTM&lt;br /&gt;&#10;http://e2500.narod.ru/ccd_defect_e.htm&lt;br /&gt;&#10;http://www.mediachance.com/digicam/blackframe.htm&lt;br /&gt;&#10;http://www.mediachance.com/digicam/hotpixels.htm&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/7201/</link>
   <title>پیکسلهای داغ</title>
   <pubDate>2004-10-03 12:17:56</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/7201/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;گاه تهيه عكس با عمق ميدان كم در دوربينهاي ديجيتال ارزان قيمت، بسيار مشكل است.از سوي ديگر گاهي براي تاكيد خاص روي يك موضوع، تهيه چنين عكسهايي بسيار الزامي بنظر ميايد.(براي آشنايي با مفاهيم عمق ميدان به &lt;a href=&quot;http://akkasee.com/digitalcamera/archives/000529.php&quot;&gt;اين مطلب&lt;/a&gt; و &lt;a href=&quot;http://akkasee.com/digitalcamera/archives/001016.php&quot;&gt;اين مطلب &lt;/a&gt;مراجعه نماييد).&lt;br /&gt;&#10;براي ايجاد جلوه عمق ميدان كم در نسخه هاي قديمي فتوشاپ، بايستي  نواحي خارج از فوكوس را انتخاب كرده و سپس با استفاده از فيلتر Gaussian Blur ،آن قسمتها را محو نمود.اما عيب اين روش اين بود كه عكس تهيه شده چندان واقعي بنظر نميرسيد.&lt;br /&gt;&#10;در &lt;a href=&quot;http://akkasee.com/digitalcamera/archives/000653.php&quot;&gt;فتوشاپ CS &lt;/a&gt;امكاني بنام Lens Blur وجود دارد كه دقيقا ميتواند جلوه عمق ميدان كم را شبيه سازي نمايد.نكته جالب در مورد اين ابزار اين است كه كنترلهايي بسيار دقيق براي ايجاد شبيه سازي دارد كه با توجه به همين كنترلها ميتوان متوجه شد كه چرا حاصل كار اين ابزار تا اين اندازه واقعي بنظر ميرسد. كنترلهايي نظير فاصله كانوني و شكل روزنه ديافراگم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;حالا مراحل انجام كار را با هم مرور كرده و در ضمن كار، به نكات مهم آن اشاره ميكنيم:&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt; &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/lensblur/image001.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;در اين تصوير ميخواهيم با ايجاد جلوه عمق ميدان كم ، تاكيد بيشتري بر گل داشته باشيم.در حقيقت با اين عمل مناطقي از تصوير را از فوكوس خارج خواهيم كرد.&lt;br /&gt;&#10;ابتدا سعي ميكنيم گل را انتخاب كنيم.براي اين كار ميتوانيم از ابزار Lasso Tool ويا Magnetic Lasso Tool با مقدار Feather 2 تا 3 پيكسل استفاده نماييم.&lt;br /&gt;&#10;پس از اينكه مرحله انتخاب انجام شد، از طريق Select &gt; Inverse انتخاب را معكوس ميكنيم تا نواحي خارج از فوكوس تعيين شوند.&lt;br /&gt;&#10;حال براي ايجاد نقشه عمق ميدان، وارد پالت Channel شده و با كليك روي دكمه Save Selection As Channel‌ (كه در قسمت پايين پالت قرار دارد) ، نواحي مورد نظرمان را به يك كانال آلفا تبديل ميكنيم.&lt;br /&gt;&#10; &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/lensblur/image002.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;حال مجددا وارد پالت لايه ميشويم و درحاليكه هنوز انتخاب نواحي خارج از فوكوس وجود دارد،  با فرمان Layer &gt; New &gt; Layer Via copy ، يك لايه جديد شامل همين نواحي انتخاب ميسازيم.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt; &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/lensblur/image003.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;خب، آماده سازيهاي اوليه تمام شد و حالا (در حاليكه همين لايه جديد در حالت انتخاب شده قرار دارد،) از طريق Filter &gt; Blur &gt; Lens Blur وارد پنجره اصلي تنظيمات Lens blur  ميشويم:&lt;br /&gt;&#10; &lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/lensblur/image004.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;گزينه Preview  را انتخاب كنيد تا پيش نمايشي از نتيجه كار را مشاهده نماييد.براي مراحل اوليه كار گزينه Faster و در مرحله نهايي گزينه More Accurate‌ را انتخاب نماييد.چرا كه اين گزينه اخير نياز به زمان بيشتري براي Render دارد.&lt;br /&gt;&#10;در قسمت Source گزينه Layer Mask را انتخاب نماييد.با تغيير مقدار Blur Focal Distance ميتوانيد تعيين كنيد كه چه فواصلي، خارج از فوكوس قلمداد شوند.مثلا با انتخاب عدد 100 منطقه خارج از فوكوس در جلو و پشت گل، بيشتر از حالتي است كه عدد 50 را انتخاب نماييد.اگر گزينه invert انتخاب شود، نقشه عمق ميدان براي تعيين قسمت واضح جلو و پشت گل برعكس ميشود.يعني اندازه فواصل واضح جلو و پشت جسم با يكديگر عوض ميشوند.&lt;br /&gt;&#10;تنظيمات قسمت Iris نيز جالب است.در اين قسمت ميتوانيد شكل روزنه داخلي ديافراگم را انتخاب نماييد.گزينه Radius حداكثر ميزان محو شدگي را تعيين ميكند. گزينه Blade Curvature هر چه بيشتر باشد، روزنه داخلي گردتر و به شكل دايره نزديكتر است. &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;در قسمت Highlight تعيين نماييد كه در چه حدي از روشنايي، نواحي خارج از فوكوس، Highlight در نظر گرفته شوند.و اين دقيقا اتفاقي است كه در عمقهاي ميدان كم رخ ميدهد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;كنترل ميزان نويز نيز تلاشي است براي هرجه واقعي تر كردن اين جلوه.با اين كنترل ميتوانيد ميزان و نوع نويز ( uniform  يا Gaussian ) را تعيين نماييد تا تصوير بسيار واقعي بنظر برسد.حتي ميتوانيد فقط نويز تكرنگ ( بجاي نويز رنگي ) به نواحي خارج از فوكوس اضافه كنيد.&lt;br /&gt;&#10;در نهايت روي OK‌كليك كنيد تا اين فيلتر به تصويرتان اعمال شود.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/image/lensblur/image005.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/articles/7184/</link>
   <title>استفاده از Lens Blur  براي ايجاد عمق ميدان كم</title>
   <pubDate>2004-08-10 00:17:25</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/articles/7184/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;در &lt;a href=&quot;http://akkasee.com/digitalcamera/archives/000922.php&quot;&gt;&lt;u&gt;قسمت اول &lt;/u&gt;&lt;/a&gt;اين نوشتار، مشكل اعوجاج رنگي و علت ايجاد آن  گفته شد. طرز رفع اين مشكل با لنزهاي Achromat و Apochromat و نيز روشهاي نرم افزاري ( فتوشاپ و نرم افزارPicture window ) را بيان كرديم.در اين قسمت، روش سوم رفع اين عيب و نيز جمع بندي نهايي را بيان مي كنيم.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;روش سوم:&lt;br /&gt;&#10;اصول روش سوم نيز مانند روش قبلي است با اين تفاوت كه امكان كنترل دقيقتري براي تغييرات جداگانه 3 كانال رنگ فراهم مينمايد.&lt;br /&gt;&#10;يكي از بهترين و عجيبترين plug-in هايي كه براي فتوشاپ وجود دارد ، ابزاري است بنام Panorama tool كه توسط پروفسور هلموت درچ (Helmut Dersch) نوشته شده است.عليرغم امكانات جالب و هوشمندانه اي كه در اين plug-in وجود دارد، ابزاريست رايگان و قابل دانلود از اين &lt;a href=&quot;http://home.no.net/dmaurer/~dersch/PanoTools.zip&quot;&gt;آدرس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پس از دانلود اين ابزار بايستي خودتان فايلهاي آنرا در