<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<!-- Generated by: http://www.phpclasses.org/rsswriter $Revision: 1.11 $ -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
 <channel>
  <description/>
  <link>http://akkasee.com</link>
  <title>akkasee.com - نگاتیو و دیجیتال</title>
  <pubDate>2012-02-12 14:09:58</pubDate>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;در &lt;a href=&quot;http://akkasee.com/digitalcamera/archives/001351.php&quot;&gt;قسمت اول &lt;/a&gt;این نوشته، مطالبی درباره نكات مهم عكاسی دیجیتال (كه دانستن آنها برای تازه‌واردان دنیای دیجیتال ضروری است)، ذكر شد. در این قسمت، ادامه بحث را پی میگیریم...&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;هیستوگرام: نورسنج قرن بیست و یكم!&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;هیستوگرام یكی از مفیدترین امكانات عكاسی دیجیتال است و جالب آنكه در اكثر موارد نیز بدرستی شناخته نشده و مورد استفاده قرار نمیگیرد .بسیاری از دوربینها، چه مدلهای ارزان و چه دوربینهای DSLR ، قادرند كه هیستوگرام را نمایش دهند. بسیاری از‌ آنها هیستوگرام را فقط پس از تهیه عكس نشان می‌دهند و دوربینهای پیشترفته تر علاوه برآن، میتوانند در هنگام تهیه عكس نیز، هیستوگرام را درLCD  نشان دهند.&lt;br /&gt;&#10;در نورسنجیهای معمولی، با میزان متوسط نورسنجی صحنه سرو كار دارید. بعبارت بهتر نورسنج دوربین، روشنایی مناطق مختلف تصویر (تیره، میانی و روشن) را یررسی كرده و یك مقدار متوسط را تعیین میكند تا عكاس بر اساس آن سرعت شاتر و دیافراگم را تنظیم نماید. اما این موضوع در خیلی از موارد مشكل ایجاد میكند:&lt;br /&gt;&#10;مثلا ممكن است دو صحنه مختلف از لحاظ نورسنجی متوسط، مشابه هم باشند اما یك تنظیم مشابه برای عكاسی از آندو نتیجه قابل قبولی نداشته باشد. و یا مواردی كه عكاس میخواهد حجم خاصی از صحنه را پرنورتر یا تاریكتر نماید.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/files/articles/7207/image003.jpg&quot; &gt;&lt;/p &#10;&#10;&lt;p&gt;راه حل این مشكل در دنیای دیجیتال، هیستوگرام است. هیستوگرام نموداری است كه در محور افقی آن قسمتهای مختلف تصویر، از تاریك(در سمت چپ) تا روشن(در سمت راست) قرار دارد. محور عمودی نیز مشخص كننده وسعتی از تصویر است كه در هر منطقه روشنایی قرار دارد. بنابراین نموداری كه اكثر حجم آن به سمت راست منحرف شده باشد، نشانه اینست كه اكثر قسمتهای آن تصویر با این نورسنجی، پرنور خواهندبود.&lt;br /&gt;&#10;یك كاربرد مهم هیستوگرام ، جلوگیری از اوراكسپوز شدن برخی نواحی عكس است. اگر نمودار آنقدر به سمت راست منحرف شود كه توسط منتهی علیه سمت راست نمودار قطع شود، نشانه اوراكسپوز شدن تصویر است.(شكل زیر)&lt;br /&gt;&#10; &lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/files/articles/7207/image004.jpg&quot; &gt;&lt;/p&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;چگونه هیستوگرام را كنترل كنیم؟ در مواردی كه تنظیم دوربین خودكار است، كافیست در حالیكه به هیستوگرام دقت میكنیم، كادر را طوری تغییر دهیم كه نورسنجی براساس ناحیه روشنتر یا تاریكتر تصویر صورت گیرد و سپس با قفل نورسنجی(نیمه فشردن دكمه شاتر)، به كادر اولیه برگردیم. برای كنترل بهتر و دقیقتر باید بدون تغییر كادر، به طور دستی تنظیمات شاتر و دیافراگم را تغییر دهیم.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;هیستوگرام خوب و بد؟&lt;br /&gt;&#10;چنین اصطلاحاتی چندان صحیح نیستند چرا كه گاه هدف عكاس در تهیه یك عكس ایجاد افكت خاصی است كه ممكن است  هیستوگرام آن عكس بنظر غیر طبیعی بیاید.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;تعادل رنگ&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;در عكاسی غیر دیجیتال، برای عكاسی در محیطهایی با حالت خاص نور ، بایستی از فیلم خاص استفاده شود. مثلا در نور لامپهای تنگستن معمولی بایستی فیلم مناسبی بكار رود تا از گرم شدن رنگها جلوگیری شود. اگر با همین فیلم در نور آفتاب عكس گرفته‌شود، ته رنگ آبی ایجاد خواهد شد. برای افزایش دقت كار نیاز به استفاده از فیلترهای تصحیح كننده رنگ و نیز وسیله‌ای برای سنجش دمای رنگ وجود دارد. در صورتیكه تصویری از لحاظ رنگ به گونه‌ای نامناسب تهیه شود، اصلاح آن بسیار مشكل و گاه غیر ممكن است.&lt;br /&gt;&#10;در دنیای دیجیتال دیگر نیازی به فیلترهای تصحیح كننده یا فیلمهای خاص نیست. كافیست كه با تنظیم تراز سفیدی، دمای مناسب رنگی محیط را انتخاب كرد. اكثر دوربینها دارای چندین حالت برای تنظیم تراز سفیدی بعلاوه یك حالت خودكار میباشند.&lt;br /&gt;&#10;اگر دوربین دیجیتال تصویر را به صورت JPEG تهیه میكند، بایستی حتما از حالت مناسب تراز سفیدی استفاده شود ویا دوربین را در حالت خودكار برای تنظیم تراز سفیدی قرار داد. چرا كه در غیر اینصورت اصلاح تصاویری كه با تراز سفیدی اشتباه تهیه شوند، بسیار مشكل و یا غیر ممكن خواهد بود.&lt;br /&gt;&#10;اما اگر تصاویر به صورت RAW تهیه شوند، تنظیم تراز سفیدی فقط به صورت یك Metadata به همراه تصویر ذخیره می‌شود و هیچگاه این تنظیم روی عكس قفل نمی‌شود. سپس در برنامه مبدل (مانند Adobe Camera Raw) براحتی می‌توان تنظیم مناسب تراز سفیدی را به عكس اعمال نمود و بدین ترتیب نه نیازی به تنظیم تراز سفیدی در هنگام تهیه عكس وجود دارد و نه تنظیم اشتباه آن، باعث تخریب عكس میشود. اكثرا در هنگام تهیه عكس به فرمت RAW ، تنظیم تراز سفیدی را روی حالت خودكار قرار میدهند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;كاهش نویز&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;همانگونه كه ذكر شد، با افزایش ISO نویز تصویر نیز زیاد خواهد شد. برای كاهش نویز تصاویر دیجیتال، راههای مختلفی وجود دارد. اگر تصویر به فرمت RAW گرفته شده باشد، میتوان در برنامه مبدل RAW ، با تنظیم فاكتورهای luminance Smoothing و ‍Color Noise Reduction ، نویز را كاهش داد.&lt;br /&gt;&#10;اما اگر میزان نویز زیاد باشد، بایستی از ابزار های خاص كاهنده نویز استفاده كرد كه یكی از بهترین ابزارهای كاهنده نویز، نرم افزار Noise Ninja از شركت picture Code است. این نرم‌افزار نویزهای رنگی و روشنایی را بخوبی حذف میكند. همچنین می‌توان برای هر دوربین در ایزوهای مختلف، پروفایلهایی تعریف كرد تا روند كاری را سرعت بخشید.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;شارپ كردن&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;شارپ كردن در دنیای دیجیتال به معنای افزایش دقت، رزولوشن و یا جزئیات تصویر نیست! بلكه شارپ كردن دیجیتالی، شارپ كردن لبه ها است. به معنای بهتر، شارپ كردن دیجیتالی، در قسمتهایی از تصویر كه یك تغییر روشنایی وجود دارد (كه اصطلاحا لبه نامیده میشود)، كنتراست بین دو طرف را افزایش می‌دهد. كلا تمام وسایلی كه تصاویر دیجیتال تولید می‌كنند (اعم از دوربینهای دیجیتال و اسكنرها) لبه ها را كمی محو می‌كنند. با روشهای شارپ كردن دیجیتالی، دقت در لبه‌ها بازگردانده می‌شود.&lt;br /&gt;&#10;روش معمول شارپ كردن، استفاده از Unsharp Masking است. البته ابزارهای خاصی نیز برای این منظور تولید شده‌اند كه بعضا راحت‌تر و یا دقیقترند كه از آنجمله میتوان به Photokit Sharpener ازشركت Pixel Genius اشاره نمود.  &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;عكسهای سیاه و سفید&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;بسیاری از عكاسان حرفه‌ای دوست دارند كه عكسهای سیاه وسفید خوبی نیز تهیه كنند. ذات عكاسی دیجیتال، یك عكاسی تكرنگ است و با استفاده از فیلترهای خاصی در حسگر دوربین، رنگها بازسازی می‌شوند.&lt;br /&gt;&#10;هر چند كه اكثر دوربینهای دیجیتال، امكان تهیه عكسهای سیاه وسفید را نیز به كاربر می‌دهند، اما گزینه بهتر برای عكاسی سیاه وسفید، استفاده از ویرایشهای پس از تهیه عكس رنگی است. همواره توصیه می‌شود كه عكس اصلی را به صورت رنگی تهیه كنید و سپس با ویرایشهای نرم افزاری، آنرا به عكس سیاه‌ و سفید تبدیل نمایید. اینكار چند فایده مهم دارد: اول آنكه همیشه به عكس اصلی خود دسترسی خواهید داشت و قادر خواهید بود كه انواع افكتهای مورد نیاز را به آن اعمال نمایید. ثانیا با روشهای نرم‌افزاری امكان كنترل بهتر و بیشتری در زمینه تنظیم تونالیته رنگهای مختلف، در عكس سیاه وسفید خواهید داشت. و ثالثا امكان اعمال سایر فیلترهای رنگی را نیز به عكس اصلی خود دارید.&lt;br /&gt;&#10;یكی از بهترین و ساده ترین راههای سیاه وسفید كردن عكسهای رنگی، استفاده از ابزار channel Mixer در فتوشاپ است (برای اطلاعات بیشتر به مقاله ای كه قبلا در همین مورد، در سایت منتشر شده است مراجعه نمایید).&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;و حرف آخر...&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;عكاسی دیجیتال دیگر امری نیست كه قرار باشد در آینده اتفاق بیافتد بلكه متعلق به زمان حال است. چرا كه با توجه به راحتی و امكانات فوق‌العاده آن، تمام نیازهای افراد ‌آماتور و حرفه‌‌ای را پاسخ میگوید. پس از اینكه هزینه اولیه تهیه ابزارهای لازم برای عكاسی دیجیتال مستهلك شد، برای مصارف حرفه‌ای بسیار كم‌خرج تر و لذت بخشتر خواهد بود. عكاسی دیجیتال كاربران حرفه‌ای را از مضرات مواد شیمیایی ظهور عكس مصون می‌كند و با توجه به پرینترهای پیشرفته امروزی امكان چاپ راحت و تمیز را فراهم میكند. با توجه به سهولت استفاده از اینترنت، انتقال و به اشتراك گذاری عكسها بسیار سریعتر از گذشته (و گاه لارم الاجراء) خواهد بود. &lt;br /&gt;&#10;هرچند كه عكاسی بیشتر به هنر فرد برای دیدن و ضبط وقایع محیطش وابسته است، اما هیچكس نمیتواند منكر تاثیر ابزار خوب در این راه باشد و در زمینه عكاسی دیجیتال مطمئنا در آینده پیشرفتهای خارق‌العاده ای را در ابزار ضبط وقایع شاهد خواهیم بود.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;منابع:&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;1.&#9;http://www.tawbaware.com/film_digital.htm&lt;br /&gt;&#10;2.&#9;http://www.adobe.com/digitalimag/pdfs/transition_from_film.pdf&lt;br /&gt;&#10;3.&#9;http://www.kenrockwell.com/tech/filmdig.htm&lt;br /&gt;&#10;4.&#9;http://cameras.about.com/od/goingdigital/&lt;br /&gt;&#10;5.&#9;http://www.normankoren.com/Tutorials/MTF7.html&lt;br /&gt;&#10;6.&#9;http://cameras.about.com/library/weekly/bl_goingdigitalquiz.htm&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://akkasee.com/articles/7207</link>
   <title>از فیلم به دیجیتال: فرایند گذار از عكاسی سنتی به عكاسی دیجیتال – قسمت دوم</title>
   <pubDate>2004-10-27 00:15:12</pubDate>
   <guid>http://akkasee.com/sn/articleId/7207</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;هدف از این نوشتار، مقایسه عكاسی سنتی فیلمی با عكاسی دیجیتال نیست. بلكه بررسی و تشریح نكاتی است كه دانستن آنها برای تازه‌واردان دنیای عكاسی دیجیتال ضروری است. هر چند عكاسی دیجیتال در بسیاری از جنبه‌ها با عكاسی فیلمی مشابهت دارد اما در بسیاری از موارد نیز تفاوتهایی عمیق بین ایندو وجود دارد و جالب اینكه فهم این تفاوتها گاه بسیار مشكل بوده و اغلب در موردشان سوء تفاهماتی وجود دارد. از طرف دیگر این نكات برای تهیه عكسهای دیجیتال بسیار حیاتی است، بخصوص برای افرادی كه نگرشی حرفه‌ای به این مقوله دارند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;با ایجاد انقلاب دیجیتال در عكاسی، روند گذار از عكاسی فیلمی به عكاسی دیجیتال، خود به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل شد. در سالهای ابتدایی قرن جدید، بسیاری از عكاسان حرفه‌ای و آماتور از هر دو روش به طور توام استفاده می‌كنند اما عكاسان حرفه‌ای بسیاری وجود دارند كه هنوز استفاده از روشهای دیجیتال را شروع نكرده‌اند و از طرف دیگر عكاسان حرفه‌ای بسیاری نیز تنها از روشهای دیجیتال خالص استفاده می‌كنند و برای آنها هیچگونه پارادایم تاریخی برای ارجاع به گذشته وجود ندارد.&lt;br /&gt;&#10;هدف این نوشتار كمك به فرآیند گذار از فیلم به دیجیتال است. فرآیندی كه دیر یا زود باید به طور كامل رخ دهد و احتمالا نیز هیچ گونه بازگشتی نخواهد داشت. چرا كه دنیای تمام‌دیجیتال عصر حاضر اجازه نخواهد داد تا عكسها با روشهای زمانبر، مشكل، چند مرحله‌ای و بعضا خطرناك برای محیط زیست تهیه شوند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;تطابق با محیط جدید دیجیتال، دانش خاص دیجیتال را نیز طلب می‌كند. هرچند در بسیاری از جهات سیلیكون مانند فیلم به نور واكنش نشان می‌دهد اما در بسیاری جنبه‌ها نیز تفاوتهای اساسی دارد. مفاهیمی مانند تعادل رنگ، منحنیهای روشنایی و فرمتهای فایلهای دیجیتال (بخصوص RAW)، عمق بیتی و ... همگی از اجزاء اصلی این محیط جدید هستند.&lt;br /&gt;&#10;كیفیت تصویر دیجیتال نیز موضوع چندان ساده‌ای نیست. كیفیت، تابعی است از اندازه حسگر و تعداد پیكسلها. اندازه مناسب چاپ (و میزان برش قابل انجام در عكس) نیز بستگی به تعداد پیكسلهای تصویر دارد. دوربینهایی كه اندازه چیپ حسگر آنها كوچك است، نسبت به دوربینهای SLR دیجیتال، تصاویری بانویز بیشتر تولید می‌كنند. اما این قانون همیشه صادق نیست(مثلا در مواردی كه اندازه چاپ كوچك باشد). از طرف دیگر، تعیین یك آستانه برای مناسب بودن كیفیت تصویر دیجیتال، بستگی به سطح توقع و پذیرش عكاس دیجیتال نیز دارد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;ذره نقره در برابر پیكسل&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;اندازه یك پیكسل منفرد بر روی حسگر، بسیار كوچكتر از ذره نقره بر روی فیلم است. و بر خلاف ذرات نقره روی فیلم كه به گونه‌ای نامنظم پراكنده هستند، پیكسلها به صورت منظم و ردیفی چیده شده‌اند.&lt;br /&gt;&#10;اندازه پیكسلها در دریافت میزان نور اهمیت حیاتی دارد و هر چقدر اندازه آنها بزرگتر باشد تصاویر نهایی نیز كم نویزتر و شفافتر خواهند بود. بهمین دلیل تصاویر تولید شده با دوربینهای دیجیتال ارزان نویز بیشتری دارند.&lt;br /&gt;&#10;در عكاسی فیلمی می‌توان حساسیت فیلم را با افزایش اندازه ذرات نقره ‌(یعنی استفاده از فیلم با ISO بالاتر) افزایش داد. چیپ دیجیتال نیز دارای یك حساسیت پایه است اما می‌توان این حساسیت را افزایش داد كه اینكار معادل تغییر ISO فیلم در عكاسی سنتی است. اما اینجا یك فرق مهم بین دو روش وجود دارد: در عكاسی دیجیتال این كار براحتی فشردن یك دكمه است و میتوان یك عكس با ایزو 64 گرفت و عكس بعدی را بلافاصله با ایزو 400 و بعدی را با ایزو 3200 گرفت. اما در عكاسی سنتی برای تغییر ISO باید از دوربین دیگری استفاده كرد و یا حداقل فیلم را در دوربین عوض كرد. در دوربینهای عكاسی دیجیتال نیز مانند دوربینهای فیلمی، با افزایش ISO نویز تصویر افزایش میابد.&lt;br /&gt;&#10;در دوربینهای دیجیتال ارزان كه اندازه حسگر آنها كوچك است با افزایش میزان ISO ، میزان نویز بسرعت و بشدت افزایش پیدا می‌كند. بنابراین در اینگونه دوربینها ( كه اصطلاحا به آنها Digicam گفته می‌شود)، دارا بودن لنزهای سریع یك مزیت مهم محسوب میشود تا كمتر نیاز به افزایش ISO داشته باشند.&lt;br /&gt;&#10;دوربینهای SLR دیجیتال امروزی می‌توانند با ISO های بالا نیز عكسهای بدون نویز تهیه كنند. در اینگونه دوربینها با ISO800 عكسهای كاملا بدون نویز و با ISO های 1600 و بالاتر نیز عكسهای كم نویز تهیه می‌شود. و این یك مزیت بزرگ عكاسی دیجیتال بر عكاسی سنتی است، بخصوص برای عكاسانی كه بجای لنزهای سریع، از لنزهای زوم استفاده می‌كنند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt; &lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/files/articles/7206/image001.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;این عكس با دوربین Canon 20D در ایزو 1600 گرفته شده است و هیچگونه كاهش نویز نرم‌افزاری نیز به آن اعمال نشده است&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;نوردهی&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;نوردهی و نورسنجی در دوربینهای دیجیتال مانند دوربینهای فیلمی است. در دوربینهای دیجیتال نیز بایستی مانند دوربنهای فیلمی، از نوردهی بیش از حد (Overexposure) خودداری كرد. وقتی قسمتی از تصویر روی فیلم اوراكسپوز می‌شود، در آن قسمت دیگر هیچگونه اطلاعات تصویری مفیدی وجود نخواهد داشت. وقتی كه قسمتی از تصویر دیجیتال اور اكسپوز میگردد، مقادیر عددی آن قسمت، در سیستم 8 بیتی، معادل 255 خواهد شد و آن قسمت فاقد اطلاعات تصویری و كاملا سفید خواهد بود.&lt;br /&gt;&#10;سایه ها در عكاسی فیلمی تا حدی حاوی اطلاعات تصویری هستند و می‌توان اطلاعات تصویری را تا حدی از این مناطق استخراج نمود. در عكاسی دیجیتال نیز میتوان از مناطق سایه تصویر اطلاعات را استخراج نمود اما با درجات كمتر از فیلم. اطلاعات تصویری در مناطق سایه عكس دیجیتال كمتر از مناطق میانی(Midtone ) و پرنور (Highlight) است و این كمبود اطلاعات به معنای كمتر بودن نسبت سیگنال به نویز است(Signal/Noise ratio). بعبارت بهتر در مناطق سایه، میزان نویز تصویر عموما بالاتر خواهد بود.&lt;br /&gt;&#10;برای فهم بهتر این موضوع و نیز طرز ضبط اطلاعات تصویری به صورت اعداد، بایستی مفهوم عمق بیتی BitDepth را بررسی نماییم.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;تازه‌واردان دنیای دیجیتال، وقتی به عبارت عمق‌بیتی برخورد می‌كنند، دقیقا متوجه مفهوم آن نمی‌شوند. اكثرا می‌دانند كه این موضوع به كیفیت تصویر مرتبط است و احتمالا هرچه عمق بیتی بیشتر باشد، كیفیت تصویر نیز بالاتر خواهد بود. ولی این تصور همه اهمیت عمق بیتی را نشان نمیدهد.&lt;br /&gt;&#10;در اینجا نگاهی داریم به این موضوع ساده كه در بسیار از موارد بگونه‌ای نادرست تفسیر میشود. &lt;br /&gt;&#10;یك بیت كوچكترین واحد اطلاعاتی است كه میتواند 0 یا یك باشد. 8 بیت یك بایت را میسازد و بنابراین یك بایت یا 8 بیت میتواند 256 حالت مختلف(دو به توان هشت) داشته باشد. در اكثر مواقع در دنیای دیجیتال با تصاویر 8 بیتی سروكار داریم: مانیتورها و پرینترها در اكثر اوقات با استفاده از 8 بیت اطلاعاتی، تصاویر مورد نظر شما را میسازند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;تصاویر 24 بیتی&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;اگر برای هر كدام از سه رنگ اصلی، از 8 بیت اطلاعاتی استفاده شود، تصویر حاصله 24 بیتی خواهد بود.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;تصاویر High-bit &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;بجای 8 بیت اطلاعاتی برای هر رنگ، میتوان از 12 یا 16 بیت استفاده كرد. رنگ 16 بیتی حاوی 65536 سطح مختلف است كه این مقدار بسیار بیشتر از 256 سطح در رنگهای 8 بیتی است. از تركیب 3 رنگ 16 بیتی ، تصویر 48 بیتی حاصل میشود كه حاوی بیلیونها تركیب مختلف خواهد بود.&lt;br /&gt;&#10;تمامی دوربینهای دیجیتال قادرند كه تصاویر 24 بیتی(8*3) تولید كنند. برخی از دوربینها قادرند كه تصاویر 36 بیتی(12*3) و برخی دوربینهای بسیار پیشرفته و نیز برخی اسكنرها میتوانند تصاویر 48 بیتی(16*3) تولید نمایند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;فایده این همه بیت چیست؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;وقتی تصاویر دیجیتال را در برنامه های ویرایش تصویر مانند فتوشاپ ویرایش و اصلاح می‌كنیم، از ابزارهایی مانند Curve یا Level استفاده میشود تا رنگها و روشناییهای مناسب تصویر ایجاد شود. هر چقدر مقدار بیتهای اطلاعاتی(عمق بیت تصویر) بیشتر باشد، در هنگام ویرایشها با مقدار بیشتری از اطلاعات سرو كار خواهیم داشت و موقع این عمل كمبود اطلاعاتی ایجاد نخواهد شد. اما هنگام كار با تصاویر كم بیت( مثلا 256 سطح برای هر رنگ)، در بسیاری از ویرایشها، در طیف رنگ یا روشنایی، وقفه اطلاعاتی ایجاد خواهد شد. در عمل این موضوع خود را به صورت پوستری شدن عكس نشان خواهد داد. یعنی در برخی مناطق تصویر یك پرش ناگهانی در رنگ یا روشنایی دیده می‌شود. در هنگام چنین ویرایشهایی كه با وقفه اطلاعاتی همراه است، در منحنیهای ویرایشی Levels در فتوشاپ، حالت خاصی ایجاد می‌شود كه به آن اثر دندانه شانه می‌گویند. در تصویر زیر این موضوع بخوبی مشخص است كه منحنی دارای وقفه های متعدد بوده و به شكل دندانه‌های شانه درآمده است.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://akkasee.com/files/articles/7206/image002.jpg&quot; &gt;&lt;/p&gt;&#10; &#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;افزایش دادن اطلاعات موجود در عكس&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;فرض كنید كه دوربینتان قادر به تولید تصاویری با محدوده دینامیكی 5 پله و عمق بیتی 12 در حالت RAW میباشد (تفاوت بین تاریكترین مقدار روشنایی و روشنترین مقدار آن كه یك سنسور میتواند دریافت نماید را محدوده دینامیكی میگویند). تصویر 12 بیتی دارای 4096 سطح تونالیته است. (2^12=4096).حال این 4096 سطح در بین 5 پله روشنایی چگونه تقسیم میشوند؟ آیا یه طور مساوی تقسیم شده و به هر كدام 850 (4096/5=850 ) سطح میرسد؟&lt;br /&gt;&#10;طرز تقسیم سطوح تونالیته در بین پله های روشنایی یك تصویر (از شدیدتری ناحیه روشن تا تاریكترین منطقه) در تصویر RAW بصورت مساوی نیست. بلكه روشنترین پله تصویر نیمی از تمام 4096 سطح را بخود اختصاص میدهد( یعنی 2048). پله بعدی 1024 و بعدی 512 و ...و پله پنجم دارای 128 سطح تونالیته خواهد بود.&lt;br /&gt;&#10;وقتی این تصویر به فرمت JPEG  تبدیل شود، طرز تقسیم فرق میكند. بعبارت دیگر در یك تصویر JPEG 8 بیتی(256 سطح) با 5 پله از محدوده دینامیكی، روشنترین پله دارای 69 سطح و پله بعد 50 و بعدیها بترتیب حاوی 37 و 27 و  20  سطح خواهند بود.&lt;br /&gt;&#10;خب از این مطلب به چه نتیجه ای میرسیم؟&lt;br /&gt;&#10;اولا واضح است كه تصویر 12 بیتی RAW دارای اطلاعات بیشتری در سطوح مختلف خود است و در هنگام ویرایشهایی كه قبل از تبدیل انجام میشود، كمتر مستعد پوستری شدن است. و تصویر 8 بیتی نهایی آن چون دیگر به ویرایش نیاز ندارد از این خطر مصون است. اما اگر دوربین خود تصویر را به JPEG تبدیل كند و ویرایشها در این فرمت انجام شود ، بعلت قلت اطلاعات موجود در قسمتهای مختلف آن( بخصوص استپهای پایین روشنایی)، بشدت در معرض پوستری شدن است.&lt;br /&gt;&#10;نتیجه دوم: اگر از پله اول در هنگام تهیه عكس بخوبی استفاده نشود، نیمی از اطلاعات تصویر  ازدست می‌رود. چرا كه دوربین نیمی از اطلاعات تصویر را در اولین پله روشنایی تصویر قرار میدهد. چگونه از این پله اول بیشترین استفاده را ببریم؟&lt;br /&gt;&#10;برای اینكار تنها راه حل استفاده از هیستوگرام حین عكاسی است. در هنگام تهیه عكس بایستی نمودار هیستوگرام را بسمت راست متمایل كنیم. قسمت راست هیستوگرام مناطق پرنور تصویر را نشان میدهد بنابراین با اینكار خطر اور اكسپوز را نیز زیاد كرده ایم. در عمل بایستی نمودار را به سمت راست متمایل كنیم و در ضمن مراقب اوراكسپوز شدن نیز باشیم. با اینكار بیشترین نواحی تصویر را در مناطقی قرار داده ایم كه دوربین حداكثر اطلاعات را در آن نواحی ذخیره میكند (مثلا در دو ناحیه اول روشن، مجموعا 1024+512=1536 سطح قرار میگیرد كه به نسبت كل 4096 عدد بزرگی است). هر چقدر نواحی بیشتری از تصویر را در پله‌های روشن تصویر قرار دهیم، حجم اطلاعاتی موجود در این نواحی بیشتر خواهد شد. البته با اینكار نواحی سایه تصویر نیز ( به نسبت یك نورسنجی نرمال) تاریكتر خواهند شد كه براحتی می‌توان آنها را با ویرایشهای  Level و Brightness اصلاح نمود.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;این بحث ادامه دارد....&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://akkasee.com/articles/7206</link>
   <title>از فیلم به دیجیتال: فرایند گذار از عكاسی سنتی به عكاسی دیجیتال – قسمت اول</title>
   <pubDate>2004-10-26 00:47:19</pubDate>
   <guid>http://akkasee.com/sn/articleId/7206</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;&lt;P dir=rtl&gt;هر چند دوربین های دیجیتالی در سالهای اخیر گامهای بلندی را برداشته اند و انعطاف پذیری بسیاری را در عکاسی بوجود آورده اند، ولی هنوز وقتی بحث کیفیت عکس می شود، راه درازی را برای رسیدن به کیفیت دوربین های فیلمی پیش رو دارند. بهر حال از انجا که این بحث به مقایسه بین دو تکنولوژی بسیار متفاوت مربوط می شود، ارزش دارد که دقیقتر بررسی شود.&lt;BR&gt;اولین قدم در نظر گرفتن وضوح است. بیان وضوح CCD یک دوربین دیجیتال آسان است، ولی بیان وضوح یک دوربین فیلمی بصورت دقیق کاری دشوار می باشد. با فرض وضوح 960*1280 پیکسل، یک دوربین دیجیتال تولید سال 1999 قادر است عکسی با اندازه بیش از 1.2 میلیون پیکسل ایجاد نماید. یک لنز پیشرفته دوربین می تواند حداقل 200 پیکسل بر میلیمتر را از هم تفکیک نماید. از آنجا که یک نگاتیو استاندارد 35mm با ISO100 دارای ابعاد 36*24mm میباشد، دارای وضوح موثر 24*200*36*200=34,560,000 پیکسل می باشد. این وضوح در عمل به ندرت به دست می آید. بهر حال، از لحاظ وضوح کاملا مشخص است که دوربین های دیجیتال هنوز تا رسیدن به سطح دوربین های معمولی فیلمی راهی طولانی در پیش دارند. در این میان رسیدن به کیفیت دوربین های فیلمی 70mm حرفه ای برای دوربین های دیجیتالی یک آرزوی دور و دراز محسوب می شود. لازم به ذکر است که هم اکنون بالاترین وضوح موجود در دوربینهای دیجیتالی 14MP در یک نوع از دوربین های شرکت کداک می باشد.&lt;BR&gt;بهر حال این بخشی از پاسخ به این سوال محسوب می شود. عامل بعدی که باید در نظر گرفته شود رنگ می باشد که در این زمینه دوربین های دیجیتال بر دوربین های فیلمی برتری دارند. معمولا CCD دوربین های دیجیتال اطلاعات رنگ را با عمق 24 بیت بر پیکسل ضبط می نمایند. این فرمت حدود 16.7 میلیون رنگ را در بر می گیرد که حداکثر تعداد رنگی است که چشم انسان قادر به تفکیک آنها می باشد. این موضوع به خودی خود مزیتی بر فیلم ندارد. ولی برخلاف کریستالهای هالید نقره روی فیلم، CCD سه جزء رنگ (قرمز، سبز و آبی) را به طور دقیق ضبط می نماید. معمولا فیلم های عکاسی بسته به نوع فیلم و سازنده آنها نسبت به رنگ خاصی حساسیت بیشتری دارند که این نقیصه باعث می شود که تعادل رنگی تصویر بهم بخورد.&lt;BR&gt;بهر حال، کریستالهای هالید نقره که بطور یکدست در سطح فیلم پخش شده اند، برتری اصلی فیلم های عکاسی محسوب می شود. در حالی که سلولهای حساس روی CCD روی ردیف و ستون های مشخصی چیده شده اند، کریستالهای هالید نقره بصورت اتفاقی و بدون هیچ نظمی در تمام جهات چیده شده اند. از آنجا که چشم انسان به الگوها بسیار حساس است، خیلی آسان چیدمان ردیفی و ستونی موجود در پیکسلهای تصویر گرفته شده از CCD را تشخیص می دهد، بخصوص اگر پیکسلهای مجاور طیف رنگی متفاوتی داشته باشند. اگر فیلم عکاسی را زیر میکروسکوپ نگاه کنیم هیچ نظمی در نقاط چیده شده روی آن وجود ندارد. امروزه در پرینترهای اینکجت نیز تکنولوژی خاصی بنام Stochastic Dithering بکار رفته است که به الگوی نقاط، یک المان تصادفی اضافه می کند تا گذر از یک طیف به طیف دیگر یکنواخت به نظر آید. فیلم های عکاسی این کار را به طور طبیعی انجام میدهند، بخاطر همین عکسهای دوربینهای فیلمی از دوربین های دیجیتال یکنواخت تر و غیر بلوکی تر به نظر می آید.&lt;BR&gt;برای رفع این مشکل در دوربین های دیجیتال دو راه حل وجود دارد. یکی این که تعداد پیکسلها یا وضوح را آنقدر بالا ببرند تا چشم قادر به تشخیص الگوی آن نباشد، یا پس از گرفتن تصویر توسط CCD از الگوریتم نرم افزاری پخش تصادفی نقاط استفاده کنند. هر دوی این راه حل ها دارای معایبی نظیر بزرگ شدن اندازه فایل تصویر یا زمان طولانی تر پردازش تصویر می باشند.&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://akkasee.com/articles/7044</link>
   <title>مقایسه عکس دیجیتال با عکس نگاتیو</title>
   <pubDate>2003-09-07 10:53:32</pubDate>
   <guid>http://akkasee.com/sn/articleId/7044</guid>
  </item>
 </channel>
</rss>
