<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<!-- Generated by: http://www.phpclasses.org/rsswriter $Revision: 1.11 $ -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
 <channel>
  <description/>
  <link>http://www.akkasee.com/</link>
  <title>akkasee.com - کاوه گلستان </title>
  <pubDate>2008-05-12 11:59:51</pubDate>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;برای كاوه &amp;quot;عكاس&amp;quot; - محمد فرنود &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=58001&amp;amp;Title=&quot;&gt;&amp;nbsp;روزنامه اعتماد ملی&lt;/a&gt; - 24 فروردين 1387&#13;&#10;    &lt;br /&gt;در مقدمه کتاب &amp;quot; کاوه گلستان، ثبت حقیقت در ایران&amp;quot; که در پاییز گذشته در نمایشگاه کتاب فرانکفورت از آن رونمایی شد، محمد فرنود مطلبی نوشته که به مناسبت سالگرد درگذشت او در&amp;nbsp;منتشر شده است. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;می‌گفت، من كاوه هستم، كاوه گلستان (عكاس) نه بالا‌، نه پایین، نه چپ، نه راست، فقط برای ثبت واقعیت به دنیا آمده‌ام!می‌گفت در واقعیت، این حقیقت است كه زجر می‌كشد. تنها با استناد به تاریخ و نقطه‌نظرهای گسترش بشریت است كه انسان می‌تواند خود را شناخته و جلو ببرد، عكاسی در جهت ثبت تاریخ از مقام ویژه‌ای برخوردار است، عكاسی یعنی قضاوت و قضاوت‌كاری است بسیار سخت. عكاس و عكاسی واقعی در بعد كاربردی همه هنرها را به جز سینمای مستند به شاگردی دعوت می‌كند چراكه به كمك عكس، عكاس واقعی می‌تواند در كمترین زمان ممكنه حافظه هنری جامعه جهانی را افزایش دهد، پس عكس سندی می‌شود بر واقعیت سیال و انتقال برشی از تاریخ، به اعتقاد من كاوه یك عكاس و یك واقعیت تمام عیار بود.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;كاوه عكاسی را قبل از انقلا‌ب اسلا‌می ایران انتخاب كرد تا پیام‌های هشداردهنده‌اش را در هر وضعیتی حتی قرمز اعلا‌م كند، در درگیری حوادث بعد از پیروزی انقلا‌ب در یك تظاهرات كه منجر به شكستن دست من شد كمك كرد و مرا به بیمارستان رساند و از آن لحظه تا زمان مرگش دوستی بسیار عمیق و نزدیك ما، همراه با ده‌ها كار مشترك و بسط و گسترش عكاسی خبری و اجتماعی در ایران و شناساندن آن به جهان ادامه داشت.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;قبل از دوستی مشتركمان شخصیت كاوه را در مجموعه عكس‌های&amp;quot;كارگر، روسپی، مجنون&amp;quot; دیده بودم. عكس‌هایی كه حالا‌ بعد از 30 سال توسط هنگامه همسرش و پسرش مهرك در كتابی نفیس (همراه با عكس‌هایی از انقلا‌ب و جنگ تحمیلی) به چاپ رسیده‌اند؛ گزارشی كه توسط ساواك رژیم شاه در شروع روزهای انقلا‌ب اسلا‌می ایران در نمایشگاهی پلمب گردید، این گزارش هیچگاه از تاریخ عكاسی ایران پاك نخواهد شد و ده‌ها گزارش دیگر كه اگر نبودند همان گزارش تصویری &amp;quot;كارگر، روسپی، مجنون&amp;quot; او برای عكاس بودن كفایت می‌كرد.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;او با یك تفكر از پیش تعیین شده به سراغ موضوعات می‌رفت و مجموعه كارهای او از مسائل اجتماعی، انقلا‌ب و جنگ تحمیلی علیه مردم ایران، در یك سناریو تعریف می‌شوند كه از آنها به عنوان یك خانواده می‌توان نام برد و مجموعه آنها از منظر من می‌شوند&amp;quot;كاوه عكاس.&amp;quot;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;او برای شكل دادن این خانواده به خیلی از مناطق ایران سر كشید، ثبت و منتشر كرد و مشكلا‌ت را در تمام مراحل زندگی‌اش به جان خرید و اسناد باارزشی از خود به جای گذاشت.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;برای ثبت این كارها نظم و انضباط خاصی داشت كه یك عكاس حرفه‌ای باید داشته باشد و مهم‌تر از همه ساده عكس گرفتن و ساده زیستن او بود كه تا زمان مرگش هیچگاه تغییر نكرد. در مسائل اجتماعی با انتخابی آگاهانه به سراغ انسان‌ها می‌رفت و هیچگاه موضوع انسان را در دوره معاصر رها نكرد و از آن فاصله نگرفت. كاوه برای دیدن موضوع‌های حساس چشمانی تیزبین و برای ثبت آنها استعدادی شگرف داشت كه نشأت‌گرفته از روح بزرگ و آرمانخواه او بود.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;كاوه اعتقاد داشت كه فرآیند تهیه عكس كه با ذهنیت و شناخت و استنباط و بینش یك عكاس تولید می‌شود، او را به انتخاب از میان توده عظیم اطلا‌عات رویاروی خود وا می‌دارد تا به عمل نهایی چكاندن شاتر دوربین منجر شود. فشردن دكمه شاتر دوربین نتیجه لا‌یه‌های بیشماری از عمل‌ها و عكس‌العمل‌های خودآگاه و ناخودآگاه عكاس است.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;به اعتقاد من چنانچه دو عكاس از یك موضوع واحد در یك زمان عكس بگیرند بی‌شك عكس‌ها متفاوت خواهند بود، پس این ساختار ذهنی عكاس است كه نظر و نگاه خود را به چشمان دیگران می‌ریزد و برای كاوه نیز عكس، برگردانی از واقعیت بود، چرا كه عكاس خبری چشم یك اجتماع است، می‌بیند، كشف می‌كند، فاش می‌سازد و لحظه‌ای پرمعنا را می‌رباید و در چند دقیقه در چشمان جهانی تزریق می‌كند و در نهایت شناخت به وجود می‌آورد.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;عكاس واقعی انسان‌ها را شاد، گریان و عصبانی می‌كند و آرامش می‌بخشد. و كاوه نیز اینگونه عمل می‌كرد.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;در جنگ كه بودیم بارها با كاوه، منوچهر، آلفرد، صیاد و شاندیز از كنار مرگ عبور كردیم و جنگ تجربه ملموس مرگ بود. هر لحظه در كنارت و همه چیز به یك مو بند، كاوه می‌گفت می‌بینی چه ساده آدم‌ها در كنار هم برای رسیدن به یك چیز والا‌تر شهید می‌شوند و جان می‌بازند.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;بعثی‌های عراقی می‌آمدند و حمله می‌كردند. بمب‌ها می‌ریختند و مردم را آواره از كاشانه‌شان و ملت ایران نیز 8 سال ایستاد و مبارزه كرد و خاك كشورمان را آزاد كرد و كارهای جنگ او در مناطق كپرنشین آبادان بسیار تكان‌دهنده و اسنادی هستند از جنایات رژیم عراق علیه مردم مظلوم ایران.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;به اعتقاد من مهم نیست كه یك عكاس در جنگ عكس خوب و یا زیبایی بگیرد كه این از وظایف اولیه اوست، مهم این است كه از چه موضوعی عكس زیبا می‌گیرد تا عكس و نام او ماندگار شود، كاوه اصلا‌ با مسائل هنری عكس سروكاری نداشت و هنر این نوع عكاسی هم در بی‌هنر بودن آن هست. برخورد مستقیم با واقعیت و انتقال درست واقعیت؛ كاری كه كاوه بین مرز حقیقت و واقعیت به قضاوت می‌نشست.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;با دگرگونی تكنولوژی در عصر ارتباطات از سال 1995 او با شناخت 3 عامل و 3 شاخصه كلا‌ن تولید، مدیریت و بهره‌وری از اطلا‌عات و تصویر، عكاسی خود را با ساختن فیلم‌های مستند و گزارش‌های خبری با شبكه‌های تلویزیونی آغاز و توسعه بخشید.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;سرانجام كاوه چند روز قبل از سقوط صدام در 13 فروردین 1382 جان خود را در منطقه كردستان عراق تسلیم مرگ كرد. كاوه‌ای كه اعتقاد داشت عكاس جنگ باید خطر كند اما باید سالم بماند تا عكس‌هایش را منتشر كند و متاسفانه او این منطق را رعایت نكرد. این را نوشتم تا حق مطلب را در مورد عزیزترین دوست و همكارم به دور از احساسات و تعصب ادا كرده باشم، عزیزی كه هیچگاه خلا‌ء او برایم پر نخواهد شد، او جانش را فدای نظم و انضباط و تعهد به كار روزانه‌اش كرد، نه موضوع مقابلش در آن روز.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;وقتی پیكر كاوه را به بیمارستان تهران رساندیم، تصمیم گرفتم در خلوت با او خداحافظی كنم، به دور از چشمان همه در تنهایی به سراغش رفتم و به یاد جمله شاندیز در&amp;quot;جزیره فاو&amp;quot; افتادم كه به كاوه و من گفت: ما داریم هر روز از این شهدا و جنازه‌های عراقی عكس می‌گیریم، یك روز یكی هم از جنازه ما عكس خواهد گرفت و من نمی‌دانستم كه باید روزی چهره عزیزترین دوست و همكارم را ثبت كنم.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;كاوه نیست، اما بخشی از روحیات اصلی عكاسی ایران و یكی از ستون‌های اصیل عكاسی ایران هست.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;جسم كاوه نیست، اما روح كاوه در عكس‌هایش جاری است...&#13;&#10;    &lt;br /&gt;كوتاه می‌گویم: كاوه نیز یكی از عكس‌های جنگ شد.&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/12614/</link>
   <title>مرز حقیقت و واقعیت </title>
   <pubDate>2008-04-13 18:47:38</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/12614/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;نوشتاری از جيم ميور خبرنگار ارشد BBC به مناسبت سالگرد مرگ كاوه گلستان &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=57690&quot;&gt;روزنامه اعتماد ملی&lt;/a&gt; - 20 فرودين 87 &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ترجمه: عليرضا اميرحاجبی&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;جیم میور، (متولد 1948) پس از اخذ مدرك دانشگاهی از كمبریج در رشته زبان عرب به‌ عنوان ویراستار كتاب در یك انتشاراتی واقع در لندن مشغول به كار شد. در 1975 قبل از شروع جنگ داخلی لبنان عازم بیروت شد و به مدت 15 سال در آنجا اقامت كرد.1978 كار را با بی‌بی‌سی آغاز و در عین حال همكاری با سایر رسانه‌ها از جمله رادیو، تلویزیون و مطبوعات بریتانیا و آمریكا را به‌عنوان كارشناس مسائل خاورمیانه ادامه داد. پس از پوشش خبری جنگ بوسنی، میور به‌عنوان خبرنگار ارشد بخش خاورمیانه‌ای بی‌بی‌سی در قاهره شروع به كار كرد. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;میور در 1998 دفتر بی‌بی‌سی در تهران را بازگشایی و سامان داد. طی این دوران وی همراه با كاوه گلستان عكاس و تصویربردار این شبكه بسیاری از وقایع ایران، افغانستان و عراق را پوشش وسیع خبری می‌دهد. همكاری وی با گلستان تا آوریل 2003 و حادثه مرگ اسف‌انگیز گلستان ادامه یافت. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;جیم میور در این مقاله به بررسی شخصیت حرفه‌ای، رفتار، علا‌یق و رویدادهایی می‌پردازد كه طی چند سال همكاری با كاوه گلستان، شاهد بوده است. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;لا‌زم به ذكر است، به دلا‌یل طولا‌نی‌ بودن مقاله و محدودیت‌های فنی مطبوعاتی ناچار دست به حذف برخی از بخش‌های این نوشتار مفید زدیم كه بدین وسیله از مولف و مخاطبان گرامی پوزش می‌خواهیم. &lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;روزی كه كاوه كشته شد، 59 روز از اقامت‌مان در شمال عراق می‌گذشت و ما منتظر جنگی بودیم كه همه می‌دانستند به زودی اما آرام‌آرام آغاز خواهد شد. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;روزها با یكدیگر متفاوت بودند، اما دوم آوریل روزی منحصر به‌فرد بود. روزی آرام و بی‌سروصدا كه تحت فشار خاصی قرار نداشتیم. تلا‌ش ما این بود كه برای یافتن موضوعات جالب توجه به اطراف برویم. از سلیمانیه به سمت كفری Kifri در بخش شرقی منطقه جنگ حركت كردیم كه فاصله زیادی با مرز ایران نداشت و آن‌قدر از بغداد دور بود كه بدون مزاحمت ارتش عراق می‌توانستیم به كار بپردازیم. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;هرچند در طول راه گزارش‌های تصویری زنده‌ای را با ویدئوفون ارسال كردیم، اما این سفر بیشتر یك بازدید مقدماتی جهت كسب اطلا‌ع از اوضاع منطقه بود. بدون تعجیل به انجام كارهایی پرداختیم كه بی‌سابقه بود. پس از توقف نزدیك بیشه‌ای از درختان اكالیپتوس در كنار جاده، پیك‌نیك كوچكی ترتیب دادیم. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;بهار در كردستان زیبا، اعجاب‌آور و همه چیز سبز و سرشار از زندگی بود. آن روز (دوم آوریل) در ایران مراسم سیزده‌بدر برپا بود. سیزدهمین روز از سال نو زمانی است كه ایرانیان به پیك‌نیك می‌روند، چون معتقدند خانه ماندن در روز سیزدهم (فروردین) بدشگون است. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;همه چیز باعث شده بود حالتی احساسی و عاطفی پیدا كنیم. به‌خصوص كاوه با آن ذهن خستگی‌ناپذیر كه هرگز از كار بازنمی‌ماند. این‌طور به نظر می‌رسید كه او در آخرین روز زندگی روی هویت شخصی خود متمركز شده بود. وقتی دوباره حركت را به سمت جنوب آغاز كردیم، كاوه ناگهان گفت: &amp;quot;من عكاس جنگم، این‌طوری واقعا خودم هستم.&amp;quot; این سخنان در حالی از سوی او بیان می‌شد كه وی یك تصویربردار باسابقه تلویزیونی بود، ولی حرفه تصویربرداری با تمام ویژگی‌هایش باعث نشده بود كه كاوه كار اصلی خود (عكاسی) را فراموش كند. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;جمعه پیش، گروه ما تنها تیم خبری بود كه به پوشش خبری تصرف شهر كوهستانی بیاره (Biara) توسط پیش‌مرگان كرد و نیروهای مخصوص آمریكایی پرداخت. این منطقه ارتفاعاتی است نزدیك به مرز ایران كه برای گروه رادیكال سنی انصارالا‌سلا‌م تبدیل به قلعه‌ای نظامی شده بود. آن روز پس از شكست انصارالا‌سلا‌م، خیابان‌های بیاره مملو از پیش‌مرگانی بود كه به خاطر پیروزی‌شان جشن گرفته بودند. وقتی به شهر رسیدیم، كاوه بلا‌فاصله غرق كار شد. از یك پیش‌مرگ زخمی و در حال انتقال تصویر گرفت. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در دامنه كوه و بیشه‌زار جسدی پیدا كردیم كه احتمالا‌ از اعضای گروه انصارالا‌سلا‌م بود. كاوه با جزئیات فراوان از بدن، چهره و دست‌های جسد تصویربرداری كرد. به نظر می‌رسید محصور و مفتون مرگ شده است. پیش از رسیدن به بیاره شواهد دیگری پیدا كردیم كه چرا كاوه خود را عكاس جنگ می‌نامد. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در حین عملیات آزادسازی، راه ورودی به شهر توسط پیش‌مرگان بسته شده بود و به هیچ‌وجه اجازه عبور نمی‌دادند. آنان معتقد بودند كه شرایط بسیار خطرناك است، ولی ما احتمال می‌دادیم كه به دلیل حساسیت موضوع آنها نمی‌خواستند كسی متوجه همكاری و عملیات مشترك‌شان با نیروهای آمریكایی شود. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;كاوه تلا‌ش می‌كرد تا وارد منطقه شویم و از این كارشكنی و ممانعت خسته و عصبی شده بود. در حالی كه مشغول رانندگی بودم، اصرار كردم كه خودرو را به سمت ایست بازرسی برگردانم. وقتی تقاضای او را رد كردم، به شدت ناراحت و عصبی شده بود و برای مدتی به تنهایی روی یك صخره نشست تا عاقبت آرام شد. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;سه روز بعد در منطقه كركوك بودیم كه هنوز تحت اختیار نیروهای صدام بود. عراقی‌ها دو روز منطقه ما را بمباران كردند. حملا‌ت باعث شد كه ما برای حفاظت از جانمان، مرتبا خود را روی زمین پرت كنیم. این حركت كه به‌طور تدریجی تبدیل به یك عادت و واكنش غریزی شده بود، نهایتا در روز دوم آوریل خود منجر به یك فاجعه شد. روز آخر كاوه سرشار از هیجان كار بود. او تلفنی با مادرش فخری گلستان صحبت كرد. بعدها فخری می‌گفت: &amp;quot;كاوه پشت خط تلفن می‌رقصید.&amp;quot; هر دو نفر احساس پرواز می‌كردیم. از نتیجه كارهایمان خوشحال بودیم، چون بهترین گزارش‌ها را تهیه كرده بودیم. اما آنچه در آن روز در منطقه كفری روی داد، حادثه‌ای وحشتناك بود. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;آیا &amp;quot;عكاس جنگ&amp;quot; عنوان مناسبی برای كاوه بود؟ من این‌طور فكر نمی‌كنم. گمان من این است كه شاید برای ترسیم آنچه كاوه در زمان مرگ درگیرش شده بود و همچنین موقعیت‌های نادر قبلی‌اش عنوان &amp;quot;عكاس جنگ&amp;quot; كافی و مناسب باشد. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;هرچند بخش اعظمی از زندگی حرفه‌ای‌ام را صرف پوشش جنگ‌ها كرده‌ام اما هیچگاه خود را خبرنگار جنگ معرفی نمی‌كنم. عنوان عكاس جنگ تداعی‌گر تصویری است از لا‌ف‌زدن، بی‌عاطفگی و بی‌توجهی‌های یك فرد مدعی شجاعت. این تصویر به هیچوجه درخور كاوه نبود. وی در هر كار عاطفه، مهربانی و احساس را با تصویر همراه می‌كرد. او یكی از مهربان‌ترین و ملا‌یم‌ترین انسان‌هایی بود كه دیده‌ام. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;همچنین اطلا‌ق عنوان عكاس جنگ به كاوه باعث نادیده انگاشتن سابقه، فعالیت‌ها و بخش عظیمی از كارهایی می‌شود كه از سال 2000 تا روز مرگش با یكدیگر به انجام رسانده بودیم. در آن روزها ما به پوشش خبری وقایع زیادی در تهران پرداختیم. تظاهرات، سخنرانی‌ها، دستگیری و محاكمات اصلا‌ح‌طلبان و نیز سایر تغییرات ناگهانی آن دوره پرتلا‌طم. اما به موضوعات مهم دیگری مثل آداب و رسوم اقوام ایرانی نیز توجه داشتیم. ما با ساخت مستندهای خبری تلا‌ش كردیم ایران و تفاوت‌ها و گونه‌های مختلف قومی را بیان و به تصویر بكشیم. همین امر باعث شد تا به بسیاری از نقاط ایران یك یا چند بار سفر كنیم. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;حس كنجكاوی و عشق به مناطق و قومیت‌های ایرانی، تاریخ و فرهنگ ایرانی در كاوه بسیار بود. زیاد می‌دانست با این حال باز هم تشنه دانستن بیشتر بود. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;برخی از كارهای ما روی مسائل اجتماعی متمركز می‌شد. در آنجا بود كه ویژگی‌های كاوه به خصوص ادب، مهربانی، توانایی برقراری ارتباط و جلب اطمینان دیگران به شكل متفاوت و شگفت‌آوری ظهور می‌كرد. خوب می‌دانست چگونه با مردم سخن بگوید. كاركردن ما در ایران مرهون عملكرد بدیع كاوه بود. ركنی اساسی كه خودش به شوخی آن را &amp;quot;صبر انقلا‌بی&amp;quot; می‌نامید: ظرفیتی بی‌پایان با آرامش، ادب، طنز، خوش‌مشربی در مواجهه با ممنوعیت‌ها و كاغذبازی‌ها. به‌طور مثال: كاوه با صرف وقت زیاد و البته بدون دوربین با دختران فراری صحبت كرد و زمانی كه مطمئن شد كه دختران با دیدن دوربین خونسرد باقی‌می‌مانند و خواهان حرف زدن درباره مسائل‌شان هستند، كار را آغاز كرد. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;از سایر تكه‌های به یادماندنی این موزائیك ایرانی می‌توان به گزارش‌هایی درباره مراسم اقلیت‌هایی مثل زرتشتیان و كلیمیان اشاره كرد و همچنین مراسمی كه بازتابنده تركیبات متنوع هویت ایرانی است. مثل آئین عاشورا مهم‌ترین روز از تقویم مذهب شیعه و نیز رویدادهایی چون نوروز كه آئینی مربوط به قبل از اسلا‌م است. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;كاوه با لذت و ذوق فراوانی اصالت این رویدادها را درك می‌كرد. كار گزارشگری ما را به سمت دریای خزر برد كه هیولا‌ی كوچك مهاجمی به نام Mnemiopsis Leidyi با تخریب ارگانیسم‌های هرم تغذیه باعث برهم خوردن تعادل زیستی دریا شده بود. سپس سفری به قلعه الموت، شیراز و پرسپولیس داشتیم. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در قم شاهد آن بودیم كه چگونه حتی سرسخت‌ترین طلا‌ب مذهبی درگیر فضای رایانه‌ای شده و امیدوار بودند كه از فواید آن بهره ببرند. گزارش‌های دیگری نیز تهیه كردیم مثل تلا‌ش قابل توجه ایرانیان در زمینه كنترل جمعیت، صنعت فرش ایران، بازار ارز و شطرنج در ایران و یا عروسك‌های رسمی ایرانی دارا و سارا. این مقولا‌ت كار یك عكاس جنگ نیست. عكاسی جنگ بخشی از هویت كاوه بود و نه‌تمام آن. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;رابطه یك خبرنگار و یك تصویربردار مانند رابطه دو فرد معمولی، اشكال متنوعی دارد. یا مواجهی و اتفاقی است یا موقتی و زودگذر و یا یك رابطه عمیق دوستانه. طبیعت و رسالت حرفه كار در ایران باعث شد كه به گزینه آخر برسیم: &amp;quot;رابطه دوستانه.&amp;quot; ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;هنگامه، همسر كاوه یك بار به من گفت: &amp;quot;شما دو نفر یك زوج كاملا‌ موفق كاری هستید.&amp;quot; ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;كاوه صبح‌ها به سرعت به دفتر می‌آمد و معمولا‌ مجموعه‌ای پیشنهادی از ایده را جهت كار ارائه می‌داد. ایده‌هایی كه از قرار معلوم نتیجه شب بیداری و تحمل رنج جست‌وجو در اینترنت، خواندن روزنامه‌ها، مجلا‌ت و صحبت با دوستانش بود. بعضی مواقع فكر می‌كردم كاوه اصلا‌ نمی‌خوابد. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;گویی انگشتش را مثل دو شاخه به درون پریز برق می‌كند و شارژ می‌شود. خیلی زود فهمیدم كه به جلب توجه كاوه نسبت به صحنه‌ها و موضوعاتی كه می‌نوشتم، احتیاجی نیست. او معمولا‌ 10 دقیقه زودتر تصاویر را آماده كرده بود. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اگر من متوجه چیزی ارزشمند می‌شدم كه كاوه بدان توجه نداشت، مثلا‌ موضوعی پشت‌سرش اتفاق می‌افتاد كه نمی‌توانست آن را ببیند، فقط یك &amp;quot;ابرو بالا‌ انداختن&amp;quot; كافی بود تا متوجه شود. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در تمام مدت همكاری‌ام با كاوه تنها دو بار بر سر موضوعات به‌وجود آمده با یكدیگر بحث داشتیم. آخرین آن، همان واپسین شب تدوین گزارشات كردستان عراق بود كه كوتاه زمانی پس از آن كشته شد. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;این مناقشه با در آغوش گرفتن همدیگر و اظهار لطف و احترامی كه نسبت به هم داشتیم، پایان پذیرفت. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما اولین مناقشه من و كاوه به‌عنوان یك تیم خبری از افغانستان و ماجرای كشتارهای طالبان آغاز شد. كوتاه‌زمانی پس از عقب‌نشینی و فرار طالبان، ما به سرعت خود را از طریق مرز ایران به بخش غربی افغانستان و سپس مركز ولا‌یت هرات رساندیم. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;پس از سپری كردن دو هفته سرد در هرات نتیجه كار ما كشف گورهای دسته‌جمعی افاغنه‌ای بود كه به دست طالبان به قتل رسیده بودند. صدها هزار افغانی به‌طور وحشتناكی یا در محاصره كامل قحطی و گرسنگی قرار داشتند یا به دلیل سرما در اردوگاه‌های پناهندگان می‌مردند. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;ما با حالت جنگی مواجه نبودیم. دشمنی نیز در كار نبود. طالبان مانند یك بادكنك تركیده و به‌سادگی ناپدید شده بود. وقتی جهت رفتن به قندهار تلا‌ش می‌كردیم، با تجربه‌ای نفس‌گیر مواجه شدیم. در طی راه قند‌هار گزارشاتی دیرهنگام به دستمان رسید، مبنی بر اینكه طالبان شهر را تصرف كرده‌اند. برای بازگشت دیر شده بود. به روستایی رسیدیم كه مملو از طالبان با عمامه‌های سیاه و قیافه‌هایی بی‌رحم و عبوس بود. آنان پس از توقیف، ما را نزد رئیس خود بردند. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در این حادثه خونسردی فوق‌العاده كاوه در حین شرایط خطر به من ثابت شد. او به عنوان یك فارسی‌زبان به شكل سلیس و مهربانانه‌ای شروع به صحبت با آنان كرد. بسیاری از این افراد روانی ‌(Psychotic) بودند. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;پاسخ‌های كاوه به سوالا‌ت رئیس گروه بسیار جالب بود و در پایان رئیس با تكان دادن دستش دستور آزادی ما را صادر كرد. البته اگر طالبان دستور می‌گرفتند كه ما را به قتل برسانند، لذت كاملی می‌بردند. 15 ماه بعد جهت پوشش خبری جبهه‌های شمالی كردستان به عراق سفر كردیم. انتظار می‌رفت كه این جنگ باعث سرنگونی صدام شود. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;با شدت گرفتن جنگ توجه ما به سمت مناطق مختلف شمال عراق و اضطراب كرد‌ها در زمینه جنگ جلب شد. به حلبچه رفتیم؛ شهری كه در سال 1988 هزاران نفر از ساكنان آن در اثر حمله نیرو‌های صدام با گاز‌های سمی كشته شده بودند. مردم حلبچه از تلا‌فی صدام در هراس بودند، چون اقدامات نیرو‌های ائتلا‌ف هنوز آغاز نشده بود. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;هیچ كدام از فعالیت‌های ما تحت لوای نیرو‌های ائتلا‌ف امكان‌پذیر نبود زیرا اگر به آنها ملحق می‌شدیم، حركاتمان با محدودیت‌هایی مواجه می‌شد. این بدان معنی نیست كه روش ما بهتر بود، بلكه صرفا چیزی متفاوت بود كه به ما اجازه می‌داد راحت‌تر به سایر بخش‌های این موزائیك توجه كنیم. همین امر باعث می‌شد تصور كلی جنگ كامل شود. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در اصل، برای پوشش خبری جنگ هیچ روشی &amp;quot;بهترین روش&amp;quot; نیست و تمامی اشكال مشروع و صحیح گزارشگری معتبر و با ارزش است. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما درباره درجه و سطوح خطر، فكر می‌كنم تمامی افرادی كه به پوشش خبری از مناطق جنگی مشغول‌اند، می‌پذیرند كه همگی با درجه‌ای از خطر درگیر هستیم. جنگ جای خطرناكی است. تنها راه برای پرهیز از مواجهه با خطر، حضور نیافتن در جنگ است. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;در طی جنگ عراق عده‌ای از گزارشگران و تصویر‌برداران درگیر، كشته شده‌اند. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;خبرنگاران مستقل در حملا‌ت انتحاری و یا به وسیله آتش نیرو‌های خودی جانشان را از دست داده‌اند. حتی خبرنگاران و نویسندگان عراقی نیز در طی زدوخورد‌های فرقه‌ای قربانی می‌شوند. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;اما در مورد تیم ما و آنچه بر ما گذشت. آن روز خطر بمباران در منطقه كفری مشهود بود. به نحوی كه سه روز قبل سه نفر كشته شدند. وقتی اولین انفجار روی داد، استوار‌ت‌هاگس تهیه كننده گروه كه از لندن آمده بود، به سرعت از ماشین پیاده شد و پایش روی یك مین رفت. تمامی ما (از جمله خود استوارت) گمان كردیم كه این یك بمباران است، ولی جنگ پدیده‌ای نیست كه بتوان به آن اطمینان كرد. آن خطر واقعی كه جان كاوه را گرفت و به یكی از پاهای استوارت به شدت آسیب رساند، به شكل حیله‌گرانه‌ای در زیر چمن‌های معصوم بهاری بر تپه‌های خارج از شهر كفری پنهان شده بود. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;پس از حادثه همانطور كه كنار كاوه در وسط میدان مین زانو زده بودم، یكی از اولین چیز‌هایی كه از ذهنم گذشت، بی‌معنایی ابهام و پیچیدگی زندگی بود كه توانست شخصی پرمعنی كه در عین حال می‌توانست مقولا‌ت زیادی به مردم ارائه دهد را در كمتر از چند ثانیه از دستمان برباید. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;&amp;quot;یك اشتباه&amp;quot; كه بسیار غیرمنصفانه، مهمل و مضحك به نظر می‌رسد و اینك پس از گذشت چهار سال برای من هنوز اینچنین است. ‌ &#13;&#10;    &lt;br /&gt;رنج و درد از دست دادن كاوه هنوز پابرجاست و همواره باقی خواهد ماند.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/12604/</link>
   <title>كشف حقيقت در آغوش خطر</title>
   <pubDate>2008-04-08 15:13:42</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/12604/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;امروز 13 فروردين 1387 پنجمين سالگرد در گذشت &lt;a href=&quot;http://kavehgolestan.com/&quot;&gt;کاوه گلستان&lt;/a&gt; است. با گرامی داشتن يادش از سوی هنگامه گلستان، همسر کاوه مراسم يادبودی روز جمعه 23 فروردين از ساعت 10 تا 12 بر مزارش برگزار می شود. &#13;&#10;    &lt;br /&gt;انتهای بلوار لواسان – سمت چپ خيابان پاچنار – روستای افجه – گورستان پائين&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/12582/</link>
   <title>پنجمين سالگرد در گذشت کاوه گلستان</title>
   <pubDate>2008-04-01 00:00:00</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/12582/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;center&gt;&lt;img alt=&quot;golestan.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/86/news/golestan.jpg&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;250&quot; /&gt;&lt;/center&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;در پی دعوت هنگامه و مهرک گلستان عصر امروز جلسه ای با حضور جمعی از عکاسان و علاقه مندان در دفتر مجله عکس برگزار شد. در اين جلسه درباره شيوه برگزاری مسابقه بحث و گفتگو شد.&lt;br /&gt;&#10;هنگامه و مهرک اهداء جايزه کاوه گلستان به شيوه گذشته را دنبال نمی‌کنند. مهرک گفت: &quot;ما که هستيم که جايزه بدهيم، ما می‌خواهيم کمک کنيم.&quot;&lt;br /&gt;&#10;آنها راه اندازی سايتی را مد نظر دارند که به نمايش عکس‌های منتخب بپردازد. انتخاب عکس‌ها با مهرک و هنگامه است و عکاسانی هم کمک می‌کنند. هر عکس منتخب تا زمانی که عکس ديگری انتخاب نشود در سايت نمايش داده می‌شود.&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/10583/</link>
   <title>جلسه گفتگو درباره مسابقه کاوه گلستان</title>
   <pubDate>2007-04-15 16:57:23</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/10583/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;اطلاعيه زير از سوی هنگامه و مهرک، همسر و پسر کاوه برای اطلاع عموم و جامعه عکاسی ايران منتشر شده است.‏&lt;br /&gt;&#10;با گامهای خونين تا سبزه زار رفت.‏&lt;br /&gt;&#10;‏4 سال از سکوت سفر کرده ما، &quot;کاوه&quot; به افجه گذشت.‏&lt;br /&gt;&#10;ما نيز با صبر و سکوت گذرانديم.‏&lt;br /&gt;&#10;با  تشکر و احترام از تمامی  جامعه عکاسی ايران و هنرمندان گرانمايه و مطبوعات برای همراهی و همدلی در اين چهار سال و با ‏توجه به اعلام قبلی مجريان مبنی بر اتمام کار شورای سياست گذاری و پايا ن جايزه عکاسی خبری و مطبوعاتی گلستان، به ‏اطلاع می رسانيم نظر به سوالات فراوان از سوی جامعه عکاسی ايران در نشستی صميمی در مجله عکس گردهم می آئيم. تا با ‏حضور گرم شما عکاسان عزيز برنامه های آينده را پی ريزی نمائيم.‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;هنگامه و مهرک گلستان&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;زمان: يکشنبه – 26/1 /86 ساعت 30/2 تا 4 بعدازظهر- خيابان انقلاب – خيابان ابوريحان – خيابان روانمهر غربی – پلاک ‏‏54 – مجله عکس – طبقه دوم&lt;br /&gt;&#10;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/10571/</link>
   <title>در  چهارمين سالگرد کاوه</title>
   <pubDate>2007-04-12 15:03:18</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/10571/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;امروز 13 فروردين 1386 است.  شب 13 فروردين 4 سال پيش وقتی از شبکه تلوزيونی ‏BBC‏ خبر برای اولين بار منتشر شد ‏کسی باور نکرد. هيچ کس باور نکرد. همه به دنبال تکذيبش بودند. ولی صبح 14 فروردين 82  همه تائيدش را شنيدند، ولی ‏خيلی ها باور نکردند. هنوز هم پس از 4 سال باور ندارند. صدايش در گوش بسياری از دوستان و شاگردانش هست.&lt;br /&gt;&#10; ثبت حقيقت ‏بزرگترين دغدغه کاوه گلستان بود و برای ثبت حقيقت کشته شد. ‏&lt;br /&gt;&#10;روز جمعه 17 فروردين از ساعت 30/11 تا 30/15  بر مزارش يادش را گرامی می‌داريم.‏&lt;br /&gt;&#10;انتهای بلوار لواسان – سمت چپ خيابان پاچنار – روستای افجه – گورستان پائين&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/cat_kavegolestan.php&quot;&gt;•&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;پی نوشت: اين مراسم به دعوت مهرک و هنگامه گلستان برگزار شده است.&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/10524/</link>
   <title>چهار سال گذشت، باور کنيم</title>
   <pubDate>2007-04-02 00:30:40</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/10524/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;بنيانگذاران جايزه سالانه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان ( ليلی گلستان، بهمن جلالی، رعنا جوادی و سيما افشار) بنا به ‏درخواست مهرک گلستان (فرزندِ زنده ياد کاوه) برگزاری اين جايزه را از سال آينده به او می سپارند. برای مهرک عزيز در ‏برگزاری هر چه بهتر اين جايزه آرزوی موفقيت داريم.‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-816294&quot;&gt;خبر ايسنا&lt;/a&gt; [برپايي جايزه‌ي عكس مطبوعاتي &quot;كاوه گلستان&quot; واگذار شد ]&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/9864/</link>
   <title>برپايی جايزه کاوه گلستان به مهرک گلستان سپرده شد</title>
   <pubDate>2006-11-01 11:05:53</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/9864/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;دبيرخانه سومين دوره جايزه سالانه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان از برندگان و تقديرشدگان اين دوره دعوت می کند تا برای ‏دريافت جايزه خود روز شنبه 13 آبان  از ساعت 17 – 20  به گالری گلستان واقع در خيابان دروس – خيابان شهيد کماسايی – ‏شماره 42 مراجعه و جايزه خود را دريافت کنند. ‏&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/9854/</link>
   <title>دعوت از برگزيدگان سومين جايزه کاوه گلستان</title>
   <pubDate>2006-10-30 14:23:58</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/9854/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;دبيرخانه سومين جايزه سالانه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان‎ ‎‏ ضمن سپاس و تشکر از يکايک شرکت ‏کنندگان در اين دوره از جايزه و تاسف از عدم برگزاری نمايشگاه به اطلاع شرکت کنندگان می ‏رساند با پايان داوری عکس ها نفرات برگزيده به شرح زير معرفی می شوند. عکس های اين دوره در ‏&lt;a href=&quot;http://golestanaward.com/galleryn.php&quot;&gt;سايت جايزه کاوه گلستان&lt;/a&gt; به نمايش در آمده است. ‏&lt;br /&gt;&#10;برگزيده تک عکس خبری: منصور نصيری با عکس تجمع زنان -  ميدان هفت تير - 22  خرداد 85 ‏&lt;br /&gt;&#10;برگزيده مجموعه عکس: مهدی قاسمی با مجموعه درگيری های مقابل سفارت خانه های اروپايی ‏&lt;br /&gt;&#10;برگزيده استعداد جوان: کيان امانی با مجموعه بهترين سالهای زندگی ما ‏&lt;br /&gt;&#10;به برگزيدگان هر بخش تنديس جايزه و يک ميليون تومان اهداء خواهد شد. ‏&lt;br /&gt;&#10;هيات داوران همچنين عکس های زير را شايسته تقدير دانست. ‏&lt;br /&gt;&#10;حامد بديعی مسابقات - موتور كراس قهرمانی كشور پيست آزادی - بهمن 84 / هدی بيگلری افشار - ‏مجموعه فريده / محمد خيرخواه - مقابل سفارت دانمارك - تهران - 17 بهمن 84‏ / مهسا خليل پور  - ‏مجموعه دانشکده هنر / شهروز شريفی نسب – مجموعه برف  / عبدالحسين رضوانی – مجموعه آشغالها ‏و آدمها / حسن قائدی - استقبال از رئيس جديد دانشگاه تهران 6 آذر 84‏  / حسين فاطمی - سقوط هواپيمای ‏C130‎‏ - تهران - شهرك توحيد - 15 آذر 84 / عليرضا صوت اکبر  - بدون عنوان  -سفارت انگليس  - 24 ‏بهمن 84  / جواد مقيمی - جمع آوری دارو فروشان- ناصر خسرو تهران - 2 اسفند 84‏&lt;br /&gt;&#10;به هر يک از عکاسانی که آثارشان از سوی هيات داوران تقدير شده است. مبلغ يک صد هزار تومان و لوح ‏تقدير اهداء خواهد شد. ‏&lt;br /&gt;&#10;زمان اهداء جوايز هفته آينده به اطلاع  برگزيدگان و تقدير شدگان سومين جايزه عکاسی مطبوعاتی کاوه ‏گلستان خواهد رسيد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;[&lt;a href=&quot;http://golestanaward.com/news3.php&quot;&gt;عکس های برگزيده&lt;/a&gt;]&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/9838/</link>
   <title>برگزيدگان سومين جايزه سالانه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان</title>
   <pubDate>2006-10-27 13:19:45</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/9838/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;دبيرخانه سومين جايزه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان اسامی راه يافتگان به نمايشگاه اين جايزه را به شرح زير اعلام کرد: &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;علی‎ ‎آقا ربيع‎ / ‎محمد علی‎ ‎احدی‎ /‎علی‎ ‎احمدی‎ /‎جابراحمدی‎ /‎فرامرز‎ ‎اسدی‎‏ / مهران‎ ‎افشار نادری‎ / ‎سامان اقوامی /‏ كيان امانی ‏‏/‏ ابراهيم باش قشلاقی /‏ حامد بديعی /‏  پيام برازجانی /‏ ابراهيم بهرامی /‏ هدی بيگلری افشار /‏ عادل پازيار /‏ سولماز پورعبدلله /‏ ‏امير پورمند /‏ جاويد تفضلی /‏ ميرشهرام تكيار/ ‏حميد جانی پور /‏ روزبه جديد الاسلام /‏ اميد حبيب طاری فرد /‏ امير حسامی نژاد /‏ ‏سيد حسن حسينی/ ‏مصطفی حق گوی حقيقی / ‏شاهرخ حيدری /‏ سيد مجتبی خاتمی /‏ آرش خاموشی /‏ اميرخلوصی /‏ مهسا خليل ‏پور /‏ محمد خيرخواه /‏ كيوان رحيمی /‏ بهنام رضا زاده / ‏عبدالحسين رضوانی /‏ علی زارع /‏ آذين زنجانی /‏ علی سراج همدانی / ‏حسن سربخشيان /‏ مونا سرتوه /‏ حسن سلطانی تهرانی /‏ بهناز سيدی سادات / ‏حسين شيرالی /‏ محمدرضا شاهرخی نژاد /‏ احمد ‏رضا شجاعی /‏ شهروز شريفی نسب /‏ علي اكبر شيرژيان /‏ روح الله صادقی /‏ سپهرصمديان آهنگر /‏ عليرضا صوت اكبر/‏ آرش ‏عاشوری نيا /‏  مهدی عباسی /‏  محمد جواد علی زاده /‏ حسين فاطمی /‏ مازيار  فرزانه تهرانی / عليرضا فرزين /‏ حسن قائدی /‏ ‏مهدی قاسمی /‏ مهدی كاوه ای /‏ مجيد كورنگ بهشتی /‏ رضا گلچين كوهی /‏ اميد محكمی /‏ هادی مختاريان /‏ غلامرضا ‏مسعودی /‏ نفيسه مطلق /‏ منصوره معتمدی /‏ قاسم معماری /‏ يلدا معيری /‏  جواد مقيمی /‏ محمد مهدی موذن /‏  مريم مهران پوی /‏ سميه ميری رامشه /‏ زهرا سادات نبوی /‏  منصور نصيری /‏ امين نظری /‏ سياوش نقشبندی /‏ حامد نوری /‏ مازيارنيك خلق /‏  روح ‏الله وحدتی /‏ محمد ورزنده‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://golestanaward.com/news3.php&quot;&gt;اطلاعات بيشتر&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8843/</link>
   <title> اسامی راه يافتگان به نمايشگاه سومين جايزه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان</title>
   <pubDate>2006-07-24 23:12:18</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8843/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;دبيرخانه سومين جايزه سالانه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان اعلام کرد با پايان داوری سومين ‏دوره اين جايزه با قضاوت حسين قندی – بهمن قبادی - عباس کوثری – اميد صالحی در ‏تهران و کاترين ديويد در برلين آثار برگزيدگان راه يابی به نمايشگاه مشخص شد. ‏&lt;br /&gt;&#10;بنا بر اعلام دبيرخانه جايزه از ميان 348 شرکت کننده اين دوره آثار 78 نفر به بخش ‏نمايشگاه راه يافت که سه نفر از اين افراد در روز 6 آبان ماه به عنوان نفرات برتر سه بخش ‏تک عکس خبری – گزارش تصويری و استعداد جوان معرفی و جايزه يک ميليون تومانی و تنديس ‏جايزه را به خود اختصاص خواهند داد. ‏&lt;br /&gt;&#10;هيات داوران از 1191 عکس در بخش تک عکس خبری 92 عکس و از 334 مجموعه عکس در ‏بخش گزارش تصويری 19 مجموعه عکس را به عنوان آثار برتر برگزيدند.‏&lt;br /&gt;&#10;اسامی راه يافتگان به نمايشگاه سومين جايزه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان تا ساعتی ديگر در سايت &lt;a href=&quot;‏http://www.golestanaward.com/news.php‏ &quot;&gt;‏جايزه کاوه گلستان &lt;/a&gt; و سايت عکاسی منتشر می شود.   ‏&lt;br /&gt;&#10;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8839/</link>
   <title>آثار برگزيده سومين جايزه کاوه گلستان مشخص شد</title>
   <pubDate>2006-07-24 21:05:05</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8839/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;با پايان يافتن مهلت جمع آوری آثار سومين جايزه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان دبيرخانه اين جايزه آمار نهايی شرکت کنندگان و عکس ‏های رسيده به اين دبيرخانه را اعلام کرد.&lt;br /&gt;&#10;دبيرخانه اين جايزه با اعلام افزايش شرکت کنندگان در اين دوره نسبت به سال گذشته سپاس و تشکر خود را از جامعه عکاسان ايران ‏خصوصا&quot; عکاسان خبری و مطبوعاتی اعلام می دارد.  &lt;br /&gt;&#10;در سومين جايزه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان تعداد 348 نفر شرکت نموده اند که از اين تعداد 226 نفر از تهران و 122 نفر از ‏شهرستان - شرکت کنندگان مرد 245 نفر و خانم ها 103 نفر - کل آثار رسيده 4157 عکس که از اين تعداد 1191 عکس در بخش تک ‏عکس خبری و 2966 عکس در بخش مجموعه عکس با 334 مجموعه شرکت کرده است. ‏&lt;br /&gt;&#10;داوری اين دوره از جايزه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان بر عهده دکتر حسين قندی – بهمن قبادی – اميد صالحی – عباس کوثری و ‏کاترين ديويد است. اسامی راه يافته گان به نمايشگاه اول مرداد ماه منتشر می شود ونمايشگاه عکس های برگزيده و مراسم اهداء ‏جايزه کاوه گلستان در آبان 1385 برگزار خواهد شد.&lt;br /&gt;&#10;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8781/</link>
   <title>استقبال گسترده عکاسان از سومين جايزه عکاسی کاوه گلستان</title>
   <pubDate>2006-07-09 17:03:15</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8781/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;دبيرخانه سومين جايزه کاوه گلستان اعلام کرد شنبه 10 تير 1385 آخرين مهلت ارسال آثار برای شرکت در اين جايزه است. با توجه به تمديد مهلت اوليه اين تاريخ به هيچ عنوان تمديد نمی شود. علاقه مندان به شرکت در اين مسابقه می توانند CD عکسهای خود را به همراه فرم شرکت در مسابقه فردا تحويل پست پيشتاز دهند و يا از ساعت 4 تا 8 شب حضوری به گالری گلستان مراجعه کنند. دبيرخانه جايزه از شرکت کنندگان که تا اين لحظه آثار خود را ارسال نکرده اند درخواست کرد ضمن مطالعه دقيق مقررات شرکت در مسابقه فرم شرکت در مسابقه را با دقت تکميل کنند. &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;برای کسب اطلاعات بيشتر و دريافت فرم به &lt;a href=&quot;http://www.golestanaward.com/&quot;&gt;سايت جايزه&lt;/a&gt; عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان مراجعه کنيد. &lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8741/</link>
   <title>دهم تير آخرين فرصتِ شرکت در سومين جايزه کاوه گلستان</title>
   <pubDate>2006-06-30 13:39:48</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8741/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;دبيرخانه سومين جايزه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان اعلام کرد. بنا به درخواست جمعی از عکاسان داوطلب شرکت در جايزه که مايلند از وقايع پيرامون جام جهانی عکاسی کنند مهلت ارسال آثار به دبيرخانه مسابقه تا دهم تير تمديد شده است. &lt;br /&gt;&#10;برای دريافت فراخوان و فرم شرکت در مسابقه به &lt;a href=&quot;http://www.golestanaward.com&quot;&gt;سايت&lt;/a&gt; جايزه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان مراجعه کنيد. &lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8649/</link>
   <title>تمديد مهلت ارسال آثار سومين جايزه کاوه گلستان تا 10 تير</title>
   <pubDate>2006-06-12 08:42:15</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8649/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;دبيرخانه سومين جايزه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان اعلام کرد به منظور سهولت دسترسی علاقه مندان به فرم شرکت در اين مسابقه، فرم و اطلاعات سومين دوره در سايت جايزه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان قرار دارد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;سومين جايزه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان در آّبان 85 برگزار می شود و آخرين مهلت ارسال آثار اول تير است. داوری اين دوره را  اميد صالحي (عکاس مستند اجتماعی) – حسين قندی (استاد روزنامه نگاری و سردبير روزنامه جام جم ‏امارات) – عباس کوثری (عکاس خبری) - کاترين داويد (مدير هنری) - بهمن قبادی (کارگردان)  بر عهده دارند. &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;center&gt;&lt;a href=&quot;http://www.golestanaward.com&quot;&gt;www.golestanaward.com&lt;/a&gt;&lt;/center&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8563/</link>
   <title>فرم شرکت در سومين جايزه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان</title>
   <pubDate>2006-06-01 07:13:06</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8563/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;جواد منتظری&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;به تقريب نزديک به يقيين در زندگی بيشتر آدم ها، کسانی وجود دارند که نقش‌هايی اساسی در تکوين و شکل‌گيری ‏شخصيت آن ها بر عهده داشته‌اند. ‏&lt;br /&gt;&#10;طی تمام سال‌هايی که گذشته، هنوز خاطره معلم کلاس اولم برايم زنده است. او در يک حباب و رويايی اثيری گون، تمام ‏سال‌های عمرم را با من پيمود و هميشه انرژی مثبتی را به من داده است. ‏&lt;br /&gt;&#10;نفر بعدی معلم کلاس پنجم‌ام بود. اسمش را به خاطر دارم، دو خاطره از او برايم مانده است. يکی ترکه‌هايی که بر ‏دستانم فرود می‌آمد و ديگری رفتار آرام‌اش. با اين که بار‌ها از او ترکه خورده بودم، اما او را نيز دوست دارم و ‏خاطره‌اش برايم عزيز است. بيشتر که فکر می‌کنم، به خود می‌گويم شايد آرامشی که در رفتار من است، ناشی از ‏تأثير او باشد. ‏&lt;br /&gt;&#10;خيلی‌ها در اين ميان جای می‌گيرند. از افراد اول خانواده گرفته تا نويسندگان، شعرا، کارگردان‌های سينما با فيلم‌‏هايشان، عکاسان با عکس‌هايشان. اما کاوه گلستان چيز ديگری بود. او شاه کليدی بود در بين کليدهای زندگی‌ام. ‏&lt;br /&gt;&#10;پيش از اين که دانشجوی عکاسی شوم، اسمش را شنيده بودم و می دانستم کيست و چه کرده بود. هيچ‌گاه در مخيله‌‏ام جا نمی گرفت که امکان دارد روزی او را از نزديک ببينم، چه رسد به اين که با او رابطه ای داشته باشم. وقتی ‏دانشجوی عکاسی شدم و دريافتم در دانشگاه ما عکاسی خبری تدريس می‌کند، برای کلاس‌هايش لحظه شماری ‏می‌کردم. اما او در پی اختلاف با دانشگاه از آن جا رفت. خيلی ناراحت شدم. داستان اختلاف‌های او با اطرافيان و ‏عصيان هايش هم برای خود ماجرايی داشت. چيزی که تا آخر عمرش نيز آرامش نگذاشت، آنچنان که حتی به مرگ ‏طبيعی نيز در نگذشت. ‏&lt;br /&gt;&#10;در پی‌اش شدم و بالاخره پيدايش کردم. عکس‌هايم را نشانش دادم. تشويق بسيار کرد. از آن پس بين ما رابطه‌ای ‏دوستانه پديد آمد. کاوه گلستان عکاسی درس نمی داد. او معجونی از دانش و معرفت می داد. در زمره معدود کسانی ‏بود که قدرت تربيت تفکر و انسان را داشت. انگيزه بسيار می داد. سرشار انرژی  بود. حتی در 50 سالگی. وقتی از ‏ديدارش بر می‌گشتی، انگار روی پاها بند نبودی و دلت می خواست بدوی، بس که اين آدم، انرژی منتقل می کرد. يک ‏روز صبح زنگ زد و از چاپ يک عکسم در روزنامه تشکر کرد و آن قدر تعريف کرد که من واقعا ارزش تعريف‌هايش ‏را نمی فهميدم. حالا که چند سالی از آن روز می گذرد، منظور و مقصودش را دريافته ام. او زود رفت.  بر روی مين در ‏جغرافيايی غير از کشورش که به آن عشق می ورزيد. او بايد می‌ماند. بايد می‌ماند و بسيار تربيت می‌کرد. خود در ‏قله بود، به قله نشست و دست نيافتنی شد. کاوه گلستان مردی بود از تبار دايناسورها. مگر نه اين که عصر ‏دايناسورها گذشته است؟ &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;هفته نامه همشهری جوان - شماره 61 - اسفند 84 &lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8230/</link>
   <title>مردی از نسل دايناسورها ‏</title>
   <pubDate>2006-04-02 00:44:38</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8230/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;center&gt;&lt;img alt=&quot;kaveh3.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/85/news/kaveh3.jpg&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;270&quot; /&gt;&lt;/center&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;امسال هم همه آمدند. خانواده کاوه، همه دوستان و شاگردانش در روستای زيبای افجه بر مزارش گردهم آمدند و ‏ياد و نامش را زنده نگه داشتند.‏‎ ‎هنوز بعد از گذشت سه سال باور نبودن کاوه برای خيلی ها که با او از نزديک آشنا ‏بودند ممکن نيست و بغض ها و حرف ها را می توان از نگاهشان خواند. کاوه گلستان انسان بزرگی بود و ‏هست. او بی شائبه می آموخت آنچه را که در هيچ کتابی و در هيچ مکتبی نمی توان آموخت. اگر زنده بود ... ‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;عکس: گلناز بهشتی    ‏&lt;br /&gt;&#10;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8228/</link>
   <title>گرامی داشت ياد کاوه گلستان</title>
   <pubDate>2006-04-01 16:22:13</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8228/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;فراخوان سومين جايزه عکاسی  مطبوعاتی کاوه گلستان منتشر شد. دبيرخانه سومين جايزه کاوه گلستان با اعلام ‏اين خبر اعلام کرد که فرم  فراخوان شرکت در اين جايزه برای شرکت کنندگان دوره های قبلی ارسال می شود. ‏‎]‎‏ اگر ‏نشانی مندرج در فرم شرکت در مسابقه سال‎ ‎های گذشته تغيير کرده هر چه سريعتر نشانی جديد خود را از طريق ‏ايميل ‏info@golestanaward.com‏  ارسال نماييد تا فرم فراخوان به نشانی جديد ارسال شود.‏‎[‎‏   ديگر علاقه مندان هم می ‏توانند يا  از طريق ايميل اين فرم را درخواست کنند و يا  از طريق  وب سايت مسابقه از اول ارديبهشت ماه فرم را ‏دريافت نمايند. ‏&lt;br /&gt;&#10;مهلت ارسال آثار سومين جايزه کاوه گلستان از اول ارديبهشت تا اول تير 1385 تعيين شده  و داوری اين دوره را ‏اميد صالحي (عکاس مستند اجتماعی) –حسين قندی (استاد روزنامه نگاری و سردبير روزنامه‎ ‎جام جم ‏امارات) – ‏عباس کوثری (عکاس خبری) - کاترين داويد (مدير هنری) - بهمن قبادی (کارگردان) مشروط به ‏اتمام فيلمسازی ‏ايشان در خارج از کشور بر عهده دارند.[&lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/content/008188.php&quot;&gt;اطلاعات بيشتر&lt;/a&gt;]&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8219/</link>
   <title>سومين تنديس کاوه به چه کسی می رسد؟‏</title>
   <pubDate>2006-03-30 00:20:51</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8219/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;خانواده، دوستان و شاگردان کاوه گلستان در سومين سالگردش یه ياد و نام او در ساعت 10 صبح شنبه 12 فروردين 1385 بر مزارش گردهم می آيند. &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;center&gt;&lt;img src=&quot;http://www.akkasee.com/weblog/archives/weblog/83-kg1.jpg&quot;&gt;&lt;/center&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;انتهای بلوار لواسان – سمت چپ خيابان پاچنار – روستای افجه – گورستان پائين&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8215/</link>
   <title>ياد کاوه گلستان را در سومين سالگردش گرامی می داريم</title>
   <pubDate>2006-03-28 14:17:16</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8215/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;center&gt;&lt;img alt=&quot;poster-rasht.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/84/news/poster-rasht.jpg&quot; width=&quot;224&quot; height=&quot;400&quot; /&gt;&lt;/center&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;در ادامه برگزاری نمايشگاه دومين جايزه کاوه گلستان در شهرستان ها چهارمين نمايشگاه پس از ماهشهر - شيراز و اصفهان از روز شنبه 24 دی در گالری هنرهای تجسمی گيلان افتتاح می شود. اين نمايشگاه تا 29 دی در محل گالری هنرهای تجسمی حوزه هنری گيلان واقع در خيابان بيستون.روبروی سه راه معلم.بن بست زارع ادامه دارد. &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;طی هماهنگی های به عمل آمده نمايشگاه عکس های دومين جايزه کاوه گلستان پس از رشت در اوايل بهمن در ساری و از 13 بهمن در کرمان برگزار خواهد شد. اطلاعات تکميلی اين دو نمايشگاه بعدا&quot; اعلام می شود. &lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/7458/</link>
   <title>نمايشگاه دومين جايزه کاوه گلستان در رشت</title>
   <pubDate>2006-01-13 00:25:57</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/7458/</guid>
  </item>
 </channel>
</rss>