<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<!-- Generated by: http://www.phpclasses.org/rsswriter $Revision: 1.11 $ -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
 <channel>
  <description/>
  <link>http://www.akkasee.com/</link>
  <title>akkasee.com - نقد و نظر </title>
  <pubDate>2008-05-12 10:37:14</pubDate>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;اسماعيل عباسي،&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;خبرگزاری مهر در تاريخ ۰۲/۰۲/۱۳۸۷ خبر زير را منتشر كرد كه لينك آن در سايت عكاسي هم آمده است:&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.mehrnews.ir/NewsPrint.aspx?NewsID=669496&quot;&gt;عکاس ایرانی برنده جایزه اول مسابقه عکس یونسکو شد&lt;/a&gt;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;امیررضا فخری از میان بیش از یکهزار و 600 هنرمند از 38 کشور به عنوان برترین عکاس مسابقه بین‌المللی عکس پیام یونسکو انتخاب شد.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;به گزارش خبرگزاری مهر، روابط عمومی کمیسیون ملی یونسکو اعلام کرد هیئت دوران خارجی این مسابقه از میان سه هزار و 200 عکس که از هزار و 600 عکاس به دبیرخانه مسابقه رسیده بود، 80 قطعه عکس را برای شرکت در مسابقه، نمایشگاه و چاپ در کتاب بین‌المللی برگزید که از میان این آثار، عکس ارسالی امیررضا فخری به عنوان بهترین عکس مسابقه انتخاب شد.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;مرکز فرهنگی آسیا و اقیانوسیه یونسکو در ژاپن ACCU به منظور مشارکت در برنامه‌های دهه ملل متحد برای آموزش در خدمت توسعه پایدار مسابقه عکس گرامیداشت فرهنگ زنده را در سال 2007 برگزار کرد.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;فخری متولد 1350 شهرستان بهبهان، عضو انجمن سینمای جوانان، پژوهشگر برگزیده سال 85 استان هرمزگان و عکاس و خبرنگار خبرگزاری ایسناست. در کارنامه وی برگزاری چند نمایشگاه عکس، ساخت هفت فیلم کوتاه و چاپ کتاب عکس &amp;quot;نیم‌نگاهی به جزیره قشم&amp;quot; به چشم می‌خورد.&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;همين خبر را با تفاوت‌هايي در سايت presstv به نشاني زير مي‌بينيم:&#13;&#10;    &lt;br /&gt;&amp;nbsp;&#13;&#10;    &lt;br /&gt;که &amp;nbsp;&lt;a href=&quot;http://www.presstv.ir/detail.aspx?id=52579&amp;amp;sectionid=351020105&quot;&gt;ترجمه&lt;/a&gt; بخشي از آن چنين است:&#13;&#10;    &lt;br /&gt;امير رضا فخري عكاس مشهور ايراني جايزة عكس برتر مرکز فرهنگی آسیا و اقیانوسیه یونسکو در ژاپن ACCU را دريافت كرد.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;جوايز اعلام شده از طرف يونسكو از اين قرار است:&#13;&#10;    &lt;br /&gt;3 جايزة بزرگ يا اصلي: شامل گواهي/ لوح / 1000 دلار امريكا و كتاب. اين سه نفر از&amp;nbsp; ژاپن، چين و تايلند هستند.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;12 جايزة عكس‌هاي برتر: شامل گواهي/ لوح / 200 دلار امريكا و كتاب كه يكي از اين 12 منتخب ايراني و آقاي فخري است.&#13;&#10;    &lt;br /&gt;علاوه بر اين 65 نفر هم تقدير شده اند: با يك گواهي و كتاب.&lt;/p&gt;&#13;&#10;  &lt;p&gt;و اصل خبر را&amp;nbsp;در &lt;a href=&quot;http://www.accu.or.jp/esd/photomessage/prizes.html&quot;&gt;سايت&amp;nbsp;مسابقه&lt;/a&gt; ،&amp;nbsp;می توانيد مشاهده کنيد.&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/12635/</link>
   <title>در گزارش خبر دقت كنيم</title>
   <pubDate>2008-04-26 08:40:12</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/12635/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;center&gt;&lt;img alt=&quot;transition.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/85/news/transition.jpg&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;404&quot; /&gt;&lt;/center&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;نمایشگاهی از عکس های مستند - اجتماعی نصرالله کسرائیان در گالری ماه مهر افتتاح شد. عکس های این نمایشگاه حاصل فعالیت او بین سال های 1346 تا 1359 اوست. &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;چهره هایی دردمند، سرگردانی، جاده هایی که به بی هویتی شهرها ختم می شود، کودکانی که چشم به فردای نا معلوم دوخته اند و روستاهایی که در حال ویرانی هستند موضوع 47 اثر از نصرالله کسرائیان است که در نمایشگاه &quot;گذار&quot; در گالری ماه مهر ارائه شده است. در روز افتتاح این نمایشگاه رونمایی کتاب &quot;گذار&quot; نیز صورت گرفت. عکس‌های این نمایشگاه و این کتاب سیاه و سفید است. کسرائیان که همواره در ارتباط با انسان ها عکاسی کرده در این مجموعه عکس اش نیز ازانسان غافل نبوده. او به مهاجرت روستائیان به شهرهای بزرگ و حاشیه نشینی پرداخته است. این عکس ها بین سال های 1346 تا 1359 گرفته شده اند.&lt;br /&gt;&#10;کسرائیان می گوید که مشغول جمع آوری کارهایی است که در گذشته تهیه کرده است. او که بر اثر یک اتفاق عکس های این کتاب را چاپ کرده است بعد از بیش از یک سال آنها را به ناشرـ چاپ و نشر نظرـ سپرده و اکنون در کتابی در قطع خشتی با 150 عکس منتشر شده است.&lt;br /&gt;&#10;در روز رونمایی کتاب &quot;گذار&quot; بهمن پورـ مدیرنشر نظرـ با اشاره به چاپ کتاب های دیگر کسرائیان گفت که کسرائیان با چاپ کتاب رنگی عکس درباره ایران راه را برای چاپ اینگونه کتاب ها باز کرد. او بیش از این که یک عکاس باشد نقش مهمی در صنعت نشر کتاب های عکاسی دارد.  &lt;br /&gt;&#10;کسرائیان که در سال 1323 در خرم آباد به دنیا آمده است در سال 1345 عکاسی را شروع کرده، او کتاب های سرزمین ما ایران، ترکمن های ایران، کردهای ایران، عشایر ایران، بلوچستان، جنوب، شمال، معماری ایران، دماوند، ماسوله، ابیانه، درنگ را چاپ کرده است.&lt;br /&gt;&#10;در روز افتتاح بیشتر عکاسان حرفه ای برای بازدید از نمایشگاه آمده بودند. سایت عکاسی بازدید از این نمایشگاه را به عکاسان جوان توصیه می کند. &lt;br /&gt;&#10;دربخشی از مقدمه کتاب &quot;گذار&quot; کسرائیان نوشته است: در سال 1360 مجموعه ای از عکس های سیاه و سفیدم (54 قطعه) را در کتابی لاغر چاپ کردم. کتاب حاضر برپایه همان کتاب شکل گرفته است. از آن 54 عکس بیش از نیمی را حذف کرده ام و به نیمه باقی مانده حدود پنجاه عکس اضافه کرده ام. نمی دانم ربط کتاب حاضر با کتاب قبلی تا به چه اندازه است. از سویی همان است زیرا در همان حال و هواست و از همان عکس های سیاه و سفیدی که آن موقع گرفته ام استفاده کرده ام و همان نیست چرا که با &quot;جان برجر&quot; هم عقیده ام که گفته است:&quot;در صد سال گذشته این درک ما از عکس و عکاسی است که تغییر کرده وگرنه خود عکاسی تغییر چندانی نکرده است.&quot;&lt;br /&gt;&#10;آن مجموعه نمایشگر تصاویری پراکنده از فقر و مسکنت و زندگی روستائیان و حاشیه نشینان بود و این مجموعه بیانگر یکی از مولفه های تحولی اجتماعی است که ریشه کن شدن روستائیان و سرازیر شدن آن ها به شهرها در شکل دهی آن سهمی به سزا داشت. آن مجموعه انسجام چندانی نداشت. من درک چندان شفاهی از آنچه در برابر چشمانم می گذشت نداشتم. باید عمیق تر دیدن را یاد می گرفتم؛ باید زمان می گذشت؛ باید از دور می دیدمش. تاریخ این چنین ساخته می شود و انسان نیز...&lt;br /&gt;&#10;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/11628/</link>
   <title>گزارش &quot;گذار&quot; کسرائیان در گالری ماه مهر</title>
   <pubDate>2007-10-20 01:00:08</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/11628/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;در جامعه عکاسی ايران و در ميان عکاسان حرفه‌ای ارسال آثار برای نمايشگاه‌ها و فراخوان‌ها در آخرين مهلت و بعضا&quot; پس از ‏اتمام مهلت تعيين شده تبديل به يک عادت اجتناب ناپذير شده است! در برپايی هر نمايشگاه و فراخوانی شاهديم که ‏با پايان مهلت ارسال آثار تماس و پی‌گيری بسياری از سوی عکاسان حرفه‌ای با دبيرخانه و مسئولين برگزاری گرفته می‌شود ‏که درخواست پذيرش آثار خود را دارند. حال اگر آن دبيرخانه و مسئولين  از قبول عکس‌ها خودداری کند موجب ‏آزردگی خاطر آن عکاس هم می‌شود. حال سوال اين است که در جامعه حرفه‌ای ما چرا پايبندی به قوانين مسابقات و فراخوان ها تا به اين حد بی‌‏ارزش شده است؟&lt;br /&gt;&#10;در تدوين فراخوان‌های مسابقات عکاسی برگزارکنندگان زمانی را برای تمديد در نظر می‌گيرند و تمديد شدن مهلت تحويل آثار به يک امر بديهی تبديل شده است. متاسفانه اين شيوه غلط تا به آنجا ادامه دارد که برخی از عکاسان تحويل آثار پس از پايان مهلت را برای خود يک امتياز و موفقيت تلقی می‌کنند و با بی‌تفاوتی به مهلت مقرر، هميشه و در تمام فراخوان‌ها آثار خود را پس از پايان مهلت تحويل می‌دهند. نکته جالب توجه اين که به تازگی در مسابقات مهم بين‌المللی مانند world press photo هم شاهد بوديم که پس از پايان مهلت بسياری از عکاسان حرفه‌ای از تمام روابط خود استفاده می‌کردند تا آثار خود را برای اين مسابقه مهم جهانی ارسال کنند.&lt;br /&gt;&#10;سايت عکاسی به دنبال يافتن دلايل اين رفتار است. نظر شما چيست؟&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/10388/</link>
   <title>حضور در فراخوان‌های عکاسی پس از مهلت تعيين شده!</title>
   <pubDate>2007-02-27 09:38:48</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/10388/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;محمدرضا طهماسب پور در وبلاگ خود نقدی بر کتاب تازه منتشر شده &quot;تاریخ تطبیقی عکاسی ایران و جهان&quot; نوشته است &quot;عنوانی پُر طمطراق به نام تاریخ تطبیقی!&quot; : &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;در هفته ی گذشته کتابی با عنوان &quot;تاریخ تطبیقی عکاسی ایران و جهان&quot; از سوی نشر علم روانه بازار کتاب شده که عنوان پُرطمطراقش نظرم را جلب کرد، چه، تاکنون چنین بررسی درباره عکاسی ایران و جهان صورت نگرفته است. کتاب را خواندم و از صفحه های نخست دریافتم که این کتاب از نوع کتاب سازی های رایج دراین زمانه است و با کمال تأسف، نه تنها تاریخی تطبیقی نیست و مطلب تازه ای در بر ندارد، بلکه اشتباهات و خطاهای بسیاری در کتاب هست که بسیاری از آنها بر یک نویسنده ی مبتدی هم بخشودنی نیست و می طلبد کتابی در تکذیب آن خطاها و اشتباهات نوشته شود. (فقط یک نویسنده بیکار و پِر حوصله می خواهد) در مقدمه ی کتاب که معلوم نیست از ناشر است یا نویسنده ی کتاب، آمده است: &lt;strong&gt;&quot;... کتاب حاضر، حاصل سال ها تحقیق و تدریس نویسنده در دانشگاه های دولتی و آزاد اسلامی است که قسمتی از مطالب کتاب در کارگاه های عکاسی به دانشجویان ارائه گردیده است... سپس، اظهار امیدواری شده که: این کتاب مورد توجه اساتید وعلاقمندان این رشته قرار گیرد.&quot; &lt;/strong&gt;حقیر، به عنوان یک علاقمند، کتاب را در نخستین روزهای انتشارخوانده ام و با خودم می گویم؛ حاصل سال ها تحقیق[!] و تدریس، ثمره اش اگر این کتاب است، طبق معمول معهود و سنوات ماضیه، باید به حال دانشجویان عزیز این رشته و ایضاً برخی اساتید آن، زار زار گریست.[&lt;a href=&quot;http://tahmasb.akkasee.com/archives/1385,10,29,04,34,21/&quot;&gt;ادامه مطلب&lt;/a&gt;]&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/10221/</link>
   <title>نقدی بر تاریخ تطبیقی عکاسی ایران و جهان</title>
   <pubDate>2007-01-21 11:49:06</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/10221/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;center&gt;&#10;توجه! اين يک نقد نيست!&#10;&#10;&lt;p&gt;لطفاً به گيرنده‌هایتان دست نزنيد!&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;امير شباويز&lt;br /&gt;&#10;&lt;/center&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;em&gt;مطلب زير نگاهی است بر عکس‌های تئاتر مريم محمدی به قلم  امير ‌شباويز که در ويژه‌نامه‌ی جشنواره تئاتر فجر ماهنامه «سينما ‌تئاتر» در آغازين روز‌های بهمن امسال منتشر شد.&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;center&gt;&lt;br /&gt;&#10;******&lt;br /&gt;&#10;&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;center&gt;&lt;img alt=&quot;maryam-m1.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/84/news/maryam-m1.jpg&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;259&quot; /&gt;&lt;/center&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;اگر از تاريخ و تبار عکاسی و فلسفه‌ی زيبايی شناسی و حتی هستی شناسی تصوير گذر کنيم و اين عبور را به عمد برای رسيدن به اصل مطلب لازم بدانيم، ناگزير به پديده‌هايی که درعکاسی به ضرورت و طی سال‌ها پديد آمدند خواهيم رسيد و آنگاه با اين گزاره مواجه خواهيم شد که: عکاسی از تئاتر فی نفسه چه نقشی می‌تواند در پديدارشناسی هنر ايفا نمايد! عکاسی تئاتر (مثل عکاسی فيلم و سينما يا عکاسی صنعتی و مد و حتی معماری) ضلعی از يک مربع را شکل می‌بخشد: 1. عکاس (در اينجا به عنوان يک کنش‌گر) 2. سفارش‌دهنده 3. موضوع و 4. رسانه. عکاس يعنی يک آدم فنی که بلد است کارش را خوب انجام دهد و نظر سفارش‌دهنده را تامین کند و سفارش‌دهنده‌ای که اگر نباشد آن وجه نخست فرو می‌ريزد و سرانجام موضوع تا وجه چهارم اين مربع يعنی رسانه‌ را تامين کند که البته بيننده نيز به شکلی ديگر، سفارش‌دهنده‌ی نهايی رسانه می‌شود. &lt;br /&gt;&#10;از اين منظر، عکاسی تئاتر مثل ژانر‌های ديگر اين رشته است. عکاسی از نمايش برای استفاده در بروشور و کاتالوگ و پوستر و ... تهيه می‌شود و خلاصه جزو مواد تبليغی است و باز توليدکنندگان ديگر مثل گرافيست‌ها با آن کار می‌کنند و عملش می‌آورند يعنی اطلاع‌رسانی و فراخوان برای ديدن اثر (يعنی نمايش). پس اين نقشی که به تساوی بر عهده‌ی عکاس و ديگران گذاشته می‌شود چه ارتباط و اثری می‌تواند با ذات نمايش داشته باشد؟ نمايشی که خودش به گفت‌وگو با بيننده‌ی حاضر می‌پردازد (به قول تئاتری‌ها نفس تماشاگر با نفس بازيگر در هم می‌آميزد). عکاس نيز تماشاگر است و حال شايد فعال بوده و يا منفعل گرديده باشد و يا اصلاً به اجرای وظيفه‌ی حرفه‌ای اش مشغول باشد. اين نخستين نقش متداولی است که برای عکاس تئاتر تعريف شده است و عکاسی سينما نيز. پس عکاس نمايش نمی‌تواند برای دل خودش عکاسی کند و بی‌خيال آن ديگران! &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;center&gt;&lt;img alt=&quot;maryam-m2.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/84/news/maryam-m2.jpg&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;327&quot; /&gt;&lt;/center&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;فروکاستن نقش عکاس به عنوان يک کنش‌گر، رفتاری است که تجارت با فرهنگ وهنر می‌کند، پس عکاس می‌تواند نه برای دل خودش و نه تجارت فرهنگ که برای تعهدی که به هنر دارد، آيين و سلوکی را برگزيند و پنجره‌ای را بگشايد که نه‌تنها بيننده نمايش بلکه عکس‌ها را از اين تماشا مستغنی سازد و اين نخستين اثری است که وی بر فرهنگ می‌گذارد و اين گشودن البته کاری سهل‌وممتنع است. &lt;br /&gt;&#10;عکاس تئاتر با تمام نقش‌های برشمرده می‌تواند در مماس با آن وظايف به صورت ديگری از عمل عکاسانه که  به هنر عکاسی بازمی‌شود، روی کند و اين رويکرد می‌تواند کنش عکاسی را به آيين عکاسانه‌ای فرو بريزد که از آن هنر و فرهنگ فرا می‌آيد و اينجاست که ديگر نگاه کردن به عکس‌ها به ديدن خود نمايش می‌ارزد. &lt;br /&gt;&#10;عکس تئاتر برای خود تئاتر يک سند و برای بيننده يادآوری و خاطره است و برای کسی‌که غير از اين دو باشد پنجره‌ای است يا آيينه‌ای شايد که در افق ذهن وی منظری را می‌گشايد. عکاس تئاتر شايد به گفته‌ی «جان سارکوفسکی»، پنجره باشد اما بيننده‌ی عکس شايد وی را  آيينه‌گردان اين بساط بداند که اگر اين‌گونه باشد، خويشتن را در آن ببيند و او را نيز.&lt;br /&gt;&#10;عکاسی از نمايش، مجسمه، نقاشی و هر محصول و برآيند دست هنرمند از آنجا که به ذات خود عکاسی برنمی‌گردد نمی‌تواند نقد را نيز برتابد که اگر چنين شود بايد نمايش و مجسمه و ... و هر ابژه و شيئی را نقادی کرد.&lt;br /&gt;&#10;ما در اينجا عکس‌های تئاتر مريم محمدی را تماشاگريم. نگارنده خود اين نمايش‌ها را نديده‌است، بيننده، اين عکس‌ها را هم اگر ديده باشد با بازنگری آن به بازيابی خاطره و ضمير خويش ره می‌برد و اگر نه که خويش از نو در اين قاب‌ها نمايش‌ خود را اداره می‌کند و نقش‌گردان نقش خويش می‌گردد. و تاويلی فرا می‌آيد که اثر را نه در مولف که در جان اثر احيا می‌کند و اين در جان من و تو و او و آن ديگران که آيينه‌داران اين آيين‌ايم. پس اگر چنين شود نقد عکاسی تئاتر برای عکس‌هايی که از زاد و رود و اين‌زمانی خويش رها شده‌اند شايد عملی عبث باشد. و اينجاست که عکس تئاتر از آن دور می‌شود و به عکس – هنر نسبت می‌يابد، عکس‌های مريم محمدی را نگاه می‌کنيم ،شايد آن اتفاق در جهانمان، ذهن و ضميرمان ناگهان شود و شايد هم نه. من نماينده‌ی خودم هستم و هرکسی که اين‌ها را بخواند و ببيند نيز خودش را نمايندگی می‌کند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;center&gt;&lt;img alt=&quot;maryam-m3.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/84/news/maryam-m3.jpg&quot; width=&quot;278&quot; height=&quot;400&quot; /&gt;&lt;/center&gt;&#10;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/7891/</link>
   <title>نگاهی بر عکس‌های تئاتر مريم محمدی</title>
   <pubDate>2006-02-06 00:21:09</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/7891/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;center&gt;&lt;img  src=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/84/news/bayat2.jpg&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;266&quot; /&gt;&lt;/center&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;u&gt;ارديبهشت 1383&lt;/u&gt;&lt;br /&gt;&#10;در يكي از روزهای پياده روی جرقه ی فكر عكاسی اسكناس ها در ذهنم زده شد. بلافاصله عنوان مجموعه شكل گرفت. &lt;strong&gt;عاشقانه های دست به دست&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;پيدا كردن اسكناس ها در آغاز تفننی  بود اما كم كم تبديل به وسواسی غريب شد. كار به جايی رسيد كه بدون وارسی پشت و رو ی هر برگ پولی را پرداخت نمی كردم.&lt;br /&gt;&#10;در آن زمان با كمك دوستی به نام پرويز خان كه صاحب سوپرماركت معتبر و پر رفت و آمدی در خيابان ولی عصر -محموديه- است مجموعه كاملی فراهم شد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;u&gt;ارديبهشت 1384 &lt;/u&gt;&lt;br /&gt;&#10; پايان جمع آوری اسكناس ها و بررسی شيوه ها ی گوناگون عكاسی &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;u&gt;اواخر تير  1384&lt;/u&gt;&lt;br /&gt;&#10;و اما.....&lt;br /&gt;&#10;كه عشق آسان نمود اول  ولی افتاد مشكل ها&lt;br /&gt;&#10;اعتراف می كنم كه شروع عكاسی اين پروژه ی خود خواسته با بيراهه رفتن هايی همراه بود كه اگر ياری و همدلی دوست و همراهم آقای سيامك زمردی مطلق نبود شايد اين مجموعه را پيش رو نداشتم.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;u&gt;آخر شهريور 1384&lt;/u&gt;&lt;br /&gt;&#10;پرونده ی عاشقانه های دست به دست بسته شد تا از  14 بهمن 1384 به مدت پنج روز در معرض نمايش قرار گيرد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;غوغا بيات &lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/7890/</link>
   <title>يادداشتی بر عاشقانه های دست به دست</title>
   <pubDate>2006-02-05 21:32:57</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/7890/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;center&gt;&lt;img alt=&quot;84106-2.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/84/news/84106-2.jpg&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;253&quot; /&gt;&lt;/center&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;پروانه ستاری:&lt;br /&gt;&#10;يک رسانه تا چه حد اجازه دارد تا در زندگی فردی افراد نفوذ کند؟ اين سئوالی است که سال ها ذهن هنرمندان و منتقدان هنر و رسانه ها را به خود مشغول کرده. در ابتدای هزاره‌ی سوم ميلادی به موازات بحث دموکراسی خواهی و خواست افراد برای رعايت حقوق شهروندی، بحث کنترل شکل گرفته است که به صورت قدرتمندی فضا را برای فرديتی امن و احساس آسايش تنگ کرده است.&lt;br /&gt;&#10;نمايشگاه گروهی &quot;فوتو- ويدئو آرت&quot; با عنوان ســوژه که روز شنبه، 3 دی، در گالری آريا افتتاح شد، نگاهی انتقادی به همين موضوع داشت.&lt;br /&gt;&#10;ورود به نمايشگاه همراه با نور فلش قوی ای بود که شوکی به مخاطب وارد می کرد. عکس تک تک بازديد کنندگان در بدو ورود گرفته و نمايش داده می شد بدون اين که بخواهند و بدانند. در اين نمايشگاه 19 قطعه عکس از سوژه هايی که خود نمی‌دانستند و شايد نمی‌خواستند سوژه ی عکس باشند، برای نمايش گذاشته بودند. يکی در برابر هجوم دوربين ها و عکاسان هراسيده، ديگری روی از دوربين برگردانده، يکی ديگر فرياد می‌زند و ديگری مايوس در برابر اين همه تهاجم مايوس و مستاصل تسليم شده است.&lt;br /&gt;&#10;در يک قاب تصوير ديجيتال يک ويدئو پروجکشن تعداد ديگری از عکس ها را به صورت &quot;اسلايد شو&quot; نمايش می‌دهد.&lt;br /&gt;&#10;در سمت ديگر گالری در يک تلويزيون و روی يک پرده دو نمايش ديگر از هجوم دوربين به سوژه نمايش داده می‌شود.&lt;br /&gt;&#10;مقدمات اين نمايشگاه که با تاکيد برگزارکنندگان آن کاری گروهی از اميرحسين ابن الدين، کوروش اديم، حامد ثابت، تورج خامنه زاده، اميد ديلمی، ماهور زهرايی، مهرداد عسکری طاری، سپهرعليمحمدلو، راميار منوچهرزاده، مهرداد نراقی است، از نزديک به 10 ماه پيش شروع شده است.  &lt;br /&gt;&#10;به گفته‌ی مهرداد عسگری طاری اين نمايشگاه که ترکيبی از موسيقی، فيلم و عکس است در اعتراض به استفاده از دوربين به عنوان ابزار کنترل برپا شده است.&lt;br /&gt;&#10;کوروش اديم نيز چنين نظری دارد. او می گويد که: « ايده‌ی اين نمايشگاه انتقاد از رسانه ها در اشکال مختلف آن است. رسانه‌ای معاصر در خدمت ابزارهای قدرت و قدرتمندان هستند و مخاطبان دنيا را آنطور که قدرتمندان می خواهند می بينند».&lt;br /&gt;&#10;اين نمايشگاه که انتقادی به گونه ای از عکاسی است که فرديت و حريم شخصی انسان را ناديده می‌گيرد، تا 8 دی ماه هر روز از ساعت 17 تا 20  در گالری آريا برپاست. &lt;br /&gt;&#10;آيا جنبه‌ی روشنگرانه‌ی عکاسی توسط شاخه ای از عکاسان ناديده گرفته نشده است؟   &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;متن بيانيه نمايشگاه به قلم دکتر يونس شکر خواه به شرح زير است : &lt;br /&gt;&#10;هيچ جا در امان نيستيم؛ حتی در شکاف کوهها؛ سيگنال ها می بارند؛ حروف؛ اصوات و تصاوير به گلوله هائی می مانند که قصد جانمان را کرده اند و اگر زنده بمانيم؛ تصاويرمان کج و معوج است؛ در دام قلم ها و مردمک دوربين ها؛ در غريب ترين زاويه ها؛ در ثانيه هائی پرهراس؛ درست در لحظاتی که خلوتمان را به يغما برده اند. &lt;br /&gt;&#10;چه دارد رخ می دهد؟ به کجا رسيده ايم و کجا باز خواهند ايستاد.&lt;br /&gt;&#10;برقی زده ايم بر تاريکخانه عکاسی تا نوری برافکنيم بر رسانه ها و همين عکس که خود رسانه است؛ تا ديده شود که چطور جهان واقعی سه بعدی به سطحی تخت و يکدست تنزل   می يابد: ما به عنوان شکار رسانه ها.&lt;br /&gt;&#10;واژه ها؛ صداها وعکس ها می توانند عاطفه ها را بر انگيزنند؛ آموزش دهند؛ سرگرم کنند و متقاعد سازند.&lt;br /&gt;&#10;واژه ها؛ صداها وعکس ها می توانند گمراه کنند؛ شوک بيافرينند؛ کليشه بسازند و گيج کنند.&lt;br /&gt;&#10;کجا باز خواهند ايستاد؟&lt;br /&gt;&#10;رسانه ها مرزی برای پوشش نمی شناسند و مردم می خواهند مرزهای خودشان را داشته باشند: حريم خصوصی شان را.&lt;br /&gt;&#10;انرژی و خستگی. اولی ولع سيری ناپذير رسانه هاست و دومی روايت سوژه های بی دفاع؛ اولی سنگ و دومی شيشه. &lt;br /&gt;&#10;خبر بايد برآورد دقيق؛ جامع و حقيقی از رويدادهای روزانه باشد در بستری که به رويداد معنا دهد.&lt;br /&gt;&#10;ما رويداد نيستيم! ما را پای گيوتين تيراژها؛ صداهای کر کننده و تصاوير گنگ دفن نکنيد! دست از کليشه ها بشوئيد؛ اعتبارتان را دوباره بسازيد! بگذاريد زندگی کنيم! &lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/7330/</link>
   <title>عکاسانی که خود را نقد می کنند</title>
   <pubDate>2005-12-27 14:34:17</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/7330/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;center&gt;&lt;img alt=&quot;khatami.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/84/news/khatami.jpg&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;270&quot; /&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;عکس:اميرخلوصی&lt;br /&gt;&#10;&lt;/center&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;برپايی نمايشگاه عکس هشت سال با خاتمی اگر چه بسيار دير و با عجله برگزار شد اما با بازتابهای  خوب و موفقی ادامه يافت حضور سيد محمد خاتمی در روز گذشته و بلافاصله يک روز پس از پايان دوران رياست جمهوری در اين نمايشگاه بدون تشريفات هميشگی و برخورد صميمانه وی با عکاسان روز خاطره انگيزی را برای عکاسان خبری و مطبوعاتی رغم زد. اگر چه سيد محمد خاتمی ديگر رئيس جمهور نيست اما به ظاهر او هميشه سوژه قابل توجه و متمايزی برای عکاسان خبری خواهد بود خصوصا&quot; که از اين پس محدوديت های امنيتی هم در ميان نيست و امکان ارتباط نزديک تر فراهم است. &lt;br /&gt;&#10;برنامه روز گذشته و حضور سيدمحمدخاتمی در نمايشگاه هشت سال با خاتمی که با کوشش و تلاش جمعی از عکاسان خبری و با حمايت تعدادی از خبرگزاری ها برگزار شد يک بار ديگر جای خالی تشکلهای صنفی عکاسی را يادآوری می کند. بازديد ديروز می توانست به يک مراسم باشکوه صنفی از سوی جامعه عکاسی و يا حداقل از سوی عکاسان خبری و مطبوعاتی کشور برای بدرقه سيدمحمدخاتمی تبديل شود ولی نبود تشکل فراگير، منسجم و فعال هميشه مانع از حضور موثر و به هنگام در چنين مواقعی بوده است. &lt;br /&gt;&#10;نمايشگاه هشت سال با خاتمی به هر ترتيب برگزار شد و با همه تعجيل ها و زمان کوتاه جمع آوری آثار با بازتاب گسترده ای روبرو شد. اگر چه خاتمی و عکس های موفقی که توسط عکاسان خبری ايران در طول هشت سال رياست جمهوری وی گرفته شده بود شايسته نمايشگاهی برنامه ريزی شده و جامع تر بود. &lt;br /&gt;&#10;عکس های بازديد ديروز : &lt;br /&gt;&#10;فارس - ساتيار امامی &lt;a href=&quot;http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8405140056&quot;&gt;يک&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;&#10; ايلنا - محمد خير خواه  &lt;a href=&quot;http://ilna.ir/photo/showphoto.asp?code=219716&amp;code1=12&quot;&gt;يک&lt;/a&gt; - &lt;a href=&quot;http://ilna.ir/photo/showphoto.asp?code=219718&amp;code1=12&quot;&gt;دو&lt;/a&gt; - &lt;a href=&quot;http://ilna.ir/photo/showphoto.asp?code=219719&amp;code1=12&quot;&gt;سه&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;&#10; ايسنا - امير خلوصی &lt;a href=&quot;http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-564204&quot;&gt;يک&lt;/a&gt; - &lt;a href=&quot;http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-564206&quot;&gt;دو&lt;/a&gt;  &lt;br /&gt;&#10;&lt;a href=&quot;http://www.hasanpix.com/weblog/archives/001020.html&quot;&gt;وبلاگ حسن سربخشيان&lt;/a&gt;     &lt;br /&gt;&#10;&lt;a href=&quot;http://amir.akkasee.com/archives/003430.php&quot;&gt;فتوبلاگ سامان اقوامی &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;a href=&quot;http://amir.akkasee.com/archives/003430.php&quot;&gt;فتوبلاگ امير خلوصی&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;&#10;&lt;a href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/08/050803_pm-pa-khatami-pics.shtml&quot;&gt;گزارش بی بی سی&lt;/a&gt;          &lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5827/</link>
   <title>نمايشگاه عکس هشت سال با خاتمی و بازتابها</title>
   <pubDate>2005-08-05 15:32:51</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5827/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;به نظر شما سال 1383 برای عکاسی ايران چگونه سالی بود؟ سايت عکاسی آماده است تا ديدگاه های شما درباره رخدادها و وقايع عکاسی ايران در سالی که گذشت را منعکس نمايد. نظرات و مطالب خود را از طريق ايميل info@akkasee.com به دست ما برسانيد.&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5590/</link>
   <title>سال 1383 بر عکاسی ايران چگونه گذشت ؟</title>
   <pubDate>2005-03-17 23:56:33</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5590/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;حرمت بزرگان را بايد پاس داشت. اين يك اصل پسنديده است و منطبق بر باور همه ما شرقيها. خادمان بزرگسال و بزرگوار را بايد احترام کرد. اما يادمان نرود که فقط سن و سال به معناي محق بودن نيست. اين را من مي‌گويم كه پنجاه و هشت سال دارم!&lt;br /&gt;&#10;...اگر در اين اظهار نظر خود حرمت قلم و كلام نگه دارد، چه جوانان در مورد پيران و چه پيران در مورد جوانان، قاعدتا نبايد مشكلي پيش بيايد. با رعايت اصول اخلاقي و اصول صحيح نقد چرا حرف نزنيم؟ ... &lt;a href=&quot;http://persian.kargah.com/archives/004128.php&quot;&gt;ادامه &lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5557/</link>
   <title>اسماعيل عباسی : بياييد ريشه ها را بشناسيم</title>
   <pubDate>2005-02-10 10:26:11</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5557/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;center&gt;&lt;img alt=&quot;satyar.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/weblog/archives/news/satyar.jpg&quot; width=&quot;413&quot; height=&quot;274&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&#10;عکس: &lt;a href=&quot;http://satyar.ir/archives/033867.html&quot;&gt;ساتيار &lt;/a&gt;&#10;&lt;/center&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;روز گذشته به همت نشر و پژوهش فرزان روز نشست عکاسی با موضوع &quot; جايگاه عكس در ايران از آغاز عكاسي تا امروز&quot; برپاشد. در اين نشست بهمن جلالی با ارايه آمار و اطلاعات ارزشمندی از تاريخ  عکاسی ايران در طول 150 سال گذشته  و  بی توجهی به اين تاريخ  ارزشمند  با  ارايه مجلات و کتابهاي متعدد از پيدايش تاريخ مجهول  عکاسی عرب  خبرداد. وی با ارايه نمونه عکس های منحصر بفرد عکاسی ايران از سال های آغازين عکاسی  شرح جامعی از ارزش تاريخی اين آثار و اهميت آنها در تاريخ عکاسی ايران و جهان گفت و نبود محقق در اين زمينه را از معضلات جامعه عکاسی ايران خواند . با توجه به اهميت سخنان بهمن جلالی مشروح اين جلسه  بزودی منتشر می شود.&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5502/</link>
   <title>آيا تاريخ عکاسی در ايران جايگاهی دارد؟</title>
   <pubDate>2005-01-05 23:23:55</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5502/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;چرا نمايشگاه های فرد ساکت و آرامی به نام مهران مهاجر هميشه با استقبال و نقد و بررسی مواجه می شود ؟  کار های اوست که بحث برانگيز است يا شخصيت او؟ اول نگاهی به &lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/content/001763.php&quot;&gt;فعاليت های &lt;/a&gt;مهران مهاجر داشته باشيد و بعد هم نقد &lt;a href=&quot;http://hamed-gohar.akkasee.com/archives/001777.php&quot;&gt;گوهر دشتی&lt;/a&gt; را درباره نمايشگاه اخيرش بخوانيد.&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5480/</link>
   <title>درباره مهران مهاجر و نقد آثارش</title>
   <pubDate>2004-12-18 23:53:30</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5480/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;هنر نو همواره وحدت ارگانيک فرضی را از هم پاشيده، کليت های دروغين را انکار کرده و به نقد کشانده است. لذت بردن از اين شيوه هنری نيازمند انديشيدن است و از توجه به ساختار شناخته می شود. اين شيوه اصل را بر ويرانی سنت های زيبايی شناسی گذاشته ... &lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/content/001704.php&quot;&gt;ادامه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5475/</link>
   <title>نقدی بر باغ ايرانی و نمايشگاه غزاله هدايت</title>
   <pubDate>2004-12-13 01:31:45</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5475/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;چرا جامعه عکاسان ايرانی از اين برنامه های مفيد و پربار استقبال نمی کند؟ &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;... متأسفانه، از این نمایشگاه بسیار متفاوت و از این كارگاه آموزشی آموزنده، استقبال خاصی نشد،‌ هر چند كه خانه‌ی هنرمندان ایران چندین بار خبر برگزاری این نمایشگاه و كارگاه را برای روزنامه‌ها فرستاده بود، شاید مشكل ...  &lt;br /&gt;&#10;&lt;center&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;a href=&quot;http://www.iranao.com/news.php?id=576&quot;&gt;متن خبر &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;/center&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5448/</link>
   <title>مشکل کار کجاست ؟</title>
   <pubDate>2004-11-26 12:08:59</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5448/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;درسال 2002هيئت ها وافرادهنرشناسي ازجانب نهادهاي هنري وبعضاًبا هزينه ي دولت به آلمان اعزام شدند . سؤال اين است كه اين هنرمندان نتيجه ي بازديدشان از نمايشگافتوكينارابه كجاارايه نمودندوتوسط چه رسانه اي به اطلاع هنردوستان خصوصاً جامعه ي عكاسي كشوررسانيدند. فتوكينابزرگترين نمايشگاه فني وهنري درزمينه ي عكاسي است وبازديدازآن آرزوي هرعكاس مي باشد ليكن همه استطاعت مالي سفر به آلمان را ندارندودرعوض انتظاردارندازنتيجه ي بررسيهاي نهادهاي هنري خصوصاً دولتي آگاهي حاصل نمايند.&lt;br /&gt;&#10;تنهارسانه اي كه درسال 2002اقدام به اطلاع رساني كردمجله ي دوربين عكاسي بودكه كليه ي تازه هاي فتوكينارادريك ويژه نامه ي 44صفحه اي منتشرساخت.اطلاعات دراين زمينه رافقط مديرمسؤول وسردبيرمجله ي مذكوربازحمت فراوان گردآوري كردندوترجمه ي آن توسط اين جانب انجام گرفت. درفتوكيناي 2004،وضع به چه منوال خواهدبود؟ درهمين سايت انتظارجواب دارم.باتشكّرفراوان&lt;br /&gt;&#10;                                &lt;br /&gt;&#10;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;left&quot;&gt;&lt;br /&gt;&#10;  كرامت منظوري &lt;br /&gt;&#10;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5371/</link>
   <title>فتوكينا 2004 - يك سؤال ساده</title>
   <pubDate>2004-09-23 20:00:19</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5371/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;متن زير به موقع به دست ما نرسيد با پوزش از تاخير طولانی گزارش نشست شب دوم جايگاه نقد در عکاسی را بخوانيد .   &lt;br /&gt;&#10;چهارشنبه 20 خرداد 83&lt;br /&gt;&#10;تالار 2 اندیشه –حوزه هنری&lt;br /&gt;&#10;ساعت 17&lt;br /&gt;&#10;&quot;دوست داشتم اسم جلسه این بود:هم نوایی قلم مو ولنز &quot;&lt;br /&gt;&#10;آقای حمید سوری-مدیر پژوهش موزه هنرهای  معاصر-سخنان خود را با این جمله آغاز میکند و ادامه می دهد:تاکید بیشتر من بر تاثیر عکاسی بر نقاشی در چهار دهه اخیر است.سپس به استفاده از عکس در نقاشی پرداخته  و با نمایش آثاری از هنرمندان دهه 60 (که آن را دهه مهم در عکاسی معاصر برشمرده) می پردازد.&lt;br /&gt;&#10;آثاری از :راشن برگ-جاسپر جونز- اندی وارهول و هنرمندان دیگر پاپ آرت که تاثیر توجه به نشانه ها و رسانه هایی چون تلوزیون و عکس وخاصیت &quot;تکثیر&quot; این رسانه ها در آثارشان کاملا مشخص است.&lt;br /&gt;&#10;ایشان در ادامه توضیحات به هنر فتوریالیسم می پردازد :&quot;هنرمند می کوشد جهانی بسازد که مانند عکس شود- جهانی از دید لنز&quot;. دوره ای که هنرمندان جذب منطق عکاسانه می شوند. تصاویری که واضح و فوکوس نیست (همچون آثار نقاشی ایشتر که هم اکنون نمایشگاهی از آثار او در موزه هنرهای معاصر دایر است).وی سپس به دوره های بعدی وسرانجام به نیو اکسپرسیونیست ها می پردازد:پیدایش رسانه تلفیقی&quot;اینتر مدیا&quot; آثاری از نقاشی روی عکس.&quot;نقاشی وسیله ای می شود برای عکس&quot;. دستکاریهای کامپیوتری – استفاده از سایر متریال و... همه در جهت کنار گذاردن بازنمایی دقیق وتاثرات  شخصی انسان از طبیعت می پردازد.&lt;br /&gt;&#10;در ساعت دوم جلسه با سوال آقای آذرنیا در مورد صحبت های  آقای سوری پرسش و پاسخ حاضرین آغاز می شود که اغلب پیرامون وضعیت کنونی در دنیای هنر معاصر است.&lt;br /&gt;&#10;آقای سوری در اعتراض یکی از حضار به حضور هنر پست مدرن در ایران و عدم تبادل ارتباط با مخاطب گفت:ما باید وباید با هنرهای معاصر آشنا شویم ولی هنر جدید بدون تئوری وجود ندارد.ما باید بیان خود را پیدا کنیم.آموزش ما باید سیستماتیک عمل کندو به نیازهای هنر معاصر بیشتر توجه کند.ازنیمه دوم قرن 20 اکثر هنرمندان مطرح جهان از دانشگاه ها بیرون آمدند ولی درایران اینگونه نیست.&lt;br /&gt;&#10;آقای سوری در توضیح  تفاوت مفاهیم ارزشی هنر جدید می گوید:&quot;هر شلخته بازی قبول نیست. این مفاهیم تعدیل و بنیادین شده ولی بازگشت به موضوع جایگاه  خود را دارد. ما  آنچه را اعتقاد داریم بیان می کنیم . قبلا منتقد باید خنثی وبی نظر نقد می کرد ولی امروزه می گوییم هیچکس نمی تواند بدون اعتقادات وپیش داشته ها و مفاهیم بینشی خود به نقد یک اثر بپردازد.چون تمام آنچه ما از پیرامون خود دریافت می کنیم توسط مغز بر اساس تمام پیش داشته هایش تجزیه تحلیل و ثبت می شود.&lt;br /&gt;&#10;در پایان آقای سوری از اینکه بجای موضوع اصلی همایش(نقد عکس) وارد حوزه های دیگر شدند معذرت خواسته وعلت آن را عدم آمادگی کامل خود عنوان کردند.&quot;صحبت امروز من اصلا نقد نبود-شرمنده ام&quot;.&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5216/</link>
   <title>گزارش جایگاه نقد در عکاسی2</title>
   <pubDate>2004-06-15 00:26:49</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5216/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;drhaydare.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/weblog/archives/weblog/drhaydare.jpg&quot; width=&quot;150&quot; height=&quot;191&quot; border=&quot;0&quot;align=&quot;left&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&#10;مهری شيربتی - سايت عکاسی &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;سه شنبه 19 خرداد 83&lt;br /&gt;&#10;تالار2 اندیشه –حوزه هنری&lt;br /&gt;&#10;بیرون از تالار آقای جوانی مراجعين را به محل جلسه راهنمایی میکند.صندلی ها در  دوطرف سالن چیده شده اند ودر مقابل حاضرین پرده نمایش وتریبونی است که دکتر حیدری در پشت آن جلسه را آغاز می کند.&lt;br /&gt;&#10;&quot;روزی عنوان کردم بزودی عکاسی ما جایگاه خاصی در جهان پیدا می کند واکنون می بینیم که بسیاری از دانشجویان آن روز اکنون افرادی مطرح درعکاسی ايران می باشند .و حال ضروری است که بیشتر به مفهوم خود عکاسی به عنوان یک هنربپردازیم&quot;&lt;br /&gt;&#10;دکتر حيدری  ابتدا به تبیین موضوع بحث(شیوه نقادی) پرداخت وسپس معنی  کلمه &quot;نقد&quot;وتاریخچه ان رادر زبان عرب ویونان باستان بیان نمودند. وی نقد را &quot;سنجش&quot;و &quot;جدا کرن سره از ناسره&quot; ویافتن &quot;بهتر&quot;در مقایسه بیان کردند.&lt;br /&gt;&#10;وی ابتدا به مقایسه عکسهای اولیه با نقاشی آن دوره پرداختند واینکه عکاسی در ابتدا اصول زیبایی شناسی خود را از نقاشی وام گرفت.&lt;br /&gt;&#10;در ادامه انواع نقد: نقد ساختاری(فرمالیتی)- فنی- توصیفی- روانشناسانه- جامعه شناسانه ونقد فلسفی تشریح شد. &lt;br /&gt;&#10;در نقد ساختاری روی تجزیه وتحلیل جزء به جزء عکس وسپس نقد آن تاکید شد ودر نقد توصیفی بیان شد که توصیف باید ما رابه معنای نهفته متن رهنمون سازد.&lt;br /&gt;&#10;در نقد روانشناسانه دکتر حیدری به نمایشگاه اخیر خود(بداهه) اشاره کرد:&quot;حتی گاهی به پسرم می گویم رنگی را روی بوم بریزد بعد حرکت رنگ اثری می سازد که می تواند بیانگر حالات روانی خالق خود در آن لحظه ویا در پیش زمینه روانی وی باشد&quot;&lt;br /&gt;&#10;همچنین ایشان نقد فلسفی وروانشناسانه را درمقابل نقد جامعه شناسانه برشمردند واینکه در نقد فلسفی نوع نگرش هنرمند مهم است.(در حین صحبت موبایل آقای دکتر زنگ زد واوبا خنده آن را پارازیت زندگی بشری دانست).&lt;br /&gt;&#10;با خاموش شدن چراغ - نمایش عکس ونقد آنها با همکاری حاضرین در سالن شروع شد.پرتره هایی از رودن-انیشتن- هنری مور- شطرنج بازو... وعکسهایی از یوجین اسمیت- اندره کرتچ- کودلکا- انسل آدامز و...&lt;br /&gt;&#10;در حین دیدن عکسها حاضرین از فلاش عکاسان حاضر درسالن شکایت داشتند کم کم صدای اعتراض ها بلند شد تا جاییکه یک نفر بلند خطاب به عکاسان گفت: بسه دیگه!&lt;br /&gt;&#10;دکتر حیدری درصحبت های خود اشاره جالبی به عکسی از یوجین اسمیت کرد که در کتاب درس کلاس چهارم آنها بوده(عکسی که اسمیت از آلبرت شوایتزر –پزشکی که درآفریقا کار میکرده و اسمیت دو هفته به دنبالش بوده تا اوراپیدا کرده واز او عکس بگیرد.&lt;br /&gt;&#10;همچنین عکسهایی از مجتبی آقایی- بهار نازو ناطقی مورد نقد قرار گرفت.&lt;br /&gt;&#10; در پایان به دلیل کمبود وقت جلسه پرسش وپاسخ به روز پنج شنبه موکول شدوحضار به سمت سالن پذیرایی راهنمایی شدند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;آقای &lt;a href=&quot;http://tahmasb.persianblog.com/&quot;&gt;طهماسب پور &lt;/a&gt;عکاس وپژوهشگر می گوید&quot;: باید کارشناس نقد بیاورند که به تاریخ عکاسی ورویدادها وتحولات عکاسی ایران وجهان آگاه باشد ولی آنچه ما دیدیم یک نقد پیش پا افتاده وتوصیفی صرف بود&quot;&lt;br /&gt;&#10;گلاره دانشجوی عکاسی دانشگاه آزاد می گوید&quot;:به نظرم خوب بود خصوصا اسلاید هایی که نمایش داده شد و همچنین آشنایی با انواع نقد مفید بود.&quot;&lt;br /&gt;&#10;آقای سلیمانی از اساتید عکاسی دانشگاه تقابل بیشتر با نظر حاضرین را ضروری تر می داند ومی گوید:&quot;آقای  دکترحیدری بیشتر با دیدگاه نقاشانه خود بحث را دنبال می کردند .فکر می کنم در جلسات روزهای آینده با حضور آقايان سوری و آذرنگ بحث ها تخصصی تر وکامل تر شود.&quot;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5209/</link>
   <title>گزارش جایگاه نقد در عکاسی</title>
   <pubDate>2004-06-09 21:32:47</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5209/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;در ادامه برنامه دومین همایش فلسفه هنر در روزهای 19-20و21 خرداد 83 از ساعت 17 - 19نشست جايگاه نقد در عکاسی با حضور دکتر مرتضی حیدری-حمید سوری و فرشید آذرنگ در تالار 2 اندیشه حوزه هنری واقع در خيابان حافظ تقاطع سمیه برگزار می شود .&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5206/</link>
   <title>جایگاه نقد در عکاسی</title>
   <pubDate>2004-06-07 01:15:06</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5206/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.hamshahri.org/hamnews/1383/830208/news/akhar.htm&quot;&gt;روزنامه همشهری&lt;/a&gt; - ملت ايران علي رغم غناي فرهنگي اش، ملت &lt;b&gt;« گوش»&lt;/b&gt; بوده است تا ملت &lt;b&gt;«چشم»&lt;/b&gt; بنابراين فرهنگ تصويري آن چنان كه بايد در اين كشور رشد نكرده است.&lt;br /&gt;&#10;سيف الله صمديان عكاس و مستندساز نام آشناي كشورمان در گفت و گو با ستاد خبري جشنواره ايران زمين ضمن بيان اين مطلب گفت: از لحظه اي كه در جهان امروز عكاسي مظهر ثبت و ضبط لحظه هاي زندگي ملت هاي مختلف قرار گرفت اشتباهات كمتري در تاريخ نويسي شده و ... &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;سايت عکاسی : شما هم با آقای صمديان موافقيد ؟&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5150/</link>
   <title>فرهنگ تصويري در ايران رشد نكرده است</title>
   <pubDate>2004-04-28 01:26:30</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5150/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;در بخش ويژه نامه دانشجو روزنامه همشهري گزارشي با عنوان ارزيابي دانشجويان از وضعيت چگونگي بکارگيري وسايل کمک آموزشي در دانشگاهها به چاپ رسيده است . با توجه به شرايط دنياي مدرن و توسعه سريع فناوري و لزوم انتقال سريع و صريح دانش به مخاطبان ضرورت استفاده و بکارگيري وسايل کمک آموزشي و ابزار جديد انتقال علم و دانش و مهارتهاي يادگيري در دانشگاهها و مراکز آموزشي و آموزش عالي به شدت احساس ميشود. اين در حالي است که اغلب در دانشگاههاي ما حتي دروس کاربردي بصورت نظري برگزار ميشود و دريغ از چند اسلايد يا فيلم آموزشي براي درک بهتر مطلب يا ارائه نمونه هاي عيني تصويري . اغلب اساتيد با روشهاي مدرن انتقال دانش و  مهارتهاي روزآمد تدريس بيگانه اند و در حاليکه در پايه هاي ابتدايي آموزشي در کشورهاي ديگر از نرم افزلاري همچون Power Point استفاده ميشود. در کشور ما و در سطوح عالي تحصيلي هنوز اسامي همچون: فيلم استريپ- فيلم آموزشي- چارت - نقشه -دياگرام -مدلهاي نمونه- اسلايد- ويدئو  که متعلق به نسل قديم و قديمتر افزارهاي کمک آموزشي هستند براي بسياري نا آشناست.آيا زمان آن نرسيده تا اولياي امور چاره اي براي تغييري اساسي بر مبناي آموزش مطابق استانداردهاي جهاني بيانديشند.آيا روش سخنراني و متکلم وحده بودن همچنان بايد در نظام آموزشي کشور در تمام سطوح يکه تاز باشد؟ &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://tahmasb.persianblog.com/&quot;&gt;محمد رضا طهماسب پور &lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5124/</link>
   <title>هنوز هم گچ و تخته سياه</title>
   <pubDate>2004-04-13 00:02:33</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5124/</guid>
  </item>
 </channel>
</rss>