<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<!-- Generated by: http://www.phpclasses.org/rsswriter $Revision: 1.11 $ -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
 <channel>
  <description/>
  <link>http://www.akkasee.com/</link>
  <title>akkasee.com - عکاسی و مطبوعات </title>
  <pubDate>2008-05-12 11:33:07</pubDate>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;تا کی قرار است روند استفاده از عکس ها بدون ذکر نام و پرداخت حق التالیف ادامه یابد؟ مگر نباید همزمان با جلو رفتن زمان و گستره فعالیت های مطبوعاتی فرهنگ کارحرفه ای نیز شکل بگیرد و به جایگاه مطلوبی برسد؟ پس چرا چنین است؟ علی رغم  نامه هایی که در این چند سال  بعضی از عکاسان برای پی گیری این موضوع به رییس جمهور وقت و شورای اسلامی شهر تهران و کمیسیون فرهنگی مجلس و بعضی مقامات دیگر نوشته اند، این مساله هنوز روند قبلی خود را طی می کند و عکس های عکاسان حرفه ای و آماتور بدون نام و با عناوینی نادرست در مطبوعات استفاده می شود. &lt;br /&gt;&#10;سید مجتبی خاتمی عکاس دیگری است که در اعتراض به عدم رعایت حقوق و بی توجهی مطبوعات به ‏ماده یک قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 11 دیماه 1348 از روزنامه قدس و خراسان شاکی است. که متاسفانه این روزنامه ها در برابر اعتراض او برخوردی غیر حرفه ای داشته اند. [&lt;a href=&quot;http://www.manoaks.com/&quot;&gt;اطلاعات بيشتر&lt;/a&gt;] &lt;br /&gt;&#10;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/11514/</link>
   <title>سرقت هنری تا کی؟</title>
   <pubDate>2007-09-27 14:02:57</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/11514/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;باز هم واقعه تلخ و تاسف بار استفاده بدون اجازه - البته در ادبيات ما سرقت - عکس يک عکاس. اين بار نمی دانيم دوستانمان چه توضيح يا بهتر بگوييم توجيحی دارند. هميشه گفته ايم باز هم می گوييم که &quot;از ماست که بر ماست&quot;. [&lt;a href=&quot;http://www.kosoof.com/archive/324.php&quot;&gt;ادامه مطلب&lt;/a&gt;]  &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;center&gt;&lt;img alt=&quot;etemadmelli.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/85/news/etemadmelli.jpg&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;319&quot; /&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;عکس آرش عاشوری نيا در صفحه حوادث روزنامه اعتماد ملی امروز&lt;br /&gt;&#10;&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/9845/</link>
   <title>به اعتماد ملی اعتماد کنيم؟</title>
   <pubDate>2006-10-28 23:09:57</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/9845/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;‏ گزارش به جامعه عکاسي&lt;br /&gt;&#10;عزيزان عکاس وعلاقمندان عکاسي ‏&lt;br /&gt;&#10;‏ همان طور که مطلعيد چهار سال است که اينجانب به دنبال استفاده هاي غير مجاز يکي از روزنامه هاي معروف ‏پايتخت از آثار عکاسي ام ، به استناد قانون حمايت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان مصوب ديماه 1348 ‏ازطريق محاکم قضايي به دنبال احقاق حق خود که در حقيقت حق جامعه  عکاسي ايران است هستم. بالاخره  پس ‏از طي تمامي مراحل قانوني در تاريخ يکشنبه 12/6/85 دادگاه براي رسيدگي به اين شکايت و نيز چند شکايت ‏ديگر (نه در ارتباط با عکاسي) با حضور هيات منصفه و مدير مسئول وقت روزنامه  طرف دعوي و وکيل ايشان ‏تشکيل گرديد. در اين دادگاه، صرفنظر از اينکه چه حکمي صادر خواهد کرد، اينجانب لايحه دفاع از شکايت ‏خود را که در حقيقت دفاع از حقوق تمامي عکاسان ايران است به شرح زير قرائت کردم.‏&lt;br /&gt;&#10;لازم به ذکر است که دادگاه با استماع لايحه ي دفاع اينجانب و نيز دفاعيات مير مسئول و وکيل ايشان در آينده ‏نزديک حکم خود را صادر خواهد کرد.‏&lt;br /&gt;&#10;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;left&quot;&gt;&lt;br /&gt;&#10;افشين شاهرودی ‏&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&#10;به نام خدا&lt;br /&gt;&#10;‏ ‏رئيس محترم دادگاه ، اعضاء  محترم هيات منصفه ‏&lt;br /&gt;&#10;اينک در محضر دادگاهي هستم که قرار است به پرونده اي رسيدگي کند که صرفنظر از اينکه بنا به ماهيت خود ‏تحت هر شرايطي به صدور حکمي منجر خواهد شد؛ آيينه تمام نماي يکي از معضلات جامعه عکاسي ايران است ‏که بعنوان  يکي ازارکان مطبوعات از فعال ترين بخش هاي فرهنگي کشور ما محسوب مي شود.‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;‏در دنياي امروز وسعت و ميزان تاثيرمطبوعات بر افکار عمومي بر کسي پوشيده نيست. اين تاثير از دو جهت ‏قابل توجه است. يکي از جهت محتوايي و ديگري از جهت عملکرد. عملکرد و رفتار حرفه اي مطبوعات الگوي ‏آموزشي تاثير گذاري بر سطوح مختلف جامعه محسوب مي شود. در اينجا بحث بر سر محتواي يک نشريه ‏نيست بلکه عملکرد آن مورد نظر است که به اعتقاد من  از سه منظر قانون ، شرع و عرف با خطا وپايمال شدن ‏حقوق اينجانب همراه شده و به همين دليل امروز براي دادخواهي در محضر اين دادگاه حضور يافته ام. در اين ‏حضور از يکسو عکاسي هستم  که حدود چهار دهه از عمر خود را صرف رشد و تعالي فرهنگ اين رشته  در ‏کشورم کرده ام و از سوي ديگرمدير مسئول نشريه اي که با تمامي مشکلات و گرفتاري هاي کار مطبوعاتي در ‏کشورم آشنايم و محدوديت ها و امکانات و مسايل آن ها را به خوبي درک مي کنم. ‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;‏موضوع شکايت و دادخواهي من ظاهري بسيار ساده ولي عمقي در خور توجه دارد. در تاريخ 25/9/81 ‏روزنامه همشهري در ضميمه نامه هفتگي &quot; تهران &quot; خود عکسي از آثار اينجانب را بدون اطلاع و اجازه و بدون ‏پرداخت حق التاليف آن ونيز بدون ذکر نام عکاس به چاپ رسانده وبه اعتراضات فراوان اينجانب طي تماسهاي ‏تلفني و نامه نگاري هاي متعدد که سوابق آن موجود است وقعي ننهاده است . ‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;‏عکس و نوشتار دو رکن مطبوعات در جهان امروزند. متون نوشتاري ازطريق تامين خبر ، داستان ، مقاله و ‏نظاير آن ها فراهم شده و متون تصويري و بالاخص عکس بايد با حضور عکاسان در بطن حوادث و رويدادها و ‏اتفاقات تامين شود که هميشه با صرف وقت ، هزينه ، نيرو ، سفر و خطر همراه است. کم نبوده اند عکاساني که ‏جان خود را نيز بر سراين کار نهاده اند. متاسفانه بعضي از مطبوعات ما به اين نکته توجه نمي کنند که  تهيه ‏عکس هايي که به سادگي با کپي کردن از روي کتاب ها يا سايت هاي اينتر نتي يا طرق مشابه ديگر مورد استفاده ‏قرار مي دهند  با چه زحمت ها و هزينه ها و درد سرهايي براي عکاس همراه بوده است. اگر مطبوعات به همان ‏اندازه که به تامين و تهيه متون نوشتاري دست اول  اهميت مي دهند به متون تصويري نيز اهميت مي دادند ‏بسياري از مسايلي که در حال حاضر در اين ارتباط  وجود  دارد ؛ وجود  نمي داشت .‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;‏ماده يک قانون حمايت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 11 ديماه 1348 مي گويد :  (  از نظر اين ‏قانون به مولف و مصنف و هنرمند &quot; پديد آورنده &quot; و به آنچه از راه دانش يا ابتکار  آنان پديد مي آيد بدون در نظر ‏گرفتن طريقه يا روشي که در بيان يا ظهور و يا ايجاد آن به کار رفته &quot; اثر&quot; اطلاق مي شود ) . ماده 2 همان قانون ‏طي 12 بند آثار مورد حمايت را برشمرده  و در بند 8 صريحا از اثر عکاسي بعنوان يکي آثار مورد حمايت نام مي ‏برد . ماده 3 فصل 2 قانون مذکور نيز حق انحصاري نشر و پخش اثر را متعلق به پديدآورنده دانسته و در ماده ‏‏23 گفته شده  : ( هرکس تمام يا قسمتي از اثر ديگري را که مورد حمايت اين قانون است به نام خود  يا به نام پديد ‏آورنده بدون اجازه او يا عالما عامدا به نام شخص ديگري غير از پديدآورنده، نشر يا پخش يا عرضه  کند به ‏حبس تاديبي از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد ) .‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;‏در شرايطي که با وجود اين قانون نشريه اي به سادگي آثار عکاسان را که طبق قانون تحت حمايت قرار دارد ‏بدون اطلاع و اجازه مورد استفاده قرار داده و حقوق عکاس را بعنوان مولف متون  تصويري رعايت نمي کند من ‏و امثال من که سال ها از عمر خويش را صرف اين کار کرده و با رنج و مرارت و صرف هزينه و وقت مجموعه اي ‏را فراهم مي آوريم چگونه مي توانيم مدعي مالکيت آثار خود و بهره مندي از حقوق مترتب بر آن ها شويم ؟&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;‏اين معضل نه تنها براي من بلکه براي بسياري از عکاسان کشورم وجود دارد. و عليرغم پي گيري هاي فراواني ‏که شده است اين عمل غير قانوني مکررا صورت مي گيرد.‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;‏در تاريخ 7/10/82 به دنبال پي گيري هاي فراوان در اين خصوص  کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي ‏طي جلسه اي موضوع را مورد بررسي قرار داد و متعاقب آن طي نامه اي به شماره 989/44/ ک مورخ ‏‏10/10/82 خطاب به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي از وزارتخانه مزبور خواست که موارد تخطي از قانون ‏مزبور توسط آن وزارتخانه مورد  پي گيري قرار گرفته و آئين نامه اجرايي قانون مذکور به نحوي که سوء ‏استفاده از آثار عکاسان را غير ممکن و استيفاي حقوق آنان را بگونه اي جدي تضمين نمايد مورد بازنگري و ‏اصلاح قرار دهد ( پيوست شماره 1) . در همان تاريخ کميسيون مذکور طي نامه اي به شماره 990/44/ ک به ‏روزنامه همشهري وصول شکاياتي از سوي عکاسان در خصوص استفاده آن روزنامه از آثار آنان بدون جلب ‏موافقت و بي توجهي به شکايات و اعتراضات آنان، از مدير مسئول روزنامه مذکور مي خواهد که ضمن جبران ‏حقوق تضييع شده عکاسان از تکرار اين روند جلوگيري شود (پيوست شماره 2) .‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;‏اين موضوع علاوه  بر اينکه از نظر قانون منع شده است از نظر شرعي نيز با اشکال همرا ه است  . حضرت آيت ‏اله مکارم شيرازي در پاسخ به استفتايي در اين خصوص  در تاريخ 23/9/83 اين عمل را جايز ندانسته اند ‏‏(پيوست شماره 3 ) .‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;اين موضوع تاکنون در نشريات مختلف  نيز بازتاب گسترده داشته واز زواياي گوناگون مطرح گرديده است ‏که نمونه هايي ازمطالب درج شده درين خصوص درمطبوعات ، نيز تقديم مي گردد ( پيوست شماره 4 ) .‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;در پايان  با توجه به موارد فوق و اينکه پس از گذشت حدود چهار سال  از اعلام اعتراض خود هنوز اقدامي در ‏جهت کسب رضايت اينجانب از سوي روزنامه همشهري صورت نگرفته است ازمحضر دادگاه و هيات منصفه ‏محترم تقاضا مي کنم طبق قانون حمايت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان نسبت به صدور حکم قانوني در ‏خصوص شکايت کيفري و دادخواست ضرر و زيان تقديمي اقدام نمايند.‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;left&quot;&gt;&#10;با تقديم احترام: افشين شاهرودی ( عکاس) ‏&#10;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/9030/</link>
   <title>لايحه دفاع از شکايت افشين شاهرودی</title>
   <pubDate>2006-09-04 21:56:25</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/9030/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.imehregan.com&quot;&gt;ايرج مهرگان&lt;/a&gt; در يکی از مطالب اخيرش چنين نوشته است: ‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;احقاق حقوق آری، ولی چگونه؟ &lt;/strong&gt;‏&lt;br /&gt;&#10;سايت عکاسی و تعدادی از عکاسان خبری حرکتی را برای احقاق حقوق عکاسان شروع کرده اند که به عنوان حرکتی صنفی جای ‏تقدير دارد. ولی به عنوان يک ناظر خارجی بی طرف، بايد گفت که اگر به منبع اصلی مشکل و طريقه صحيح برخورد با آن ‏پرداخته نشود، احتمال به نتيجه نرسيدن اين حرکت بيشتر از موفقيت آن است. می توان تفاوت قائل بود بين سرقت و عدم ‏رعايت قوانين حق مولف. هم چنين ماهيت استفاده بدون ذکر نام از آرشيو شخصی يک عکاس بسيار متفاوت است با استفاده ‏ازعکس های وی که توسط يک خبرگزاری يا آژانس منتشر شده.‏&lt;br /&gt;&#10;چنين به نظر می رسد که مشکل اصلی در  اينجا به قوانين حمايتی بر می گردد. در نبوديک قانون موثر و مدون باز هم به کرات ‏شاهد اين قبيل مشکلات خواهيم بود. شايد استفاده از يک عکس از نظر اخلاقی صحيح نباشد ولی بايد ديد که اين عمل از ‏منظر قانون چگونه ديده می شود. شايد بتوان کاری را از نظر اخلاقی نکوهش کرد ولی آيا می توان آنرا از منظر قانونی نيز ‏محکوم کرد؟ احتمالا اگر اين وقت و انرژی صرف درخواست تصويب يا تغيير قوانين حمايتی قوی تری شود، نتيجه بهتری از آن ‏عايد خواهد شد.‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;سايت عکاسی&lt;/strong&gt;: ‏&lt;br /&gt;&#10;با سپاس از دوست و همکار خوبمان ايرج مهرگان از اعلام ديدگاه خود ذکر اين نکته را ضروری می‌دانيم که سال‌هاست که اين رويه از سوی مطبوعات ‏ايران دنبال می‌شود و سال‌هاست که ما از همان راهی که شما به آن اشاره کرديد احقاق حقوقمان را پی‌گيری کرديم. ( نگاهی به &lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/cat_photojornalism.php&quot;&gt;نوشته های قبلی&lt;/a&gt; در اين زمينه در سايت عکاسی گواه اين ادعا است) سال‌‏هاست که چشم‌مان به اين انجمن و آن انجمن بود و هست.‏‎ ‎‏مسير  طولانی راه‌اندازی انجمن ملی عکاسان ايران را فقط به خاطر ‏احقاق همين حقوق دنبال می‌کنيم چون هيچ يک از تشکل‌های قبلی هيچ نکردند و به خوبی ديديم که در اين يک هفته هم ‏همه سکوت کردند.  ‏&lt;br /&gt;&#10;برای اطلاع بيشتر نگاهی به &lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/content/005995.php&quot;&gt;اساسنامه انجمن صنفی&lt;/a&gt; داشته باشيد در بند يک و شش ماده شش که به شرح وظايف انجمن ‏اختصاص دارد آمده است:&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ماده 6 ) وظايف انجمن:&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;&#10;‏1-6)فعاليت در عرصه‌های حقوقی، فرهنگی، اجتماعی و قضائی در ارتباط با اعضاء كه به نحوی از انحاء به حرفه عكاسی ‏مطبوعاتی در همه اشكال آن مربوط می‌شوند، مشروط بر آن كه به منظور نفع نباشند. &lt;br /&gt;&#10;‏6-6) پيگيری و اقامه دعوا در دادگستری و محاكم صالحه برای دفاع از منافع حرفه‌ای و صنفی اعضاء مطابق قانون.‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;منصور نصيری از اعضاء اين انجمن است و با معرفی نامه همين انجمن ويزای سوريه و لبنان را گرفت و با هزينه خودش به ‏اين سفر رفت. وقتی می گوييم از ماست که بر ماست. دلايل بسياری داريم. مدارک بسياری هم داريم. ‏&lt;br /&gt;&#10;ما هرگز قصد ايجاد تنش يا بی‌ادبی به احدی را نداشته و نداريم. قصد تضعيف انجمن صنفی که به واقع تنها مأمن و ‏پناهمان هست را هم هرگز نداريم و هميشه در کنار انجمن صنفی بوديم، يک &lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/cat_ipa.php&quot;&gt;بخش ويژه خبری&lt;/a&gt; در سايت عکاسی از اولين روزهای ‏فعاليت ايجاد شد که به انعکاس خبرهای انجمن اختصاص دارد، برای تک تک اعضاء محترم هيأت مديره انجمن ‏احترام بسيار قائليم و خوب می‌دانيم که برای اداره انجمن چه سعی ها و تلاش‌های مستمری می‌کنند. ولی اين انتظار ‏را داريم که از براساس متن صريح اساسنامه انجمن از منافع حرفه‌ای و صنفی اعضاء دفاع کنند. آنهم نه با صدور بيانيه، ‏دفاع حقوقی، پيگيری و اقامه دعوا در دادگستری تا کسب حق پايمال شده اعضاء طبق بند 6 ماده 6 وظايف انجمن. انتظار ‏اول ما از انجمن بيمه، موبايل، زمين تعاونی، آرم طرح ترافيک نيست. هر سال بر سر داوری عکس‌های جشنواره مطبوعات ‏بين برگزار کنندگان و انجمن صنفی مشکلات بسياری پيش می‌آيد و هيات مديره محترم انجمن سعی و تلاش بسياری می‌‏کند تا در راستای اهداف صنفی، داوری تنها جشنواره مطبوعات کشور را بر عهده گيرد و بسياری تلاش های ديگر اما هيچ ‏يک از اين موارد در شرح وظايف اوليه انجمن نيامده است. دغدغه هيات موسس انجمن صنفی عکاسان مطبوعات در سال 78 ‏همان چيزی بود که امروز پس از گذشت 8 سال هنوز به نتيجه نرسيده است. ‏&lt;br /&gt;&#10;می دانيم که تلاش های زيادی شده - جلسات متعددی برگزار شده - قول های بسياری داده شده اما آنچه که از انجمن صنفی پس از يک دوره طولانی فعاليت انتظار می رود بيش از اينهاست. &lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8954/</link>
   <title>احقاق حقوق آری، ولی چگونه؟ و اندکی توضيح</title>
   <pubDate>2006-08-18 11:20:24</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8954/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;با سلام ‏&lt;br /&gt;&#10;احتراماً، ضمن ارج نهادن به همه تلاش‌هايی كه در جهت حفظ حقوق مادی و معنوی عكاسان صورت ‏می‌گيرد و با احترام به همكار ارجمندمان جناب آقای بهروز مهری، ذكر نكاتی چند را خالی از فايده ‏نمی‌بينيم.‏&lt;br /&gt;&#10;نخست اين‌كه ايراد وارده از سوی ايشان كاملاً وارد است اما پيشنهاد می‌كنم همكاران ارجمندمان براي ‏يكبار هم شده، روزنامه سرمايه را ورق زنند و به منابع عكس‌ها كه حتماً در كنار آن‌ها قيد می‌شود دقت ‏فرمايند، وسواس روزنامه سرمايه به اندازه‌ای است كه حتماً نام عكاسان و حتی سايت‌های گمنام داخلی و ‏خارجی را نيز قيد مي‌كند. روزنامه سرمايه جز معدود روزنامه‌های اين كشور است كه با دقت و حساسيت ‏وافر در حفظ حريم كاری و احترام به حقوق معنوی عكاسان محترم ميكوشد و در حد توان خود، در مسير ‏احترام به حقوق اين قشر شريف گام برمی‌دارد.‏&lt;br /&gt;&#10;كافی است آقای مهری و دوستان ارجمندمان نگاهی به صفحه هشت روزنامه سرمايه همان روز كه ‏عكسی كامل از خانم پری زنگنه در آن چاپ شده است بياندازند تا منبع عكس با نام ‏www.negah.dehsh.com‏ روشن شود.‏&lt;br /&gt;&#10;اما ايراد ياد شده توسط ايشان ناظر بر اين محدوديت فنی و تعريف گرافيكی است كه روزنامه سرمايه ‏برای عكس‌های دوربر، به لحاظ استفاده از بخشي از عكس، با آن روبه‌رو است و از اين رو، منبع  و عنوان ‏ذكر نمي‌شود، چرا كه معمولاً عكس دوربر به صورت كامل در صفحه مربوطه با ذكر نام عكاس يا منبع ‏عكس آورده مي‌شود.‏&lt;br /&gt;&#10;از اين رو مي‌توان گفت، مورد ياد شده تا حدودي استثنا محسوب مي‌شود.‏&lt;br /&gt;&#10;در خاتمه، ضمن پوزش مجدد از عكاس گرانقدر جناب آقای بهروز مهری، سايت عكاسي را به ‏پرهيز از شتاب‌زدگی در داوری و تقويت نكات احتمالی مثبتی كه در كارنامه همكاران روزنامه سرمايه و ‏ساير نشريات، به ويژه در ذكر منابع كار شده و احترام به حقوق معنوي اثر وجود دارد، فرامی‌خوانيم.‏&lt;br /&gt;&#10;دوستان عزيز، استفاده از واژه سارقان فرهنگی نما و ...، با ادبيات قابل احترام ژورناليستی و روابطی ‏كه در دورن خانواده عكاسی ايران وجود دارد، همخوانی چندانی ندارد.‏&lt;br /&gt;&#10;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;left&quot;&gt;&lt;br /&gt;&#10;با احترام، حامد نوري&lt;br /&gt;&#10;دبير سرويس عكس روزنامه سرمايه&lt;br /&gt;&#10;‏&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;سايت عکاسی از پاسخ سريع  دبير سرويس عکس روزنامه سرمايه متشکر است. &lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8934/</link>
   <title>پاسخ دبير سرويس عکس روزنامه سرمايه</title>
   <pubDate>2006-08-14 23:01:05</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8934/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;مدیر مسئول محترم روزنامه همشهری ‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;با سلام&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;احتراما٬ اینجانب مهدی منعم یکی از عکاسان کشور و از اعضای انجمن صنفی عکاسان مطبوعات٬ انجمن عکاسان ‏انقلاب و دفاع مقدس٬ انجمن عکاسان بحران و... اعلام می کنم: ‏&lt;br /&gt;&#10;در روزنامه همشهری یکشنبه٢٢/٥/٨٥  در مطلبی با عنوان &quot;به خویش آمد&quot; یک ‏قطعه از آثار عکاسی اینجانب بدون رعایت حقوق اجتماعی صاحب آن به چاپ رسیده است. جناب مدیر مسئول، به نظر ‏می رسید با توجه به اعتراضات دوستان هنرمند عکاس در ارتباط با عمل مشابه  یعنی استفاده بدون اجازه از آثار عکاسان و هنرمندان‏‏٬ دیگر شاهد رفتار این چنینی در روزنامه تحت مدیریت حضرتعالی نباشیم. اما متاسفانه بار دیگر همکاران شما بدون ‏اطلاع و اجازه اثری از اینجانب را که تجربه بیست و پنج ساله عکاسی در پشت آن اثر وجود دارد استفاده کردند. جناب ‏مدیر مسئول نظر به قانون مؤلفان و مصنفان و هنرمندان که صراحتا به رعایت حقوق هنرمندان و خالقان آثار تاکید دارد٬ ‏اینجانب ضمن اعتراض به رفتار غیر اخلاقی آن روزنامه به اطلاع می رساند که بابت چاپ بدون اجازه اثر یاد شده که ‏حتی هویت صاحب آن اثر هم  به رسمیت شناخته نشده است می بایست مبلغ پنجاه میلیون ریال پرداخت نمایند. بدیهی است ‏در غیر این صورت ارجاع به مراجع قانونی جهت احقاق حق برای اینجانب محفوظ است. لازم به ذکر است ‏چنانچه در آینده نیز اعمال این چنینی تکرار شود بابت هر اثر يکصد میلیون ریال  پرداخت گردد. چاپ آثار٬ بدون اجازه از اینجانب در آن روزنامه به معنی قبول شرایط ذکر شده است.‏&lt;br /&gt;&#10;خواهشمند است دستور فرمایید اینجانب را از نتیجه اقدامات به عمل آمده مطلع فرمایند.‏&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;‏١. رونوشت به کمسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی‏&lt;br /&gt;&#10;٢. رونوشت به روزنامه های کثیر الانتشار ‏&lt;br /&gt;&#10;‏٣. رونوشت به خبرگزاریهای فارس، ایسنا، ایرنا ‏&lt;br /&gt;&#10;٤. رونوشت به نشریه عکاسی خلاق ‏&lt;br /&gt;&#10;‏٥ . رونوشت به نشریه عکس ‏&lt;br /&gt;&#10;‏٦. رونوشت به نشریه دوربین عکاسی ‏&lt;br /&gt;&#10;‏٧. رونوشت به سایت عکاسی کارگاه       ‏&lt;br /&gt;&#10;‏٨ . رونوشت به سایت سايت عکاسی      ‏&lt;br /&gt;&#10;‏٩ . رونوشت به وبلاگ های عکاسی ‏&lt;br /&gt;&#10;‏١٠. رونوشت به دبیر خانه موقت انجمن ملی عکاسان ایران   ‏&lt;br /&gt;&#10;‏١١. رونوشت به انجمن صنفی عکاسان مطبوعات                         ‏&lt;br /&gt;&#10;‏١٢. رونوشت به انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس ‏&lt;br /&gt;&#10;‏١٣. رونوشت به انجمن عکاسان بحران ‏&lt;br /&gt;&#10;‏١٤. رونوشت به انجمن دوست دار میراث فرهنگی و گردشگری&lt;br /&gt;&#10;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;left&quot;&gt;&lt;br /&gt;&#10;با احترام ‏&lt;br /&gt;&#10;مهدی منعم‏&lt;br /&gt;&#10;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8929/</link>
   <title>نامه مهدی منعم به مدير مسئول همشهری</title>
   <pubDate>2006-08-14 10:03:50</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8929/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;لطفا&quot; مطب آقای &lt;a href=&quot;http://www.ehsandiary.com/06/08/13/01,15,27/&quot;&gt;احسان ابطحی&lt;/a&gt; عضو تحريريه شرق را بخوانيد: &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;از اين بهتر نمي شد؟!&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&#10;در ادامه همان ماجرای عکس منصور نصيری، آرش عزيزجوابی به پست قبلی من داده که فکر می کنم يک سری توضيحات لازم است:&lt;br /&gt;&#10;در مورد اصل ماجرا و اشتباهی که نبايد انجام می شد در &lt;a href=&quot;http://www.ehsandiary.com/06/08/10/04,28,57/&quot;&gt;پست قبل&lt;/a&gt; توضيحاتی دادم که فکر می کنم کافی بود. امروز هم بچه های صفحه آخر توضيح و پوزشی نوشته بودند که تا حدودی جبران کننده بود. آرش جان در مورد اينکه اسم عکاس را کنار عکس تو چاپ کرديم هم بايد بگويم نه تنها لطف بزرگي نکرديم، بلکه وظيفه ما بوده است. در اين اصلا بحثي نيست.&lt;br /&gt;&#10;اما موضوع من اساسا چيز ديگری است.&lt;br /&gt;&#10;مشکلی پيش آمده، خواسته يا نخواسته. دانسته يا ندانسته. سهوی يا عمدی.&lt;br /&gt;&#10;مشکل من با ادبيات کسانی است که از اين کار شرق – که البته متاسفانه همه جا ديده می شود- انتقاد می کنند.&lt;br /&gt;&#10;خوشبختانه يا متاسفانه همه کسانی که از اين اشتباه انتقاد می کنند - که البته حق هم دارند- داعيه مدنی بودنشان تا عرش رسيده است. همه شان دم از اقدامات سنديکایی و صنفی می زنند. اما واقعا آرش جان فکر می کنی استفاده از اين ادبيات برای کسانی که خودمان را هم صنفشان می دانيم درست است؟ آن هم برای کسانی که فکر می کنيم هم فکرشان هستيم. مثلا ما خود را هم صنف هم می دانيم و فکر می کنيم روزنامه نگارانی اصلاح طلب هستيم، اما آرش عزيز به اين ادبيات نگاه کن:&lt;br /&gt;&#10;دزدی شرق، آقا يا خانم سارق، مافيای شرق، پيشنهاد گلدوزی، منجوق دوزی و ... برای يک همکار و ... .&lt;br /&gt;&#10;آيا واقعا ادبيات بهتری برای نشان دادن اعتراض به اين اقدام نبود. آن هم اقدامی که دوستان و همکاران همفکرتان انجام داده اند. &lt;br /&gt;&#10;خانم ها و آقايان مدنی!!! را می گويم: واقعا راه اعتراض به اقدام يک روزنامه که تا جایی که من خبر دارم همه ظاهرا همفکر هستيم، فقط همين راه و فقط استفاده از اين ادبيات بود؟!&lt;br /&gt;&#10;خانم ها و آقايان مدنی، واقعا اصطلاحاتی بهتر از سارق، دزدی، دزدگير گذاشتن و... برای توصيف اشتباه همکاران و هم صنفانتان پيدا نکرديد. برای کسانی که شايد روزی با آنها همکار و به قول معروف چشم تو چشم شويد. شايد آنها را در جايي ببينيد، جايي مثل انجمن صنفي؟&lt;br /&gt;&#10;نمی شد روزی با عباس کوثری جلسه ای می گذاشتيد و انتقاداتتان را می گفتيد؟&lt;br /&gt;&#10;من فکر می کنم راه بهتری هم وجود داشت. فکر می کنم ادبيات قشنگ تری هم بود تا خدای نکرده شائبه های ديگری ايجاد نشود.&lt;br /&gt;&#10;همين!&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;-------------&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;آقای ابطحی اگر مطلب شما را در جايی بدون اجازه و پرداخت حقوق مادی و اسم شما منتشر کنند از چه واژه مدنی استفاده می کنيد؟ پرونده اشتباه همکاران شما - البته در ادبيات ما اين اشتباه نيست - بسيار قطور است که اگر لازم شد منتشرش می کنيم. در آن جامعه مدنی که ما وصفش را شنيديم ولی هرگز از آن سراغی نداريم هيچ کس حق کسی را پايمال نمی کند نه آنکه اگر حقی پايمال شد به اتکاء هم صنف بودن سکوت کنيم و در به در به دنبال واژه مدنی برای باز پس گيری حق پايمال شده يمان باشيم. من که نفهميدم اشتباه يا سوء استفاده يا سرقت و يا هر واژه مدنی و غير مدنی ديگری که دلتان می خواهد بر روی اين کار بگذاريد چه ربطی به مدنی بودن و اقدامات صنفی و سنديکايی داشت. کمی با دقت به تضادهای نوشته تان دقت کنيد. اگر قبول داريد که اشتباه کرديد چرا سعی می کنيد آن را توجيه کنيد و خود را مظلوم و ما را ظالم جلوه دهيد؟   &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;-------------&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.kosoof.com/archive/301.php&quot;&gt;پاسخ&lt;/a&gt; آرش عاشوری نيا به نوشته احسان ابطحی &lt;br /&gt;&#10;... چرا همکاران شما در روزنامه شرق ما رو همکار و هم‌صنف خود نمی‌دانند؟ چرا فکر نمی‌کنند روزی در انجمن صنفی و یا جای دیگری چشم در چشم شویم؟ ... &lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8927/</link>
   <title>عکاسان محترم، بدهکار هم شديم!</title>
   <pubDate>2006-08-14 00:46:03</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8927/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;باور کنيد اگر مدتی هر روز اين سرقت ها را پی گيری کنيم ديگر کسی جرأت چنين کاری را نخواهد داشت ارباب مطبوعات ايران بايد بفهمند که اينترنت محل تامين عکس هايشان نيست. سايت عکاسی با دعوت از همه عکاسان به اعلام موارد استفاده غير مجاز از عکس توسط مطبوعات از اين پس با جديت بيشتر اين موضوع را دنبال می کند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;center&gt;&lt;img alt=&quot;sarmayah.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/85/news/sarmayah.jpg&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;263&quot; /&gt;&lt;/center&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://207.176.216.169/WebFa/Default.aspx&quot;&gt;روزنامه سرمايه &lt;/a&gt;يکشنبه 22 مرداد در بالای صفحه اول خود عکسی از &lt;a href=&quot;http://www.behrouz.akkasee.com/&quot;&gt;بهروز مهری&lt;/a&gt; را بدون کسب اجازه و پرداخت حقوق مادی و معنوی عکاس و بدون درج  نام عکاس به چاپ رسانده است. اين عکس که در آرشيو خبرگزاری AFP  بوده توسط سايت &lt;a href=&quot;http://www.iranmania.com/News/ArticleView/NewsPic.asp?News_Code=7301&amp;News_Kind=Sport&amp;Image_Code=899&amp;Image_FileName=284Pari%20Zanganeh251001.jpg&amp;Image_Language=1&quot;&gt;iranmania &lt;/a&gt;که از مشترکان اين خبرگزاری است با ذکر نام عکاس و رعايت قوانين مربوط  مورد استفاده قرار گرفته است. که اهالی سرمايه با جستجو  در google به اين عکس دست يافتند و مغرورانه آن را در بالای صفحه اول روزنامه سرمايه به چاپ رسانده اند. به همين سادگی. از اين ساده تر و سريع تر و راحت تر نمی شود. حالا به نظر شما چه بايد کرد؟&lt;br /&gt;&#10;باز هم سکوت کنيم؟ باز هم دست روی دست بگذاريم و نگاه کنيم؟ سايت عکاسی حمايت و مشارکت تک تک عکاسان را طلب می کند. لطفا&quot; به حقوق خود احترام بگذاريد و راه را بر سارقان فرهنگی نما ببنديد.   &lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8926/</link>
   <title>مطبوعات ايران زير ذره بين عکاسان - سرقت عکس بهروز مهری</title>
   <pubDate>2006-08-13 23:35:31</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8926/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;پس از سرقت عکس منصور نصيری از وبلاگش امروز روزنامه &lt;a href=&quot;http://hamshahri.net/hamnews/1385/850522/world/asib.htm#s2859&quot;&gt;همشهری&lt;/a&gt; که سابقه طولانی در اين زمينه دارد و تا به حال هم چند پرونده شکايت عکاسان در دادگاه داشته، عکس &lt;a href=&quot;http://www.mehdimonem.com/&quot;&gt;مهدی منعم&lt;/a&gt; را از سايت وی به سرقت برده و به چاپ رسانده است. افشين خان شاهرودی، از &lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/cat_photojornalism.php&quot;&gt;پرونده شکايت &lt;/a&gt;شما از همشهری چه خبر؟  شايد اگر پرونده شما به نتيجه ای رسيده بود امروز شاهد تکرار اين کار نبوديم. &lt;br /&gt;&#10;حالا واقعا&quot; فکر نمی کنيد از ماست که بر ماست؟ اين به اصطلاح اشتباه ها تا کی و تا کجا بايد ادامه پيدا کند. ديروز عکس آن عکاس امروز عکس آن يکی فردا هم مطمئن باشيد عکس خودمان و همين طور بنشينيم و در سکوت شاهد پايمال شدن حقوق مادی و معنوی عکس هايمان باشيم و صدايمان هم در نيايد. روز به روز هم دامنه اين سرقت ها - البته از نظر عاملان، اشتباه ها- دارد بيشتر می شود. همانطور که &lt;a href=&quot;http://yalda-mehdi.akkasee.com/&quot;&gt;يلدا معيری&lt;/a&gt; هم اشاره کرد برخی مطبوعات به جای اسم عکاس اسم خبرگزاری را درج می کنند که اين موضوع مدتی است به برنامه های مختلف سيما هم راه يافته و هر برنامه به فراخور موضوع عکس های عکاسان ايرانی و خارجی را بدون ذکر نام عکاس نمايش می دهند. اين حرکت که از خبر 30/20 شروع شد اين روزها به اکثر برنامه ها  گسترش يافته و چيزی که در اين ميان اصلا&quot; اهميت ندارد نام عکاس است. &lt;br /&gt;&#10;&lt;strong&gt;ما عکاسان تا به آن حد کوتاه آمده ايم و بی تفاوت از کنار حق و حقوق مشروع و قانونی خود گذشته ايم که حالا دعوای ما بر حقوق مادی و معنوی اثر نيست و بايد بر سر درج نام خود با مطبوعات جدل کنيم.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;u&gt;و يک نکته:&lt;/u&gt;  اميدواريم  دبير سرويس عکس برخی مطبوعات پاسخی برای برخوردهای چندگانه با عکس عکاسان داشته باشند. اگر يک نگاه به روزنامه ها داشته باشيم به خوبی اين رفتار چند گانه را مشاهده می کنيم. عکس عکاسان روزنامه با درج نام عکاس و روزنامه به چاپ می رسد. عکس عکاس فلان خبرگزاری بدون نام عکاس و فقط با ذکر نام خبرگزاری و عکس ديگری هم با نام عکاس و هم نام خبرگزاری. واقعا&quot; دليل اين رفتارهای چندگانه چيست؟ چرا عکس های عکاس ايرانی يک خبرگزاری معتبر خارجی در يک روزنامه حرفه ای ايرانی بدون نام عکاس و فقط با ذکر نام خبرگزاری چاپ می شود؟ نام عکاس ايرانی که آن عکس را گرفته افتخار است يا نام خبرگزاری خارجی؟  &lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8924/</link>
   <title>اين قصه سر دراز دارد!</title>
   <pubDate>2006-08-13 16:05:43</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8924/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;center&gt;&lt;img alt=&quot;shargh4.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/85/news/shargh4.jpg&quot; width=&quot;450&quot; height=&quot;160&quot; /&gt;&lt;/center&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.sharghnewspaper.com/850521/html/end.htm&quot;&gt;توضیح و پوزش از یك عكاس&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&#10;روز چهارشنبه، عكسی از جوانی عرب چاپ شد كه پیراهنی با تصویر سیدحسن نصرالله بر تن داشت. متاسفانه نام عكاس آن «منصور نصیری» از قلم افتاده بود كه به این وسیله از ایشان و خوانندگان روزنامه پوزش می خواهیم.&lt;br /&gt;&#10;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8917/</link>
   <title>فقط از قلم افتاده بود!</title>
   <pubDate>2006-08-12 17:33:58</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8917/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;آقا به خدا ما نبوديم. ما بچه‌های خيلی خوبی هستيم. بار اولمون بود. باور کنيد اصلا&quot; نمی‌دونستيم منصور نصيری عکاسه. فکر کرديم اون هم عکس رو از يک جای ديگه دزديده. گفتيم حالا که هر کی هر کی هست ما هم اين رو بچاپيم تا صفحه پر شه. اصلا&quot; قرار نبود اين عکس کار شه. عکسه يک دفعه خودش پريد تو صفحه. اون زير نويس هم که ما ننوشتيم خودش چاپ شده. همه اين کار رو می‌کنن حالا گيرش رو فقط به ما داديد. خوب اشتباه شده ديگه. باور کنيد بار اولمان بود. ما هميشه اسم زديم تازشم هم اسم عکاس رو زديم  هم اسم خبرگزاری رو. باور کنيد من شرمندم. اصلا&quot; اينطور که شما فکر می‌کنيد نيست. همش سوء تقاهم است. حالا معذرت می‌خوايم درست می‌شه. شما هم داريد زيادی شلوغش می‌کنيد. حالا که طوری نشده. آدم که نکشتيم. چرا باورتون نمی شه بار اولمان بوده.   &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.kosoof.com&quot;&gt;وبلاگ&lt;/a&gt; آرش عاشوری نيا&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&#10;یک نکته مهم و بی‌ربط به عکسهای بالا اما مهم مهم مهم!&lt;br /&gt;&#10;منصور نصیری رفته لبنانٰ! البته با خرج خودش، همه خطرها رو به جون خریده رفته برای کاری که فکر می‌کنه باید انجام بده.&lt;br /&gt;&#10;و البته تفاوت داره با دوستان بسیاری که بصورت پیمانکار به خرج دولت سفر می‌کنن و عکاسی می‌کنن(اما اصلا این بحث من نیست)&lt;br /&gt;&#10;روزنامه وزین شرق امروز عکس منصور نصیری از لبنان رو در صفحه آخر کار کرده بدون اجازه و حتی بدون نوشتن اسم عکاس.&lt;br /&gt;&#10;یا آقایان در روزنامه شرق گمان می‌کنند عکس مثل علف از زمین در میاد و صاحب نداره؟&lt;br /&gt;&#10;یا اینکه فکر کردن عکاسی که اونور دنیاست خبر نمیشه! &lt;br /&gt;&#10;بقیه فکرهایی که می‌کنن رو فعلا نمی‌گم!&lt;br /&gt;&#10;امیدوارم آقای کوثری (که گمان می‌کنم مسئول سرویس عکس روزنامه شرق باشه) بتونه به نحو شایسته ‌ای پاسخگوی این مشکل باشه.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.ehsandiary.com/06/08/10/04,28,57/&quot;&gt;وبلاگ&lt;/a&gt; احسان ابطحی &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&#10;توضيحي در مورد عکس منصور نصيري&lt;br /&gt;&#10;اين ماجرای عکس منصور نصيری هم گويا خيلی بيخ پيدا کرده!&lt;br /&gt;&#10;من به عنوان عضو تحريريه شرق لازم می دونم که در اين مورد توضيح کامل بدم، کل ماجرا از اول تا آخرش اينه:&lt;br /&gt;&#10;روز سه شنبه بود که طبق معمول هر روز، حسين ياغچی، پسر خوب و دوست داشتنی که مسوول صفحه آخر روزنامه هست در به در دنبال مطلب و عکس می گشت در اتاق ها و سرويس های تحريريه. &lt;br /&gt;&#10;من هم که عکس منصور نصيری را در سايتش ديده بودم، عکس را به حسين پيشنهاد دادم. عکس را ديد و گفت که شايد امروز به جای عکس طرح کار کنيم. من رفتم سراغ کارم و حسين هم همينطور.&lt;br /&gt;&#10;فکر نمی کردم که حسين قصد داشته باشد عکس را در صفحه آخر کار کند. چون معمولا وقتی می خواد اين کار رو بکنه مياد و شرح عکس هم از ما می خواد. نمونه اش هم عکس هایی است که از ساپاترو، نخست وزير اسپانيا يا عکس احمدی نژاد و چاوس کار شد و هر دوی آن را من پيشنهاد دادم و برای جفتش شرح عکس نوشتم. حتي براي آن عکس ها که کسي اعتراض نمي کند هم اسم زديم.( يعني حتي وقتي از Corbis هم عکس بر مي داريم مي نويسيم، عکس: Corbis. چه برسد به عکسي که يک عکاس ايراني که به لبنان رفته و اين همه خطر را تحمل کرده گرفته باشد.)&lt;br /&gt;&#10;گذشت تا اينکه شب- سه شنبه شب- آنلاين شرق را چک کردم و ديدم عکس بدون اسم کار شده است. چهارشنبه ظهر که حسين را ديدم به شدت به او اعتراض کردم که چرا عکس را بدون نام کار کرده است.- پيش از همه اين اعتراض های آنلاين- حسين هم توضيح داد که فکر کرده عکس از سايت های خارجی در وبلاگ منصور نصيری کار شده است. -حسين برای اولين بار بود که فتوبلاگ منصور را می ديد و نمی دانست که او عکاس است-&lt;br /&gt;&#10;خود او هم از اين اشتباه پيش آمده که بی ترديد سهوی بود به شدت ناراحت شد و قرار شد که جبران کند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;اما چند توضيح:&lt;br /&gt;&#10;1. آرش جان که هميشه از عکس های زيبايت لذت برديم. ما در شرق حقيقتا فکر نمی کنيم که عکس مثل علف از زمين سبز می شود. دليلمان هم اينکه حتی وقتی از خبرگزاری ها عکس استفاده می کنيم. فقط اسم خبرگزاری را نمی نويسيم. يعنی فقط نمی نويسيم عکس: خبرگزاری فارس. می نویسيم: عکس مثلا ساتيار امامی/ فارس. يا حتی وقتی حدود 2 هفته پيش عکسی را که خودت سال گذشته در انتخابات از معين در آرايشگاه گرفته بودی به بهانه ای در صفحه 4 کار کرديم، نوشتيم: عکس: سايت کسوف.&lt;br /&gt;&#10;خلاصه آرش جان، در اين دنيای ارتباطات نه فکر کرديم که عکاس آنطرف دنيا خبر نمی شود و نه اينکه فکرهای ديگری کرديم.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;2. آرش جان! عباس کوثری هم شايد بی گناه ترين فرد در اين ماجرا باشد. دبير سرويس عکس که از همه عکس هایی که در صفحات روزنامه کار می شود اطلاع ندارد. ما در خيلی از موارد عکس ها را خودمان پيدا می کنيم و در صفحه کار می کنيم روح عباس هم خبر دار نمی شود. اتفاق پيش آمده فقط يک اشتباه بود.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;3. دزد هم نيستيم، اشتباه شد. يعني بچه هاي صفحه آخر سهوا اشتباه کردند و خودشان هم ناراحت شدند از اين اشتباه پيش آمده. &lt;br /&gt;&#10;4. ما که در شرق، حرفه اي نيستيم، اما حرفه اي ها حتما مي دانند که از اين اشتباهات در شغل ما زياد رخ مي دهد که البته بايد تا حد امکان جلوي آن را گرفت.&lt;br /&gt;&#10;منصور جان من به عنوان عضو تحريريه شرق از اشتباه سهوی پيش آمده عذر خواهی می کنم و قول می دهم که بچه های خوب صفحه آخر حتما جبران خواهند کرد.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.kosoof.com/&quot;&gt;وبلاگ&lt;/a&gt; آرش عاشوری نيا&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&#10;احسان عزیز توضیحی نوشته در مورد پست قبلی کسوف و دوستان دیگر در مورد استفاده بدون اجازه عکس منصور نصیری در شرق&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;من وکیل منصور نصیری نیستم، با شرق و همکارانی که در این روزنامه زحمت می‌کشند هم دشمنی ندارم. اما چند نکته!&lt;br /&gt;&#10;احسان عزیز ! عکسی از کسوف در شرق چاپ کردید(یا چاپ شده) و در کنار آن نوشتید کسوف(یا احیانا عکاس: آرش عاشوری‌نیا) گمان می‌کنید لطف بزرگی انجام داده‌اید؟ این حداقل کاریست که یک نشریه باید انجام بده. در موردعکسهای کسوف من این حداقل رو می‌پذیرم ولی منصور نصیری حق استفاده از عکسهاش رو به کسی نداده. کافیه نگاهی به کپی‌رایت زیر سایتش کنید و بدانید برای استفاده از عکسهای منصور نصیری (و بسیاری دیگر) از آنها اجازه بگیرید، هزینه استفاده از عکس رو پرداخت کنید و در آخر اسم عکاس رو کنار عکس بنویسید.&lt;br /&gt;&#10;این مساله برای نشریات ما عادت شده، عکسهای اینترنتی، خبرگزاری های دولتی و ... &lt;br /&gt;&#10;بله... بازهم می‌گم... اکثر نشریات گمان می‌کنن که عکس مثل علف می‌مونه.... مفت در اینترنت می‌روید و می‌توان در این علفزار و چمنزار صفا کرد.&lt;br /&gt;&#10;احسان جان، آیا فکر می‌کنی این مساله فقط یک اشتباه بوده؟ فقط یکی ؟ دوست داری چند شماره از شرق رو برایت بیارم که عکسهای کسوف بدون اجازه، و بدون اسم سایت و عکاس کار شده؟ (از همه موارد که من خبر ندارم)&lt;br /&gt;&#10;من در مورد عکسهای خودم با آقای کوثری صحبت کردم و با برخورد خوب ایشان همه چیز رو فراموش کردم اما تکرار این مساله و ساده کردنش از طرف شما بسیار ناراحت کنندست.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;یک نکته فراموش نشه... چرا صدای همه ما در میاد؟ چون انتظاری که از شرق میره با بقیه فرق می‌کنه و این عکس رو منصور از گربه جلوی در خونشون نگرفته!&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;احسان! چرا چنین اشتباهاتی زیاد رخ می‌ده ؟&lt;br /&gt;&#10;حرفه‌ای نیستیم؟ بی مسئولیتیم؟ به حقوق دیگران بی‌توجهیم؟ &lt;br /&gt;&#10;در کار جراحی اشتباه زیاد رخ می‌ده نه؟ بسیاری می‌میرن!(که نمی‌دونیم علت چیه!) کافیه سری به کنگره‌های پزشکی بزنی! اینکارو کردیم مریض از دست رفت. اون کارو کردیم مریض فلان شد. (خوبه که ما جراح نیستیم و امیدوارم اون مریض ما و یا نزدیکانمون نباشن)&lt;br /&gt;&#10;چرا زیاد جدی کنیم؟ اگر سلمونی محلتون موهای شما رو خراب کنه چه می‌کنی؟ در کار سلمونی هم زیاد پیش میاد!&lt;br /&gt;&#10;اشتباه کردن اصلا آسون نیست. جبران اون هم.&lt;br /&gt;&#10;دوستانی هم که با دیدن سایت منصور نصیری متوجه نمی‌شن که منصور عکاس هست به نظر من باید به دنبال شغل جدیدی برای خودشون باشن‌ که خوب و دوست داشتنی باشه و به روحیه اونها بیاد و اشتباهاتش قابل جبران.&lt;br /&gt;&#10;گلدوزی، منجوق دوزی و .... امثالهم می‌تونه گزینه‌های خوبی باشه.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.parastood.net/archives/003949.php&quot;&gt;وبلاگ&lt;/a&gt; پرستو دو کوهکی &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&#10;در نبودِ حق مؤلف – يک اعتراض مدنی&lt;br /&gt;&#10;دوستانِ حرفه‌ای در روزنامه‌ی حرفه‌ای شرق، خاصه مسئول محترم صفحه‌ی آخر،&lt;br /&gt;&#10;سلام.&lt;br /&gt;&#10;اگر معنای دزدی را بدانيد، بايد به عرض‌تان برسانم کاری که شما با عکس خوب منصور نصيری کرده‌ايد، دزدی به حساب می‌آيد. نمی‌دانم در دايره‌ی اخلاق حرفه‌ایِ شما، دزدی کار بدی شناخته می‌شود، يا کارِ خوب. آن‌قدر که از اين طرفِ ماجرا خبر دارم (عکاس در ای‌ميلی خواسته که اين را ذکر کنم) چاپ کردنِ عکس بدونِ اجازه‌ی عکاس، به‌خصوص بدون ذکرِ نامِ او در کنار اثرش، خلافِ اخلاق است و او علاوه بر اين‌که آزرده شده، حق پی‌گيری را برای خود محفوظ می‌داند. هرچند که حق مؤلف در کشورمان ناديده گرفته شده، اما عکاس مورد بحث، منصور نصيری، می‌گويد که انتظار از همکاران بيش از اين است که بخواهند به قانون نداشته حواله‌مان دهند. و من، وکالتاً، اضافه می‌کنم: اين بی‌اخلاقیِ حرفه‌ای دامنِ خودتان را هم خواهد گرفت، اگر بی‌توجه باشيد و بی‌خيال. اميدوارم علاوه بر معذرت‌خواهی از عکاس، اين روال را ترک کنيد.&lt;br /&gt;&#10;به اميد روزهای بهتر و پر از احترام به يکديگر،&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;ادامه:&lt;br /&gt;&#10;ديشب بعد از نمايش، عباس کوثری، دبير سرويس عکس روزنامه‌ی شرق را ديدم. درباره‌ی اين موضوع گپ زديم. گفت که در جريان نبوده و به هر حال در کار روزنامه پيش می‌آيد و حتماً عدرخواهی خواهند کرد و اين‌ها. گفتم: شتابِ کار در روزنامه را می‌فهمم. با اين حال اين عکس آن‌قدر داغ بود و تازه، که آدم دلش خيلی می‌سوزد. گفت که روزنامه‌ی شرق توی چشم است و مگر اين اتفاق بارها جای ديگر نيفتاده؟ و گفتم بايد ممنون باشيد که اين همه در چشم هستيد، به حرفه‌ای ماندن‌تان کمک می‌کند. خلاصه که اين‌جوری. &lt;br /&gt;&#10;اين هم نوشته‌ی عصبانی عليرضا نيک‌نژاد در همين زمينه و حتماً تا به حال نوشته‌ی آرش را هم خوانده‌ايد. و نوشته‌ی آزاده را هم. توضيحِ احسان ابطحی، عضو گروه سياسی شرق، هم اين‌جاست.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;ادامه:&lt;br /&gt;&#10;حسين ياغچی، در کامنتی که گذاشته، توضيح داده: «سه‌شنبه عصر كه عكس جوان لبنانی رابرای صفحه آخر شرق انتخاب كردم، گمانم اين بود كه عكس از سايت‌های خارجی لينك داده شده است. دو روز پيش كه فهميدم اين‌طور نبوده، شرمنده شدم والبته حدس زدم كه احتمالاً سوء‌تفاهم به وجود مي‌آيد. اميدوارم روز شنبه كه تصحيح و پوزش اين قضيه در صفحه آخر چاپ می‌‌شود بخشي از اين سوءتفاهم رفع شود.»&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://doorbin.net/weblog/?p=66&quot;&gt;سايت&lt;/a&gt; دوربين دات نت&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;&#10;مبارک دوستانمان در روزنامه شرق&lt;br /&gt;&#10;همه روزه عکس هایی از دوربین دات نت در روزنامه های، وب سایت های اینترنتی و مجلات بدون منبع یا در مواردی خاص با منبع کار می شود که متاسفانه ما هم قبول کرده ایم که از دست ما کاری برنمی آید. یا باید دوربین را تعطیل کنیم یا باید مقررات کشور را درست کنیم یا باید به خاطر علاقه ای که داریم بسوزیم و بسازیم که راه سوم را مجبوریم که انتخاب کنیم…&lt;br /&gt;&#10;البته گله خاصی هم نداریم چون کاری نمی توانیم بکنیم ولی دوستانمان در روزنامه شرق دیگر حسابی کفرمان را درآورده اند. نه از ما بلکه این عزیزان کارشان شده … بهرحال جا دارد دوستانمان در رسانه های گروهی کمی مراعات کنند همان طور که به طورحتم اگر کسی از مطالبشان و یا عکس هایشان استفاده ای به نفع خودش ببرد آن ها صدایشان درمی آید جا دارد که اگر عکس از جایی برمی دارند لااقل منبعش را ذکر کنند. یعنی اینقدر سخت است ؟؟ یعنی کار کردن منبع باعث افت کار دوستانمان در روزنامه شرق می شود ؟؟ امیدواریم حل شود… [&lt;a href=&quot;http://doorbin.net/weblog/?p=66&quot;&gt;عکس ها را ببينيد&lt;/a&gt;]&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8913/</link>
   <title>بازتاب‌های سرقت اينترنتی عکس منصور نصيری</title>
   <pubDate>2006-08-11 23:53:38</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8913/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;center&gt;&#10;&lt;img alt=&quot;nasiri.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/85/news/nasiri.jpg&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;230&quot; /&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.nasiriphotos.com/blog/?id=1003740&quot;&gt;وبلاگ منصور نصيری&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;shargh.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/85/news/shargh.jpg&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;325&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.sharghnewspaper.com/850518/html/end.htm&quot;&gt;صفحه آخر روزنامه شرق ديروز&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;&#10;بله عصبانی هستم، بسيار هم عصبانی هستم. هم من و هم دوست و همکار عزيزم منصور نصيری. هرگز در عصبانيت هيچ ‏ننوشتم اما اين بار نمی‌شود، دارم خفه می‌شوم. شايد آن دزد محترم پيش خودش بگويد عصبانی باش تا بميری هيچ غلطی هم ‏نمی‌توانی بکنی مگر قبلی‌ها که اين همه داد و فرياد کردند دستشان به کجا رسيد؟ عکس را چاپ کرديم، خوب کاری کرديم. ‏اسم عکاس را نزديم، دستمان درد نکند. برای عکس از خودمان تيتر و زيرنويس زديم، می‌تونيم. حق هم دارد. از ماست که بر ‏ماست. وقتی يک روزنامه پرتيراژ و  پرمخاطب به خود اجازه می‌دهد که عکس يک عضو انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ‏ايران را بدون کسب اجازه و بدون ذکر نام و با زيرنويس جعلی به چاپ برساند و آب هم از آب تکان نخورد و هيچ کاری هم از ‏دست عکاس و انجمن صنفی و هيچ تشکل ديگری بر نيايد و هيچ کس و هيچ جايی نباشد که بتوانی کوچکترين اعتراضی کنی ‏طبيعی است که هر که از راه برسد، به خود اجازه می‌دهد که بدون کوچکترين فکری چنين کند. ‏&lt;br /&gt;&#10;آقا يا خانم محترم سارق آن لحظه که اين عکس را برای چاپ در صفحه آخر روزنامه شرق روز چهارشنبه 18 مرداد انتخاب ‏کرديد پيش خودتان چه فکر کرديد؟ آيا فکر نکرديد که اين عکس يک عکاس دارد؟  آيا از خودتان پرسيديد که عکاس اين عکس ‏که از همکاران سابق خودتان در آن نشريه بوده و ده‌ها مقاله‌اش در آن روزنامه به چاپ رسيده پس از ديدن عکس ِ بدون نامش ‏چه عکس العملی دارد؟ آيا به اين فکر نکرديد که يک عکاس ايرانی الان لبنان چه می‌کند و چگونه خود را به آنجا رسانده؟ ‏آيا می‌دانيد منصور نصيری برای رساندن خود به لبنان 10 روز تمام در همين تهران خودمان با چه مشکلاتی مواجه بود و چند بار ‏به سفارت سوريه و لبنان مراجعه کرد؟ و يا برای تهيه بليط دمشق با چه مشکلاتی مواجه شد؟ و يا چه هزينه ای را بدون هيچ ‏کمک و حمايتی متحمل شده است؟  ‏&lt;br /&gt;&#10;حالا بد نيست به اين سوال ها هم جواب دهيد: شما در زير نويس عکس آورده ايد که: &lt;strong&gt;بحبوحه جنگ. تصویر جوانی لبنانی در ‏آرایشگاهش كه از عكاس می‌خواهد عكسی از او نگیرد. اما تصویری كه بر آینه افتاده، گویای همه چیز است.&lt;/strong&gt; شما از کجا متوجه شديد که ‏اينجا لبنان است؟ از کجا فهميديد که آن جوان لبنانی است؟ و از کجا به اين ‏مهم دست يافتيد که اينجا آرايشگاهش است؟ و اينکه او می‌خواهد  عکاس از او عکس نگيرد را چگونه توجيه می کنيد؟ ‏&lt;br /&gt;&#10;اين عکس در دمشق گرفته شده و آن جوان هم سوری است و آنجا هم آرايشگاهش نيست و در حال خداحافظی با عکاس بوده و ‏نه منع او از عکاسی. ‏&lt;br /&gt;&#10;آيا بهتر نبود قبل از ارسال اين عکس برای چاپ با دبير سرويس عکس روزنامه شرق آقای کوثری مشورت می‌کرديد؟  آيا ‏شايسته نيست به مشی و سياست نشريه خود و اخلاق حرفه ای احترام بگذاريد؟ بزرگان شرق که غرق در سياستند و از اين ‏موضوعات دور، شما به خاطر حضور آبرومند خود در اين عرصه چنين نکنيد.&lt;br /&gt;&#10;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;left&quot;&gt;&lt;br /&gt;&#10;عليرضا نيک نژاد&lt;br /&gt;&#10;مدير سايت عکاسی &lt;br /&gt;&#10;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/8903/</link>
   <title>باز هم دزدی بی‌شرمانه اينترنتی</title>
   <pubDate>2006-08-10 16:27:29</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/8903/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;روزنامه ايران برای چندمين بار روز گذشته 10 ارديبهشت 1384 در&lt;a href=&quot;http://www.iran-newspaper.com/1384/840210/html/social.htm#s458454&quot;&gt; صفحه اجتماعی&lt;/a&gt; عکسی از تينا چيني چيان را بدون اجازه و ذکر نام عکاس به چاپ رسانده است.  &lt;br /&gt;&#10;اگر اين اقدام ناشايست از هر روزنامه ديگری سر می زد و با بی تفاوتی هر چه تمام دنبال می شد شايد جای بحث و تعجب نداشت ولی وقتی روزنامه رسمی خبر گزاری جمهوری اسلامی که مدعی رفتار و منش حرفه ای در عرصه مطبوعات است و دانشکده خبر را به منظور تربيت نيروهای متخصص و متعهد مديريت می کند تا به اين حد بی تفاوت به قانون و حقوق عکاسان است و با  اصرار هر چه تمام و به طور مرتب و مستمر اقدام به چاپ عکس های عکاسان در صفحات روزنامه می نمايد از ديگران چه انتظاری می توان داشت. با توجه به حضور رئيس هيأت مديره انجمن صنفی عکاسان مطبوعات در اين روزنامه طی تماسی از سوی واحد خبر سايت عکاسی موضوع با ايشان مطرح شد که آقای صادقلو ضمن ابراز تأسف از تداوم استفاده از آثار عکاسان در روزنامه ايران اعلام داشت که اين روزنامه فاقد دبير عکس است و خبرنگار و سرويس های خبری رأسا&quot; به تهيه عکس برای مطالب خود اقدام می کنند. وی با در خواست از عکاسان به منظور پی گيری حقوقی و طرح شکايت سوء استفاده از آثارشان اعلام داشت موضوع به طور جدی و رسمی از طريق انجمن صنفی عکاسان مطبوعات پی گيری خواهد شد. &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;موارد قبلی: &lt;br /&gt;&#10;&lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/news/archives/001155.php&quot;&gt;و باز هم سوء استفاده از عکس در مطبوعات&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/weblog/archives/000492.php&quot;&gt;روزنامه ايران و ... &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&#10;&lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/weblog/archives/000544.php&quot;&gt;بی توجهی مجدد روزنامه ايران&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&#10;     &lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5632/</link>
   <title>روزنامه ايران و تکرار اشتباهات گذشته</title>
   <pubDate>2005-05-01 16:48:51</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5632/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;يکبار ديگر روزنامه ايران بدون کوچکترين توجه ای به قانون و حقوق آثار عکاسی در&lt;a href=&quot;http://www.iran-newspaper.com/1384/840131/html/iraneconomic.htm#s454731&quot;&gt; صفحه اقتصادی&lt;/a&gt; روز گذشته عکسی را از سايت &lt;a href=&quot;http://www.kavehkazemi.com/english/gallery/detail.php?act=pics&amp;caid=40&amp;coid=ir&amp;pg_no=3&quot;&gt;کاوه کاظمی&lt;/a&gt; بدون هماهنگی و اجازه صاحب اثر به چاپ رسانده است . اگر چه اين اولين بار نيست  که روزنامه ايران اقدام به چنين کاری می کند اما حداقل انتظار جامعه عکاسی اين بود که با توجه به پی گيری های که در ماه های گذشته در اين خصوص به عمل آمده بود و حضور اعضاء  محترم انجمن صنفی عکاسان مطبوعات  در اين روزنامه  ديگر شاهد چاپ بدون اجازه آثار عکاسان در روزنامه ايران نباشيم . که متاسفانه همچنان شاهد تکرار اين رويه نابه جا هستيم .  &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;دو مورد ديگر از استفاده بدون اجازه روزنامه ايران از آثار عکاسان:&lt;br /&gt;&#10;&lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/weblog/archives/000492.php&quot;&gt;روزنامه ايران و ...&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;&#10;&lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/weblog/archives/000544.php&quot;&gt;بی توجهی مجدد روزنامه ايران&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5618/</link>
   <title>و باز هم سوء استفاده از عکس در مطبوعات</title>
   <pubDate>2005-04-21 10:29:09</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5618/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://aryastudio.com/&quot;&gt;يدالله ولي زاده&lt;/a&gt; - گمان نمي كنم موضوعي را كه ميخواهم به طرح آن بپردازم مسئله اي جديد باشد ولي مي خواستم به نوعي مسئله كسب شهرت را كه هر انساني آرزوي آن را دارد در جايگاه غلط خود كه امروزه در ميان نسل جديد رواج بيشتري پيدا كرده است را مطرح و در منظر عموم قرار دهم مسئله سو استفاده از آثار عكاسان مدتهاست كه در ميان مطبوعات تازگي خود را از دست داده است و اينك به اشكال ديگر نيز تكرار مي شود.&lt;br /&gt;&#10;چندي پيش(پائيز83)پس از انجام طرح و فيلمبرداري تيزر تبليغاتي لوازم خانگي(هود مس) آن را به دانشجوي خود(دانشجوي رشته عكاسي دانشگاه آزاد اسلامي) آقاي سيد مهدي(نادر)شمس قريشي براي انجام تدوين سپردم. ايشان پس از تدوين از من خواستند كه تيزر آماده شده را براي شركت در جشنواره تيزرهاي تلويزيوني دانشجويي صدا و سيما شركت دهند.من نيزموافقت  خود را با شركت دادن اين تيزر در بخش تدوين كه كار ايشان بود اعلام نمودم.&lt;br /&gt;&#10;اخيراً آگاه شدم كه اين تيزر در تمام بخش هاي مسابقه به نام ايشان شركت داده شده و عنوان بهترين تيزر به معناي مطلق جشنواره را كسب نموده و جايزه آن 10 سكه بهار آزادي و... بوده است نيز به ايشان اهدا شده است.پس از طرح موضوع با آقاي سيد مهدي(نادر)شمس قريشي ايشان كار انجام شده را  متعلق به خود دانسته و قضيه ساخت تيزر توسط اين جانب را انكار نموده است. چيزي كه براي من بسيار ناراحت كننده است  تنزل سطح روابط هنرجو و هنر آموزي است كه از لحاظ تاريخي فرهنگي و روانشناختي و.... قابل بررسي و تعمق است. با خود مي انديشم روابط ما و اساتيد دوران خود به چه صورت بوده وهست و روابطي كه الان شاهد مستقيم آن هستيم چگونه است؟ آيا شهرتي كه از اين طريق به وجود مي آيد از شخص مدعي شخصيتي كاذب و تو خالي نخواهد ساخت؟ آيا مسئله اعتمادي كه در اين كارها به منظور پيشبرد سريع و صحيح امور وجود دارد زير سوال نمي رود؟ مسئله حفظ حرمتها و حدود افراد بويژه اگر معلم ما باشد تا چه حد قابليت انكار وجداني دارد؟ آيا بهتر نيست به حق و حدود خود قانع باشيم و با حفظ احترام كاري كه از ما نيست به نام خود جنجال به پا نكنيم؟ كار انجام شده حاصل سالها تجربه و ممارست بوده است و جواني نوخاسته و جوياي شهرت و نام كه از هر گونه پشتوانه خالي است ادعاي آن را كرده است. زهي افسوس براي شخصي كه با آثار ديگران به طرح نام و نشان خود بپردازد. براستي آيا نداي وجدان از بساط برخي رخت بر بسته كه اينسان چشم بر تمامي اخلاقيات مي بندند؟ اخلاق حرفه اي و وجدان آگاه و بيدار انساني حكم مي كند كه براي مطاع ناچيز و بي مقدار دنيايي اينچنين ستم سوز و ناجوانمردانه بر خرمن تجربه و خلاقيت ديگران شعله نيفكنيم.&lt;br /&gt;&#10;چرا كه معتقديم آتش اين شعله دامان پليدي را زودترخواهد سوخت.&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5609/</link>
   <title>كسب شهرت به چه قيمت؟</title>
   <pubDate>2005-04-15 17:52:18</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5609/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://hamed-gohar.akkasee.com/&quot;&gt;گوهر دشتی&lt;/a&gt; - عکاسی، با استفاده از قاب شدگی اتفاقات و عناصر و رویدادهای مهم، در خدمت ذهن عکاس عمل می کند و ما را از بینش لحظه ای، به تفکری طولانی وا می دارد که به چرایی حضور عناصر در تصویر بیندیشیم، عناصری که می توانند دردها و رنجها را به تصویر کشند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;ثبت حقیقت توسط دوربین، توانایی انکار ناپذیر عکاسی است. همگان، فجایع بزرگ را از طریق عکس باور می کنند زیرا سکون عکس و ثابت بودن قاب، ضربه محکمی بر ذهن مخاطب وارد می کند و گریزی از ثبت لحظه حقیقت نیست.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;center&gt;&lt;img alt=&quot;wpp1.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/weblog/archives/weblog/wpp1.jpg&quot; width=&quot;440&quot; height=&quot;268&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&#10;&lt;/center&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;عکس برتر ورلد پرس فوتو 2004، عکسی است از آکوداتا، عکاس هندی که زن هندی را درحال عزاداری برای مرگ یکی از بستگانش که در فاجعه سونامی اخیر جنوب شرقی آسیا کشته شده است، نشان می دهد، که در روز 28دسامبر 2004در کودالورتامیلنا گرفته شده است.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;عکس داتا، قدرت تصویری خاصی دارد. ترکیب بندی بسیار قوی از لحظه ای واقعی و پر از درد و رنج. عکاس با تمرکز بر حضور زن در حال عزاداری، رنج باقی مانده از فاجعه را نشان میدهد، نه رعب و وحشت و اجسادی که قربانی فاجعه شده اند و با پنهان کردن و خارج قاب قرار دادن بقیه قسمت های جسد، وحشت زدگی را از تصویر می زداید و اجازه تآمل بیشتری به مخاطب می دهد تا بتواند به عکس خیره شود. داتا، تاکید می کند، سرنوشت بازماندگان بیشتر از مردگان اهمیت دارد و پیام او در کادری پویا و خشن و موثر عمل می کند.&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt; اگر از کادر عکاس کمی فراتر رویم با جسدی روبرو هستیم که بر عمق فاجعه موثر نیست، زیرا مخاطبان با دیدن اجساد و مردگان در حالت های وحشتناک مرگ در این فاجعه گامی به جلو نمی روند، چرا که آنها مرده اند، اما داتا با تمرکز زیرکانه و آگاهی از تاثیر عکس لحظه ای و شناخت زیباشناسانه فرمی عکس ، مخاطبان را به همیاری با بازماندگان بر می انگیزد و عکس او بر افکار عمومی تاثیر می گذارد. این بهترین نتیجه عکس خبری است .&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5585/</link>
   <title>یادداشتی بر عکس برگزیده world press photo 2004</title>
   <pubDate>2005-03-10 13:12:55</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5585/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;ابتدا متن زير را که در ستون شما همشهری ايرانشهر ديروز به چاپ رسيده بخوانيد: &lt;br /&gt;&#10;---------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;&#10;&lt;a href=&quot;http://www.hamshahri.org/hamnews/1383/831120/Irshahr/tehransh.htm#s42606&quot;&gt;چند اسم جامانده &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&#10;درباره عكاس هاي انقلاب گزارش جالبي داشتيد، اما چند اسم جامانده است،  از جمله عزيزالله نعيمي، مرحوم محمد عقيلي، صمد قاسمي، محمد گل جامجو، محسن حقيقت، حسن جليليان و رسول پيامي، شايسته بود نامي از آنها مي آمد. &lt;br /&gt;&#10;توضيح: علاوه بر اين، يادداشتي كه ذيل گزارش بلند حافظان حقيقت به چاپ رسيده بود، برداشت آزادي بود از تحقيقات افشين شاهرودي كه بدين وسيله از بابت درج نكردن نام ايشان پوزش مي طلبيم. &lt;br /&gt;&#10;----------------------------------------------------------------------------&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;در مورد اسامی عکاسان انقلاب اگر قرار بر تاريخ نگاری عکاسی باشد که اسامی بيشتر است. در اينجا قصد ارزيابی آن را نداريم ولی برای نام بردن از افرادی که در آن روزهای پر التهاب عکاسی می کردند بايد از  آلفرد يعقوب زاده - کاوه کاظمی - محمود کلاری - عباس عطار و ... علاوه بر اسامی ذکر شده در مقاله نام برد. &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;و اما درباره &lt;b&gt;توضيح&lt;/b&gt; قضيه از اين قرار است که خبرنگار محترم از پروژه تحقيقی که 10 سالی است توسط آقای افشين شاهرودی در ارتباط با تشابهات عکاسی انقلاب ايران و شوروی دنبال می شود مطلع شده و بدون ذکر نام ايشان گزارشی را تنظيم و به چاپ می رساند و وقتی که با اعتراض آقای شاهرودی مواجه می شود ضمن طرح دلايلی سعی در اصلاح آن می شود که در توضيح هم اشتباهی رخ می دهد و عنوان مطلب که &quot; &lt;a href=&quot;http://www.hamshahri.org/hamnews/1383/831118/Irshahr/armansh.htm#s42336&quot;&gt;فرصت تاريخی&lt;/a&gt;&quot; است به مطلبی ديگری با عنوان &quot;حافظان حقيقت&quot; که هيچ ارتباطی با آقای شاهرودی و تحقيق ايشان ندارد ارجاع می شود. &lt;br /&gt;&#10;احسنت بر اين دقت و تعهد حرفه ای !!! &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;البته اين ماجرا به همين جا ختم نمی شود و با توجه به حساسيتی که از آقای شاهرودی نسبت به مسائل حقوق عکس و عکاسان سراغ داريم بايد منتظر پيامدهای بعدی هم باشيم.&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5556/</link>
   <title>همشهری ايرانشهر و اشتباه در اشتباه</title>
   <pubDate>2005-02-09 01:02:00</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5556/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt; همشهری ايرانشهر امروز تقريبا&quot; به يک ويژه نامه عکاسی تبديل شده بود شده بود . مصاحبه با محمد صياد با عنوان &quot;در قلب حادثه چيزهايی است &quot;  و گزارشی اجمالی درباره عکاسی و عکاسان انقلاب با مطالب : &quot; حافظان حقيقت &quot;- &quot; من هم بيايم و عکس بگيرم – &quot; فرصت تاريخ &quot; مطالبی هستند که در روزنامه همشهری امروز به چاپ رسيده است .  &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;center&gt;&lt;img alt=&quot;sayad.jpg&quot; src=&quot;http://www.akkasee.com/weblog/archives/weblog/sayad.jpg&quot; width=&quot;267&quot; height=&quot;400&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;/center&gt;&#10;عکس: سايت عکاسی - آرش عاشوری نيا&#10;  &#10;گفت وگو با محمد صياد، عكاس مشهور روزهاي انقلاب و جنگ&#10;&lt;b&gt;در قلب حادثه هميشه چيزهايي هست&lt;/b&gt;&#10;پژمان راهبر -  امروز روز خوبي بود، چون برف مي آمد و آقاي صياد خانه تكاني اش را رها كرد تا پاسخ سوالات ما را بدهد. امروز 26 سال بعد بود؛ 26 سال بعد از يك روز برفي كه صياد با نيكون عتيقه اش بين جمعيت قل مي خورد و تمام شهر را درمي نورديد تا حقيقت را روي فيلم سياه و سفيد ثبت كند. &lt;a href=&quot;http://www.hamshahri.org/hamnews/1383/831118/Irshahr/iransh.htm#s42279&quot;&gt;ادامه&lt;/a&gt; &#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;حافظان حقيقت&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;تو از خوشبخت ترين عكاسان جهاني، وقتي كه در جريان انقلاب باشي. عكس ها ديگر فقط عكس نيستند. جذابيت اين كادرهاي سياه و سفيد يا چه فرقي مي كند، رنگي به تاريخ كشيده مي شود و كنار عكس، نامي هست. براي يك عكاس، اين خوشبختي كوچكي نيست. عكس ها انقلاب مي كنند. بحث از تازگي خبر و گزارش نيست، عكس ها انقلاب را تازه مي كنند. تنها با چشم دوختن به عكس هاست كه خاطرات مصور مي شوند.&lt;a href=&quot;http://www.hamshahri.org/hamnews/1383/831118/Irshahr/armansh.htm#s42330&quot;&gt; ادامه &lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;من هم بيايم و عكس بگيرم&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;براي ايرانيان كه مانند كاوه گلستان ندارند، ضايعه مرگ او دردنا  ك تر است. مگر در سالهاي آينده از ميان شاگرداني كه مدتي بود از آموزش به آنها محروم شده بود، يكي پيدا شود كه همان گونه كه او از دريچه دوربينش به دنيا مي نگريست، انساني و آرماني، جهان را و صحنه هاي نادر آن را ببيند و در لحظه اي كه بايد، شاتر را فشار دهد. &lt;a href=&quot;http://www.hamshahri.org/hamnews/1383/831118/Irshahr/armansh.htm#s42333&quot;&gt;ادامه&lt;/a&gt; &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;b&gt;فرصت تاريخي&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&#10;۱۷۰ سال عمر عكاسي جهان با حضور عكاسان در وقايع اجتماعي بزرگ سپري شده. همواره بخش عمده اي از اطلاعات از طريق اين عكس ها به دست آمده. اين نكته ارزش حرفه عكاسي را طي اين 170 سال نشان مي  دهد. وقايع انقلاب اسلا مي ايران از لحاظ نوع عكاسي شبيه به عكس هايي است كه از انقلاب اكتبر شوروي گرفته شد. &lt;a href=&quot;http://www.hamshahri.org/hamnews/1383/831118/Irshahr/armansh.htm#s42336&quot;&gt;ادامه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5553/</link>
   <title>همشهری ايرانشهر و  عکاسی و عکاسان انقلاب</title>
   <pubDate>2005-02-06 20:51:41</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5553/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;جناب آقای دکتر احمدی نژاد &lt;br /&gt;&#10;مدیر مسئول روزنامه همشهری &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;    احتراما پیرو نامه های مورخ 22/9/82 و 15/10/82 و 5/11/82 ثبت شده به شماره های 4640 و 5086 و 5504 در دفتر آن روزنامه در خصوص استرداد عکس هایی که از اینجانب در آرشیو آن روزنامه وجود دارد و همچنین مطالبه غرامت استفاده بدون اجازه و اطلاع مجدد از آثار عکاسی اینجانب در آن روزنامه که مسبوق به سوابق طولانی ست و مدارک آن در دفتر حقوقی همشهری موجود است متاسفانه تاکنون پس از گذشت پانزده ماه از اولین ویک ماه و نیم از آخرین نامه اینجانب هنوز نه تنها غرامتی به اینجانب پرداخت نشده بلکه عکس های اینجانب نیز مسترد نگردیده است . با توجه به اینکه آن روزنامه علیرغم منع کتبی قبلی مجددا نسبت به چاپ آثاراینجانب اقدام نموده و این احتمال وجود دارد که در آینده نیز به این کار مبادرت نماید بار دیگر تقاضا می کنم که نسبت به پرداخت غرامت و استرداد عکس های چاپ شده در ضمیمه نامه تهران مورخ 25/9/81 و دوچرخه مورخ 20/9/82 و یا خرید آنها اقدام فرمایید . &lt;br /&gt;&#10;     بدیهی ست کماکان تا موضوع دو عکس فوق الذکر حل نشده است همشهری و ضمیمه نامه های آن مجاز به استفاده از آثار دیگر اینجانب نیست و همانطور که قبلا طی مکاتبات متعدد در خواست کرده ام دستور فرمایید چنانچه آثاری دیگری از اینجانب در آرشیو آن روزنامه وجود دارد عودت داده شود .      &lt;br /&gt;&#10;&lt;p align=&quot;left&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;با احترام &lt;br /&gt;&#10;افشین شاهرودی (عکاس)&lt;br /&gt;&#10; &lt;br&gt;&lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;رو نوشت :&lt;br /&gt;&#10;معاونت محترم مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی&lt;br /&gt;&#10;کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی – جناب آقای پور نجاتی&lt;br /&gt;&#10;روابط عمومی دفتر رییس جمهوری- جناب آقای طالب&lt;br /&gt;&#10;شورای اسلامی شهر تهران – جناب آقای چمران &lt;br /&gt;&#10;مشاور و مدیر کل دفتر شهردار تهران – جناب آقای شیخ الاسلام&lt;br /&gt;&#10;مدیر عامل شرکت پیام همشهری – جناب آقای شیخ عطار  &lt;br /&gt;&#10;مجلات عکس و دوربین عکاسی&lt;br /&gt;&#10;انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران&lt;br /&gt;&#10;خانه عکاسان ایران&lt;br /&gt;&#10;آژانس عکس ایران &lt;br /&gt;&#10;سایت ها و وبلاگ های مرتبط با عکاسی&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5096/</link>
   <title>نامه آقای افشين شاهرودی به مدیر مسئول روزنامه همشهری</title>
   <pubDate>2004-03-13 00:59:23</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5096/</guid>
  </item>
  <item>
   <description>&lt;p&gt;خانم قديريان &lt;br /&gt;&#10;طبق قانون حقوق مادي ومعنوي عكس تا سي سال متعق به عكاس است . آقاي مدير نشر مربوطه فراموش نكرده و يا شايد نمي داند كه منبع تهيه عكس مهم نيست بلكه مهم اينست كه عكس بايد با اجازه صاحب آن استفاده شود . به آن آقا بايد گفت كه اگر در خانه اي باز بود و روي در اسم صاحبخانه نوشته نشده بود به معناي اينست كه خانه صاحب ندارد و مي توان بدون اجازه وارد آن شد ؟ كپي نامه ايشان را نگهداريد كه بد جوري دست خودشان را باز كرده اند . به آن آقاي صاحب فرهنگ يعني صاحب آن بنگاه نشر عرض مي كنم كه &lt;b&gt;استناد ما عكاسان ايراني در اعتراض به استفاده هاي بدون اجازه از آثارمان قانون جهاني كپي رايت كه هنوز محمل قانوني در محاكم قضايي ما ندارد نيست بلكه قانون حمايت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 11 ديماه 1348 است كه قانون رسمي كشور است و محاكم با استناد به آن حكم مي دهند&lt;/b&gt; . خانم قديريان از حدود يكسال و نيم قبل تاكنون ما براي اين موضوع پي گيري هاي بسياري كرده ايم و نتايج قابل توجهي هم گرفته ايم . با كمال ميل حاضريم در اين مورد با شما همراهي كنيم . اگر لازم ديديد با من تماس بگيريد . افشين شاهرودی &lt;/p&gt;&#10;&#10;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.akkasee.com/weblog/archives/000562.php&quot;&gt;شکايت خانم شادآفرين قديريان از نشر البرز&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://www.akkasee.com/news/5084/</link>
   <title>شکايت خانم قديريان و يادداشت آقای افشين شاهرودی</title>
   <pubDate>2004-03-04 01:43:34</pubDate>
   <guid>http://www.akkasee.com/news/5084/</guid>
  </item>
 </channel>
</rss>