RSS تماس درباره ما شناسنامه تبلیغات
خبر» دو سالانه عکس ایران» نهمین دوره

دو سالانه و سه دیدگاه


مسعود معصومی:

این داستانها و حرف وحدیث ‌ها به هیات ژوری برمی گردد .اسم عكس‌های به نمایش درآمده را "عكس‌های مفهومی"گذاشته بودند.من میدانم كه اسمش "عكسهای تجربی" است.موضوعاتی است كه دانشجویان تمرین می كنند. عكسهایی كه از قوانین عكاسی كلاسیك پیروی نمی‌كند.باید پای صحبت هیات سیاستگذاری و ژوری نشست.حضور دوستان گرافیست ما وعكسهای به نمایش درآمده این سوالها را بر می انگیزد كه چه هدفی دنبال شده و چه برداشتی داشته‌اند كه اسمش را نمایشگاه عكس گذاشته‌اند.در دنیا ما چنین مسابقه‌ای نداریم كه درنمایشگاهی مخلوط از معماری،طبیعت،خبری،هنری و...مقایسه وانتخاب انجام شود.به عنوان نمایشگاه برگزار می‌شود ولی به صورت مسابقه نه. مثل این است كه یك مسابقه ورزشی از همه ورزشها برگزار كنیم وبخواهیم ازبین همه آنها یك نفر رابرنده اعلام كنیم. مسئله ابتكار قبول است ولی مجموعه ملاكهای در نظر گرفته شده مشخص نبوده (فرم،رنگ،موضوع ...). هنگام افتتاح نمایشگاه گفته بودند درها كه باز شود همه مبهوت خواهید شد. واقعا همینطور بود؟

حمید سوری (عضو شورای سیاست گذاری دوسالانه عكس):

من فكر می‌كنم این بینال یك جهت بسیار مثبت به سمت به روز شدن هنرعكاسی ما بود.عكاسی به مفهوم هنر معاصر. هنر در چهار دهه اخیر تحولات بسیاری پشت سر نهاده وبسیاری از تمایزات گذشته از بین رفته است.هنرمندان عامدانه در جهت حذف تمایزبین هنرها قدم برمی‌دارندوعكاسی از مقولات مهم در هنر جدید بشمار می‌آید.درابتدا به نظر می‌آمد عكاسی لوث شده‌است ولی از دهه‌ 80 و90 هنرمندان جذب منطق عكاسی شدند.امروزه تعریف ما به چیزی كه عكس اطلاق می كنیم خیلی مهم است. تعریف ما از عكاسی خیلی محدود بود.ما باید ابتدا عمل عكاسانه را تعریف كنیم.برای نمونه دنیس اپنهاین در زیر آفتاب دراز كشید وكتابی روی بدن خود قرار داد پس از چند ساعت كتاب را برداشت وبخشی از بدنش دراثر تابش تغییر رنگ داده وبخشی روشن مانده بود،این یك عمل عكاسانه است(ویا آثار اندی گلد ورسی)اینها از منطق عكاسانه در هنرشان استفاده می‌كنند.درایران ما به خاطر یك انتقاع ازتحولات هنر معاصر(پس از انقلاب وجنگ تحمیلی)در چند سال اخیر به خاطر روابط برقرار شده از طریق كتابها و اینترنت و.. جوانان رویكردهای تازه‌ای نشان داده‌انداینها به تعریف عكاسی مدرن ما كمك میكند وتجربه‌های ارزشمندی‌است .در جلسه شورای سیاست گذاری بحث ما عكاسی بود نه شاخه خاصی از عكاسی.چون بینال است ومركز هنرها بانی آن است تصمیم گرفته شد به جنبه خلاقانه آثار توجه شود،نه به دیدگاههای موضوعی.باید سلیقه های موجود رابا سلیقه‌های روبه‌رشد جوانان كنار هم گذاشت.اینكه عكس تلفیق وتركیب شود مانند دورانی كه عكاسی می‌خواست خودرا به نقاشی نزدیك كند،از موضع ضعف نیست بلكه حالا از موضع قدرت است و به یك رسانه فراگیر تبدیل شده است. من تصور می‌كنم اینها به نفع عكاسی ماست.

حسن سربخشیان:

برگزاری چنین مسابقه‌ها و نمایشگاه هایی عالیست و اهمیت و جایگاه خود را دارد و نیاز به حمایت همه‌جانبه دارد و انشاالله در دوره‌های بعد با پشتوانه عكاسانه بیشتری همراه باشد.
البته مثل تمام جریان‌ها و نمایشگاههایی كه برپا می‌شود كاستیهایی هم داشت، من هم اعتراضهایی از نظر اجرایی دارم "در حد نام دوسالانه نبود" تمام آنچه بحث برانگیز شده به شورای سیاستگذاری بر می‌گردد البته این هم جریانیست كه توجه ما را به چند عامل معطوف می‌كند مانند حضور افرادی در شورای سیاستگذاری كه عكاس نیستند خصوصاً حضورشان در شورای داوری ـ من اعتراضی به روند داوری ندارم ـ و همچنین افرادی كه قبلاً عكاس بودند ـ در سالیان خیلی پیش ـ و من تصور می‌كنم آنها از جریان عكاسی ما خارج شده‌اند یا به عبارتی دیگر عكاسی ما از دوره آنها فاصله گرفته است ولی ما باید در هر جریانی شاهد تاثیرگذاری آن دوره باشیم.وقتی نمایشگاهی به این نام برگزارمی‌شود،وقتی چنین امكانی برای عكاسی هست،باید برای همه طیف‌ها یكسان عمل كند.بایداز ابتدا همه طیف‌هاكانالیزه می شد.انتخاب "عكس اول" از این نمایشگاه نه اینكه معنی بلكه "جا"ندارد.در نمایشگاهی كه اسمش را میگذاریم دوسالانه نمی توان از بین موضوعات وشاخه‌های متفاوت یك یا دو عكس را انتخاب كرد.اصلا مقایسه وداوری بین آنها مسئله بحث برانگیز و نادرستی است.
سربخشیان در توضیح اینكه چرا قطع عكسهایش كوچك بود می گوید:
قرار براین بود عكسها را30*20 بفرستیم و در صورت انتخاب بزرگ كنیم.شب قبل از نمایشگاه خواستند قطع بزرگ برایشان ببریم كه امكانش نبود ونهایتا در همان قطع كوچك روی دیوار رفت. علاوه بر آن پاسپارتوی كه روی كارها انجام شده بود اصلا در حد نمایشگاهی كه كه نام موزه را یدك می كشید نبود به نظر من این كم لطفی بود... .یكی از ساده‌ترین كارهایی كه باید می‌شد مشخص كردن مسیر دیدن نمایشگاه ومجزا كردن بخشهای مختلف بود، خیلی ها خیلی قسمتها را نمی دیدند.درمورد یكی از عكسهایم(عكس شیرین عبادی)كه بعد از روز افتتاحیه ناپدید شد خودم كنجكاوی كردم كه بی نتیجه بود و‌گرنه هیچكس نمی‌داندكجاست،آقای جلالی هم خبر ندارد!
دوای درد این قضایا این نیست كه جریانات عكاسی را تحریم كنیم وشركت نكنیم و... بلكه من امیدوارم دوستان عكاس اقبال نشان دهند و در ضمن كسانی كه مسئولیت برگزاری چنین نمایشگاههایی را به عهده دارند"شفاف سازی" كنند .

مصاحبه : مهری شیربتی - سایت عکاسی





نظر شما

نام :
ایمیل :
وب سایت :
نظر :
حاصل عبارت 8 به علاوه 4 منهای 4 چیست ؟