سامسونگ RSS تماس درباره ما شناسنامه تبلیغات
فستيوال تابستانی سامسونگ، با خريد يک دوربين عکاسی، فيلمبرداری يا MP3 Player در قرعه کشی يک دستگاه BMW320i شرکت کنيد!
كسب شهرت به چه قيمت؟

يدالله ولي زاده - گمان نمي كنم موضوعي را كه ميخواهم به طرح آن بپردازم مسئله اي جديد باشد ولي مي خواستم به نوعي مسئله كسب شهرت را كه هر انساني آرزوي آن را دارد در جايگاه غلط خود كه امروزه در ميان نسل جديد رواج بيشتري پيدا كرده است را مطرح و در منظر عموم قرار دهم مسئله سو استفاده از آثار عكاسان مدتهاست كه در ميان مطبوعات تازگي خود را از دست داده است و اينك به اشكال ديگر نيز تكرار مي شود.
چندي پيش(پائيز83)پس از انجام طرح و فيلمبرداري تيزر تبليغاتي لوازم خانگي(هود مس) آن را به دانشجوي خود(دانشجوي رشته عكاسي دانشگاه آزاد اسلامي) آقاي سيد مهدي(نادر)شمس قريشي براي انجام تدوين سپردم. ايشان پس از تدوين از من خواستند كه تيزر آماده شده را براي شركت در جشنواره تيزرهاي تلويزيوني دانشجويي صدا و سيما شركت دهند.من نيزموافقت خود را با شركت دادن اين تيزر در بخش تدوين كه كار ايشان بود اعلام نمودم.
اخيراً آگاه شدم كه اين تيزر در تمام بخش هاي مسابقه به نام ايشان شركت داده شده و عنوان بهترين تيزر به معناي مطلق جشنواره را كسب نموده و جايزه آن 10 سكه بهار آزادي و... بوده است نيز به ايشان اهدا شده است.پس از طرح موضوع با آقاي سيد مهدي(نادر)شمس قريشي ايشان كار انجام شده را متعلق به خود دانسته و قضيه ساخت تيزر توسط اين جانب را انكار نموده است. چيزي كه براي من بسيار ناراحت كننده است تنزل سطح روابط هنرجو و هنر آموزي است كه از لحاظ تاريخي فرهنگي و روانشناختي و.... قابل بررسي و تعمق است. با خود مي انديشم روابط ما و اساتيد دوران خود به چه صورت بوده وهست و روابطي كه الان شاهد مستقيم آن هستيم چگونه است؟ آيا شهرتي كه از اين طريق به وجود مي آيد از شخص مدعي شخصيتي كاذب و تو خالي نخواهد ساخت؟ آيا مسئله اعتمادي كه در اين كارها به منظور پيشبرد سريع و صحيح امور وجود دارد زير سوال نمي رود؟ مسئله حفظ حرمتها و حدود افراد بويژه اگر معلم ما باشد تا چه حد قابليت انكار وجداني دارد؟ آيا بهتر نيست به حق و حدود خود قانع باشيم و با حفظ احترام كاري كه از ما نيست به نام خود جنجال به پا نكنيم؟ كار انجام شده حاصل سالها تجربه و ممارست بوده است و جواني نوخاسته و جوياي شهرت و نام كه از هر گونه پشتوانه خالي است ادعاي آن را كرده است. زهي افسوس براي شخصي كه با آثار ديگران به طرح نام و نشان خود بپردازد. براستي آيا نداي وجدان از بساط برخي رخت بر بسته كه اينسان چشم بر تمامي اخلاقيات مي بندند؟ اخلاق حرفه اي و وجدان آگاه و بيدار انساني حكم مي كند كه براي مطاع ناچيز و بي مقدار دنيايي اينچنين ستم سوز و ناجوانمردانه بر خرمن تجربه و خلاقيت ديگران شعله نيفكنيم.
چرا كه معتقديم آتش اين شعله دامان پليدي را زودترخواهد سوخت.