این نتیجه مباحث مطرح شده در اولین جلسه مشترک مرکز هنرهای تجسمی با انجمن عکاسان ایران است.
در این جلسه، که سه شنبه هجدهم خرداد در موزه هنرهای معاصر برگزار شد، محمود شالویی مدیر کل دفتر امور هنرهای تجسمی و اسماعیل عباسی، فرزاد هاشمی و سیف الله صمدیان از اعضای هیات مدیره انجمن عکاسان شرکت داشتند.
قرار است در جلسات بعدی ریز شرایط انجمن، برای برگزاری این دوسالانه، به مرکز اعلام شود و در صورت توافق وارد مرحله اجرایی شوند.
لازم به یادآوری است دفتر امور هنرهای تجسمی پس از برگزاری یازدهمین دوسالانه، شورایی را برای برنامه ریزی دوسالانه پیش رو معرفی کرد. سیدعباس میرهاشمی، اسماعیل عباسی، مسعود زنده روح کرمانی، علیرضا کریمی صارمی، افشین شاهرودی و فرهاد سلیمانی، اعضای این شورا بودند.
این افراد به استناد آییننامه اجرایی برگزاری دوسالانههای ملی مصوبه خرداد 87 دفتر امور هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی شدند. بر اساس این آییننامه قرار بود علاوه بر اعضای شورای برنامه ریزی، شش نفر، به عنوان اعضای شورای هنری، درباره شیوه برگزاری دوازدهمین دوسالانه عکس ایران تصمیم گیری کنند.
- شورای برنامهریزی دوازدهمین دوسالانه عکس (سه شنبه ۲۹ بهمن ۸۷) +
- دوازدهمین دوسالانه عکس ایران در دو بخش (یکشنبه ۱۷ خرداد ۸۸) +
بدیهی است که دبیرخانه پس از این تاریخ هیچگونه مسئولیتی برای نگهداری عکسها ندارد.
عکسهای شرکتکنندگان شهرستانی به آدرس آنها ارسال شده است.
سید مجیدهاشمی، حسین آبروی، امیر آذری، مصطفی آریان، سارا آسیم، دریا آفاقی، علی آقاربیع، صبا آقا زاده مسرور، شیدا آقائی، علی آل حسینی، سید حامد آل علی، مریم آل مومن دهکردی، سحر آویژه، آرش ابراهیم پور، حسین ابراهیم زاده، لیلا ابوالحلم، صله ابوطالب مراغه، عرفان ابوطالبی، سروه اتابکی، پیام اجتهادی، محمد امین احتشامی راد، خسرو احد زاده، مریم احسانی مطلق، مرجان احمدی، پریسا احمدی، مهدی احمدی، اسماعیل احمدی، آرمان احمدی زاد، فرنوش احمدی شیرازی، ابراهیم ادوایی، سعید اردکانی مقدم، میلاد اردو بادی، علی اسد الهی، محراب اسدخانی، مهیار اسدی، آزاده اسدی، بهاره اسدی، علی اسدی رمی، کریم اسکندری، مهدی اسکندری، اعظم اسلامی خواه، محمد اسماعیلی، موج اسماعیلی، لیلا اسمی خانی، وحید اشراقی، فضل ا... اشراقی، ندا اشرف جولائی، شیوا اشرف جولایی، مهدی اشرفی ورزیده، سینا اشیدی، سمانه اصغری، امین اصلانی، محمدعلی اعتمادمقدم، سیماعتمادی، حمیدافشار، ستاره افشان، سروش افیونی، سمیرا اکبری، اکرم داوود آبادی فراهانی، امید الهی، ابوطالب امام، احد امامی العریضی، ساغر امیر عظیمی، مهکام امیرفخری، مانا امیریاراحمدی، همایون امیریگانه، امیر امیری، ماهدخت امیری، نیلوفر امیری، فائزه امیری پویا، طناز امین، امین شفیعیان، بامداد امینایی، مهرداد امینی، مجتبی امینی، محمد انصاری، سمیرا انگورانی، محمد انوری، سامان اوصانلوی، آزاده اولاد زاده، رسول اولیا زاده، سعیده ایراندوست، فرانک ایرانی، مجید ایرایی، فرازد ایمانی، سید رضا ایمانی، حسین اینانلو، مرضیه ایویتن، محمد بابائی، مرضیه بابائیان، اکبر بادمهر، حمید رضابارگاهی، حمید رضاباز گشاء اقدم، یاسمن بازرگان، امیر حسین باطنی، مجید باقر زاده، امید باقرزاده نمازی، مرساباقری، شهراد بانکی، ناهید بچاری، غزاله بدیع زاده، یاسمن بدیعی، حامد بدیعی، پریسا برقعپور،عماد برقعی، ساغر برکات، فرهاد برهمن، سینا برومندی، جوادبلباسی آسوری،حسن بنای خوئی،علیرضا بندی گلستانی، محمد رضا بهارناز، مهدی بهتاش(حبیب نژاد بهتاش) ، توحید بهرام پوری، سینا بهرامی، مهران بهزادی، محمد طاهربهزادی، گلناز بهشتی، سیما بهشتی، محمد رضا بهشتی منفرد، حامد بی غم،اردلان بید گلی، محمد حسین بیغم، مژگان پارسا مقام، سامان پاریزی، لیلا پازکی،علی پالیزدار، فرناز پایه قزوینی، افشین پرورش، علیرضا پروین، مونا پلنگانه، پویا پور اسدا... ، نیماپور قربان سقطی، امیر پورمند، ازاد پیرانیده، هنگامه پیروز، مریم تاج میری، فضل اله تاری، سجاد تبریزی، نیکتا ترک نژاد، نیکوترک نژاد، سهیلا تمجیدی، کیارش تمدن، مونا تهرانی، متین توفیقی،اکبر توکلی، آرمان تیمور، مرتضی تیموری، مهسا ثمری، حمیدجانی پور، شمیم جباری جوان، مهدیه جبلی، النازجراح نژاد، محسن جزایری، وجیهه جعفری، سیامک جعفری، مهدی جعفری آنی،پونه جعفری نژاد، جواد جلالی، سعیده جلالی، آیدا جلیل زاده، حمید رضا جمالی،هلیا جمشیدی، رامین جمشیدی،سرونازجمشیدی، مهری جمشیدی کندری، معین جمشیدیان، احسان جنتی ثابت، سامره جهانگرد،سیماجهانگرد، گل آراجهانیان، امیر علی جوادیان، مهدی جواهری، محمد رضا جورابچیان، علیرضاچیتائی، کیومرث حائری، سوده حاجی اکرم، اصغرحاجی محمدی، مهدی حاجی وند، امید حبیب طاری فرد، سحرحبیبی رضائی،علی حسن پور،سعیدحسن عباسی، آزاده حسن لاریجانی، مهران حسن لاریحانی، میثم حسنلو، زیبا حسنلو، افسانه حسنی، ابراهیم حسنی، روشنک حسنی اردکانی، سید مجیدحسینی، کاوه حسینی، سید محسن حسینی، نسیم حسینی آهی، رامش(فاطمه) حسینی ابراهیمی، تارا حمسی، شقایق حمیدی، سیامک حمیدیان، محمد رضاحنفی سلمان، محمد حسین حیدری، مهدی حیدری نژاد،عاطفه و طاهره خاص، مسعودخامسی پور، سعید خامسی پور، تورج خامنه زاده، آرش خاموشی، علیرضاخاوران، مرضیه خداجویی فرد، صبا خدر زاده، نادر خرمی راد، پیمان خزائلی پارسا، مانی خسروانی، احسان ا.. خسروی، شمس السادات خضری میاندواب، امیر خلوصی، بهاره خلیفه، اشکان خلیقی، حمید خندان دهکردی، زبیر خواجه فضلی، زینب خوبرو، مرضیه خورسند، سلمان خوشرو، گلاره خوشگذران حقیقی، سهراب خوشینی، نگین خیاط حصاری، محمد خیاطی، سیاوش خیرخواه، سلاله خیری نیا، دلنشین دانایی مقدم، نیوشا دانش پرور تهرانی، میترا دانشور، نازنین ملک داور پناه، نادر داوودی، مهدی دُرخواه، قدیر درخشان، فرزاد درگاهی، رضا دریا کناری، ژیلا(فاطمه)دژم تباه، گوهر دشتی، صدف ناز دلجوان، کتایون ده چمنی، مهدی دهقانی استرکی، امین دوایی، فرشته دیانت، محمد رضا دیده گاه، مهنازدیلمی، حمید رضا ذوالفقاری، سپیده رئیسی، محمد صالح راه پیما، مهرداد رباط جزی، مهناز ربیعی، معصومه رجبی، حسن رحیم پور، راحله رحیمی،محمدمهدی رحیمیان، غلامرضا(فرشید)رخشنده صفت، مژگان رزاقی، شیما رستگاری، وحیدرستمی، امیر رستمی، مهدی رسولی، حمید رسولی چیزری، کاوه رسولی چیزری، عباس رشیدی، رضا معتمدی، محسن رضائی، عطیه رضوی، حمید رضوی نبوی، سارا رفیعی، فاطمه رفیعی، فاطمه رنجانیان، امیر رنجبران قلعه، آیدین رهبر، زینب روحی پور، میر کیان روشن نیا، نسرین رومیانی زاده، پگاه ریحانی، محسن زارع، علیرضا زارعی حصار مسکن، سوسن زاهدی، نیکوزرفشان ، حسین زریاب، گلاره زمانی، شیرین زمانی خانی، آذین زنجانی، سارا زند وکیلی، کیارش زندی، مریم زندیه وکیلی، سارا زوارئی، صبا زواره ای، سید محمد طاهرساداتی، سارا ساسانی، آکو سالمی، میثم سامان پور، لیلا سبیانی، جلال سپهر، زهرا سپهری راد، محمد علی سپهریان، نوید سجادی حسینی، فاطمه سجادیان، گل ارا سجادیان، فریده سخایی فر، حسن سربخشیان، مریم سعید پور، فاطمه سادات سعیدی راد، امیر سلامتی قمصری، پیمان سلطانی، فرهاد سلطانی، پرستوسلیمانی، فریبا سلیمانی، امیر سلیمانی دانا لوئی، بهاره سلیمی زاویه، سیما سماواتی، سپیده سماواتی، نادر سماواتی، زینب سادات سنائی، پوریا سنماری، نیلوفرسنندجی زاده، احسان سهرابی، فضیلت سوخکیان، مهیارسیاسی، نعمت ا... سیاف، مارال سید اصفهانی، سروش سید جمالی، سمانه سید روغنی، فاطمه سادات(رومیسا) سید مفیدی، بهاره سیدی، سحرسیدی،اعظم شاد پور، ژاله شاد جو، فرزین شادمهر، آتوسا شاکری، آزاده شاکری نژاد، الهام شاملومنتظرمقدم، کیارش شاه حسینی، شاهین شاه ملکی، آزاده شاهرخی، آیین شاهرودی، ابولفضل شاهی، سحر شاهین، حمیده شجاعی مهیب، امید شریعت رضوی، حامد شفیع پور، عماد شفیعی زنجانی،علیرضا شکاری، رضاشکر خوار،علی شکری، فرزانه شکری، محمد شکیب، امیرشمس، اعظم شمس، روزبه شهدی زاده، آسیه شهروزی، مونیکا شهسواری، امیر حسین شهنازی، فرزانه شوندی، محمد علی شیخ الحکمایی، زینب شیر سوار،لادن شیر مرد، مهدی شیری، داوودصادق سا، محمودصادقی، صبری صادقی، بهمن صادقی، عطیه صادقی، ساره صادقی اسفهلانی، فاطمه صادقی پور خامنه، محمد صادقی فسائی، صبا صارمی، الهام صالح، مهناز صحاف، نینا صداقتی، حامد رصفایی، سجاد صفری دهکردی، مرتضی صلحی، سهندصمدیان، علیرضاصوت اکبر، پوریا ضّرابی، شهلا ضیاعی تربتی، آرزو طالبی، نسرین طالبی، لیلا طاهری راد، حامد طاهری کیا، اشرف سادات طباطبائی نسب، محمد طباطبایی، سید محمد مهدی طحانی، مهدی طلاجوی، مریم طوسی، مرجان طیبی، نیماعابدینی، محمد رسول عاصمی، قادر عاقلی،علی عالی، سعید عامری، زهراعباسی، علی عبدالرحیم زاده، مسعودعبدالوند، حامدعبدلی، ید ا...عبدی، آزاده عبدی، پویان عبدی راد، امیر علی عتیقی مقدم، علیرضا عربکری، کیوان عسگری، کورش عسگری، آسیه عطایی، ستودخ السادات علوی، علیرضاعلی دوستی، شپهرعلی محمد لو، حمید رضا علیدوستی، نیما علیزاده، ساینا علیزاده طهبازی، شهاب الدین علیشاهی، افشین عموزاده لیچایی، آرزوعمیدی، سمانه عنایتی، آذرغازی اصفهانی، احسان غریب، غزال غضنفری، میناغفاری، سمانه غلام نژاد، احمدغلامی مهر ابادی، عرفان غیاثی، آذین غیاثی، نیمافاطمی، حسین فاطمی، زینب فتاحی، هدافتاحیان طهران، مهدی فتاحیه، میثم فتحعلی، سمیرا فتحی، فرهادفخریان روغنی، محمد مهدی فخیمی، خدیجه فدوی، جمشید فرجوند فردا، بیتافرجی، سید کیارش فرح بخش محمدی، مهدی فرشید فر، سارافرهنگ مهر، کیانا فرهودی، محسن فروتن، کتایون فروهش تهرانی،ندافعلی، مژده فقانی، پویان فقیری، بهاره فلاحی، کتایون فلاحیان، مریم فهیمی، فرناز فوایدی، بهرام فیاض، سمیرافیلم، شیمافیلی زاده، معین فیوضی، حسن قائدی، مهدی قاسمی، الهام قاسمی،علی قاسمی، الهام قبه ئی، حمیدقدرتی، محمد قدمعلی، سحرقرشی، الهام قزوینی، ثریا قشقایی، مهدی قلی پور سلیمانی، وحید قلی زاده زحمتکش،لیلا قمی، زهره قمیان، محسن قنداق ساز، تاراکابلی، حسین کاتوزیان، بیتا کاروان ثانی، مجید کاشانی،ابراهیم کاشانی، البرز کاظمی، مهرگان کاظمی، سید حسن کاظمی تبار، سارا کاظمی نژاد، محمد کاظمی نژاد، سید سعیده کافی موسوی، هانا کامکار، فرزانه کاوه، نینا کبریایی، سارا کربلایی علی، سیما کربلایی علی، محبوبه کرملی، زیبا کرمی، هوتن کروبه، مرضیه کریمی، دل آرام کریمی، مهری کسیری، رویا کشاورز، امین کفاش زاده، علی کلاته، رضا کمالی، حسن کمالی، بابک کهزاد، گلاره کیازند، احسان کیان منش راد، داریوش کیانی، گوهر تاج کیانی، آزاده کیقبادی، آنگینه گالستانیان، شاهرخ گلچین معانی، اسمعیل گلرخ عربانی، ساراگنجعلی خان حاکمی، بابک گنجی زاده طاری،آرمین گودرزیان، بهرام گوهری، محدثه لاسمی، سارالشگری، وجیهه لطفی، شادیه لهونی، زهرالیلاز مهر آبادی، بهنام مؤذن، فرناز مؤذن، محمدرضاماندنی، عاطفه متحیر آرمانی، مهرک متوصل، یسری مجتهدی، بهادرمجتهدی، رضامحب خسروی، سیامک محب علیان، امیر علی محبی نژاد، مانامحرابیان،رئوفمحسنی شرق، عباس محسنی فر، میثم محفوظ، مرتضی محمد بیگلو، محمد کاظم محمد پوری، محبوبه محمد زکی، صبا محمد علیزاده،حسن محمد یار لو، زهرامحمد یار لو، گلنازمحمدی، امین محمدی، رضامحمدی، میثم محمدی، داوودمحمدی سیف الدین، مریم محمدی موحدی، مهدخت محمود آبادی، الناز سادات محمود عربی، امیر حسین محمودی، سحرمختاری، علیرضا مداح، امیر حسین مددی ،مهدی مدنی،میترا مراد پور، مریم مرادپور،عاطفه مرادی، ناهیدمرادی، مهدیه مرادی، شیرین مرتضوی، فرنازمزّین، حسین مسافری، مریم مسعود،بهار مسعودی، مینامسیبی ساری، سارامسینایی، نفیسه مشعشعه، جهانگیرمطبوع، سوگندمطّلبی، احمدمطلائی، سپیده مظاهری کلهرودی، نیلوفر مظفری، شقایق مظلومی تنگستانی، منصوره معتمدی، مصطفی معدنی پور، ماهان معصومی، مصطفی معمارزاده فرشچی، مرجان معیری، شیمامغنی، علیرضامقدم زاده کاشانی، الهام مقنیان آذر، آرزو مقیسه، جوادمقیمی، حسین مکرمی، کبری ملاقلی پور، میلادملایی، مجتبی ملایی، شکوفه ملک کیانی، سعدی ملک نصرت، سیناممتحنی، مریم منتظر، سارامنجیلی، امیرعلی منصف، محمد علی منصوری، نعیمه مهدویان، مرتضی مهدویان، آرین مهدی زاده، امید مهدیزاده، فرامرزمهذب بلاغی ،روزبه مهر ،فرزانه مهربان، سید علی موسوی ،امیرموسوی، رضاموسوی، سروش موسوی سپهر،غزاله موسوی کیا، مازیار میثمی فر، مرضیه میخانیک بابائی، ملکه میر پویا، بهنام میر حسینی، غزال میر سپاسی، احسان میر صادقی، سید کیوان میرمحمدی، حامد میر هاشمی، کاوه میراب زاده اردکانی، نیما میرزا محمدی، محمد رضامیرزایی، نگار میرزایی،آزاده میرزایی،مهنازمیناوند،کامیار مینو کده، مجید ناجی، احسان نادری پور، افروزناصر شریف ، نیماناصری، مجیدناگهی، صفورانراقی احمدی، رضانریمانی، ابولفضل نسائی، پریسانصیری بابادی، سیاپورنصیری زیبا، امیرنصیری مسلم، مسعودنظافت، کیومرثنظامی وند چگینی، مجتبی نظر بیگی،علی نظری، حمیدنظیف، محمدنمازی، فاطمه نور قربانی، مانی نورائی،سمیرانورزو ناصری، شهرام نوروز ناصری، زیبا نوروزی، عباد نوروزی، ابراهیم نوروزی،روشن نوروزی، آناهیتا نوروزی، مسعود نوروزی، زهرا نوروزی بهجت، مریم نوری، آتیه نوری، حامدنوری، احمد نیازمند، نیلوفرنیک پنجه، علی نیک خصال، علی نیک رفتار،عمران نیک زاد، جاوید نیکپور، مرتضی نیکو بذل، مونانیکو گفتار، مینا نیکورای، سید مسعودهادئی، آرش هاشم زاده، غزاله هدایت، هادی هراجی، هاتفهمایی،ثارا...همتانی، مونا هوبه فکر، نگارواثق ملکی، سید شهاب الدین واجدی، رضاواعظ پور، گلنازوالا معتمد، صدراوجدانی، پروانه وحید منش، بابک ولی زاده، ساراولی زاده بابکی، یارتا یاران، حمید رضایزدان خواه، عصمتیزدانی، دیاکو یزدانی،جمال یزدیان، نگار یغماییان، امیر حسین یکانی فرد، سارایکانی فرد، آزاده یکدانه، مهیا یگانی، سحر یمانی نجف آبادی، شمیم یوسفی، آتوسا شاکری
به گزارش ستاد خبری دوسالانههای هنرهای تجسمی ایران، بر اساس صورت جلسه شورای برنامهریزی، دوازدهمین دوسالانه عکس در دو بخش مستند و ابداعی و با موضوع آزاد برگزار خواهد شد.
بر اساس این گزارش قرار است این دوسالانه در زمان مقرر به صورت همزمان در تهران و چند شهر دیگر برگزار شود.
اعضاء شورای سیاست گذاری این دوسالانه را سیدعباس میرهاشمی، مسعود زندهروح کرمانی، اسماعیل عباسی، افشین شاهرودی، علیرضا کریمی صارمی و فرهاد سلیمانی تشکیل میدهند.
و اسماعیل عباسی دبیری این دوره را برعهده دارد.
یازدهمین دوسالانه ملی عکس ایران دی ماه 87 همزمان در تهران، موسسه فرهنگی هنری صبا و گنجینه فرهنگ و هنر یزد برگزار شد.
سیدعباس میرهاشمی مشاور عکاسی دفتر امور هنرهای تجسمی، اسماعیل عباسی دبیر دوسالانه یازدهم، مسعود زنده روح کرمانی دبیر اجرایی دوسالانه یازدهم، علیرضا کریمی صارمی مدیر آژانس عکس ایران و دبیر بخش عکس جشنواره هنرهای تجسمی فجر، افشین شاهرودی عضو شورای سیاستگذاری دوسالانه یازدهم و مدیر مسئول نشریه عکاسی خلاق و فرهاد سلیمانی استاد دانشگاه و عضو هیات علمی گروه عکاسی دانشکده هنر، اعضای شورای برنامهریزی دوازدهمین دوسالانه عکس ایران را تشکیل میدهند.
این افراد به استناد آییننامه اجرایی برگزاری دوسالانههای ملی مصوبه خرداد 87 دفتر امور هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی شدند. بر اساس این آییننامه علاوه بر اعضای شورای برنامه ریزی شش نفر به عنوان اعضای شورای هنری درباره شیوه برگزاری دوازدهمین دوسالانه عکس ایران تصمیم گیری خواهند کرد.
دوازدهمین دوسالانه عکس ایران در سال 1389 برگزار خواهد شد.
«محمود شالویی» رییس مرکز هنرهای تجسمی این موضوع را شب گذشته در جلسه اختتامیه دوسالانه، در موزه هنرهای معاصر اعلام کرد.
او گفت:«تا ده روزدیگر دبیر و اعضای شورای سیاست گذاری جدید معرفی میشوند و دبیرخانه پاسخگوی علاقمندان خواهد بود.»
این اولین گام برای برگزاری دوسالانهای بر اساس آیین نامه تازه تدوین شده است.
تدوین آیین نامه از هنگامی که محمود شالویی جای حبیب الله صادقی رییس مرکز هنرهای تجسمی شد، به طور جدی مورد توجه قرار گرفت و از نیمه راه دوسالانه یازدهم، آماده شد و کار بر اساس آن ادامه یافت.
نکته دیگری که شالویی بر آن تاکید کرد برپایی نمایشگاههای هنری در دیگر شهرهای کشورمان بود و ابراز امیدواری کرد که به زودی دوسالانه عکس در همه استانها همزمان برپا شود.
این آرزو با توجه به امکانات موجود کمی بلند پروازانه به نظر میرسد.
البته حاضران در جلسه، که فیلم آماده سازی گنجینه یزد را در کمتر از یک ماه مشاهده کردند، این اتفاق را چندان دور از دسترس نمیدانند.
گنجینه فرهنگ و هنر یزد، قدیمیترین بانک استان بوده است که بیش از نیم قرن از بنا شدن آن میگذرد.
این ساختمان پس از انقلاب متروک مانده بود اما برای برپایی دوسالانه عکس، احیا شده و قرار است به شکل موقت به عنوان موزه هنرهای معاصر استان مورد استفاده قرار گیرد.
«علیرضا کریمی صارمی» که اجرای برنامه را بر عهده داشت از آمادگی این مرکز برای برگزاری نمایشگاه سخن گفت.
وی از همه عکاسانی که در افتتاحیه دوسالانه شرکت کرده بودند هم دعوت کرد تا لوح فشرده عکسهای خود از این مراسم را به دبیرخانه ارایه کنند.
گویا قرار است این عکسها در نمایشگاهی در گنجینه فرهنگ و هنر در معرض دید قرار گیرد.
مراسم اختتامیه با سخنان «اسماعیل عباسی» ادامه یافت.
او موضوع آزاد با رویکرد خلاقه، غیررقابتی بودن و برپایی همزمان دوسالانه در سه نمایشگاه تهران، یزد و گالری سایت عکاسی را از ویژگیهای ممتاز این دوره برشمرد.
آنکه سپس بر صحنه رفت محمد فرنود بود.
فرنود که یکی از اعضای شورای سیاست گذاری بوده است هم داوران و هم شرکت کنندگان را همزمان مورد انتقاد قرار داد.
او گفت:«در جلسه ای با هیئت داوری به صراحت اعلام کردیم که عکسهایی انتخاب شوند که جامعیت عکاسی ایران را نشان دهد، اما عکسهای ارائه شده در این نمایشگاه، تنها بخشی از عکسهای جامعه ما را نشان میدهد.»
وی افزود:«عکاسی که نمیتواند با جامعه خود برخورد کند و حرف خودش را بزند، نمیتواند عکاس خوبی باشد و متأسفانه عکسهای این نمایشگاه این گونه بود.»
این سخنان، شالویی را مجددا پشت تریبون آورد و چنین پاسخ داد که:«هیچ کاری بدون عیب و نقص نیست و نباید با حب و بغض به آن نگاه کرد. بلکه باید عیبها را مطرح کنیم تا بتوانیم با رفع آن نواقص دوسالانه بهتری را برگزار کنیم.»
بالاخره سخنرانیها به پایان رسید و مجری برنامه «رومین محتشم» را فراخواند تا به نمایندگی از دیگر شرکت کنندگان جوایز خود را دریافت کند.
دفتر دوسالانه با اهدای جایزه نقدی، تندیس و کتاب دوسالانه به صد و سی دو برگزیده دیگر ورق خورد.
حرفهای یا غیر حرفهای؛
«من شاید کمی حالتان را بگیرم.»
با این جمله محسن راستانی که یکی از سیاستگذاران بینال یازدهم بود سخنان خود را خطاب به راهیافتگان آغاز کرد و گفت:«من تنها عضوی از شورای سیاست گذاریام که با برگزاری بینال مخالف بودم، هستم و خواهم بود چون معتقدم بینال ساحتی بسیارجدی است و آدمها باید برای آن آماده بشوند.»
او که تاکید میکرد در زمینه عکاسی با هیچ کس تعارف ندارد، گفت: «عکاسی ایران کاملا پرشور و علاقمند، اما بیثمر و غیرحرفه ای است. آنچه عکاس ایرانی دارد مقداری عکس، اطلاعاتی جزیی و ادعای فراوان است.
ما تازه داریم کتاب ترجمه میکنیم و به الفبا میپردازیم. ما هنوز یک کتاب منطبق با ارزشهای عکاسانه در سطح ایران نداریم، هنوز عکاسی صاحب سبک که بتواند پیشبینی کند و با برنامه و سازمان کارش را پیش ببرد وجود ندارد اما دوسالانه برگزار میکنیم.»
راستانی گفت: «معتقدم قبل از اینکه بینال داشته باشیم باید نهادهایی ایجاد کنیم که افراد را با مفاهیم و آموزههای لازم آشنا کند و کمک کند تا به سبک و سطوحی برسند و از آنجا به بینال پرتاب شوند.»
او ادامه داد: «عکاسی ایران باید از طریق ورک شاپ و استاد صاحب سبک رشد کند و ببالد.»
راستانی که اخیرا وارد دهه ششم زندگی شده است گفت:«این نظرات من در مورد بینال و آثارش است و میتوانم آنها را کاملا با دلایل حرفه ای و مستند ثابت کنم.»
او انتقادی هم به شیوه کار همکاران خود داشت و گفت:« همانطور که ما میتوانیم از حرفهایترین عکاسان دنیا نام ببریم، از غیر حرفهای ترینها هم میتوانیم یاد کنیم که اتفاقا تعدادشان در ایران کم نیست.»
او غیر حرفهایها را این چنین معرفی کرد که: «امروز اگر به یک عکاسی که خود را حرفهای میداند بگوییم شما از گل عکس گرفتهاید؟
میگوید: «توی آرشیوم دارم.»
بپرسید از پرنده، از چهره رییس جمهور، تظاهرات، کارگر، زن، ورزش، مجلس، این موضوع یا آن موضوع عکس دارید؟
میگوید:«بله دارم.»
عکاس ما همه چیز عکس میگیرد و هنوز به فرهنگی که ناشی از شخصیت خودش باشد دست پیدا نکرده است.
به اعتقاد من این فرد غیر حرفهایترین عکاس دنیا است.
برای همین است که بینال زیاد میگذراند، جشنواره زیاد است، فراخوان هم زیاد میدهند و همه در تمام آنها شرکت میکنند.»
پایان
دوسالانه و پیران عکاسی؛
شیوه برگزاری دوسالانه، نحوه ارایه آثار و چرایی برگزار نشدن دوسالانه در موزه دیگر سوالاتی بود که در جلسه سیاست گذاران و راه یافتگان به دوسالانه مطرح شد.
«آیا پیران عکاسی جمع میشوند و تصمیم میگیرند که دوسالانه بعدی را برگزار کنند یا برای برگزاری آن راه و روش نظامندی وجود دارد.»
این پرسش را که مربوط به شکل گیری دوسالانه بود، مسعود زنده روح پاسخ داد: «همه دوسالانهها ملی محسوب میشوند و جزو شرح وظایف مرکز هنرهای تجسمی هستند که زیر مجموعه معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. اما تا به حال هیچ قانون و برنامه مدونی نداشتهاند، و همیشه یک گروه آدم، که البته خیلی هم پیر نبودند! دعوت شده و با هم به تصمیمی میرسیدند و دوسالانه را برگزار میکردند.
این افراد را هم مدیر موزه هنرهای معاصر دعوت میکرد.
اما از این دوره، آقای محمود شالویی، مدیر مرکز هنر های تجسمی و موزه هنرهای معاصر، روش را تغییر دادند و از این پس شورای سیاست گذاری از طریق مرکز هنرهای تجسمی دعوت میشود.
همچنین برای اولین بار، دوسالانهها قانونمند شده و از این پس مشخص است که چه کسی حکم میدهد، چه کسانی عضو شورای سیاستگذاری هستند و دبیر و مدیر اجرایی چگونه انتخاب میشوند.
این قانونمندی خیلی خوب است و امیدوارم نتیجه آن را در دوازدهمین دوسالانه ببینیم.»
«چرا هنوز کتاب دوسالانه پیشین منتشر نشده است؟» این پرسشی دیگر بود که زنده روح در پاسخ به آن گفت: «من عضو شورای سیاست گذاری و داور دو بخش از دهمین دوسالانه بودهام اما الان نمیتوانم پاسخگوی اتفاقات پیرامون آن باشم چرا که موضوعی است بین دبیر آن دوره و مرکز هنرهای تجسمی و آنها خود باید پاسخگوی این تاخیر باشند.»
«آیا عکسی از جریان داوری حذف شده است؟» سوالی بود که اسماعیل عباسی در پاسخ به آن گفت:«همه ما در این جامعه و چارچوب قوانین آن زندگی می کنیم.
در هر جامعه دیگری هم باشیم، محدودیتهایی وجود خواهد داشت که بر اساس آن یک سری عکسها را میتوان نشان داد و یک سری دیگر را نمیتوان.مثلا شما نمیتوانید از جنازههای سربازان امریکایی در جنگ عراق یک عکس در مطبوعات ببینید.
من از حذف آثار دفاع نمیکنم اما چارچوبهای اجتماعیمان را باید رعایت کنیم.
در این دوره هم شاید دو یا سه عکس با معیارهای موجود در جامعه منطبق نبود و کنار گذاشته شد.»
«گفته میشود عکس، هنر معاصر به شمار نمیآید و به همین دلیل دوسالانه در موزه برگزار نشد.»
مسعود زنده روح دبیر اجرایی در پاسخ به این پرسش گفت: «این بحث اصلا مطرح نیست.
دوسالانه این دوره هم قرار بود در موزه هنرهای معاصر برگزار بشود و شما اگر به اولین فراخوان مراجعه کنید، میبینید که محل برگزاری موزه هنرهای معاصر قید شده است.
اما به دلیل تغییر مدیریت و فاصلهای که در مسیر برگزاری دوسالانه رخ داد، موزه برنامه کاری خود را پر کرد و نتوانست زمانی را به دوسالانه اختصاص بدهد.
البته در برنامهریزی برای دوسالانه دوازدهم، مقرر شده که این رویداد در محل خودش و در موزه هنرهای معاصر برگزار شود.»
سوال بعدی این بود که «چرا اندازه عکسها در دو نمایشگاه یزد و صبا تغییر کرده است و نسخهای که در صبا به نمایش درآمده بزرگتر از اصل اثر است.»
عباسی گفت:«هیچ کدام از عکاسان اشاره نکرده بودند که قطع ارایه شده، بخشی از زیبایی شناسی اثرشان است.
اما برای دورههای بعدی این راه حل به نظرم میرسد که موضوع در فراخوان ذکر بشود واگر عکاسی قطع خاصی را در نظر دارد حتما آن را قید کند.»
درد دلی با عکاسان جوان، بخش آخر این گزارش است که به سخنان محسن راستانی اختصاص دارد. این بخش را به زودی میخوانید...
«آیا عکس گرفتن از آگهی ترحیم، واجد نگاه خلاقانه است؟» پرسش دیگر حاضران در جلسه گفت و شنود با شورای سیاستگذاری دوسالانه بود.
مهدی مقیم نژاد در پاسخ گفت:«عکاسی در ذات خود یک باز تولید است. در عکاسی امروز دنیا در زیر مجموعه یک مدلی از عکاسی که ما به آن میگوییم عکسهای ساختگی، بحثی وجود دارد به نام «Rephotography». یعنی نسلی از عکاسان وجود دارند که عکاسی دوباره میکنند.
او ادامه داد: «مثلا شاید برای خیلیها، عکسهایی که از تابلوهای نقاشی گرفته شده، سوال برانگیز باشد.
در پاسخ توجه شما را به این نکته جلب میکنم که به لحاظ پیشینه زیباییشناسی، این آثار برای خودشان سنتی دارند و امروزه عکاسان بزرگی در دنیا هستند که به این شیوه عکاسی میکنند، یعنی عکسهایی را دوباره عکاسی میکنند که نمونه ی مشهور ریچارد پرینس از آن جمله است.
پیش از این نیز،مثلا دردهه ی 30 وسالها پیش از آنکه بحث Rephotography مطرح شود. «واکر اوانز» در دورهای از در و دیوار و پوسترهای خیابانی عکس گرفته و این عکسها معنایی دارد. یعنی وقتی صد تا از آنها را کنار هم میگذارید و مختصات فرهنگی و روح مردمان یک دوره خاص را نشان میدهد.
یا در سالهای اخیر یک عکاس مطرح آمریکایی به نام «Richard Misrach» در دورهای، آثاری دارد که فقط از پوسترهای غرب آمریکا است.
منتهی به هر حال این گونه کارها خیلی در روال سنتی عکاسی نمیگنجد و فهم، درک و پذیرشاش منوط به بستر سازیهای فرهنگی است.
شاید اینجا اگر یک نفر از چند تابلوی نقاشی عکس بگیرد و به ما نشان بدهد خیلی جذبمان نکند و حق هم داشته باشیم. ولی با تعاریف عکاسی معاصر دنیا نمیشود فی نفسه آن را عکاسی قلمداد نکرد.
شاید هیات داوران هم با این دیدگاه، خواستهاند این نوع کار هم نمایش داده شود.
او در پایان گفت: «قبول دارم که شاید پذیرش چنین شکلی از زیباییشناسی، برای عکاسی ما سهل و ساده نبوده و شاید یک مقدار زود باشد، ولی معتقدم باید تعریفمان از عکاسی را یک مقدار گسترش بدهیم و این نوع کار را هم در آن بگنجانیم.»
شیوه شکلگیری و اجرای دوسالانه موضوع پرسشهای بعدی این جلسه بود که به زودی میتوانید آن را بخوانید...
شنبه و یکشنبه داغ در موزه هنرهای معاصر تهران؛
نشست پرسش و پاسخ با داوران و مراسم اختتامیه دوسالانه، به ترتیب، شنبه بیست و هشتم و یکشنبه بیست و نهم دی ماه برگزار میشود.
مسعود زنده روح به سایت عکاسی گفت:«جلسه پرسش و پاسخ ساعت 16 تا 18 در موزه هنرهای معاصر برگزار خواهد شد.»
دبیر اجرایی دوسالانه در باره مراسم پایانی توضیح داد که:«اختتامیه هم ساعت 16روز یکشنبه در موزه هنرهای معاصر تهران بر پا خواهد شد.»
او گفت:«لوح تقدیر، تندیس یازدهمین دوسالانه ملی عکس ایران، کتاب یازدهمین دوسالانه و هدیه نقدی راهیافتگان به نمایشگاه در این مراسم اهدا خواهد شد.»
مسعود زنده روح از تمام عکاسانی که آثار خود را به بینال ارسال کردهاند دعوت کرد تا در مراسم پایانی شرکت کنند همچنین از حضور دیگر علاقمندان هم استقبال میشود.
چه نگاهی خلاق است؟
«چرا ژانرهای مختلف عکاسی از بینال یازدهم حذف شدند؟»
این سوال دیگری بود که شرکت کنندگان در جلسه پرسش و پاسخ از شورای سیاست گذاری دوسالانه پرسیدند.
اسماعیل عباسی، دبیر بینال پاسخ داد: «اولا موضوع آزاد بوده است و بنابراین شما از هر چیزی حتی عکس خبری میتوانستید بفرستید.
اما گرایش هنری معنیاش این است که دارای یک نوع مشخصه هنری باشد.
من دوستان را به وبلاگم ارجاع میدهم چون پیش بینی میکردم که ممکن است خیلی از این سوالها مطرح شود بنابراین عکسی ورزشی از مسابقات المپیک پکن گذاشتم که یک ورزشکار با بدن خیس، چرخی زده بود و آب روی هوا پاشیده بود.
این عکس در همان موقع، خبری است و میشد آن را در روزنامهها منتشر کرد.
اما وقتی آن زمان گذشت و از جنبه خبری خارج شد، چون واجد یک نگاه آرتیستیک هم هست، میتواند به بینال بیاید.»
کورش ادیم هم به این سوال اینگونه پاسخ میدهد:«بینال عکس ایران نمیتواند پاسخگوی همه گرایشهای عکاسی باشد و در هیچ جای دنیا هم این طور نیست.
به نظر من خیلی قاطعانه برخی شاخههای عکاسی در گالری، موزه و بینال عکس جایی ندارد.
هر چیزی یک تعریفی دارد و ما باید بدانیم جای عکس خبری، ورزشی، تبلیغاتی و صنعتی، علمی، عکس هوایی و ماکروگرافیهای مخصوص در موزه و گالری نیست. طبیعتا در بینال هم نیست. آنها عرصه و جایگاه خود را دارند.
اما میتوان گفت ممکن است در میان آثار عکاسان هر کدام از این شاخهها، نمونههایی وجود داشته باشد که میتوان آنها را به عنوان اثر هنری تلقی کرد.
این به آن معنی نیست که ما به عنوان شورای سیاست گذاری بینال عکس ایران ، تضاد یا واکنشی نسبت به این عکسها داریم.
با این دید، شورا به اتحاد رسید و قرار شد که عکاسی با موضوع آزاد با گرایش خلاقه یا به قول فرنگیها فاین آرت موضوع اصلی نمایشگاه قرار گیرد.
مهدی مقیم نژاد هم در پاسخ به این پرسش گفت: «این بحث «آرت فتوگرافی» یا «فاین آرت فتوگرافی» خیلی گمراهمان نکند.
خلاقیت وجهی وسیع است و در همه انواع عکاسی میتواند صدق کند.
وقتی شما مثلا به موزه هنرهای مدرن نیویورک، مراجعه کنید، میبینید بخشی از بزرگترین، بهترین و ماندگارترین آثار عکاسی دنیا، اصلا عکاسی هنری نبودهاند.
«Lennart Nilsson» عکاسی سوئدی است که عکس علمی میگیرد اما با آن آثار شما را به وجد میآورد و اثرش روی دیوار موزه هنرهای مدرن نیویورک جا میگیرد یا «Harold_Edgerton» و یا مستندنگارانی دیگر.
بنابراین نمیتوان گفت هر عکس هنری، الزاما عکس خوبی است و واجد خلاقیت.
«آیا عکاسی از آگهی ترحیم، کار خلاقانهای است؟» پرسشی است که در بخش بعدی پاسخ آن را مییابید.
«چرا بیشتر آثاری که روی دیوار دوسالانه بود، نوع نگاه خاص اساتیدی را تداعی میکرد که اتفاقا عضو هیات داوران بودند؟»
این سوال دیگری بود که شرکتکنندگان بینال در جلسه پرسش و پاسخ با شورای سیاست گذاری، به میان آوردند
ابراهیم صافی در پاسخ به این پرسش گفت:«آن زمانی که میخواستند هیات داوری و انتخاب مشخص شود، لیستی بیست و پنج نفره تهیه شد و هر کدام از اعضای شورای سیاست گذاری، کسانی را که مناسب میدانستند، پیشنهاد میدادند و بعد رای گیری میشد.
ناخودآگاه به خاطر اینکه موضوع «خلاقه» بود، شکل انتخاب داوران به سمت و سوی کسانی رفت که درگیر این مقوله از عکاسی مخصوصا در دانشکدهها، هستند.
ما خیلی سعی کردیم که این اتفاق نیفتد اما شاید ناخودآگاه رخ داد.
صافی ادامه داد:«من با آقای مهران مهاجر و شهریارتوکلی پیش از این، تجربه داوری داشتهام و کم و بیش نوع نگاهشان را میشناسم. شاید بتوان گفت رویکرد خانم نیلوفر معترف هم کمی با آنها همسان است اما فکر نمیکنم آقایان کشمیرشکن، علایی و جلالی هم چنین رویکرد و نگاهی داشته باشند.
او در ادامه گفت:«من عکسهای راه نیافته را ندیدهام ولی ممکن است در هر رقابتی، یک آثاری را از مجموعه کارهای حذف شده بیرون بیاورد، نقد کند و با منطق آن را به اثبات برساند در عین حال داوری دیگر اهل این جدلها نباشد و فقط نظر بدهد. اما در کل وقتی این مجموعه که حاصل کار جمعی این افراد است میبینیم، باید بپذیریم که شاید بضاعت عکاسیمان در همین حد بوده است.»
اسماعیل عباسی هم به این پرسش اینگونه پاسخ داد:«وقتی داوری تمام شد من و آقای زنده روح بقیه عکسها را دیدیم تا ارزیابی کنیم چند درصد عکسها ممکن است از چشم داوران دور مانده باشد.
از حدود دوازده هزار و دویست عکس حذف شده هر چقدر هم تلاش کردیم، با اغماض فراوان، حداکثر دویست اثر دیگر را میشد بیرون آورد و مطرح کرد.
اما ده هزار تای دیگر از دید من مردود بودند.
معنی این چیست؟ما عکاسان هیچ وقت به خودمان بر نمیگردیم که ببینیم تولید جامعه عکاسی ما چیست.
مسعود زنده روح هم برای این پرسش پاسخی داشت:«من اصلا نمیخواهم از کار داوران دفاع کنم آنها باید خودشان پاسخگوی کارهایشان باشند.
اما وقتی آثار فرستاده شده را دیدم با خودم گفتم ای کاش زمانی برسد که فقط هزار عکس بیاید و ما به سختی بتوانیم از بین آنها دویست تا انتخاب کنیم.
یکی از دوستان در نظرات وبلاگ من نوشته بود که ما در یک جشنوارهای عکسهای حذف شده را به وسیله یک استاد دیگر بررسی کردیم و نمایشگاهی گذاشتیم. امیدواریم در مورد دوسالانه هم بتوانیم این کار را انجام دهیم.
جواب نوشتم حتما این کار را بکنید چون به هر حال دیدن عکس و نظرات مختلف بسیار خوب است.»
فردا پاسخ اینکه چرا ژانرهای مختلف عکاسی از دوسالانه حذف شدند و چه نگاهی خلاق است را خواهید خواند...
نشست اعضای شورای سیاستگذاری و برگزیدگان بینال یازدهم، یکی از برنامههای جنبی این دوسالانه در یزد بود.
در این جلسه که به صورت پرسش و پاسخ برگزار شد، اسماعیل عباسی، دبیر، مسعود زنده روح کرمانی، مدیر اجرایی و محسن راستانی، ساعد نیک ذات، ابراهیم صافی، مهدی مقیم نژاد و کورش ادیم به عنوان بخشی از شورای سیاستگذاری شرکت کردند.
پرسشهای مطرح شده در این جلسه پیرامون داوری، موضوع بینال، شکل برگزاری دوسالانه، حذف و قطع عکسها بود.
با توجه به اینکه این پرسشها برای بسیاری از خوانندگان این سایت و شرکتکنندگاه بینال مطرح بوده، گزارش جلسه را به تفکیک منتشر خواهیم کرد تا طولانی بودن آن را از حوصله خارج نکند و به راحتی پاسخ پرسشها در دسترس باشد.
اولین پرسشی که مطرح شد این بود که: «آیا دو روز زمان برای داوری، برای بررسی بیش از دوازده هزار عکس کافی است؟
مسعود زنده روح دبیر اجرایی بینال در پاسخ گفت: «من در مقام دبیر اجرایی وظیفه داشتم امکانات مناسب را برای داورای فراهم کنم. از سوی دیگر با توجه به زمانی که در اختیار داشتیم این فرصت دو روزه را پیش بینی کرده بودیم اما اگر داوران میخواستند، میتوانستند زمان را بیشتر کنند و ما علی رغم محدودیت زمانی و فشار کار باید آن را میسر میکردیم.اما خود داوران هم نیازی برای افزایش زمان احساس نکردند.»
او ادامه داد:«با توجه به تجربه خودم هم میتوانم بگویم افرادی که تجربه داوری کسب کردهاند از یک جایی به بعد افراد میتوانند با یک نگاه خوب را از بد تشخیص دهند.»
سوال دیگر اینگونه مطرح شد که:
«از آقای شهریار توکلی شنیدهایم که ایشان چند تا از عکسهایی کنار گذاشته شده را دوباره وارد مسیر بررسی و داوری کرده و نهایتا آنها به بینال راه یافتهاند.»
و مسعود زنده روح در پاسخ گفت:«باور کنید این طبیعت داوری است.
خاطره ای برایتان تعریف می کنم.
چندی پیش نخستین جشنواره دانشگاه آزاد برگزار شد و من، آقایان صارمی، ستاری، میر هاشمی و خانم نوروزیان داور بودیم.
زمانی رسید که باید رای گیری کرده و نفرات اول تا سوم را انتخاب میکردیم.
سیستم رای گیری هم این طور است که هر کسی نشان رنگی خاص خودش را روی عکسهای منتخباش میگذارد. قاعدتا عکس اول باید پنج تا رای داشته باشد،عکس دوم چهار تا و به همین ترتیب. در این زمان جدلهای زیادی رخ میدهد.
ساعت دو و نیم نصفه شب بود و عکسی با یک رای در کنارعکسی با چهار رای قرار گرفته بود و مقایسه میشد.
نهایتا عکسی که یک رای داشت و عملا از نفرات اول تا سوم به شمار نمی آمد، عکس دوم جشنواره انتخاب شد.
این رفتن و برگشتن، نگاه کردن و بحث کردن مقولهای است که همیشه در داوریها پیش میآید و ما به آن میگوییم موقع جدل.
داوران اول که کار را شروع میکنند، همه به هم لبخند میزنند، و لحن صحبتشان این گونه است که: «ببینید چه عکس جالبی!» اما موقع جدل، واقعا جنگی بین آنها رخ میدهد. جنگی که در آن قرار است شما به نتیجه برسید و از نظرتان درباره بالا بردن یا پایین آوردن یک عکس دفاع کنید.
همانطور که گفتم این موضوع طبیعی است و حرف آقای توکلی می تواند کاملا درست باشد.
مطمئن باشید اگر همان هفت داور آثار دوباره را بررسی کنند، ممکن است تعدادی از عکسهای بینال را حذف کنند و تعداد دیگری از آثار را جایگزین آن کنند.»
در ادامه جلسه نوع نگاهی که در داوری اعمال شده، به چالش کشیده شد که آن را فردا میخوانید...
«به صحرا شدم، عشق باریده بود و زمین ترشده، و چنان که پای مرد به گلزار فرو شود، پای من به عشق فرو میشد.»
صدای کورش ادیم بود که برای عکاسان جوان میهمان دوسالانه این عبارات جادویی بایزید بسطامی را میخواند و از ادبیات و عکاسی میگفت.
«فکر میکنم اگر عکاسی ایران بخواهد در دنیا صاحب سبک و نگاهی امضا دار بشود، بهترین روش اش استفاده و عبور از تاریخ ادبیات و تاریخ شعر ماست که بسیار غنی است.
ما در ادبیات مان آدمهایی داریم که از بسیاری از بزرگان ادبیات دنیا تاثیر گذارتر هستند.
مثلابه مولانا و پیام انسانی، آرمانی و جهانیاش توجه کنیم که، اگر نگوییم بی نظیر، کم نظیر است.
بنابراین به نظر من اگر ما به تاریخ ادبیات و فضاها و اتمسفرهای شاعرانه مان توجه کنیم و آن را جدی بگیریم، قطعا به پیغامها شخصیتری برای عکاسی ایران میرسیم و این شاید به ظن من تنها راه جهانی شدن عکاسی ایران است.»
من هم وارد گفت و گویشان میشوم و میگویم اما بسیاری از هنرمندان حوزه هنرهای تجسمی،به ویژه نقاشها، معتقدند که این شاخه هنری باید خود را از زیر سایه ادبیات بیرون بکشند.
«میدانید من مشکل اصلی را کجا میبینم؟
در ایران آنقدر که تجسمیها ادبیات میخوانند و آشنا اند، به همان اندازه ادبیاتیهای ما هنرهای تجسمی را نمیشناسند و از این ناحیه ما داریم ضربه میخوریم.
اگر بین اهالی ادبیات و هنرهای تجسمی، بین شاعر، نقاش و عکاس تاملی و تاثیر و تاثری وجود داشته باشد، قطعا ما به زودی نتیجه خواهیم گرفت اما متاسفانه ازسوی ادبیاتیها و شاعران و نویسندگان شناخت ضعیف و سطحی نسبت به هنرهای تجسمی وجود دارد.»
- واقعا فکر میکنید هنرمندان تجسمی روی ادبیات شناخت دارند؟
اما یک شاعر خیلی اوقات واقعا نمیتواند بار زیبایی شناسانه یک عکس را بفهمد و اصلا نمیتواند تفکیک و تمایزی قایل بشود بین عکس یک گل رز زیبا و یک اثر fine art که این جای تاسف دارد.
اما در دنیا و حداقل در جهان اول این طور نیست و ادبیاتیها خیلی با تجسمی ها هم نشین اند.»
- موافق نیستم چون بسیاری از آثار ادبی ما از گذشته تا امروز بیان و زبان تصویری دارند. چطور می شود ادعا کرد چنین کسانی تصویر را درک نمی کنند.
من با اهل ادبیات همنشینی و معاشرت زیادی دارم و به نظر من آنها باید بیشتر وارد این گونه تعاملات بشوند.»
- البته من هنوز قانع نشدهام اما فرض کنیم که ادبیات و عکس به هم بپیوندند. این همگامی تا کجا می تواند ادمه پیدا کند؟
منظورم من این نیست که از روی ابیات تصویر سازی مستقیم کنیم و مثلا یک شعر مولانا را به عکس تبدیل کنیم.
من این کار را اصلا نمیپسندم بلکه میگویم باید آن روح شاعرانه ادبیات بزرگ ایران را بگیریم و از فیلتر ذهنمان بگذرانیم و از آن استفاده بکنیم. باید از فضا و اتمسفر شاعرانهمان به عنوان یک دستمایه و یک پشتوانه استفاده کنیم. اگر با این پشتوانه جلو برویم و چشمهایمان را هم پرورش دهیم و همزمان به علم بصری روز دنیا مجهز و مسلح بشویم، قطعا نتیجه میگیریم.»
- میپرسم درباره دوسالانه و آثاری که بر دیوار رفتند چه نظری دارید؟
- آیا این تفاوت در دید بچهها اتفاق افتاده یا داوری و انتخاب یکسان تر شده؟
- از این سو و آن سو اعتراضاتی به داروی شنیده میشود شما آن را چطور ارزیابی میکنید؟
قاعدتا وقتی بحث قضاوت پیش می آید، نمی توان به نتیجه ای رسید که از نظر همه کاملا ایدهآل باشد. همه جای دنیا همین طور است و ترکیب هیات داوران حاصل کار را تغییر میدهد.
بنا بر این باید این موضوع را به عنوان یک اصل پذیرفته و با این دید به عکسهایی که الان روی دیوار دوسالانه هست، نگاه کنیم.
من خودم تعدادی از عکسهایی را که روی دیوار است نمی پسندم اما این به سلیقه شخصیام بستگی دارد و نمیتوانم بر این اساس حکمی صادر کنم.»
- و یک جمله درباره بینال یازدهم...
مهدی مقیم نژاد سر حال و پر انرژی است و به نظر میرسد از نمایشگاه کاملا راضی است.
- او که در کنار ما ایستاده و به صحبتهای ساعد نیک ذات گوش میدهد با این گفته وی که «ارتباط ما ایرانیان با کلام بیشتر از تصویر است» موافق نیست و میگوید:
«این موضوع را نمیتوان تعمیم داد. من معتقدم حداقل در حوزه عکاسی، پیشرفت بچهها به لحاظ دیداری خیلی بیشتر بوده تا به لحاظ ادبی و کلامی. شاید بهتر است بگویم ارتباط حوزه کلامی و دیداری هنوز به خوبی بر قرار نشده است.
به عبارت دیگر عکسها بسیار عالی است ولی نود درصد عنوانهایی که دیدم شاعرانه، کلی و توصیفی است یعنی آن چیزی که در عکس میبینید دوباره توضیح داده شده و یا تلاش کردهاند وجهی تغزلی و رمانتیک به عکسها ببخشند.
کارهای معدودی را دیدم که عنوانی داشته باشد که به عکس کمک کند یا وجه و منظری نادیدنی از آن را برای ما روشن کند.
این به نظر من ایراد بزرگی است که به سطح آموزشی و توانایی ارایه آثار بر می گردد و بچهها باید بیشتر روی این وجه کار کنند.»
- دیگر گرم شدهام و سوال پشت سوال به ذهنم میآید.
از او که مدتی است تدریس در دانشگاه را تجربه میکند میخواهم درباره کیفیت کارهای روی دیوار نظر بدهد.
«واقعا حس میکنم که حاصل زحمات مدرسین در دانشگاه کاملا مشهود است. من تحولاتی که در ذهنیت، نوع نگاه و کار دانشجویان ترم دوم تا مثلا ترم شش رخ میدهد را اینجا به عینه دیدم و در مقام یک مدرس خیلی خوشحالم و روحیه گرفتهام »
- میپرسم انتخاب و داروی را چطور ارزیابی میکنید؟
«داوری بسیار خوب بود و ما اسمهایی را دیدیم که بسیاری از آنها را کم و یا برای اولین بار مطرح شده بودند. این به آن معنا است که تکثرگرایی زیبایی در جامعه عکاسی ما در حال شکل گیری است و فضا باز شده تا هر کسی بتواند کارهایش را ارایه دهد و آثار بدون هیچ جانبداری بتواند روی دیوار نمایشگاه برود.»
- او یکی از اعضای شورای سیاست گذاری این دوسالانه است. بنابر این میخواهم درباره اهداف این شورا و ماحصل آن در این نمایشگاه سخن بگوید:
« از آنجایی که خود ما دست اندر کار برگزاری این دوسالانه بودیم شاید تعریف از آن حکم اغراق را پیدا کند یا تبلیغ.
اما واقعیت این است که فکر میکنم اهداف کلی شورای سیاست گذاری به نتیجه رسید و رویکرد خلاقه و هنری در بیشتر عکسها لحاظ شده بود بدون اینکه هیچ گونه گرایش به نوع خاصی از عکاسی وجود داشته باشد.»
نظر او را درباره گله برخی از شرکت کنندگان میپرسم که به بی توجهی به ژانرهای دیگر عکاسی معترضاند.
«من با این موضوع موافق نیستم. در این نمایشگاه چشم اندازنگاری، پرتره، عکس مستند، عکسهای مفهومی و به طور کلی همه انواع عکاسی را داشتیم منتهی زیر یک چتر وسیع که خلاقه نام داشت.»
- میپرسم آیا این رویکرد را برای دورههای بعدی هم توصیه میکنید؟
«من اصلا درک نمیکنم عکاسی خلاقه یعنی چی مگر آنکه خلاقیت را به عنوان یک صفت به کار ببریم.
تا دورههای قبل برای عکاسی خلاقه یک دسته بندی جدایی قایل شده و مثلا شاخههایی چون عکاسی مثلا مستند، عکاسی خلاقه و عکاسی آزاد را در بینال در نظر میگرفتند.
این به نظر من خیلی اشتباه است. ما جوری از عکاسی خلاقه صحبت میکردیم که انگار در همه باقی انواع عکاسی هیچ خلاقیتی نیست.
خلاقیت میتواند در عکاسی مستند، در عکاسی مفهومی و همین طور در همه گرایشهای عکاسی اتفاق بیفتد منتهی با تعاریف و گرامر خاص خودش. بنابراین برگزیدن موضوع آزاد با گرایش خلاقه به نظر من راه حلی درست و منطقی است.»
- میگویم از سوی مرکز هنرهای تجسمی قول داده شده بینال در دورههای بعدی به شهرستانهای دیگر هم برود. در این باره چه نظری دارید؟
«فکر میکنم با توجه به اینکه عکس یک کار ماده تکثیری است این امکان وجود دارد که بتوانیم از آن نسخ متعددی تهیه کنیم و در شهرهای مختلف به نمایش بگذاریم.
به نظر من اگر این رخداد همزمان با تهران در شهرستان های دیگر هم برگزار شود مردم میتوانند چیزهایی ببینند که پیش از آن ندیده بودند و خواه ناخواه دید و سواد بصری بازدیدکنندگان را تحت تاثیر قرار خواهد داد.»
کورش ادیم، یکی دیگر از اعضای شورای سیاست گذاری، است.
او تعریفی دیگر از ارتباط عکاسی و ادبیات دارد که به زودی میتوانید آن را بخوانید.
تفاوت پدر و پسر
دویست و سی عکس دیده ام و ساکت ایستاده ام تا هر کدام گوشه ای از ذهنم را پیدا کنند و خود را به ثبت برسانند.
«هر زمانی عکاس خاص خودش را می خواهد.»
این اولین جمله ای است که ساعد نیک ذات می گوید هنگامی که با دوربین سر دست از در گنجینه میدان خان یزد بیرون می آید.
سکوت شکسته می شود و ذهنم پی این جمله می رود.
می پرسم منظورتان چیست؟
«منظورم همان تفاوتی است که در نگاه یک پدر و پسر نسبت به زندگی وجود دارد.
آن تفاوت در عکاسی هم خود را نشان می دهد و هر عکاس بر اساس نیاز زمانه خود، نوعی نگاه خاص پیدا می کند. ما نمی توانیم کسی را که در سال هفتاد و هشت شمسی و در قرن بیست و یکم زندگی می کند، به گذشته رجعت دهیم و از او توقع داشته باشیم مثل افراد دهه چهل زندگی را تعبیر و تفسیر کند. او بر اساس شرایط، محدودیت ها و نیاز های سنی اش همه چیز را به شکلی دیگر می بیند.
و من در حالی که عکس های نمایشگاه را می دیدم به این فکر افتادم که اگر این تغییر نگاه رخ ندهد واقعیت های امروز به آینده منتقل نخواهد شد. »
می پرسم آیا با این نگاه متفاوت ارتباط بر قرار کردید؟
« فکر می کنم اگر ما عادت دیداری مان را کمی تغییر بدهیم، می توانیم با عکس ها ارتباط بر قرار کنیم.
فقط باید یک مقدار با نسل جدید هماهنگ بشویم. همان طور که خود را با تکنولوژی جدید هماهنگ می کنیم.
البته این تلاش باید از هر دو طرف باشد و جوان ترها هم از خود بپرسند آنچه زمانی مدرن بوده، و اکنون به سنت بدل شده، را چگونه می توان با آنچه امروزه مدرن است تلفیق کرد و حاصل پخته تری به دست آورد.»
شب های یزد سرد است اما جمعیت درون گنجینه، جایی برای ایستادن و گپ زدن نگذاشته اند.
می پرسم نظرتان درباره محل نمایشگاه چیست؟
او این موضوع را به پاسخ قبلی مرتبط می کند و می گوید:
«در اینجا، نمایشگاهی مدرن با یک ساختمان سنتی تلفیق شده است. ساختمانی که البته از ابتدا برای نمایشگاه ساخته نشده بوده و بنا بر این محدودیت هایی دارد. با این وجود فکر می کنم بردن یک کار مدرن در یک مکان سنتی می تواند آن ارتباطی را که به دنبالش می گردیم، ایجاد کند.
اما نکته مهمی که باید بر آن تاکید شود این است که برای اولین بار نمایشگاهی ملی در یک شهرستان افتتاح شده.»
یاد گفته های رییس مر کز هنرهای تجسمی می افتم که در شب افتتاحیه ابراز امیدواری کرد نمایشگاه از دوره های بعد در همه شهر ستان ها برپا شود و نظر نیک ذات را در این باره می پرسم.
« نظر من این است که ما ایرانی ها همواره با کلمات ارتباط داشته ایم و با ادبیات غنی مان مطرح شده ایم. حتی طنزمان هم به صورت کاریکلماتور است و یا شخصیت مبارک را داریم که با پس و پیش کردن کلمات آدم را می خنداند.
اما ارتباطمان با تصویر کم و ضعیف است. در دوره معاصر و با ظهور عکاسی هم این خلاء پر نشده و حتی در روزنامه های مان کلام جایگاه بیشتری از تصویر دارد.
بردن این گونه نمایشگاه ها به شهر های مختلف کشور، باعث می شود که فرهنگ دیداری رشد کند و مردم با نگاه های جدید و دگر گونه دیدن آشنا بشوند و این بهترین و بزرگ ترین دستاورد این کار است.»
اما مهدی مقیم نژاد که حرف های ما را می شنود با نظر نیک ذات موافق نیست. به زودی می توانید گپ و گفت ما با او را بخوانید...
دهها عکاس از سراسر ایران جمع شدند تا افتتاح دوسالانه یازدهم را جشن بگیرند و این فرصتی مناسب بود تا شهر بادگیرها را بکاوند و هر کدام توشهای از آن به یادگار بگیرند.
اما خود یزد و ساکنان گرم و شیریناش هم در این رهگذر، صاحب موزهای برای هنرهای معاصر شدند.
این خبری است که «احمد عجمین» در گفت و گو با سایت عکاسی اعلام میکند.
وی مدیر کل فرهنگ و ارشاد استان یزد است که به پاس تلاش برای برگزاری این رویداد مورد تقدیر قرار گرفت.
- چطور شد شهر یزد برای برپایی اولین دوسالانه پیشقدم شد؟
اما انگیزه اولیه، حرکت در راستای تمرکز زدایی و جدی گرفتن توان و امکانات شهرستانها به وجود آمد.
به اعتقاد من هنرمندان مناطق مختلف وقتی بتوانند آثار دیگر هنرمندان را در شهر و دیار خود ببینند، احساس غرور و توانمندی میکنند و انگیزه رقابت در آنها بیدار میشود که مطمئنا در رشد استعداد و شکوفایی هنرمندان منطقه بسیار مفید و موثر خواهد بود.
- به نظر شما چرا اتفاق به این خوبی اینقدر دیر رخ می دهد؟
در سالهای گذشته همه چیز در پایتخت متمرکز بود چرا که آنجا امکانات بیشتری وجود داشت خود هنرمندان هم ترجیح میدانند نمایشگاهها آنجا برگزار شود.
اما اخیرا استفاده بیشتر از امکانات وتوانایی استانها مد نظر قرار گرفته شده و نگاهها به این سمت و سو معطوف است.
بر این اساس و با توجه به اینکه استان یزد، هم مردمی هنر دوست دارد و هم صاحب بناها و زیر ساختهای مناسب است، برای این کار پیشقدم شدیم.
- گنجینه فرهنگ و هنر یزد، پیش از این چه کاربری داشته است؟
این ساختمان بعد از انقلاب متروک مانده بود اما اداره ارشاد آن را احیا کرد و با برپایی دوسالانه عکس، بهترین کاربریاش را یافت.
در حقیقت از این پس موزه موقت هنرهای معاصر استان خواهد بود.
- چرا موزه موقت؟
اما تا زمانی که آن ساختمان به بهره برداری برسد، گنجینه فرهنگ و هنر میتواند جایگاهی موقت برای هنرهای معاصرمان باشد.
- پیش بینی میکنید ساختمان اصلی کی به بهره برداری برسد؟
- نمایشگاه را چطور دیدید؟
من شخصا به کارهای پژوهشی علاقه خاص دارم و به نظرم کتاب نمایشگاه اثری علمی پژوهشی از فرهنگ عامه کشورمان است.
- اداره کل ارشاد اسلامی استان یزد چه حمایتی از عکاسان استان میکند؟
به هر حال طبیعی است که این کار زمان خاص خودش را میبرد.
خوشبختانه مسوولین استان بسیار علاقمند هستند. از ابتدا سازمان میراث فرهنگی همت کرد تا این مکان آماده نمایش آثار بشود. حجت الاسلام صدوقی امام جمعه عزیز ما هم وقتی مطلع که شدند که قرار است چنین نمایشگاهی برگزار شود خودشان ابراز علاقه کردند که از نمایشگاه بازدید کنند. همین طور استاندار یزد که اعلام آمادگی کرده و وقت ویژهای برای دیدن نمایشگاه گذاشتند.
به هر حال فکر میکنم با استقبالی که همه مسوولین استان داشتند، امکانی مهیا شده تا افراد مختلف و به ویژه نوجوانان و دانش آموزان جذب شده وعکسها را ببینند.
به این شکل خود به خود آنهایی که استعداد ذاتی دارند تشویق میشوند که به دنبال پرورش آن بروند وهمان طور که گفتم، انجمن سینمای جوان و انجمن هنرهای تجسمی استان یزد پذیرای آنها خواهد بود.
- یزد که آمادگی و تجربه برگزاری نمایشگاههای هنری را پیدا کرده آیا از این پس هم در برگزاری رویدادهای هنری پیشقدم خواهد شد؟
اینجا یزد است. شهری که مورخان بنای اولیه آن را به زمان ضحاک نسبت دادهاند و این محل ساختمان گنجینه آن، که پیش از انقلاب بانک شاهی بوده و اینک کاربری فرهنگی و هنری یافته است.
بعد از مدتی انتظار، هشت و سی دقیقه سهشنبه شب سوم دی ماه روبان قرمز جلوی در چوبی بریده شد تا جمعیت مشتاق، میهمانان و عکاسانی که به شوق دیدن کارهای خود آمده بودند، وارد نمایشگاه شوند.
نمایشگاهی که همزمان در موسسه فرهنگی هنری صبا در تهران و گالری مجازی سایت عکاسی نیز افتتاح شد.
«برای اینکه بتوانی عکس خوب بگیری باید بتوانی عکس خوب ببینی و این نمایشگاه، چنین امکانی را برای ما فراهم کرده است.»
این را محدثه اباذری می گوید که ساکن یزد و دانشجوی فیلمسازی است.
غزل غضنفری یکی از عکاسانی است که از مشهد آمده و به نمایندگی از دوستان دیگرش میگوید: «از آنچه فکر می کردیم بهتر بود.»
و البته امیدوار است که این گونه کارها ادامه یابد تا هم عکاسان حال و هوایی عوض کنند و هم امکان پیدا کنند تا از شهر های مختلف عکس بگیرند.
محمد رضا جورابچیان عکسهای روی دیوار باریک راهرو را که بر اثر رفت و آمد جا به جا شده صاف میکند و میگوید: «اگر کارها جای بزرگتری عرضه میشد، بهتر بود اما با توجه به امکانات موجود، نمایشگاه خوبی است.
در میان آثار روی دیوار نام آشنای حسن سربخشیان هم به چشم میخورد. او که از اغلب عکاسان بینال پر سن و سال تر است هم از نمایشگاه راضی است. او میگوید: «بعد از سالیان سال شاهد اتفاق خوبی در عرصه عکاسی هستیم.
او اضافه می کند:«هرچند تعداد زیاد عکس های انتخاب شده جای بحث دارد، اما دعوت از عکاسان کاری است که یزد از آن متضرر نخواهد شد چرا که هر کدام توشهای از این سفر بر میدارند و این قطعا در معرفی این شهر موثر خواهد بود.
سربخشیان معتقد است اگر بینال دوازدهم بلافاصله کلید بخورد، قطعا دوره بعد به انسجام و صلابت بیشتری دست پیدا خواهد کرد.
اما افتتاح دوسالانه مقدمهای هم داشت که در سالن باغ هتل مشیر الممالک برگزار شد.
در این برنامه علیرضا ملکیان، معاون مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد، محمود شالویی، رییس مرکز هنر های تجسمی و احمد عجمین، مدیر کل فرهنگ و ارشاد یزد در سخنان جداگانهای برپایی این نمایشگاه را به عکاسان و میهمانان تبریک گفتند. کتاب دوسالانه هم رونمایی شد و نسخهای از آن به همراه لوح یادبود دوسالانه به پاس زحمات اداره کل ارشاد یزد، به احمد عجمین اهدا شد.
اما عکاسان باید همچنان منتظر بمانند تا روز اختتامیه که نسخه ای از این کتاب به همراه لوح یادبود و جوایز نقدی خود را دریافت کنند.
یازدهمین دوسالانه عکس ایران تا سی ام دی ماه بر پاست.
- خبر
- دو سالانه عکس ایران
- دوسالانه عکس جهان اسلام
- جایزه جهانی هنر و نیایش
- جشنواره عکسهای دریایی
- جشن تصویر سال
- خبر هنری
- تبریک و تسلیت
- زلزله بم
- اخبار بین الملل
- موزه عکسخانه شهر
- لینک
- جلسات و گردهمایی عکاسی
- رسانه و عکاسی
- نقد و نظر
- معرفی سایت جدید
- نمایشگاه عکس
- گالری اثر
- فرهنگسراها
- گالری گلستان
- خانه هنرمندان ایران
- مان هنر نو
- گالری مهروا
- گالری نیکول
- گالری سیحون
- گالری راه ابریشم
- گالری زنگار
- گالری دی
- گالری شیرین
- گالری افرند
- گالری والی
- گالری الهه
- گالری فخرالدین
- گالری آریا
- گالری خارک
- گالری خاک
- گالری هفت ثمر
- شهرستان
- موسسه ماه مهر
- فرهنگسرای نیاوران
- موزه هنرهای معاصر
- موزه هنرهای معاصر فلسطین
- گالری طراحان آزاد
- گالری هفت هنر
- گالری باران
- گالری آتشزاد
- گالری اعتماد
- گالری لاله
- گالری آران
- گالری محسن
- گالری آتبین
- گالری فروهر
- گالری آتشزاد
- اخبار عکاسی
- عکاسی و مطبوعات
- نمایشگاه فتوکینا
- نمایشگاه pma
- سایت عکاسی
- عکاسی و دانشگاه
- کارگاههای آموزشی عکاسی
- بنیاد جهانی عکس خبری
- عکاس ایرانی
- انجمنهای عکاسی
- خبر
- خانه عکاسان
- رپرتاژ آگهی
- دنیای دیجیتال
- فوتولینک
- مسابقه
- فصلنامه عکاسی حرفهای
- اخبار تاریک خانه


