اخبار » خبر» رسانه و عکاسی» نشریات عکاسی » ماهنامه دیده
اخبار موجود در این بخش : 17


900331.jpg

شماره پانزدهم دیده به مجموعهٔ میان چشم و شئ سایه می‌افتد اثر رضا آرامش می‌پردازد. در این شماره فابیو سورو متنی درباب عکس‌های آرامش نوشته که آنرا گلناز مقدم به فارسی برگردانده است. سورو در بخشی از یادداشتش می‌نویسد: «رضا آرامش در این مجموعه با چالش تبدیل جستجو و موشکافی‌اش به عملی ساختارشکن روبرو شده تا بر ما آشکار سازد که چندین لایه معنا می‌تواند درون چیزی که عکس فوری بنظر می‌آید، پنهان باشد. با صحنه سازی عکس‌های خبری درون خانه‌های مجلل انگلستان، او تمامی جزئیات را بزرگنمایی کرده و آن‌ها را به انتزاع تبدیل می‌کند. ما را از بار حوادثی که آن عکس‌ها ظاهراً ثبت کرده‌اند،‌‌ رها می‌سازد و دربرابر زبانی که برای ساختن آن‌ها استفاده شده، قرار می‌دهد و به ما شانس قرار دادن چشمانمان را روی آن قطعات هنری برای زمانی بیش از چند ثانیه را می‌دهد.»

شماره چهاردهم ماهنامه دیده به مجموعهٔ بیداری اثر محبوبه کرملی می‌پردازد. کرملی در مقدمه‌اش دربارهٔ این عکس‌ها می‌نویسد: «در این مجموعه، صبح هنگام، قبل از اینکه دختران هم سن و سالم خود را در آیینه دیده باشند، آن‌ها را در مقابل آیینهٔ اتاقک تاریکم می‌نشاندم، تا آن‌ها برای همیشه خود را قبل از دیدن در آیینه اتاقشان، دیده باشند. آن‌ها دیده شدند، آن‌ها دیده می‌شوند تا ابد، در لحظه‌ای که هیچ میلی به دیده شدن نداشته و ندارند. بهانه‌های بسیار می‌آورند، دوستی پف کردگی صورتش را بهانه می‌کرد، دوستی دیگر به هم ریختگی مو‌هایش و ریخته شدن آرایش صورتش، از مهمانی شب قبل را، بعضی دیگر خلق تنگی هنگام صبح را... آن‌ها می‌خواستند ژست بگیرند ولی در هشیاری کامل نبودند، حالتی میان خواب و بیداری تا به خود بجنبند من آن‌ها را بیدار کرده، عکسم را گرفته و رفته بودم. جالب است که آن‌ها هیچ میلی به دیدن نتیجه کار نداشتند.»

900118.jpg

شماره ویژه سالگرد ماهنامه دیده منتشر شد. در این شماره، حمید سوری و فابیو سورو در نوشته‌هایی به بررسی عملکرد ماهنامه دیده و تصویر کلی عکاسی معاصر ایران پرداخته‌اند و این متن‌ها را عکس‌هایی از مهران مهاجر، فرشید آذرنگ و ساناز مزینانی همراهی می‌کنند.
فروردین ماه سال گذشته نخستین شماره ماهنامه دیده که به مجموعه‌ای از محمد غزالی اختصاص داشت، منتشر شد. بعد از یکسال و با انتشار دوازده شماره، ماهنامه دیده موفق به جلب نظر طیف گسترده‌ای از مخاطبین شده است. حمید سوری در یادداشتش نخستین سال فعالیت دیده را نوید بخش افق‌های درخشان توصیف می‌کند و می‌نویسد: «در چنین فضایی مجله الکترنیکی دیده بدون چنان ادعایی و فقط با هدف پرداختن به «نمونه‌های قابل توجه عکاسی معاصر ایران» و «به تصویر کشیدن تنوعی که به عکاسی معاصر معنی می‌دهد» با ۱۲ شماره ۱۲ پروژه از ۱۲ عکاس با بیانیه هنرمند و نوشتار و مصاحبه، تصویری ارائه می‌کند که می‌توان گفت نماینده خوبی از عکاسی معاصر ایران است. محمد رضا میرزایی، جوانی با استعداد و پشتکار با همکاری تعداد انگشت شماری از هم نسلان خود تصویری از عکاسی معاصر ایران ارائه می‌کند که با واقعیت بسیار نزدیک است و به دام‌هایی نمی‌افتد که رایج است. نه از دام بومی گرایی افراطی و اگزوتیک گرایی خبری است و نه جهان وطنی مصنوعی. نه به تعارفات معمول تن داده و نه در محظورات دست و پاگیر رایج اسیر شده است. نه دغدغه بازار هنر دارد و نه باج دهی به دوستان در دستور کار است.»
اما شاید یکی از مهم‌ترین چالش‌های ماهنامه دیده در طول این یکسال رویارویی با مخاطبین خارجی بوده است.
فابیو سورو پس از اشاره به نمایشگاه‌هایی که با عنوان عکاسی معاصر ایران در اروپا برگزار شد‌ه‌اند، در این باره می‌نویسد: «اما بعد از یک سالی که از مجلهٔ دیده می‌گذرد متوجه شدم که منظرهٔ پیچیده‌تری در برابرم وجود دارد، منظره‌ای با تنش‌های متعدد که از طریق هنر مجرایی به خارج می‌یابد، هنری که هویتی به تعداد هنرمندان خالق آن دارد. ایده‌های متفاوتی در شماره‌های مختلف مطرح شدند، ایده‌هایی که ژانرهای مختلف را در یکدیگر ادغام می‌کرد و به جایی ورای ایده‌ها و موضوعات عادی مرسوم در عکاسی معاصر را می‌رسید. عکاسان فراوانی را می‌بینم که زبان خود را نادیده گرفته و از آن به عنوان وسیله‌ای برای شخصی‌سازی هنر استفاده می‌کنند و می‌دانند که چنین چیزی موفقیت کارشان را تضمین می‌کند. این روز‌ها دیدن هنرمندانی که هنر خود را عمیقا به چالش می‌کنند اتفاقی نادر است، هنرمندانی معتقد به ساختن زبانی مخصوص به خود معتقد یا آنطور که در» دیده «دیده‌ام، متعهد به کاری که انجام می‌دهند.»

ماهنامه دیده در این یکسال با سردبیری محمدرضا میرزایی، مدیریت هنری شهاب تندر و با همکاری نویسندگانی چون محمدرضا طهماسب‌پور، فابیو سورو، استیو بیسون، گراناز موسوی، مهدی مقیم‌نژاد و زانیار بلوری و با ترجمه‌هایی از کیانا فرهودی، رامین صدیقی، آزاده میرزایی، گل رخ برومندی، گلاره خوشگذران و افسون عبدی راد منتشر شد.

891212_2.jpg

دوازدهمین شماره ماهنامه دیده به مجموعه ریوایند اثر محمدرضا میرزایی می‌پردازد. زانیار بلوری در متنی به بررسی این مجموعه پرداخته که آن را رامین صدیقی برای نسخه انگلیسی دیده ترجمه کرده است. بلوری درباب این مجموعه می‌نویسد: «عکس‌ها در این مجموعه برای عکاس تکه‌هایی از خاطراتش هستند؛ خاطراتی که ذات دوربین عکاسی، آن‌ها را از متن زندگی جدا کرده و در حافظهٔ خود به شکل تصویر ثبت کرده است؛ خاطره به مثابهٔ تصویر عکاسانه و نه برعکس (در این عکس‌ها خاطرات تبدیل به تصویرعکاسانه می‌شوند و اصولا متفاوت است با تبدیل تصاویر عکاسی به خاطره که خود به خود و به مرور زمان روی خواهد داد.). عکاس با rewind خاطرات خود در واقع ما را به مواجهه‌ای مطلق با تصاویر عکاسی فرا می‌خواند. در اینجا هدف شریک شدن در خاطرات عکاس نیست بلکه هـدف، در واقع، تبدیل به مواجههٔ مطلق با تصاویر می‌شود، مواجهه با خود عکاسی و با مفهوم آن.» 

891113.jpg

شماره بهمن‌ماه ماهنامه الکترونیکی دیده به مجموعه ماندنِ ترکیبِ تن به تنگیِ میدان اثر شهرزاد چنگلوایی می‌پردازد. برای این شماره محمدرضا طهماسب‌پور متنی در باب این مجموعه نوشته، که آن را آزاده میرزایی برای نسخه انگلیسی دیده ترجمه کرده است.  طهماسب‌پور در بخشی از متنش می‌نویسد: «عکاس این آثار، خود به نیکویی سه واژۀ "من"، " تن " و "وطن" را از طریق ترجمان واژگانی، بسط و گسترش داده و بی پیرایه، کلید رمزگشایی از این آثار را در کف مخاطب گذارده است. در نگاه نخست، و با تعریفی که چنگلوایی ارائه می‌کند، این عکس‌ها را شاید بتوان گونه‌ای از پرتره‌نگاری به شمار آورد. مطالعۀ رویارویی آدمها با واژه‌هایی آشنا و درخشان در دست؛ در لحظاتی اثیری، در گرگ و میش هوا. می‌توان به سادگی تفاوتهایی‌‌ آشکار را در چهرۀ واقعی موضوع‌های مورد عکسبرداری دید. نگاه‌هایی کنجکاو، هراسان، شکّاک، نگران، شاد و بی تفاوت»


891014_2.jpg

شماره دی‌ماه ماهنامه الکترونیکی دیده به مجموعه زمین بازی اثر احسان براتی می‌پردازد. متن این شماره گفتگوییست که محمدرضا میرزایی و کیانا فرهودی با براتی درباره عکس‌هایش ترتیب داده‌اند که آن را رامین صدیقی برای نسخه انگلیسی دیده ترجمه کرده است.
براتی در مقدمه مجموعه زمین بازی می‌نویسد: «آیا می‌توان کودکی را محدود کرد؟ شاید تمام تلاش‌هایی که برای تربیتش می‌کنند بیهوده باشد. کودک می‌خواهد آزاد باشد و از چیزی نترسد. آیا می‌توان با کشیدن دیوارهای بلند او را از واقعیت دور نگه داشت؟ او سرانجام روزی از پس این دیوارها پر خواهد کشید.»

890910.jpg

نهمین شماره ماهنامه دیده به عکس‌های اشکان صحیحی می‌پردازد که  با متنی از محمدرضا میرزایی همراه شده‌اند و آزاده میرزایی آن را برای نسخه انگلیسی دیده ترجمه کرده است.
دیده ماهنامه‌ای الکترونیکی‌ست که به عکاسی معاصر ایران می‌پردازد و به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر می‌شود.

890810_1.jpg

شماره آبانماه ماهنامه دیده به مجموعه «بعد از مادربزرگ» مهرداد افسری می‌پردازد که با متنی از مهدی مقیم‌ نژاد همراه شده و افسون عبدی راد آن را برای نسخه انگلیسی دیده ترجمه کرده است.
مقیم‌ نژاد در نوشته‌اش این مجموعه را به شکلی مختصر در سه سطح به هم پیوسته نشانه شناختی مورد تحیلی قرار می‌دهد و  در بخشی از آن می‌نویسد: «در سطح نمایه‌ای (یا آنچه که دقیقاً به موضوع عکس بر می‌گردد و ریشه در دنیای واقعی دارد) ما با عکس‌های افسری به گردشی شبانه در باغی تابستانی دعوت شده‌ایم. گذر از کنار درختان و نهال‌های نورس و گل‌هایی که می‌توان رایحه‌ی آن را در ذهن پروراند، و در دل تاریکی شب، چنان که مرسوم است، به خیالی چنین مطبوع دل خوش کرد. به نظر می‌رسد عکاس در لمس این فضا با مخاطب شریک است زیرا پرسه‌های شبانه و ثبت تصاویر او به بازنمایی چیزی انجامیده که ما اکنون شاهد آنیم. در واقع، عکاس ضمن آنکه همین ویژگی ارجاعی را متضمن وجه عکاسانه‌ی تصاویرش می‌کند، با برانگیختن احساساتی ساده راه را نیز برای تفاسیری پیچیده‌تر می‌گشاید.»


890717.jpg

تهران به روایت گراناز موسوی، در این ویژه‌نامه عکس‌هایی از ندا اصباح، پولاد جواهر حقیقی، ستوده السادات علوی، علی زنجانی، کیمیا ملکی، ارشاد فتاحیان، آناهیتا نوروزی، آی تای شکیبایی فر، مهسا کریمی، مصیب حنایی و نگار حاجی حسینی در کنار نوشته‌ها و اشعاری از گراناز موسوی - شاعر و فیلمساز-  قرار گرفته است.
موسوی به عنوان دبیر میهمان این ویژه‌نامه در بخشی از مقدمه‌اش بر عکس‌های این مجموعه می‌نویسد: «مجموعه‌ی پیش رو عکس‌های منتخب یک شاعر - فیلم ساز است با محک و معیاری که الزاما از جنس استانداردهای گزینش‌های تخصصی عکاسی نیست. در طی طریق گردآوری و انتخاب این مجموعه، تنها توجیه و بهانه‌ی من برای پذیرفتن این نقش و به پا کردن کفش صاحب نظران عکاسی این بوده که شاید، شاید، این شیوه با نگاهی بینا رشته‌ای به هنر عکاسی، هر چند گذرا و کوتاه  رو به امکانات نامحدود مواجهه با عکس و خوانش آن به مثابه یک متن/اتفاق/روایت پنجره‌ای تازه بگشاید. در این راه، غیر قابل پیش بینی بودن نتیجه‌ی در هم آمیختن شعرهایم با عکس‌ها و گه گاه ساختن قصه‌ی پشت آنها برایم به جذابیت این تجربه اضافه می‌کرد.»
عکس‌های این ویژه‌نامه از میان بیش از پانصد عکس ارسالی مخاطبین دیده انتخاب شده است.  
گراناز موسوی متولد ۱۳۵۲ در تهران و فارغ‌التحصیل رشته سینما در مقطع دکتری از دانشگاه سیدنی است. از وی تاکنون سه مجموعه شعر در ایران به نام‌های خط خطی روی شب، پابرهنه تا صبح و آوازهای زن بی اجازه و گزیدهای از اشعارش در فرانسه با عنوان "Les Rescapes De La Patience" منتشر شده است.  او در سال ۱۳۸۸ پس از تجربه‌های مختلف سینمایی، نخستین فیلم بلندش را با عنوان «تهران من، حراج» را کارگردانی کرد. این فیلم تاکنون در جشنواره‌های مختلفی همچون جشنواره بین‌الملی فیلم تورنتو و همینطور موزه هنرهای مدرن نیویورک به نمایش در آمده است.

890711.jpg

شماره مهرماه دیده به  مجموعه عکس«تهران، بی‌تاریخ» اثر مهران مهاجر میپردازد. در این شماره نوشته‌ای از فابیو سورو عکسهای مهران مهاجر را همراهی میکند که کیانا فرهودی این متن را برای نسخه فارسی مجله ترجمه کرده است.
سورو در باره این عکسها مینویسد:  مهاجر در آخرین کارش  "تهران، بیتاریخ"، بار دیگر مرزهای تصویر و خاطره را زیر سوال میبرد. ما خیابانهای خالی تهران در سال ۱۳۸۸ میبینیم و به گمانم که همگی میدانیم چرا. این خیابانها به واقع خالی نیستند. آنها به واسطه ی سنگینی زمان از زندگی خالی شدهاند: صدها عابر در حال گذر به کمک زمان نوردهی طولانی یک دوربین روزنهای ناپدید شدهاند و جریانات سیال و حضوری روح مانند در محلی که از آن عبور کردهاند جایگزین پیکرههای آنها شده است. این تصاویر به تجربهی قدمهای یک بیگانه در خیابانهایی ناشناس میمانند، نگاههایی دزدکی به خیابانها، محوطه ها و گوشه های پنهان هر شهر. مسافر ما گویا همواره در جستجوی یک پناه است، به دیوار یا شیشه ی یک مغازه تکیه میدهد و گاه بر روی زمین دراز میکشد.  فضاهای این تصاویر گسترده، اما چشم‌انداز به شکل غریبی محدود است. گویی همواره چیزی هست که مانع دیدن می‌شود، با این وجود این مکان‌ها سرشارند از داستان‌ها، وقایع و زندگی‌های بی شمار."
فابیو سورو منتقد ایتالیاییست که در حال حاضر با نشریات تخصصی عکاسی معاصر همکاری میکند و به تدریس عکاسی در مدرسه دیزاین اروپا (IED) در شهر رم مشغول است.
در کنار هفتمین شماره دیده، جمعه ۱۶ مهرماه ویژه نامه ای به همراه عکسهای منتخب مخاطبین دیده از شهر تهران به انتخاب گراناز موسوی منتشر خواهد شد.

890611.jpg

شماره شهریور ماه دیده به «ایران بازدیده شده» اثر ساناز مزینانی اختصاص یافته است.
محمدرضا میرزایی متن این شماره را نوشته و کیانا فرهودی، آیرین غریب پور و اندرو ملینز مترجمین ششمین دیده‌اند. میرزایی در بخشی از مقاله‌اش درباره این مجموعه می‌نویسد: «اولین و شاید مهمترین دستاورد مجموعه ایران بازدیده شده ساناز مزینانی تصویر تازه‌ای باشد که او از سرزمین مادری‌اش به مخاطبین ارائه می‌کند. تصویری متفاوت از آنچه که در بیشتر عکس‌های عکاسان سرشناس و ناشناسی که در این سال‌ها این کشور را دستمایه خلق عکس‌هایشان قرار داده‌اند می‌شناسیم. تصاویری که تحت تاثیر پیشفرض‌ها شکل گرفته بودند و بیش از همه، در آنها جستجویی برای به تصویر کشیدن تضادهای اجتماعی و در کنار هم قرار دادن ابعادی از سنت و مدرنیته جلب نظر کرده است.»
دیده ماهنامه‌ای الکترونیکی در باب عکاسی معاصر است که به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر می‌شود.


890511_1.jpg


شماره مردادماه دیده به مجموعه شب از شهریار توکلی می‌پردازد.
استیو بیسون منتقد و سردبیر نشریه عکاسی اوربانائوتیکا متن این شماره را نوشته و گلرخ برومندی آن را به فارسی برگردانده است.
گلاره خوشگذران نیز نوشته شهریار توکلی را برای نسخه انگلیسی ترجمه کرده است.
استیو بیسون در بخشی از نوشته‌اش در باب این مجموعه می‌نویسد: «توکلی در آثارش خود را آگاهانه از هرگونه مستندنگاری، واقع گرایی و جهت گیری توصیفی، دور نگاه می‌دارد. آنچه او بررسی می‌کند، بیشتر وضعیتی است عمومی، جامع و جهانی. او خود را از تمامی زوائد می‌رهاند. انگار بازسازی موقعیت انسانی، این نیاز را به خودی خود مرتفع ساخته باشد.»
مخاطبین دیده می‌توانند نظراتشان را از طریق وبلاگ ماهنامه که از هفته گذشته آغاز به کار کرده با تحریریه در میان بگذارند و در جریان اخبار ماهنامه قرار گیرند.

890411.jpg


شماره تیرماه ماهنامه دیده به مجموعه «حافظه‌ی ساختگی» از سیروس کریمیپور اختصاص دارد. عکس‌های این شماره با گفتگوی محمدرضا میرزایی با سیروس کریمی‌پور همراه شده‌اند که کیانا فرهودی این گفتگو را به فارسی برگردانده است. کریمی‌پور عکس‌هایش را اینگونه توصیف می‌کند: «این مجموعه نمایانگر تغییر شکل یافتن واقعیت بر اثر تکه‌تکه و دوباره سر هم شدن است. تاریخ از حال و آینده خبر می‌دهد؛ اما تجربیات جدید خاطرات و برداشت‌های ما از گذشته را پیوسته تغییر می‌دهند. این مجموعه برای تصویر کردن ماهیت سیال حافظه از شکستن و سر هم شدن مداومی که در طول زندگی روزمره رخ می‌دهد تقلید می‌کند. هرگاه که خاطرهای را به یاد می‌آوریم این خاطره از کنار هم قرار گرفتن تکه‌های پراکنده در ذهن شکل می‌گیرد و این تصویر با هر بار تلاش برای به یادآوردن تغییر می‌کند. با سپری شدن ِ زندگی درک ما نه تنها از آینده که از گذشته هم تغییر می‌کند. به نظر می‌رسد که چنین اتفاقی بر اطمینان ما از صداقت آنچه به آن باور داریم و درک ما از خود و دیگران تاثیر می‌گذارد.»
دیده نشریه‌ای تخصصی‌است که به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر می‌شود و به عکاسی ایران می‌پردازد.

*تنها چهار روز به پایان مهلت ارسال عکس برای شماره ویژه دیده با موضوع تهران باقی مانده است.


890311.jpg

شماره خرداد ماه دیده به «شهر، لندن، ۲۰۰۸» اثر میترا تبریزیان می‌پردازد. فابیو سورو، منتقد ایتالیایی و میترا تبریزیان متن‌های این شماره را نوشته‌اند و کیانا فرهودی آنها را به فارسی برگردانده است. فابیو سورو در بخشی از یادداشتش در باب این اثر می‌نویسد: “شهر، لندن تقریبا به یک تابلوی زنده شباهت یافته، گردهمایی ارواح تنها. کارمندان واقعی بانک‌ها در صحنه‌ی واقعی زندگی خود که همچون بازیگرانی که نقش خود را فراموش کرده باشند، یکدیگر را نادیده می‌گیرند و در خود فرو رفته‌اند، یکی به دیوار تکیه داده، دیگری خود را از نظر ما پنهان می‌کند، احتمالا با گوشی بلکبری خود مشغول است، برخی دست در جیب به جای دیگری نگاه می‌کنند، بی‌حوصله یا شاید به طرز بیمارگونه‌ای آرامند. سکوت بر کل تصویر حکمفرماست، سکوت توضیحات نامعلوم، یا ناممکن برای درمیان گذاشتن با دیگران.”  
دیده ماهنامه‌ای الکترونیکی است که به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر می‌شود و قصد دارد به نمونه‌های قابل‌توجه عکاسی معاصر ایران بپردازد.

890305_1.jpg

 شهر و مناظر شهری همواره موضوعی با اهمیت در عکاسی معاصر به شمار می‌آمده‌اند، اما تهران علیرغم جذابیت‌های گوناگونش کمتر در مرکز توجه عکاسان ایرانی قرار گرفته است. از اینرو ماهنامه دیده قصد دارد در شمارهای ویژه به تهران بپردازد و در این مسیر از عکاسان و مخاطبینش دعوت میکند تا با ارسال آثارشان، دیده را در شکل گیری این تجربه یاری کنند. عکس‌های ارسالی می‌توانند تنوعی از مناظر شهری تا لحظاتی خصوصی در یک فضای داخلی را شامل شوند.
گراناز موسوی - شاعر و فیلمساز-  به عنوان دبیر مهمان روایت دلخواهش را از میان عکس‌های رسیده انتخاب می‌کند و با واژه‌هایش عکس‌ها را همراهی خواهد کرد.

جزییات و شرایط:
۱. هر عکاس می‌تواند تا ۶ عکس - به شکل تک عکس و یا یک مجموعه - ارسال کند.
۲. عکس‌ها می‌باید در فرمت JPEG  و با دقت ۷۲ DPI و در اندازه ۷۰۰ پیکسل در ضلع بزرگشان باشند.
۳. لطفا عکس‌هایتان را با نام و نام خانوادگیتان به علاوه شماره عکس نام گذاری کنید، بدون هیچ فاصله‌ای. برای مثال: rezahaghani1.jpg  
۴. مطلوب است که به همراه عکس‌ها یک فایل word  نیز ارسال شود: یک فایل حاوی نام، نام خانوادگی  و شماره تلفن عکاس و همینطور حداقل اطلاعاتی در باب عکس‌ها از جمله اینکه در چه تاریخی و در کدام از نقطه تهران گرفته شده‌اند.
۵. عکس‌ها می‌باید در یک ایمیل به آدرس tehran@didemag.com ارسال شوند.
۶. آخرین مهلت ارسال آثار ۱۵ تیرماه ۱۳۸۹ خواهد بود.
۷.ارسال عکس از نظر ماهنامه دیده به معنای اعلام مالکیت آن از سوی ارسال کننده‌اش است. درصورت اثبات خلاف آن مسئولیتی متوجه دیده نیست.
۸. ماهنامه دیده عکس‌های منتخب را در شمارهای منتشر خواهد کرد، شمارهای که یک ماه در بخش اصلی سایت به نمایش درخواهد آمد و پس از آن نیز از آرشیوش قابل دسترسی خواهد بود.

درباره گراناز موسوی:
گراناز موسوی متولد ۱۳۵۲ در تهران و فارغ‌التحصیل رشته سینما در مقطع دکتری از دانشگاه سیدنی است.
از گراناز تاکنون سه مجموعه شعر در ایران به نام‌های خط خطی روی شب، پابرهنه تا صبح و آوازهای زن بی اجازه و گزیدهای از اشعارش در فرانسه با عنوان " Les Rescapes De La Patience" منتشر شده است.
 او در سال ۱۳۸۸ پس از تجربه‌های مختلف سینمایی، نخستین فیلم بلندش را با عنوان تهران من، حراج کارگردانی کرد. این فیلم تاکنون در جشنواره‌های مختلفی همچون جشنواره بین‌الملی فیلم تورنتو و همینطور موزه هنرهای مدرن نیویورک به نمایش درآمده است.

890211_3.jpg


شماره اردیبهشت دیده به مجموعه «داخلی، خارجی‌تر» از زینب سالاروند اختصاص دارد که با متنی از محمدرضا طهماسب‌پور درباب این عکس‌ها همراه شده و آزاده میرزایی آن را به انگلیسی برگردانده است.  زینب سالاروند عکس‌هایش را مستند شهری می‌نامد و می‌نویسد: “میخواستم عکاسی مستند شوم، عکاسِ خیابان‌ها و آدم‌ها؛ این شهر اما می‌ترساندم، و نگاهِ غریبهی آدم‌هاش. جورِ دیگری نه می‌توانم دوست بگیرمش، و نه حتی عکاسیش کنم، جز که مجموعه‌ی درهمجوشِ دوری از مکعب‌ها و سطوح و خطوط و بعد نزدیکتر، دنجترین و شخصیترین جاهای متعلق به آدم‌ها، آدم‌هایی که نزدیکشان شدن امن است، که می‌شناسم، که دوستشان دارم. دوست داشتنِ این شهر برای من در میانه‌ی اینها، درونِ خیابانهاش، حادث نمی‌شود.”دیده ماهنامه‌ای الکترونیکی است که به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر می‌شود و قصد دارد به نمونه‌های قابل‌توجه عکاسی معاصر ایران بپردازد. 


محمدرضا میرزایی
890116.jpg


عکس‌های ایرانی فرصت کمی برای دیده شدن و خوانده شدن داشته‌اند، آنقدر که تصویر ذهنی عکاسان جوان ایران از تاریخ عکاسیشان مخدوش و نیمه کاره باشد. حافظه تصویری نسل ما به عکاسی جهان تکیه داده و احمد عالی و احمد عالی‌ها برایمان به نام‌هایی می‌مانند که بیشتر هنگام پر کردن عریضه‌هایمان به کار می‌روند.
اما سال‌ها گذشته و حالا عکاسی ایران نام‌ها و آثار تازه‌ای را به خود می‌بینید. برخی‌شان فرصت‌هایی برای عرضه عکس‌هایشان یافته‌اند و برخی‌شان نه. آثاری هستند که در گفتگو و در امتداد یکدیگر شکل گرفته‌اند، خوب‌هایشان حاصل گرامر شخصی‌تری هستند که بعضا در عکاسی خودمان به وجود آمده است. چند عکاس ایرانی در خارج از سرزمین مادری - حالا بیشتر از بعد مادیاش هم که باشد - به گُل نشسته‌اند، اما سورپرایز اینکه حالا آثارشان حتی تا جلد نشریه مهمی چون اپرچر پیش رفته و چند خوانش قابل تامل در باب آثارشان نوشته شده است، اما خانه، سرزمین مادری در باب همان عکاس‌ها چیزی نداشته جز سکوت و سکوت.  موضع انتقادی پذیرفتنی‌ست اما نه وقتی که نقدها جایشان در پستو و دورهمی‌های همیشگی‌ست. اینجا و آنجا ندارد. انگار تا تسویه حساب و یا قرض دادن نانی در میان نباشد درباره عکس‌های ایرانی قرار نیست چیز زیادی نوشته شود. و چه بد.
باری، ایده راه‌اندازی یک نشریه الکترونیکی در باره عکاسی ایران مدت‌ها در ذهنم جا خوش کرده بود. نشریه‌ای که به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر شود و به آثار مطلوب و قابل توجه بپردازد که فرصت اندک است و چه خوب اگر که همین اندک صرف زیبایی‌ها و استعدادها شود. از دوستانم ممنونم که در این مسیر با من همدل و هم‌رویا شدند و از همه‌ای که با ما همراه شدند تا دیده، دیده شود.
عکاسی ایران فرصت کمی برای دیده شدن و خوانده شدن داشته است، عکاسی‌ای که فاصله دارد با آنچه که باید باشد، اما ما دوستش می‌داریم و از همه مهمتر به آن امیدواریم.