حسن غفاری عکاس باسابقه مستنداجتماعی و میراث فرهنگی ایران با انتقاد از محدودیتها و ممنوعیتهای عکاسی از بناهای تاریخی و میراث فرهنگی کشور گفت: متأسفانه در میان انبوهی از خبرهای ناگوار تخریب و تغییر کاربری بناهای تاریخی و میراث فرهنگی کشور که روزانه به گوش میرسد و کم لطفیهای مسئولان که نسبت به مرمت آثار تاریخی و میراث فرهنگی کشور دیده میشود، با ممنوعیت و محدودیت کار عکاسان حرفهای آثار تاریخی و میراث فرهنگی هم مواجهایم که موجب رنجش خاطر و دلشکستگی عکاسان این حوزه شده است.
*خدمت عکاسان حرفهای میراث فرهنگی به اقتصاد گردشگری
غفاری با اشاره به اهمیت کار عکاسان حرفهای که به صورت تخصصی به عکاسی از آثار تاریخی و میراث فرهنگی کشور میپردازند گفت: در دنیای معاصر، یکی از شاخصههای توسعه فرهنگی هر کشوری چشماندازهای رونق اقتصادی آن بر پایه گردشگری است که از طریق تصویر از جمله سینما و عکس به مخاطب منتقل میشود و عکاسان حرفهای میراث فرهنگی به این طریق به معرفی جاذبههای گردشگری کشور اشتغال دارند که از این منظر به اقتصاد گردشگری خدمت میکنند. وی اضافه کرد: در فضای مجازی هر کشوری که بیشترین تعداد عکسهای حرفهای را از مناظر و آثار تاریخی، فرهنگی خود دارد، نشان میدهد که از چه اندازه رشد و توسعه فرهنگی برخوردار است و گردشگران خارجی را به بازدید از کشورشان ترغیب میکنند ولی کشوری مثل ایران با این همه پیشینه تاریخی و فرهنگی که دیدن آن آرزوی بسیاری از گردشگران جهان است، عکس چندانی در فضای مجازی ندارد که از سوی عکاسان حرفهای گرفته شده باشد و به رایگان در اختیار علاقهمندان قرار گیرد و این یک ضعف و کم کاری فرهنگی است.
*عکاسی حرفهای همراه با سه پایه ممنوع!
غفاری با بیان اینکه عکاسان حرفهای میراث فرهنگی به طور پی در پی با تابلو «عکاسی ممنوع» در محوطه بناهای تاریخی و میراث فرهنگی کشور رو به رو میشوند گفت: در اعتراض عکاسان به این تابلو، مأموران اعلام میکنند که این بخشنامه است و هیچ عکاس حرفهای با استفاده از دوربینهای بزرگ و سه پایه اجازه عکاسی از این مجموعههای تاریخی و فرهنگی را ندارد. وی ادامه داد: در زمانهای که دوربین عکاسی در دست افراد بسیاری دیده میشود و حتی تلفنهای همراهشان امکان تصویربرداری و عکاسی را دارد، تنها مانع کار عکاسان حرفهای میشوند، این در حالی است که ما عکاسان حرفهای انجمنهای تخصصی خود را داریم و انجمن عکاسان ملی میراث فرهنگی نیز مورد تأیید وزارت کار و کشور است و کارت شناسایی خود را دارند که وظیفه آنها عکاسی از بناهای تاریخی ایران و جهان است، حالا باید دید اشکال کار کجاست چرا عکاسان حرفهای نباید اجازه عکاسی از بناهای تاریخی و میراث فرهنگی کشور را داشته باشند، آیا این ممنوعیت از سوی میراث فرهنگی صورت گرفته و به مأمورانشان ابلاغ شده است که مانع کار عکاسان حرفهای باشند؟ غفاری نوشتن این بخشنامه را مربوط به مقطعی از زمان دانست که تکنولوژی عکاسی این اندازه پیشرفت نکرده بود، امروز دوربینهای کوچک هم به اندازه دوربینهایی با لنزهای بزرگ توانایی عکاسی حرفهای را دارند و استفاده از سه پایه تنها به منظور چیدمان و کمپوزیسیون بهتر در تصویر است که در نهایت عکسی با کیفیت و گرافیک مناسب منتشر شود.
*برگزاری جشنوارههای عکس میراث همراه با ممنوعیتهای عکاسی
این عکاس حرفهای میراث فرهنگی در ادامه به ذکر مثالی از این محدودیتها پرداخت و گفت: جشنواره عکسی به نام شمسالعماره برگزار میشود که زمانی ۱۰ روزه را برای عکاسی از این بنا در مجموعه کاخ گلستان منظور کردهاند اما تنها امکان عکاسی از فضای بیرونی شمس العماره و دو طبقه آن تحت نظارت شدید مأموران حراست وجود دارد و عکاسی از طبقه سوم ممنوع است، از سه پایه هم نمیتوان استفاده کرد چون در بخشنامه استفاده از سه پایه یعنی عکاسی حرفهای بنابراین این نوع عکاسی از بناها هم ممنوع است، از مجموعه کاخ گلستان هم که کلاً نمیتوان عکاسی کرد حال باید پرسید چگونه عکاسان باید از این مجموعه عکسی را تهیه کنند که از زاویه دید خودشان انتخاب شده است نه آنچه به آنها اجازه داده میشود. وی به جشنوارههای عکس میراث فرهنگی هم اشاره کرد و گفت: سالانه جشنوارههای عکس بسیاری با موضوع میراث فرهنگی برگزار میشود که با توجه به این ممنوعیتهای عکاسی به نظر جالب میرسد.
*ممنوعیتهای بیدلیل، منجر به رفتارهای خلاف قانون میشود
وی در بخش دیگری از سخنانش به ناهنجاریهایی که در مسیر رسیدن به خواسته به حق عکاسان به وجود میآید اشاره کرد و گفت: گاهی مأموران در مقابل اصرار عکاسان حرفهای از راهکارهایی همچون رشوه گرفتن استفاده میکنند که صحیح نیست چرا که این حق عکاسان حرفهای میراث فرهنگی است که بتوانند از زاویه دید تخصصی خودشان از این بناها و میراث ایران عکاسی کنند و آن را به جهانیان معرفی کنند.
*محدودیتهای عکاسی از موزهها منطقی است
غفاری که تاکنون داوری بسیاری از جشنوارههای عکس را بر عهده داشته است، در ادامه به درست بودن ممنوعیت عکاسی از موزهها اشاره کرد و گفت: اگر عکاسی از موزهها ممنوع است، به دلیل امکان تخریب و آسیب زدن به آثار تاریخی است، به همین دلیل عکاس حرفهای آثار تاریخی میداند که نباید از فلاش استفاده کند و همچنین نمیتواند سه پایه همراه داشته باشد، او آگاه است که از ابزار مخصوص عکاسی از آثار تاریخی در موزهها استفاده کند تا آسیبی به این آثار ارزشمند وارد نشود، اما عکاسی از نقش جهان، تخت جمشید، طوس و حمامهایی که تغییر کاربری داده شده است، چرا باید ممنوع باشد؟
*عکاسان میراث، سفیران فرهنگی کشورشان هستند
غفاری، عکاس میراث فرهنگی را سفیر فرهنگی هر کشور معرفی کرد و گفت: باید به این سفیران فرهنگی احترام گذاشت و شرایط لازم را برای کار حرفهای آنها مهیا کرد. غفاری درباره پاسخ مسئولان در اعتراض عکاسان به این ممنوعیتها گفت: در سازمان میراث فرهنگی آن چنان روند تغییر و تحول مدیران سریع است که نمیتوان تصمیم درستی برای این مشکل گرفت. وی در پایان ابراز امیدواری کرد که این صدای اعتراض به گوش مسئولان میراث فرهنگی کشور برسد و ضمن بازنگری در بخشنامههای خود در زمینه عکاسی از میراث فرهنگی با حضور عکاسان حرفهای و کارشناسان میراث فرهنگی، راه چارهای برای این مشکل پیدا کنند و ممنوعیتها و محدودیتهای عکاسی از فضاهای تاریخی و میراث فرهنگی تعریف شود.
منبع: خبرگزاری فارس
این مطلب به درخواست آقای حسن غفاری بازنشر میشود.
ابراهیم بهرامی عکاس پیشکسوت مشهدی به پاس بیست سال حضور درخشان و کسب عناوین مختلف در جشنوارههای جهانی زیر نظر فیاپ موفق به دریافت لقب AFIAP یا هنرمند فیاپ شد.
مهدی ارسطویی موفق به دریافت لقب EFIAP یا ممتاز فیاپ شد. همچنین فرید ثانی، اصغر صامتی، مهدی منتصری، محمدرضا مومنی و رضا وهمی نیز لقب AFIAP دریافت کردند.
شایان ذکر است که این القاب سالی یک بار به متقاضیان اهدا میشود و در سال ۲۰۱۰ نیز علی سامعی و مهدی ارسطویی لقب آفیاپ را دریافت کرده بودند.
درباره فیاپ و القاب آن

این دوره از سوی مدرسه غواصی دلفین طلایی به صورت فشرده و تحت استاندارد اتحادیه فستیوالهای تصاویر زیر آب اروپا و کنفدراسیون جهانی ورزشهای زیر آب همچنین هماهنگی فدراسیون نجات غریق و غواصی جمهوری اسلامی ایران از ۲۴ تا ۳۰ دی ماه سال جاری انجام شد.
پش نیاز شرکت کننده گان جهت این دورهها داشتن گواهینامه معتبر غواصی و سلامت کامل روحی و جسمی است، دانشجویان رشته تخصصی عکاسی زیر آب پس از سپری کردن کلاسهای تئوری به صورت عملی عکاسی زیر آب را تجربه کردند.
بهزاد ترکیزاده تدریس عکاسی زیر آب و سیامک درخشان تدریس غواصی این دوره را به عهده داشتند.
اسامی شرکت کنندگان در رشته عکاسی زیر آب، علی احمدی، امیر محسنیان، آرش نصیری، عباس حق نگهدار، رامین راد مرد، روزبه کرمی، فواد ایوبیان، اشرف السادات انگاشته، فاطمه سعیدی و صنم آفاقزاده بودند.
دانشجویان پس از اتمام دوره و گذراندن آزمون تئوری، عملی و شفایی گواهینامه رسمی بین المللی عکاسی زیر آب دریافت خواهند کرد.
در پایان این دوره به رای مدرسین حاضر، علی احمدی به عنوان دانشجوی برتر کلاس شناخته و با اهدایی لوح تقدیر از نامبرده قدردانی شد. گزیده عکسهای شرکتکنندگان بزودی در سایت عکاسی به نمایش گذاشته میشود.
میگویند تکنولوژی چهرهی دیگری هم غیر از کمک به رفاه و آسایش بشریت دارد. چهرهای که نوستالژی و حق آب و گل و حرمت پیشکسوتی سرش نمیشود. گاهی مثل سیل خروشان جاری میشود و میراث گذشته را هر چه که هست میشوید و با خود میبرد تا تنها رسوب خاطراتی از آنها بر گذرگاههای تاریخی باقی بماند. از قضای روزگار تازهترین قربانی این سیل خروشان حرمتشکن هم یکی از اسطورههای تاریخ عکاسی رقم خورده است. اینبار قرعه به نام شرکت آمریکایی کداک درآمده است. شرکتی که یکی از قدیمیترین پیشگامان تولیدکنندهی تجهیزات و لوازم عکاسی در جهان به شمار میرود، پنجشنبه ۲۹ دیماه رسما اعلام ورشکستگی کرد. 
شرکت آمریکایی ایستمن کداک (Eastman Kodak) در اوایل دههی ۱۸۸۰ پایهگذاری شد و با اختراع یکی از دوربینهای عکاسی دستی ابتدایی، فن و هنر عکاسی را در دسترس همگان قرار داد. دوربین سبک و نسبتا ارزان قیمتی که کداک در سال ۱۸۸۸ به بازار عرضه کرد (عکس بالا) خدمت بزرگی به گسترش عکاسی در بین عامهی مردم بود و گام محکمی در همهگیر شدن این فن و هنر ابداعی قرن نوزدهم برداشت. پس از آن بود که دوربینهایی سبک با کارایی بسیار ساده که کداک با شعار «شما تنها یک دکمه را فشار دهید، ما بقیه کارها را انجام میدهیم.» راهی بازار میکرد در مدت زمان بسیار اندکی در سراسر جهان شهرت یافتند و میزان تقاضا برای آنها به شدت افزایش یافت.
شرکت کداک، که مقر اصلی آن در روچستر ایالت نیویورک آمریکا قرار دارد، زمانی با عرضهی حلقهی فیلم عکاسی به بازار انقلابی در عرصهی این هنر و صنعت رقم زده بود اما از انقلاب دیجیتال غفلت کرد و همین موضوع هم سبب شد به ورشکستگی مالی بیفتد. پس از دگرگونیهای شگرفی که با انقلاب دیجیتال در دنیای عکاسی پدید آمد، کداک به آرامی از سوددهی فاصله گرفت. شرکتی که در زمان اوج سوددهیاش، یعنی دهه ۱۹۸۰ میلادی، ۱۴۵ هزار کارمند در کشورهای مختلف جهان برایش کار میکردند. از سال ۲۰۰۳ به تدریج ۱۳ کارخانه و ۱۳۰ آزمایشگاه خود را تعطیل و ۴۷ هزار کارمند خود را از کار برکنار کرده است. این شرکت هماکنون روی هم رفته ۱۹ هزار کارمند دارد که اعلام ورشکستگی میتواند بر سرنوشت شغلی آنها هم تاثیر بگذارد.
به باور کارشناسان واکنش کند و نامناسب کداک به تغییرات دو دههی اخیر در فناوری عکاسی، به خصوص تکامل و رشد استفاده از دوربینهای دیجیتال، از عوامل اصلی دشواریهای مالی پیش آمده برای این شرکت بوده و باعث شده تا ارزش سهام آن طی ۱۵ سال اخیر از ۳۱ میلیارد دلار به کمتر از ۱۵۰ میلیون دلار کاهش یابد. کداک به تازگی تمرکز فعالیتهایش را از بازار دوربینهای عکاسی به تولید چاپگرها و اسکنرهای کامپیوتری معطوف کرده بود تا بلکه شاید افت سود خود را جبران کند. اما این تغییر استراتژی هم نتوانست چندان به آن کمک کند که سود بیشتری بدست آورد و روزگار خوش گذشته را دوباره تکرار کند.
اعلام ورشکستگی از سوی کداک پس از آن صورت گرفت که این شرکت نتوانست امتیاز انحصاری ابداعات و دستاوردهای خود در زمینهی تصویربرداری دیجیتال را به فروش برساند. پیشتر کداک هشدار داده بود که اگر نتواند امتیازات انحصاری این ابداعات را که ارزش مادی ثبتشان حدود ۲ تا ۳ میلیارد دلار ارزیابی شده بود، تا پایان سال ۲۰۱۱ به فروش برساند، با بحران مالی مواجه خواهد شد. البته این اعلام ورشکستگی لزوما به معنی تعطیلی شرکت کداک نیست و مسئولان شرکت گفتهاند که اعلام ورشکستگی، خللی در ارایهی خدمات به مشتریانشان به وجود نمیآورد و شرکت به فعالیتهای تجاری خود طبق معمول ادامه میدهد ولی با اعلام ورشکستگی فرصت آن را خواهند یافت که بدون نیاز به پاسخگویی به طلبکاران ساختار خود را از نو سازماندهی کنند. آنتونیو پرز، رییس و مدیرعامل شرکت کداک هنگام اعلام ورشکستگی گفت: «هیات مدیره و تمام مدیران بلندپایه شرکت اتفاق نظر داشتند که این اقدامی درست و ضروری برای آینده کداک بوده است.»
به هر حال این غول دنیای عکاسی و تصویربرداری آنالوگ که روزگاری عکاسی را به خانههای مردم برده بود و روزگاری نگاتیوهایش پیشگام عکاسی رنگی بودند و روزگاری دیگر دوربینهایش از نخستین فرود انسان بر کرهی ماه تصویربرداری کردند، در برابر چالش مالی کمر خم کرده و دربهدر به دنبال راهی برای برونرفت از این روزهای بحرانی میگردد. باید منتظر ماند و دید آیا آنگونه که مسئولانش میگویند با اعلام رسمی ورشکستگی میتواند دوباره تجدید قوا کند و با استراتژی تازه دوباره جانی بگیرد و شانه به شانهی بزرگان دنیای فنی عکس و تصویر بساید یا خورشید پرفروغش برای همیشه خاموش شده است و در سالهای آینده باید «کداک» را تنها در کتابهای تاریخ هنر جستجو کرد.
در این مجمع ابتدا اساسنامه انجمن در حضور اعضائ قرائت و با نظارت نماینده قانونی وزارت کار تصویب شد سپس اعضا هیئت مدیره و بازرسان با رای گیری اعضا برای مدت سه سال به شرح زیر انتخاب شدند.
بهمن بهروز از شرکت نیکونگرش، سید مهدی تقوی از شرکت رنگ سیستم، قاسم مایل افشار از شرکت آفومار، احمد جباری از شرکت نوین تجارت پارسیان و عباس اسدی از شرکت سامان به عنوان اعضا اصلی هیئت مدیره و محمودرضا عظیمی از شرکت دید فراز و محسن آل طه مطهر از شرکت چشم سوم به عنوان اعضا علی البدل انتخاب شدند.
و احمد مایل افشار از بازرگانی مایل افشار به عنوان بازرس و روح اله نوری از شرکت پارمیس آرکا علی البدل انتخاب شدند.
در اساسنامه انجمن صنفی کارفرمائی واردکنندگان دوربین وتجهیزات عکاسی و فیلمبرداری استان تهران موارد زیر به عنوان وظایف اختصاصی انجمن ذکر شده است.
- سازماندهی و مدیریت واردات براساس حمایت از واردکنندگان قانونی و حمایت از حقوق مصرف کنندگان و جلوگیری از واردات کالاهای نامرغوب و قاچاق و ترغیب فروشندگان و توزیع کنندگان به فروش محصولات اصلی و استفاده از ضمنانت و خدمات پس از فروش شرکتهای معتبر
- ارائه نظرات کارشناسی در صنف مربوطه به مراجع و دستگاههای ذیربط حکومتی نظیر گمرک جمهوری اسلامی، وزارت امور اقتصادی و دارایی، وزارت صنعت و تجارت و سازمان حمایت از حقوق مصرف کنندگان و سایر سازمانهای مرتبط در چارچوب مقررات موضوعه جمهوری اسلامی ایران
- برگزاری نمایشگاههای تخصصی و دورههای آموزشی جهت ارتقا سطح فنی و دانش حرفهای اعضاء و مصرف کنندگان
*سایت عکاسی تاسیس این انجمن را به هیات مدیره و اعضاء انجمن تبریک میگوید.

گروه سه نفره مزبور متشکل از محمد ادیبی، فرید دولتآبادی و حمید سلطانآبادیان با هدف «عکاسی از خانواده، آداب، سنن، فرهنگ و آیین ملل در کشورهای مسیر» سفر خود را روز دوشنبه ۵ دی، با عرض ادب به بارگاه مقدس حضرت علیابن موسیالرضا (ع) آغاز میکنند.
عکاسان دوچرخهسوار در جریان حرکت خود، «تهیهی سفرنامه مصور بهصورت آنلاین» را در دستور کار دارند. گزارش و عکسهای این سفر در سایت اختصاصی گروه به اطلاعرسانی خواهد شد.
این پروژه توسط «حوزه هنری خراسان رضوی» برنامهریزی و پشتیبانی گردیده و از حمایت معاونت فرهنگی - اجتماعی شهرداری مشهد نیز برخوردار است.
برنامه خداحافظی و بدرقه این هنرمندان عکاس ساعت ۱۲:۳۰ دوشنبه ۵ دی از مقابل حوزه هنری مشهد (میدان تقیآباد) انجام میشود.
بر اساس فراخوان اعلام شده از سوی ستاد برگزاری این رویداد، عکاسان تئاتر علاقهمند به شرکت در مسابقه عکس جشنواره تئاتر فجر، میتوانستند با حداکثر پنج قطعه عکس که در بازده زمانی اول آذر ماه سال ۱۳۸۹ تا آذرماه سال جاری عکاسی کردهاند، در این جشنواره شرکت کنند.
با پایان مهلت دریافت آثار از دوشنبه ۲۸ آذر جلسه ارزیابی آثار توسط سیف ا.. صمدیان، مسعود پاکدل و حبیب رضایی داوران این بخش از سی امین جشنواره تئاتر فجر، برگزار شد.
عکسهای منتخب این مسابقه در قالب کتاب نفیسی همزمان با افتتاحیه سی امین جشنواره بین المللی تئاتر منتشر و نمایشگاه این آثار از ۱۰ تا ۲۲ بهمن ماه برپا خواهد شد.
برگزیدگان بخش مسابقه عکس نیز در مراسم اختتامیه تئاتر ایران معرفی خواهند شد.
سیامین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر از تاریخ ۵ تا ۲۲ بهمن سال جاری با دبیری رحمت امینی برگزار میشود.

عکسهای این مجموعه آیینهای عاشورایی شهرها و روستاهای مختلف ایران است که در تیراژ ۲۰۰۰ نسخه به چاپ رسیده است و به عنوان هدیه فرهنگی در نمایشگاه خیمه خورشید به علاقه مندان آیینهای عاشورایی هدیه داده میشود.
علاقه مندان جهت دریافت این مجموعه کارت پستال میتوانند به نمایشگاه خیمه خورشید مراجعه کنند.
نمایشگاه خیمه خورشید از ۱۲ تا ۲۵ آذر در بلوار کشاورز، خیابان حجاب، کانون پرورشی و فکری کودکان و نوجوانان برپاست.
یکی دیگر از سلسله نشستهای تخصصی عکاسی با موضوع «نقد و اهمیت آن» برنامه دیگری است که با حضور استاد شاهرودی در روزهای بعد از اردو برگزار خواهد شد. در این نشست به بررسی جایگاه نقد در آثار هنری و بویژه عکاسی پرداخته خواهد شد و ضمن نمایش آثار مطرح، نقدهای هنری مورد بحث خواهد بود.
برگزاری اردو: پنجشنبه یکم دی ماه.
ثبت نام: شنبه ۱۹ آذر تا یکشنبه ۲۷ آذر ماه جاری در ساعات ۱۲ الی ۱۶.
نشانی: پارک ملت - مجتمع امام رضا (ع) - اتاق ۱۰۸
کانون عکس انجمن سینمای جوانان ایران – دفتر مشهد
تلفن تماس: ۶۰۹۴۰۳۹ / ۰۴۵۳ ۳۲۴ ۰۹۳۵
برگزاری کارگاه: شنبه سوم دی ماه. ساعت ۱۷
شرکت در کارگاه برای عموم عکاسان رایگان و آزاد است
نشانی محل برگزاری کارگاه: تالار فردوسی، فرهنگسرای جهاد دانشگاهی مشهد، سه راه ادبیات
۱۶ نماینده از مجموعههای مهم آرشیوی از ۸ کشور خاورمیانه شامل: ایران، اردن، سوریه، عراق، فلسطین، لبنان، مراکش و مصر در این کارگاه شرکت دارند.
همچنین دو تکنسین اسکن بایگانیها از بنیاد تصویر عرب نیز در این دوره شرکت دارند. از ایران، محمدرضا طهماسبپور در این کارگاه شرکت دارد.
استادان این کارگاه دبرا هس - نوریس (دانشگاه دلیور امریکا)، نورا کندی (موزه هنر متروپولیتن نیویورک)، برتراند لاودرین (مرکز تحقیقات علمی فرانسه (CNRS، فرانسیسکا فرای (کتابخانه دانشگاه هاروارد)، ترام وو (موسسه حفاظت گتی)، زینا اریدا، عصام ناصر و اکرم زعتری (بنیاد تصویرعرب) هستند.
برنامه این کارگاه شامل هشت روز آموزش در دانشگاه بیروت و بنیاد تصویرعرب است و در آن، آموزشهای پایه نظری و عملی در مراقبت از طیف گستردهای از مواد عکاسی موجود در مجموعه موزهها، کتابخانهها، آرشیو و مخازن دیگر را ارائه میکنند. همچنین یک سخنرانی در ۱۶ نوامبر توسط فرانسیسکا فری و نورا کندی درباره چالشهای حفاظت و نگهداری از فایلهای عکاسی دیجیتال در مرکز هنر بیروت و بازدید از چند مجموعه عکس در بیروت و صیدا انجام خواهد شد. جلسات به زبان انگلیسی برگزار میشود و همزمان به عربی نیز ترجمه میشود.
عنوانهای آموزشی دوره شامل موارد زیر است:
تاریخچه عکاسی، خواص مواد و شناسایی چاپهای آلبومین، ژلاتین نقره و مواد رنگی چاپ، صفحههای شیشهای و فیلم نگاتیو
معرفی مواد نادر عکاسی
ارزیابیهای زیست محیطی و اقدامات کنترل عملی
کاهش آلودگی هوا و خطرات آلایندهها
شیوههای ذخیره سازی از جمله ذخیره سازی سرد و برگزاری نمایشگاهها،
دستورالعملهای جابجایی مواد عکاسی
روشهای تمیز کردن و تثبیت کنندهها
آمادگی برای شرایط اضطراری
جمع آوری، دسترسی و حفظ توازن مجموعه
بهترین شیوه دیجیتالی کردن مجموعه برای دسترسی
اولویت بندی برای حفظ و نگهداری
مواد معاصر: جهت گیری آینده در نمایشگاهها و نگهداری بلند مدت
از هر یک از شرکت کنندگان خواسته شده تا به طور خلاصه مجموعه خود را در پانزده دقیقه برای گروه ارائه کنند. در این معرفی، موارد زیر مورد نظر خواهد بود.
۱- تاریخچه مختصری از مجموعه
۲- تعداد تقریبی از عکسهای مجموعه
۳- دورههای زمانی تحت پوشش مجموعه
۴- مطالب عمومی و آنچه که در این تصاویر نشان داده شده است
۵- افراد کادر مسئول در مجموعه
۶- چالشهای اصلی که مجموعه با آن مواجه است
۷- آنچه که شما انتظار دارید از این کارگاه یاد بگیرید
این دورهها در یک بازه زمانی سه ساله طراحی شده و در پایان هر دوره شرکت کنندگان آموزشهای عملی و نظری هر کارگاه را با کار بر روی مجموعههای خود دنبال خواند کرد. برای این دورهها یک سایت نیز طراحی شده تا شرکت کنندگان در طول فرایند طولانی مدت دوره با مربیان خود در تماس بوده و ضمن انجام تکالیف آموزشی، نتایج پژوهشهای خود را به اشتراک بگذارند. از هر شرکت کننده انتظار میرود زمانی بین پنج تا ده ساعت را در هر ماه صرف انجام کارهای عملی و نظری مربوط به این دوره کند.
محمد فرنود، عکاس خبری و مطبوعاتی دو سال پیش که ایران را به مقصد فرانسه برای گردآوری آثارش در آژانس سیپا و آماده سازی آنها برای چاپ کتاب و برپایی نمایشگاه ترک میکرد هرگز تصور نمیکرد که ضایعه کوچک گوشه پلکش تبدیل به توموری خواهد شد که بیش از یکسال است او را درگیر جراحی و عوارض پس از آن کرده است.
سایت عکاسی با ابراز تاسف از وضعیت محمد فرنود و آرزوی سلامتی و بهبودی برای او یادداشت دکتر یونس شکرخواه دوست و همکار قدیمی او را جهت اطلاع جامعه عکاسی ایران منتشر می کند.
این یادداشت پیش از این در همشهری آنلاین و روزنامه شرق شنبه ۱۴ آبان منتشر شده است.
میم مثل مردمک؛ مثل محمد
روی تخت یک بیمارستان، تنهاست در پاریس و به روزهایی فکر میکند که چشم همه ما بود در روزهای درد و در روزهای شادی.
یادم هست روزی که ایندیرا گاندی ترور شد او چطور و به چه شیوهای خودش را به هند رساند و فردای آن روز با عکسهای اختصاصی او یک گزارش تصویری زنده داشتیم از این رویداد؛ و در یادها مانده به جا عکسهایی که از فیدل کاسترو گرفت و از یاسر عرفات؛ دانیل اورتگا و معمر قذافی؛ از غیرمتعهدها و از المپیک و جامجهانی و رویدادهای هنری، از تسخیر سفارت آمریکا در تهران با یک سال تمرکز بر این رویدادها جهانی از آغاز تا پایان، از ماتم فلسطینیها در بیروت و از شیعیان جنوب لبنان؛ از زمستان کردهای شمال عراق و کشتار شیعیان جنوب عراق و.... عکسهای تکاندهندهاش از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، از بمباران وحشیانه هواپیماهای عراقی علیه مردم بیدفاع بستان و آزادسازی خرمشهر یا عکسی از خود او که زیر این بمباران چگونه بیهراس از مرگ؛ تعهد تاریخیاش را به انجام میرساند و یا درخشانترین عکسش، آن رژه پر صلابت که در جای جای ایران؛ حمایتگرانه در قاب چشمها نشست.... و باز یادم هست که چطور چاپ شدن عکسهایش از نخستین ساعات زلزلههای رودبار و منجیل و بم در رسانههای بینالمللی بیش از ۶۰ کشور جهان و تاثیر بهسزایش باعث شد تا موجی از کمکهای مردمی به سوی شهرهای زلزله زده روانه شود. او خوب میدانست چگونه با عمق جان در سوژهها نفوذ کند و می دانست چطور میتوان انسانها را از طریق عکس در هر گوشه و کنار دنیا به تامل وادارد و کمکهای بینالمللی را با چاپ شدن عکسها در رسانههای جهان به سوی کانونهای زلزله زده سرازیر سازد.
محمد فرنود فتوژورنالیست پرتکاپوی تمام عیار به اینها بسنده نکرد، تجربههای گرانقیمت برخاسته از تلاشهای سازندهاش را در قالب اصول عکاسی خبری و اجتماعی؛ بیدریغ به کلاسهای دانشگاه برد تا نسل جوان مستعد ایران بیالگو نماند؛ آموختههای حرفهایاش را به کتابها و نمایشگاهها در داخل و خارج سپرد و پای ایجاد نهادهای صنفی نشست؛ و سرسختانه کوشید تا به عکاسی خبری مطبوعاتی ایران در مقیاسهای جهانی هویت دهد و بارها حاصل کارهایش را در قالب ویژهنامههایی ستودنی در سه دهه اخیر به کیهان داد؛ به اطلاعات به شرق؛ به همشهری و .....
کم حرف میزد؛ بیشتر عمل میکرد و عکسهایش فریاد این رویهها بود. به مردی که قدرت عکس و عکاسی را میشناخت، اما به قواعد اداری و بوروکراتیک در روزنامهها تن نمیداد و میگفت یونس زمان از دست میرود و میرفت و تا کاری را به اتمام نمیرساند بازنمیگشت؛ جوایز متعدد و مدرک درجه یک هنر دادند؛ اما باز هم ننشست و چشم به دوربین چسباند.
همسر هماره همراهش مریم را دیروز دیدم که با دکتری در حال مشورت بود. او مریم دیروزها نبود؛ گرد غم و خطوط گذر یک غم جانکاه بر پیشانیاش؛ نگاهم را تیره کرد؛ نرم و روان به واگویه پرداخت و خوب میدانست چطور باید مرا - بیآنکه بدانم و شوکه شوم- به تدریج در برابر تصاویری قرار دهد که این بار شکارش خود شکارچی بود.
عکس فرنود را که دیدم مریم هم با من گریست: یک چشم او را دوخته بودند.
حالا دیگر باید باور کنم که هر عکس روزنهای رازآلود است رو به رازی دیگر که در چرخش هر روایتی؛ راه رازگشایی را هم مسدودتر میکند. دلم نمیخواست باور کنم که این عکس محمد باشد و راوی سکوت او در آن اتاقک بیمارستان؛ با چشمی دوخته شده؛ آن هم چشم راست، چشم دوربین، در محاصره پنجرههای مسدود آن اتاقک - تا نور نبیند؛ تا مبادا به خاطر حساس شدن، خشک شود.
محمد پنج سال با میراثی که از یک منطقه آلوده به چشمش نشسته بود؛ مواجه بود؛ شاید رد پای یک زلزله و شاید هم ..... چه فرقی میکند؛ محصول صحنههایی که باید بیمحابا به آنها نزذیک میشد تا برای تاریخ ثبتشان کند. او بارها به دکتر رفت؛ حتی یکبار عمل شد که متاسفانه به علت عدم پاکسازی کامل سلولهای آلوده؛ همه پلک درگیر شد.
چه یغمایی است این؟ دوختن چشم و ربودن نور از برابر مردمک مرد تمام عیاری که چشمان جستجوگرش آموخته دوربینی بوده است.
چشم دیگرش هم بسته بود، اما چهرهاش اصلا خبر از خواب نمیداد؛ انگار از همه چیز فاصله گرفته بود تا بهتر ببیند در کجای جهان و بر آونگ عقربههای کدام زمانه؛ چنین تنهای تنها به دست باد سپرده شده است. شاید هم داشت جای خالی خودش را در میدان التحریر مصر میدید و خیابانهای طرابلس.
برسون - پدر فتوژورنالیسم- میگوید در هر گزارشگری فتوژورنالیستی؛ عکاس مثل یک بیگانه به صحنه مینگرد؛ اما این بار او با چشمان بسته فقط و فقط به خودش مینگریست و این من بودم که بیگانه بودم؛ نمیدانستم رفیقم یک سال است درگیر توموری خطرناک است که چشم او را نشانه رفته و او را روانه بیمارستان کرده است؛ من بر این گمانه بودم که شاید این بار هم مثل آن صدها بار دیگر، بیخبر رفته به لیبی یا به بحرین و تونس و بر میگردد مثل همیشه با هزارن فریم بیبدیل تا باز بنشینیم تا پاسی از شب و انتخاب کنیم از بین آنها تا ویژهنامهای شود برای این و آن.
- محمد! شب بم یادت هست؟
برای اینکار مجبور شده بودند سه چهارم پلک را بردارند؛ و متاسفانه ماجرا هنوز به پایان نرسیده است؛ فرنود در این روزهای سخت منتظر جراحی دوم است و دارد به پشت سر نگاه میکند؛ به زلزلهها و سیلها و جنگها و به مخاطراتی که او را از پا در نیاورد، او دارد پیامدهای تلخ یک زندگی حرفهای را با خود به همه جا میکشاند؛ مگر از سایه گریزی هست؟
او دارد مرور میکند رویدادهایی را که ما حتی تاب دیدنشان را در عکسها هم نداشتیم.
ما هنوز مثل بیگانهها ایستادهایم؛ البته با چشمانی باز؛ از من رفیق سی ساله او تا آنهایی که او را فقط از طریق عکسهایش میشناسند. البته مثل همیشه استثناهایی هم هستند که بیهیاهو راه خود را میروند. من باید به عنوان یک دوست و همکار؛ سپاسگزار رئیس فرهنگستان هنر، علی معلم ارجمند باشم و سپاسگزار معاونت مطبوعات خارجی ارشاد که کارهایی کردهاند و دنباله ماجرا خواهند گرفت.
میگویند عکاسی شیوهای از حس کردن است؛ شیوهای از درک کردن و دوست داشتن و ما بی هر سه اینها ایستادهایم.
عکاسی هنر دیدن است؛ و ما هنوز نمیبینیم؟ و سرمان بند است به تیتر و سوتیتر و فلاش و گوگل و ایمیل و فلان... عکاسی ثبت حس است. بیائیم با احساس در برابر این حادثه تلخ بایستیم.
شما میتوانید از طریق بخش نظرات همین خبر با محمد فرنود در ارتباط باشید یادداشتها و مطالب شما برای همسر وی ارسال و به دست محمد فرنود خواهد رسید.
عکس اول: مجتبی آقایی
در این کمپ کارگاههای تخصصی عکاسی و فیلمسازی به صورت ورک شاپ تدارک دیده شده و در پایان آخرین روز کمپ پس از بررسی آثار شرکت کنندگان به منتخبین جوایزی به رسم یادبود اهدا میشود.
در این کمپ برنامههای متنوع و تفریحی نیز اجرا خواهد شد، از آن جمله میتوان به اجرای موسیقی زنده در فضای باز کویری، رصد ستارهها، نمایش فیلم در فضای باز، دوچرخه سواری در پیست کویری اشاره کرد.
حمایتهای انجام شده از برگزاری این کمپ موجب کاهش هزینه و اقتصادی شدن هزینه شرکت در تور همراه با تخفیفهای ویژه شده است.
السا فیروز آذر، ویان شاهرخی، کتایون ارسنجانی، جلال الدین حمیدی، مونا زاهد و آرش عاشوری نیا مدرسین ورک شاپهای این کمپ خواهند بود.
همچنین تعدادی از چهرههای شناخته شده سینما نیز میهمانان ویژه این برنامه خواهند بود.
«کمپ تخصصی عکاسی و فیلمسازی در کویر» توسط خانه سینماگران جوان با مشارکت دفتر اکو کمپ کویری متین آباد در منطقه متین آباد (بین کاشان و نطنز) تدارک دیده شده است.
برای دریافت اطلاعات بیشتر و ثبت نام آنلاین به سایت کمپ مراجعه و یا با شمارههای ۸۸۷۳۹۳۴۱ - ۸۸۷۳۱۵۷۹ روابط عمومی خانه سینماگران جوان تماس بگیرید.
این گروه را شرکتهای آفومار، آلتون، ایده آل، ایران فلاش، بازرگانی مایل افشار، پارمیس آرکا، پاسخ، چشم سوم کاسپین، دیدفراز، رنگ سیستم، سامان، نیکو نگرش، نوین تجارت پارسیان تشکیل میدهند.
شرکتهای فوق نمایندگان، واردکنندگان و پشتیبانی کنندگان معتبر و شناخته شده تجهیزات عکاسی هستند که برای اولین بار گردهم آمدند تا تجربهای متفاوت از یک نمایشگاه تخصصی را برای مخاطبانشان به ارمغان آورند.
این نمایشگاه همزمان با اولین جشنواره عکس دانشجویی و با همکاری دانشکده هنرهای تجسمی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران میشود.
اولین نمایشگاه دوربینهای عکاسی و تجهیزات وابسته شنبه ۲۸ آبان افتتاح و تا ۲ آذر از ساعت ۱۱ تا ۱۹ ادامه دارد و بازدید برای همه علاقه مندان در طول مدت برگزاری نمایشگاه ممکن است.
نگارخانه تهران، خیابان انقلاب، خیابان قدس، نرسیده به خیابان طالقانی، ضلع شرقی دانشگاه تهران
توضیح تکمیلی: از میان شرکتهای عضو گروه، دو شرکت «ایده آل» و «چشم سوم» در این نمایشگاه حضور ندارند.
تاکنون نمایشگاههایی جهت ارائه پویایی هنر زنان ایران در بلژیک به نمایش در آمده است که در ادامه این برنامه بلژیک دی ماه ۱۳۹۱ میزبان نمایشگاه بعدی هنرمندان زن ایران خواهد بود.
موضوع نمایشگاه: آزاد، در حوزههای عکاسی، نقاشی، چیدمان
شرایط شرکت در فراخوان: هنرمندان زن متولد ۱۳۵۰ تا ۱۳۷۰ ساکن ایران
برگزاری حداقل یک نمایشگاه انفرادی در گذشته
مدارک لازم: عکس و بیوگرافی هنرمند به زبان انگلیسی - تصویر حداقل ۶ اثر با فرمت jpg و ۳۰۰ دی پی آی با مشخصات کامل اثر شامل عنوان، اندازه، تکنیک و تاریخ خلق اثر
دبیر نمایشگاه: فری ملک مدنی
هیئت داوران: Sylvie Foucart - Benoit Remiche - Marie Vermeiren - uc Oustsaeger - Fery Malek Madani - Elahe Javaheri
تقویم نمایشگاهی: ارسال تصاویر آثار تا پایان آبان ماه ۱۳۹۰ به نشانی الکترونیکی info@artcantara. be
اسامی پذیرفته شدگان از سوی هیئت داوران تا تاریخ ۱۰ دیماه ۱۳۹۰ اعلام و به ایمیل شخصی هنرمندان ارسال میشود.
جشنوارهٔ هنری «پرسبوک»، که در فضای مجازی و بر روی اینترنت برگزار میشود، برگزیدگان دومین دورهٔ خود را شناخت.
مسئولیت انتخاب اولیهٔ آثار در این دوره بر عهدهٔ رزیتا شرفجهان، شادی قدیریان، کامبیز صبری و ملک دادیار گروسیان بود و آثاری که در مرحلهٔ اول توسط این افراد انتخاب شدند در مرحلهٔ بعد توسط ادوارد لوسی اسمیت، زیگی گــلدینگ، جیل ارزن، علیرضا سمیعآذر و نازلی مدکور مورد داوری و ارزیابی قرار گرفتند تا برگزیدگان رشتههای مختلف این جشنواره معرفی شوند. در این میان در بخش «عکاسی» و پس از انجام داوری در نهایت بهاره بیشه، جلال سپهر (عکس بالا) و نیما سنبلستان بعنوان برگزیدگان دومین دورهٔ جشنوارهٔ هنری «پرسبوک» در بخش «عکاسی» معرفی شدند. همچنین آرش اشکر عکاس منتخب مردمی و رسول کمالی عکاس منتخب ندا درزی (طراح و بانی جشنواره) معرفی شدند.
در این دوره تکنیک و موضوع کارها در فراخوان «آزاد» اعلام شده بود و جشنواره در ۷ گرایش نقاشی، عکاسی، مجسمه، ویدئو، اینستالیشن، پرفورمنس و وبآرت برگزار شد. ۲۶۲ هنرمند در بخش نقاشی، ۱۳۰ هنرمند در بخش عکاسی، ۳۲ هنرمند در بخش مجسمهسازی، ۱۲ هنرمند در بخش اینستالیشن، ۲۷ هنرمند در بخش ویدئوآرت، ۵ هنرمند در بخش وبآرت و ۶ هنرمند هم در بخش پرفورمنس در این دوره شرکت کردند. قرار است آثار برگزیده در سایت «پرسبوک آرت» و مراکز معتبر هنری معرفی شده و در صورت امکان منتخبی از این آثار هنری معاصر ایران در شماری از گالریهای داخلی و خارجی نیز به نمایش درآید.
این جشنوارهٔ هنری مجازی در تابستان ۲ سال اخیر با هدف اثبات اینکه میتوان فرهنگ را از طریق رسانههای عمومی گسترش داد میزبان جوانان هنرمند ایرانی بوده است. جشنوارهٔ هنری «پرسبوک» میکوشد با شناسایی و معرفی استعدادهای جوان، فرصت پیشنهاد اسامی متنوعتری برای عرصهٔ هنر حرفهای ایران را فراهم آورد. دستاندرکاران این رویداد هنری معتقدند رسانههایی چون اینترنت میتوانند دسترسی آسانی را به آثار هنرمندان در سراسر جهان فراهم سازند و بعلاوه این رسانهها باوجود کاربریهای گسترده همچنان از بسیاری معایب و دستهبندیهای رایج و سودجوییها مصون ماندهاند. در نتیجه بهتر است تا نسل جوان هنرمندان تجسمی، بیش از هر گروه دیگری آیندهٔ خود را در مراودات این عرصه جستجو کنند.
حراجی معروف «ساتبیز» که یکی از مهمترین و بزرگترین مراکز خرید و فروش آثار هنری در جهان است، تازهترین حراج خود را به هنر معاصر ایران و جهان عرب اختصاص داد و علیرغم فروش نرفتن حدود نیمی از آثار عرضه شده نهایتا به فروشی نزدیک به ۱۱ میلیون پوند رسید.
در این حراج بزرگ که سهشنبه ۱۲ مهرماه جاری برگزار شد، خریداران و کلکسیونرهای مختلفی گردهم آمده بودند و البته تعدادی از آنها هم از پشت تلفن یا از راه اینترنت در امر خرید آثار هنری عرضه شده در این حراج شرکت کردند. مطابق سالهای اخیر، در بین آثار پرشماری که از هنرمندان جوان یا باسابقهٔ جهان اسلام به معرض فروش گذاشته شده بود تعدادی آثار مرتبط با «عکاسی» نیز به چشم میخورد.
از میان این آثار «عکاسی» میتوان به عکسی سیاه و سفید از مجموعهٔ «برف» عباس کیارستمی اشاره کرد که در ابعاد ۱۵۳×۲۲۷ سانتیمتر و به قیمت پایهٔ ۲۰ تا ۲۵ هزار پوند ارائه شده بود، اما خریداری نیافت. دو اثر ترکیبی از صادق تیرافکن هم که بین ۴ تا ۸ هزار پوند برآورد قیمت شده بودند، به فروش نرفتند تا تنها عکاس ایرانی موفق در این حراج پاییزهٔ آثار هنری، شیرین نشاط باشد که بازارش همچنان پررونق ماند. یکی از عکسهای او از مجموعهٔ معروف «باغ الله» که شامل عکس زنانی است که نوشتههایی به خط فارسی بر روی پوست صورت یا دست و پای آنها به چشم میخورد، به قیمت ۷۲۵۰ پوند به فروش رفت. این اثر که به تاریخ ۱۹۹۳ امضا شده، از سوی یک گالری در پاریس برای فروش عرضه شده بود. این مجموعه از آثار، پیش از این شیرین نشاط، هنرمند ایرانی ساکن نیویورک، را به شهرت جهانی رسانده است.
اما کسادی بازار فقط مختص عکاسها نبود و هنرمندان شناخته شدهٔ دیگری از ایران نیز کارشان بدون مشتری ماند. پرویز تناولی، هنرمند پرآوازهٔ ایرانی، که به تازگی در نمایشگاه انفرادیش در لندن با فروش خوبی روبرو شده بود، در حراج ساتبی به اندازه نمایشگاهش موفقیت بدست نیاورد. یکی از مجسمههای او با نام «سر شاعر» که در قطع بزرگ ساخته شده است با قیمت بین ۸۰ تا ۱۲۰ هزار پوند در حراج حاضر بود که خریداری نیافت. دیگر اثر او با عنوان «هیچ و میز» که ابعاد کوچکتری داشت با قیمت ۲۰ تا ۲۵ هزار پوند در معرض فروش قرار داشت، اما آن هم خریداری نیافت. آثاری از دیگر هنرمندان سرشناس ایران نظیر فرهاد مشیری، فرح اصولی، کامران دیبا، مسعود عربشاهی و بیتا فیاضی هم نهایتا گرفتار کسادی بازار ساتبیز شدند و به فروش نرسیدند.
در حراج امسال ساتبیز لندن، ۱۲۴ اثر هنری اعم از نقاشی، عکس و مجسمه به حراج گذاشته شده بود که ۵۶ اثر آن مربوط به ۴۷ هنرمند ایرانی بود و از آن میان فقط آثار ۱۷ هنرمند کشورمان به فروش رسید و با کمال تعجب تعداد زیادی از آثار، از جمله آثار ایرانی، بر روی دست فروشندگان باقی ماند. اما از کسادی بازار که بگذریم موفقترین هنرمند حراج امسال سهراب سپهری بود. یک تابلوی نقاشی از این هنرمند فقید ایرانی که ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار پوند قیمتگذاری شده و توسط گالری سیحون به این حراجی آورده شده بود نهایتا به ارزش بیش از ۳۸۵ هزار پوند (حدود ۶۳۸ میلیون تومان) به فروش رفت تا ضمن کسب عنوان گرانترین اثر حراجی، سهراب سپهری را بعنوان یکی از گرانقیمتترین هنرمندان مدرنیست خاورمیانه مطرح سازد.
همچنین از دیگر آثار ایرانی موفق این حراج میتوان به مجسمهای از مجموعهٔ «غولها» ی زندهیاد بهمن محصص اشاره کرد که به ارزش بیش از ۱۸۷ هزار دلار فروخته شد و دومین اثر گرانبهای هنرمندان ایرانی و چهارمین اثر گرانقیمت این حراج لقب گرفت. این درحالی بود که حراج ساتبیز این مجسمه را ۸۱ هزار و ۵۰۰ دلار قیمتگذاری کرده بود. در این حراج آثار مدرنیستهای پیشکسوت دیگر ایرانی نظیر منیر فرمانفرمائیان، محمد احصایی، حسین زندهرودی، پروانه اعتمادی و نصرالله افجهای با قیمتهای بالایی به فروش رسیدند.
عکس: از مجموعهٔ «برف» عباس کیارستمی
در این کارگاه مقدّمات مفاهیم نجومی، عکاسی از آسمان و ویرایش تصاویر نجومی با نرم افزارهای مرتبط آموزش داده میشود.
علاقمندان میتوانند برای ثبت نام رایگان تا پایان وقت اداری روز سه شنبه ۱۲ مهر ۹۰ از طریق شماره تلفن ۲۲۰۲۹۷۲۷ اقدام کنند.
پژوهشکده تحقیقات فضایی +، سعادت آباد، خیابان شهید میرحسینی (چهاردهم)، شماره ۷۲
این سفر به میزبانی منطقه آزاد ارس، با حضور بیست و چهار تن از هنرمندان عکاس تبریزی برگزار شد.
در این سفر که با هدف عکاسی از مناظر طبیعی، زندگی و معماری روستایی انجام شد، شرکت کنندگان ضمن دریافت بسته فرهنگی و بروشور سفر به منظور تقویت و اشرافیت هر چه بیشتر بر موضوع و موقعیت جغرافیایی مسیر برنامه در نخستین ساعات صبح روز جمعه، در یک شرایط آب و هوایی خاص کوهستانی از اولین روستای پلکانی ایران (زنوزق) به عکاسی پرداختند.
همسفران بعد از عکاسی از روستای زنوزق، بطرف منطقه آزاد ارس حرکت نموده و مورد استقبال مسئولین فرهنگی این منطقه قرار گرفتند.
با برنامه ریزیهای انجام گرفته گروه فنی سفر، بعد از عبور شعاع ۱۲۰ درجه نور خورشید، عکاسان شرکت کننده در یک شرایط خاص نوری از کلیسای سنت استپانوس (کلیسا خرابه) به عکاسی پرداختند.
با هماهنگیهای انجام یافته گروه همسفران در مسیر برگشت جلفا به مرند ضمن عبور از کنار رود زیبای مرزی ارس، از نمازخانه چوپان دیدار نموده و از این اثر تاریخی به عکاسی پرداختند.
از مهمترین اهداف برگزاری تورهای عکاسی «انجمن عکاسی بسیج هنرمندان استان آذربایجان شرقی» شناسایی استعدادها و جذب علاقمندان و دوستداران هنر عکاسی در محیطی علمی، سالم و صمیمی است تا ضمن شرکت در فضایی عکاسانه از تاثیر شرایط کارگاهی و آموزش غیرمستقیم عکاسی بهرههای لازم را برده و تجارب اولیه و تکمیلی خود را در زمینه عکاسیهای روایی، مستند اجتماعی، طبیعت، معماری و مفهومی افزایش دهند.
جواد آقاجاننژاد، پروین بهرامی، جواد بهمنش راد، محمد پارچه فروش، رضا توکلی، حسین جاودانیپور، بهروز جعفری، همایون حسنزاده، مقصود سامع سردرودی، سیدحسن سید ذوالفقاری، بابک شعبانی، محمد علیپور شهیر، هادی فائزی، رضا فلاحی مطلق، وحید فلاحی مطلق، ملک ناصر قربانزاده، عبداله قریشیزاده، حمید قند ریز، سحر کیانی، محمدرضا محمدخانلو، فروغ محمدزاده، علیرضا ناجیان، بهروز نوری و رامین نوری عکاسان حاضر در این سفر بودند.
در پایان سفر ضمن تقدیر از آقای سلمانی جهت انجام امور اجرایی سفرهای قبلی، از ملک ناصر قربانزاده، جواد بهمنش راد، سحر کیانی و محمد علیپور شهیر با اهدای جوایزی تقدیر به عمل آمد.
این سفر که به میزبانی منطقه آزاد ارس تدارک گردیده، جمعه هشتم مهر ماه ۱۳۹۰، با حضور ۴۰ تن از هنرمندان عکاس تبریزی برگزار خواهد شد.
عکاسان شرکت کننده در این سفر حرکت خود را از تبریز آغاز کرده و ضمن عبور از شهر مرند و بازدید از روستای تاریخی زنوزق، عازم شهرستان مرزی جلفا و منطقه آزاد ارس خواهند گردید.
عکاسی از مناظر طبیعی، زندگی روستایی، معماری روستایی و... از موضوعات مهم عکاسی شرکت کنندگان در این سفر است.
با برنامه ریزیهای انجام شده همسفران در این سفر از روستای تاریخی طبقاتی زنوزق، منطقه مرزی جلفا، کلیسای سنت استپانوس (کلیسا خرابه)، نمازخانه چوپان، سد ارس و از یکی از پروژههای تولیدی صنعتی منطقه آزاد ارس بازدید میکنند.
طبق روال سفرهای انجام شده در طول مسیر، عکاسان شرکت کننده از حضور اساتید عکاسی بهرهمند خواهند شد.
این سفر بصورت یک روزه برگزار شده و همسفران شامگاه روز جمعه به تبریز باز خواهند گشت.
خبر کوتاه است و ناباورانه آنهایی که او را میشناختند در بهت و حیرتند و هنوز خبر را باور ندارند و به دنبال صحتش هستند اما متاسفانه واقعیت دارد. تورج حمیدیان درگذشت.
تصویرگر طبیعت دیروز، فردا در آغوش طبیعت آرام میگیرد.
در مقدمه مصاحبهای با او، که در شماره نه فصلنامه حرفه: هنرمند به چاپ رسیده آمده است: «همیشه کسانی هستند که خود خواسته، بدور از جنجال، علقه و دلمشغولی خود را به سرنوشتشان بدل میکنند. تورج حمیدیان، عکاسی است با عطشی سیری ناپذیر برای دیدن عکس و پیگیری داستان هنر. یک دوق ورز به معنای دقیق کلمه. حافظه او، همچون کتیبهای است مرموز از نوشتهها و تصاویرِ دوران ِ زندگی ِ خود و تاریخ پیوند آنها؛ با جزئیات و تحلیلی دقیق... و خودش ترکیب غریبی از آرامش، ذوق زدگی، حوصله، دلباختگی، سکون، شور، تشخص، کودکی، حرمت... و سلامت»
حمیدیان متولد ۱۳۲۱ قزوین، فارغ التحصیل معماری از دانشگاه تهران، فعالیت هنری خود را با کاریکاتور آغاز کرد و عکاسی طبیعت و معماری را دنبال کرد. عکسهای طبیعتش را در دهه ۷۰ چند بار در گالری گلستان به نمایش گذاشت. او همکاری نزدیکی با نشریه حرفه هنرمند داشت.
مراسم تشیع پیکرش ساعت ۹ چهارشنبه بیست و نهم تیر ۹۰ از مقابل بیمارستان آتیه، شهرک غرب، تقاطع بلوار فرحزادی و پونک باختری برگزار میشود.
سایت عکاسی این مصیبت را به خانواده، دوستان و جامعه عکاسی ایران تسلیت میگوید.
تکمیلی:
- مراسم بزرگداشت تورج حمیدیان جمعه ۳۱ تیر ۹۰ از ساعت ۱۸/۴۵ تا ۲۰ در مسجد الرضا خیابان نیلوفر برگزار میشود.
- فایل PDF گفتگوی شهریار توکلی و فرشید آذرنگ با تورج حمیدیان. بعد از ما غربال بدستی میآید (فصلنامه حرفه: هنرمند، شماره ۹، پاییز ۸۳)
- خبر
- دو سالانه عکس ایران
- دوسالانه عکس جهان اسلام
- جایزه جهانی هنر و نیایش
- جشنواره عکسهای دریایی
- جشن تصویر سال
- خبر هنری
- تبریک و تسلیت
- زلزله بم
- اخبار بین الملل
- موزه عکسخانه شهر
- لینک
- جلسات و گردهمایی عکاسی
- رسانه و عکاسی
- نقد و نظر
- معرفی سایت جدید
- نمایشگاه عکس
- گالری اثر
- فرهنگسراها
- گالری گلستان
- خانه هنرمندان ایران
- مان هنر نو
- گالری مهروا
- گالری نیکول
- گالری سیحون
- گالری راه ابریشم
- گالری زنگار
- گالری دی
- گالری شیرین
- گالری افرند
- گالری والی
- گالری الهه
- گالری فخرالدین
- گالری آریا
- گالری خارک
- گالری خاک
- گالری هفت ثمر
- شهرستان
- موسسه ماه مهر
- فرهنگسرای نیاوران
- موزه هنرهای معاصر
- موزه هنرهای معاصر فلسطین
- گالری طراحان آزاد
- گالری هفت هنر
- گالری باران
- گالری آتشزاد
- گالری اعتماد
- گالری لاله
- گالری آران
- گالری محسن
- گالری آتبین
- گالری فروهر
- گالری آتشزاد
- اخبار عکاسی
- عکاسی و مطبوعات
- نمایشگاه فتوکینا
- نمایشگاه pma
- سایت عکاسی
- عکاسی و دانشگاه
- کارگاههای آموزشی عکاسی
- بنیاد جهانی عکس خبری
- عکاس ایرانی
- انجمنهای عکاسی
- خبر
- خانه عکاسان
- رپرتاژ آگهی
- دنیای دیجیتال
- فوتولینک
- مسابقه
- فصلنامه عکاسی حرفهای
- اخبار تاریک خانه


