جنگ شغل من است

شنبه ۱۷ تير ۱۳۸۵

در باره كریستوفر موریس، عكاس جنگ آمریكایى
آزاده عصاران
091464.jpg


شاید عكاسى جنگ یكى از مشكل ترین شاخه هاى این هنر باشد. حضور در جنگ با یك دوربین مستلزم این است كه عكاس همیشه و در بدترین شرایط حضور داشته باشد و به خاطر انتخاب زاویه مناسب در خطرناك ترین وضعیت هم قرار بگیرد.براى همین است كه معمولاً عكس هاى مناسب جنگ یا كم است و یا نایاب و كمتر كسى جرات دارد جا پاى بزرگان این حیطه بگذارد. كریستوفر موریس یكى از این عكاسان است كه زندگى اش را در جنگ هاى مختلف گذرانده. نگاه گذرایى به عكس هاى موریس نشان مى دهد كه او در دل خونریزى و مرگ عكاسى را یاد گرفته و رشد كرده است. سال ها جنگ در افغانستان، كلمبیا، چچن، پاناما، روسیه، یوگسلاوى، عراق و... از او فردى ساخته كه مجلات مختلف براى پوشش رسانه اى خود در هر نوع جنگ و نزاعى از او دعوت به همكارى مى كنند.كریستوفر متولد سال ۱۹۵۸ در فلوریداى آمریكاست. او با گرفتن مدرك لیسانس خود در رشته عكاسى، بورسیه ICP را دریافت كرده و به گروه عكاسان خبرى اسطوره اى مى پیوندد كه سرنوشتش را تعیین مى كنند.
هوارد چاپنیك كه عكاسان حرفه اى مثل نچوى، استیو مك كورى، دونا فراتو و چندین عكاس دیگر را به محل هاى مختلف معرفى كرده بود، موریس را به عنوان متصدى بخش عكس انتشارات خود مى پذیرد. كریس در سال ۱۹۸۴ فكر مى كند كه به اندازه كافى براى عكاسان دیگر كار كرده و آنقدر عكس دیده كه مى تواند در یك نظر نام عكاس ها را حدس بزند. او به فیلیپین مى رود؛ زمانى كه همه چیز در هرج و مرج و بى نظمى مى گذرد شروع به عكاسى مى كند.
خودش هم تصور نمى كرد كه از همان زمان تبدیل به عكاس جنگ شود. عكس هایش هر روز در نشریات و مجلات مختلف چاپ مى شوند و نامش زیر عكس ها قرار مى گیرد. بعد از آن به آمریكاى مركزى مى رود و با حضور در جنگ ها و مناقشات شیلى و كلمبیا گزارش هاى تصویرى متنوع و عجیبى را به تایم و نیوزویك مى دهد. در سال ۱۹۸۸ اولین سفرش را به افغانستان انجام مى دهد: «افغانستان تنها جایى بود كه آن زمان به من فهماند معناى واقعى جنگ چیست! آنجا با همه وجود با پوست انداختن و یادگرفتن عكاسى آشنا شدم.»
به پاناما كه مى رود، مجله تایم با او قرارداد مى بندد تا برایش عكاسى كند. به چند كشور آفریقایى مى رود و بعد به عراق تا جنگ خلیج فارس را پوشش دهد و بعد، ۵ سال را در جنگ هاى غمناك و عجیب یوگسلاوى مى گذراند. او مى گوید: «در این ۵ سال آنقدر از خودم دور شدم و روح و جسمم آزار دید كه حس كردم فقط از روى وظیفه عكاسى مى كنم. آنجا مرگ طبیعى ترین بخش زندگى آدم ها شده بود و من همه احساساتم را در مقابل این پدیده از دست مى دادم. همین باعث شد كه برگردم ولى مجله تایم دوباره از من خواست كه خودم باشم. آنها خواستند كه روحم را بازسازى كنم و به كارم ادامه دهم. براى همین در ماموریت هاى بعدى یعنى جنگ غیرنظامیان یمن و درگیرى هاى روسیه، چچن و كوزوو دیگر خودم را پیدا كرده بودم.»


IMG_4268.jpg

موریس در مورد انتخاب این بخش از عكاسى مى گوید: «خیلى سخت است كه بخواهم دلیل انتخابم را توضیح دهم. مدت زیادى از لحاظ احساسى روى خودم كار كرده ام. بعضى وقت ها بعد از اینكه كارت را انجام داده اى و عكست را گرفته اى... وقتى صداى شلیك و فریاد هاى دلخراش كمرنگ مى شوند و تو به یك فضاى طبیعى تر برمى گردى، تازه متوجه زیبایى زنده بودن مى شوى. من بعد از ماموریت هاى سنگین و وحشتناكم تا مدتى فقط راه مى روم، نفس مى كشم و هواى بدون باروت، دود و مرگ را به ریه هایم مى كشم و مى بینم كه زنده ام... دست ها، پاها، روح و زندگى ام وجود دارند! این زمان است كه از همه چیز زندگى لذت مى برم.» او مى گوید: «در كنار همه این مسائل وقتى عكس هایم را مى بینم، متوجه مى شوم كه زندگى واقعى اینهاست. من عكاس مد یا ورزشى نیستم. من از لحظات زجرآورى عكاسى مى كنم كه شب ها كابوسم مى شوند و روزها واقعى اش را مى بینم. واقعیت بدترین لحظاتى است كه من عكاسى مى كنم.»موریس ۲۰ سال از زندگى اش را در بیش از ۱۸ جنگ گذرانده. تنها چیزهایى كه همیشه به او امید داده تا در جبهه هاى سیاه جنگ طاقت بیاورد و كارش را عاشقانه انجام دهد، فكر كردن به همسر و دو دخترش بود و اینكه عكس هایش مى تواند نشان دهنده بخشى از واقعیت زندگى مردم جوامع دیگر باشد. تعدادى از سردبیران نشریات مختلف كارهاى موریس را نسبت به بقیه عكاسان كاملاً متفاوت مى دانند اما نه به دلیل مواجه شدنش با اصل موضوع. آنها معتقدند كه او موضوع درست را انتخاب مى كند. جایى كه لازم است اصل خشونت و كشتار را نشان دهد بى پروا با لنزهاى مختلف باعث اشك ریختن مخاطبانش مى شود و جایى كه فقط نیاز به حس كردن عمق ماجراست، گوشه اى از آن را نشان مى دهد. او به خودنمایى قاتلان توجه مى كند و تشنگى جنگ طلبى. او روى چهره وحشت زده یا تسلیم شده كشته شدگان فوكوس مى كند و عكس هایش واقعیت وحشت، درد كشیدن، یتیم شدن و شكنجه را فریاد مى زنند. او به دلیل به تصویر كشیدن شجاعت، جسارت و نشان دادن حس انسان دوستى در دلخراش ترین عكس هایش تا به حال جوایز زیادى را كسب كرده؛ نشان طلاى رابرت كاپا، جایزه الویر ریبوت، جوایز اول و دوم متعدد ورلد پرس فتو، عكاس برتر خبرى از طرف دانشگاه ژورنالیستى میسورى و... فقط بخشى از این جوایز هستند. او معتقد است كه سال ها مثل یك سرباز زندگى كرده و همچنان باید منتظر باشد تا جایى جنگ شود و خودش را برساند: «از این بابت خیلى متاسفم ولى جنگ شغل من است. شاید باور نكنید كه من یكى از آن آدم هایى هستم كه همه روزهایش را براى وجود صلح جهانى دعا مى كند.»

روزنامه شرق، 9اسفند 1383، سال دوم، شماره 424

نویسنده نویسنده: آزاده عصاران


ارسال نظر

در پاسخ به نظر زیر :

مطالب مرتبط

تازه‌های عکاسی

وبلاگ در سایت عکاسی

وبلاگ و فتوبلاگ

انجمن‌های عکاسی

سایت عکاسی

سایت عکاسان ایرانی

فروشگاه کتاب عکاسی

  • تاریخ عکاسی
  • مجموعه عکس چیست؟
  • عکاس؛ استودیو
  • حرفه: هنرمند شماره ۶۷
  • تقویم حرفه: هنرمند ۱۳۹۷ - ۶ طرح جلد
  • تکنیک‌های ویرایش عکس در فتوشاپ
  • ترکیب بندی در عکاسی - لوری اکسل
  • ترکیب بندی در عکاسی - دیوید پرکل
  • مرجع کامل آموزش نرم افزار لایت روم
  • آنگاه - شماره ۵
  • شورشیان هنر قرن بیستم
  • کادربندی درعکاسی
  • مبادی سواد بصری - مترجم: مسعود سپهر
  • نقد عکس
  • پامنار
  • انزلی
  • باران شغال
  • دیده و درون
  • عکاسی مستند
  • شیب تند عصر پنج‌شنبه
  • نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران - ۲ جلدی
  • تحولات تصویری هنر ایران: بررسی انتقادی
  • عکاسی دیجیتال - نشر دوژه
  • نگاهم کن! خیالم کن!
  • در جهت عکس
  • عکس و دیدن عکس
  • گذر امروزی در طهران دیروزی
  • نقوش آهنی
  • عمامه داران
  • جام تهی
Powered by Practicalidea