بیانیه انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران

سه شنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۴

به نام خدا
هفت روز است كه یاران باوفا و عزیزمان ما را واگذاشته‌اند و آسمان را برگزیده‌اند. هفت روز است كه در عكسهایشان به ما خیره می‌نگرند، این مظلومیت هفت روز است كه جانمان را می‌گدازد.
تقدیر و سرنوشت نیز زخم خوردة اند و ما نیز تجسم چهره‌های مهربانشان در میانه آتش به چشمانمان اشك كه نه خون می‌نشاند.
اینجا فرودگاه مهرآباد است. دقایقی است كه پرواز آخر پا از زمین گرفته است. بچه‌ها ساعت‌ها تأخیر را تحمل كرده‌اند و با دلهره‌های همیشگی اشان تن به پرواز داده‌اند. باید كه بروند. آسمان آنها را صدا می‌زند، گرچه هنوز نمی‌شنوند ولی گوش آنها در پی حضور در عرصه‌های خطر و جانبازی با این صدا آشناست.
خلبان نقص فنی را به مركز كنترل اعلام و درخواست فرود اضطراری می‌كند. نمی‌دانم تا لحظه حادثه به بچه‌ها چه گذشته است، ای كاش با هم بودیم. این بار آسمان آغوش گشوده است و بازهم سهم خود را از نیكان روزگار طلب می‌كند. پرندگان سپید با سقوط پرندة سیاهشان به رسم عاشقی شعله‌ور می‌شوند و تن خسته‌اشان را به كوچی زودهنگام می‌سپارند. شایسته آنها نبودیم وگرنه اینگونه آنان را به آتش نمی‌كشیدیم. خدایا ما را ببخش، رسم عاشقی یادمان رفت دستان تو مشق نور می‌كنند. مشقی كه هیچگاه در آن اشباهی نیست و ما را به حكمت آن راهی نیست.
صبر، و اگر صبر نبود و رضای او، ما را چه طاقتی بود؟
ـ چندان از نگاه مهربان، قامت پاكباخته و دل پردرد و غرور با شكوهشان دور نشده‌ایم. كه فاصله در عشق جز آتش نیافروزد.
و اكنون اینجا حسینه ارشاد است. دور هم جمع شده‌ایم. شاید كه خیلی سردمان شده است. آتش یاد شما را برافروخته‌ایم. برای ما دعا كنید برای حقیقت ، برای باور برای هر آنچه كه به آن اعتقاد داشتید آخر شما جهانی بدون جنگ بدون ظلم، بدون تحقیر، بدون فقر و بدون ندانم كاری می‌خواستید. اصلاً برای همین این كار را انتخاب كرده‌ بودید. می‌خواستید حركت كنید آرام و قرار نداشتید، به همه جا سرك می‌كشیدید. چشمان ما بودید برای دیدن ، گوش‌های ما بودید برای شنیدن و انگیزه ما بودید برای فهمیدن.
بسا كه از پس دریچه دوربینتان اشك ریختید و بسا كه كاغذ تحریرتان به خون آغشته شد. آسمان، كوه‌ها، دره‌ها، صحراها و جنگل‌های این دیار شاهد شما بوده‌اند.
شما بزرگ بودید. غنچه حضورتان در جای جای این آب و خاك شكفته می‌شد و ای صد افسوس كه اینچنین زود پژمرد. دوستان و یارانتان با شما میثاقی پایدار می‌بندند كه بر رنگین‌كمان آرمانهایتان هر روز صدها بل هزاران رنگ بیافشانند.
اینجا حسینیه ارشاد است. همكاران شما مجلس بزرگداشتی برای شما ترتیب داده‌اند. بله ، بله صدایتان كاملاً رسا به گوش می‌رسد. مگر می‌شود صدای یك هنرمند درهمه دوران طنین انداز نشود. چه هنری بالاتر از مصلحت اندیشی و صداقت و همدردی با مردم. مسلماً جای شما در پناه حق چندان رفیع است كه طلب آمرزش ما برای شما به درخواست آمرزش برای خودمان بدل می‌شود. زندگی موهبتی جاودانی است. زندگی یعنی عشق ورزیدن، در راه بودن و جستجو كردن.
می دانیم كه همه ما را به زندگی و شكوه حیات می‌خوانید. شما حالا قدر زندگی را می‌دانید. شنیدیم. شنیدیم. به خدا شنیدیم، دعایمان كنید تا بتوانیم عمل كنیم.
* * *
عزیزان روی سخن با شماست. شمایی كه هنوز در مدار زندگی در گردشید.
باید كه قدر زندگی را بدانیم. جان موهبتی الهی است نباید آن را به رایگان واگذاشت. این خود گناهی كبیره است. چه چیزی در جهان ارزش جان یك انسان را دارد.
می‌دانید چه از دست داده‌ایم. می‌دانید چه سرمایه‌ای را از دست داده‌ایم. چنین ازداشته‌هایمان پاسداری می‌كنیم؟ این ضایعه كمر جامعه رسانه را شكست.
اكنون نه تنها خانواده‌های این عزیزان كه ایرانی عزادار است.
اصحاب خبر و رسانه این مرز و بوم وامدار مردم قدرشناسشان هستند والا كافی است تنها یك روز قلم و دوربین را زمین بگذارند و شایسته بود كه چنین می‌كردند تا باب این گونه رخدادها برای همیشه بسته شود.
روی سخن ما با چند گروه است:
1 ـ چرا مدیران و مسئولان در بخش رسانه علیرغم تأخیر چند ساعته و بروز مشكلات و اختصاص چنین پروازی به خبرنگاران بازهم بر اعزام آنان اصرار ورزیده‌اند. چرا در گامی فراتر خود از پرسنل درخواست نمی‌كنند كه در صورت وجود چنین اشكالاتی از پوشش خبری و تصویری چنین رویدادهایی اجتناب شود. چرا در مقابل كسانی كه هیچ ارزشی برای جان عزیزان ما قائل نیستند قد علم نمی‌كنند و آنان را بایكوت خبری نمی‌كنند. در بسیاری موارد خبرنگاران و عكاسان به دلایل و الزامات شغلی و عدم حمایت مدیرانشان تن به چنین مأموریت‌هایی می‌دهند. این حرفه بسیار پرخطر است ولی نه اینكه برای انتقال به محل مأموریت نیز با خطر دست و پنجه نرم كنند. به واقع هدف هر دو طرف منتفع از این مأموریت‌ها مدیران جراید و مسئولین اجرای برنامه مانور هستند هر دو بواقع هدف مشتركی دارند. مدیران رسانه‌ها در پی كسب خبر و تصویر و انجام كار خود هستند و یگان درخواست كننده این مأموریت نیز می‌خواهد پوشش خبری مناسبی از سوی خبرنگاران و عكاسان خبرگار برای فعالیت صورت گرفته از سوی آنان انجام شود. در این میان تنها و تنها خبرنگاران و عكاسان خبرنگار كه عامل اصلی ثبت رویداد هستند آسیب می‌بینند.
امید است انجمن‌های صنفی به عنوان حامیان جدی اعضاء خود و حافظان حقوق آنها به عنوان داوری بی غرض، تمامی همّ خود را در دفاع از موقعیت‌های شغلی همكاران خود به كارگیرند تا آنان گاه به اجبار تن به چنین مأموریت‌هایی ندهند.
خبرگزاری‌ها، روزنامه‌ها و سایر بنگاه‌های اطلاع رسانی باید تمام توجهشان را معطوف به این نكته كنند كه متقاضیان اطلاع رسانی باید نهایت تلاش و توان خود را برای حفظ جان خبرنگاران به عمل آورند و قبلاً از چنین اقداماتی كاملاً آگاه باشند و سپس نسبت به اعزام نیروهای خود اقدام كنند.
2 ـ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بالاخص معاونت مطبوعاتی باید به جد پیگیر دلایل بروز این رخداد فاجعه‌بار باشند و با نهایت دقت روند رسیدگی به این پرونده را دنبال كنند تا سخت‌ترین برخورد با عاملان این حادثه صورت پذیرد. حادثه‌ای كه زخمی به عمق بی‌تدبیری و بی‌توجهی مسئولین این مأموریت برجان و دل جامعه رسانة‌ای و خبری كشور نشانده است. ایشان باید پیگیری كنند كه چرا چنین هواپیمای نامناسبی برای انتقال خبرنگاران درنظر گرفته شده است. متأسفانه در خلال چندین مصاحبه تلویزیونی و گفتگوهای خبری متوجه خونسردی و بی‌تفاوتی و فرافكنی مسئولین ارتش نسبت به این مسئله بوده‌ایم.
3 ـ مصرانه از همكاران خود درخواست می‌كنیم از این پس در صورت بروز رویدادهای مشابه، تحت هیچ شرایطی نسبت به پوشش خبری رویداد مورد نظر اقدام نكنند و مراتب را با انجمن‌های مرتبط خود در میان بگذارند. همه می‌دانیم علاج واقعه قبل از وقوع است.
4 ـ علیرغم شوك وارده به همكاران درپی این حادثه هولناك عكاسان مطبوعات با سرعت خود را به محل حادثه رسانده و اقدام به ثبت این فاجعه می‌كنند. آنان در حالی كه با چشمان اشكبار در حال انجام وظیفه خود و ثبت واقعیات بوده‌اند به شدت از سوی برخی مسئولین انتظامات حاضر در محل (اغلب از نیروهای منتسب به نیروی هوایی ارتش) مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از كار آنها ممانعت به عمل می‌آید. همچنین در پی بازداشت و محبوس نمودن آنان در یك اتاق، تمامی عكسهای ثبت شده توسط آنان كه اسناد با ارزش تاریخی محسوب شده و به صرف اطلاع رسانی و انجام وظیفه تهیه شده بودند را از بین می‌برند. تا كی‌ می‌خواهیم در اینگونه امور سلیقه‌ای عمل كنیم. چگونه است كه نیروی انتظامی كه وظیفه اصلی كنترل اوضاع را دارد نمی‌تواند با مأمورین انتظامات نیروی هوایی ارتش هماهنگ شود و آنها را وادار به تمكین نماید و آنها خودسرانه و به روش خود اقدام به برخورد با خبرنگاران و ضرب و شتم آنان می‌كنند. به جاست انجمن‌های صنفی در یك اقدام هماهنگ این موضوع را به جد پیگیری كرده و عاملان این برخورد ناصواب را وادار به پاسخگویی كنند. در این میان به دلیل اینكه حضور عكاسان و دوربینشان در این حوادث و نوع فعالیتشان كاملاً به چشم می‌آید معمولاً سخت‌ترین برخوردهای بازدارنده با آنها صورت می‌گیرد و در موارد متعددی منجر به آسیب دیدگی های جدی خود و لوازمشان می‌شود. بسیار بجاست كه عكاسان مطبوعات مخاطب اصلی خود را كه بواقع باید تسهیل كننده كار آنان در انجام مأموریتشان باشند را بشناسند و با آنها به تعاملی كه بارها از آن سخن رفته است ولی در عمل شاهد آن نیستیم برسند. این اتفاق باید هرچه سریعتر صورت پذیرد والا ما كماكان شاهد چنین برخوردهای غیر حرفه‌ای در صحنه‌های مختلف خواهیم بود.
* * *
خبرنگاران و عكاسان خبرنگار نمایندگان مردم در عرصه‌های گوناگون و در رویدادهای مختلف اجتماعی هستند. دانستن است كه حق انتخاب می‌دهد و اینان كوشیده و می‌كوشند كه بدون هیچ گونه غرض‌ورزی آینه حقایق جامعه خود باشند تا برای مشكلات چاره‌ای اندیشیده شود و جامعه روند فعالی را طی كند.
روح و ثروت جامعه صاحبان اخلاق آن جامعه هستند و خبرنگاران كاوشگران كیمیای سعادت‌اند.
قدرشان را بدانیم و تلاششان را ارج بگذاریم. نگذاریم كه این سرمایه‌ها بازهم به آتش جهل و نادانی و ندانم‌كاری بسوزند.
علیرضا، محمد، محمدحسن، سید مهدی و رسول عزیز چشمان ما ارزانی شما باد.
چه فرقی می‌كند با چشمان ظاهر ما ببینید و با چشمان دلتان بازهم عكس بگیرید. آخر شما بی‌قرار خدمت به انسانیت بودید. عزیزان، چراغ یادتان همیشه در جان ما روشن است.

نویسنده


ارسال نظر

در پاسخ به نظر زیر :

مطالب مرتبط

تازه‌های عکاسی

وبلاگ در سایت عکاسی

وبلاگ و فتوبلاگ

انجمن‌های عکاسی

سایت عکاسی

سایت عکاسان ایرانی

فروشگاه کتاب عکاسی

  • عکاسان جنگ، مریم کاظم‌زاده، خشتی
  • عکاسان جنگ، اباصلت بیات، خشتی
  • دلاوران
  • مجموعه فیلم آموزشی:  آموزش منوی دوربین‌های سری ۵۰۰۰ نیکون
  • تکنیک‌های فتومونتاژ
  • ترکیب بندی در عکاسی - دیوید پرکل
  • حرفه: هنرمند شماره ۶۷
  • در ستایش امر واقعی (۲جلدی)
  • نگاه‌ها به ایران
  • هنر و عکاسی
  • تاریخ عکاسی
  • این، کار من است!
  • آنگاه - شماره ۵
  • عکاس؛ استودیو
  • مجموعه عکس چیست؟
  • عکاسی مقدماتی
  • عکاسی - نشر ماهی
  • درباره نگاه به عکس‌ها
  • پامنار
  • انزلی
  • باران شغال
  • دیده و درون
  • عکاسی مستند
  • شیب تند عصر پنج‌شنبه
  • نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران - ۲ جلدی
  • تحولات تصویری هنر ایران: بررسی انتقادی
  • عکاسی دیجیتال - نشر دوژه
  • نگاهم کن! خیالم کن!
  • در جهت عکس
  • عکس و دیدن عکس
Powered by Practicalidea