بازتاب‌های سرقت اینترنتی عکس منصور نصیری

جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵

آقا به خدا ما نبودیم. ما بچه‌های خیلی خوبی هستیم. بار اولمون بود. باور کنید اصلا" نمی‌دونستیم منصور نصیری عکاسه. فکر کردیم اون هم عکس رو از یک جای دیگه دزدیده. گفتیم حالا که هر کی هر کی هست ما هم این رو بچاپیم تا صفحه پر شه. اصلا" قرار نبود این عکس کار شه. عکسه یک دفعه خودش پرید تو صفحه. اون زیر نویس هم که ما ننوشتیم خودش چاپ شده. همه این کار رو می‌کنن حالا گیرش رو فقط به ما دادید. خوب اشتباه شده دیگه. باور کنید بار اولمان بود. ما همیشه اسم زدیم تازشم هم اسم عکاس رو زدیم هم اسم خبرگزاری رو. باور کنید من شرمندم. اصلا" اینطور که شما فکر می‌کنید نیست. همش سوء تقاهم است. حالا معذرت می‌خوایم درست می‌شه. شما هم دارید زیادی شلوغش می‌کنید. حالا که طوری نشده. آدم که نکشتیم. چرا باورتون نمی شه بار اولمان بوده.

وبلاگ آرش عاشوری نیا
یک نکته مهم و بی‌ربط به عکسهای بالا اما مهم مهم مهم!
منصور نصیری رفته لبنانٰ! البته با خرج خودش، همه خطرها رو به جون خریده رفته برای کاری که فکر می‌کنه باید انجام بده.
و البته تفاوت داره با دوستان بسیاری که بصورت پیمانکار به خرج دولت سفر می‌کنن و عکاسی می‌کنن(اما اصلا این بحث من نیست)
روزنامه وزین شرق امروز عکس منصور نصیری از لبنان رو در صفحه آخر کار کرده بدون اجازه و حتی بدون نوشتن اسم عکاس.
یا آقایان در روزنامه شرق گمان می‌کنند عکس مثل علف از زمین در میاد و صاحب نداره؟
یا اینکه فکر کردن عکاسی که اونور دنیاست خبر نمیشه!
بقیه فکرهایی که می‌کنن رو فعلا نمی‌گم!
امیدوارم آقای کوثری (که گمان می‌کنم مسئول سرویس عکس روزنامه شرق باشه) بتونه به نحو شایسته ‌ای پاسخگوی این مشکل باشه.


وبلاگ احسان ابطحی
توضیحی در مورد عکس منصور نصیری
این ماجرای عکس منصور نصیری هم گویا خیلی بیخ پیدا کرده!
من به عنوان عضو تحریریه شرق لازم می دونم که در این مورد توضیح کامل بدم، کل ماجرا از اول تا آخرش اینه:
روز سه شنبه بود که طبق معمول هر روز، حسین یاغچی، پسر خوب و دوست داشتنی که مسوول صفحه آخر روزنامه هست در به در دنبال مطلب و عکس می گشت در اتاق ها و سرویس های تحریریه.
من هم که عکس منصور نصیری را در سایتش دیده بودم، عکس را به حسین پیشنهاد دادم. عکس را دید و گفت که شاید امروز به جای عکس طرح کار کنیم. من رفتم سراغ کارم و حسین هم همینطور.
فکر نمی کردم که حسین قصد داشته باشد عکس را در صفحه آخر کار کند. چون معمولا وقتی می خواد این کار رو بکنه میاد و شرح عکس هم از ما می خواد. نمونه اش هم عکس هایی است که از ساپاترو، نخست وزیر اسپانیا یا عکس احمدی نژاد و چاوس کار شد و هر دوی آن را من پیشنهاد دادم و برای جفتش شرح عکس نوشتم. حتی برای آن عکس ها که کسی اعتراض نمی کند هم اسم زدیم.( یعنی حتی وقتی از Corbis هم عکس بر می داریم می نویسیم، عکس: Corbis. چه برسد به عکسی که یک عکاس ایرانی که به لبنان رفته و این همه خطر را تحمل کرده گرفته باشد.)
گذشت تا اینکه شب- سه شنبه شب- آنلاین شرق را چک کردم و دیدم عکس بدون اسم کار شده است. چهارشنبه ظهر که حسین را دیدم به شدت به او اعتراض کردم که چرا عکس را بدون نام کار کرده است.- پیش از همه این اعتراض های آنلاین- حسین هم توضیح داد که فکر کرده عکس از سایت های خارجی در وبلاگ منصور نصیری کار شده است. -حسین برای اولین بار بود که فتوبلاگ منصور را می دید و نمی دانست که او عکاس است-
خود او هم از این اشتباه پیش آمده که بی تردید سهوی بود به شدت ناراحت شد و قرار شد که جبران کند.

اما چند توضیح:
1. آرش جان که همیشه از عکس های زیبایت لذت بردیم. ما در شرق حقیقتا فکر نمی کنیم که عکس مثل علف از زمین سبز می شود. دلیلمان هم اینکه حتی وقتی از خبرگزاری ها عکس استفاده می کنیم. فقط اسم خبرگزاری را نمی نویسیم. یعنی فقط نمی نویسیم عکس: خبرگزاری فارس. می نویسیم: عکس مثلا ساتیار امامی/ فارس. یا حتی وقتی حدود 2 هفته پیش عکسی را که خودت سال گذشته در انتخابات از معین در آرایشگاه گرفته بودی به بهانه ای در صفحه 4 کار کردیم، نوشتیم: عکس: سایت کسوف.
خلاصه آرش جان، در این دنیای ارتباطات نه فکر کردیم که عکاس آنطرف دنیا خبر نمی شود و نه اینکه فکرهای دیگری کردیم.

2. آرش جان! عباس کوثری هم شاید بی گناه ترین فرد در این ماجرا باشد. دبیر سرویس عکس که از همه عکس هایی که در صفحات روزنامه کار می شود اطلاع ندارد. ما در خیلی از موارد عکس ها را خودمان پیدا می کنیم و در صفحه کار می کنیم روح عباس هم خبر دار نمی شود. اتفاق پیش آمده فقط یک اشتباه بود.

3. دزد هم نیستیم، اشتباه شد. یعنی بچه های صفحه آخر سهوا اشتباه کردند و خودشان هم ناراحت شدند از این اشتباه پیش آمده.
4. ما که در شرق، حرفه ای نیستیم، اما حرفه ای ها حتما می دانند که از این اشتباهات در شغل ما زیاد رخ می دهد که البته باید تا حد امکان جلوی آن را گرفت.
منصور جان من به عنوان عضو تحریریه شرق از اشتباه سهوی پیش آمده عذر خواهی می کنم و قول می دهم که بچه های خوب صفحه آخر حتما جبران خواهند کرد.

وبلاگ آرش عاشوری نیا
احسان عزیز توضیحی نوشته در مورد پست قبلی کسوف و دوستان دیگر در مورد استفاده بدون اجازه عکس منصور نصیری در شرق

من وکیل منصور نصیری نیستم، با شرق و همکارانی که در این روزنامه زحمت می‌کشند هم دشمنی ندارم. اما چند نکته!
احسان عزیز ! عکسی از کسوف در شرق چاپ کردید(یا چاپ شده) و در کنار آن نوشتید کسوف(یا احیانا عکاس: آرش عاشوری‌نیا) گمان می‌کنید لطف بزرگی انجام داده‌اید؟ این حداقل کاریست که یک نشریه باید انجام بده. در موردعکسهای کسوف من این حداقل رو می‌پذیرم ولی منصور نصیری حق استفاده از عکسهاش رو به کسی نداده. کافیه نگاهی به کپی‌رایت زیر سایتش کنید و بدانید برای استفاده از عکسهای منصور نصیری (و بسیاری دیگر) از آنها اجازه بگیرید، هزینه استفاده از عکس رو پرداخت کنید و در آخر اسم عکاس رو کنار عکس بنویسید.
این مساله برای نشریات ما عادت شده، عکسهای اینترنتی، خبرگزاری های دولتی و ...
بله... بازهم می‌گم... اکثر نشریات گمان می‌کنن که عکس مثل علف می‌مونه.... مفت در اینترنت می‌روید و می‌توان در این علفزار و چمنزار صفا کرد.
احسان جان، آیا فکر می‌کنی این مساله فقط یک اشتباه بوده؟ فقط یکی ؟ دوست داری چند شماره از شرق رو برایت بیارم که عکسهای کسوف بدون اجازه، و بدون اسم سایت و عکاس کار شده؟ (از همه موارد که من خبر ندارم)
من در مورد عکسهای خودم با آقای کوثری صحبت کردم و با برخورد خوب ایشان همه چیز رو فراموش کردم اما تکرار این مساله و ساده کردنش از طرف شما بسیار ناراحت کنندست.

یک نکته فراموش نشه... چرا صدای همه ما در میاد؟ چون انتظاری که از شرق میره با بقیه فرق می‌کنه و این عکس رو منصور از گربه جلوی در خونشون نگرفته!

احسان! چرا چنین اشتباهاتی زیاد رخ می‌ده ؟
حرفه‌ای نیستیم؟ بی مسئولیتیم؟ به حقوق دیگران بی‌توجهیم؟
در کار جراحی اشتباه زیاد رخ می‌ده نه؟ بسیاری می‌میرن!(که نمی‌دونیم علت چیه!) کافیه سری به کنگره‌های پزشکی بزنی! اینکارو کردیم مریض از دست رفت. اون کارو کردیم مریض فلان شد. (خوبه که ما جراح نیستیم و امیدوارم اون مریض ما و یا نزدیکانمون نباشن)
چرا زیاد جدی کنیم؟ اگر سلمونی محلتون موهای شما رو خراب کنه چه می‌کنی؟ در کار سلمونی هم زیاد پیش میاد!
اشتباه کردن اصلا آسون نیست. جبران اون هم.
دوستانی هم که با دیدن سایت منصور نصیری متوجه نمی‌شن که منصور عکاس هست به نظر من باید به دنبال شغل جدیدی برای خودشون باشن‌ که خوب و دوست داشتنی باشه و به روحیه اونها بیاد و اشتباهاتش قابل جبران.
گلدوزی، منجوق دوزی و .... امثالهم می‌تونه گزینه‌های خوبی باشه.


وبلاگ پرستو دو کوهکی
در نبودِ حق مؤلف – یک اعتراض مدنی
دوستانِ حرفه‌ای در روزنامه‌ی حرفه‌ای شرق، خاصه مسئول محترم صفحه‌ی آخر،
سلام.
اگر معنای دزدی را بدانید، باید به عرض‌تان برسانم کاری که شما با عکس خوب منصور نصیری کرده‌اید، دزدی به حساب می‌آید. نمی‌دانم در دایره‌ی اخلاق حرفه‌ایِ شما، دزدی کار بدی شناخته می‌شود، یا کارِ خوب. آن‌قدر که از این طرفِ ماجرا خبر دارم (عکاس در ای‌میلی خواسته که این را ذکر کنم) چاپ کردنِ عکس بدونِ اجازه‌ی عکاس، به‌خصوص بدون ذکرِ نامِ او در کنار اثرش، خلافِ اخلاق است و او علاوه بر این‌که آزرده شده، حق پی‌گیری را برای خود محفوظ می‌داند. هرچند که حق مؤلف در کشورمان نادیده گرفته شده، اما عکاس مورد بحث، منصور نصیری، می‌گوید که انتظار از همکاران بیش از این است که بخواهند به قانون نداشته حواله‌مان دهند. و من، وکالتاً، اضافه می‌کنم: این بی‌اخلاقیِ حرفه‌ای دامنِ خودتان را هم خواهد گرفت، اگر بی‌توجه باشید و بی‌خیال. امیدوارم علاوه بر معذرت‌خواهی از عکاس، این روال را ترک کنید.
به امید روزهای بهتر و پر از احترام به یکدیگر،

ادامه:
دیشب بعد از نمایش، عباس کوثری، دبیر سرویس عکس روزنامه‌ی شرق را دیدم. درباره‌ی این موضوع گپ زدیم. گفت که در جریان نبوده و به هر حال در کار روزنامه پیش می‌آید و حتماً عدرخواهی خواهند کرد و این‌ها. گفتم: شتابِ کار در روزنامه را می‌فهمم. با این حال این عکس آن‌قدر داغ بود و تازه، که آدم دلش خیلی می‌سوزد. گفت که روزنامه‌ی شرق توی چشم است و مگر این اتفاق بارها جای دیگر نیفتاده؟ و گفتم باید ممنون باشید که این همه در چشم هستید، به حرفه‌ای ماندن‌تان کمک می‌کند. خلاصه که این‌جوری.
این هم نوشته‌ی عصبانی علیرضا نیک‌نژاد در همین زمینه و حتماً تا به حال نوشته‌ی آرش را هم خوانده‌اید. و نوشته‌ی آزاده را هم. توضیحِ احسان ابطحی، عضو گروه سیاسی شرق، هم این‌جاست.

ادامه:
حسین یاغچی، در کامنتی که گذاشته، توضیح داده: «سه‌شنبه عصر كه عكس جوان لبنانی رابرای صفحه آخر شرق انتخاب كردم، گمانم این بود كه عكس از سایت‌های خارجی لینك داده شده است. دو روز پیش كه فهمیدم این‌طور نبوده، شرمنده شدم والبته حدس زدم كه احتمالاً سوء‌تفاهم به وجود می‌آید. امیدوارم روز شنبه كه تصحیح و پوزش این قضیه در صفحه آخر چاپ می‌‌شود بخشی از این سوءتفاهم رفع شود.»


سایت دوربین دات نت
مبارک دوستانمان در روزنامه شرق
همه روزه عکس هایی از دوربین دات نت در روزنامه های، وب سایت های اینترنتی و مجلات بدون منبع یا در مواردی خاص با منبع کار می شود که متاسفانه ما هم قبول کرده ایم که از دست ما کاری برنمی آید. یا باید دوربین را تعطیل کنیم یا باید مقررات کشور را درست کنیم یا باید به خاطر علاقه ای که داریم بسوزیم و بسازیم که راه سوم را مجبوریم که انتخاب کنیم…
البته گله خاصی هم نداریم چون کاری نمی توانیم بکنیم ولی دوستانمان در روزنامه شرق دیگر حسابی کفرمان را درآورده اند. نه از ما بلکه این عزیزان کارشان شده … بهرحال جا دارد دوستانمان در رسانه های گروهی کمی مراعات کنند همان طور که به طورحتم اگر کسی از مطالبشان و یا عکس هایشان استفاده ای به نفع خودش ببرد آن ها صدایشان درمی آید جا دارد که اگر عکس از جایی برمی دارند لااقل منبعش را ذکر کنند. یعنی اینقدر سخت است ؟؟ یعنی کار کردن منبع باعث افت کار دوستانمان در روزنامه شرق می شود ؟؟ امیدواریم حل شود… [عکس ها را ببینید]

نویسنده


ارسال نظر

در پاسخ به نظر زیر :

مطالب مرتبط

تازه‌های عکاسی

وبلاگ در سایت عکاسی

وبلاگ و فتوبلاگ

انجمن‌های عکاسی

سایت عکاسی

سایت عکاسان ایرانی

فروشگاه کتاب عکاسی

  • هنرآگه - شماره ۲۳
  • در باب مشاهده
  • تاریخ عکاسی
  • عکاسان جنگ، مریم کاظم‌زاده، خشتی
  • عکاسان جنگ، اباصلت بیات، خشتی
  • دلاوران
  • عکاسی مقدماتی
  • مجموعه عکس چیست؟
  • عکاس؛ استودیو
  • تکنیک‌های فتومونتاژ
  • ترکیب بندی در عکاسی - دیوید پرکل
  • ذهن عکاس
  • در ستایش امر واقعی (۲جلدی)
  • این، کار من است!
  • آنگاه - شماره ۵
  • پامنار
  • انزلی
  • باران شغال
  • دیده و درون
  • هنر و عکاسی
  • عکاسی مستند
  • شیب تند عصر پنج‌شنبه
  • نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران - ۲ جلدی
  • تحولات تصویری هنر ایران: بررسی انتقادی
  • عکس و دیدن عکس
  • نگاهم کن! خیالم کن!
  • در جهت عکس
  • عکاسی دیجیتال - نشر دوژه
  • گذر امروزی در طهران دیروزی
  • نقوش آهنی
Powered by Practicalidea