کیارنگ علایی و باند بازی؛ روزنه‌ای برای نفس کشیدن روح

سه شنبه ۲۲ تير ۱۳۸۹
890413_3.jpg


کیارنگ علایی که بارها و بارها به باند بازی متهم شده، اعتقاد به وجود این پدیده را ناشی از فرهنگ افراد، کج فهمی اهداف و تعبیر نادرست رویدادها می‌داند.
او معتقد است حقارت تنها نتیجه‌ای است که از باند بازی عاید فرد می‌شود.
علایی که عکاس، فیلم ساز و نویسنده است در سال 1355 در مشهد متولد شده.  در کارنامه هنری‌اش انتشار هفت کتاب عکس، ساخت 9 فیلم کوتاه، مستند و انیمیشن و انتشار داستان کوتاه و ترجمه دیده می‌شود. وی علاوه بر شرکت در چند نمایشگاه گروهی و مسابقه عکاسی، نمایشگاهی انفرادی با عنوان جایی دورتربرگزار کرده است.
علایی که در این سال‌ها به طور مستمر در دانشگاه عکاسی تدریس کرده است دبیر هشت دوره جشنواره ملی عکس آماتوری آبرنگ، پنج دوره جشنواره عکس کودک و نوجوان آبرنگ و جشنواره‌ ملی‌ عکس‌ مشهد را بوده و در ترکیب هیات داوری چند مسابقه عکس از جمله داوری یازدهمین دوسالانه عکس ایران نیز حضور داشته است.


سایت عکاسی - گیتا جاودانی
در گپ و گفت بین عکاسان دائما عبارات باند و باند بازی شنیده می‌شود. تعریف شما از این عبارات چیست؟
اگر باند‌ بازی را به معنای به ‌وجود آمدن جریانی کوچک بدانیم که در سایه حمایت گروه یا سازمانی دست به اعمال ناحق، غیر قانونی، و خلاف قواعد مالوف و مرسوم می‌زند، باید گفت دلیل پیدایش آن، نوعی ناتوانی، ترس، عدم حقانیت، و نداشتن وجاهت لازم از سوی آن «باند» در آن رشته و کار است.

 لطفا یکی از مواردی که شخصا شاهد باند بازی بوده‌اید با جزئیات شرح دهید.
شخصا با باند خاصی مواجه نبوده‌ام که بخواهم از آن نام ببرم، در سال‌های گذشته بارها و بارها عکس‌هایم به جشنواره‌های داخلی و خارجی یا محافل عکاسی راه پیدا نکرده است. این را پذیرفته‌ام و دنبال مقصر در میان اعضای جشنواره نگشته‌ام، و همیشه معتقد بوده‌ام یک عکس خوب و کامل، در هیچ باندی – اگر وجود داشته باشد – قربانی نخواهد شد و راه خود را پیدا خواهد کرد.

اینکه افراد با دور هم جمع شدن تشکیل گروه وارد عرصه رقابت بشوند، مثبت است یا منفی؟ این گونه روابط و مناسبات چه تاثیری در روند کار عکاسان دارد؟
میان «باند» و «گروه» تفاوت بسیار است، اگر گروهی که در یک نقطه از مسیر دارای اشتراکی هستند تصمیم بگیرند بقیه مسیر را با هم بپیمایند و از کمک هم بهره بگیرند، نام این دیگر «باند» نیست. این «گروه» می‌توانند دسته‌ای از عکاسان باشند که در فکر، نگاه، و یا تکنیک دارای دیدگاه‌های شبیه هم هستند. اینگونه روابط تاثیرات زیادی دارد، از جمله: تمرین «وحدت»، ارائه نتیجه کار گروهی به عنوان یک دستاورد، و گسترش بستر عکاسی از یک حرکت ذاتا فردی به کاری گروهی و کارگاهی.

آیا شما هم به بودن در گروه یا باندی خاص متهم شده‌اید؟
در این سال‌ها تا دلتان بخواهد به باند بازی متهم شده‌ام. دلیل آن به خاطر فعالیت مستمر در جشنواره‌های مختلف و نوع اشتغال من است که مرا در معرض این اتهام قرار داده است.
 من هر ترم صدها دانشجو دارم که عکاسی را تجربه می‌کنند. مسلم است که برخی از آن‌ها در مسابقه‌ها، نمایشگاه‌ها و جشنواره‌ها شرکت می‌کنند و ممکن است برگزیده هم  بشوند.به هر حال بخشی از مخاطبان یک جشنواره، دانشجویان عکاسی هستند، آن‌ها همیشه در معرض اتهام‌اند چرا که شاگرد من بوده‌اند، اگر جایزه‌ای بگیرند، این اتهام‌ها شایستگی آن‌ها را زیر سوال می‌بَرد. دامنه این اتهام آن‌قدر وسیع است که اگر در جشنواره‌ای در یک شهر دور که من هیچ مسوولیتی در آن ندارم، اثری از این دانشجویان پذیرفته شود، باز هم متهم هستم!این نکته را کاملا مستند می‌گویم، چون ایمیل‌های متعددی در این زمینه دریافت می‌کنم بی آن‌که روحم حتی از برگزاری فلان جشنواره با خبر باشد!
سوالی که همیشه پیش می‌آید این است که پس نقش یک گروه داوری پرسابقه و نامی کجاست؟ آیا براستی یک دبیر می‌تواند در جشنواره‌ای، بر این داوران نامی، معتبر، و پر تجربه، نفوذ داشته باشد؟ و آیا براستی بزرگان عکاسی ایران که در کسوت داور در این جشنواره‌ها فعالیت می‌کنند به این سادگی ممکن است تحت تاثیر قرار گیرند که ناعادلانه قضاوت کنند و خود را زیر سوال ببرند؟ و سوال مهم‌تر این‌که اصلا چرا «باند بازی» اتفاق بیافتد؟ باند بازی برای کسی که به این کار دست می‌زند چه عوایدی دارد؟
آیا گزینش عکسی از دانشجو، دوست، عضو کلوپ ِ فلان دبیر یا داور، چیزی را تایید می‌کند؟
یا بر حقارت آن مسوول یا آن شرکت کننده می‌انجامد؟
فکر می‌کنم میان «باند بازی» و «قدرت» ارتباط مستقیمی حاکم است که شاید در جاهایی این مساله حاکم باشد، اما در عکاسی، من باور ندارم که کسی به دنبال «قدرت» باشد. عکاسی روزنه‌ای برای نفس کشیدن روح ماست نه مسدود کردن حفره‌های دل و روح‌مان.
 اگر کسی از عکاسی به دنبال جاه‌طلبی و قدرت است، باید گفت: مسیر اشتباهی را انتخاب کرده است.

به نظر شما چرا بسیاری از افراد در حوزه عکاسی خود را قربانی باند بازی می‌دانند؟
دلیل آن بیشتر به نوع نگاه افراد بازمی‌گردد که حوزه‌ی عکاسی را با مسابقات بخت آزمایی اشتباه می‌گیرند. برنده شدن یا نشدن در یک جشنواره به بخت و اقبال ربطی ندارد، به معیارهای آن جشنواره مرتبط است. معیارهایی که موجب انتخاب گروهی داور می‌شود و آن گروه با توجه به ظرفیت‌های جشنواره دست به انتخاب آثاری می‌زند. سال‌ها است این نوع اعتراض‌ها در عکاسی کشورمان باب شده،این رفتار از نوعی شتاب در قضاوت و کج فهمی مسائل ریشه می‌گیرد. برای این مساله، دو صورت قائل هستم:
اول: تعبیر اشتباه «خط مشی و سیاست‌های خاص یک جشنواره» به «باند بازی».
ممکن است گردانندگان یک جشنواره‌ روش‌ها و سیاست‌های خاصی در برگزاری آن جشنواره داشته باشند، این نمی‌تواند معنای باندبازی را تداعی کند. حتی اگر محصولات جشنواره در دوره‌های مختلف در یک سبک و سیاق باشند.
دوم: نسبت دادن نتایج یک جشنواره به چیزی غیر علمی.
این‌که پذیرفته نشدگان در یک جشنواره به دنبال دلیلی جز دلیل علمی برای حذف آثار خود می‌گردند.
معمولا این افراد به دنبال نخ‌های نامرئی رابطه می‌گردند تا به هر شکل ممکن آن حرکت را زیر سوال ببرند. این‌که بین عوامل جشنواره و برگزیدگان چه روابطی حاکم است. «کی پسر دائی کیه؟»،«کی زن کیه؟» و «کی شاگرد کیه؟» اگر هیچ رابطه‌ی شناخته شده‌ای نباشه لابد دختری که به شایستگی رتبه‌ای را آورده دوست یکی از عوامل جشنواره است!
حال آن‌که هرگز به این نمی‌اندیشند که داوری یک کار فردی نیست، یک کار جمعی است و باید برای گزینش یک عکس اجماعی صورت گیرد.
به اعتقاد من، این مساله مهم‌تر از باند بازی است و بیشتر جای تحلیل و چالش دارد.
معتقدم این فرهنگ به صورت روانی از این‌جا نشات می‌گیرد که این دسته از عکاسان برای از دست رفتن بخت خود در یک جشنواره و حفظ حیثیت خود به دنبال توجیهی می‌گردند که در آن اندکی معصومیت و به تبع آن مظلوم نمایی نیز وجود داشته باشد و با محکوم کردن دبیر، داور، مدیر اجرایی و... به دنبال جلب ترحم برای خود می‌گردند تا این ذهنیت را تداعی کنند که عکس ما با بی انصافی قضاوت شده است و ما قربانی شده‌ایم.*


- کامران عدل و باند بازی / شکار «ماهی گنده»  +
- مقیم‌نژاد و باند بازی/ بسته‌های هنری و فرهنگی +
- آرش حنایی و باند بازی/ قطعیتی وجود ندارد +
- طهماسب‌پور و باند بازی/ بدگمانی، بی‌انگیزگی و ... +
- زنده‌روح و باند بازی / مگر ما در اروپا بزرگ شده‌ایم +
- کاوه بغدادچی و باند بازی / شمس شما، اینترنت است +
- سیف الله صمدیان و باند بازی/ آدم باید عاقل باشد +

 

 

 

- سایت عکاسی آماده انتشار و انعکاس نظرات شما در باره «پرونده باند بازی» و این مصاحبه است. لطفا قبل از درج نظر حتما دو یادداشت «پرونده یک موضوع: باند بازی در عکاسی ایران» و «باند بازی در عکاسی ایران؛ واقعیت یا توهم» را مطالعه و در درج نظرات خود به نکات اشاره شده در یادداشت دوم توجه کنید.

- از همکاران محترم رسانه‌ای، سایت‌ها، وبلاگ‌ها و نشریات چاپی و اینترنتی خواهشمندم حق نشر این مصاحبه را برای سایت عکاسی محفوظ بدانند و در صورت نیاز به ارجاع به این مطلب حتما مطابق «آیین‌نامه‌ بازنشر مطالب سایت عکاسی» عمل کنند.

 

 

با تشکر - سایت عکاسی
نویسنده گفتگو: گیتا جاودانی


ارسال نظر

در پاسخ به نظر زیر :

نظرات

پاسخ به این نظر
1- درست است كه در بسياري از مواقع ممكن است فردي كه اثرش در مسابقه اي رد شده كل مسابقه را زير سوال ببرد اما آيا اين همه ماجرا است؟

2- در روانشناسي هنگامي كه تست شخصيت تهيه مي كنند ممكن است سوالات متعددي و به شكل هاي گوناگوني تهيه شود تا ميزان صداقت جواب دهنده را بسنجد. يكي از اين سوالات معمولا اين است كه آيا تا به حال دروغ گفته ايد؟ جواب خير به اين سوال نشان خواهد داد كه بله در بعضي مواقع دروغ گفته است!
جواب آري علاو ه بر اينكه نشان مي دهد فرد در بعضي مواقع دروغ گفته اما در حالتي متناقض نشان مي دهد كه اين فرد احتمالا صداقت هم دارد!

3- آيا در فرهنگ قبليه اي كه بيشتر كارها بر اساس ارتباطات ، دوستي و سفارش انجام مي شود هرگز كسي بر اساس سفارش ، دوستي ، باند بازي كاري را انجام نداده است؟ يعني آيا تا به حال براي كسي اتفاق نيافتاده است هنگامي كه در صف نان ايستاده ، جاي ديگري را بگيرد يا خارج از نوبت با سفارش دوستي در محلي با زير پا گذاشتن نوبت ديگران ، كار خود را زودتر انجام دهد؟و .... يا همه بر اثر يك سيستم تعريف شده و علمي و يا اخلاقي كارشان را بر مبناي آن سيستم درست انجام داده اند؟
آيا ما بر اساس يك سيستم علمي كارهايمان را انجام مي دهيم يا در يك فرهنگ قبيله اي زندگي مي كنيم كه هر سيستم علمي را نيز به شكل خود در مي آوريم؟

4- در يك سيستم صفر و يكي . بر اساس بود و نبود ،(و خوب و بد) تجزيه و تحليل اطلاعات انجام مي شود . مثلا باند بازي داريم يا نداريم؟ دروغ مي گويم يا نمي گويم ؟ آيا در عالم واقع هم اينچنين است؟ در عالم واقع نسبت ها است كه نشان مي دهد طيفي از وجود باندبازي تا عدم وجود باندبازي وجود دارد.
در يك فرهنگ قبيله اي باند بازي شدت بيشتري دارد و روابط بين عناصر به سمت انتهاي طيف "باند بازي" تمايل دارد . اما وقتي كه يك سيستم علمي و هنري حاكم است روابط حاكم بر عناصر به سمت انتهاي طيف "عدم باند بازي" تمايل دارد .
و به هر حال در هر كجا از قسمتهاي اين طيف قرار داشته باشيم و ضعيت ما را نشان مي دهد.

4- آيا بر اساس (يك تفكر سنتي) رابطه بين عناصر يك طرفه است؟ يعني از A به B است ؟
يا از A به B و از B به A واز C به D و از D به A و ... است ؟
آيا هميشه داوران مقصر هستند؟ آيا كساني كه اثري را ارايه مي كنند در اين ميان نقشي را ندارند؟
آيا تا به حال شاهد اين نبوده ايد كه عكاس يا فيلمساز يا هنرمند ديگري هنگامي كه اثرش را براي باز بيني به هيئت انتخاب يا داوران ارائه مي داده است آز آنها تقاضاي پذيرش اثرش يا برگزيده شدن آن را داشته باشد؟
يا در كلاسي نديده ايد كه شاگرد يا دانشجويي از استاد تقاضي نمره اي بالاتر از نمره دوستانش را داشته باشد؟

"باند باز فعال" از دل جامعه و فرهنگي بيرون مي آيد كه اين خصوصيت را داشته باشد و "باند باز غير فعال" در اين جامعه اكثرا در حال تخريب "باند باز فعال" است تا جايگزين آن شود . اين فرايند با توجه به اينكه جامعه در كجاي طيف "باند بازي" و "عدم باند بازي" قرار داشته باشد متفاوت است.


5- آيا هميشه كساني كه آثار كم ارزش تري دارند و سواد علمي كمتري دارند رو به باند بازي مي آورند ؟
يا كساني كه فرهيخته هم هستند به دليل قرار داشتند در فرهنگ و روابطي كه اينگونه تعريف شده است( فكر مي كنند) مجبور هستند براي ادامه حركت به اين روشها رو بياورند.
( به هر حال به نظر مي رسد با توجه به ماهيت موضوع افراد فرهيخته كمتر وارد باند بازي مي شوند و بيشتر كساني روي به اين روش مي آورند كه اعتماد به نفس پايين تري دارند و يا در عمل ودر ذهن به اين نتيجه اسيده اند جر اين روش امكان ادامه حركت نيست.)

6- نگارنده در ارتباط با مسابقات عكاسي و شكل پذيرش و داوري آثار و اتفاقاتي كه در اينگونه مجامع مي افتد اطلاعات زيادي ندارم ولي فكر مي كنم مصاحبه هاي آقايان محمد رضا طهماسب پور و كامران عدل جنبه اي ديگري از قضيه را نشان مي دهد كه آقاي كيارنگ علايي فكر مي كنند ديگران در رابطه با آن دچار توهم هستند.

7- مطالب نگارنده تمام نشد اگر فرصتي شد در وبلا گم مفصل در باره اين موضوع خواهم نوشت.

مطالب مرتبط

تازه‌های عکاسی

وبلاگ در سایت عکاسی

وبلاگ و فتوبلاگ

انجمن‌های عکاسی

سایت عکاسی

سایت عکاسان ایرانی

فروشگاه کتاب عکاسی

  • عکاسان جنگ، مریم کاظم‌زاده، خشتی
  • عکاسان جنگ، اباصلت بیات، خشتی
  • دلاوران
  • مجموعه فیلم آموزشی:  آموزش منوی دوربین‌های سری ۵۰۰۰ نیکون
  • تکنیک‌های فتومونتاژ
  • ترکیب بندی در عکاسی - دیوید پرکل
  • حرفه: هنرمند شماره ۶۷
  • در ستایش امر واقعی (۲جلدی)
  • نگاه‌ها به ایران
  • هنر و عکاسی
  • تاریخ عکاسی
  • این، کار من است!
  • آنگاه - شماره ۵
  • عکاس؛ استودیو
  • مجموعه عکس چیست؟
  • عکاسی مقدماتی
  • عکاسی - نشر ماهی
  • درباره نگاه به عکس‌ها
  • پامنار
  • انزلی
  • باران شغال
  • دیده و درون
  • عکاسی مستند
  • شیب تند عصر پنج‌شنبه
  • نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران - ۲ جلدی
  • تحولات تصویری هنر ایران: بررسی انتقادی
  • عکاسی دیجیتال - نشر دوژه
  • نگاهم کن! خیالم کن!
  • در جهت عکس
  • عکس و دیدن عکس
Powered by Practicalidea