مکتب عکاسی دوسلدورف که از اواسط دهه‌ی ۱۹۷۰ توسط برند و هیلا بِخِر [1] — در ادامه‌ی جنبش عینیت نوین — پایه‌گذاری شد، رویکردی ابژکتیو به تصویر را در عکاسی معاصر تثبیت کرد. این جریان با تأکید بر پرهیز از مداخله‌ی شخصی عکاس، استفاده از دوربین‌های قطع بزرگ و نمایش سوژه‌ها در قالب گونه‌شناسی‌های دقیق، به‌دنبال مستندسازی ساختارهای صنعتی و معماری با نگاهی خنثی و تحلیلی بود؛ رویکردی که سردیِ نگاه و انضباط ساختاری را به امضای زیباشناختیِ این مکتب بدل کرد.

سارا آنسل شونفلد [2] (متولد ۱۹۷۹، برلین) از پیروان مکتب دوسلدورف، با بررسی مرزهای شیمیایی عکاسی و فرایندهای تجربی، تلاش می‌کند تعریفی متفاوت از تولید تصویر ارائه دهد. او با رویکردی مبتنی بر عکاسی بدون دوربین [3] و حذف این دستگاه به‌عنوان واسطه ثبتِ واقعیتِ بیرونی، به سراغ دستکاری مستقیم بر روی موادِ حساس عکاسی می‌رود تا بستری برای پیوند میان خلاقیت، علم شیمی و ادراک حسی فراهم آورد. شونفلد در آثار خود، به‌ویژه در مجموعه‌ی تمام آن‌چه می‌توانید حس کنید [4]، ساختارهای کلان و ثابتِ عکاسی را به چالش می‌کشد. این مجموعه که محصول تعامل مستقیم داروی مخدر با امولسیون فیلم‌های عکاسی است، بازنماییِ تصویریِ مواد روان‌گردان را از طریق واکنش‌های شیمیاییِ کنترل‌نشده ممکن می‌سازد. هنرمند در این پروژه، با اعمال ترکیبات شیمیاییِ رقیق‌شده بر روی نگاتیوها، پروسه‌ای را آغاز می‌کند که در آن، ماده به عاملِ خلقِ تصویر بدل می‌شود. عکس‌های این مجموعه بر این اصل استوارند که تصویر نهایی ردپای شیمیاییِ مولکول‌هایی است که مستقیماًّ بر سیستم‌های ادراکی انسان تأثیر می‌گذارند.

مجموعه عکس «تمام آن‌چه می‌توانید حس کنید» اثر سارا شونفلد
سارا شونفلد

هنرمند در بیانیه‌ی پروژه‌ی خود چنین اذعان می‌کند: «از دهه‌ی ۱۹۵۰، ما در دنیای غرب به طور فزاینده‌ای به این درک رسیده‌ایم که درونی‌ترین خواسته‌ها و تجربیات‌مان، محصولات چیزی به نام خود شیمیایی [5] هستند. ما می‌توانیم خلق‌وخوها، خشم‌ها و بیماری‌های فیزیولوژیکی و روانی را از طریق عدم تعادل مواد در بدن توضیح دهیم. استر لزلی [6] در کتاب خود با عنوان جهان‌های مصنوعی [7] توضیح می‌دهد که چگونه داروسازی و عکاسی از زمان پیدایش صنعتی‌شان، ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و در هم تنیده‌اند. در مجموعه‌ی تمام آن‌چه می‌توانید حس کنید، داروهای مایع، مواد مصنوعیِ تولید شده توسط بدن و مواد مخدر غیرقانونی در سمت حساس یک نگاتیو عکاسی قرار گرفته‌اند. پس از چند روز یا چند هفته، نتیجه تعاملی شیمیایی میان امولسیون و ماده‌ی قابل مشاهده است؛ سپس تصویر نهایی در اتاق تاریک پردازش و بزرگ‌نمایی می‌شود. با ادغام داروهای مخدر در فرایند عکاسی، از آن‌ها به‌عنوان روش نوردهی جایگزین استفاده شده است. این مواد با حمله به سطح نگاتیو و نفوذ به عمق ساختار آن و آشکار کردن خود در آن‌جا به عنوان نوعی پرتره، سیستم آن را هک می‌کنند. در مجموعه‌ی تمام آن‌چه می‌توانید حس کنید امکانات عکاسی در مرزهای آن‌چه می‌توان به صورت دیداری به تصویر کشید — مرز میان بازنمایی و واقعیت — واکاوی می‌شود.»

جستار پیش‌رو می‌کوشد با نگاهی ساختارگرایانه، فضای تجربیِ آثار شونفلد را بررسی کند تا مشخص شود در آثار وی چگونه ساختار تصویر و معنای آن باز-تعریف می‌شود.

از منظر فرمیک در این مجموعه با تصاویری رنگی در مرکز کادرهای عمدتاً مربع مواجه هستیم. در هر کادر، یک فرمِ ارگانیک، نامنظم و غالباً مدور قرار دارد که شبیه به یک قطره‌ی پهن‌شده یا سیاره‌ای معلق است و بخش عمده‌ای از فضای تصویر را اشغال کرده است. پس‌زمینه در تمامی این آثار کاملاً تخت، بدون بافت و عمدتاً به رنگی تیره است که باعث می‌شود فرمِ مرکزی با شدت بیش‌تری خودنمایی کند. درون این فرم‌های مرکزی، بافت‌هایی به‌شدت پیچیده، متراکم و پرجزئیات دیده می‌شود؛ الگوهایی که گاه شبیه به شبکه‌های سلولی زیر میکروسکوپ، گاه شبیه به ترک‌های کویر و گاه شبیه به بلورهای کریستالیِ درهم‌تنیده هستند. پالت رنگیِ این بافت‌ها بسیار متنوع، غلیظ و درخشان است؛ رنگ‌هایی چون زرد خردلی، سبز اسیدی، آبی الکتریک و قرمز تند که در تضاد با سیاهیِ پس‌زمینه قرار می‌گیرند. در این تصاویر هیچ نشانی از خط افق، پرسپکتیو، عمق میدان یا سایه‌روشن‌های طبیعی که نشان‌دهنده‌ی یک فضای سه‌بعدی باشند به چشم نمی‌خورد و همه‌چیز روی یک سطحِ کاملاً دوبعدی و تخت ثبت شده است. باید توجه داشت در مواجهه با این مجموعه از سارا شونفلد، پیش از هرگونه تفسیر معنایی، با یک نظام بصری به‌شدت کنترل‌شده و ابژکتیو روبه‌رو هستیم که مشخصاً ریشه در سنت‌های مکتب عکاسی دوسلدورف دارد.

سارا شونفلد، چیدمان نمایشگاه تمام آن‌چه می‌توانید حس کنید
سارا شونفلد، چیدمان نمایشگاه تمام آن‌چه می‌توانید حس کنید

دال‌های بصری که به صورت یک فرم مجرد در پس‌زمینه‌ای خنثی ایزوله شده‌اند، رویکردی دارند که بی‌درنگ سنت تیپ‌نگاری [8] در عکاسی آلمان — نظیر برخورد گیاه‌شناسانه‌ی کارل بلاسفلد [9] —  را متبادر می‌سازد. اما رادیکال‌ترین دالِ این مجموعه، نه در حضور عنصری خیره‌کننده، بلکه در «غیاب» شکل می‌گیرد؛ غیابِ دوربین، غیابِ نوردهی و حتی غیابِ فیزیکی نور!

شونفلد برای دستیابی به نهایتِ نگاه ابژکتیو و گذر از مرزهای بازنمایی، به سوی نوعی انتزاعِ مطلق، فرایند متعارف اتاق تاریک را کنار می‌گذارد. تصویر در این‌جا نه از طریق برخورد فوتون‌های نور، بلکه از طریق تماس شیمیایی و مو‌به‌موی مواد با سطح حساس نگاتیو خلق می‌شود. این روشِ مبتنی بر عکاسی بدون دوربین از نظر فنی همانند فتوگرام [10] است، که فاصله‌ی فیزیکی میان سوژه و سطح حساس را به صفر می‌رساند تا هرگونه زاویه دیدِ هنرمند خنثی شده و به غایتِ نگاه سردِ عکاسی دوسلدورفی نزدیک شود. اتفاقی که هم‌راستا با تجربه‌های توماس روف [11] در مجموعه‌ی اخیرش است که به‌نوع جدیدی از فتوگرام روی ‌آورده است. [12]

سارا شونفلد، از مجموعه‌ی تمام آن‌چه می‌توانید حس کنید
سارا شونفلد، از مجموعه‌ی تمام آن‌چه می‌توانید حس کنید

به زعم رومن یاکوبسن [13] (زبان‌شناس و اندیشمند روس) در هر سیستم نشانه‌شناختی، این تفاوت‌ها هستند که معنا را می‌سازند. در این مجموعه نیز، ما با یک نظام متناقض و بحث‌برانگیز روبه‌رو هستیم که بر پایه‌ی چند تقابل بنا شده است. این تقابل‌ها نیز می‌توانند همان ایده‌ای باشند که تجربه‌های تصویری این هنرمند را از یک «آزمایش شیمیایی» به «نمودهایی قابل خوانش» بدل می‌کنند:
1- نام مجموعه «تمام آن‌چه می‌توانید حس کنید» است؛ عنوانی که مستقیماً به غایی‌ترین سطوح انتزاعیِ تجربیات انسان، یعنی احساسات، توهمات روان‌گردان‌ها و تجربه‌های درونی ارجاع می‌دهد. اما فرم ارائه چیست؟ زیباشناسی دوسلدوروفی، نگاه بالینی، دارای فاصله و کاملاً عینی. پس ما با تقابل امر انتزاعی و درونی با ارائه‌ی آزمایشگاهی مواجهیم.
2- مواد شیمیاییِ روی نگاتیو هیچ رفتار قابل پیش‌بینی‌ای ندارند؛ آن‌ها سطح حساس را می‌سوزانند، حل می‌کنند و به شکل ارگانیک و پرآشوب تکثیر می‌شوند. اما هنرمند این آشوبِ ارگانیک را در درونِ چه ظرفی به ما نشان می‌دهد؟ کادرهای مربعِ دقیق، ترکیب‌بندیِ کاملاً مرکزگرا و چاپ‌های بزرگِ نمایشگاهی. در این‌جا تقابل آشوب‌گری ماده با نظم هندسی شکل می‌گیرد.
3- تأثیر یک ماده‌ی مخدر یا داروی محرک بر سیستم عصبی انسان، امری کاملاً نامرئی و انتزاعی است (ما نمی‌توانیم حسِ ناشی از آدرنالین یا ال‌اس‌دی را با چشم ببینیم.) اما شونفلد با ایجاد تماس مستقیم میان ماده‌ی شیمیایی مخدر و امولسیون عکاسی، این امر نامرئی را به یک ردپای فیزیکی تبدیل کرده است. بدین‌سان در کار هنرمند، تقابل امر نادیدنی با بازنموده دیده می‌شود.

در بررسی زمینه‌ای و تاریخی، باید به یاد داشته باشیم که پروژه‌ی مورد نظر، در زمانه‌ای خلق شده که فضای دیداری از تصاویر مکانیکی، محاسبه‌‌ای و غیرمادیِ دیجیتال به اشباع رسیده است. در چنین بستری، بازگشت به ماده‌ی خام عکاسی و تکنیک‌های عکاسی بدون دوربین، جریانی تحت عنوان «عکاسی نئوآنالوگ» [14] راگسترش داده که به تبدیل شدن این جریان به رویکردی هنری یاری رسانده است. این جریان، بازگشتی نوستالژیک یا صرفاً تکنیکی به گذشته نیست، بلکه یک موضع‌گیریِ هستی‌شناسانه و مادی نسبت به رسانه‌ی عکاسی است. در این رویکردِ فرایندمحور، کفه‌ی ترازو به نفعِ کنشِ تولید سنگینی می‌کند. وقتی ساعت‌ها درگیر فرایند ظهور و ثبوت فیلم باشیم و با شیمی تاریک‌خانه کار کنیم، می‌دانیم که واکنش‌های پیش‌بینی‌ناپذیرِ مواد روی امولسیون، بخشی از ذاتِ مادی این رسانه است. در این‌جا، خودِ فرایند تولید اثر — اعم از فعل ‌و انفعالات شیمیایی، زمانِ صرف‌شده، تصادف‌ها و حتی تخریبِ سطح حساس — از نتیجه‌ی نهایی و تصویرِ به‌دست‌آمده اهمیت والاتری می‌یابد. عکس دیگر صرفاً یک سطحِ بازنمایانه یا محصولی برای تماشا نیست، بلکه سند و نمایه‌ای فیزیکی از رخدادی مادی در تاریک‌خانه است. هنرمندانی چون شونفلد در این پارادایم، ماده‌ی خام عکاسی را نه به‌عنوان ابزاری شفاف برای ثبتِ جهان، بلکه دقیقاً به‌عنوان «موضوعِ» اصلی اثر به کار می‌گیرند و ارزش ذاتیِ این مجموعه در همان لحظه‌ی مداخله‌جویانه‌ی برخوردِ ماده روان‌گردان با امولسیونِ فیلم تعریف می‌شود؛ جایی که روشِ خلق، خود به بیانیه‌ی اصلیِ هنرمند بدل می‌گردد. اما از منظری انتقادی‌، تقلیل دادنِ تجربه‌ی پیچیده انسانی به یک واکنش شیمیایی انتزاعی روی نگاتیو، نوعی میان‌بر مفهومی است؛ انگار هنرمند این فرایند را با برچسب احساسات انسانی می‌پوشاند تا به آن وزن فلسفی بدهد.

سارا شونفلد، از مجموعه‌ی تمام آن‌چه می‌توانید حس کنید - 2
سارا شونفلد، از مجموعه‌ی تمام آن‌چه می‌توانید حس کنید

البته در سنجش کار شونفلد با مکتب دوسلدورف و قیاس با همتایانش، ماجرا حتی انتقادی‌تر می‌شود. در ظاهر شونفلد زیباشناسی دوسلدورف را به عاریت گرفته است؛ یعنی همان ارائه در ابعاد بزرگ، رویکرد گونه‌شناسانه، کادرهای ایزوله و نگاه سرد. این رویکرد ما را فوراً به یاد طبقه‌بندی‌های دقیقی می‌اندازد که آگوست ساندر [15] بذرش را کاشته بود تا نوادگان‌اش مثل گورسکی [16] از میوه‌اش بهره‌مند شوند، اما تفاوت بنیادینی وجود دارد. عینیت در مکتب دوسلدورف، ابزاری بود برای کشف ساختارهای پنهان جهانِ بیرون از طریق بالاترین حد دقت اپتیکال، در حالی که عینیت در کار شونفلد، بیش‌تر رویکردی شبه‌علمی دارد. در ادامه‌ی این موارد، برای مخاطب ممکن است پرسش پیش‌آید که اگر نام مواد مخدر را از زیر عکس‌های این هنرمند برداریم، ما تنها با مجموعه‌ای از واکنش‌های انتزاعی و تخریب بافت امولسیون نگاتیو عکاسی روبه‌رو هستیم که جذابیت بصری دارند، اما لزوماً معنای خودبسنده‌ای تولید نمی‌کنند. در واقع، در مقایسه با همتایانی چون ولفرام هان [17] که ماهیت رسانه‌ی عکاسی را به چالش می‌کشند، کار شونفلد تا حد زیادی متکی به ایده‌ای اولیه است: این‌که تماشاگر با خواندن نام یک روان‌گردان، آشوب بصری و انتزاعیِ عکس را به شکل تصنعی به تجربه‌ی ذهنی آن ماده ربط دهد. این یعنی اثر، بیش‌تر از آن‌که یک ساختار زبانی کاملاً مستقل باشد، به اطلاعات بیرون از قاب و زیرنویس‌ها وابسته مانده است.

در نهایت مجموعه‌ی «تمام آن‌چه می‌توانید حس کنید» سارا شونفلد را باید به مثابه‌ی آزمایشی در مرزهای رسانه‌ی عکاسی نگریست، که در آن هنرمند با کنار گذاشتن فرایندِ ثبتِ اپتیکال و اتکا به شیوه‌های عکاسی بدون دوربین، زبانِ عکاسی را از بازنماییِ بیرونی فراتر می‌برد و مرزهای بیانی رسانه را به سمت انتزاعی مادی گسترش می‌بخشد. این اثر با بهره‌گیری از زیباشناسیِ عینی دوسلدورف و جایگزینیِ نور با تماسِ مستقیمِ مواد، ساختاری را خلق می‌کند که در آن تقابل میان انتزاعِ درونی و عینیتِ ظاهری، تنشِ بنیادینِ اثر را شکل می‌دهد. شونفلد با حذفِ فاصله‌ی میان سوژه و نگاتیو، در پیِ دستیابی به یک عینیت نوین رادیکال است که در آن، سوژه نه به واسطه‌ی مشاهده، بلکه از طریق واکنش شیمیایی امولسیون، در تصویر حضور می‌یابد. اما نکته‌ای که کار شونفلد را ارزشمندتر از سایر هم‌نسلان‌اش می‌کند این است که عکس‌های او بر خلاف چیزی که به نظر می‌رسد، خصلتی عکاسانه (چه‌بسا بسیار والاتر از سایر پروژه‌های عکس‌بنیان) دارند؛ چرا که هنرمند در این‌جا از رّد و اثرگذاری مستقیم فیزیکی اشیاء بهره می‌گیرد و این همان ویژگیِ نمایه‌ای است که ماهیت عکاسی را از سایر هنرها متمایز می‌کند. به این ترتیب، او موفق می‌شود عکاسی را از جایگاهِ ابزارِ روایت به ابزارِ تجربه و مواجهه‌ بدل ‌سازد.

سارا شونفلد، از مجموعه‌ی تمام آن‌چه می‌توانید حس کنید - 3
سارا شونفلد، از مجموعه‌ی تمام آن‌چه می‌توانید حس کنید


پی‌نوشت‌ها

[1] Bernd and Hilla Becher
[2] Sarah Ancelle Schönfeld
[3] Cameraless Photography
[4] All You Can Feel
[5] chemical self
[6] Esther Leslie
[7] Synthetic Worlds
[8] Typology
[9] Karl Blossfeldt
[10] Photogram
[11] Thomas Ruff
[12] عنوان این مجموعه «فتوگرام» است.
[13] Roman Jakobson
[14] Neo-Analog Photography
[15] August Sander
[16] Andreas Gursky
[17] Wolfram Hahn

منابع
کتاب‌ها:
1- مقیم‌نژاد، مهدی (۱۳۹۷). عکاسی و نظریه، نشر سوره‌ی مهر، تهران.
2- کاتن، شارلوت (۱۳۹۹). عکس به مثابه هنر معاصر، مترجم: کیارنگ علایی، نشر حرفه هنرمند، تهران.
3- ملکیان، علیرضا (۱۳۹۸). از وایمار تا دوسلدورف، نشر علم، تهران.

پایگاه‌های اینترنتی:
1- وب‌سایت رسمی سارا شونفلد
2- زانیار بلوری، نگاهی به آثار سارا شونفلد