کشمکشی خصومت آمیز
هیچ کس فکر نمی کرد به این زودی چنین جنگی درگیرد! همین چند سال قبل بود که جنگ بین فیلم و سیلیکون مغلوبه شده بود! اکنون جدیدترین خبر این است که مبارزه بین دوربین های دیجیتال (شبه SLR) و دوربین های دیجیتال تک لنز انعکاسی DSLR درگرفته است. شما چه می گویید؟ دوربینهای شبه SLR؟ یا DSLR؟نه، این مبارزه واقعا جدی است! ۱۰-۱۲ ماه پیش نمی‌شد چنین چیزی گفت، اما اکنون قضیه فرق می‌کند و روند واقعه در حال شتاب گرفتن است. بخصوص با چشم اندازی که از دوربین‌های تابستان ۲۰۰۴ دیده می شود.

رقیبان
تفاوت اساسی و اولیه بین دوربین‌های شبه SLR و DSLR ها نحوه دیدن صحنه منظره در دوربین‌ها است. دوربین‌های شبه SLR از صفحه ویدیویی استفاده می‌کنند که ممکن است LCD یا منظره یاب الکترونیکی باشد و یا هر دو. در حالی که DSLR ها دارای منظره یاب اپتیکی هستند که معمولا از یک آینه بازتابنده نور و یک منشور تشکیل شده‌اند. تفاوت دیگر در اندازه سنسور تصویر (چیپ) آنها است. بیشتر DSLR ها از سنسور بزرگی در اندازه مساوی یا نزدیک به فیلم‌های عکاسی APS یعنی ۱۵٫۱×۲۲٫۷ mm استفاده می‌کنند، هر چند اکنون دو دوربین DSLR با سایز ۲۴*۳۶ م.م. نیز وجود دارد که عبارتند از Canon 1Ds و Kodak Pro/n/c.


دوربین‌های دیجیتال پیشرفته معمولا از سنسورهای ” ۳/۲ استفاده می‌کنند که دارای ابعاد ۶٫۶×۸٫۸ م.م. می‌باشد، گرچه که مدلهای جیبی کوچک حتی از سنسورهایی با ابعاد کوچکتر در حدود ۵٫۲۷×۳٫۹۶ م.م. نیز استفاده می کنند.

اندازه سنسور و مگاپیکسل لزوما با یکدیگر معادل نیستند. دوربین‌های DSLR ی وجود دارند که با وجود اندازه بزرگ سنسورشان ۴-۶ مگاپیکسلی هستند و دوربین های دیجیتالی نیز هستند که با وجود کوچکی سنسورشان دارای رزولوشن ۸ مگاپیکسل می‌باشند. ۸ مگاپیکسل تا کنون رکورد نهایی دوربین‌های دیجیتال بوده در حالی که رکورد DSLR ها حدود ۱۱ یا ۱۴ مگاپیکسل می‌باشد. ولی همانگونه که می‌دانید، مگاپیکسل تنها بخشی از مقوله کیفیت تصویر می‌باشد و در اغلب اوقات مهمترین بخش آن هم نیست.


تغییر اندازه، حجم و وزن نیز بین این دوربین‌ها مختلف است، در حالی که بعضی دوربین‌های شبه دیجیتال بزرگتر می شوند (مثل Sony f828) بعضی از DSLR ها در حال کوچک‌تر شدن هستند (مثل Pentax *istD). اما مجموع دوربین و لنز را باید به حساب آورد، نه بدنه خالی دوربین را. اگر یک دوربین معمولی ۸ مگاپیکسلی را در نظر بگیرید با لنز ۲۸-۲۰۰ م.م. و f/2.8 (معادل ۳۵ م.م.) چیزی حدود ۷۰۰ گرم وزن خواهد داشت و در جیب یک جلیقه عکاسی جای می‌گیرد. در حالی که یک DSLR که با یک جفت لنز می‌تواند محدوده کانونی و سرعت معادلی را داشته باشد، حداقل ۳ تا ۴ برابر این وزن خواهد داشت و برای حمل و نقل نیاز به یک کیف عکاسی متوسط دارد.

 


Sony F828 / Canon 10D + 2 lenses

هیچکدام از این دوربین‌ها تمام نیازها را به تنهایی بر‌آورده نمی‌کنند. هر چیزی در این دنیا مزایا و معایب خاص خودش را دارد. اما مفید خواهد بود که بررسی نماییم که هر کدام از این دوربین ها چه کاری را خوب‌تر از دیگری انجام می‌دهد و چه کاری را بدتر. بدون هیچ ترتیب خاصی موارد زیر را می توان در نظر گرفت.


DSLRها
مزایا:
– محدوده وسیعی از لنزهای قابل تعویض
– وجود لنزهای دارای لرزش گیر
– منظره یاب روشن‌تر و واضح‌تر
– دارای کیفیت خوب تا عالی در ISO های متوسط (تا ISO 400)
– کیفیت بهتر تصویر و نویز کمتر در ISOهای بالا (بالای ISO 400)
– سرعت عکاسی پیوسته بالاتر حتی در حالت RAW
– معمولا دارای حافظه موقت بیشتر که امکان عکاسی پی در پی بدون متوقف شدن دوربین را ایجاد می کند.
معایب:
– عدم هیستوگرام در زمان واقعی
– اندازه متوسط و بزرگ بخصوص با لنزهای طویل و سریع
– وجود غبار سنسور که در بیشتر DSLRها یک معضل است.
– صدای قابل شنیدن شاتر و آینه در شرایطی که سکوت مطلق باید باشد.

 

دوربین‌های دیجیتال شبه SLR
مزایا:
– اندازه و حجم کوچکتر، سبکتر
– دارای یک لنز با محدوده زوم وسیع
– بدون صدای شاتر یا آینه. عالی برای سر صحنه، تلویزیون، فیلم یا دیگر شرایط عکاسی که نیاز به سکوت است.
– دارای کیفیت تصویر خیلی خوب تا عالی در ISOهای پایین ( تا ISO 100)
– امکان وجود هیستوگرام زمان واقعی و دیدن تاثیر تنظیمات نور در منظره یاب یا مانیتور (در بیشتر مدلها)
– امکان عکاسی ماکرو بدون نیاز به لنز یا حلقه لنز اضافه (در بیشتر مدلها)
– وجود مانیتور قابل چرخش و تغییر زاویه مناسب برای عکاسی در زوایای کم و بالای سر
– عدم وجود مشکل غبار سنسور
– عمق میدان بزرگتر در هر بزرگنمایی
معایب:
– سوییچ کند بین منظره یاب و مانیتور (به استثنای Minolta A2)
– دارای منظره یاب تاریکتر و مشکل‌تر برای دیدن نسبت به DSLRها
– معمولا فوکوس خودکار کندتر و تاخیر شاتر بیشتر نسبت به DSLRها
– معمولا کیفیت ضعیف و نویزدار تصویر در حساسیت های بالای ISO 100
– معمولا حافظه موقت کوچک با توانایی کمتر در گرفتن چند عکس پیاپی قبل از متوقف شدن دوربین (برای خالی کردن حافظه موقت)
– بیشتر این دوربین‌ها بین ۵ تا ۱۵ ثانیه بعد از گرفتن عکس RAW متوقف می‌شوند (به اشتثنای Minolta A2 و Canon Pro 1)
– سرعت عکاسی پیاپی کم و معمولا دارای سرعت عکاسی پیوسته خیلی کم در حالت RAW (با استثنای Minolta A2)
– اتصالات واید و تله فتو برای اغلب مدلها موجود است، ولی معمولا دارای کیفیت مناسبی نمی‌باشند.
– دارای عمق میدان بزرگتر در تمام بزرگنمایی های تصویر

 

انتخاب کدامیک!
انگلیسیها مثلی دارند که میگوید – هر اسب برای مسیری خوب است – و منظور ساده اش این است که هر ابزاری برای کاری. البته کاربردهایی هم وجود دارد که هر دو بدرد می ‌خورند و راه حل ثابتی وجود ندارد.
در سالهای گذشته که عکاسی فیلمی مرسوم بود، حرفه‌ایها دارای دوربین‌های متعددی بودند. دوربین قطع متوسط برای داشتن حداکثر کیفیت‌ و قابلیت چاپ بزرگ عکسها، یک یا چند دوربین ۳۵ م.م. SLR برای هنگامی که به سرعت و تطبیق‌پذیری نیاز بود. همچنین بعضی ها یک دوربین جیبی اتوماتیک نیز برای اینکه در مواقع اتفاقی و مسافرتی همراهشان باشد داشتند.
بیشتر این عکاسان دیگر عکس فیلمی نمی‌گیرند، ولی برای اینکه نیازهای مختلف خود را پوشش دهند عادت چند دوربینی خود را حفظ نموده‌اند. (البته دوربین‌های دیجیتال خیلی گرانتر از دوربین‌های فیلمی هستند و ممکن است بخصوص در کشور ما خیلی‌ها وسعشان به این کار نرسد). مثلا برای عکسهای منظره از یک دوربین قطع متوسط با بک دیجیتال ۱۶ مگاپیکسل (مثل Contax 645 و یک Kodak DSC Pro Back) استفاده می‌کنند. برای عکاسی از حیات وحش و طبیعت یک جفت DSLR و تعدادی لنز دارند (مثل Canon 1Ds و Canon 10D). و برای عکسهای اتفاقی، عکسهای خیابانی و مسافرت یک دوربین دیجیتال مثل Konica/Minolta A2 و Sony DCS-T1 می گیرند.
البته دو دوربینی که آخر نام بردم هر دو دیجیتال هستند، ولی از لحاظ توانایی و اندازه خیلی با هم فرق دارند. مشکل دوربین دیجیتال این است که این نام شامل محدده وسیعی از اندازه‌ها، وزن‌ها، قیمت‌ها و تواناییها می‌شود.


وضعیت کنونی
پس از ظهور دوربینهای جدید ۵ مگاپیکسلی مثل Leica Digilux 2 و مشابه آن Panasonic LC1 ، اکنون دوربینهای جدیدی با مگاپیکسل متوسط به بازار عرضه شده‌اند که دارای کیفیت بسیار بالا، لنز عالی و بسیار خوش دست می‌باشند. دوربین‌های جدید ۸ مگاپیکسلی از این دسته می‌باشند.

با ظهور این دوربین‌ها بود که گیج شدن خریداران به معنای واقعی آغاز گردید! آیا کیفیت تصویر یک دوربین دیجیتال ۸ مگاپیکسلی بهتر است یا کیفیت یک دوربین DSLR با رزولوشن ۶ مگاپیکسل؟ فایلها بزرگتر است، اما کیفیت تصویرها چه؟ اصلا منظور ما از کیفیت تصویر چیست؟ پس رزولوشن چه کاره است؟ نویز؟ کنتراست؟ واقعی بودن رنگ؟

به وضوح لنز دوربین نقشی اساسی دارد، همانطور که نحوه‌ پردازش عکسها درون دوربین مهم است. آیا شما با فرمت JPG عکس می‌گیرید یا RAW؟ بعضی از سازندگان روند شارپ کردن را روی عکسهای JPG خود اعمال نمی‌کنند، بعضی‌ها زیاد از حد اعمال می کنند. این یکی از دلایل مشکلات و نا هماهنگی عکسهای JPG خروجی دوربین است. فایلهای RAW روش بهتری برای قضاوت بر روی کیفیت دوربین‌ها است، ولی از چه مبدلی برای فایل RAW استفاده شده است؟ از مبدل‌های خود سازنده دوربین یا مبدل‌های دیگر؟ درباره سازندگانی مثل کانون چگونه می توان قضاوت کرد که روند شارپ کردن را در بعضی دوربین های خود روی فایل‌های RAW هم اعمال می‌کنند؟


یک ایده
من اعتقاد دارم که اکنون حتی عکاسان حرفه‌ای و با تجربه نیز چند دوربین دیجیتال معمولی را قابل توجه می‌دانند، چیزی که شاید یک سال پیش نمی‌توانستیم بگوییم و با گذشت زمان واقعیت آن بیشتر می‌شود. مطمئنا برای تعداد زیادی از آماتورها و علاقمندان عکاسی دوربین‌های دیجیتال شبه SLR و معمولی حداکثر چیزی است که نیاز دارند.


لیست مزایا و معایب فوق تنها بخشی از داستان است. مساله اصلی تا جایی که من می‌دانم کیفیت تصویر یا اندازه تصویر نیست. ۵ یا ۶ یا ۸ مگاپیکسلی، دیجیتال معمولی یا DSLR فرقی نمی‌کند، تمام این دوربین‌ها می توانند چاپ‌های عالی عکس تا سایز A3 را ایجاد نمایند.


عکاسی در حساسیت ISO 100 یا کمتر؟ مقایسه نویز در دوربین های مختلف کار سختی است. در ISO های بالاتر DSLRها برنده هستند، ولی این حساسیت‌های بالا در بیشتر انواع عکاسی اهمیت زیادی ندارند.
سرعت عکاسی؟ بیشتر دوربین‌های دیجیتال را فراموش کنید. این دوربین ها معمولا در فوکوس کند هستند و نمی‌توان با آنها به سرعت عکس گرفت.


یک Canon 1Ds دوربینی عالی است که می‌تواند عکسهایی با کیفیت دیوانه کننده بگیرد. ولی نمیتوان آنرا در یک مسافرت چند روزه که دوربین را باید در کوله پشتی حمل نمود همراه برد. همچنین نمی‌توان با دوربینی به این بزرگی در خیابان به عکاسی پرداخت. (احتمالا سوژه‌ها از دیدن دوربین فراری می‌شوند).


و همچنان ادامه دارد، مزایا و معایب! بله، همانطور که قبلا عرض شد تفاوتهای قابل مشاهده و اندازه‌گیری نه تنها بین دوربین‌های دیجیتال معمولی و DSLRها وجود دارد، بلکه بین دوربین های مارکهای مختلف نیز اختلافات زیادی می‌توان دید. ولی به نظر من این اختلافات چندان مهم نیستند. مهمترین چیزی که باید مد نظر داشت این است که دوربین برای کاری که می‌خواهیم با آن انجام دهیم مناسب و دارای قابلیتهای لازم باشد.


ختم کلام
در عرض چند سال دیدیم که دوربین های دیجیتال معمولی به یک ابزار پذیرفته شده عکاسی برای تمام سطوح عکاسان بدل شده اند. منظره‌یابهای الکترونیکی ضعیف، حافظه های موقت کم، کنترلهای زوم نا مناسب، سوییچ نامناسب منظره یاب و مانیتور و دیگر محدودیتها در حال اصلاح و رفع شدن بوده و یا حداقل تا حدود زیادی بهبود یافته‌اند. مزیت اندازه کوچک، وزن کم، قیمت پایین‌تر، هیستوگرام زنده، کارکرد ساکت و شبیه اینها در بسیاری از موارد برگ برنده این دوربین ها است.
ممکن است در مطلب فوق دقت نموده باشید که Minolta A2 خیلی از معایب دوربینهای شبه SLR را رفع نموده است. اگر از لحاظ کارکرد در نظر بگیریم این دوربین هنوز برتر از دیگر رقبا است. اما زیاد اینگونه نخواهد ماند. سازندگان می‌دانند مردمی که برای یک دوربین شبه SLR حدود ۱۰۰۰ دلار می‌پردازند زیاد بر محدودیتهای موجود این دوربین ها صبر نخواهند کرد و به زودی برای از دست ندادن بازار از رقیبان پیشی خواهند گرفت. این روندی است که بین سازندگان عمده و معروف دوربین های دیجیتال مرتب در حال تکرار است. اگر همان تلاش و تاکیدی که سازندگان دوربین های دیجیتال بر زیاد کردن پیکسل‌ها و کیفیت تصویر گذارده‌اند خرج افزایش راحتی استفاده این دوربین‌ها، خوشدستی و ارگونومی و بهبود عملکردهای آنها کنند شاید برنده این رقابت سخت با DSLRها باشند! کسی چه میداند؟

منبع: