دایدو موریاما. سگ ولگرد، میساوا، ژاپن، 1971
متنی که میخوانید مقدمهی مقالهای است در باب عکاسی ژاپن بهقلم ماریکو تاکِئوچی کیوریتر میهمان نمایشگاه Spotlight on Japan در پاریس فتو 2008.
در ژاپن، «عکس» را «شاشین» مینامند. این واژه متشکل از دو مفهوم است، «شا» بهمعنای «بازتولید» یا «بازتاب» و «شین» بهمعنای «حقیقت». ریشهی یونانی صورت انگلیسی واژهی «عکس» (photograph) نگاشتن (graphein) با نور (photos) معنا میدهد. بنابراین، در ذهنیت ژاپنی این فرآیند فینفسه بهمعنای ثبت حقیقت یا جوهر موضوع و «کپی گرفتن» از آن روی یک سطح است. در نتیجه، حاصل کار همواره مؤلفهای خاص از حقیقت را در بر میگیرد.
از زمان پیدایش عکاسی، این شیوهی نگاه به چیزها در سرتاسر جهان رایج است، اما در زبانهای کمتری شاهد آن هستیم که این مفهوم با چنین درجهای از شفافیت بیان شود. اگر فرض کنیم که عکاسی ژاپن حاصل کثرتی از واکنشها به فرآیند «بازتولید حقیقت» باشد—از همدلی تا بیاعتمادی—میتوانیم درک بهتری از تنوع فوقالعادهی آن داشته باشیم.
با در نظر گرفتن عکاسی ژاپن در قامت یک کل، آشکار میشود که بخش عمدهای از این هنرمندان بیشتر به بیان احساسات برآمده از ناتوانی در درک و ابهامِ واقعیت و جهان تمایل دارند تا رمزگشایی و تحلیل عینی آن. رولان بارت (Roland Barthes) در کتاب امپراتوری نشانهها خاطر نشان کرده که فرهنگ ژاپن آزادیاش را با رها ساختن خود از قید معنایی که نشانهها با خود حمل میکنند، به دست آورده. در واقع این حرف در مورد عکاسی نیز صدق میکند. عکاسی نه یک محصول که نوعی پرسشگری پیوسته است. از این منظر، بارت حق داشته که بعداً در کتاب اتاق کِلِر عکاسی را با هنر هایکو مقایسه کند.

تنوع رویکردها
عکاسان ژاپنی با تنوع رویکردشان نشان میدهند که چیزی در قامت حقیقت وجود ندارد. و به طرح سؤالات اساسی خود ادامه میدهند در این باره که عکاسی قادر به بازتولید چه چیزی است و از بازتولید چه چیزی شانه خانه میکند. بهعنوان مثال، از دههی 1970، نُبویُشی آراکی (Nobuyoshi Araki)، از شناختهشدهترین عکاسان ژاپن، بهجای تمرکز بر ضدیت حقیقت و خیال، پیوسته تلاش داشته که به هر شیوهی ممکن نشان دهد عکاسی هم حقیقت است و هم خیال. بهطرزی مشابه، دایدو موریاما (Daido Moriyama) با مهر تأیید زدن بر ایدهی اندی وارهُل (Andy Warhol)، این که عکس چیزی بیش از یک کپی نیست، نیز با حساسیت ظریفی عنصر خاطره در عکاسی را به تصویر کشیده.
دههی 1980 با پدیداری شماری از عکاسان همراه شد که کارشان را تلاشی برای تحلیل و درک جهان میدیدند، از جمله نائویا هاتاکِیاما (Naoya Hatakeyama). همزمان، گرایش عکاسی «سرشتنما» (intimist) در شکلهای بیشماری به حیات خود ادامه میدهد، از جمله کارهای رینکو کاوائوچی (Rinko Kawauchi) که زیبایی در زندگی روزمره را در عادیترین حالتش به تصویر میکشد.

نقش ویژه چاپ
یکی از مشخصههای عکاسی ژاپن نقش چاپ است، موضوعی که با گذر زمان بر اهمیتش افزوده میشود. نشریات، خواه عمومی باشند (مجلات) یا ویژه (کتابهای عکاسی)، ابزاری مهم برای عکاسان ژاپنی و کارشان بودهاند. در واقع، هیچ کشور دیگری در جهان چنین اندوختهای از نشریات ندارد. این پدیده را میتوان تا حدی با غیاب شبکهی گالریها یا بازاری جاافتاده برای عکاسی توضیح داد. اما این موضوع همچنین به تاریخ بسیار خاص فرآیندهای چاپ و بازتولید در ژاپن و فرهنگ پیرامون آن وابسته است. بهویژه، رد این موضوع را میتوان در عصر اِدو (1603 – 1867) جستوجو کرد، دوران توسعهی تکنیکهای بینظیر بلوکهای چوبی، زیبایی چاپهای اوکیو-ئه و محبوبیت فراوانشان در میان مردم ژاپن.
فرصتهای آشنایی با عکاسی ژاپن
در سالهای اخیر، کارهای برخی از عکاسان ژاپنی—که به شمارشان افزوده میشود—در ایالات متحده و اروپا شناخته شدهاند. اما به هر حال، فرصتهای ارائهی تصویری فراگیر از تاریخ عکاسی ژاپن در اروپا بسیار نادر است. در این رابطه، نمایشگاه «عکاسی جدید ژاپن» که در سال 1974 در نیویورک برپا شد، پیشدرآمدی واقعی بود. با آغاز قرن بیستویکم رویکردی تمامیتگراتر (holistic) به عکاسی شکل گرفت. و در این بستر، نمایشگاهِ مرور آثار که با عنوان «تاریخ عکاسی ژاپن» در سال 2003 در موزه هنرهای زیبا در شهر هیوستن، آمریکا برگزار شد، نقطهی عطف مهمی به حساب میآمد. از آن زمان، نمایشگاهها و نشریات بیشتری در مورد عکاسی ژاپن در غرب پدیدار شدهاند. پاریس فتو 2008 که در رابطه با ژاپن در قامت کشوری مفتخر برگزار شده، ثمرهی روندی طولانی از تکامل است.

تفکر «ژاپنیسم» که طی نیمهی دوم قرن نوزدهم بر اروپا حکمرانی میکرد، صرفاً یک مد زودگذر نبود. تأثیر آن نهتنها بر هنر غرب، مشخصاً در مدرسهی امپرسیونیستها، که همچنین بر سبک زندگی آنها عیان است. این گرایش با برپایی یک غرفهی ژاپنی در نمایشگاه جهانی سال 1867 آغاز شد. 141 سال بعد، در پاریس فتو 2008، مروری کلی از عکاسی ژاپن در مقیاسی بیسابقه در فرانسه را شاهدیم.
این از بزرگترین آرزوهایم است که امروز بیش از هر وقت دیگری، در دوران گذاری که وامدار ظهور فناوری دیجیتال است، چنین رویدادی دیگر فقط شکل «اگزاتیک» (عجیبوغریبنمایی) ندارد. امیدوارم که این انگیزهای باشد برای کشف تمامی ظرفیتهایی که رسانه (مدیوم) عکاسی در دست قرار میدهد و بر انرژی خلاقهاش بیافزاید.
پرونده عکاسی در ژاپن
- عکاسی در ژاپن – بخش اول (مقدمه)
- عکاسی در ژاپن – بخش دوم (تاریخچه)
- عکاسی در ژاپن – بخش سوم (نقش نشریات)
- عکاسی در ژاپن – بخش چهارم (عکاسان معاصر)