گزارش شب «کاوه میرعباسی» در کتابفروشی «هنوز»

چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۴

 دومین شب از شب‌های هنوز با حضور کاوه میرعباسی و اسدالله امرایی با عنوان ترجمه داستان عصر سه‌شنبه ۱۳ مرداد ۹۴ در کتابفروشی «هنوز» برگزار شد.
 
  به گزارش روابط عمومی‌کتاب‌فروشی هنوز؛ درابتدای این نشست اسدالله امرایی ضمن خیرمقدم به حاضران گفت: نشست‌های کتاب‌فروشی هنوز تنها به ترجمه شعر و داستان اختصاص نخواهد داشت و این نشست‌ها سرفصل‌هایی چون داستان، شعر و نمایشنامه خوانی و اجرای موسیقی هم خواهد داشت.

  امرایی با بیان این مطلب که راه‌اندازی کتاب‌فروشی در طبقه سوم یک ساختمان در ایران امری نامتعارف است، گفت: ایرانی‌ها بیشتر عادت کرده‌اند که کتاب‌ها را پشت ویترین ببینند تا سر شوق بیایند، همین امر موجب می‌شود که مخاطبان چنین کتاب‌فروشی خاص شوند و برپایی شب‌های هنوز فرصت مغتنمی‌است که در جمع مخاطبان جدی کتاب به طرح موضوعات متنوع فرهنگی و هنری بپردازیم.

  این مترجم در ادامه ضمن معرفی کاوه میرعباسی به عنوان یکی از مترجمان پرکارو منظبط گفت: میرعباسی از مترجمان خوب است که به چندین زبان تسلط دارد و با دقتی که از او سراغ دارم سعی دارد ترجمه خوبی از یک اثر را به مخاطبانش ارائه دهد. یکی از آخرین کتاب‌هایی که از او منتشر شده ترجمه کمدی الهی دانته در سه مجلد است او همچنین علاقه خاصی به تالیف و ترجمه کتاب‌های پلیسی دارد.

 در ادامه نشست کاوه میرعباسی گفت:واقیعت این است که من هرگز فکر نمی‌کردم که کمدی الهی دانته را ترجمه کنم؛ حتی من در کتابخانه قفسه ایی کتاب دارم که در نوبت ترجمه هستند و کمدی الهی دانته هیچ وقت دراین قفسه برای ترجمه قرار نگرفت.

  او افزود: در۱۰ سال گذشته من آثار متنوع و متعددی را ترجمه کردم؛ اما متاسفانه این کتاب‌ها با این که در شمار بهترین آثار ادبی جهان به ویژه رئالیست جادویی قرار می‌گیرند، اما در لیست کتاب‌های نفروش قرار گرفتند و آن گونه که باید دیده نشدند و برای همین درانبار نشرها خاک می‌خورند. این بار تصمیم گرفتم که از ناشر پیشنهاد ترجمه بگیرم و ناشر کتاب کمدی الهی دانته را به من معرفی کرد. 
 
  مترجم کتاب «زنده‌ام که روایت کنم» افزود: پس ازاین پییشنهاد من ترجمه‌های متعددی از کمدی الهی را تهیه کردم و پس از بررسی این ترجمه‌ها متوجه شدم که بیشتر مترجمان این آثاردر حالی که به متن اصلی وفادار بوده‌اند، اما در ترجمه اقدام به نوعی آفرینش زده‌اند. با اینکه کمدی الهی، شعری قافیه دار است اما ترجمه‌هایی که از این اثر شده، قافیه‌دار نبوده مگر ترجمه‌ای که از اسپانیایی خواندم .
 
  به گفته میرعباسی تاکنون قریب به ۵۰ ترجمه از کمدی الهی دانته منتشر شده است و یکی از مترجمان که این اثر را به زبان انگلیسی ترجمه کرده، ۵۰ سال زمان صرف این کار کرده و این اثر را به صورت شعر قافیه دار ترجمه کرده است. 

  او افزود: به نظر من وقتی اثری را در ترجمه به صورت شعر موزون و مقفا ترجمه می‌کنیم، آن اثر در ترجمه چیزهایی را از دست می‌دهد. پس از بررسی‌هایم دریافتم با این که مترجم برای ترجمه این اثر عمری را وقت گذاشته؛ اما کمتر کسی به این ترجمه توجه و استناد می‌کند و اگر ترجمه قابل تاملی بود پس انتشار آن دیگر سایر مترجمان انگلیسی زبان زمان صرف ترجمه این اثر نمی‌کردند.

  او با اشاره به شیوه ترجمه سایر مترجمان گفت: بیشتر مترجمان کمدی الهی نامه را به نثر ترجمه کرده‌اند و برای همین در ترجمه با سطرهای طویل مواجه ایم. در سه ترجمه فارسی که در در دست داریم هم این شیوه رعایت شده، برای همین من تصمیم گرفتم که در ترجمه ام به نوعی از امکانات شعر سپید استفاده کنم و به نوعی مسیر مترجم اسپانیایی زبان را پیش بگیرم.
 
  او ادامه داد: مترجم اسپانیایی اثر، از شعر سپیدی که نمایش‌نامه نویسان عصر طلایی قرون ۱۶ و ۱۷ برای نوشتن استفاده می‌کنند، الگوبرداری کرده بود یعنی ساختار نحوی جمله را به هم ریخته بود و من هم از این ترجمه اسپانیایی الهام گرفتم؛ کاری که من آن را آشنایی‌زایی می‌نامم. به این ترتیب، سعی کردم از شعر کلاسیک فارسی کمک بگیرم واز صنایع شعری در ترجمه جدید کمدی الهی استفاده کردم.

  میرعباسی افزود: نکته مهم دراین میان آن بوده که نمی‌خواستم از زبان آرکائیک استفاده کنم مگر جایی که حس کردم استفاده از این شکل زبان، به آهنگ بهتر جمله کمک می‌کند. بنابراین در دو سالی که این کار را ترجمه می‌کردم، شعرهای کلاسیک بسیار زیادی خواندم و بیش ازهمه نیز از شعرهای  وپس از او حافظ الهام گرفتم. این در حالی بود که ترجمه‌های فرانسه و انگلیسی اثر، تنها در پی القا و انتقال مفاهیم مورد نظر دانته بودند و به لفظ وفادار نبودند. 

  او با بیان این مطلب که کمدی الهی دانته را بدون پانوشت نمی‌توان درک کرد گفت: در بررسی‌هایم متوجه شدم که در برخی از ترجمه پانوشت‌ها از خود متن طولانی تر است و تنها چند ترجمه بود که مترجم در پانوشت اشاره کوتاه ای کرده بود. من در ترجمه پانوشت‌ها به ترجمه آکسفورد توجه داشتم و سعی نکردم مخاطب را درگیر پانوشت‌های بسیار فنی کنم.

  در ادامه نشست اسدالله امرایی با بیان این مطلب که در برخی ملت‌ها آثاری موجود است که در آن اشاره به سفر به دیگر سو و جهان دیگر مطرح شده و در زبان فارسی هم ما اردیراف نامه را داریم که اشاره به سفر روحی یک موبد زرتشتی دارد که با نوشیدن نوشابه به جهان دیگر سفر می‌کند؛ کاوه میرعباسی را مورد پرسش قرار داد که چقدر این اثر با کمدی الهی دانته قابل قیاس است؟

  میرعباسی گفت: من اردیراف نامه را ۱۰ سال پیش مطالعه کردم و به نظرم این اثراصلا قابل قیاس با کمدی الهی دانته نیست و گویی ما عادت کرده ایم که اغراق کنیم. اردیراف نامه بشتر شبیه قانون مجازات است و مولف دراین اثر همواره می‌خواهد به مخاطب بفهماند که مجازات فلان جرم چیست و انجام هر جرمی‌چه مکافاتی را در پی دارد. این کتاب در ۱۰۰ صفحه تالیف شده و هیچ گونه بافت دراماتیک و داستانی ندارد. یکی رازهای تاثیرگذاری کمدی الهی تخیل قویی است که در آن به چشم می‌خورد. کمدی الهی یک ابر ژانر است و درآن رگه‌هایی ازهمه ژانرهای ادبی به چشم می‌خورد.

  به گفته میرعباسی کمدی الهی یک کتاب ایمانی است و دانته مدعی شده که اتفاقات کتاب را پشت سر گذاشته است. کمدی الهی تاریخ سیاسی و اجتماعی زمانه مولف نیز به شمار می‌رود. او دراین اثربه نوعی از کسانی که با دیدگاه‌های او مخالف بوده‌اند انتقام گرفته ودر این اثر با افرادی مواجه می‌شویم که در این دوره از سوی سایر منابع تاریخی به عنوان افراد خوب و تاثیر گذار یاد می‌شود اما چون دانته با آن‌ها مشکل شخصی داشته آن‌ها را به قعر جهنم و یا دوزخ فرستاده است و بالعکس فردی که شاید هیچ جنبه مثبتی از نگاه عمومی‌نداشته در این اثر تبدیل به یک قدیس شده مثل معشوقه نخستین دانته. مثلا دانته چون با پاپ آن دوران مشکل داشته در این اثر او را مورد آماج شدیدترین انتقادها قرار داده است و تنوع زبانی که در این اثر شاهدیم گاه من را به یاد نمایشنامه‌های شکسپیر می‌انداخت.

  او افزود: دانته در این کتاب سه نوع از شخصیت‌های تاریخی، کتاب مقدس و اسطوره‌های از یونان باستان را کنار هم گذاشته است. ساختار کمدی الهی منسجم است و دانته در مجلد بهشت و جهنم ۳۳ سرود و در دوزخ ۳۴ سرود را آورده  که در نهایت به عدد ۱۰۰ برسد و در آخرین سرود هر جلد به توصیف ستارگان پرداخته است. با این که در این کتاب دانته سفر معنوی داشته اما راوی اثر اصلا خوی و خصلت الهی و یا قدیس وار نداشته است.
 
  میرعباسی در پاسخ به این پرسش که آیا کمدی الهی واقعا کمدی است، گفت: درنگاه نخست این اثر کمدی نست اما رگه‌های عمیقی از گروتسک در این اثر شاهدیم و به نظرم در لایه دوم اثر باید در جست وجوی کمدی باشیم.

  او درادامه در پاسخ به این پرسش که از سوی «نوید ملکی» مطرح شد که اگر این اثر را پنج سال گذشته و یا پنج سال آینده ترجمه می‌کرد؛ ترجمه چه تفاوت‌هایی داشت گفت:من اگر این اثر پنج سال گذشته ترجمه می‌کردم ویا پنج سال آینده حتما با این ترجمه تفاوت داشت.تا پنج سال پیش  در ترجمه معتقد بودم که باید از کلمات هم خوان استفاده کنم و براین اساس بسیاری از کلمات که با هم جنس نبودند در ترجمه من جایی پیدا نمی‌کردند. اما چند سالی است که نظرم تغییر کرده چون معتقدم که استفاده از یک سری از کلمات یک جنس در ترجمه به مرور موجب ابتذال می‌شود.

  مترجم آثار مارکز ادامه داد: دربرخی از خانواده‌های اشرافی مرسوم است که بین خودشان ازدواج می‌کنند و همین امر موجب می‌شود که نسل‌های بعدی علیل تر شوند. به نظر من استفاده ازیک سری کلمات مشابه در ترجمه موجب ناتوان شدن زبان به مرور می‌شود و زبان زایایی خودش را از دست می‌دهد.

  در ادامه اسدالله امرایی گفت: کمدی الهی یک متن پایه است که بسیاری از متون ادبی جهان متاثرازاین اثرهستند و به نظرهنگام ترجمه باید تلاش کنیم با ارجاعات فرا متن این اثر را امروزی تر بیان کنیم.

  «بهروز شادلو»مترجم با بیان این مطلب که درغرب کتاب ارزشمندی نیست که ردپایی از کمدی الهی دانته را درآن شاهد نباشیم؛ گفت: تاکنون ترجمه‌های متعددی از دانته در جهان منتشر شده؛ اما هیچ یک از این ترجمه‌ها با هم شباهت ندارند و قرائت هر مترجم از هر متن متفاوت است و به نظر من ترجمه یک متن کهن به زبان امروزی درست نیست و منطق متن زیر سوال می‌رود.

 میرعباسی در ادامه گفت: شاید دراین نشست بد برداشت شده و برخی تصورمی‌کنند که من با امکانات زبان محاوره کمدی الهی دانته را ترجمه کرده ام، چنین چیزی نیست من دراین ترجمه تلاش کرده ام از زبان آرکائیک منسوخ شده فاصله بگیرم.

 در ادامه «فواد نظیری» مترجم گفت: در ترجمه کمدی الهی دانته گاه میر عباسی به اوزان شعر عروضی نیمایی نزدیک می‌شود و در مقایسه ای که میان ترجمه کاوه میرعباسی با ترجمه شجاع الدین شفا انجام دادم متوجه شدم که میرعباسی از پس این ترجمه به خوبی برآمده است. اما معتقدم یک مترجم نباید روح لحن و زبان نویسنده را در ترجمه حفظ کند.
 
  کتاب‌فروشی «هنوز» در خیابان کریمخان، بین ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۳۴ قرار دارد وهمه روزه تا ساعت ۲۳ میزبان مخاطبانش است

نویسنده


ارسال نظر

در پاسخ به نظر زیر :

مطالب مرتبط

تازه‌های عکاسی

وبلاگ در سایت عکاسی

وبلاگ و فتوبلاگ

انجمن‌های عکاسی

سایت عکاسی

سایت عکاسان ایرانی

فروشگاه کتاب عکاسی

  • عکاسان جنگ، مریم کاظم‌زاده، خشتی
  • عکاسان جنگ، اباصلت بیات، خشتی
  • دلاوران
  • مجموعه فیلم آموزشی:  آموزش منوی دوربین‌های سری ۵۰۰۰ نیکون
  • تکنیک‌های فتومونتاژ
  • ترکیب بندی در عکاسی - دیوید پرکل
  • حرفه: هنرمند شماره ۶۷
  • در ستایش امر واقعی (۲جلدی)
  • نگاه‌ها به ایران
  • هنر و عکاسی
  • تاریخ عکاسی
  • این، کار من است!
  • آنگاه - شماره ۵
  • عکاس؛ استودیو
  • مجموعه عکس چیست؟
  • عکاسی مقدماتی
  • عکاسی - نشر ماهی
  • درباره نگاه به عکس‌ها
  • پامنار
  • انزلی
  • باران شغال
  • دیده و درون
  • عکاسی مستند
  • شیب تند عصر پنج‌شنبه
  • نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران - ۲ جلدی
  • تحولات تصویری هنر ایران: بررسی انتقادی
  • عکاسی دیجیتال - نشر دوژه
  • نگاهم کن! خیالم کن!
  • در جهت عکس
  • عکس و دیدن عکس
Powered by Practicalidea