عکاسان محترم، بدهکار هم شدیم!

دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۵

لطفا" مطب آقای احسان ابطحی عضو تحریریه شرق را بخوانید:

از این بهتر نمی شد؟!
در ادامه همان ماجرای عکس منصور نصیری، آرش عزیزجوابی به پست قبلی من داده که فکر می کنم یک سری توضیحات لازم است:
در مورد اصل ماجرا و اشتباهی که نباید انجام می شد در پست قبل توضیحاتی دادم که فکر می کنم کافی بود. امروز هم بچه های صفحه آخر توضیح و پوزشی نوشته بودند که تا حدودی جبران کننده بود. آرش جان در مورد اینکه اسم عکاس را کنار عکس تو چاپ کردیم هم باید بگویم نه تنها لطف بزرگی نکردیم، بلکه وظیفه ما بوده است. در این اصلا بحثی نیست.
اما موضوع من اساسا چیز دیگری است.
مشکلی پیش آمده، خواسته یا نخواسته. دانسته یا ندانسته. سهوی یا عمدی.
مشکل من با ادبیات کسانی است که از این کار شرق – که البته متاسفانه همه جا دیده می شود- انتقاد می کنند.
خوشبختانه یا متاسفانه همه کسانی که از این اشتباه انتقاد می کنند - که البته حق هم دارند- داعیه مدنی بودنشان تا عرش رسیده است. همه شان دم از اقدامات سندیکایی و صنفی می زنند. اما واقعا آرش جان فکر می کنی استفاده از این ادبیات برای کسانی که خودمان را هم صنفشان می دانیم درست است؟ آن هم برای کسانی که فکر می کنیم هم فکرشان هستیم. مثلا ما خود را هم صنف هم می دانیم و فکر می کنیم روزنامه نگارانی اصلاح طلب هستیم، اما آرش عزیز به این ادبیات نگاه کن:
دزدی شرق، آقا یا خانم سارق، مافیای شرق، پیشنهاد گلدوزی، منجوق دوزی و ... برای یک همکار و ... .
آیا واقعا ادبیات بهتری برای نشان دادن اعتراض به این اقدام نبود. آن هم اقدامی که دوستان و همکاران همفکرتان انجام داده اند.
خانم ها و آقایان مدنی!!! را می گویم: واقعا راه اعتراض به اقدام یک روزنامه که تا جایی که من خبر دارم همه ظاهرا همفکر هستیم، فقط همین راه و فقط استفاده از این ادبیات بود؟!
خانم ها و آقایان مدنی، واقعا اصطلاحاتی بهتر از سارق، دزدی، دزدگیر گذاشتن و... برای توصیف اشتباه همکاران و هم صنفانتان پیدا نکردید. برای کسانی که شاید روزی با آنها همکار و به قول معروف چشم تو چشم شوید. شاید آنها را در جایی ببینید، جایی مثل انجمن صنفی؟
نمی شد روزی با عباس کوثری جلسه ای می گذاشتید و انتقاداتتان را می گفتید؟
من فکر می کنم راه بهتری هم وجود داشت. فکر می کنم ادبیات قشنگ تری هم بود تا خدای نکرده شائبه های دیگری ایجاد نشود.
همین!

-------------

آقای ابطحی اگر مطلب شما را در جایی بدون اجازه و پرداخت حقوق مادی و اسم شما منتشر کنند از چه واژه مدنی استفاده می کنید؟ پرونده اشتباه همکاران شما - البته در ادبیات ما این اشتباه نیست - بسیار قطور است که اگر لازم شد منتشرش می کنیم. در آن جامعه مدنی که ما وصفش را شنیدیم ولی هرگز از آن سراغی نداریم هیچ کس حق کسی را پایمال نمی کند نه آنکه اگر حقی پایمال شد به اتکاء هم صنف بودن سکوت کنیم و در به در به دنبال واژه مدنی برای باز پس گیری حق پایمال شده یمان باشیم. من که نفهمیدم اشتباه یا سوء استفاده یا سرقت و یا هر واژه مدنی و غیر مدنی دیگری که دلتان می خواهد بر روی این کار بگذارید چه ربطی به مدنی بودن و اقدامات صنفی و سندیکایی داشت. کمی با دقت به تضادهای نوشته تان دقت کنید. اگر قبول دارید که اشتباه کردید چرا سعی می کنید آن را توجیه کنید و خود را مظلوم و ما را ظالم جلوه دهید؟

-------------

پاسخ آرش عاشوری نیا به نوشته احسان ابطحی
... چرا همکاران شما در روزنامه شرق ما رو همکار و هم‌صنف خود نمی‌دانند؟ چرا فکر نمی‌کنند روزی در انجمن صنفی و یا جای دیگری چشم در چشم شویم؟ ...

نویسنده


ارسال نظر

در پاسخ به نظر زیر :

مطالب مرتبط

تازه‌های عکاسی

وبلاگ در سایت عکاسی

وبلاگ و فتوبلاگ

انجمن‌های عکاسی

سایت عکاسی

سایت عکاسان ایرانی

فروشگاه کتاب عکاسی

  • تاریخ عکاسی
  • مجموعه عکس چیست؟
  • عکاس؛ استودیو
  • حرفه: هنرمند شماره ۶۷
  • بوشهر ۱۳۸۵-۱۳۵۳
  • تکنیک‌های ویرایش عکس در فتوشاپ
  • ترکیب بندی در عکاسی - لوری اکسل
  • ترکیب بندی در عکاسی - دیوید پرکل
  • مرجع کامل آموزش نرم افزار لایت روم
  • آنگاه - شماره ۵
  • شورشیان هنر قرن بیستم
  • کادربندی درعکاسی
  • مبادی سواد بصری - مترجم: مسعود سپهر
  • نقد عکس
  • پامنار
  • انزلی
  • باران شغال
  • دیده و درون
  • عکاسی مستند
  • شیب تند عصر پنج‌شنبه
  • نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران - ۲ جلدی
  • تحولات تصویری هنر ایران: بررسی انتقادی
  • عکاسی دیجیتال - نشر دوژه
  • نگاهم کن! خیالم کن!
  • در جهت عکس
  • عکس و دیدن عکس
  • گذر امروزی در طهران دیروزی
  • نقوش آهنی
  • عمامه داران
  • جام تهی
Powered by Practicalidea