فردا شب سه شنبه ۲۵ اردیبهشت ۸۶ ساعت ۱۰/۲۱ فیلم مستند عکاس جنگ ساخته کریستیـن فری در برنامه مستند ۴ از شبکه ۴ سیما پخش می شود. دیدن این فیلم را به همه علاقه مندان توصیه می کنیم.

war-photographer.jpg

سایت اختصاصی فیلم

همه لحظاتی که آنجا بودم، می خواستم فرار کنم. نمی دانستم باید بگذارم و بروم یا این که به فکر مسئولیت خود و دوربینم در بطن جنگ باشم! (جیمز نچوی)
جیمز نچوی در یکی از بی شمار مناطقی که برای مدتی با جنگ، مرگ، درد، رنج و خشونت دست و پنجه نرم می کرد، به دنبال عکس هایی بود که فکر می کرد باید چاپ شوند تا همه احساسات موجود در آن لحظات را به مردم نشان دهد. این فیلم در مورد مرد خجالتی و قهرمانی است که به عنوان یکی از شجاع ترین و خلاق ترین عکاسان جنگ شهرت پیدا کرد.

جوایز فیلم:
_ نامزد جایزه اسکار بهترین مستند بلند ۲۰۰۲
_ جایزه شهر اوزاکای ژاپن ۲۰۰۲
_ جایزه وزارت فرهنگ سوییس ۲۰۰۲
_ جایزه تماشاگران در جشنواره فیلم های مستند آفریقای جنوبی ۲۰۰۲
_ نامزد جایزه آدولف گریم در زمینه اطلاعات و فرهنگ ۲۰۰۳
_ نامزد جایزه بهترین فیلم مستند از بنیاد فیلم سوییس ۲۰۰۲
_ نامزد جایزه گریرسون ۲۰۰۲
_ جایزه فونیکس از جشنواره بین المللی فیلم های تلویزیونی کلن ۲۰۰۲
_ جایزه نقدی بهترین فیلم مستند از جشنواره فیلم های مستند گنت، بلژیک ۲۰۰۲


کارگردان و فیلمنامه نویس: کریستین فری
فیلمبردار: پیتر ایندرگ ا ند
تدوین گران: ک . فری ، باربارا مولر
صدا برداران: فلورین ایدن بنز، مارتین ویتز، اینگرید استادلی
نسخه اصلی: انگلیسی/ آلمانی، رنگی، ۳۵ میلیمتری، ۹۶ دقیقه، نوامبر ۲۰۰۱
محصول: کریستین فری فیلم پروداکشن
Christian Frei Filmproduction
Schweizer Fernsehen DRS


یادداشت / ماریا گارسیا

کریستین فری، برای تصویرکردن جیمز نچوی، یکی از عکاسان مشهور جنگ همراه با سوژه‌اش به مناطق دوردستی مانند اندونزی و مالزی و مکان‌های آشناتری چون کوزوو و نوار غزه سفر کرد. فری و نچوی از گورهای دسته‌جمعی، خویشاوندان عزادار، و همچنین نظامیان و جنگجویان خشن عکس گرفتند و سعی کردند موقعیت حرفه خطرناک و هولناک خود را روشن کنند. مصاحبه با همکاران نچوی از جمله کریستین امان‌پور و نیز کریستین بروستدت، تصویر فری از این عکاس خبری خوش‌قریحه را کامل می‌کند.

عکاس جنگ با سکانسی آغاز می‌شود که طی آن نچوی مشغول عکاسی از دهکده‌ای در حال سوختن است. تنها صدایی که به گوش می‌رسد، صدای شعله‌هایی است که باقی‌مانده اسکلت چوبی خانه‌ها را می‌سوزاند و البته صدای شاتر دوربین. این نگاهی تاثیرگذار و متفکرانه به عملکرد عکاس در هنگامه جنگ است. مشخصه نیمه اول فیلم، سکانس‌های مشابه و مصاحبه‌های ویژه از جمله مصاحبه‌های کوتاهی است که در آن‌ها راجع به مسیر‌های جدید در کار خود صحبت می‌کند. او کانون توجه خود را معطوف به قربانیان فقر کرده است و در سکانسی تاثیرگذار، از خانواده‌ای عکس می‌گیرد که کنار خط راه‌آهن زندگی می‌کنند.

در نیمه دوم فیلم، کنترل فری متناسب با مقدار وقتی که برای تحلیل کردن نچوی توسط خودش، در اختیار او می گذارد، کمتر می‌شود. یکی از فرود‌های فیلم در جایی است که نچوی توضیح می‌دهد چگونه خشم خود را به طرف کارش «هدایت می‌کند.» به ندرت پیش می‌آید که فرد خلاق به وضوح در باره کارش صحبت کند (نچوی همان‌قدر که هنرمند است، خبرنگار نیز هست) اما این موضوع جای تأسف دارد که عکاس شبیه یکی از مرشدان نیواِیج به نظر می‌رسد. شاید او فاصله زیادی با عکاس ناآشنای فیلم رسانه سرد داشته باشد، شخصیتی که هنگام تماشای عکاس جنگی نمی‌توانید او را به یاد آورید، اما تمام چیز‌هایی که نچوی می‌گوید، مخاطب را متقاعد نمی‌کند که او قدری از احساساتش دور نشده باشد. در واقع مسلماً این عدم فاصله، دلیلی بر غیرصادقانه‌بودن تصویر او مقابل دوربین است.

فیلم فاقد اطلاعات پایه در قالب خود زندگی‌نامه است. این‌که نچوی کجا متولد یا بزرگ شده است، والدینش چه می‌کرده‌اند، این که فرزندی دارد یا نه. تمام این‌ها مخاطب را از شخصیت پیشاپیش مرموز او دورتر می‌سازد. ویژگی‌های خاص نچوی برای مخاطبان عادی غیرقابل درک است در حالی که این جزئیات می‌توانست آگاهی بیشتری در پی داشته باشد. تصمیم فری برای حذف این‌ موارد کار اشتباهی بوده ‌است. همچنین دیگر انتخاب‌هایی که در سبک فیلم صورت گرفته، نیمه دوم آن را خسته‌کننده کرده است. مثلاً عادت فرِی برای معرفی همکاران نچوی و نشان دادن آن ها هنگام کار، پیش از روشن ساختن رابطه‌شان با نچوی یکی از این موارد است. این وضعیت روایت را تا مرز انحراف پیش می‌برد.

عکاس جنگ با وجود زمان ۹۶ دقیقه‌ایش قدری طولانی به نظر می‌رسد. مهم‌ترین دلیل این است که فری روش‌های واضح و طبیعی برای پایان دادن فیلم را نادیده می‌گیرد. به علاوه او با بی‌اعتمادی به دست‌مایه فیلمش‌ دچار اشتباه می‌شود. عکاسی نچوی ماهیتاً دراماتیک است و فری تا حد فراوانی این موضوع را به ما نشان می‌دهد. با این حال او سکانسی طولانی را به نمایشگاه نیویورک و پرداخت رخوت‌آمیز آن اختصاص می‌دهد. او به نچوی اجازه می‌دهد در تحسین یا سرزنش، از این شاخه به آن شاخه بپرد، اما فری از جانب خود در بیشتر قسمت‌های فیلم بی‌تفاوتی معمول مستندسازان را نشان می‌دهد. در عین حال، وقتی ارتباط عاطفی او را در موقعیت‌های خطرناک کنار نچوی می‌بینید، این موضوع واقعاً امتیازی برای فیلم محسوب می‌شود.

کریستین فری
Christian Frei
متولد ۱۹۵۹ در شونن ورد سوییس. فارغ التحصیل روزنامه نگاری و ارتباطات از دانشگاه فرایبورگ. کارگردانی اولین فیلم در ۱۹۸۱٫ تهیه کننده و کارگردان مستقل از ۱۹۸۴ تاکنون. اولین فیلم بلند سینمایی او به نام ریکاردو، میریام و فیدل درباره آرزوهای یک خانواده برای مهاجرت به آمریکا، در سال ۲۰۰۱ با استقبال زیادی روبه رو شد.

منبع: چشم انداز سینمای مستند سوییس


این فیلم اردیبهشت ماه سال گذشته در هشتمین کارگاه سایت عکاسی به نمایش در آمد.